Forwarded from مرکز آموزش های تخصصی آزاد( ماتا)
کارگاه آموزشی مجازی (برخط)
🔹️روش شناسی نقد متد نقد کتاب
▫️دکتر سید حسین حسینی
✔تاریخ شروع: ۳۰ مهر ماه۱۴۰۴
پیوند ثبت نام در این دوره:
https://Mata.ihcs.ac.ir/event/fa/event/776
پیوند ثبت نام در سایر دوره ها:
https://Mata.ihcs.ac.ir
#دوره_آموزشی
🍀🍀
http://t.me/mataihcs
🔹️روش شناسی نقد متد نقد کتاب
▫️دکتر سید حسین حسینی
✔تاریخ شروع: ۳۰ مهر ماه۱۴۰۴
پیوند ثبت نام در این دوره:
https://Mata.ihcs.ac.ir/event/fa/event/776
پیوند ثبت نام در سایر دوره ها:
https://Mata.ihcs.ac.ir
#دوره_آموزشی
🍀🍀
http://t.me/mataihcs
Forwarded from نشر نقد فرهنگ
منتشر شد:
📚 الگوی نقد| نویسنده: سید حسین حسینی | چاپ اول | نشر نقد فرهنگ | 1401|
♦️خرید آنلاین از فروشگاه اینترنتی انتشارات نقد فرهنگ
🛵 ارسال از طریق پست
🛒برای خرید این کتاب روی این لینک کلیک کنید🛒
🟠به اینستاگرام نقد فرهنگ بپیوندید🟠
📚 الگوی نقد| نویسنده: سید حسین حسینی | چاپ اول | نشر نقد فرهنگ | 1401|
♦️خرید آنلاین از فروشگاه اینترنتی انتشارات نقد فرهنگ
🛵 ارسال از طریق پست
🛒برای خرید این کتاب روی این لینک کلیک کنید🛒
🟠به اینستاگرام نقد فرهنگ بپیوندید🟠
بمناسبت مصاحبه وضعیت فلسفه...
مهر ۴۰۴
🔻🔻🔻
@drshhs
۴۰۴
فلسفه برای سرگرمی یا سرگرمی برای فلسفه؟!
دکتر سیّد حسین حسینی
استاد حوزه و دانشگاه
روزنامه همدلی
9مهر99
چندی پیش صوت جلسۀ مذاکرهای فلسفی بین یکی از استادان مسلط فلسفه با تنی چند از مستشکلین بحّاث را میشنیدم؛ با موضوع نظریۀ وحدت وجود که البته به مباحثی مانند قاعدۀ «بسیطه الحقیقه کلّ الاشیاء و لیس بشی منها» و نیز اختلاف در امکان یا عدم امکان فهم ذات و نسبت حکم دربارۀ آن نیز ادامه پیدا میکرد.
با وجود این که مباحثهای چالشی و گرم درگرفته بود و آن استاد محترم هم با صبر و حوصله و بسیار آرام، مدام به پرسشها، پاسخ میداد و بر رأی و نظر خود اصرار داشت امّا، پاسخهای او توان حل و تحلیل منطقی مسأله را نداشتند و از همینرو، به ابهام و تناقض میل پیدا میکرد. اگرچه خود به هیچوجه چنین اعتقادی نداشت امّا محتوای نظریۀ وی که دفاع از سنّت مشهور فلسفی صدرایی بود، تاب پاسخ به پرسشها را نداشت و به همین دلیل بحث در جای خود، متوقف میشد.
