Drops of Jupiter
200 subscribers
85 photos
5 videos
35 links
پیله‌ات را بگشا،
تو به اندازه پروانه شدن، زیبایی🦋


صبا هستم، یک کرم ابریشم در تلاش برای پروانه شدن🐛
باعث افتخاره که در این مسیر همراهیم می‌کنید :))

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
Download Telegram
[واقعه رفح] یک لکه ننگ بر انسانیته. من همه ایمانم به این دنیا و آدماش رو از دست دادم. دموکراسی یک دروغه. دنیای متمدن یک دروغه. و بزرگ‌ترین دروغ، حقوق بشره.

اینکه هنوز افرادی هستن که طرفدار اسرائیلن یا تو این داستان بی‌طرفن، برام قابل درک نیست.

در کدوم دوران و عصری همچین چیزی قابل قبوله؟ فعالان اجتماعی کجان؟ فمینیست‌ها کجان؟ آژانس‌های حمایت از کودکان کجان؟ انسانیت کدوم گوریه؟؟

اینکه پستی گذاشتید که میگه سازمان ملل یک سازمان محافظ صلحه، با اینکه دارید اجازه میدید یک نسل‌کشی اتفاق بیوفته، خیلی متناقضه. (زیر پست سازمان ملل)

پی‌نوشت: بگردم اون بچه‌ای رو که از شدت وحشت با دستای رعشه‌گرفته و لرزونش، اشک‌هاش رو پاک می‌کرد. از وقتی ویدیوش رو دیدم دلم می‌خواد کنارش بودم و تا ابد بغلش می‌کردم که نلرزه 💔
این روزا که تو مدرسه با بچه‌ها سر و کار دارم با دیدن و شنیدن این چیزا بیشتر دلم می‌لرزه؛ و وقتی یکی از بچه‌های مدرسه رو جای بچه‌های داخل ویدیوها تصور می‌کنم بدتر میشه... وای به حال مادرها 💔
💔41👏1
ما می‌گیم آدمیزاده و می‌گذره و عادت می‌کنیم اما معین دهاز قشنگ‌تر می‌گه:

«در زندگی‌ام سختی‌هایی را تحمل کردم
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم
حتی بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم
انسان خودش را نمی‌شناسد، خصوصا قدرت‌هایش را.»

بله آقای دهاز، ما نمی‌دونیم چند مرده حلاجیم.

#شب‌خوش

@yekravanshenaas
👍72
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
When darkness rolls on you,
push on through...✨️
3
Drops of Jupiter
When darkness rolls on you, push on through...✨️
یه جایی از تایلر جوزف (خواننده بند موردعلاقم، که اینجا می‌بینید) شنیدم که در جواب سوال "به کسی که قصد خودکشی داره، چی میگی که منصرف بشه؟" یه همچین چیزی گفت:
"میگم به خود آینده‌اش فرصت زندگی بده و بخاطر خود آینده‌اش و کسی که می‌تونه بشه و چیزهایی که بهشون برسه، ادامه بده."

تایلر کسیه که برای مدت زیادی از نوجوونی با افسردگی و افکار خودکشی درگیر بوده و این مسائل مخصوصا تو آهنگ‌های قدیمیش کاملا مشهوده.

تایلر الان ۳۵ ساله، پدر سه‌تا کوچولو و عاشق همسرشه (از بعد ازدواجش همیشه یکی از آهنگ‌های هر آلبومش راجع به زنش بوده :)) )
و حالا تو یکی از آهنگ‌های جدیدترین آلبومش که تازه منتشر شده، می‌خونه:

"وقتی تاریکی تو رو در بر می‌گیره، ادامه بده
بعدها می‌بینی انقدر دووم آوردی و ادامه دادی که دیگه آهنگ‌های موردعلاقه‌ات جزو رده آهنگ‌های قدیمی قرار گرفتن (مدت زیادیه که داری ادامه میدی و از پسش براومدی)
می‌بینی دستت اومده که چه‌جوری به اون درگیری قدیمی برای بقا، غلبه کنی
و می‌بینی که نشستی بین جمعیت، سر اولین اجرای رقص دخترت" :)) ♡

