Forwarded from هیلان🌱
اگر داروساز نبودم، حتما شف رستوران ایتالیایی میشدم.
بعد با مهمونام دوست میشدم و داستانهای سفرهاشون رو میشنیدم.
کلی گل و گلدون تو هاستلم بود و یه کتابخونه و چندتا بُردگیم.
هر هفته گروههای گفتگو داشتیم؛ یه چیزی شبیه گروه درمانی اما نه دقیقا برای "درمان" (وقتی نمیتونی مشاوره رو کامل از تصویر حذف کنی)
از مهمونام میخواستم یه یادگاری یا اثری از خودشون تو هاستل بذارن.
شبهای پاییز و زمستون تو حیاط آتیش روشن میکردیم.
و منی که همین الانم با لیسانس هتلداری میتونم برای این کار اقدام کنم، پس چرا نمیکنم🥸
چون اینا در حد همون فانتزیه. چون صاحب هاستل بودن در واقع خیلی سخته، پس کنکله😂
فکر کن نه تنها تعطیلات نداری بلکه تعطیلات رسمی دقیقا اوج کارت باشه🫠
(چرا تغییر رشته دادم: دلیل شماره ۱🥸)
#فانتزیها_را_با_واقعبینی_پودر_نکنیم
#بگذاریم_فانتزیها_فانتزی_بمانند
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
کلی گل و گلدون تو هاستلم بود و یه کتابخونه و چندتا بُردگیم.
هر هفته گروههای گفتگو داشتیم؛ یه چیزی شبیه گروه درمانی اما نه دقیقا برای "درمان" (وقتی نمیتونی مشاوره رو کامل از تصویر حذف کنی)
از مهمونام میخواستم یه یادگاری یا اثری از خودشون تو هاستل بذارن.
شبهای پاییز و زمستون تو حیاط آتیش روشن میکردیم.
و منی که همین الانم با لیسانس هتلداری میتونم برای این کار اقدام کنم، پس چرا نمیکنم🥸
چون اینا در حد همون فانتزیه. چون صاحب هاستل بودن در واقع خیلی سخته، پس کنکله😂
فکر کن نه تنها تعطیلات نداری بلکه تعطیلات رسمی دقیقا اوج کارت باشه🫠
(چرا تغییر رشته دادم: دلیل شماره ۱🥸)
#فانتزیها_را_با_واقعبینی_پودر_نکنیم
#بگذاریم_فانتزیها_فانتزی_بمانند
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
😁3🔥1
"من همیشه از ضعفهام خجالت میکشیدم اما یکی رو میخواستم که بهم بگه "چیزی نیست"، که حامیم باشه و تشویقم کنه تا قوی بشم.
من فکر میکنم وقتی یکی تو رو میپذیره و قبولت میکنه، اونجاست که انگار میتونی یهکم خودتو ببخشی، اونجاست که خودتو دوست داری."
[Anime: Fruits Basket]
پینوشت: خیلی از آدمها، همچین امنیت و پذیرشی رو اولین بار تو اتاق درمان تجربه میکنن؛ یعنی اولین آدم امن زندگیشون، مشاوره.
و این حقیقت هر بار غمگینم میکنه🥲
#Dropsof_movies 🎬
من فکر میکنم وقتی یکی تو رو میپذیره و قبولت میکنه، اونجاست که انگار میتونی یهکم خودتو ببخشی، اونجاست که خودتو دوست داری."
[Anime: Fruits Basket]
پینوشت: خیلی از آدمها، همچین امنیت و پذیرشی رو اولین بار تو اتاق درمان تجربه میکنن؛ یعنی اولین آدم امن زندگیشون، مشاوره.
و این حقیقت هر بار غمگینم میکنه🥲
#Dropsof_movies 🎬
❤6
Forwarded from زندگی معلمیِ خانم نارنگیان! 🍊
سال گذشته پر از اتفاقات مهم بود. خیلی جدی وارد بزرگسالی شدم. اما جالب بود، جالبیش این نبود که بدون سختی گذشت؛ جالبیش اینجا بود که تجربه های جدیدی داشتم و آدم های خوبی رو ملاقات کردم.
یه جمله که همیشه تو ذهنم از کودکی مونده از انیمیشن در جست جوی و نموست! یه جا دوری به بابای نمو میگه «اگر نذاری هیچ اتفاقاتی براش بیافته، هیچ اتفاق خوبی هم براش نمیافته».
توی سال جدید هم تلاش میکنم که به خودم یادآوری کنم اگر ترسِ شکست مانع تجربه کردن ام بشه، هیچ اتفاق خوبی هم در انتظارم نخواهد بود.
یه جمله که همیشه تو ذهنم از کودکی مونده از انیمیشن در جست جوی و نموست! یه جا دوری به بابای نمو میگه «اگر نذاری هیچ اتفاقاتی براش بیافته، هیچ اتفاق خوبی هم براش نمیافته».
