گروه روانپزشکی سَرو
1.06K subscribers
1.87K photos
199 videos
41 files
2.19K links
دکتر قاسمی گروه روانپزشکی و روانشناسی سَرو

شریعتی مقابل پارک شریعتی
021 22863396
021 22848963


www.drqasemi.com
Download Telegram
اشخاص گهگاه درست زمانی دچار بیماری می شوند که یکی از آرزوهای بسیار مهم و دیرینه شان صورت تحقق به خود میگیرد.
در چنین مواقعی به نظر می رسد که این اشخاص نمی توانسته اند شادی ناشی از تحقق آرزویشان را تحمل کنند زیرا تردیدی نیست که بین موفقیت آنان و بیمار شدن شان رابطه علت و معلولی وجود دارد.
#فروید۱۹۱۶
@drmahdighasemi
مرگ یک‌بار رخ نمی‌دهد
زیرا همه‌ی ما هر روز چندبار می‌میریم!
هر بار که با آرزوها
علایق و پیوند‌‌های خود،
وداع می‌کنیم، می‌میریم...!


مارسل پروست
@drmahdighasemi
در دنیایی که در همه راه‌ها فکر بازاریابی غلبه دارد و توفیق مادی ارزشی مهم است، دیگر جای شگفتی باقی نیست که چرا انسانها در روابط عاشقانه خود نیز همان روال داد و ستد رایج در بازار کار و کالا را به کار می‌بندند..

اریک فروم
@drmahdighasemi
Forwarded from اتچ بات
سردردهای تنشی
این سردردها، معمولا به عنوان فرمی از جسمانی سازی محسوب می شوند. بیماران در حرکت دادن سروگردن مشکل دارند. هنگام اضطراب، گردن، صورت، پوست سر و فک آنها سفت می‌شود؛ در پیشانی، گردن و دو طرف سر احساس فشار می کنند؛ یا نوار سفتی را دور سرشان حس می کنند. آنها، اغلب، به نور حساس هستند، که علت آن گشاد شدن مردمک ها توسط سیستم عصبی سمپاتیک است.
برای درمان سردردهای تنشی باید این نکته را در نظر داشت که عامل اصلی این سردردها اضطراب است. درمانگر به بیمار کمک می‌کند که خشم خود را تجربه کند! نتیجه این تجربه، کاهش اضطراب خواهد بود. و سردرد کاهش خواهد یافت. همیشه اتفاقی که درست قبل از سردرد افتاده و احساسات مربوط به موقعیت تعارض آمیز در درمان، مهم است. وقتی در خصوص این موضوعات با بیمار صحبت کنیم ممکن است او دچار تنش شود و حین جلسه، سردرد تنشی رخ دهد، در این صورت باید به علت آن اشاره کرد. و احساسات فراخوانده شود تا احساسات بیرون بیایند و سردرد بیمار متوقف شود.
#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک_و_رواندرمانگر_تحلیلی
@drmahdighasemi
سخن گفتن و به اشتراک گذاشتن بخش هایی از خود، مثل قسمتهای مخفی هویت، تجربیات دردناک، احساسات زخم خورده و نیازهای کودکی، قدرتی به ما می‌دهد که می‌توانیم با معنایی عمیق تر از زندگی به دیگران نزدیک شویم.
@drmahdighasemi
روانکاوی چه میکند؟
ممکن است خیلی از شما فکر کنید که آیا می توانیم آسیب های دوران کودکی خود که جبران ناپذیر اند را تغییر بدهیم چون که ما نمی توانیم هیچ چیزی در زندگی گذشته خودمان را عوض کنیم.
درست میگویید ما نمیتوانیم زندگی گذشته خودمان را عوض کنیم اما به طور حتم می توانیم خودمان را تغییر بدیم. میتوانیم آگاهانه و با نگاهی دقیق تر به تاثیرات گذشته خودمان بنگریم و این تاثیرات را به سطح خودآگاهی نزدیک تر کنیم.
نتیجه اینکار بازیابی یکپارچگی روانی از دست رفته است. البته یقینا پیمودن چنین مسیری آسان نیست اما این تنها راهی است که با قدم نهادن در آن میتوانیم زندان نامرئی و بی رحمی کودکی خود را پشت سر بگذاریم، با آن کنار بیاییم و خودمان را به افراد مسئول تبدیل کنیم.
بیشتر افراد دقیقا عکس این را انجام میدهند. آنها از آگاه شدن به زندگی گذشته شان سر باز میزنند بدون اینکه بدانند زندگی گذشته انسان ها مدام نحوه فعالیت کنونی آنها را تعیین میکند. عملا ما همیشه، در حال تکرار زندگی گذشته خودمان هستیم.
آنها به زندگی خود در دوران سرکوب شده کودکی شان ادامه میدهند و نمیخواهند بپذیرند. آن دوران. دیگر وجود ندارد. و نیازی به تکرار آن نیست. همچنان از خطرات میترسند و فرار میکنند، اگر چه زمانی واقعی بودند، اما مدت هاست که وجود ندارند.
این افراد از خاطرات ناخودآگاه و احساسات و نیازهای واپس رانده خود فرمان میگیرند که به طرز ناخوشایندی همه فعالیت های موفق و ناموفق آن ها را مهار میکند.
سرکوب کردن و واپس راندن خشم ناشی از آزارهای بی‌رحمانه در دوران کودکی، بسیاری از افراد را وا میدارد، هم زندگی خود و هم زندگی دیگران را نابود کند.
چرا که آنها تمام خشم ناشی از آسیب های دوران کودکی را سرکوب می کنند و حاضر نیستند آن را به سطح آگاهی بیاورند. و با آن مواجه بشوند و کنار بیایند. و به این دلیل دچار عطش و خشم ناخودآگاه می‌شوند.
#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک_و_رواندرمانگر_تحلیلی
@drmahdighasemi
زندگی واقعاً ناممکن بود، اگر بی‌کرانگی رنج‌های پنهان در سینه‌مان، به تمامی، در خطوط چهره‌مان نمایان می‌شد‌.
امیل چوران
هرگز کافی نبودن
ما با احساس کمبود زندگی می‌کنیم. برای بسیاری از ما، اولین فکری که با آن از خواب بیدار می‌شویم، این است که “به قدر کافی نخوابیده‌ایم”. فکر دیگر این است که “به قدر کافی وقت ندارم”.