خلاصه که بخاطر خود آینده‌ات، کسی که می‌تونی بشی و چیزایی که بدست بیاری:
"When darkness rolls on you, push on through" 🩵

[Song: Oldies Station - Twenty One Pilots]

#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_poetry 📜
5👏1
Forwarded from آقشام گَلَن
رابین ویلیامز در یکی از صحنه‌های فیلم انجمن شاعران مرده، دانش‌آموزانش را دور خودش جمع می‌کند و حرف‌هایی می‌زند که بعد از چندین و چندبار دیدن هنوز درخشان است. "ما شعر نمی‌خونیم یا شعر نمی‌گیم، چون زیباست؛ ما شعر می‌خونیم و شعر می‌‌گیم، چون ما عضوی از نوع بشریم. و نوع بشر سرشار از شور و اشتیاقه. پزشکی، حقوق، تجارت یا مهندسی، همه‌ی این‌ها برای زندگی ضروری‌اند؛ اما شعر، زیبایی، افسانه، عشق، اینا چیزایی هستند که ما به خاطرشون زنده می‌مونیم. یه نقل قول از ویتمن: ای من! ای زندگی! در میان این‌همه‌ پرسش‌های تکراری، در میان زنجیره‌ی بی‌پایان بی‌ایمانان، در شهرهای آکنده از ابلهان، به چه باید دل خوش کرد؟ ای من! ای زندگی!
و جواب اینه: به اینکه تو اینجایی، که زندگی هست، که یگانگی هست. که این نمایش بزرگ هنوز پابرجاست تا تو هم کلامی بر آن بیفزایی. کلام تو چه خواهد بود؟"
چندروز قبل برای دوستی نوشتم که این سوال پایانی و مسئولیتش من را به وحشت می‌اندازد. کلام تو چه خواهد بود؟



عکس از کتاب آزادی/گزیده اشعار اوکتاویو پاز/ترجمه‌ی حسن فیاد/انتشارات ثالث
👍21
آقشام گَلَن
رابین ویلیامز در یکی از صحنه‌های فیلم انجمن شاعران مرده، دانش‌آموزانش را دور خودش جمع می‌کند و حرف‌هایی می‌زند که بعد از چندین و چندبار دیدن هنوز درخشان است. "ما شعر نمی‌خونیم یا شعر نمی‌گیم، چون زیباست؛ ما شعر می‌خونیم و شعر می‌‌گیم، چون ما عضوی از نوع بشریم.…
این صحنه و دیالوگ موردعلاقم از فیلم موردعلاقمه،
و این بخش از شعری که می‌خونه؛
"The powerful play goes on and you may contribute a verse"
(این نمایش بزرگ هنوز پابرجاست تا تو هم کلامی بر آن بیفزایی)

هر دفعه که می‌شنومش به فکرم میاد که قرابت معنایی داره با این شعر معروف ژاله اصفهانی که اینم از شعرهای موردعلاقمه :)) :

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


و یکی از سوال‌های همیشگیم همینه که،
نغمه من چه خواهد بود؟
What will your verse be?

#Dropsof_poetry 📜
#Dropsof_movies 🎬
🔥1👏1
افراد معمولا به سختی و استیصال رسیدن که تصمیم گرفتن برن مشاوره
اما واکنش من وقتی یکی از دوستام بهم خبر میده که میره مشاوره🥸:

"به‌بهه، به سلامتیی، چه زیبا چه زیبا، آفرین، خوشحال شدمم😃🥹" 😐😂

چون دیدن این که برای خودشون و سلامت روانشون ارزش قائل میشن، خوشحالم می‌کنه😌
و بهشون افتخار می‌کنم😌✨️

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
#Dropsof_psychology 🧠
👍74
"مامان و بابا شبیه ماه و خورشیدن؛ چون همیشه پشتمونن، هیچوقت تنهامون نمیذارن و حواسشون بهمون هست."

