Forwarded from Saba 🍀
Drops of Jupiter ✨
خوب شد که کنکورمون و خوب ندادیم 😁❤️
وای کی فکرشو میکرد یه روز اینو بگیم😂😂
داشتیم فکر میکردیم اگه کنکور کارشناسیمون که تجربی بود رو خوب داده بودیم، شاید هیچوقت به علاقههای واقعیمون که تو حیطه انسانیه نمیرسیدیم و الان انقدر براشون مشتاق نبودیم
فکر کن من الان دندونپزشکی یا فیزیوتراپی میخوندم🫠
نمونه بارز “وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ” :))
"چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید."
[بقره - ۲۱۶]
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
#Dropsof_Allah 🕌
فکر کن من الان دندونپزشکی یا فیزیوتراپی میخوندم🫠
نمونه بارز “وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ” :))
"چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید."
[بقره - ۲۱۶]
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
#Dropsof_Allah 🕌
👍4❤2😁1😢1
ما ارزش و احتراممون رو از دیگران نمیگیریم که حرف و رفتار دیگران بخواد باعث از بین رفتنش بشه!
بیاید فکر کنیم شما از کسی همیشه مفصل پذیرایی میکنید ولی اون از شما ساده پذیرایی میکنه (میدونید که از دیگران مفصل پذیرایی میکنه، ولی از شما نه)
آیا بنظرتون اون شما رو بی ارزش کرده؟
اگر بهتون بر میخوره و عصبانی میشید، یعنی همین طور فکر میکنید.
بیاید فکر کنیم کسی ۴۵ کیلوئه، یه نفر رد میشه بهش میگه چاق. آیا این یعنی اون آدم واقعا چاقه؟ چون کسی اینو بهش نسبت داده؟ نه.
بیاید فکر کنیم کسی به شما فحش میده.
آیا صرف اینکه اون بهتون همچین چیزی گفته، یعنی شما واقعا اون صفت رو دارید؟ نه.
اگه کسی به شما بگه زشت، شما زشت نمیشید
اگه کسی به شما بگه احمق، شما احمق نمیشید
اینکه کسی به شما هدیههای کم ارزش میده، شما رو کم ارزش نمیکنه
اینکه کسی از شما سادهتر از دیگران پذیرایی میکنه، ارزش شما رو کمتر از اونا نمیکنه
اینکه کسی محبتهای شما رو جبران نمیکنه، شما رو کوچیک نمیکنه
نهایتا اینکه اگه به کسی احترام گذاشتی و در مقابل اون حد از احترام رو دریافت نکردی، قطعا به این معنی نیست که ارزش شما پایین آورده شده یا اینکه شما لایق احترام و محبت نیستید
اصلا مشکل از شما نیست، از اون شخص مقابله
دلیلش رو هم خط اول گفتم.
پس چرا ما در غالب این موارد بهمون بر میخوره و ناراحت و عصبانی میشیم؟
متاسفانه چون فکر میکنیم ارزش ما به نظر و رفتار دیگران بنده🙂
پس اگه ارزش ما به دیگران بند نیست، به چی بنده؟
به خودمون.
ما ارزشمون رو باید از درون خودمون بگیریم
خودمون تعیین میکنیم که چقدر ارزشمند و لایق احترامیم
اینا یعنی همون عزت نفس
اگه عزت نفس و احساس خود ارزشمندیمون کم باشه، با اون رفتار و حرفهای دیگران بهمون برمیخوره چون فکر میکنیم ما به خودی خود ارزشمند نیستیم و این نوع رفتار دیگران با ماست که ارزش ما رو تعیین و تعریف میکنه
اما اگه خودمون به ارزشمندی خودمون باور داشته باشیم، دیگه هیچکدوم از این موارد و موارد مشابه ما رو ناراحت نمیکنه، چون میدونیم اگه فلانی با من رفتار سطح پایینی داره، به این معنی نیست که من سطح پایینم، بلکه خودشه که خودش رو کوچیک میکنه
اگه کسی به من فحش میده، خودش کوچیک میشه و من نه تبدیل به اون صفت میشم و نه کوچیک میشم چون خودم میدونم این چیزی که اون میگه نیستم، پس دیگه برای چی باید بهم بر بخوره؟
عزت نفس رو اصلا اصلا دست کم نگیرید و برای بالا بردنش حتما حتما تلاش جدی کنید
درموردش کتاب بخونید، دوره شرکت کنید، مشاوره برید.
منم دارم براش تلاش میکنم و هنوز اول راهم.
بنظر من عزت نفس پایین مثل نداشتن یا ناقص بودن یک عضو از بدن میمونه، همین قدر حیاتی.
#Dropsof_psychology 🧠
بیاید فکر کنیم شما از کسی همیشه مفصل پذیرایی میکنید ولی اون از شما ساده پذیرایی میکنه (میدونید که از دیگران مفصل پذیرایی میکنه، ولی از شما نه)
آیا بنظرتون اون شما رو بی ارزش کرده؟
اگر بهتون بر میخوره و عصبانی میشید، یعنی همین طور فکر میکنید.
بیاید فکر کنیم کسی ۴۵ کیلوئه، یه نفر رد میشه بهش میگه چاق. آیا این یعنی اون آدم واقعا چاقه؟ چون کسی اینو بهش نسبت داده؟ نه.
بیاید فکر کنیم کسی به شما فحش میده.
آیا صرف اینکه اون بهتون همچین چیزی گفته، یعنی شما واقعا اون صفت رو دارید؟ نه.
اگه کسی به شما بگه زشت، شما زشت نمیشید
اگه کسی به شما بگه احمق، شما احمق نمیشید
اینکه کسی به شما هدیههای کم ارزش میده، شما رو کم ارزش نمیکنه
اینکه کسی از شما سادهتر از دیگران پذیرایی میکنه، ارزش شما رو کمتر از اونا نمیکنه
اینکه کسی محبتهای شما رو جبران نمیکنه، شما رو کوچیک نمیکنه
نهایتا اینکه اگه به کسی احترام گذاشتی و در مقابل اون حد از احترام رو دریافت نکردی، قطعا به این معنی نیست که ارزش شما پایین آورده شده یا اینکه شما لایق احترام و محبت نیستید
اصلا مشکل از شما نیست، از اون شخص مقابله
دلیلش رو هم خط اول گفتم.
پس چرا ما در غالب این موارد بهمون بر میخوره و ناراحت و عصبانی میشیم؟
متاسفانه چون فکر میکنیم ارزش ما به نظر و رفتار دیگران بنده🙂
پس اگه ارزش ما به دیگران بند نیست، به چی بنده؟
به خودمون.
ما ارزشمون رو باید از درون خودمون بگیریم
خودمون تعیین میکنیم که چقدر ارزشمند و لایق احترامیم
اینا یعنی همون عزت نفس
اگه عزت نفس و احساس خود ارزشمندیمون کم باشه، با اون رفتار و حرفهای دیگران بهمون برمیخوره چون فکر میکنیم ما به خودی خود ارزشمند نیستیم و این نوع رفتار دیگران با ماست که ارزش ما رو تعیین و تعریف میکنه
اما اگه خودمون به ارزشمندی خودمون باور داشته باشیم، دیگه هیچکدوم از این موارد و موارد مشابه ما رو ناراحت نمیکنه، چون میدونیم اگه فلانی با من رفتار سطح پایینی داره، به این معنی نیست که من سطح پایینم، بلکه خودشه که خودش رو کوچیک میکنه
اگه کسی به من فحش میده، خودش کوچیک میشه و من نه تبدیل به اون صفت میشم و نه کوچیک میشم چون خودم میدونم این چیزی که اون میگه نیستم، پس دیگه برای چی باید بهم بر بخوره؟
عزت نفس رو اصلا اصلا دست کم نگیرید و برای بالا بردنش حتما حتما تلاش جدی کنید
درموردش کتاب بخونید، دوره شرکت کنید، مشاوره برید.
