دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند
123 subscribers
126 photos
13 videos
3 files
59 links
دکتر هوشنگ اعظمی پزشکی که بیماران را مجانی ویزیت و درمان میکرد، پناه مردم فرودست جامعه بود.
نام پدر:مرتضی خان اعظمی
نام مادر:شمسی خانم
نوه پسری علیمردان خان بیرانوند
نوه دختری غلامعلی خان بیرانوند
حزب سیاسی: ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻣﻠﯽ
Download Telegram
ﻣﻬﺪﯼ ﺍﺧﻮﺍﻥ ﺛﺎﻟﺚ سترگ ﺩﺭ ﺳﻮﮒ #ﺻﺎﺩﻕ_ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ
------------------------------------
ﮔﺮﭼﻪ ﺣﺎﻟﯿﺎ ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﮐﺎﻥ ﺑﯽ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﮐﻮﻟﯽ
ﺍﺯﯾﻦ ﺩﺷﺖ ﻏﺒﺎﺭ ﺁﻟﻮﺩ ﮐﻮﭼﯿﺪﻩ ﺳﺖ
ﻭ ﻃﺮﻑ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺩﺍﻣﻨﮕﯿﺮ ﺑﺮﭼﯿﺪﻩ ﺳﺖ
ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ ﭘﺮﺳﻢ ﮔﺎﻩ
ﺁﻩ
ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﺳﺖ ﺁﻥ ﻏﻤﻨﺎﮎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ ؟
ﺯﻧﯽ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﯾﯽ ﺁﺷﻨﺎ ﻭ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻫﯽ ؟
ﺳﮕﯽ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭ
ﻭﺯﯾﺪﻩ ﺑﺮ ﺗﻨﺶ ﮔﻤﮕﺸﺘﻪ ﻋﻬﺪﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ
ﭼﻨﺎﻧﭽﻮﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﯾﺎ ﭘﯿﺮﺍﺭ ؟
ﺳﯿﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﺰﯾﺪﻩ ﺩﺭ ﺣﺼﺎﺭﯼ ﺳﺮﺥ ؟
ﺍﺳﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﻋﺒﺚ ﺑﯿﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺮ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ
ﺑﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﺳﺮﺥ ؟
ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮﺵ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻗﻄﺮﻩ ﺧﻮﻥ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ ؟
ﭼﻪ ﻧﺠﻮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﯾﺶ ؟
ﭖ ﯾﺎﻣﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﮑﺨﻮﻥ ﺩﻟﻤﺮﺩﻩ ﯼ ﺳﻮﺩﺍﺩﻩ ﮐﺎﻓﮑﺎ ؟
ﻫﻤﻪ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻧﻔﺮﯾﻦ ، ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻨﺎﻡ ؟
ﺩﺭﻭﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻫﻮﺵ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺣﯿﺮﺕ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺍﻋﺼﺎﺭ
ﺍﺑﺮ ﺭﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﺁﻓﺎﻕ ، ﻣﺴﺖ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﺧﯿﺎﻡ ؟
ﺗﻘﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻋﻬﺪ ﻭ ﻫﻨﺠﺎﺭ ﻋﺮﺏ ، ﯾﺎ ﺑﺎﺯ
ﺗﻔﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻋﺮﺵ ﻭ ﺑﺮ ﺁﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺎﻡ ؟
ﭼﻪ ﻧﻘﺸﯽ ﻣﯽ ﺯﺩﻩ ﺳﺖ ﺁﻥ ﺧﻮﺏ
ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﯾﺎ ﺧﺸﻢ ﯾﺎ ﻧﻔﺮﺕ ؟
ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺷﻮﺭ ﯾﺎ ﺣﺴﺮﺕ ؟
ﺩﮔﺮ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﯾﺎ ﺍﻓﻼﮎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ ؟
ﺩﮔﺮ ﺭﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻏﻤﺶ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺁﯾﯿﻨﻪ
ﻣﮕﺮ ، ﺁﻥ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﻋﯿﺎﺭﻭﺵ ﻟﻮﻃﯽ ؟
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺯ ﺁﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻓﺮﺟﺎﻡ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ
ﻭﺯ ﺍﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﺩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺵ ﻃﻮﻃﯽ ؟
ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﺷﻬﺴﻮﺍﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﺎﺧﺘﻪ ﭼﺎﻻﮎ
ﻓﮑﻨﺪﻩ ﺻﯿﺪ ﺑﺮ ﻓﺘﺮﺍﮎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ ؟
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﺟﻨﺒﺪ ﺑﺎﻍ ﺭﺍ ، ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺩ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ
ﮔﻬﯽ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﮔﻬﯽ ﭼﻮﻧﯿﻦ
ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﺳﺖ ﺁﻥ ﻏﻤﮕﯿﻦ ؟
ﺩﮔﺮ ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﮐﺰ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺎﭘﺎﮎ ﮐﻮﭼﯿﺪﻩ ﺳﺖ
ﻭ ﻃﺮﻑ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﭼﯿﺪﻩ ﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻧﯿﮏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ
ﭼﻮ ﻧﻘﺶ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﺮ ﺟﺒﯿﻦ ﻏﯿﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻢ
ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮ ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﺖ ، ﯾﺎ ﻫﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﺳﺖ
ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﮎ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ...
28 بهمن زادروز صادق هدایت بزرگترین نویسنده معاصر ایران
🔵 کانال دکتر مصدق