برگرفته از یکی از مصاحبه‌هام با بچه‌ها
این تابلو رو که تو ویترین مغازه دیدم، یادش افتادم

#از_بچه‌ها 👦🏻
6🔥2
۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک

شاید تاحالا شده باشه وقتی به بچه‌های دستفروش سر چهارراه‌ها و متروها، به بچه‌های زباله‌گرد، و به هر کودک کار دیگه‌ای که نگاه کردید، با خودتون فکر کرده باشید که "چجوری میشه واقعا بهشون کمک کرد؟ تا کی فقط پول بدیم بهشون؟ با این پول چیکار می‌کنن؟" و...

اگر می‌خواید به کودکان کار کمک اصولی بکنید، طوری که کمک کنه مشکلاتشون بصورت ریشه‌ای حل بشه، راهش کمک کردن به NGOهاست؛ یعنی سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی

۲ ماهی هست که خدا این رزق رو به من داده که در یکی از این NGOها مشغول باشم؛ در یک مدرسه کودکان کار و آسیب‌دیده اجتماعی

اونجا از بچه‌ها چی می‌شنوم؟
"من کار می‌کنم تا خواهر کوچولوهام مجبور نشن برن سر کار چون ممکنه کسی بهشون فحشی چیزی بده."
"بابام بهم میگه تو نذار بچه‌هات برن سر کار که آیندشون خراب نشه."
"از بابام بدم میاد چون منو به‌زور می‌فرسته سر کار."
"بابام سر و صورت ما رو زخمی می‌کرد تا مردم دلشون بسوزه و بهمون پول بدن."

اما این بچه‌ها هم عاشق فوتبالن، تیم‌های موردعلاقه این بچه‌ها هم از بین استقلال، پرسپولیس، بارسا و رئاله، این‌ها هم دوست دارن پلیس و مهندس بشن.

این مدرسه برای این بچه‌ها خاطرات و مزایایی به ارمغان آورده که اکثر بچه‌ها دوست ندارن مدرسه تعطیل باشه، حتی تو تابستون. ترجیح میدن وقتشون رو بیشتر تو مدرسه بگذرونن تا سر کار یا محیط‌های خونه‌هاشون.

یه روز صبح یکی از مسئولینشون به یکی دیگه‌اشون گفته: فلانی رو می‌بینی؟ دیشب به باباش مواد نرسیده، خونه رو ریخته بهم. ولی می‌بینش الان چجوری داره می‌دوئه و بازی می‌کنه؟ وقتی اون داره اینجوری برای زندگیش می‌جنگه، ما نمی‌تونیم کم بیاریم.

مدرسه برای یک خیریه است و از طرف هیچ نهادی حمایت نمیشه و فقط با کمک‌های مردمی پیش میره. بخاطر هزینه‌های بالا، مجبورن سال دیگه تعدادی از بچه‌ها رو نپذیرن.
مدرسه دخترونه هم دارن که بازسازی لازم داره و اگر نتونن هزینه بازسازیش رو تهیه کنن، آموزش و پرورش مدرسه رو ازشون می‌گیره.

اگر دوست دارید این بچه‌ها هم بتونن زندگی‌های عادی داشته باشن، به تحصیلات، خورد و خوراک، سلامت جسم و روانشون رسیدگی بشه، می‌تونید به این مدرسه کمک کنید.

این شماره کارت خیریه‌ مدرسه‌ست
6273817010177404
خیریه حضرت ابوطالب

این پیج اینستای مدرسه (کلیک)

و این کانال ایتای مدرسه (کلیک)

برید ویدئوهاشون رو ببینید، شما هم عاشق این وروجکا می‌شید🥹

#از_بچه‌ها 👦🏻
#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
5
اگر و تنها اگر

«معالجه‌ی پزشکی؟ نه، ممنون، مُسّکن می‌خورم»


«غذای سالم خونگی؟ نه، ممنون، پیتزا سفارش می‌دم»

«بخیه زدن زخم عمیق؟ نه ممنون، روش رو با دستمال می‌بندم»،

«سفر؟ نه ممنون یه دور تو خیابونا می‌زنم»

«یار باوفای ماندگار؟ نه ممنون، چند وقت یک بار وصل می‌شم به یه ناشناس چت می‌کنیم.»


