بنام خدا
سلام عرض میکنم
صبا هستم🤓
خیلی رک بگم خدمتتون که این کانال به این دلیل ساخته شده که اینجانب به مدت بسیار مدیدی به فکر تاسیس یک کانال بودم اما دربرابرش مقاومت میکردم و حالا به نقطهای رسیدم که دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم و باید تراوشات ذهنمو به خورد کسی بدم یعنی به عبارت سادهتر، بهدنبال گوش مفت هستم و خوشحالم که الان اینجایید، خوش اومدید عزیزان😂♥️
پی.اس: درسته گفتم گوش مفت میخوام ولی نترسید قول میدم تا حد توان تراوشات ذهن ارزندهای خدمتتون ارائه بدم😭😂
۲۸ دی ۱۴۰۱
سلام عرض میکنم
صبا هستم🤓
خیلی رک بگم خدمتتون که این کانال به این دلیل ساخته شده که اینجانب به مدت بسیار مدیدی به فکر تاسیس یک کانال بودم اما دربرابرش مقاومت میکردم و حالا به نقطهای رسیدم که دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم و باید تراوشات ذهنمو به خورد کسی بدم یعنی به عبارت سادهتر، بهدنبال گوش مفت هستم و خوشحالم که الان اینجایید، خوش اومدید عزیزان😂♥️
پی.اس: درسته گفتم گوش مفت میخوام ولی نترسید قول میدم تا حد توان تراوشات ذهن ارزندهای خدمتتون ارائه بدم😭😂
۲۸ دی ۱۴۰۱
❤9👍1
در ضمن عزیزان من ببخشید که بی اجازه ادتون میکنم، ولی قبول بفرمایید که سخت بود دونه دونه بیام لینک بدم بهتون که خودتون اگه خواستید بیاید😅
بخاطر همین جداً
Feel free to leave
اینجا دوشواری نداریم اگه خواستید، بذارید برید راحت باشید.
حتما همتون حداقل تو ۲-۳تا کانال شخصی دوستای دیگتونم عضوید😂
(ولی کاش اول اجازه بدید یکی دو مورد مغزم بتراود بعد تصمیم بگیرید برید😭😂)
همین دیگه خلاصه که
خوش آمدید، اهلاً و سهلاًwelcome, bienvenuex, bienvenido 😁🫰🏻
بخاطر همین جداً
Feel free to leave
اینجا دوشواری نداریم اگه خواستید، بذارید برید راحت باشید.
حتما همتون حداقل تو ۲-۳تا کانال شخصی دوستای دیگتونم عضوید😂
(ولی کاش اول اجازه بدید یکی دو مورد مغزم بتراود بعد تصمیم بگیرید برید😭😂)
همین دیگه خلاصه که
خوش آمدید، اهلاً و سهلاًwelcome, bienvenuex, bienvenido 😁🫰🏻
❤8
Drops of Jupiter ✨ pinned «بنام خدا سلام عرض میکنم صبا هستم🤓 خیلی رک بگم خدمتتون که این کانال به این دلیل ساخته شده که اینجانب به مدت بسیار مدیدی به فکر تاسیس یک کانال بودم اما دربرابرش مقاومت میکردم و حالا به نقطهای رسیدم که دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم و باید تراوشات ذهنمو به…»
#Dropsof_psychology 🧠
آقامون راجرز میگه که از وقتی ما یه ذره بزرگ میشیم و میفهمیم که برای خودمون کسی هستیم، یک نیاز در ما شکل میگیره به اسم
نیاز به توجه مثبت و احترام.
و این نیاز به هر شکلی که از طرف اطرافیان بچه ارضا بشه، از اون به بعد نظر اون بچه درمورد خودش رو میسازه.
یعنی چی؟
یعنی مثلا اطرافیان بچه همیشه بهش حس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن میدن، وقتی گریه میکنه باهاش بدرفتاری نمیکنن، وقتی کار بدی میکنه درسته که بهش میفهمونن کارش اشتباه بوده ولی اینم بهش نشون میدن که با این وجود هنوزم دوستش دارن، اینجوری اون بچه دیگه تا ابد باور میکنه که دوست داشتنی و لایق احترامه
ولی اگه اطرافیانش این توجه مثبت رو مشروط کنن، یعنی فقط در مواقع خاص بهش حس دوست داشتنی بودن بدن، مثلا فقط وقتی بچه طبق میلشون رفتار کنه باهاش مهربون باشن، این بچه با خودش میگه که من گاهی وقتا لایق احترام و توجه نیستم، من فقط اگه طور خاصی رفتار کنم، دوست داشتنی و لایق احترام هستم.