@dr_mohammad_mossadegh
دستی که با گل سرخ اشناست نمی تواند به سلاح مرگبار متوسل شود. "اشو"

🔵 کانال دکتر مصدق

@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from عکس نگار
وطن قلبش درون خون می جوشد
اگر خون همچنان باشد وطن هرگز نمی میرد🌹
-------------------------
سرود بر لب
به سوی آرزو رفتن
کبوترها، زمان سخت پرواز است
زمین تنگ است و راه آسمان باز است
کبوترها!
زمان سخت سنگین است
ببینید کوهها، دشتها، باغها را
ببینید تیرباران کبوترهای زیبا را
کبوترها!

وطن قلبش درون خون می جوشد
اگر خون همچنان باشد
وطن هرگز نمی میرد
نمی دانند کجایند کبوترها نمی دانند
درون لانه اند؟ در آسمانهایند؟
و شاید ماهی آبند
کبوترها همه جایند و هیچ جایند

کبوترهای رویین تن
ز خون خویشتن
شرابی سرخ می سازم
پیاله هاش دو چشم من
بنوشید خون ما را لیک
گرچه ناچیز و ارزان است
بدانید
امیدهایم، آرزوهایم، همه چیزم
درون بالهای تیزتان پنهان است...
"بخشی از سروده های دکتر هوشنگ اعظمی"