منم دارم براش تلاش میکنم و هنوز اول راهم.
بنظر من عزت نفس پایین مثل نداشتن یا ناقص بودن یک عضو از بدن میمونه، همین قدر حیاتی.
#Dropsof_psychology 🧠
👍4
Drops of Jupiter ✨
ما ارزش و احتراممون رو از دیگران نمیگیریم که حرف و رفتار دیگران بخواد باعث از بین رفتنش بشه! بیاید فکر کنیم شما از کسی همیشه مفصل پذیرایی میکنید ولی اون از شما ساده پذیرایی میکنه (میدونید که از دیگران مفصل پذیرایی میکنه، ولی از شما نه) آیا بنظرتون اون…
.
و یه چیزی هم بگم،
چرا وقتی میبینیم کسی جواب محبتمون رو با محبت نمیده، فکر میکنیم محبتمون رو هدر دادیم و پشیمون میشیم یا مثلا میگیم "عه عه عه بشکنه این دست، من احمقو بگو چقدر بهش خوبی کردم، چقدر بهش احترام میذاشتم، این بود جوابش؟!"
نه آقا چرا بشکنه؟ مگه کار بدی کردی؟
بنظر من اتفاقا حسرت و ناراحتی نداره
اینکه ما آدم خوبی بودیم و کار خوبی کردیم، بده مگه؟
اینکه کار درست رو کردیم و به دیگران احترام گذاشتیم، بده مگه؟
حالا اون آدم خوبی نبوده، به ما چه؟ بد به حال خودش!
اگه اینجوری ناراحت و پشیمون میشیم یعنی انتظار داشتیم در مقابل خوبی کردنمون، بهمون خوبی بشه
یعنی با انتظار محبت کردیم
نه صرفا برای محبت کردن
نه برای آدم خوبی بودن
نه برای کار نیک کردن
بلکه برای اینکه در مقابل چیزی هم گیر من بیاد، وگرنه دیوونم مگه وقت و انرژیمو الکی هدر بدم؟🙃
پینوشت: البته این به این معنی نیست که ما به محبت کردن به آدمای بیلیاقت ادامه بدیم.
#Dropsof_psychology 🧠
و یه چیزی هم بگم،
چرا وقتی میبینیم کسی جواب محبتمون رو با محبت نمیده، فکر میکنیم محبتمون رو هدر دادیم و پشیمون میشیم یا مثلا میگیم "عه عه عه بشکنه این دست، من احمقو بگو چقدر بهش خوبی کردم، چقدر بهش احترام میذاشتم، این بود جوابش؟!"
نه آقا چرا بشکنه؟ مگه کار بدی کردی؟
بنظر من اتفاقا حسرت و ناراحتی نداره
اینکه ما آدم خوبی بودیم و کار خوبی کردیم، بده مگه؟
اینکه کار درست رو کردیم و به دیگران احترام گذاشتیم، بده مگه؟
حالا اون آدم خوبی نبوده، به ما چه؟ بد به حال خودش!
اگه اینجوری ناراحت و پشیمون میشیم یعنی انتظار داشتیم در مقابل خوبی کردنمون، بهمون خوبی بشه
یعنی با انتظار محبت کردیم
نه صرفا برای محبت کردن
نه برای آدم خوبی بودن
نه برای کار نیک کردن
بلکه برای اینکه در مقابل چیزی هم گیر من بیاد، وگرنه دیوونم مگه وقت و انرژیمو الکی هدر بدم؟🙃
پینوشت: البته این به این معنی نیست که ما به محبت کردن به آدمای بیلیاقت ادامه بدیم.
#Dropsof_psychology 🧠
👍4
منو میگه😅
میترسیدم مجبور شیم بخاطر کرونا تا آخر عمر ماسک بزنیم و دیگه نتونیم همدیگه رو بغل کنیم😬😅
شاید باورتون نشه ولی از اینکه برم پست و بستهای رو پست کنم میترسیدم چون قبلا این کارو نکرده بودم و نمیدونستم چجوریه، میترسیدم مسخره یا تحقیر بشم!
وقتی تازه رفته بودم دانشگاه میترسیدم پسرا بهم تیکه بندازن(که هیچوقت پیش نیومد)
میترسیدم جایی بیرون از خونه/دانشگاه تنها باشم چون تمام مدت میترسیدم یکی یا خودمو بدزده یا وسایلمو🤦🏻♀😅(تمااام مدت و هرجا)
همین سال گذشته انتظار داشتم واقعا جنگ بشه، داخلی و خارجی قاطی
خیلی وقتا میترسیدم اگه واقعا حرفی که ته دلم هست رو بزنم و نظر خودم رو بگم، باعث بشه دیگران دوستم نداشته باشن و دیگه نخوان باهام مثل قبل در ارتباط باشن (صرفا چون نظرم باهاشون متفاوته😅)
اما هیچکدوم از این اتفاقات نیوفتاد🤷🏻♀
#Dropsof_psychology 🧠
میترسیدم مجبور شیم بخاطر کرونا تا آخر عمر ماسک بزنیم و دیگه نتونیم همدیگه رو بغل کنیم😬😅
شاید باورتون نشه ولی از اینکه برم پست و بستهای رو پست کنم میترسیدم چون قبلا این کارو نکرده بودم و نمیدونستم چجوریه، میترسیدم مسخره یا تحقیر بشم!