آن‌گاه:
«تراپی؟ نه، ممنون، می‌رم کافه/ قدم می‌زنم/ قهوه می‌خورم/ آشپزی می‌کنم و...»



خوشحالی‌های موقت، درمان نیست.



#روان‌شناسی
👍8
🔴 اسپویل سریال در انتهای شب



زنه میگه نه معتاد بود، نه دست بزن داشت، نه خیانت می‌کرد
طلاق گرفتم چون نمی‌خواستم مامانش باشم.

یعنی میگه نقش مادر رو براش داشتم
خب مامانش نمی‌شدی😐
خب این با یه مشاوره رفتن حل می‌شد😐
بعد تازه اینکه مثل مامانش بودی تقصیر خودت بود زن
عه‌عه‌عه
نه به طلاق اصلا، اونم با این دلیلای آبکی😒
حتما واقعا همینجوریه که آمار طلاق انقدر بالاست دیگه🤦🏻‍♀

اعصاب نمیذارن واسه آدم شب امتحانی🥸

#Dropsof_movies 🎬
🤯3👍2👎1
دارم گروه‌درمانی می‌خونم،
نوشته که اگه اعضای گروه ترس‌ها، دلخوری‌ها و تردیدهای خودشون رو پنهان کنن و تو گروه نگن، باعث گسستگی گروه میشه.

بنظرم تو روابط هم همینه.
اگه دلخوری‌هامون از هم رو نگیم، ترس‌ها و تردیدهامون رو نگیم، شاید در ظاهر آروم و خوب بنظر بیایم، ولی رفته رفته از هم دور میشیم و رابطه دچار گسستگی میشه؛ می‌خواد رابطه دوستی باشه، رابطه عاطفی باشه، والد-فرزندی باشه یا هرچی.

جالبه، نه؟ ما برعکس فکر می‌کنیم. می‌گیم نه نگم حالا ولش کن ناراحت میشه، اوضاع خراب میشه.

درسته که شاید گفتن دلخوری‌ها خودش آشفتگی و درگیری به بار بیاره، ولی وقتی بگیدشون می‌تونید روشون کار کنید تا حلشون کنید؛ دقیقا مثل اتفاقی که تو گروه‌درمانی میوفته.

"انسجام نه تنها در اثر وجود لحظات شاد و مفرح و صمیمانه، بلکه در اثر کار روی مسائل معنادار و دردناک بوجود می‌آید."
[گروه‌درمانی - ماریان و جرالد کری]

آلن دوباتن هم میگه که سردی زوجین نسبت به هم بخاطر یکی-دوتا اتفاق بزرگ نیست؛ اغلب بخاطر اتفاقات ریز ریزیه که پیش اومده و راجع بهش صحبت نکردن، حلشون نکردن و حالا این همه خشم رو هم انباشته شده و می‌بینن که عه، چرا سرد شدیم با هم؟

#Dropsof_psychology 🧠
👍7👏2
یه مفهومی تو روانکاوی هست به اسم "انتقال"

انتقال یعنی درمانجو توی اتاق درمان، درمانگرش رو جای یکی از آدمای مهم گذشته‌اش، مثلا پدرش، در نظر می‌گیره و طوری با درمانگر رفتار می‌کنه، انگار که اون واقعا باباشه!

