Drops of Jupiter
200 subscribers
85 photos
5 videos
35 links
پیله‌ات را بگشا،
تو به اندازه پروانه شدن، زیبایی🦋


صبا هستم، یک کرم ابریشم در تلاش برای پروانه شدن🐛
باعث افتخاره که در این مسیر همراهیم می‌کنید :))

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
Download Telegram
می‌خوام به مناسبت ولنتاین از ویژگی‌های رابطه سالم یکی از Top 3 زوج‌های موردعلاقه‌ام بگم:

بث و رندال از سریال This Is Us
👍4
۱. هردو به شدتتت حامی همدیگه‌ان، چه وقتی در حال پیشرفت کردنن و چه وقتی مشکلی برای هرکدومشون پیش میاد. یعنی مصداق بارز "با هم بودن در سختی‌ها و آسانی‌ها" هستن

۲. به همدیگه برای دنبال کردن رویاهای شخصیشون فضا میدن

۳. جلوی همدیگه خودشونن و خودسانسوری نمی‌کنن (در واقع فضایی ایجاد کردن که طرف مقابل بتونه خودش باشه)، یعنی هم احساساتشون رو بروز میدن (مثبت و منفی) و هم میتونن جلوی هم خل بازی دربیارن

۴. زیاد با هم شوخی می‌کنن

۵. موقعی که به اختلاف می‌خورن، به جای اجتناب کردن درموردش صحبت می‌کنن، هرچقدرم که سخت و دردناک باشه

۶. همدیگه رو با نقص‌هاشون پذیرفته‌ان

۷. به رشد همدیگه کمک می‌کنن

۸‌. هروقت لازم باشه به همدیگه فضای تنهایی میدن

۹. در رسیدگی به بچه‌ها باهم همکاری می‌کنن

۱۰. حاضرن برای همدیگه گاهی فداکاری‌هایی بکنن یا ریسک کنن

۱۱. بلدن چجوری باهم کنار بیان تا به یه نتیجه برد-برد برسن

۱۲. فکر نمی‌کنم لازم باشه بگم عاشق همدیگه‌ان ولی می‌خواستم تعداد زوج باشه😂

#Dropsof_movies 🎬
4👍2
سمیرا دوست صمیمی و نقطه مقابل من بود، شیطون بود و پرحرف. چه جوری دوستای صمیمی بودیم؟ نمیدونم.
همونطور که بعدا هم دوستایی پیدا کردم که حداقل اوایل خیلی باهام متفاوت بودن، ولی صمیمی بودیم/هستیم. رمزش چیه؟ نمیدونم😅

سوگند دختری بود که ازش خوشم نمیومد چون بعضی وقتا با سمیرا می‌پرید و از من دورش می‌کرد، بنظر میومد سمیرا هم بهش خوش می‌گذره، حسودیم می‌شد.

اشکان پسری که عینک گرد می‌زد، کراش سمیرا بود. می‌گفت می‌خوام باهاش ازدواج کنم :))
بعدترش یه پسر بور مدرسه‌ای بعضی وقتا میومد و تو جشنامون تکنو می‌رقصید، سمیرا گفت اشکان مال تو، من با این ازدواج می‌کنم😂
اشکان رقیب من تو کلاس ژیمناستیک بود، بهترینای کلاس بودیم :))

هوفر (اسمشو هیچ جای دیگه‌ای نشنیدم) پسر خجالتی، ساکت و خوش اخلاقی بود بخاطر همین باهاش احساس راحتی می‌کردم‌. یه بار مربی داشت بهش غذا میداد و هی از کنار دهنش می‌ریخت بیرون. مربی به شوخی گفت چونه هوفر سوراخ داره. هوفر با خجالت خندید، منم خندم گرفت ولی دلم براش سوخت.

حسین پسر شیطونی بود که از معدود دفعاتی که جلوی کسی وایسادم، جلوی اون بود. می‌خواست بره چقولیمو بکنه منم تهدیدش کردم که چقولی بَک می‌کنم و بیخیال شد😂

علی پسر قد بلند و زرنگ‌ترین بچه کلاس بود و بلد بود ساعت کوک کنه که چقدر بنظرم توانایی خفنی میومد :))

مصطفی بچه‌های دیگه رو اذیت می‌کرد. تنها باری که می‌خواست منو اذیت کنه، با یه چیزی پامو فشار داد (آخه چرا؟!) و من تو صورتش زل زدم (شاید با اخم) و نشون ندادم که دردم گرفته اونم ول کرد و رفت. مصطفی بعد از یه دوره بی‌توجهی همه بچه‌ها بهش، بچه خوبی شد.