وقتی تازه رفته بودم دانشگاه میترسیدم پسرا بهم تیکه بندازن(که هیچوقت پیش نیومد)
میترسیدم جایی بیرون از خونه/دانشگاه تنها باشم چون تمام مدت میترسیدم یکی یا خودمو بدزده یا وسایلمو🤦🏻♀😅(تمااام مدت و هرجا)
همین سال گذشته انتظار داشتم واقعا جنگ بشه، داخلی و خارجی قاطی
خیلی وقتا میترسیدم اگه واقعا حرفی که ته دلم هست رو بزنم و نظر خودم رو بگم، باعث بشه دیگران دوستم نداشته باشن و دیگه نخوان باهام مثل قبل در ارتباط باشن (صرفا چون نظرم باهاشون متفاوته😅)
اما هیچکدوم از این اتفاقات نیوفتاد🤷🏻♀
#Dropsof_psychology 🧠
👍5
یکی از چیزای کوچیکی که بهم حس خوبی میده، شنیدن صدای جاروی آقای پاکبان تو کوچه، در سکوت مطلق ساعتای نصف شبه؛ مثل الان: خِش..خشش..خشش
هردفعه که قبل خواب بشنومش میرم پشت پنجره تو تاریکی وایمیستم، همینطور که هوای خنک نصف شب رو نفس میکشم، نگاهش میکنم و به صدای جاروش گوش میدم و برای سلامتی و وسعت رزقش دعا میکنم :)✨
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
هردفعه که قبل خواب بشنومش میرم پشت پنجره تو تاریکی وایمیستم، همینطور که هوای خنک نصف شب رو نفس میکشم، نگاهش میکنم و به صدای جاروش گوش میدم و برای سلامتی و وسعت رزقش دعا میکنم :)✨
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
👍6❤4
داشتم یادگاریهای دوران راهنماییمو نگاه میکردم
یه برگه بود که دوستام توش توصیفم کرده بودن، سه نفر بهم صفت مشاور/روانشناس داده بودن :))
یکی از معلمهام هم برام نوشته بود "در امیدوار کردن دیگران نسبت به زندگی موثر هستی" 🥺🥺
الان قلبقلبی و غرق در نوستالژیام🫠♥️
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
یه برگه بود که دوستام توش توصیفم کرده بودن، سه نفر بهم صفت مشاور/روانشناس داده بودن :))
یکی از معلمهام هم برام نوشته بود "در امیدوار کردن دیگران نسبت به زندگی موثر هستی" 🥺🥺
الان قلبقلبی و غرق در نوستالژیام🫠♥️
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
❤6👍1
همینطور که میبینید، همزمان که دلم درحال ذوق کردن و نوستالژی بازیه، مغزم درحال انتخاب رشتهاست😂😂
دلم تو دوران راهنمایی و دبیرستانه، مغزم فوق لیسانس🫠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
دلم تو دوران راهنمایی و دبیرستانه، مغزم فوق لیسانس🫠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
🥰4👍1🤩1
چطور میشه دلتنگ زمانی شد که توش نبودی؟ :)
چطور میشه دلتنگ جمعی شد که هیچوقت جزوش نبودی؟
یا حتی دلتنگ کسی که تاحالا ندیدی؟
چند روزی بود که نامههای قدیمی پسردایی مامانم به مامانم رو میخوندم (با اجازه مامانم البته😅)
پسردایی مامانم ۴۰ سال پیش، وقتی ۱۸ سالش بوده، از ایران میره و این نامهها اکثرا مال سالهای ۶۲ تا ۶۴ بودن، چندتایی هم برای اوایل دهه ۷۰.
طوری از خاطرات خوب زمانی که ایران بوده نوشته که دلم خواست منم جزو فامیل مامانم اینا بودم و منم همراهش دلم برای اون دوران تنگ میشد🫠
و یه جاهایی از تنهایی و دلتنگیش حسابی دلم کباب شد🥲
یه پسر ۱۹-۲۰ ساله تو کشور غریب که اون موقع زبانشونم بلد نبوده
مثل وقتی خبرای خیلی خوب یا خیلی بد فامیل بهش میرسیده و دور بوده (خبر فوت، خبر ازدواج)،
نگرانی وقتی که خبر بمبارون میشنیده،
وقتی گفته سر کلاس به جای اینکه به درس گوش کنم خاطرات ایران و دورهمیهامون رو مرور میکنم🥺،
وقتی سرکلاس هیچی از درسها که فرانسوی بودن نمیفهمیده،
وقتی کسی از ایران و ایرانی بد میگفته و باهاش دعواش میشده،
وقتی نوشته بود صبحهایی که بیدار میشم و حالم خوب نیست، انقدر قربون صدقههای عمه (مامانبزرگ من🥲) رو برای خودم تکرار میکنم تا حالم خوب بشه و بتونم از جام پاشم،
وقتی از زحمتی که برای تلفن زدن به ایران میکشیده نوشته، برای اینکه فقط ۲-۵ دقیقه صحبت کنه و صدای همه رو بشنوه،
وقتی گفته روز عروسی افسانه (خاله من) همه فکر و ذکر و روحم پیش شما بود، انقدر که لابهلای درسهاش سر کلاس هی نوشته "Emrooz arousie Afsane ast"🥹
و وقتی از آرزوی روزی مینوشته که بیاد ایران و از نزدیک یه چیزایی رو تعریف کنه و دوباره دور هم جمع بشن، و منی که وقتی میخوندم، میدونستم هیچوقت نتونست بیاد🥲💔
و جالب اینجاست که من این پسردایی مامانم رو هیچ وقت از نزدیک ندیدم و فقط یه بار با تماس تصویری باهاش سلام علیک کردم، ولی احساس میکنم تو این مدت حسابی بهش نزدیک شدم، مخصوصا که وقتی این نامهها رو مینوشته حدودا همسنای خودم بوده، یهکم کوچیکتر🥲
چون نامههاش مثل داستان بود، خیلی روون، با جزئیات، مفصل و بامزه مینوشته و الان که نامهها تموم شدن، حس تموم کردن یه کتاب رو دارم و دلم براش تنگ میشه🥹
پینوشت: از بچگی نامه گرفتن جزو فانتزیهام بوده و هیچوقتم نگرفتم. بخاطر همین، دونه دونه باز کردن و خوندن این نامهها خیلیی برام جذاب بود🥹
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
چطور میشه دلتنگ جمعی شد که هیچوقت جزوش نبودی؟
یا حتی دلتنگ کسی که تاحالا ندیدی؟
چند روزی بود که نامههای قدیمی پسردایی مامانم به مامانم رو میخوندم (با اجازه مامانم البته😅)
پسردایی مامانم ۴۰ سال پیش، وقتی ۱۸ سالش بوده، از ایران میره و این نامهها اکثرا مال سالهای ۶۲ تا ۶۴ بودن، چندتایی هم برای اوایل دهه ۷۰.
طوری از خاطرات خوب زمانی که ایران بوده نوشته که دلم خواست منم جزو فامیل مامانم اینا بودم و منم همراهش دلم برای اون دوران تنگ میشد🫠
و یه جاهایی از تنهایی و دلتنگیش حسابی دلم کباب شد🥲
یه پسر ۱۹-۲۰ ساله تو کشور غریب که اون موقع زبانشونم بلد نبوده
مثل وقتی خبرای خیلی خوب یا خیلی بد فامیل بهش میرسیده و دور بوده (خبر فوت، خبر ازدواج)،
نگرانی وقتی که خبر بمبارون میشنیده،
وقتی گفته سر کلاس به جای اینکه به درس گوش کنم خاطرات ایران و دورهمیهامون رو مرور میکنم🥺،
وقتی سرکلاس هیچی از درسها که فرانسوی بودن نمیفهمیده،
وقتی کسی از ایران و ایرانی بد میگفته و باهاش دعواش میشده،
وقتی نوشته بود صبحهایی که بیدار میشم و حالم خوب نیست، انقدر قربون صدقههای عمه (مامانبزرگ من🥲) رو برای خودم تکرار میکنم تا حالم خوب بشه و بتونم از جام پاشم،
وقتی از زحمتی که برای تلفن زدن به ایران میکشیده نوشته، برای اینکه فقط ۲-۵ دقیقه صحبت کنه و صدای همه رو بشنوه،
وقتی گفته روز عروسی افسانه (خاله من) همه فکر و ذکر و روحم پیش شما بود، انقدر که لابهلای درسهاش سر کلاس هی نوشته "Emrooz arousie Afsane ast"🥹
و وقتی از آرزوی روزی مینوشته که بیاد ایران و از نزدیک یه چیزایی رو تعریف کنه و دوباره دور هم جمع بشن، و منی که وقتی میخوندم، میدونستم هیچوقت نتونست بیاد🥲💔
و جالب اینجاست که من این پسردایی مامانم رو هیچ وقت از نزدیک ندیدم و فقط یه بار با تماس تصویری باهاش سلام علیک کردم، ولی احساس میکنم تو این مدت حسابی بهش نزدیک شدم، مخصوصا که وقتی این نامهها رو مینوشته حدودا همسنای خودم بوده، یهکم کوچیکتر🥲
چون نامههاش مثل داستان بود، خیلی روون، با جزئیات، مفصل و بامزه مینوشته و الان که نامهها تموم شدن، حس تموم کردن یه کتاب رو دارم و دلم براش تنگ میشه🥹
پینوشت: از بچگی نامه گرفتن جزو فانتزیهام بوده و هیچوقتم نگرفتم. بخاطر همین، دونه دونه باز کردن و خوندن این نامهها خیلیی برام جذاب بود🥹
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
😢1
Drops of Jupiter ✨
چطور میشه دلتنگ زمانی شد که توش نبودی؟ :) چطور میشه دلتنگ جمعی شد که هیچوقت جزوش نبودی؟ یا حتی دلتنگ کسی که تاحالا ندیدی؟ چند روزی بود که نامههای قدیمی پسردایی مامانم به مامانم رو میخوندم (با اجازه مامانم البته😅) پسردایی مامانم ۴۰ سال پیش، وقتی ۱۸ سالش…
.
