دچار | Duchar
162K subscribers
3.78K photos
39 videos
623 links
تبلیغات؟ @Ducharad
Download Telegram
Bad Zaat (Piano Version)
Hiphopologist
می‌گذره، درس می‌شه، ولی نترس دیگه؛
درداتون سِر می‌شه، قلبت نترس می‌شه.
روز می‌ره، شب می‌شه، دوست باهات بد می‌شه؛
اون که می‌خواستی، بی‌حس از کنارت رد می‌شه.
@Duchar
بوسه‌گاه.
آن شب و شب‌های بعدی بسیار نخوابیدم. و فهمیدم اندوهی که آدم را نمی‌کُشد، به شکل‌های دیگری درمی‌آید که از مرگ بدتر است.
نیازی به ایستادن نیست؛ برای هیچ‌چیز صبر نکن.
هرچه پایان یافت، دیگر به پایان رسیده است.
زندگی همین‌قدر سرد و نکبت‌بار است.
عشق دوام نمی‌آورد.
دست‌های گرم، روزی سرد می‌شوند؛
چهره‌ی زیبا، زشت می‌گردد؛
و خورشید، غروب می‌کند.
وطن.
انسان از جایی به بعد، دیگر کمتر انسان است؛
رنگ‌های روحش کمرنگ‌تر می‌شود و ذره‌ذره از خود تهی می‌گردد،
تا جایی که به قبرستانی از آدم‌ها، احساسات، آرزوها و خاطراتِ نصفه‌ونیمه تبدیل می‌شود.
مرا در شخصِ دیگری جست‌وجو خواهی کرد،
اما نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند یا من بی‌نقص بودم، نه؛
بلکه چون هر قلبی فقط یک‌بار خانه‌ی واقعی‌اش را پیدا می‌کند.
تو می‌گردی میان نگاه‌ها، لبخندها، حتی بوسه‌ها،
دنبالِ چیزی که فقط در من بود؛
آن درکِ بی‌قیدوشرط،
آن صبوریِ خسته،
آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی،
میانِ یک گفت‌وگوی بی‌اهمیت با کسی دیگر،
ناگهان ساکت می‌شوی
و یادم می‌افتی؛
نه با نفرت، نه با خشم،
با حسرتی عمیق
که فقط کسانی می‌فهمندش
که عشقِ واقعی را از دست داده‌اند…
خیال می‌کردم تمام آن خاطراتِ غم‌انگیز را برای همیشه در کنجِ ذهنم دفن کرده‌ام.
خیال می‌کردم گذرِ زمان، مرا از شرِّ یادآوریِ دوباره‌ی آن‌ها خلاص می‌کند.
خیال می‌کردم روزی فراموشی سهمِ من هم می‌شود؛
نمی‌دانستم رنج، زوال‌ناپذیر است.
Man bayad miraftam
Chavoshi & Tataloo & Shayea
این ریمیکس خیلی قشنگه.
@Duchar
آغوش.
همیشه از غمِ کسانی حرف می‌زنند
که می‌مانند و می‌سازند؛
اما هیچ‌وقت به غمِ آن‌هایی که می‌گذارند و می‌روند
فکر کرده‌ای؟
اگر روزی غمگین روبه‌روی تو ایستادم،
فکر نکن که چه‌قدر ضعیف و کم‌توانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
1
زن‌ها تا لحظهٔ آخر می‌جنگن عزیز من؛
ولی وقتی یه چیزی براشون تموم می‌شه، دیگه تموم شده!
Hope
Masoud Sekhavatdoost
او هرگز متعلق به من نبود؛ فقط خیالِ مورد علاقه‌ام بود.
@Duchar
عشق.
آنچه از ما باقی می‌ماند، سرنوشت را تغییر خواهد داد…
حتی اگر این باقی‌مانده‌ها
اندوهی جاودانه را در قلب خود حمل کنند.
باقی‌مانده‌ها، تغییر می‌دهند.
همه، یک روز
به گذشته برمی‌گردیم؛
برای کسانی که دوستمان داشتند
و ما
رهایشان کردیم،
سخت خواهیم گریست…
بوسه.
احتمالاً باز هم کسی را دوست بدارم،
اما نه آن‌طور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم؛
این‌بار، بسیار محتاط‌تر، آرام‌تر،
و با ترسی همیشگی از دوباره شکستن.
تکیه‌گاه.