توی سال جدید هم تلاش میکنم که به خودم یادآوری کنم اگر ترسِ شکست مانع تجربه کردن ام بشه، هیچ اتفاق خوبی هم در انتظارم نخواهد بود.
این یادآوری سه خط آخر رو باید حک کنم تو مغزم چون میدونم امسال خیلی لازمم میشه.
چون امسال یه کارایی در انتظارمه که در عین اینکه براشون هیجان دارم، خیلی هم میترسم.
اما از طرفی وقتی با خودم میشمرم که چه کارهایی بوده که قبلا ازشون میترسیدم و الان انجامشون برام عادی شده، یهذره خیالم راحتتر میشه.
شاید عجیب باشه ولی من تا یکی-دو سال پیش از
مترو سوار شدن
بدون همراه تو کوچه و خیابون بودن
بسته پست کردن
نماینده کلاس بودن
مسئولیت اجرایی داشتن
صحبت کردن با غریبهها حتی تو مجازی
تو جمع صحبت کردن
و از تغییر رشته
میترسیدم!
اما الان همه این کارا رو انجام میدم و برام عادی شدن (اهم، صحبت تو جمع هنوز جای کار داره🤫).
ولی این تجربههای ۴۰۳ که احتمالا قراره بیان، متفاوت از اینان.
از جنس مسئولیتهای جدیتر و سنگینترن. از جنسی که واقعا باید خودت رو باور داشته باشی تا درست از پسشون بر بیای.
ولی با خودم میگم اونا شد، اینا هم میشه؛ فقط قدمهای اول سخته.
و امیدوارم که درست بگم.
پینوشت: امیدوارم سال دیگه این یادداشتم رو نگاه کنم، با خودم بخندم و بگم هی بچه، ببین نگران چه چیزایی بودی، الان همهاش تو مشتته🤪🤭
پینوشتتر: به طرز عجیبی هم این یکی-دو روزه هی چپ و راست پیام میبینم که از شکست نترس و همه شکست میخورن و با وجود ترس ادامه بده و فلان🥸
یکی رو که فوروارد کردم، یکی دیگه هم ایناهاش👇🏻
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
چون امسال یه کارایی در انتظارمه که در عین اینکه براشون هیجان دارم، خیلی هم میترسم.
اما از طرفی وقتی با خودم میشمرم که چه کارهایی بوده که قبلا ازشون میترسیدم و الان انجامشون برام عادی شده، یهذره خیالم راحتتر میشه.
شاید عجیب باشه ولی من تا یکی-دو سال پیش از
مترو سوار شدن
بدون همراه تو کوچه و خیابون بودن
بسته پست کردن
نماینده کلاس بودن
مسئولیت اجرایی داشتن
صحبت کردن با غریبهها حتی تو مجازی
تو جمع صحبت کردن
و از تغییر رشته
میترسیدم!
اما الان همه این کارا رو انجام میدم و برام عادی شدن (اهم، صحبت تو جمع هنوز جای کار داره🤫).
ولی این تجربههای ۴۰۳ که احتمالا قراره بیان، متفاوت از اینان.
از جنس مسئولیتهای جدیتر و سنگینترن. از جنسی که واقعا باید خودت رو باور داشته باشی تا درست از پسشون بر بیای.
ولی با خودم میگم اونا شد، اینا هم میشه؛ فقط قدمهای اول سخته.
و امیدوارم که درست بگم.
پینوشت: امیدوارم سال دیگه این یادداشتم رو نگاه کنم، با خودم بخندم و بگم هی بچه، ببین نگران چه چیزایی بودی، الان همهاش تو مشتته🤪🤭
پینوشتتر: به طرز عجیبی هم این یکی-دو روزه هی چپ و راست پیام میبینم که از شکست نترس و همه شکست میخورن و با وجود ترس ادامه بده و فلان🥸
یکی رو که فوروارد کردم، یکی دیگه هم ایناهاش👇🏻
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
❤4👍1👏1
"اینطور نیست که یهویی قویتر شده باشم. هیچی تغییر نکرده، هنوزم بدنم میلرزه ولی میخوام با ترسهام مواجه بشم. همینه که مهمه؛ تمایل به پیشرفت، که ناشی از ضعفه."
[Anime: Fruits Basket]
در راستای یادداشت بالا، این دیالوگ رو همین روزا شنیدم🥸
باشه کائنات، چشم🫠
#Dropsof_movies 🎬
[Anime: Fruits Basket]
در راستای یادداشت بالا، این دیالوگ رو همین روزا شنیدم🥸
باشه کائنات، چشم🫠
#Dropsof_movies 🎬
❤1👍1
۲۳ مارچ (دیروز):
رئیس سازمان ملل متحد میره دم مرز غزه و میگه که آدم اینجا قلبش به درد میاد، دیگه وقت آتشبسه و همچنین اسرائیل باید تعهد سفت و سخت بده که اجازه میده کمک به غزه برسه.
