تراژدی نویس محزون
128 subscribers
22 photos
5 videos
Download Telegram
شکسپیر چگونه محبوب شد ؟
شکسپیر بالاخره شروع به‌کار کرد و نوشته های خودش رو در قالب نمایش‌نامه برای شرکت های هنری می‌فرستاد و تا حدودی محبوب شد چون نمایش‌نامه هایی که می‌نوشت به صحنه میرفت و اوضاع بازیگری و نمایش در انگلستان به واسطه شکسپیر بهتر شد .
در روز های اول نویسندگی ، شکسپیر ریچارد سوم و هنری ششم رو نوشت و نوشته های شکسپیر منبع تاریخی برای اون زمان به حساب میومد . بعد از یکسال اوضاع مالی شکسپیر خوب شد و تونست برای خانوادش به دور از لندن خونه ای بخره ( چون خانوادش در خانه پدری شکسپیر زندگی میکردن )
در دوران الیزابت تمام نقش های نمایش رو مرد ها بازی میکردن و برای نقش های زن ، مرد ها لباس های زنانه میپوشیدن که معشوقه شکسپیر با ورود به نمایش به عنوان بازیگر تونست تغییر حسابی به نمایش انگلستان بده و بعد ها شکسپیر و معشوقه اش برای ملکه الیزابت نمایش رومئو و ژولیت رو اجرا کردن .
فرجام ویلیام شکسپیر
شکسپیر در دهه ۴۰ سالگی بود که پسرش همنت در سن ۱۱ سالگی در دوران بیماری طاعون از دست میده . مورخین معتقدن نمایش‌نامه شکسپیر از داغ همنت نوشته شده.
بعد از چند سال پادشاه از شکسپیر درخواست میکنه که انجیل رو به زبان انگلیسی براش ترجمه کنه و مورخین معتقدن شکسپیر انجیل رو به زبان انگلیسی ترجمه کرد .
در سال ۱۶۱۳ برای نمایش‌نامه هنری هشتم سالن تئاتری که شکسپیر و همکارانش کار میکردن آتیش گرفت چون بازیگر های نمایش برای واقعی نشون دادن جنگ چند توپ جنگی در سالت شلیک کردن ، بعد از اون شکسپیر دیگر هیچ چیزی ننوشت و از نوشتن کناره گیری کرد و سه سال بعد در سال ۱۶۱۶ از دنیا رفت.
آخرین نمایش‌نامه شکسپیر ، نمایش‌نامه طوفان که راجب به مردی هست که با دخترش در جزیره گیر افتاده و با نفرین جادوگر میشه و با ارواح دردودل میکنه .
ترتیب خواندن نمایش‌نامه های شکسپیر ( از نظر من )
-برای شروع از کتاب های ساده شروع میکنیم مثل تلاش بیهوده عشق ، کمدی خطاها ، شب دوازدهم
-بعد از داشتن یک پیش زمینه از قلم شکسپیر میتونیم تاجر ونیزی ، هیاهوی بسیار برای هیچ ، رویا در شب نیمه تابستان رو بخونیم چون متن سختی نداره و موضوع های جالبی داره
-بعد وارد قلم جدی تر و شخصیت پردازی قوی شکسپیر میشیم مثل رومئو و ژولیت ، تیتوس آندرونیکوس ، کوریولانوس ، تریلوس و کرسیدا
بعد وارد تراژدی ها میشیم
-برای شروع از اتللو شروع کنیم چون هم شخصیت پردازی قوی داره هم نسبت به باقی تراژدی ها کوتاه تر هست.
-بعد از اون میتونیم مکبث رو بخونیم که نسبت به بقیه ساده تر و کوتاه تر هست.
-بعد از اون با تراژدی قیصر ، آنتونی و کلئوپاترا وارد تلفیق عشق و سیاست شکسپیر میشیم
-حالا آماده برای خوندن ریچارد سوم، لیرشاه میشیم و می‌فهمیم شکسپیر چرا شکسپیر شده
-برای خان هفتم هم هملت رو میخونیم که نسبت به همشون صبر بیشتری میخواد.
نمایش‌نامه های دیگر شکسپیر رو بخونیم برای تکمیل کردن خوندن از این نویسنده شاهکار، مثل هنری ششم ، هنری هشتم ، حکم در برابر حکم ، ونوس و آدونیس ، تجاوز به لوکرس
افسانه پاندورا
پاندورا اولین زنی بود که زندگی جاویدان نداشت و توسط هفائستوس خدای آتش آفریده شد . هر الهه ای برای متولد شدن پاندورا هدیه ای داد و پاندورا تبدیل به موجود ماورایی شد .
هدیه آفرودیت ایزد عشق : ظرفیت بالا در درک احساسات
هدیه هرمس پیامرسان زئوس : قدرت زبان
هدیه آتنا ایزد خرد : قدرت هنروری
دو هدیه زئوس : حس کنجکاوی و یک جعبه سنگین