تنظیم:مظفر

#کانال_ایل_بزرگ_بیرانوند
👇



@ilebeyranvand
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺮﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮒ ﻣﺼﺪﻕ ﺭﺍ ﭼﺎﭖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﻋﺒﺎﺭﺍﺗﯽ ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻪ ﺧﻮﺏ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ … ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺯﺩﻡ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ؛ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﺮﯾﺐ ﮐﻪ ﮐﻢ ﺗﺮ ﺩﺭ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺭﺿﺎ ﺳﯿﺪ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ! ﺍﻻﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﻧﻌﺮﻩ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ . ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﻥ . ﻣﻨﺰﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺷﯿﺦ ﻫﺎﺩﯼ … ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﻫﻢ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﻡ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ . ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺷﻌﺮ “ ﻣﺮﺛﯿﻪ ﯼ ﺩﺭﺧﺖ ” ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩﻡ : ‏»
ﻣﺮﺛﯿﻪ ﯼ ﺩﺭﺧﺖ
ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﻭﺯﻧﻪ، ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺻﺒﺢ / ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ
– ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻭ ﻋﺒﻮﺱ - / ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ / ﻣﻦ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺑﺮﮒ / – ﺍﯾﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﺳﺒﺰ -
ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﯿﻢ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﺵ ﺭﺍ / ﺩﺭ ﺁﺏ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ، ﺑﺪﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
– ﺩﺭ ﺳﻮﮔﺖ ﺍﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﻨﺎﻭﺭ ! / ﺍﯼ ﺁﯾﺖ ﺧﺠﺴﺘﻪ ﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﺯﯾﺴﺘﻦ !
ﻣﺎ ﺭﺍ / ﺣﺘﯽ ﺍﻣﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ .
ﻣﻦ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﯼ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﺎﻍ ﺭﺍ – ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻃﺮﺍﻭﺕ –
ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ / ﻣﻦ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﺮﻧﻢ ِ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺻﺒﺢ ﺭﺍ
– ﺑﯿﺪﺍﺭ ِ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ِ ﺭﻭﯾﺎﻥ ِ ﺭﻭﺩﺑﺎﺭ – / ﺩﺭ ﮔﻞ ﻓﺸﺎﻧﯽ ﺗﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ .
ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺑﺎﺩﻫﺎ، / ﮐﺎﻥ ﺷﺎﺥ ﻭ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ
– ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﻣﺮﮔﻮﺍﺭﻩ ﺑﻮﺩ – / ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﯼ ﺣﺼﺎﺭ ﺗﻮ ﭘﻮﺳﯿﺪ
ﺩﯾﻮﺍﺭ، / ﺩﯾﻮﺍﺭ ِ ﺑﯽ ﮐﺮﺍﻧﯽ ِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ –
ﯾﺎ / ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ِ ﺗﺮﺩﯾﺪﻫﺎﯼ ﻣﻦ / ﻧﮕﺬﺍﺷﺖ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ
ﺩﺭ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺑﺒﺎﻟﻨﺪ / ﺣﺘﯽ، / ﻧﮕﺬﺍﺷﺖ ﻗﻤﺮﯾﺎﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﯾﮏ ﮔﻞ ﻧﺮﮔﺲ ﺭﺍ / ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﺗﺮ / ﺁﻥ ﺳﺎﻥ ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ
ﺩﺭ ﺳﻮﮒ ِ ﺳﺎﮐﺖ ِ ﺗﻮ ﺑﻨﺎﻟﻨﺪ .
ﮔﯿﺮﻡ، / ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯﯾﻦ ﺣﺼﺎﺭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ / ﮔﯿﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮐﺮﺍﻧﻪ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ
ﮐﺎﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻣﺸﺮﻕ / – ﺑﺮ ﻧﺨﻞ ﻫﺎﯼ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺻﺤﺮﺍ، ﯾﻤﻦ، ﻋﺪﻥ …
ﯾﺎ ﺁﺏ ﻫﺎﯼ ِ ﺳﺎﺣﻠﯽ ِ ﻧﯿﻞ – / ﺍﺯ ﺑﺨﺸﺶ ِ ﮐﺪﺍﻡ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺳﺖ
ﺍﻣﺎ، / ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺁﯾﻨﻪ / – ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﯿﺮﻩ، ﺗﺎﺭ - / ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ : ﺁﻩ
ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﺍﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﻨﺎﻭﺭ، / ﺍﯼ ﺁﯾﺖ ﺧﺠﺴﺘﻪ ﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﺯﯾﺴﺘﻦ،
ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﻭ ﺷﮑﻔﺘﻦ، / ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ،
ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﻭﺍﻧﺪﻥ / ﻣﺎ ﺭﺍ / ﺣﺘﯽ ﺍﻣﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ .
ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺷﻔﯿﻌﯽ ﮐﺪﮐﻨﯽ ‏( ﻡ . ﺳﺮﺷﮏ ‏) - ۱۵ ﺍﺳﻔﻨﺪ ۱۳۴۵
🔵 کانال دکتر مصدق