۲۴ مارچ (امروز):
گفته شده به روایت شاهدین، سربازای اسرائیلی تو بیمارستان غزه به زنها جلو چشم شوهر و بچههاشونتجاوز دستهجمعی میکنن و بعد میکشنشون و به هرکی هم که بیاد جلو برای کمک، شلیک میکنن.
فکر میکنم تجاوز کابوس هر زن و دختری باشه؛ با این حال انگار فمینیسم و حقوق زنان و حقوق بشر تو خاورمیانه قفله.
یا شایدم خاورمیانه جزو دنیا حساب نمیشه و آدمهاش، آدم حساب نمیشن.
حتی اگه در نهایت این خبر کاملا درست نباشه، میدونیم که نگاهها به خاورمیانه همیشه همینطور بوده.
وای از روزگار تنهایی 💔
رئیس سازمان ملل متحد میره دم مرز غزه و میگه که آدم اینجا قلبش به درد میاد، دیگه وقت آتشبسه و همچنین اسرائیل باید تعهد سفت و سخت بده که اجازه میده کمک به غزه برسه.
۲۴ مارچ (امروز):
گفته شده به روایت شاهدین، سربازای اسرائیلی تو بیمارستان غزه به زنها جلو چشم شوهر و بچههاشون
فکر میکنم تجاوز کابوس هر زن و دختری باشه؛ با این حال انگار فمینیسم و حقوق زنان و حقوق بشر تو خاورمیانه قفله.
یا شایدم خاورمیانه جزو دنیا حساب نمیشه و آدمهاش، آدم حساب نمیشن.
حتی اگه در نهایت این خبر کاملا درست نباشه، میدونیم که نگاهها به خاورمیانه همیشه همینطور بوده.
وای از روزگار تنهایی 💔
💔11
شاید بیشترین جملهای که تو این یک ترم و خردهای تو درسهام شنیدم این بوده:
《بستگی به بافت داره》
《بافت معنا رو تغییر میده》
اما این دقیقا یعنی چی؟
یعنی اینکه آیا میشه گفت یه چیزی همیشه خوب یا همیشه بده؟ خیر.
آیا مسائل مختلف، تحت هر شرایطی به طور یکسان تعریف میشن؟ خیر.
مثلا
آیا مادر توانمند، صرفا مادریه که ضمن بچهداری میتونه به تحصیل و شغل و... هم بپردازه؟ نه لزوما.
آیا خونه منظم، صرفا خونهایه که همه چیش سر جاش باشه؟ نه هر خونهای!
آیا ازدواج برای همه خوبه؟ خیر.
آیا طلاق همیشه بده؟ خیر.
اینکه بافت معنا رو تعیین میکنه یعنی
یه مادری که همزمان با بچهداری به کار و تحصیلشم میرسه، نباید مقایسه بشه با مادری که فقط به بچهاش میرسه اما همه به اولی به چشم مادر موفق نگاه میکنن و دومی رو به چشم کسی که به اندازه کافی تلاش نمیکنه.
درحالیکه بافت و شرایط این دو نفر متفاوته!
کسی نمیبینه که اونی که به کارش هم میرسه چندتا کمکی داره، برای کار خونه، برای پرستاری بچه و... ولی دومی که فقط بچه داری میکنه، دست تنهاست
وقتی اینارو هم ببینیم، میبینیم که مادر دومی هم به اندازه اولی داره زحمت میکشه و موفقه؛ بستگی داره موفقیت رو چی تعریف کنیم و آیا یک معیار ثابت براش بذاریم یا نه؟
یا معنی "نظم" شاید تو خونهای که بچه نداره این باشه که همه چی سر جاش باشه. اما خونهای که بچه کوچیک داره، به گفته استاد، همین که در و دیوارش هنوز سر جاشه، یا تلوزیون چپه نشده، یعنی منظمه😅
الان معنی نظم بسته به هر بافت و شرایط، عوض شد
اما ما چجوری برخورد میکنیم؟ انتظار داریم هر دوی این خونهها یه جور باشن؛ درحالیکه شرایطشون خیلی متفاوته!
یا والدینی که به بچشون میگن "فلانی تونسته، چرا تو نمیتونی (مثلا نمره ۲۰ بگیری)؟" نمیبینن که اون فلانی شاید معلم خصوصی داره، شاید وقتش آزادتره، شاید اضطراب تو خونهاشون کمتره، شاید باباش بلده و کمکش میکنه و...!
این جمله انیشتین رو حتما شنیدین:
"همه نابغه هستند؛ اما اگر شما یک ماهی را با تواناییاش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید، او تمام عمر با این باور زندگی خواهد کرد که یک احمق است."
خب چون بافت ماهی و گربه متفاوته.