در واقع درمانجو همونجوری با درمانگرش برخورد می‌کنه که با باباش برخورد می‌کنه؛ صرفا چون درمانگره اونو یاد باباش میندازه (یه مرد در موضع بالاتر، در همون حدود سنی) و خود به خود فکر می‌کنه مشکلاتی که با باباش داشته رو با درمانگره هم داره، مثلا از باباش اگه خشم داره، نسبت به درمانگر هم همینجوری خشم پیدا می‌کنه بدون اینکه اون بنده خدا کاری کرده باشه. اگه از باباش می‌ترسیده، از درمانگرشم می‌ترسه.
فقط چون درمانگره حس باباشو بهش میده.

حالا اصلا از اتاق درمان بیایم بیرون، انتقال تو همین روابط عادی خودمون هم خیلی اتفاق میوفته.
هروقت که با خودمون میگیم این آدم منو یاد فلانی میندازه یا حس فلانی رو بهم میده... باید حواسمون باشه که ممکنه دچار انتقال بشیم.
مثلا ممکنه یه کسی ما رو یاد برادرمون بندازه، وقتی باهاش صحبت می‌کنیم حس کنیم داریم با برادرمون حرف می‌زنیم چون یه سری ویژگی‌های مشترک دارن.
کی دچار انتقال میشیم؟ وقتی که با اون فرد همونطوری برخورد کنیم که با برادرمون می‌کنیم، حالا می‌خواد مدل شوخی‌ها باشه، مدل حرف زدن باشه، می‌خواد خشم باشه، محبت باشه. صرفا به این دلیل که این منو یاد برادرم میندازه!
مغزمون یه وقتایی یادش میره که آقا این واقعا برادرت نیست🥸
البته خودمون حواسمون نیست که داریم این کار رو می‌کنیم و این دو نفر رو یکی می‌گیریم.

یا مثلا یه زنی که از پدرش، شوهرش، برادرش یا خلاصه یه مرد مهمی تو زندگیش در گذشته آسیب جدی دیده، حالا نسبت به همه مردا دید بدی داره، نسبت به همه مردا خشم داره. در واقع در برخورد با هر مردی دچار انتقال میشه؛ یعنی جوری باهاشون برخورد می‌کنه که دوست داره با اون مرد آسیب زننده اصلی برخورد کنه، از دست همه مردا عصبانیه، از همشون می‌خواد انتقام بگیره.

اما ممکنم هست انتقال حس بدی نباشه.
مثلا وقتی ما به کسی همینجوری بی‌دلیل حس خوبی داریم چون ما رو یاد یه آدم عزیز یا یکی از دوستامون میندازه، یا ناخودآگاه طوری باهاش رفتار می‌کنیم که انگار همون دوستمونه.

حالا یه تجربه انتقال که خودم داشتم برای مثال👇🏻

#Dropsof_psychology 🧠
👏6👍2
Drops of Jupiter
یه مفهومی تو روانکاوی هست به اسم "انتقال" انتقال یعنی درمانجو توی اتاق درمان، درمانگرش رو جای یکی از آدمای مهم گذشته‌اش، مثلا پدرش، در نظر می‌گیره و طوری با درمانگر رفتار می‌کنه، انگار که اون واقعا باباشه! در واقع درمانجو همونجوری با درمانگرش برخورد می‌کنه…
یه نمونه انتقال که برای خودم یه بار پیش اومد این بود که پارسال یه خانم مسن غریبه‌ای تو روضه ازم خواست براش چای ببرم. چای رو براش بردم.
آقا... مدل تشکر کردنش، قربون صدقه رفتنش و دعای خیری که برام کرد عیین مامانبزرگم بود و من درجا بغض کردم.
حتی در همین حین که دعام می‌کرد، بغلم کرد و این کارشم عین مامان‌بزرگ بود، طوری که من یه لحظه ناخودآگاه واقعا احساس کردم خود مامانبزرگه درحالیکه می‌دونستم نیست و پقی تو بغلش زدم زیر گریه.

