دچار | Duchar
167K subscribers
3.81K photos
39 videos
618 links
تبلیغات @DucharAd
Download Telegram
امن.
و من پذیرفته‌ام که گاهی ما برای بعضی آدم‌ها فقط پناهگاهی هستیم؛
تا وقتی خانه‌ای امن پیدا کنند… و بروند.
حریم دست‌ها.
جهان مرا شکسته است… و من حتی فرصت نکردم ببینم چرا.
گاهی نداشتنِ هیچ‌کس بهتر است؛ باور کن، بعضی‌ها تنهاترت می‌کنند عزیزِ من.
Dochar
«و بیش از این، منتظر ماندن صلاح نیست؛
تو نخواهی آمد…
بدرود ای عزیزِ سال‌هایِ طولانی‌ام… بدرود.»
@Duchar
بوسه.
«مرا ببخش که آرزوهای زیبا و بزرگم را در تو تصور کردم؛
تو به اندازه‌ی آن‌ها نبودی…»
یادگارِ تو است عزیزِ من؛
غمی که برای همیشه در چهره‌ام ماندگار شده.
چه توان‌سوز و غم‌انگیز است، آنگاه که انسان نسبت به کسی که دوستش دارد، کینه پیدا می‌کند.
«ناامید شدن از آدمِ موردعلاقه‌‌ت، غم بزرگیه.»
Oghde
Duchar
شب و سیگار و این ریمیکس.
@Duchar
اطمینان.
به کسانی که شب در آرامش می‌خوابند حسادت می‌کنم.
برای من، شب نبردی با خاطراتم است.
نور.
اما عزیزِ من،
در گلایه کردن، میلی به آشتی پنهان است.
اما وقتی دیگر نمی‌رنجم، معنایش این نیست که قوی شده‌ام؛
معنایش این است که چیزی به پایان رسیده…
من؟ خسته… دلگیر… غمگین؛
گاهی هم بی‌پناه و غریب.
آغوش.
در آخرین نامه‌اش به او نوشت:
اگر بارِ دلتنگی‌هایم شانه‌هایم را خم هم کند، باز هم به سوی تو برنمی‌گردم.
اولین نخ سیگار…
همیشه قرار بوده آخرین هم باشد،
برای همه‌ی آن‌هایی که سال‌هاست نخ به نخ دود می‌کنند از همان نخِ اول!
مثل من که از همان حادثه‌ی اولین نگاه…
هر شب دوست داشتنت را تمام می‌کنم در خودم،
ولی هر روز صبح با طلوعِ خورشید آغاز می‌شوی!