چرا اینو در جاهای دیگه نمیبینیم؟
چرا از ماهیها انتظار داریم از درخت بالا برن؟ :)
#Dropsof_psychology 🧠
《بستگی به بافت داره》
《بافت معنا رو تغییر میده》
اما این دقیقا یعنی چی؟
یعنی اینکه آیا میشه گفت یه چیزی همیشه خوب یا همیشه بده؟ خیر.
آیا مسائل مختلف، تحت هر شرایطی به طور یکسان تعریف میشن؟ خیر.
مثلا
آیا مادر توانمند، صرفا مادریه که ضمن بچهداری میتونه به تحصیل و شغل و... هم بپردازه؟ نه لزوما.
آیا خونه منظم، صرفا خونهایه که همه چیش سر جاش باشه؟ نه هر خونهای!
آیا ازدواج برای همه خوبه؟ خیر.
آیا طلاق همیشه بده؟ خیر.
اینکه بافت معنا رو تعیین میکنه یعنی
یه مادری که همزمان با بچهداری به کار و تحصیلشم میرسه، نباید مقایسه بشه با مادری که فقط به بچهاش میرسه اما همه به اولی به چشم مادر موفق نگاه میکنن و دومی رو به چشم کسی که به اندازه کافی تلاش نمیکنه.
درحالیکه بافت و شرایط این دو نفر متفاوته!
کسی نمیبینه که اونی که به کارش هم میرسه چندتا کمکی داره، برای کار خونه، برای پرستاری بچه و... ولی دومی که فقط بچه داری میکنه، دست تنهاست
وقتی اینارو هم ببینیم، میبینیم که مادر دومی هم به اندازه اولی داره زحمت میکشه و موفقه؛ بستگی داره موفقیت رو چی تعریف کنیم و آیا یک معیار ثابت براش بذاریم یا نه؟
یا معنی "نظم" شاید تو خونهای که بچه نداره این باشه که همه چی سر جاش باشه. اما خونهای که بچه کوچیک داره، به گفته استاد، همین که در و دیوارش هنوز سر جاشه، یا تلوزیون چپه نشده، یعنی منظمه😅
الان معنی نظم بسته به هر بافت و شرایط، عوض شد
اما ما چجوری برخورد میکنیم؟ انتظار داریم هر دوی این خونهها یه جور باشن؛ درحالیکه شرایطشون خیلی متفاوته!
یا والدینی که به بچشون میگن "فلانی تونسته، چرا تو نمیتونی (مثلا نمره ۲۰ بگیری)؟" نمیبینن که اون فلانی شاید معلم خصوصی داره، شاید وقتش آزادتره، شاید اضطراب تو خونهاشون کمتره، شاید باباش بلده و کمکش میکنه و...!
این جمله انیشتین رو حتما شنیدین:
"همه نابغه هستند؛ اما اگر شما یک ماهی را با تواناییاش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید، او تمام عمر با این باور زندگی خواهد کرد که یک احمق است."
خب چون بافت ماهی و گربه متفاوته.
چرا اینو در جاهای دیگه نمیبینیم؟
چرا از ماهیها انتظار داریم از درخت بالا برن؟ :)
#Dropsof_psychology 🧠
👏9❤1👍1
فهرست مطالب کانال:
#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️ افکار و خاطرات خودم
#Dropsof_movies 🎬
#Dropsof_books 📚
#Dropsof_poetry 📜
#Dropsof_beauty 📸
#Dropsof_Allah 🕌
#از_بچهها 👦🏻 (بچههای مدرسه خاصی که مشاورشونم)
#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_me 🧚🏻♀️ افکار و خاطرات خودم
#Dropsof_movies 🎬
#Dropsof_books 📚
#Dropsof_poetry 📜
#Dropsof_beauty 📸
#Dropsof_Allah 🕌
#از_بچهها 👦🏻 (بچههای مدرسه خاصی که مشاورشونم)
❤3
Drops of Jupiter ✨ pinned «فهرست مطالب کانال: #Dropsof_psychology 🧠 #Dropsof_me 🧚🏻♀️ افکار و خاطرات خودم #Dropsof_movies 🎬 #Dropsof_books 📚 #Dropsof_poetry 📜 #Dropsof_beauty 📸 #Dropsof_Allah 🕌 #از_بچهها 👦🏻 (بچههای مدرسه خاصی که مشاورشونم)»
مثل اینکه امروز، ۳۱ مارچ، روز جهانی ترک شغل مورد تنفره!
تغییر شغل یا رشتهای که میدونی دوستش نداری، بنظرم احتیاج به شجاعت داره؛ مخصوصا اگه آدم کمتر ریسکپذیری باشی یا پذیرش بالایی نسبت به چیزهای جدید نداشته باشی.
چند روز پیش صحبتهای دختری رو میخوندم که دو ساله پشت کنکوره برای پزشکی، در حالی که خودش دیگه پزشکی رو نمیخواست!
بخاطر فشار اطرافیان و بخاطر زمانی که این سالها برای قبولی پزشکی گذاشته بود، داشت ادامه میداد.