ما زمان بیش از اندازه‌ای را صرف محاسبه این می‌کنیم که چقدر داریم، چقدر می‌خواهیم،‌ چقدر نداریم، افراد دیگر چقدر دارند، چقدر نیاز دارند و چقدر می‌خواهند.

ما اغلب در حال مقایسه‌ایم. مقایسه زندگی واقعی‌مان را با شرایط آرمانی‌ای که تصور می‌کنیم دیگران دارند. غم گذشته (نوستالژی) نیز شکل دیگری از مقایسه است. ما اغلب خود و زندگی‌مان را با خاطره‌ای مقایسه می‌کنیم که نوستالژی به آن شکلی آرمانی می‌بخشد:“یادت میاد...”

هنگامی که دربارۀ «کافی نبودن» نگران هستیم، از سوی فرهنگ غالب جامعه نیز فشار روانی زیادی بر ما تحمیل می‌شود. این نگرانی زمانی ایجاد شده است که ما به‌شدت غرق در مشکلات بوده‌ایم و به جای دور هم جمع شدن و ارائۀ راه‌حل‌ (که مستلزم آسیب‌پذیر شدن است‌) عصبانی شده‌ایم، ترسیده‌ایم و به جان هم افتاده‌ایم.

سه مولفه اصلی «کافی نبود»
۱_شرم
۲_مقایسه
۳_پرهیز از درگیر شدن است.
این مسائل هم در فرهنگ جامعه و هم در خانواده وجود دارند.

فراوانی با نگرش مبتنی بر «هرگز کافی نبودن» ضدیت ندارد. یعنی اگر احساس فراوانی داشته باشیم به این معنی نیست که احساس «کافی بودن» هم خواهیم داشت.

ضد «ناکافی بودن» در حقیقت، احساس کافی بودن یا چیزی است که آن را «حضورمندی»می‌نامند.
جوهر اصلی حضور مندی آسیب‌پذیری و حس ارزشمند بودن است، یعنی ‌رو‌به‌‌رو شدن با بی‌اطمینانی، در معرض قرار گرفتن، ریسک‌های عاطفی و خود را کافی دانستن.

باید بدانیم که بزرگ‌ترین ضربه‌ها زمانی به «کافی نبودن» وارد می‌شود که ما بخواهیم آسیب‌پذیر باشیم و بتوانیم با دنیا از جایگاه ارزشمند بودن درگیر شویم.
@drmahdighasemi
متاسفانه اين هدف كه انسان بايد "خوشبخت" باشد در برنامه ريزی "آفرينش" گنجانده نشده است.

تمدن و ناخشنودی‌های آن
فروید
@drmahdighasemi
اندیشه‌برانگیزترین امر در زمانه‌ی اندیشه‌برانگیزِ ما این است که ما هنوز اندیشه نمی‌کنیم.