و این تفکر و عقیده تبدیل میشه به برداشت این آدم از خودش، اصطلاحا میگن خودپنداره تشکیل میده (خودپندارهی "من آدمی هستم که لایق احترام و توجه مثبتم" یا "من فقط در شرایط خاصی لایق احترام و توجه مثبت هستم")
بعد چی میشه؟
بعد دیگه رفتار خودشم با خودش همونجوری میشه. یعنی اگه والدین بی قید و شرط دوستش داشتن، خودشم بی قید و شرط با همه نقص هاش خودش رو میپذیره، و اگه براش شرط گذاشته بودن، اون شروط و ارزشگذاریها رو میپذیره و خودشم دیگه فقط همون مواقعی خودشو میپذیره و دوست داره که والدینش تعیین کرده بودن.
یعنی بدون اینکه لازم باشه کسی بالا سرش باشه و در مواقع خاصی دعواش کنه یا بکن نکن کنه، خودش خودشو دعوا میکنه و اون بکن نکن ها رو اجرا میکنه. حتی اگه اصلا دیگه ارتباطی با والدینش نداشته باشه.
این بنده خدا به جای اینکه خودش ارزشهاش رو تعیین کنه هنوز طبق ارزشهایی زندگی میکنه که از وقتی یادش میاد بهش القا شده (گریه نکن! شلوغ نکن! بگو چشم!) و فکر میکنه ارزشهای خودشن درحالی که ارزشگذاریهای دیگرانن.
ادامه👇🏻
آقامون راجرز میگه که از وقتی ما یه ذره بزرگ میشیم و میفهمیم که برای خودمون کسی هستیم، یک نیاز در ما شکل میگیره به اسم
نیاز به توجه مثبت و احترام.
و این نیاز به هر شکلی که از طرف اطرافیان بچه ارضا بشه، از اون به بعد نظر اون بچه درمورد خودش رو میسازه.
یعنی چی؟
یعنی مثلا اطرافیان بچه همیشه بهش حس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن میدن، وقتی گریه میکنه باهاش بدرفتاری نمیکنن، وقتی کار بدی میکنه درسته که بهش میفهمونن کارش اشتباه بوده ولی اینم بهش نشون میدن که با این وجود هنوزم دوستش دارن، اینجوری اون بچه دیگه تا ابد باور میکنه که دوست داشتنی و لایق احترامه
ولی اگه اطرافیانش این توجه مثبت رو مشروط کنن، یعنی فقط در مواقع خاص بهش حس دوست داشتنی بودن بدن، مثلا فقط وقتی بچه طبق میلشون رفتار کنه باهاش مهربون باشن، این بچه با خودش میگه که من گاهی وقتا لایق احترام و توجه نیستم، من فقط اگه طور خاصی رفتار کنم، دوست داشتنی و لایق احترام هستم.
و این تفکر و عقیده تبدیل میشه به برداشت این آدم از خودش، اصطلاحا میگن خودپنداره تشکیل میده (خودپندارهی "من آدمی هستم که لایق احترام و توجه مثبتم" یا "من فقط در شرایط خاصی لایق احترام و توجه مثبت هستم")
بعد چی میشه؟
بعد دیگه رفتار خودشم با خودش همونجوری میشه. یعنی اگه والدین بی قید و شرط دوستش داشتن، خودشم بی قید و شرط با همه نقص هاش خودش رو میپذیره، و اگه براش شرط گذاشته بودن، اون شروط و ارزشگذاریها رو میپذیره و خودشم دیگه فقط همون مواقعی خودشو میپذیره و دوست داره که والدینش تعیین کرده بودن.
یعنی بدون اینکه لازم باشه کسی بالا سرش باشه و در مواقع خاصی دعواش کنه یا بکن نکن کنه، خودش خودشو دعوا میکنه و اون بکن نکن ها رو اجرا میکنه. حتی اگه اصلا دیگه ارتباطی با والدینش نداشته باشه.
این بنده خدا به جای اینکه خودش ارزشهاش رو تعیین کنه هنوز طبق ارزشهایی زندگی میکنه که از وقتی یادش میاد بهش القا شده (گریه نکن! شلوغ نکن! بگو چشم!) و فکر میکنه ارزشهای خودشن درحالی که ارزشگذاریهای دیگرانن.
ادامه👇🏻
👍4❤3