یه همچین حالتی که "من عمرمو گذاشتم برای این کار، حالا ولش کنم؟"
که نوعی خطای شناختیه به اسم "سوگیری هزینه هدر رفته".
وقتی برای یه چیزی یا یه کاری هزینه دادیم، سخته که وسط راه رهاش کنیم حتی اگر برامون ضرر داشته باشه.
حالا یه نفر به این دختر جواب خوبی داده بود:
"وقتی متوجه بشی که سوار اتوبوس اشتباه شدی، چکار میکنی؟ پیاده نمیشی؟"
واقعا هم آیا هرچقدر زودتر پیاده بشیم به نفعمون نیست؟
چه هنوز در مرحله تحصیل باشیم چه تو یک شغل اشتباه باشیم و بخوایم تغییر شغل بدیم؟
چالش دیگه تغییر مسیر اینه که "بقیه چی میگن؟"
نمیگن این یه عمر یه درسی خونده، حالا یه کار دیگه میکنه؟
نمیگن این همه پشت کنکور موند که آخرش فلان رشته رو بخونه؟
پاسخ بنده برای این عزیزان اینه که: خب بگن🥸
این دیگران کجای زندگی ما رو قراره بگیرن؟ اونم وقتی خودت باید از پس چالشهات و زندگیت بر بیای!
باز یه نفر به این دخترک گفته بود:
"ببین من یه سال پشت کنکور نشستم و همه گفتن وای دختر فلانی که اینقدر درس میخوند هم سال اول پزشکی نیاورد.
سال دوم پزشکی آوردم و الان ده سال از اون روز گذشته یک نفر از اون آدمها الان هستن که ببینن وضعیت روحی و جسمی و مالی من چطوریه؟ و من کجا ایستادم؟
فقط از این مهمونی تا اون مهمونی که مامانمو میبینن میپرسن وای هنوز نوه دار نشدی؟ پس چرا تخصص نمیخونه؟"
چرا باید برای حرف و فکر دیگرانی که فقط تا موقع فضولی و کنترلگری پیگیرمونن ولی تو چالشهامون ما رو یادشون میره، اهمیت قائل باشیم؟
باید نشون بدیم که باشه گیریم شما راجع به زندگی شخصی من نظر هم میدی، میگیم اوکی. ولی نباید انتظار داشته باشی من طبق نظرت عمل هم بکنم که🙂
امیدوارم همه بتونیم در همون نقطهای که خواست خودمونه قرار بگیریم و مرزبندیهای مشخصی در روابطمون با "دیگران" ایجاد کنیم.
#Dropsof_psychology 🧠
تغییر شغل یا رشتهای که میدونی دوستش نداری، بنظرم احتیاج به شجاعت داره؛ مخصوصا اگه آدم کمتر ریسکپذیری باشی یا پذیرش بالایی نسبت به چیزهای جدید نداشته باشی.
چند روز پیش صحبتهای دختری رو میخوندم که دو ساله پشت کنکوره برای پزشکی، در حالی که خودش دیگه پزشکی رو نمیخواست!
بخاطر فشار اطرافیان و بخاطر زمانی که این سالها برای قبولی پزشکی گذاشته بود، داشت ادامه میداد.
یه همچین حالتی که "من عمرمو گذاشتم برای این کار، حالا ولش کنم؟"
که نوعی خطای شناختیه به اسم "سوگیری هزینه هدر رفته".
وقتی برای یه چیزی یا یه کاری هزینه دادیم، سخته که وسط راه رهاش کنیم حتی اگر برامون ضرر داشته باشه.
حالا یه نفر به این دختر جواب خوبی داده بود:
"وقتی متوجه بشی که سوار اتوبوس اشتباه شدی، چکار میکنی؟ پیاده نمیشی؟"
واقعا هم آیا هرچقدر زودتر پیاده بشیم به نفعمون نیست؟
چه هنوز در مرحله تحصیل باشیم چه تو یک شغل اشتباه باشیم و بخوایم تغییر شغل بدیم؟
چالش دیگه تغییر مسیر اینه که "بقیه چی میگن؟"
نمیگن این یه عمر یه درسی خونده، حالا یه کار دیگه میکنه؟
نمیگن این همه پشت کنکور موند که آخرش فلان رشته رو بخونه؟
پاسخ بنده برای این عزیزان اینه که: خب بگن🥸
این دیگران کجای زندگی ما رو قراره بگیرن؟ اونم وقتی خودت باید از پس چالشهات و زندگیت بر بیای!
باز یه نفر به این دخترک گفته بود:
"ببین من یه سال پشت کنکور نشستم و همه گفتن وای دختر فلانی که اینقدر درس میخوند هم سال اول پزشکی نیاورد.