سارا دختر چشم سبز، بور و نازی بود که حتی مربیا هم با یه پسره به اسم فرهاد شیپش می‌کردن😐😂 بهشون می‌گفتن عروس و داماد و تو عکس دسته جمعی کنار هم نشوندنشون

اینا بچه‌های پیش دبستانی و مهدکودکم بودن. خیلیای دیگه هم اسم و چهره‌هاشونو یادمه ولی خاطره‌ای ازشون ندارم.
چرا اینارو گفتم؟ نمیدونم🤷🏻‍♀️
فقط هر از گاهی یادشون میوفتم و فکر می‌کنم الان کجان؟ چیکار می‌کنن؟ چی خوندن؟ چیکاره شدن؟ اصلا چه شکلی شدن؟
و فکر می‌کنم که جز سمیرا که دوست صمیمیم بود، بقیه‌شون عمرا منو یادشون باشه که طبیعی هم هست😅
فقط نمیدونم چرا من انقدر آدما و ویژگی‌هاشون یادم می‌مونن :))
(میتونم بچه‌های اول دبستان به بعدم لیست کنم براتون😂)

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀
👍3
امروز فهمیدم که در ۲۳ سالگی هممچنان شبیه زیر ۱۸ ساله‌هام، فریز شدم گویا😂
خانمه ازم پرسید چی می‌خونی؟ مدرسه میری هنوز؟😭😂
وقتی گفتم لیسانسمو گرفتم، ریزش برگ‌هاشو به چشم دیدم😂

اکسیر جوانی را از ما بخواهید خلاصه👧🏻😂
👍5😁1
بماند به یادگار از دقیقا دو هفته مونده به کنکور🥹📖
🥰1
تحقیقات نشون دادن احساس حسرتی که بعد از کاری نکردن تجربه می‌کنیم خیلی بیشتر از حسرتی که بعد از شکست تجربه می‌کنیم طول می‌کشه و عمیق‌تره.
پس وقتی به کاری مطمئنید، مشورت و مطالعه کردید و جوانب کارو درنظر گرفتید، از پشیمونی نترسید.
پشیمونی کارهای نکرده خیلی آسیب‌زننده تر از پشیمونی از شکسته.

#روان‌شناسی

@yekravanshenaas
می‌خوام از یکی از سختی‌های در عین حال زیبای مشاور بودن بگم براتون که مربوط میشه به همون شرط پذیرش نامشروط که جزو اولین مطالب کانال، طومارها ازش نوشتم🤓

جونم براتون بگه که وقتی مشاور هستی، باید هر مراجعی که میاد پیشت رو، با هر مدل نظر، اعتقادات و باورهایی که داره، بپذیری.
فکر کن خانم مشاوری هستی و مردی میاد پیشت که به همسرش خیانت کرده
یا مردی میاد پیشت که به کسی یا کسانی تجاوز کرده
کسی میاد پیشت که به طرز رو مخی متعصبه

و تو بعنوان مشاور باید همه اینارو بپذیری😂😂
خیلی برام جالب و جذابه اصلا😂

فکر کن فردی خائن یا متجاوز اومده پیشت و تو نباید دلت بخواد فحشش بدی، نباید نسبت بهش سوگیری داشته باشی، نباید قضاوتش کنی؛ خیلی چالش برانگیز و جالب نیست؟😂

حالا اینارو مثال میگم بعنوان بدترین حالت ممکن، وگرنه فکر می‌کنم معمولا خود فرد خائن یا متجاوز نمیره مشاوره، بیشتر قربانیاشون میرن

ولی مثلا مراجعت کسی باشه که عقاید سیاسی یا مذهبیش ۱۸۰ درجه مخالف تو باشه، کللل این آدم مخالف ارزش و آرمان‌های تو باشه، یا اصلا دقیقا همون عقایدی رو داشته باشه که تو یه عمر باهاشون جنگیدی و باعث سختی زندگیت شدن، و تو باید خودش و عقایدش رو بپذیری بدون اینکه به ارزش‌های خودت کوچکترین اجازه دخالتی بدی😁