@dr_mohammad_mossadegh
نه در سوگ آن مصدق مبارزی که نفت را ملی کرده بود، چرا که او نیازی به اشک من نداشت. سالها بود که ملت ایران در ماتم از دست دادنش عزادار می بود
-------------------------------

برای اولین بار پس از مرگ پدرم در سوگ کسی گریه میکردم،در سوگ پیرمرد عبا به دوش تنهایی که بالاجبار هر روز در احمدآباد کنج حیاط می نشست و افسوس شکست نهضتش را می خورد،
نه در سوگ آن مصدق مبارزی که نفت را ملی کرده بود، چرا که او نیازی به اشک من نداشت. سالها بود که ملت ایران در ماتم از دست دادنش عزادار می بود.
من به حال خود اشک میریختم که در میان اغیار تنها بودم، برای آن بزرگوار پرمهری که سایه برسرم افکنده بود و هیچ زمانی رهایم نساخت، برای حامی پرقدرتم در خانواده ای که ستونش شکسته بود.
می دانستم خانه از پای بست ویران شده است و بر روی هیچ استوار است و خواه ناخواه از هم فرو می پاشد و من در آنر ساعت در آن و من در آن ساعات در آن مکان، در کنار پیکر بی جان او، فرو ریختنش را به عیان می دیدم.
در خلوت مصدق-شیرین سمیعی-ص 182
🔵 کانال دکتر مصدق

@dr_mohammad_mossadegh
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﯿﮑﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﻫﺎﯼ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺎﺑﺮ ﻣﯿﺘﺮﺳﯽ
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺳﯿﮑﻠﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻭ ﭼﺮﺧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻫﺪﻑ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﭽﺮﺧﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﻕ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻇﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺟﻠﻮﯼ ﭘﺎﻫﺎﺕ ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪﺩ ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺣﺲ ﻧﻮﻉ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﻮﺝ ﻣﯿﺰﻧﺪ ......
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﯼ .........
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ .......
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﻟﺮﺣﻢ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﻬﺎﯾﯿﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺭﺣﻤﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ .......
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ........
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻫﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺮ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ........
ﮐﻪ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﮏ ﺍﻟﻮﺩﻩ ﯼ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻧﺪ ..........
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺴﻤﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺗﻮ ﻭ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻋﺸﻘﺖ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ........
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ
ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ🌹
امروز 8 مارس روز جهانی زن
🔵 کانال دکتر مصدق

@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from عکس نگار
mozafar:
کوهها و دشتها و درختان و آن جویبار آرام کنار باغ همه شاهد بودند که هوشنگ به من قول داد که باز هم یکدیگر را خواهیم دید....
_____________
فردای روز آزادیمان... به طرف بروجرد حرکت کردیم. دیگر بیقرار شیرین و بهرام بودم. در بین راه تمام حواسم پیش هوشنگ بود و فکر میکردم که چرا خبری از او نیست. در راه دیدن کوهها و دشتهای وسیع و بی انتها پرنده خیالم را به پرواز درآورد بود و لحظاتی بس طولانی در رویای وقایع تلخ و شیرین گذشته فرو رفته بودم و گویا کلماتی هم به زبان آورده بودم زیرا یکی از برادرانم گفت: فریده، با خودت حرف میزنی؟ از خلوت خاطره و خیالم بیرون آمدم و گفتم: آره! آخر کوهها و دشتها و درختان و آن جویبار آرام کنار باغ همه شاهد بودند که هوشنگ به من قول داد که باز هم یکدیگر را خواهیم دید. پس از چرا هیچ خبری از او نیست؟ آن قدر به من اطمینان خاطر داد که در خیال و تصوراتم او را برای استقبال از خود پشت در زندان میدیدم...
یادهای ماندگار به قلم فریده کمالوند ص ۳۰۴ و ۳۰۵
تنظیم:مظفر
#کانال_ایل_بزرگ_بیرانوند
👇