سال دوم پزشکی آوردم و الان ده سال از اون روز گذشته یک نفر از اون آدمها الان هستن که ببینن وضعیت روحی و جسمی و مالی من چطوریه؟ و من کجا ایستادم؟
فقط از این مهمونی تا اون مهمونی که مامانمو میبینن میپرسن وای هنوز نوه دار نشدی؟ پس چرا تخصص نمیخونه؟"
چرا باید برای حرف و فکر دیگرانی که فقط تا موقع فضولی و کنترلگری پیگیرمونن ولی تو چالشهامون ما رو یادشون میره، اهمیت قائل باشیم؟
باید نشون بدیم که باشه گیریم شما راجع به زندگی شخصی من نظر هم میدی، میگیم اوکی. ولی نباید انتظار داشته باشی من طبق نظرت عمل هم بکنم که🙂
امیدوارم همه بتونیم در همون نقطهای که خواست خودمونه قرار بگیریم و مرزبندیهای مشخصی در روابطمون با "دیگران" ایجاد کنیم.
#Dropsof_psychology 🧠
❤5👍2
به مناسبت روز جهانی آگاهی بخشی درمورد اوتیسم (۲ آوریل)، دو تا سریال با شخصیت اصلی مبتلا به اوتیسم معرفی میکنم که خیلی خیلی خوب اوتیسم رو به نمایش درآوردن:
Atypical
راجع به پسر ۱۸ ساله مبتلا به اوتیسمی که دیگه کمکم باید یاد بگیره مستقل بشه و بیشتر وارد جامعه بشه. تأثیری که بیماریش روی تکتک اعضای خانواده گذاشته هم به خوبی قابل مشاهدهست.
The good doctor
مسیر جراح شدن یک پسر جوون مبتلا به اوتیسم که بیماریش با اینکه یه وقتایی براش مشکل سازه و میتونه باعث بشه همکارهاش جدیش نگیرن یا دستکم بگیرنش، اتفاقا خیلی جاها هم تو حرفهاش به کمکش میاد (بخاطر هوش و تمرکز بالایی که براش ایجاد کرده).
#Dropsof_movies 🎬
Atypical
راجع به پسر ۱۸ ساله مبتلا به اوتیسمی که دیگه کمکم باید یاد بگیره مستقل بشه و بیشتر وارد جامعه بشه. تأثیری که بیماریش روی تکتک اعضای خانواده گذاشته هم به خوبی قابل مشاهدهست.
The good doctor
مسیر جراح شدن یک پسر جوون مبتلا به اوتیسم که بیماریش با اینکه یه وقتایی براش مشکل سازه و میتونه باعث بشه همکارهاش جدیش نگیرن یا دستکم بگیرنش، اتفاقا خیلی جاها هم تو حرفهاش به کمکش میاد (بخاطر هوش و تمرکز بالایی که براش ایجاد کرده).
#Dropsof_movies 🎬
👍5😍1
Forwarded from یک روانشناس ✒️
برای اونایی که خانوادههای سختی دارن و باید خیلی تلاش کنن تا معمولیترین چیزها رو داشته باشن و همهچیز براشون چالش و دعواست و تو سن کم از نظر روانی فرسوده شدن هم دعا کنیم.
@yekravanshenaas
@yekravanshenaas
💔7👍3❤2
فضای پارکهای محلی خیلی برام جالب و جذابه
هر طرفشو نگاه میکنی، یه خبریه
مامانهای جوون و بچههای کوچیکشون تو زمین بازیان
پسرای نوجوون دوچرخهسواری میکنن
پسرای کوچیکتر فوتبال بازی میکنن
پسرای جوون با رفیقشون نشستن یه گوشه حرف میزنن (اگه چیزی نکشن🫢)
دختربچهها تو چمنها بازی میکنن
خانمها چندجا دور هم نشستن و صحبت میکنن
مردای مسن دور میزای شطرنج رو گرفتن و بازی میکنن
گروههای مختلط دختر و پسرهای نوجوون معمولا یه گوشه تاریکتر پارک میشینن
چند نفر سگهاشون رو میگردونن
تو مسیرها چندین نفر در حال پیاده روی یا دوییدنن
یکی هم مثل من دم به دقیقه وایمیسته از گل و شکوفهها عکس میگیره😆
صدای جیغجیغ بچهها از زمین بازی میاد
صدای انواع پرندهها هم که دائما در پسزمینه هست
و من امروز یه سرگرمی جدید پیدا کردم:
بشینم کنار زمین بازی و بچهها رو نگاه کنم😅
۲۰ دقیقه اونجا نشسته بودم و یک لحظه هم حوصلم سر نرفت
انقدر دستهدستههای مختلفشون برام جالب بودن که دیگه از یه جایی به بعد نمیدونستم کدومو نگاه کنم که از دستم نره😂
یه بارم که از دستشون خندم گرفته بود مجبور شدم خندمو بپوشونم که متوجه نشن انقدر ضایع دارم نگاهشون میکنم😭😂
تصمیم دارم این تفریح سالم رو ادامه بدم و هر از گاهی بشینم بچههای مردم رو دید بزنم؛ با ما همراه باشید 🥸🤝🏻
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
هر طرفشو نگاه میکنی، یه خبریه
مامانهای جوون و بچههای کوچیکشون تو زمین بازیان
پسرای نوجوون دوچرخهسواری میکنن
پسرای کوچیکتر فوتبال بازی میکنن
پسرای جوون با رفیقشون نشستن یه گوشه حرف میزنن (اگه چیزی نکشن🫢)