اگه نتونی جلوی عقاید و احساسات خودت رو بگیری، باید طرف رو ردش کنی بره پیش یه مشاور دیگه

و تکرار می‌کنم، پذیرش به معنی تایید نیست
میشه کسی رو با عقایدش پذیرفت ولی تایید نکرد
پذیرش یعنی اینکه به عقاید اون شخص و خودش همین جوری که هست احترام میذاری و نمی‌خوای که عوضش کنی
مشاور هم باید سعی کنه مراجع رو همون طور که هست ببینه و بپذیره و سعی نکنه ارزش‌ها و عقاید خودش رو بهش القا و تحمیل کنه
(کسی که به همسرش خیانت کرده رو نباید بعنوان مجرم یا فاسد درنظر بگیره و باید بهش احترام بذاره😃)

یا اصلا مراجع اصراار داره یه تصمیم غیرعقلانی بگیره، تو نباید مجبورش کنی که تصمیمی که بنظر خودت درسته رو بگیره، حتی اگه مطمئنی تصمیم خودش براش آسیب به بار میاره. تو فقط آسیب‌های احتمالی رو براش میگی، ولی تصمیم با خودشه، شاید با همه اینا تصمیم گرفت بازم کار غیرعقلانی خودش رو بکنه، شاید حرصتم در بیاد، ولی نباید جلوشو بگیری🤷🏻‍♀

و کلا این مسئله خیلی برام جذابه، منم اینجوری خلم خلاصه🤣
امیدوارم در عمل هم که برام پیش اومد همین قدر برام جذابیت داشته باشه و مشتاقش باشم😐😂

حالا احتمالا فردا از یه همچین نمونه‌ای که خودم باهاش مواجه شدم میگم که دور هم از فرط عجیب بودنش کف کنیم😂

#Dropsof_psychology 🧠

آپدیت: مطلبشو گذاشتمم👇🏻
😁2
#Dropsof_psychology 🧠

چیزی که می‌خوام براتون بذارم، تجربه واقعی یه نفر بود که خوندم، و جزو عجیب‌ترین چیزاییه که تاحالا خوندم😅

این سایتا رو دیدین که مردم میان یه سوالی می‌پرسن یا موضوعی رو مطرح می‌کنن و راهنمایی می‌خوان و بقیه بهشون جواب میدن؟ تو یکی از اون سایتا بود

اینا حرفای یه دختر ۲۱ ساله‌ست. من حرفای خودشو کپی می‌کنم و فقط وسطاش یه کامنتایی میدم
فقط قبلش بگم که ایشون به گفته خودش در نگاه اول عاشق شده🙄
سوالشم از مخاطبین این بود که بنظرتون میشه بعد از ازدواج کسی رو تغییر داد؟

هشدار: مطالعه این مطلب به بیماران قلبی توصیه نمی‌شود🤦🏻‍♀😂
👍2
"من یه خواستگار دارم که ۱۱ سال از خودم بزرگتره، از همه لحاظ عالیه اما یه جورایی خیلی جدی و عصبانیه، وضع مالی و تحصیلاتش خدا رو شکر واقعا عالیه.
منم خیلی دوسش دارم اما تنها مشکلی که داره ایناس که اخلاق نداره، غیرتیه، چیزی هم حالیش نمیشه و میگه حق نداری رو حرف من حرف بزنی میگه تو عقلت نمیرسه که بخوای نظر بدی :-( ! ولی با این حال من خیلی دوسش دارم (صبا: از همه لحاظ عالیه و "تنها" مشکلش همیناست...؟😀)

الان هنوز نامزد نیستیم فقط باهم بیرون میریم که همو بشناسیم ولی هر بار که باهم بیرون رفتیم باهم دعوامون میشه و هر دفعه به یه چیز گیر میده و ...  و یه جوری هم سرم داد میزد که زبونم بند میاد از ترس!
یه سری شرایطم واسم گذاشته که میگه حق نداری بعد ازدواج با دوستات حرف بزنی، بی اجازه من آبم نمیخوری، سرکار و درامد داشتن و ... هم تعطیله، میگه تحمل نه شنیدن و بداخلاقی و زنای زن سالار اصلا نداره و کلی چرت و پرتهای دیگه! (عزیزم خودت به شروطش میگی چرت و پرت، بعد بعنوان گزینه ازدواج بهش فکر می‌کنی؟🥹)

وقتی میگم چرا اینجوری میکنی میگه اخه درست حسابی بزرگ و تربیتت نکردن اینو حتی یه بار به بابامم گفت! (چوشود؟!¿؟¡¿😀😀)

یا اینکه خیلی رو ارایش تعصبیه یعنی از جلسه دوم که باهم بیرون رفتیم من جرات نداشتم ارایش کنم، اخه بار اولی که باهم بیرون رفتیم همش بهم با متلک میگفت لابد خیلی زشتی و عیب و ایرادی داری و ... که اینقدر میمالی به خودت! 