قسمت مربوط به روز عروسی خالم رو براتون نوشتم :)) (پسردایی مامانم رشته کامپیوتر میخونده) :
"دائم تا چشم معلم را دور میدیدم جزو برنامههای کامپیوتر "امروز عروسی افسانه است" را هم میتپاندم و مضحک اینکه همکلاسیم سر رسید من هم اصلا حواسم نبود، لیست را دیده و معلم را صدا کرده بود و داشت سوال میکرد که این جمله Arousy Afssané یعنی چه، آخه زبان کامپیوتر به انگلیسی هست بنابراین خیلی پیش میاد که جملاتی را نمیفهمن. خلاصه من هم مقداری چرند گفتم و در همین ضمن اهالی همگی دور کامپیوتر ما جمع شده بودند و دائم تکرار میکردن Émrouz aroussy Afsane ast. من هم از شدت خنده و چرندیاتی که به اونها گفته بودم داشتم میمردم خلاصه با هر دردسری بود خلاص شدم و گفتم این یک پیغام خصوصی یا رمز مخصوص من هست... در هر حال الان بعد از یک روز، امروز صبح رفتم ۲-۳ تا از بچهها گفتن "امروز عروسی افسانه است" من هم گفتم نه احمقها دیروز بود تمام شد، البته به فارسی و باز همه سوال که چی گفتی و من هم گفتم هیچی گفتم عجب حافظهای دارید ( :)) )
در هرحال تمام روح و حواسم اونجا بود امیدوارم که به خوبی و خوشی برگزار شده باشه و جای ما را هم خالی کرده باشید."
از بین همه نامهها، فکر کنم اینو از همه بیشتر دوست داشتم :))
البته همزمان غمگینم هم میکنه🫠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
قسمت مربوط به روز عروسی خالم رو براتون نوشتم :)) (پسردایی مامانم رشته کامپیوتر میخونده) :
"دائم تا چشم معلم را دور میدیدم جزو برنامههای کامپیوتر "امروز عروسی افسانه است" را هم میتپاندم و مضحک اینکه همکلاسیم سر رسید من هم اصلا حواسم نبود، لیست را دیده و معلم را صدا کرده بود و داشت سوال میکرد که این جمله Arousy Afssané یعنی چه، آخه زبان کامپیوتر به انگلیسی هست بنابراین خیلی پیش میاد که جملاتی را نمیفهمن. خلاصه من هم مقداری چرند گفتم و در همین ضمن اهالی همگی دور کامپیوتر ما جمع شده بودند و دائم تکرار میکردن Émrouz aroussy Afsane ast. من هم از شدت خنده و چرندیاتی که به اونها گفته بودم داشتم میمردم خلاصه با هر دردسری بود خلاص شدم و گفتم این یک پیغام خصوصی یا رمز مخصوص من هست... در هر حال الان بعد از یک روز، امروز صبح رفتم ۲-۳ تا از بچهها گفتن "امروز عروسی افسانه است" من هم گفتم نه احمقها دیروز بود تمام شد، البته به فارسی و باز همه سوال که چی گفتی و من هم گفتم هیچی گفتم عجب حافظهای دارید ( :)) )
در هرحال تمام روح و حواسم اونجا بود امیدوارم که به خوبی و خوشی برگزار شده باشه و جای ما را هم خالی کرده باشید."
از بین همه نامهها، فکر کنم اینو از همه بیشتر دوست داشتم :))
البته همزمان غمگینم هم میکنه🫠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
😢1
۱۲ تا ۱۸ ماه جون، هفته سلامت روان مردانه.
به این مناسبت میخوام طی چند پست از مسائل و سختیهای مردان و پسران بگم، چون همچین حرفایی این روزا لابهلای امواج عظیم "حمایت از حقوق زنان" زیاد شنیده نمیشه
چند ساله من به این نتیجه رسیدم که مردا خیلی گناه دارن😅
شاید شنیدن این جمله تو این زمونه که همه جا صحبت از حقوق زنان و توانمندسازی زنان و فریاد افراطیهاست که میگن مردا حق ما زنا رو خوردن و مردا بدن و قلدرن و...، عجیب باشه.
تا جایی هم صحبت از سختیها و مشکلات مردها میشه، یه سری خانم میان میگن پس ما زنا چی که این همه مشکل داریم و بهمون ظلم میشه؟! حالا این مردا این همه زندگی به نفعشون بوده، یه ذره سختی هم بکشن به جایی بر نمیخوره!
خانمهای عزیز، از حقوق و مشکلات شما خیلی صحبت میشه، ولی مردا چی؟
حداقل برای زنان با وجود همه مسائلشون، یه فمنیسم هست که درموردشون صحبت کنه و مشکلاتشون رو به گوش دنیا برسونه
ولی کی از مردا میگه؟
و نگید که مردا که همه حقوق رو دارن و زندگیشون گل و بلبله چون اصلا نیست!
و اینو نتایج آماری هم به راحتی اثبات میکنه
یه جنبش مثل فمنیسم که ندارن،
کسی هم چیزی ازش بگه الان تو این طوفان حمایت از حقوق زنان سرکوبش میکنن میگن هیس الان نوبت زناست.
در حالی که صحبت کردن از مردها هیچ به معنی انکار سختیهای زنان نیست!
میشه به هردو پرداخت و باهم رشد کرد، به همین سادگی
پس با ما همراه باشید🤓
#Dropsof_psychology 🧠
به این مناسبت میخوام طی چند پست از مسائل و سختیهای مردان و پسران بگم، چون همچین حرفایی این روزا لابهلای امواج عظیم "حمایت از حقوق زنان" زیاد شنیده نمیشه
چند ساله من به این نتیجه رسیدم که مردا خیلی گناه دارن😅
شاید شنیدن این جمله تو این زمونه که همه جا صحبت از حقوق زنان و توانمندسازی زنان و فریاد افراطیهاست که میگن مردا حق ما زنا رو خوردن و مردا بدن و قلدرن و...، عجیب باشه.
تا جایی هم صحبت از سختیها و مشکلات مردها میشه، یه سری خانم میان میگن پس ما زنا چی که این همه مشکل داریم و بهمون ظلم میشه؟! حالا این مردا این همه زندگی به نفعشون بوده، یه ذره سختی هم بکشن به جایی بر نمیخوره!
