عشق چیزی نیست که من دنبالش باشم؛
اما اگر قرار باشد عاشق شوم، باید ارزشش را داشته باشد؛
باید کسی باشد که بتواند تاریکیِ مرا در آغوش بگیرد…
اما اگر قرار باشد عاشق شوم، باید ارزشش را داشته باشد؛
باید کسی باشد که بتواند تاریکیِ مرا در آغوش بگیرد…
نمیدانم از چه بگویم؛
از خنجری که بر قلبم میزنی،
یا از دستانی که نوازشم میکنی؛
آب میدهی مرا تا قربانیام کنی؟!
از خنجری که بر قلبم میزنی،
یا از دستانی که نوازشم میکنی؛
آب میدهی مرا تا قربانیام کنی؟!
ناراحت باشم که الان با یکی دیگهای؟
نه عزیز من.
اونجا هم خیانت میکنی،
اونجا هم دوهزاری بودنت رو ثابت میکنی.
فقط با اون نه؛ با بعدیهام هم همینطوری.
همین چرخه رو مدام تجربه میکنی.
من چیزی رو از دست ندادم،
تو منو از دست دادی.
حالا باید بچرخی بین دستها
تا بفهمی طلا تو دست خودت بوده
اما قدرش رو ندونستی.
مسئله هم تو نیستی؛
ذاتته که بیریشهست.
هستی،
ولی وجودیت نداری.
نه عزیز من.
اونجا هم خیانت میکنی،
اونجا هم دوهزاری بودنت رو ثابت میکنی.
فقط با اون نه؛ با بعدیهام هم همینطوری.
همین چرخه رو مدام تجربه میکنی.
من چیزی رو از دست ندادم،
تو منو از دست دادی.
حالا باید بچرخی بین دستها
تا بفهمی طلا تو دست خودت بوده
اما قدرش رو ندونستی.
مسئله هم تو نیستی؛
ذاتته که بیریشهست.
هستی،
ولی وجودیت نداری.
و انسان دیر میفهمد که بعضی آدمها
نه برای ماندن،
بلکه برای غرق کردنِ روحِ ما آمدهاند.
نه برای ماندن،
بلکه برای غرق کردنِ روحِ ما آمدهاند.
میدانستم که میروی،
اما میخواستم بدانم، میشود یکبار چیزی را بخواهم و بشود؟
نشد، مثل همیشه…
اما میخواستم بدانم، میشود یکبار چیزی را بخواهم و بشود؟
نشد، مثل همیشه…
آنچه تو از آن میرنجی شاید مرا نرنجاند؛
اما دیدنِ رنجِ تو حتماً مرا آزار میدهد…
اما دیدنِ رنجِ تو حتماً مرا آزار میدهد…
آدمهای تمامشده را دیگر از نو شروع نکنید؛
نه آنها مثل قبل خواهند بود،
نه تو، و نه حتی رابطهتان.
نه آنها مثل قبل خواهند بود،
نه تو، و نه حتی رابطهتان.
اولین نخ سیگار…
همیشه قرار بوده آخرین هم باشد،
برای همهی آنهایی که سالهاست نخ به نخ دود میکنند از همان نخِ اول!
مثل من که از همان حادثهی اولین نگاه…
هر شب دوست داشتنت را تمام میکنم در خودم،
ولی هر روز صبح با طلوعِ خورشید آغاز میشوی!
همیشه قرار بوده آخرین هم باشد،
برای همهی آنهایی که سالهاست نخ به نخ دود میکنند از همان نخِ اول!
مثل من که از همان حادثهی اولین نگاه…
هر شب دوست داشتنت را تمام میکنم در خودم،
ولی هر روز صبح با طلوعِ خورشید آغاز میشوی!