یا این که من یه کوچولو تپلم، اونم خودم دوس دارم که لاغر نباشم، بخاطر همین بعضی وقتا سر همین موضوع خیلی اذیتم میکنه و با کلمات تمسخر امیز صدام میزنه! واسه همین الان رژیمم ولی نمیدونم چرا وزن کم نمیکنم یه 3روز رژیم ابدرمانی گرفتم ولی جواب نداد...

الان احساس میکنم همش مقصر خودمم که تو رویاهام یه چیز دیگه ازش برداشت کرده بودم (بله دقیقا🤦🏻‍♀️) ولی واقعا زمین تا اسمون با رویاهام فرق داره
اما درسته غیرقابل تحمله اما حس و احساس ارامشی که اون لحظه پیش اون دارم هیچوقت نداشتم(درسته غیرقابل تحمله اما آرامش؟😐😅 آرامش؟!😭🤌🏻) و واسه همینه نمیتونم انتخاب کنم، قلبم میگه باهاش ادواج کنم و میگه اونی که تو رویاهاته تسلیمت میشه! (خودت میگی تو رویاهاته، خب اصلا اونی که دنبالشی واقعی نیست که تسلیمت بشه😫)
اما وقتی به خصوصیاتش فک میکنم میگم خدایا صبر ایوب میخواد (حتی اینم خودت میدونی🤦🏻‍♀)

یه سوال دیگه ایا شما به دعا نویس و جادو اینا اعتقاد دارین؟ یعنی میشه با اینا مشکلم حل بشه؟ اخه دوستام با اطمینان میگفتن درست میشه." (روش حل تعارض😀🤌🏻)
👍3
ملاحظه فرمودید؟
حالتون خوبه الان؟😂

تازه جدای از اینا که خوندید، اینارم اضافه کنید که آقا یه بار صراحتا فحششم داده، مادرشم دختره رو هیچی نشده تحقیر می‌کنه، آقا هم طرف مادرشو می‌گیره و میگه بیجا می‌کنی رو حرفش حرف بزنی😃

خب هر آدم سالمی باشه نباید حتی به ازدواج با همچین کسی فکرم بکنه دیگه، نه؟🙂

اما این دختر عزیز ما در نهایت تصمیم گرفت باهاش ازدواج کنه😂😂 (آقو لِه لهما😂)
من که صورتمو چنگ می‌زدم وقتی می‌خوندم، شما رو نمیدونم😂

حالا یه سری خوبی هم ازش گفته بود ولی بنظرم یه دنیا خوبی هم به این فضااایل ذکر شده نمی‌چربه😅

همهه مخاطبا هم از زن و مرد، جز ۲-۳ نفر که افکار شبیه خودش داشتن، وااقعا داشتن جامه می‌دریدن که خواهر من خودتو بدبخت نکن، این که قبل ازدواج اینجوریه وای به حال بعدش و...

اما در نهایت:
"ممنون از همگیتون بابت نظرات! هرچند که به این نتیجه رسیدم که نمیشه اخلاق مرد رو تغییر داد. 
الان که دارم فکر میکنم، میخوام به حرف قلبم گوش بدم حتی اگه اشتباه باشه! من عشقم پاکه و واقعا دوسش دارم! هرکاری که میکنم میبینم که نمی‌تونم تسلیم مغزم شم! حتی اگه اشتباه تصمیم بگیرم و ازدواج کنیم و بچه دارم بشیم و باهام بد باشه! بازم واسم مهم نیست چون بچه هامون ثمره عشقمون میشن."