جدای از این امر که البته برای نویسندۀ این سطور ناآشنا نبود و پیشتر در جلسات درسی بسیار با آن روبرو بودهام امّا آنچه بهعنوان یک ناظر سوم برای بنده جلب توجه میکرد این که نسبت و سنجۀ این دست مباحث و مطالعات فلسفی و بهویژه اصطلاحات تخصصی و ادبیات بکار رفته در آنها، با مسایل و چالشهای امروز جامعه ما و جامعه جهانی و هرآینه، معضلات انسان معاصر چیست؟
پس از چندین ساعت مذاکره و مباحثه و رد و بدل شدن اصطلاحات فنی متفاوت، نتیجه آن است که از بکارگیری شکلی از مفاهیم و واژهها، بهصورت و شکل دیگری از واژهها منتقل میشویم و لاغیر و در نهایت نیز به هیچ پرسش روشنی پاسخ داده نشده و دریچه و منظری کارگشا و امیدبخش برای حل مسایل خود و جامعه خودمان نمییابیم! آنگاه میتوان پرسش کرد پس فلسفۀ این فلسفه بافیها چیست؟! آیا هدف از فلسفه، صرفاً نوعی بازی ذهنی و سرگرمی مفهومی برای لذت و عیش نفسانی یا حظّ و بهرۀ معنوی است تا مثلاً به احساس لذت دلکش و غرق شدن در پیچیدگی و تاروپود شیرین اصطلاحات فلسفی دست یابیم؟ یا فلسفه و مطالعات فلسفی را بایستی مقدمهای برای ضرب در نیازهای روز و گرهگشایی از چالشهای امروز انسان معاصر، خود کنونی، و جامعۀ معاصر قرار داد؟ غرض از مطالعات فلسفی چون حل جدول سودوکو یا پازل، سرگرمی فکری و تقویت توان ذهنی است یا فلسفه باید به درمان نظری و عقلانی برای علاجی از سنخ اندیشه¬ورزی برای جهان معاصر اقدام کند؟
ویتگنشتاین در جایی میگفت وظیفۀ فیلسوف، گشودن گرههای بسیار است؛ و اگر نمیخواهی مسایل فلسفی را حل کنی، چرا از پرداختن به آنها دست نمیکشی چون حل کردن آنها یعنی تغییر دادن موضع، و شیوه تفکر سابق و اگر این را نمیخواهی، باید مسایل را حل ناشدنی تلقی کنی (ر.ک: حسینی، مالک، ویتگنشتاین و حکمت، تهران، هرمس، ص 91 و 232).
امروزه، ورود به مطالعات فلسفی، دو پیش فرض مهم دارد که در یادداشت بعدی به آن می¬پردازیم/
🔻🔻🔻
مهر ۴۰۴
🔻🔻🔻
@drshhs
۴۰۴
فلسفه برای سرگرمی یا سرگرمی برای فلسفه؟!
دکتر سیّد حسین حسینی
استاد حوزه و دانشگاه
روزنامه همدلی
9مهر99
چندی پیش صوت جلسۀ مذاکرهای فلسفی بین یکی از استادان مسلط فلسفه با تنی چند از مستشکلین بحّاث را میشنیدم؛ با موضوع نظریۀ وحدت وجود که البته به مباحثی مانند قاعدۀ «بسیطه الحقیقه کلّ الاشیاء و لیس بشی منها» و نیز اختلاف در امکان یا عدم امکان فهم ذات و نسبت حکم دربارۀ آن نیز ادامه پیدا میکرد.
با وجود این که مباحثهای چالشی و گرم درگرفته بود و آن استاد محترم هم با صبر و حوصله و بسیار آرام، مدام به پرسشها، پاسخ میداد و بر رأی و نظر خود اصرار داشت امّا، پاسخهای او توان حل و تحلیل منطقی مسأله را نداشتند و از همینرو، به ابهام و تناقض میل پیدا میکرد. اگرچه خود به هیچوجه چنین اعتقادی نداشت امّا محتوای نظریۀ وی که دفاع از سنّت مشهور فلسفی صدرایی بود، تاب پاسخ به پرسشها را نداشت و به همین دلیل بحث در جای خود، متوقف میشد.
جدای از این امر که البته برای نویسندۀ این سطور ناآشنا نبود و پیشتر در جلسات درسی بسیار با آن روبرو بودهام امّا آنچه بهعنوان یک ناظر سوم برای بنده جلب توجه میکرد این که نسبت و سنجۀ این دست مباحث و مطالعات فلسفی و بهویژه اصطلاحات تخصصی و ادبیات بکار رفته در آنها، با مسایل و چالشهای امروز جامعه ما و جامعه جهانی و هرآینه، معضلات انسان معاصر چیست؟
پس از چندین ساعت مذاکره و مباحثه و رد و بدل شدن اصطلاحات فنی متفاوت، نتیجه آن است که از بکارگیری شکلی از مفاهیم و واژهها، بهصورت و شکل دیگری از واژهها منتقل میشویم و لاغیر و در نهایت نیز به هیچ پرسش روشنی پاسخ داده نشده و دریچه و منظری کارگشا و امیدبخش برای حل مسایل خود و جامعه خودمان نمییابیم! آنگاه میتوان پرسش کرد پس فلسفۀ این فلسفه بافیها چیست؟! آیا هدف از فلسفه، صرفاً نوعی بازی ذهنی و سرگرمی مفهومی برای لذت و عیش نفسانی یا حظّ و بهرۀ معنوی است تا مثلاً به احساس لذت دلکش و غرق شدن در پیچیدگی و تاروپود شیرین اصطلاحات فلسفی دست یابیم؟ یا فلسفه و مطالعات فلسفی را بایستی مقدمهای برای ضرب در نیازهای روز و گرهگشایی از چالشهای امروز انسان معاصر، خود کنونی، و جامعۀ معاصر قرار داد؟ غرض از مطالعات فلسفی چون حل جدول سودوکو یا پازل، سرگرمی فکری و تقویت توان ذهنی است یا فلسفه باید به درمان نظری و عقلانی برای علاجی از سنخ اندیشه¬ورزی برای جهان معاصر اقدام کند؟
ویتگنشتاین در جایی میگفت وظیفۀ فیلسوف، گشودن گرههای بسیار است؛ و اگر نمیخواهی مسایل فلسفی را حل کنی، چرا از پرداختن به آنها دست نمیکشی چون حل کردن آنها یعنی تغییر دادن موضع، و شیوه تفکر سابق و اگر این را نمیخواهی، باید مسایل را حل ناشدنی تلقی کنی (ر.ک: حسینی، مالک، ویتگنشتاین و حکمت، تهران، هرمس، ص 91 و 232).