چرا من باید ۱۰ ماه بعد از فوت مامانبزرگم تو بغل یه خانم مسن غریبه گریه‌ام بگیره؟ مگه اون واقعا مامانبزرگم بود؟
آقای فروید میگه چون دچار انتقال شده بودم😅

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
#Dropsof_psychology 🧠
😢72👍1
- ولی من یه آرزویی دارم که می‌دونم هیچوقت برآورده نمیشه😔
+ چه آرزویی داری؟ (تو ذهنم: الهی بچه، چرا آخه🥺)
- اینکه امام زمان بیاد به خوابم و بگه هر آرزویی داری بگو تا برآورده کنم
+ اگه میومد چی ازش می‌خواستی؟ (تو ذهنم: ای خداا🥹)
- اینکه به هرچی خواستم تبدیل بشم
+ یعنی چجوری مثلا؟
- مثلا دیوار بشم، بعد برای هرکی که داره رد میشه زیرپایی بگیرم😌
+عا... 👀
- یا مثلا حاج‌آقا که می‌خواد سخنرانی کنه، یهو از تو دیوار پشت سرش تو بلندگو داد بزنم😎
+ درسته🥸

#از_بچه‌ها 👦🏻
🤣9😁41👎1
"- چرا انقدر به مردم کمک می‌کنی، هیمل؟

- شاید بخاطر خودم این کار رو می‌کنم. شاید بخاطر اینه که می‌خوام مردم من رو به یاد بسپارن. زندگی کردن یعنی اینکه دیگران ما رو بشناسن و به یاد بسپارن.

- باید چیکار کنم که در یادها بمونم؟

- زندگی کسی رو حتی در حد کمی، تغییر بده. احتمالا همین کافیه."



آره، شاید کمک می‌کنیم و میل به تاثیرگذاری داریم چون می‌خوایم در یادها بمونیم.
می‌دونستید تلاش برای فراموش نشدن هم یه جور بروز ترس از مرگه؟

مثل آگِستس از The Fault in Our Stars که بزرگ‌ترین ترسش این بود که بعد از مرگش، فراموش بشه.
مثل انیمیشن کوکو، یادتونه؟
می‌گفت مرگ کامل و واقعی وقتیه که دیگه کسی بعد از مرگ به یادمون نباشه...
هیمل هم وقتی میگه "زندگی کردن یعنی اینکه دیگران ما رو بشناسن و به یاد بسپارن"، منظورش اینه که تا وقتی کسی تو دنیا هست که ما رو بشناسه و به یاد بیاره، تا وقتی اثری از ما در این دنیا هست، ما هنوز در این دنیا زنده‌ایم ✨️

[Anime: Frieren: Beyond Journey's End]

#Dropsof_movies 🎬
#Dropsof_psychology 🧠
8👍1😍1
هروقت استادتون گفت امتحان اوپن بوکه فرار کنید فراار🏃🏻‍♀
وگرنه یهو می‌بینید ساعت‌هاست که دارید بوک‌های زیادی رو اوپن می‌کنید فقط برای پاسخ دادن به یک سوال
یا می‌بینید که دارید ۳ صفحه جواب می‌نویسید فقط برای یک سوال🫠

استاد یه چیزی می‌دونست که گفت از اجنه هم تونستید کمک بگیرید اشکالی نداره🧝🏻‍♀
ما رفتیم سراغ اجنه مدرن؛ دوست عزیزم، هوش مصنوعی ✨️

البته تا الان به این نتیجه رسیدم که خودم مفهوم علیت حلقوی رو بهتر از هوش مصنوعی می‌دونم، این بنده خدا خودش کمک می‌خواد🥸

پی‌نوشت: آیا الان باید اینجا باشم؟ خیر.
دیگه خودتون می‌دونید که در این برهه حساس این دفاع‌هام هستن که تو کانال بساط کردن، نه خودم🤫
(به رو نیاوردم ولی پست دیروزم هم دقیقا با همین هدف بود)

در واقع الان باید به فکر فرایند شکل گیری اعتیاد فرزند به مصرف گل باشم🥸🚬
(حالا چرا گل استاد؟)

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
😭52😁1