(بگم خدایا منو گاو کن یا زوده؟🫠)
👍3
خب،
حرصتون نگرفت؟😅
من که می‌خواستم یا خودمو خفه کنم یا مرده رو یا دختره رو😂

و در همین حال که حرفای دختره رو می‌خوندم و از تعجب مونده بود زمینو گاز بگیرم، یه لحظه به خودم گفتم فکر کن همین دختره مراجعت بود🙂

و فرو ریختم🫠😂

گفتم یاخدا من باید به تصمیمش احترام بذارممم🤯😂😂
و نباید حتی از سر دلسوزی اصرار کنم که نه! نکن! بدبخت میشی!
و باید بعد از اینکه همه جوانب رو براش توضیح دادم، اجازه بدم خودش تصمیم بگیره، حالا هر تصمیمی که باشه حتی اگه همیین قدر غیرمنطقی باشه🥲

و باید بپذیرم که ممکنه بعضی مراجعا با وجود همه تلاشی که می‌کنم، تغییری نکنن و حتی اهمیتی به حرفام ندن🤷🏻‍♀
مهم اینه که من تلاشم رو کردم و هرچیزی که لازم بود رو بهش گفتم، دیگه به من ربطی نداره که تصمیم می‌گیره با زندگیش چیکار کنه

خلاصه این دختره ۷ سال پیش اینارو نوشته بود و من تازه چند ماه پیش داشتم می‌خوندم، امیدوارم واقعا همون جوری که دوست داشت، زندگی خوب و عاشقانه‌ای ساخته باشن😅
👍4
در جمع بندی داستان دیشب، همین بس که به هیچ عنوان قبل از بلوغ عقلی ازدواج نفرمایید، مچکرم😂

یه نفر تو ۱۶ سالگی به بلوغ عقلی رسیده، یه نفر تو ۳۰ سالگی هم نرسیده، پس ربطی به سن نداره🫠
👍4
"ما به دلایل زیادی آدم‌هایی شده‌ایم که هستیم، و شاید بیشتر این دلایل را هیچوقت ندانیم. اما با وجود اینکه نمی‌توانیم انتخاب کنیم که از کجا می‌آییم، هنوز هم می‌توانیم انتخاب کنیم که از آنجا به کجا می‌رویم."

[مزایای منزوی بودن - استیون چباسکی]

پایه و اساس تئوری انتخاب از زبون چارلی :))

#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_books 📚
👍3
واقعیت درمانی (تئوری انتخاب) میگه درسته که ما به هر دلیلی در گذشته آسیب دیدیم و شاید خیلیاشم تقصیر خودمون نبوده؛
اما اگر از این به بعد هم آسیب رو با خودمون بِکشیم، این دیگه تقصیر خودمونه.

چون مسئولیت اصلاح و ترمیم روح و روانمون، فقط با خودمونه و بس.
و همه هم به این ترمیم نیاز دارن چون همه آسیب دیده‌ایم، چون زندگی و روابط بدون آسیب امکان نداره.

رفتن در نقش قربانی که آی من بخاطر فلان آدم و فلان اتفاق به فنا رفتم و الان وضعم اینه و کاریشم نمیشه کرد، فقط شونه خالی کردن از پذیرفتن مسئولیته.

اینی که میگی تا یه جاییش شاید درست باشه، ولی تو میتونی براش کاری بکنی! تا وقتی هیچ قدمی براش برنداری، خب چیزی هم عوض نمیشه🤷🏻‍♀

ما فقط خودمون و رفتار خودمون رو می‌تونیم کنترل کنیم و لاغیر.
این یعنی ما نمی‌تونیم کاری کنیم که دیگران به ما آسیب نزنن، ولی می‌تونیم خودمون رو دربرابر آسیب‌های دیگران و اتفاقات مقاوم کنیم، می‌تونیم زره بپوشیم، می‌تونیم کمتر آسیب پذیر بشیم.
و می‌تونیم زخم‌های قبلی رو حداقل بهبود بدیم.

چجوری؟
با کارایی مثل
خوندن کتاب‌های توسعه فردی و خودیاری
گذروندن دوره‌ها و کارگاه‌هایی با همین موضوعات
مشاوره و رواندرمانی
مراقبه
گاهی با نوشتن!

خلاصه آقای گلاسر خدابیامرز می‌گفت ما حق انتخاب داریم که در شرایط موجود بمونیم یا برای نجات خودمون و بهبود وضعمون تلاش کنیم؛ و تا وقتی خودمون کاری نکنیم، چیزی هم تغییر نمی‌کنه.