خانمهای عزیز، از حقوق و مشکلات شما خیلی صحبت میشه، ولی مردا چی؟
حداقل برای زنان با وجود همه مسائلشون، یه فمنیسم هست که درموردشون صحبت کنه و مشکلاتشون رو به گوش دنیا برسونه
ولی کی از مردا میگه؟
و نگید که مردا که همه حقوق رو دارن و زندگیشون گل و بلبله چون اصلا نیست!
و اینو نتایج آماری هم به راحتی اثبات میکنه
یه جنبش مثل فمنیسم که ندارن،
کسی هم چیزی ازش بگه الان تو این طوفان حمایت از حقوق زنان سرکوبش میکنن میگن هیس الان نوبت زناست.
در حالی که صحبت کردن از مردها هیچ به معنی انکار سختیهای زنان نیست!
میشه به هردو پرداخت و باهم رشد کرد، به همین سادگی
پس با ما همراه باشید🤓
#Dropsof_psychology 🧠
👍4❤1🔥1
Drops of Jupiter ✨
۱۲ تا ۱۸ ماه جون، هفته سلامت روان مردانه. به این مناسبت میخوام طی چند پست از مسائل و سختیهای مردان و پسران بگم، چون همچین حرفایی این روزا لابهلای امواج عظیم "حمایت از حقوق زنان" زیاد شنیده نمیشه چند ساله من به این نتیجه رسیدم که مردا خیلی گناه دارن😅 شاید…
.
هرچی که در ادامه میخوام بگم ریشه در "مردانگی سمی" داره، پس اول ببینیم مردانگی سمی دقیقا یعنی چی:
مردانگی سمی همون کلیشه "مررد" بودنه که مردها رو به داشتن چنین صفاتی تشویق میکنه:
خشونت
کنترل یا خشونت جنسی
نشون ندادن یا سرکوب کردن احساسات
بیش از حد رقابتی بودن
نیاز به سلطهگری
انزوا
سطح همدلی پایین
تعصب و مردسالاری
یه مثالش شخصیه که به کسی که داره از خودش احساسات نشون میده، بگه "مرد باش!" که منظورش اینه که جمع کن خودتو و احساساتت رو پنهان کن. و همین برخوردها باعث شده که نشون دادن احساسات یا آسیب پذیری بنظر "غیر مردونه" بیاد.
وقتی یک پسر یا مرد دنیا رو از زاویه این صفات افراطی مردانه ببینه، یعنی از بچگی اینارو هی بهش القا کنن و بگن که باید اینجوری باشی، باید "مرررد" باشی، فکر میکنه که تنها درصورت داشتن این صفات افراطی مورد قبول دیگران واقع میشه
در نتیجه، مردها به سمت مردانگی سمی متمایل میشن
و پیامدهای منفی مردانگی سمی اول از همه برای خودشون چیه؟
.
.
با ما همراه باشید🤓
(منبع: MedicalNewsToday)
#Dropsof_psychology 🧠
هرچی که در ادامه میخوام بگم ریشه در "مردانگی سمی" داره، پس اول ببینیم مردانگی سمی دقیقا یعنی چی:
مردانگی سمی همون کلیشه "مررد" بودنه که مردها رو به داشتن چنین صفاتی تشویق میکنه:
خشونت
کنترل یا خشونت جنسی
نشون ندادن یا سرکوب کردن احساسات
بیش از حد رقابتی بودن
نیاز به سلطهگری
انزوا
سطح همدلی پایین
تعصب و مردسالاری
یه مثالش شخصیه که به کسی که داره از خودش احساسات نشون میده، بگه "مرد باش!" که منظورش اینه که جمع کن خودتو و احساساتت رو پنهان کن. و همین برخوردها باعث شده که نشون دادن احساسات یا آسیب پذیری بنظر "غیر مردونه" بیاد.
وقتی یک پسر یا مرد دنیا رو از زاویه این صفات افراطی مردانه ببینه، یعنی از بچگی اینارو هی بهش القا کنن و بگن که باید اینجوری باشی، باید "مرررد" باشی، فکر میکنه که تنها درصورت داشتن این صفات افراطی مورد قبول دیگران واقع میشه
در نتیجه، مردها به سمت مردانگی سمی متمایل میشن
و پیامدهای منفی مردانگی سمی اول از همه برای خودشون چیه؟
.
.
با ما همراه باشید🤓
(منبع: MedicalNewsToday)
#Dropsof_psychology 🧠
👍4
Drops of Jupiter ✨
. هرچی که در ادامه میخوام بگم ریشه در "مردانگی سمی" داره، پس اول ببینیم مردانگی سمی دقیقا یعنی چی: مردانگی سمی همون کلیشه "مررد" بودنه که مردها رو به داشتن چنین صفاتی تشویق میکنه: خشونت کنترل یا خشونت جنسی نشون ندادن یا سرکوب کردن احساسات بیش از حد رقابتی…
.
داشتیم میگفتیم مردانگی سمی پیامدهای مضری برای جامعه داره اما اول از همه برای خود مردها مضره، به این دلایل:
🔵سلامت جسمی:
مردانگی سمی مانع از این میشه که مردها به موقع برای دکتر رفتن اقدام کنن. با خودشون میگن چیزی نیست، خودش خوب میشه یا از پسش برمیام.
آمارها نشون میدن که بطور متوسط مردها درصورت مواجهه با مشکل فیزیکی و بیماری، ۷ هفته صبر میکنن تا شاید خودش بهتر شد و اگه نشد بعد از ۷ هفته براش اقدام میکنن! ۷ هفته!😐 (دوستای من میدونن من ۲ روز بعد از بروز علائم میپرم دکتر😂)
مردانگی سمی بطور کلی کمک خواستن رو نشونه ضعف، بیکفایتی و "به اندازه کافی مرد نبودن" میدونه.
🔵سلامت روانی:
پسرها و مردان تحت فشار رسیدن به استانداردهای "مردانگی" (بخونید مردانگی سمی) معمولا دچار این مشکلات روانی میشن:
- افسردگی (که ممکنه تا خودکشی پیش بره)
- عزت نفس پایین در ارتباط با شکل بدنشون
- عملکرد اجتماعی ضعیف
- اضطراب
- سو مصرف مواد
- سرکوب احساسات
به همون دلیل بالا که مردها به دکتر مراجعه نمیکنن، نه تنها به رواندرمانگر هم مراجعه نمیکنن، بلکه با کس دیگهای مثلا دوست و خانواده هم راجع به مشکلاتشون صحبت نمیکنن.
همه میدونن زنان چقدر با همدیگه درد و دل میکنن ولی محور اصلی گفتگوهای مردان باهم حول ورزش، سیاست، اقتصاد و کار میچرخه و کمتر پیش میاد از خودشون باهم صحبت کنن. بخاطر همین دوستیهای زنان عمیقتر و صمیمیتره.
آمارها نشون میدن که بطور کلی نرخ اقدام به خودکشی بین زنان از مردان بیشتره اما نرخ خودکشیهای موفق در بین مردان ۴ برابر زنانه. یک دلیلش هم اینه که مردا کمتر نشانههاش رو در ظاهر نشون میدن یا درموردش با کسی صحبت میکنن.