@ilebeyranvand
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ دکتر اعظمی با صدای هنرمند بزرگ کردستان نجم الدین غلامی..
۲۵ اردیبهشت یادواره دکتر اعظمی پزشکی که تمام هستیشو در راه مردم گذاشت.
#کانال_دکتر_اعظمی
👇

telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-tUSmDgqO1BQ
به نام خدا

به نام دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی پزشک انسان دوست به کام سودجویان و فرصت طلبان

بدینوسیله به اطلاع کلیه مردم شریف استان لرستان و ایلات محترم میرسانیم که خانواده اعظمی لرستانی در برگزاری هیچ همایشی با هیچ عنوانی و در مورد چاپ عکس دکتر هوشنگ اعظمی بر روی لباس هیچ دخالتی نداشته و در این زمینه هیچ فعالیتی نمی کنیم و هم اکنون هیچگونه فعالیتی در زمینه انتخابات و حمایت از شخص و سایر موارد نداریم .
مدتی است که افرادی به ظاهر دلواپس و سودجو با سو استفاده از محبت و حسن شهرت خانواده اعظمی لرستانی در میان مردم شریف استان به خصوص با استفاده از نام شخص مرحوم مرتضی خان اعظمی و دکتر هوشنگ اعظمی اقدام به عوام فریبی و تاسیس گروه و و برگزاری همایش های بی محتوا می کنند
و به تازگی هم با چاپ عکس دکتر هوشنگ اعظمی فقید بر روی لباس در آمد زایی میکنند که در همین بیانیه ما خانواده اعظمی لرستانی اعلام میداریم که هیچ یک از فعالیت های ذکر شده از طرف ما نیست و ما هیچ مسئولیتی در قبال این موارد نداریم و در صدد اقدام قانونی بر علیه این اشخاص سودجو هستیم و از شما مردم فهیم و گرانقدر استان هم صمیمانه خواهشمندیم که از این اشخاص و فعالیت های مخرب حمایت نکرده و فریب ترفند های این اشخاص را نخورید ،این اشخاص که اگر لازم باشد اسامی آنها را در آینده منتشر میکنیم هیچ نسبت وارتباطی با خانواده اعظمی لرستانی ندارند و فقط با جعل عنوان به دنبال منافع شخصی خود هستند

از طرف جمعی از خانواده اعظمی
لرستانی
@dr_azami
Forwarded from عکس نگار
‍ دکتر هوشنگ اعظمی خطاب به دوستش: تو از من میخواهی در مقابل جنایتکار چشمهایم را ببندم و بگذرم؟
_________
دکتر بر کار داروخانه ها نیز نظارت میکرد و وای به حال داروخانه ای که داروها را گرانتر از قیمت مجاز به مردم می فروخت. دکتر به ازای هر یک ریال احجاف آن داروخانه، بیست تومان جریمه اش میکرد و صاحب داروخانه می بایست این جریمه را به بیماری که پول اضافه داده بود پرداخت میکرد. روزی یکی از دوستان دکتر وساطت یکی از داروخانه ها را می کنند که دکتر او را جریمه کرده بود و به دلیل گرفتن شش ریال اضافه می بایست صد و بیست تومان به مریض می پرداخت.
"دوست" دکتر می‌گفت: با اینکه می‌دانستم این پادرمیانی فایده ای ندارد به خواهش دوستم پیش دکتر رفتم و موضوع را گفتم. اول سکوت کرد و بعد گفت: یعنی تو از من انتظار داری طرف ظالم را بگیرم و حق و حقوق مظلومی ضایع شود؟ کسی که داروی بیماران را که میداند زندگیشان به آن وابسته است گران میفروشد جنایتکار است و تو از من میخواهی در مقابل جنایتکار چشمهایم را ببندم و بگذرم؟
از کتاب یادهای ماندگار به قلم فریده کمالوند
گردآوری و تنظیم:مظفر