#Dropsof_psychology 🧠
👍4
من: خب گوشی بسه دیگه تا شب آنلاین نمیشم فقط درس می‌خونم😌

من نیم ساعت بعد: این پیامه خوب چیزیه بذار فورواردش کنم به کانالم🤓

وجدانم: چرا حالت شبیه کسایی که آخر هفته کنکور دارن نیست🥸

پاسخی براش ندارم🫢
از کانال محیا سادات:
@mahyamansourian

داشتم به تعریف خوشبختی تو زندگی خودم فکر میکردم ! میدونی من فک میکنم دقیقا زمانیکه فکر میکنی باید مسیر یکی دیگه رو بری که خوشبختی تجربه کنی همونجاس که میزنی جاده خاکی ! چرا؟
چون یکی مجرده و از مجردی لذت میبره،
یکی متاهله و از متاهل بودن؛
یکی امروز طلاق گرفته،
یکی امروز مادر شده؛
و هر دو احساس خوشبختی می‌کنن!
یکی بیرون از خونه کار می‌کنه،
یکی توی خونه کار می‌کنه؛
کار هر دو ارزشمنده و هرکدوم به مدل خودشون لذت میبرن.
یکی خوشحاله وزن کم کرده،
یکی خوشحاله وزنش زیاد شده!

پس میبینی؟
همه برای نتیجه یکسان تلاش نمی‌کنن.

چون زندگی هیچکدوم از ما کاملا شبیه هم نیست،
برای احساس خوشبختی هم مجبور نیستیم مثل هم باشیم.
یادمون باشه هر کسی مسیر خودشو داره... و مهم اینه درمسیر خودمون، بهترین خودمون باشیم
و بهترین خودمون بودن یعنی باور داشتن به کاری که داری انجام میدی و اون رو رسالت خودت میدونی..
خوشبختی یعنی معنای منحصر به فردِ زندگی خودت رو پیدا کنی
همونی که صبح چشماتو براش باز میکنی و تمام زندگیت براش ایستادی..
👍1
واپس‌روی یک مکانیزم دفاعی علیه اضطرابه.

یعنی وقتی که ما بخاطر فشار اضطراب، می‌خوایم کارایی رو انجام بدیم که مربوط به دوره های قبلی زندگیمون میشه (مثلا کودکی)
یه جورایی انگار می‌خوایم دوباره بچه بشیم، چون می‌خوایم برگردیم به دورانی که مسئولیت‌ها و فشارها کمتر بود.

چجوری این کار رو می‌کنیم؟

وقتی دلمون می‌خواد بریم تو بغل یه نفر خودمون رو جمع کنیم(مخصوصا بغل مامان)

وقتی که موقع ناراحتی میریم تو تختمون و خودمون رو به حالت جنینی جمع می‌کنیم (احتمالا زیر پتو)

وقتی برای مقابله با اضطراب، می‌خوابیم

وقتی شدیدا خیالبافی می‌کنیم

وقتی موقع خواب عروسک بغل می‌کنیم

وقتی کارتون‌های بچگیمون رو دوباره نگاه می‌کنیم

وقتی به جای پرداختن به مسئولیت‌هامون، بازی می‌کنیم (گوشی، گِیم و...)

یا کلا هر وقت که کار بچگونه‌ای می‌کنیم مثل بچگونه حرف زدن، پا کوبیدن موقع عصبانیت، لجبازی و...

مثل بچه‌ای که سنش از شیشه شیر گذشته و با اومدن بچه جدید دوباره میره سراغ پستونک و شیشه شیرش و ادای نوزادا رو درمیاره

مثل خودم وقتی که احتمالا بخاطر اضطراب درس و کنکور یه مدت شدیدا هوس کرده بودم بشینم همه فیلمای تینیجری که برام نوستالژی بودن رو ببینم (هانا مانتانا، کمپ راک، های‌اسکول میوزیکال🤣 هنوز ندیدم ولی😅)

#Dropsof_psychology 🧠
👍3
یه نفر قراره فردا این موقع سر جلسه کنکور باشه🤓

هم اکنون نیازمند یاری سبز شماییم😂🙂🤲🏻🌱
1
و اینک، آزادی🫠✊🏻

اهمّ برنامه‌هام تا سه ماه آینده:
رسیدگی به کتاب‌ها، سریال‌ها و فیلم‌های نصفه نیمه و خونده/دیده نشده موجود در لیست، ضمن فکر نکردن به نتیجه.

*برنامه‌های مهمتر را به زیر فرش می‌زند*
2🥰1😁1