دختربچهها تو چمنها بازی میکنن
خانمها چندجا دور هم نشستن و صحبت میکنن
مردای مسن دور میزای شطرنج رو گرفتن و بازی میکنن
گروههای مختلط دختر و پسرهای نوجوون معمولا یه گوشه تاریکتر پارک میشینن
چند نفر سگهاشون رو میگردونن
تو مسیرها چندین نفر در حال پیاده روی یا دوییدنن
یکی هم مثل من دم به دقیقه وایمیسته از گل و شکوفهها عکس میگیره😆
صدای جیغجیغ بچهها از زمین بازی میاد
صدای انواع پرندهها هم که دائما در پسزمینه هست
و من امروز یه سرگرمی جدید پیدا کردم:
بشینم کنار زمین بازی و بچهها رو نگاه کنم😅
۲۰ دقیقه اونجا نشسته بودم و یک لحظه هم حوصلم سر نرفت
انقدر دستهدستههای مختلفشون برام جالب بودن که دیگه از یه جایی به بعد نمیدونستم کدومو نگاه کنم که از دستم نره😂
یه بارم که از دستشون خندم گرفته بود مجبور شدم خندمو بپوشونم که متوجه نشن انقدر ضایع دارم نگاهشون میکنم😭😂
تصمیم دارم این تفریح سالم رو ادامه بدم و هر از گاهی بشینم بچههای مردم رو دید بزنم؛ با ما همراه باشید 🥸🤝🏻
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
😍3❤1👎1👏1👌1
طوری که شخصیت آدما در کوچکترین حرکاتشون خودش رو نشون میده، برام جالبه.
مثلا شما یه آدم برونگرا و جسور رو میبینی
معمولا اینجوریه که صداش بلنده یا بلند صحبت میکنه
پر جنب و جوشه
تو کارهاش سرعت داره
تند راه میره
خودکار رو موقع نوشتن فشار میده
محکم دست میده
و یکی مثل من که بیشترین کلمهای که در توصیف خودم شنیدم، "آروم" بوده، اینجوریم که:
آروم راه میرم
آروم غذا میخورم
با صدای آروم صحبت میکنم
آروم در میزنم
کند کار میکنم
کند خوانم
مداد و خودکار رو فشار نمیدم
نقاشیهام با مدادرنگی همیشه کم رنگ بود
فیلمها و کتابهای ملایم و درام میبینم و میخونم
زیورآلات ظریف دوست دارم
غذا به مقدار زیاد نمیتونم بخورم
معمولا یک نوشیدنی کامل رو نمیتونم تموم کنم
درونگرام
کم حرفم
طرفدار ثبات و اعتدالم و معمولا در دو سر یک طیف قرار نمیگیرم
حتی تو پرسشنامهها خیلی کم گزینههای "کاملا موافقم" و "کاملا مخالفم" و معمولا گزینههای میانه رو انتخاب میکنم
و همچنین جسور هم نیستم و به خودیخود جرئتورز نیستم
احساس میکنم اینا به هم ربط دارن🤷🏻♀
پینوشت: شاید یه استثنائی که در من وجود داره اینه که سبک موسیقی راک دوست دارم😂
پیتر نوشت: احساس میکنم ملایمتم یکم زیادیه و گاهی دلم میخواد برای تقویت خوی خشن و زمختم، ورزشی مثل بوکس یا ورزشهای رزمی رو امتحان کنم🫠😅
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
#Dropsof_psychology 🧠
مثلا شما یه آدم برونگرا و جسور رو میبینی
معمولا اینجوریه که صداش بلنده یا بلند صحبت میکنه
پر جنب و جوشه
تو کارهاش سرعت داره
تند راه میره
خودکار رو موقع نوشتن فشار میده
محکم دست میده
و یکی مثل من که بیشترین کلمهای که در توصیف خودم شنیدم، "آروم" بوده، اینجوریم که:
آروم راه میرم
آروم غذا میخورم
با صدای آروم صحبت میکنم
آروم در میزنم
کند کار میکنم
کند خوانم
مداد و خودکار رو فشار نمیدم
نقاشیهام با مدادرنگی همیشه کم رنگ بود
فیلمها و کتابهای ملایم و درام میبینم و میخونم
زیورآلات ظریف دوست دارم
غذا به مقدار زیاد نمیتونم بخورم
معمولا یک نوشیدنی کامل رو نمیتونم تموم کنم
درونگرام
کم حرفم
طرفدار ثبات و اعتدالم و معمولا در دو سر یک طیف قرار نمیگیرم
حتی تو پرسشنامهها خیلی کم گزینههای "کاملا موافقم" و "کاملا مخالفم" و معمولا گزینههای میانه رو انتخاب میکنم
و همچنین جسور هم نیستم و به خودیخود جرئتورز نیستم
احساس میکنم اینا به هم ربط دارن🤷🏻♀
پینوشت: شاید یه استثنائی که در من وجود داره اینه که سبک موسیقی راک دوست دارم😂
پیتر نوشت: احساس میکنم ملایمتم یکم زیادیه و گاهی دلم میخواد برای تقویت خوی خشن و زمختم، ورزشی مثل بوکس یا ورزشهای رزمی رو امتحان کنم🫠😅
#Dropsof_me 🧚🏻♀️
#Dropsof_psychology 🧠
❤3👎1
Forwarded from یک روانشناس ✒️
هی میگن با جنگ شوخی نکنید، چرا نکنن؟ اینم یه راه برای تاب آوردنه دیگه.