مارتین هایدگر
@drmahdighami
آدم‌ها یک‌بار عمیقاً عاشق می‌شوند،
چون فقط یک‌بار نمی‌ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛ امّا بعد از همان یک‌بار، ترس‌ها آن‌قدر عمیق می‌شوند که عشق، دیگر دور می‌ایستد ...

آلبر کامو
@drmahdighasemi
دردهای خیالی، به مراتب، واقعی‌ترین دردها هستند، زیرا پیوسته به ‌آنها احتیاج داریم و ابداع‌شان می‌کنیم؛ چون راهی برای صرف‌نظر کردن از آنها وجود ندارد.
@drmahdighasemi
از بین ۴۰ رتبه برتر کنکور فقط یک نفر در مدارس دولتی درس خوانده!!
———————————————
💠مؤسسات بزرگ کنکوری، امروزه در عمل علم ودانش کشور را در کنترل خود دارند. آنان آرام آرام مدراس کشور را به خود وابسته کرده اند. کتاب های دبیرستان في‌نفسه خوانده نمی شوند، بلکه با عینک منطقی این مؤسسات برای آموزش و یادگیری آموزش داده می‌شوند. بهترین مدارس، آنانی اند که با الگوی تکراری و کلیشه ای کنکور رابطه تنگاتنگی دارند و بهترین دانش آموزان، کسانی فرض می شوند که از این نوع امتحان سربلند بیرون می آیند.

💠بنابراین، طبیعی است که کل نظام آموزش و پرورش ایران مبتنی بر منطق کنکور تبیین می شود. کم ترین کاری که چنین منطقی با آموزش و پرورش کرده است تبدیل ارزش های فرهنگی و سیاسی به داده ها و اطلاعاتی است که صرفا باید حفظ شوند. کنکور، ایدئولوژی نهفته در کتب درسی را به داده هایی که باید به خاطر سپرده شوند تقلیل داده است.
بچه مدرسه‌ای از سال های اولیه می‌آموزد که چگونه برای آن «روز بزرگ» آماده شود و انسان کامل کنکوری گردد. انسان کامل کنکوری هیچ توانایی عملی برای زندگی ندارد، بلکه باید تست ها را جواب دهد و درون کتاب ها درست زندگی کند. چنین نخبه ای چون به ضدِ هدف اولیه آموزش بدل شده، فرایند غیرعقلانیِ شدن عقلانی شدن است. در این جا نیز مسئله امتحان اهمیت دارد.

💠اکنون نسلی که ما تربیت کرده ایم برای انواع امتحاناتی که در قالب تست باشد آمادگی دارد. تست، شیوۂ فکرکردن را تغییر می دهد؛ فرد نباید خود پاسخ را بیابد، بلکه باید از بین پاسخ های از پیش داده شده و از پیش نهاده شده را انتخاب کند.

💠کنکور قاعده زندگی را بر چیزهای از پیش داده شده قرار می‌دهد و با طبیعی جلوه دادن آن، حیطه انتخاب و اختیار فرد را تقلیل داده است.‌

💠مشخص است که کنکور سازمان و جامعه خود را آفریده است؟
از سویی دیگر کنکور به سازوکاری برای کنترل بدن و روان جامعه بدل شده است. از طريق چنین سامانه ای تلاش می شود تا بدن های متحرک جوانان برای مدت زیادی در گوشه ای معین، به واسطه شبکه های پیچیده ای از تست ها، به زنجیر کشیده شوند؛ مناسک امتحان و شیوه تست زدن. و این فرد فاقد مهارت‌های لازم اجتماعی است.

💠بی تردید، میان این شکل از آموزش و پرورش کنکوری و جامعه کنکوری شباهتی ساختاری وجود دارد. نوعی همبستگی سیاسی میان ساختار سیاسی جامعه با ساختار متمرکز کنکور وجود دارد. درعین حال، نظام تستی کنکوری شده، که سرنوشت و آینده فرد جوان را در دست گرفته است، این گونه ادعا میکند که همواره نوعی حق انتخاب چهارگزینه ای وجود دارد.

منبع:کتاب امر روزمره درجامعه پسا انقلابی
نویسنده: دکترعباس کاظمی
این متن برداشتی شخصی از کتاب فوق است برای مطالعه کامل به کتاب مراجعه کنید.
#دکتر_مهدی_قاسمی
#روانپزشک و #رواندرمانگر_تحلیلی
واتس آپ☎️
098 937 075 42 71
@drmahdighasemi