ادامه دارد...👀
منابع:
MedicalNewsToday
ADAA
#Dropsof_psychology 🧠
داشتیم میگفتیم مردانگی سمی پیامدهای مضری برای جامعه داره اما اول از همه برای خود مردها مضره، به این دلایل:
🔵سلامت جسمی:
مردانگی سمی مانع از این میشه که مردها به موقع برای دکتر رفتن اقدام کنن. با خودشون میگن چیزی نیست، خودش خوب میشه یا از پسش برمیام.
آمارها نشون میدن که بطور متوسط مردها درصورت مواجهه با مشکل فیزیکی و بیماری، ۷ هفته صبر میکنن تا شاید خودش بهتر شد و اگه نشد بعد از ۷ هفته براش اقدام میکنن! ۷ هفته!😐 (دوستای من میدونن من ۲ روز بعد از بروز علائم میپرم دکتر😂)
مردانگی سمی بطور کلی کمک خواستن رو نشونه ضعف، بیکفایتی و "به اندازه کافی مرد نبودن" میدونه.
🔵سلامت روانی:
پسرها و مردان تحت فشار رسیدن به استانداردهای "مردانگی" (بخونید مردانگی سمی) معمولا دچار این مشکلات روانی میشن:
- افسردگی (که ممکنه تا خودکشی پیش بره)
- عزت نفس پایین در ارتباط با شکل بدنشون
- عملکرد اجتماعی ضعیف
- اضطراب
- سو مصرف مواد
- سرکوب احساسات
به همون دلیل بالا که مردها به دکتر مراجعه نمیکنن، نه تنها به رواندرمانگر هم مراجعه نمیکنن، بلکه با کس دیگهای مثلا دوست و خانواده هم راجع به مشکلاتشون صحبت نمیکنن.
همه میدونن زنان چقدر با همدیگه درد و دل میکنن ولی محور اصلی گفتگوهای مردان باهم حول ورزش، سیاست، اقتصاد و کار میچرخه و کمتر پیش میاد از خودشون باهم صحبت کنن. بخاطر همین دوستیهای زنان عمیقتر و صمیمیتره.
آمارها نشون میدن که بطور کلی نرخ اقدام به خودکشی بین زنان از مردان بیشتره اما نرخ خودکشیهای موفق در بین مردان ۴ برابر زنانه. یک دلیلش هم اینه که مردا کمتر نشانههاش رو در ظاهر نشون میدن یا درموردش با کسی صحبت میکنن.
ادامه دارد...👀
منابع:
MedicalNewsToday
ADAA
#Dropsof_psychology 🧠
👍2👏1
Drops of Jupiter ✨
. داشتیم میگفتیم مردانگی سمی پیامدهای مضری برای جامعه داره اما اول از همه برای خود مردها مضره، به این دلایل: 🔵سلامت جسمی: مردانگی سمی مانع از این میشه که مردها به موقع برای دکتر رفتن اقدام کنن. با خودشون میگن چیزی نیست، خودش خوب میشه یا از پسش برمیام. آمارها…
.
و اما درمورد سرکوب احساسات
بنظر من یکی از بدترین پیامدهای مردانگی سمی، همین سرکوب و نادیده گرفتن احساساته.
ما وقتی میخوایم احساس و تجربه درونیمون رو نادیده بگیریم، حواس خودمون رو با یه کاری پرت میکنیم
و از اونجایی که این پدیده در مردان بیشتر دیده میشه (چون بیشتر مایل به نادیده گرفتن احساساتشونن)،
اعتیاد به مواد مخدر و الکل،
اعتیاد به فعالیتهای جنسی،
اعتیاد به کار و مشغولیت بیش از حد،
غرق شدن در بازیهای ویدیوئی و
فعالیتهای خطرناک مثل رانندگی با سرعت خیلی زیاد
بین مردان شایعتره چون هرکدوم از این فعالیتها به نوعی حواس آدم رو از احساساتی که داره تجربه میکنه پرت میکنن و ارتباطش رو با زمان حال و زندگی واقعی، قطع میکنن.
یه دلیل اینکه مردها به این فعالیتهای اصطلاحا "بیحس کننده" رو میارن اینه که از افکار و احساساتی که دارن تجربه میکنن و نمیخوان بپذیرن فرار کنن و یه دلیلش هم بخاطر بیحس کردن درد و فشاریه که رو دوششونه.
مثل فشار اقتصادی در عین تامین کننده بودن،
فشار تکیهگاه بودن بدون تکیهگاه داشتن،
فشار انتظار جامعه و دیگران از اینکه خستگیناپذیر و قوی باشن،
فشار جنسی مجردا،
و...
و مشکل اینجاست که فکر میکنن باید احساسات و دردهاشون رو تنهایی به دوش بکشن، بخاطر همین اونارو با کسی در میون نمیذارن. میترسن از اینکه همچین حرفایی بزنن و قضاوت بشن.
و جالب اینجاست که من هم بین ایرانیها و هم بین خارجیها این موضوع رو دنبال کردم و در هر دو جامعه صحبتها عینا مثل هم بود.
مردا میگفتن اینا همهاش حرفه و زنا دنبال مرد قوی و حمایتگر میگردن که بهش تکیه کنن و تا کوچیکترین احساس و ضعف و آسیب پذیریای نشون بدی، پسات میزنن.
و زنا بهشون جواب داده بودن که اصلا هم اینطور نیست و اتفاقا مردی که احساسات و آسیبپذیریهاش رو نشون میده نه تنها ضعیف نیست بلکه بنظر ما قویتر و جذابترم هست.
ولی مردا باور نمیکردن
قبول دارم که بعضی زنها همونطوری هستن که اون مردا فکر میکردن، اما بدونید که همچین رابطهای سالم نیست.
بخاطر همین خیلی مهمه که خانمها به مردهای زندگیشون (همسر، پدر، برادر) نشون بدن که شنونده امنی هستن، که درکشون میکنن، که تنها نیستن و لازم نیست تنهایی بار دنیا رو به دوش بکشن.
و البته که بسته به نوع تربیت مرد از بچگی، طول میکشه تا باور کنن و اعتماد کنن و کمکم خودشون رو ابراز کنن.
و مهمه که مردها بدونن که جدا از دوست و خانواده، همیشه میتونن رو کمک یک درمانگر یا مشاور حساب کنن.🍀
فردا با آخرین پست این مبحث، با ما همراه باشید🤓
#Dropsof_psychology 🧠
و اما درمورد سرکوب احساسات
بنظر من یکی از بدترین پیامدهای مردانگی سمی، همین سرکوب و نادیده گرفتن احساساته.
ما وقتی میخوایم احساس و تجربه درونیمون رو نادیده بگیریم، حواس خودمون رو با یه کاری پرت میکنیم
و از اونجایی که این پدیده در مردان بیشتر دیده میشه (چون بیشتر مایل به نادیده گرفتن احساساتشونن)،
اعتیاد به مواد مخدر و الکل،
اعتیاد به فعالیتهای جنسی،
اعتیاد به کار و مشغولیت بیش از حد،
غرق شدن در بازیهای ویدیوئی و
فعالیتهای خطرناک مثل رانندگی با سرعت خیلی زیاد
بین مردان شایعتره چون هرکدوم از این فعالیتها به نوعی حواس آدم رو از احساساتی که داره تجربه میکنه پرت میکنن و ارتباطش رو با زمان حال و زندگی واقعی، قطع میکنن.
یه دلیل اینکه مردها به این فعالیتهای اصطلاحا "بیحس کننده" رو میارن اینه که از افکار و احساساتی که دارن تجربه میکنن و نمیخوان بپذیرن فرار کنن و یه دلیلش هم بخاطر بیحس کردن درد و فشاریه که رو دوششونه.