زئوس به پاندورا گفت تو عمر جاویدان داری و آنچه در جعبه هست برای چشم تو مناسب نیست . پاندورا به زمین اومد و عاشق اپیمتئوس شد کسی که قدرت ساختن جهان رو از زئوس داشت . اون برادر پرومته بود کسی که آتش رو به اولین انسان هدیه داد.
پاندورا چون حس کنجکاوی شدیدی داشت برایش سوال بود چه چیز درون جعبه‌ست که انسان نباید اون رو ببینه.
سرانجام پاندورا
در نهایت به سمت جعبه رفت و صداهایی از درون جعبه بلند شد که پاندورا رو صدا میزدن. وقتی که یک مقدار در جعبه رو باز کرد کلی موجود هجیب با صدای وحشتناک بیرون امدن و پاندورا به شدت وحشت کرد و موجودات در سراسر جهان پخش شدن. زئوس در اون جعبه بدی های جهان رو قرار داد و بدی جهان رو فرا گرفت. پاندورا از این کارش به شدت پشیمان بود اما درون جعبه باز هم صدایی شنیده شد و باز هم در جعبه رو باز کرد و نوری دور تا دور پاندورا رو فرا گرفت.
آیا زندگی انسان به چیزی که نمی‌دانیم گره خورده؟
این دسته که بر گردن او می‌بینی
دستی است که بر گردن یاری بودست
خیام
خدای ایران باستان
از تمام ایزدان ایران قدیمی‌تر حتی قدرتمندتر است. قبل آفرینش جهان توسط اهورا مزدا او به تنهایی زندگی می‌کرد. لقبش خدای زمان است.
نام او زروان است بزرگترین قدرت تمام جهان .
زروان به جز دین زرتشت در دین های خارج از ایران هم تاثیر داشته مثل بودا و مسیحیت. زروان رو حتب به عنوان مهم‌ترین و مرموزترین خدای باستان می‌شناسند. زروان رو خدای دین زرتشت میدانند چون در کتاب اوستا از او نام برده شد اما قدمت آیین زروانیسم بسیار قدیمی تر است حتی قبل از آیین میتراییسم ( حداقل ۹۰۰۰ سال )
در نوشته های اشکانیان یعنی حدود ۱۹۰۰ سال پیش از زروان به زبان پهلوی بسیار صحبت شده و از اون به لقب اکرانه یعنی بی کران یاد شد.
زروان خالق اهورامزدا و انگره مینو ( اهریمن ) بوده و اون رو پدر این دو می‌دانند .
همچنین اون پدربزرگ امشاسپندان ( فرزندان اهورامزدا ) و دیو ها ( فرزندان انگره مینو ) هست.
محققین چندین سال طول کشید تا بفهمن پیدایش آیین زروان برای چند هزار سال پیش هست و نقاشی هایی و مجسمه هایی از زروان در خارج از ایران ( ایران کهن ) پیدا شده. آریایی ها ( هند-ایران-اروپا) در آخرین دوره های عصر یخبندان ( ۱۲۰۰۰ سال ) این مردم قوم مشترک مسیر های مختلف انتخاب کردن و به هند و ایران و غرب تقسیم شدن.در تمام این مردم پراکنده که از یک قوم بودن آیین زروان برایشان پاربرجا بود.
به لحاظ فلسفی زروانیسم و زرتشتی در تضاد همدیگه هستن
عقیده زروانیسم : سرنوشت نوه بشر و همه موجودان با برآوردن خواسته خدایان بهتر میشه
عقیده زرتشتی: سرنوشت انسان وابسته به تصمیمی هست دور از خواسته خدایان که میگیرند .
در سیستان و بلوچستان هم کسانی هستند که هنوز آیین زروانیسم براشون پاربرجاست به نام طایفه نوری ها
زروان در اغلب دیوارنگاره ها با سر شیر نقاشی میشده که دهانش به حالت خشنی باز شده. بعضی مورخین معتقدن خدای شیوا در هند همون زروان هست که به صورت یک زن مجسم شده.
یک روایتی هم هست که میگه اهورا مزدا و انگره مینو به دنبال ابتدا تا انتهای بدن زروان بودن و چندین هزار سال طول میکشه اما پیدا نمیکنن. این روایت نماد ابدیت زمان رو داره.
چرا زروان یک خدای خشن میدونن؟
بیاید یک روایت تعریف کنم برای این موضوع ،
زروان میخواست فرزندی داشته باشه که گیتی رو خلق کنه اما متوجه اهورامزدا در درون خودش نمیشه. از خشمگین شدن زروان برای بی فرزندی، انگره مینو کنار اهورا مزدا در درون زروان خلق میشه و زروان این موضوع رو متوجه میشه. زروان میگه هر کدوم زودتر متولد شد میتونه سیرتش رو در جهان پخش کنه. انگره مینو با حیله از درون زروان خارج میشه ‌در جهان بدی و تاریکی اول پا گذاشت.