امروزه، ورود به مطالعات فلسفی، دو پیش فرض مهم دارد که در یادداشت بعدی به آن می¬پردازیم/
🔻🔻🔻
بمناسبت چاپ مقاله
تحلیل نسبت نقد و نبوغ در قلمرو مطالعات علوم انسانی
مجله پژوهشی پژوهشهای عقلی نوین.شماره 19. 404
🔻
چکیده
تحلیل نسبت نقد با نبوغ در حوزۀ علوم انسانی از جملۀ مسائل قابلتوجه در مجموعۀ مطالعات نقدپژوهی است که تاکنون مدنظر قرار نگرفته است. پرسش اصلی مقالۀ پیشرو این است که چه فعالیتها یا رفتارهایی، آن هم ناظر به امر نقد، میتواند به تقویت نبوغ در حوزۀ مطالعات علوم انسانی منجر شود؟ و آیا میتوان از نبوغ، مسیری به سمت نقد در قلمرو علوم انسانی باز نمود و راهبرد و راهکارهای نقد علمی در این حوزه را ارتقا بخشید؟ مقاله در اینجا از مفهومی با عنوان «نبوغ انتقادی» یاد میکند و برای این منظور، پس از گذر بر مفهوم نقد و نبوغ و ارائۀ وجوهی از تحلیل فلسفی و مؤلفههای پیرامونی آنها، از یازده راهکار یا بستر علمی– اجتماعی یاد شده است: نقش مواجهۀ انتقادی، پرسشگری، قدرت حدس، ذهن تجریدی کلنگر، رویکرد روشمند، نظم منطقی و ذهنی، تغییر زاویه نگاه به مسئله، منبع الهام، خروج از سنتهای علمی رایج، اتکا بر خود، و نیز فضای اجتماعی. تحول در علوم انسانی بدون برقراری نسبت خلاق میان نقد با نبوغ، شدنی نیست...
@drshhs
۴۰۴
تحلیل نسبت نقد و نبوغ در قلمرو مطالعات علوم انسانی
مجله پژوهشی پژوهشهای عقلی نوین.شماره 19. 404
🔻
چکیده
تحلیل نسبت نقد با نبوغ در حوزۀ علوم انسانی از جملۀ مسائل قابلتوجه در مجموعۀ مطالعات نقدپژوهی است که تاکنون مدنظر قرار نگرفته است. پرسش اصلی مقالۀ پیشرو این است که چه فعالیتها یا رفتارهایی، آن هم ناظر به امر نقد، میتواند به تقویت نبوغ در حوزۀ مطالعات علوم انسانی منجر شود؟ و آیا میتوان از نبوغ، مسیری به سمت نقد در قلمرو علوم انسانی باز نمود و راهبرد و راهکارهای نقد علمی در این حوزه را ارتقا بخشید؟ مقاله در اینجا از مفهومی با عنوان «نبوغ انتقادی» یاد میکند و برای این منظور، پس از گذر بر مفهوم نقد و نبوغ و ارائۀ وجوهی از تحلیل فلسفی و مؤلفههای پیرامونی آنها، از یازده راهکار یا بستر علمی– اجتماعی یاد شده است: نقش مواجهۀ انتقادی، پرسشگری، قدرت حدس، ذهن تجریدی کلنگر، رویکرد روشمند، نظم منطقی و ذهنی، تغییر زاویه نگاه به مسئله، منبع الهام، خروج از سنتهای علمی رایج، اتکا بر خود، و نیز فضای اجتماعی. تحول در علوم انسانی بدون برقراری نسبت خلاق میان نقد با نبوغ، شدنی نیست...
@drshhs
۴۰۴