مثل فشار اقتصادی در عین تامین کننده بودن،
فشار تکیهگاه بودن بدون تکیهگاه داشتن،
فشار انتظار جامعه و دیگران از اینکه خستگیناپذیر و قوی باشن،
فشار جنسی مجردا،
و...
و مشکل اینجاست که فکر میکنن باید احساسات و دردهاشون رو تنهایی به دوش بکشن، بخاطر همین اونارو با کسی در میون نمیذارن. میترسن از اینکه همچین حرفایی بزنن و قضاوت بشن.
و جالب اینجاست که من هم بین ایرانیها و هم بین خارجیها این موضوع رو دنبال کردم و در هر دو جامعه صحبتها عینا مثل هم بود.
مردا میگفتن اینا همهاش حرفه و زنا دنبال مرد قوی و حمایتگر میگردن که بهش تکیه کنن و تا کوچیکترین احساس و ضعف و آسیب پذیریای نشون بدی، پسات میزنن.
و زنا بهشون جواب داده بودن که اصلا هم اینطور نیست و اتفاقا مردی که احساسات و آسیبپذیریهاش رو نشون میده نه تنها ضعیف نیست بلکه بنظر ما قویتر و جذابترم هست.
ولی مردا باور نمیکردن
قبول دارم که بعضی زنها همونطوری هستن که اون مردا فکر میکردن، اما بدونید که همچین رابطهای سالم نیست.
بخاطر همین خیلی مهمه که خانمها به مردهای زندگیشون (همسر، پدر، برادر) نشون بدن که شنونده امنی هستن، که درکشون میکنن، که تنها نیستن و لازم نیست تنهایی بار دنیا رو به دوش بکشن.
و البته که بسته به نوع تربیت مرد از بچگی، طول میکشه تا باور کنن و اعتماد کنن و کمکم خودشون رو ابراز کنن.
و مهمه که مردها بدونن که جدا از دوست و خانواده، همیشه میتونن رو کمک یک درمانگر یا مشاور حساب کنن.🍀
فردا با آخرین پست این مبحث، با ما همراه باشید🤓
#Dropsof_psychology 🧠
👍3
Drops of Jupiter ✨
. و اما درمورد سرکوب احساسات بنظر من یکی از بدترین پیامدهای مردانگی سمی، همین سرکوب و نادیده گرفتن احساساته. ما وقتی میخوایم احساس و تجربه درونیمون رو نادیده بگیریم، حواس خودمون رو با یه کاری پرت میکنیم و از اونجایی که این پدیده در مردان بیشتر دیده میشه…
.
خب حالا راه حل چیه؟
اول آگاه بشید از وضع آمار سلامت مردان، اینکه چقدر مشکلاتتون عامه و تنها نیستید.
آگاه بشید به ویژگیهای مردانگی سمی و اینکه چقدر مضر و چقدر بیخود و غیرمنطقیه.
قدم بعدی عمل نکردن طبق انتظارات مردانگی سمیه، البته تا حد اعتدال!
من نمیگم کلا لطیف و حساس بشید😅
میگم ویژگیهایی مثل خشونت، قدرت و قاطعیت به وقتش خیلی هم خوب و لازمه
اما لازم نیست همیشه قوی باشید
لازم نیست همیشه خشن و زمخت باشید
لازم نیست دردتون رو پنهان کنید
اشکالی نداره اگه احساس فشار، درد، غم یا اضطراب دارید
اشکالی نداره که گریه کنید
اشکالی نداره گاهی خسته بشید
اشکالی نداره که کمک بگیرید
کاملا طبیعیه که درخواست محبت کنید
کاملا طبیعیه که به عزیزانتون محبت کنید
هیچکدوم اینا نشونه ضعف نیست
نکته خیلی مهم اینه که راجع به همه این موضوعات و مشکلاتتون صحبت کنید! باهمدیگه، با دیگران، تو رسانهها و فضای مجازی
شما میگید همه جا از زنان صحبت میشه، هیچکس به ما اهمیت نمیده، ما له هم بشیم مهم نیست و...
خب برادران!😅 خودتون باید صحبت کنید! خودتون شروع کنید. شما خودتونم از مشکلات خودتون نمیگید و میخواید نادیده بگیریدشون، چطور انتظار دارید بقیه اهمیت بدن یا اصلا خبر داشته باشن؟
من مطمئنم خیلیا تاحالا به این چیزایی که گفتم فکر نکردن، تا حالا از این دید نگاه نکرده بودن و بخاطر همین، حمایت نکردنشون از ناآگاهیه، نه از رو دونستن و نخواستن
مطمئنم وقتی شروع کنید، برخلاف چیزی که بنظر میاد، نه تنها مردهای دیگه بلکه خیلی از زنها هم ازتون حمایت میکنن
هرچقدر من و زنان دیگه اینارو بگیم کافی نیست. تا خودتون نخواید، شروع نکنید و این چرخه معیوب رو نشکنید، تغییری ایجاد نمیشه.
به امید اینکه این بار برای خودتون تلاش کنید تا در آینده هم پسرانتون تربیت سالمتری داشته باشن🍀
#Dropsof_psychology 🧠
خب حالا راه حل چیه؟
اول آگاه بشید از وضع آمار سلامت مردان، اینکه چقدر مشکلاتتون عامه و تنها نیستید.
آگاه بشید به ویژگیهای مردانگی سمی و اینکه چقدر مضر و چقدر بیخود و غیرمنطقیه.
قدم بعدی عمل نکردن طبق انتظارات مردانگی سمیه، البته تا حد اعتدال!
من نمیگم کلا لطیف و حساس بشید😅
میگم ویژگیهایی مثل خشونت، قدرت و قاطعیت به وقتش خیلی هم خوب و لازمه
اما لازم نیست همیشه قوی باشید
لازم نیست همیشه خشن و زمخت باشید
لازم نیست دردتون رو پنهان کنید
اشکالی نداره اگه احساس فشار، درد، غم یا اضطراب دارید
اشکالی نداره که گریه کنید
اشکالی نداره گاهی خسته بشید
اشکالی نداره که کمک بگیرید
کاملا طبیعیه که درخواست محبت کنید
کاملا طبیعیه که به عزیزانتون محبت کنید
هیچکدوم اینا نشونه ضعف نیست
نکته خیلی مهم اینه که راجع به همه این موضوعات و مشکلاتتون صحبت کنید! باهمدیگه، با دیگران، تو رسانهها و فضای مجازی
شما میگید همه جا از زنان صحبت میشه، هیچکس به ما اهمیت نمیده، ما له هم بشیم مهم نیست و...
خب برادران!😅 خودتون باید صحبت کنید! خودتون شروع کنید. شما خودتونم از مشکلات خودتون نمیگید و میخواید نادیده بگیریدشون، چطور انتظار دارید بقیه اهمیت بدن یا اصلا خبر داشته باشن؟
من مطمئنم خیلیا تاحالا به این چیزایی که گفتم فکر نکردن، تا حالا از این دید نگاه نکرده بودن و بخاطر همین، حمایت نکردنشون از ناآگاهیه، نه از رو دونستن و نخواستن
مطمئنم وقتی شروع کنید، برخلاف چیزی که بنظر میاد، نه تنها مردهای دیگه بلکه خیلی از زنها هم ازتون حمایت میکنن
هرچقدر من و زنان دیگه اینارو بگیم کافی نیست. تا خودتون نخواید، شروع نکنید و این چرخه معیوب رو نشکنید، تغییری ایجاد نمیشه.