چرا شر بر خیر پیروز میشه؟
یک روایت دیگری هم هست از هخامنشیان برای این موضوع،
این روایت میگه اهورامزدا به اسارت دیو اهریمن درمیاد و از زروان کمک میخواد برای رهایی. زروان با کمک ایزد آناهیتا ایزد دیگری خلق میکنن به نام مهر یا میترا. میترا به کمک اهورامزدا میاد و از پوست و گوشت دیو ها زمین و آسمان رو خلق میکنه. یعنی زمین و آسمانی که ما در آن زندگی میکنیم از پوست و گوشت فرزندان اهریمن ساخته شده و برای همین شر بر خیر پیروز میشه
متنی از اوستا که از زروان و آناهیتا و میترا و سروش نام برده شد
چرا در دین زرتشت اهورامزدا را به جای زروان می‌پرستند؟

از آن‌جا که اهورامزدا آفرینندهٔ انسان‌های پاک‌سرشت است، زرتشتیان نیز آفریدگار خویش را می‌پرستند. هرچند زروان را از این جهت برتر از اهورامزدا می‌دانند که آفرینندهٔ اوست، اما چون آفرینندهٔ مستقیم انسان نیست، موضوع پرستش انسان قرار نمی‌گیرد.
جشن‌های ایرانی

در ایران باستان علاوه بر اینکه نام هر دوازده ماه سال، همنام با دوازده تن از ایزدان بود؛ بر هر یک از روزهای ماه هم نام یکی از ایزدان را نهاده بودند.
چون نام ماه و روز یکی می‌شد، آن را فرخنده می‌نامیدند و با اضافه کردن پسوند «گان» به نام آن ایزد، جشنی در آن روز برپا می‌کردند.

مثلا نامِ روز شانزدهم ماه «مهر» بود، پس در «شانزدهمِ ماه هفتم» که نام آن ماه هم «مهر» بود، جشنی به نام مهرگان برگزار می‌کردند.
جشن مهرگان

در روز شانزدهم ماه مهر مردم شنیدند که فریدون بر ضحاک پیروز شده، و نام آن روز را مهرگان نامیدند و هرساله آن را جشن می‌گرفتند.
داستان پیروزی فریدون و سرنگونی ضحاک جزوی از شاهنامه‌ست که بعدها به شاهنامه هم می‌پردازیم.
جشن تیرگان

سیزدهم روز است از ماه تیر. در روزگاری از پادشاهی منوچهر از تبار فریدون، آرش کمانگیر با فدا کردن جان خود در تیر مرز بین ایران و توران را مشخص کرد.
چرا یادگار زریران یک نمایشنامهٔ مهم است و همه باید آن را بخوانند؟

یادگار زریران یکی از قدیمی‌ترین نمایشنامه‌های ایران است، برخلاف باور غلط عموم که بیشترین قدمت نمایشنامه‌نویسی به یونان برمی‌گردد، یادگار زریران در روزگاری نوشته شد که به عبارتی کسی نمایشنامه‌نویسی را بلد نبود.😬
نمایشنامهٔ یادگار زریران‌ دربارهٔ چیست؟

وقتی زردشت دین خود را به پادشاه ایرانی (گشتاسپ) عرضه می‌دارد، ارجاسپ (پادشاه خیونان) متوجه می‌شود که‌ گشتاسپ از دین نیاکان دست برداشته و جنگی را علیه او آغاز می‌کند؛ در این جنگ، نزدیکان پادشاه ایران از جمله برادرش «زَریر» کشته می‌شود.
سپس پسر ۷ ساله‌ی زریر(یک‌سری روایت‌ها میگن ۱۴ سال) به کین‌خواهی پدر به میدان می‌رود و دلیرانه می‌جنگد.
و این نمایشنامه در همان روزگار ثبت می‌شود.
چون عشق تو در من استوار است
با صورت تو مرا چه‌كار است
عشق تو رقيب راز من باد
زخم تو جگرنواز من باد
با زخم من ارچه مرهمى نيست
چون تو به سلامتی غمى نيست
نامه مجنون برای لیلی
ما قربانیان بی‌گناه تاریخ هستیم.
هر که بر این خاک حکم راند ، تار و پودش از مغول بود.
قصه های میر کفن پوش - بهرام بیضایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The most beautiful eyes I could look into
I′m torn from you
I'm your old wound
سیاوش و فرنگیس
🎥سیاوش در تخت جمشید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه زنجیر بر گردن
کشان کشان چون خار و خسان
نزد افراسیاب میبرندش
سیاوش من است
آن دو جنگاور گرسیوز
بر تخته سنگی سیاه و سخت
سر سیاوش من را ..
و تو چه میدانی که فریاد های فرنگیس
چگونه آسمان را درید.
سخن های فرنگیس برای سوگ سیاوش