مگه تا اینجا که ما اینهمه جنگ و قحطی رو از سرگذروندیم و تموم نشدیم بد بوده؟
یه پژوهشگری هم پیدا بشه و تابآورترین ملتها رو معلوم کنه، حتما ما ایرانیها اون بالاهای لیستیم.
ما سختی زیاد کشیدیم اما جمع کردیم و رد شدیم و زنده موندیم، الان که روز خوبمونه.
#روانشناسی
#تابآوری
#کارآیی_جمعی
@yekravanshenaas
مگه تا اینجا که ما اینهمه جنگ و قحطی رو از سرگذروندیم و تموم نشدیم بد بوده؟
یه پژوهشگری هم پیدا بشه و تابآورترین ملتها رو معلوم کنه، حتما ما ایرانیها اون بالاهای لیستیم.
ما سختی زیاد کشیدیم اما جمع کردیم و رد شدیم و زنده موندیم، الان که روز خوبمونه.
#روانشناسی
#تابآوری
#کارآیی_جمعی
@yekravanshenaas
👍3
یک روانشناس ✒️
هی میگن با جنگ شوخی نکنید، چرا نکنن؟ اینم یه راه برای تاب آوردنه دیگه. مگه تا اینجا که ما اینهمه جنگ و قحطی رو از سرگذروندیم و تموم نشدیم بد بوده؟ یه پژوهشگری هم پیدا بشه و تابآورترین ملتها رو معلوم کنه، حتما ما ایرانیها اون بالاهای لیستیم. ما سختی زیاد…
شوخی و خنده هم یه جور مکانیسم دفاعی در برابر اضطرابه دیگه.
شاید تو نتونی پابهپای اونا به شوخیهای جنگ یا هر بلای دیگهای بخندی، خب نخند؛ اشکالی نداره. ولی چیکارشون داری که اونا هم نخندن؟ اونا اینجوری اضطرابشونو تخلیه میکنن.
همونقدر که گریه کردن، خوابیدن، دوییدن، نوشتن، دعا کردن به تو کمک میکنه که اضطرابت رو کنترل کنی و از هم نپاشی، خندیدن و شوخی هم به اونا کمک میکنه.
فقط اینکه هر مدلی که هستید، حواستون باشه جلوی بچهها حرف از جنگ و اخبارش نزنید. نگید بچهان، نمیفهمن یا گوش نمیدن و حواسشون نیست. چون اتفاقا خیلی خوب هم حواسشون هست و براشون اضطراب ایجاد میکنه. با این تفاوت که اونا مثل ما بلد نیستن اضطرابشون رو کنترل کنن پس تبعاتش خیلی براشون مخربتره.
#Dropsof_psychology 🧠
شاید تو نتونی پابهپای اونا به شوخیهای جنگ یا هر بلای دیگهای بخندی، خب نخند؛ اشکالی نداره. ولی چیکارشون داری که اونا هم نخندن؟ اونا اینجوری اضطرابشونو تخلیه میکنن.
همونقدر که گریه کردن، خوابیدن، دوییدن، نوشتن، دعا کردن به تو کمک میکنه که اضطرابت رو کنترل کنی و از هم نپاشی، خندیدن و شوخی هم به اونا کمک میکنه.
فقط اینکه هر مدلی که هستید، حواستون باشه جلوی بچهها حرف از جنگ و اخبارش نزنید. نگید بچهان، نمیفهمن یا گوش نمیدن و حواسشون نیست. چون اتفاقا خیلی خوب هم حواسشون هست و براشون اضطراب ایجاد میکنه. با این تفاوت که اونا مثل ما بلد نیستن اضطرابشون رو کنترل کنن پس تبعاتش خیلی براشون مخربتره.
#Dropsof_psychology 🧠
👍6