به امید اینکه این بار برای خودتون تلاش کنید تا در آینده هم پسرانتون تربیت سالمتری داشته باشن🍀
#Dropsof_psychology 🧠
👍1
بعنوان حسن ختام میخوام یک برش از کتاب "خانه لهستانیها" رو بذارم که از زبون سهرابه که یه پسربچه دبستانیه و با خوندنش حقیقتا دلم براش کباب شد و میدونم که این در واقع از زبون احتمالا بیشتر پسراست🫠:
" سه-چهار ساله که بودم، وقتی چیزی پیش میآمد که اشکم را درمیآورد، مادرم نوازشم میکرد و این نوازش مثل چسب زخم بود. مثل این بود که زمین خورده باشی و آرنجت کمی زخمی شده باشد، بعد چسب زخم بگذاری رویش تا خونت بند بیاید. وقتی بزرگتر شدم، مثل همه آدمها، وقتهایی بود که دلم میخواست گریه کنم. اما بزرگ شده بودم و مادرم مثل قدیم نوازشم نمیکرد. راه حلش، به سادگی، این بود که میرفتم روی پشت بام یا هر جای کوفتی دیگری که کسی مزاحمم نباشد و خودم، خودم را نوازش میکردم. یعنی با یک دستم دست دیگرم را نوازش میکردم، ولی این همیشه یک راز ماند. هیچوقت کسی نفهمید که من برای آرام کردن خودم وقت ناراحتی چیکار میکنم. لازم هم نبود کسی بداند. مهم این بود که من با این کار آرام میشدم. نه اینکه بخواهم بگویم مادرم پاک نوازش کردن من را فراموش کرده بود. شبها وقتی خیال میکرد من خوابم، سرم را نوازش میکرد. من هم کیف میکردم و به روی خودم نمیآوردم."
[خانه لهستانیها - مرجان شیرمحمدی]
پینوشت: قبلا نسبت به فکر پسر داشتن خنثی بودم ولی سهراب باعث شد واقعا دلم بخواد در آینده پسر دار بشم🥹
#Dropsof_books 📚
" سه-چهار ساله که بودم، وقتی چیزی پیش میآمد که اشکم را درمیآورد، مادرم نوازشم میکرد و این نوازش مثل چسب زخم بود. مثل این بود که زمین خورده باشی و آرنجت کمی زخمی شده باشد، بعد چسب زخم بگذاری رویش تا خونت بند بیاید. وقتی بزرگتر شدم، مثل همه آدمها، وقتهایی بود که دلم میخواست گریه کنم. اما بزرگ شده بودم و مادرم مثل قدیم نوازشم نمیکرد. راه حلش، به سادگی، این بود که میرفتم روی پشت بام یا هر جای کوفتی دیگری که کسی مزاحمم نباشد و خودم، خودم را نوازش میکردم. یعنی با یک دستم دست دیگرم را نوازش میکردم، ولی این همیشه یک راز ماند. هیچوقت کسی نفهمید که من برای آرام کردن خودم وقت ناراحتی چیکار میکنم. لازم هم نبود کسی بداند. مهم این بود که من با این کار آرام میشدم. نه اینکه بخواهم بگویم مادرم پاک نوازش کردن من را فراموش کرده بود. شبها وقتی خیال میکرد من خوابم، سرم را نوازش میکرد. من هم کیف میکردم و به روی خودم نمیآوردم."
[خانه لهستانیها - مرجان شیرمحمدی]
پینوشت: قبلا نسبت به فکر پسر داشتن خنثی بودم ولی سهراب باعث شد واقعا دلم بخواد در آینده پسر دار بشم🥹
#Dropsof_books 📚
👍2
فکر نمیکنم اصلا ممکن باشه ولی خیلی دوست دارم مشاور یا حداقل معلم مدرسه پسرونه باشم؛ ترجیحا متوسطه یک و دو🫠😂
اگه ممکن بود، بنظرتون من تو مدرسه پسرونه موفق میشدم؟😂
اگه ممکن بود، بنظرتون من تو مدرسه پسرونه موفق میشدم؟😂
👍4
Forwarded from یک روانشناس ✒️
چرا افراط در کمک نگرفتن از دیگران نشونه مشکله؟
بعضیها حاضرن تمام زندگیشون رو ببازن ولی اصطلاحا به کسی رو نندازن. یه وقتایی این مسأله قابل درکه ولی وقتی افراطی بشه یعنی «پذیرش اینکه ممکنه من در زمینهای کامل نباشم و ضعیف باشم برای من اضطراب آوره.» و اون آدم حاضره بمیره ولی حتی فکر اینکه ضعفی داره رو هم نکنه.
تو اتاق درمان سرنخ این اضطراب رو میگیریم و تا ریشه میریم.
#روانشناسی
#مکانیسمهای_دفاعی
#ISTDP
@yekravanshenaas
بعضیها حاضرن تمام زندگیشون رو ببازن ولی اصطلاحا به کسی رو نندازن. یه وقتایی این مسأله قابل درکه ولی وقتی افراطی بشه یعنی «پذیرش اینکه ممکنه من در زمینهای کامل نباشم و ضعیف باشم برای من اضطراب آوره.» و اون آدم حاضره بمیره ولی حتی فکر اینکه ضعفی داره رو هم نکنه.
تو اتاق درمان سرنخ این اضطراب رو میگیریم و تا ریشه میریم.
#روانشناسی
#مکانیسمهای_دفاعی
#ISTDP
@yekravanshenaas
❤1
امروز رفته بودم آزمایش خون بدم، یاد اولین باری که خون دادم افتادم.
۶-۷ سالم بود، برای ورود به کلاس اول.
خانمه که ازم خون گرفت خیلی مهربون بود، فهمید اولین بارمه گفت بهت جایزه میدم، قرار بود برام یه چسب زخم کارتونی بچسبونه ولی دوتا بهم داد و گذاشت خودم انتخابشون کنم🥹
یکی سبز که روش پروانه های نارنجی داشت
یکی هم صورتی که روش شخصیتای وینی پو داشت🥹
یادمه سبزه رو نمیکندم😭😂
تا چند روز همینجوری مونده بود رو دستم و چسبش دیگه داشت متلاشی میشد😂
میرفتم مدرسه به بچهها نشون میدادم🥹
داشتم فکر میکردم چه راحت میشه برای بچگی آدما خاطرات خوب ساخت🥲🦋
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
۶-۷ سالم بود، برای ورود به کلاس اول.
خانمه که ازم خون گرفت خیلی مهربون بود، فهمید اولین بارمه گفت بهت جایزه میدم، قرار بود برام یه چسب زخم کارتونی بچسبونه ولی دوتا بهم داد و گذاشت خودم انتخابشون کنم🥹
یکی سبز که روش پروانه های نارنجی داشت
یکی هم صورتی که روش شخصیتای وینی پو داشت🥹
یادمه سبزه رو نمیکندم😭😂
تا چند روز همینجوری مونده بود رو دستم و چسبش دیگه داشت متلاشی میشد😂
میرفتم مدرسه به بچهها نشون میدادم🥹
داشتم فکر میکردم چه راحت میشه برای بچگی آدما خاطرات خوب ساخت🥲🦋
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
🥰6👍2❤1