#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی_لرستانی

http://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-tUSmDgqO1BQ
دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند pinned «‍ ‍ دکتر هوشنگ اعظمی خطاب به دوستش: تو از من میخواهی در مقابل جنایتکار چشمهایم را ببندم و بگذرم؟ _________ دکتر بر کار داروخانه ها نیز نظارت میکرد و وای به حال داروخانه ای که داروها را گرانتر از قیمت مجاز به مردم می فروخت. دکتر به ازای هر یک ریال احجاف آن…»
در روز پزشک یادی داشته باشیم از یکی از فرزندان راستین مهر و انسانیت کسی که صادقانه تمام هستیشو در راه مردم گذاشت او کسی نیست جز "دکتر هوشنگ اعظمی"

#کانال_ایل_بزرگ_بیرانوند
👇


@ilebeyranvand
ﭘﻮﺳﺘﯿﻨﯽ ﮐﻬﻨﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ
ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﮊﻧﺪﻩ ﭘﯿﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻧﯽ ﻏﺒﺎﺭ ﺁﻟﻮﺩ
ﺳﺎﻟﺨﻮﺭﺩﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﮐﺎﻧﻢ ﻣﺮﺍ ، ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺁﻟﻮﺩ ....
امروز 4شهریور ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﮐﻮﭺ مهدی اخوان ثالث

@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from عکس نگار
mozafar:
#علیمردان_خان_بیرانوند (مطالبی گفته نشده برای اولین بار درمورد ویژگی های برجسته علیمردان خان بیرانوند و ترور وی)
ﻋﻠﯿﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﺑﯿﺮﺍﻧﻮﻧﺪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﻠﻘﺐ ﺑﻪ ﺳﺎﻻﺭﻣﻈﻔﺮ ﻭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻋﻈﻢ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ "ﻣﺮﺩﻭ " ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺁﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﮐﺮﺩﮔﺎﻥ ﻗﻮﻡ ﻟﺮ ﻭ ﻟﮏ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺳﺮ ﺳﺎﺯﺵ ﺑﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻫﺎﯼ ﻇﺎﻟﻢ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﻭ ﭘﻬﻠﻮﯼ و اجانب روس و انگلیس و اعراب ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ.
ﻋﻠﻰ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎن ﺑﻴﺮﺍﻧﻮﻧﺪ معروفترین و قدرتمندترین سرداران تاریخ لرستان ﻛﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﺮﻛﺰی قاجار ﺟﺪﺍ ﻛﻨﺪ .
ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﭘﺪﺭ ﻣﺮﺗﻀﻲ ﺧﺎﻥ ﺍﻋﻈﻤﻲ ﻭ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﺩﻛﺘﺮ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺍﻋﻈﻤﻲ ﭘﺰﺷﻚ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ .
ﻗﻠﻤﺮﻭ نفوذ و قدرت وی ﺍﺯ ﭘﺸﺘﻜﻮﻩ ﺍﻳﻼﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩ ﺑﻮﺩ.
ﻋﻠﯿﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺷﺠﺎﻋﺖ , ﺩﺭﺍﯾﺖ , ﺳﺨﺎﻭﺕ , ﺟﺴﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺸﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ مرد شماره یک لرستان شد و ﻫﻤﻪ ﻣﻄﯿﻊ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻧﻬﯽ ﺍﻭ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻴﭻ ﺍﺣﺪﻱ از اجانب و قوای حکومت مرکزی نتوانستند پا را از بروجرد فراتر بگذارند.
ایل ﺑﻴﺮﺍﻧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻋﻠﯿﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﺑﯿﺮﺍﻧﻮﻧﺪ، ﻅﻞ ﺍﻟﺴﻠﻄﺎﻥ ﭘﺴﺮ ﻇﺎﻟﻢ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﻳﻦ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺣﺪﯼ ﺍﺯ ﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﻭﺍﻟﯽ ﻫﺎ ﺟﺮﺍﺕ ﺭﻭﯾﺎﺭﻭﯾﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺮﻡ ﺁﺑﺎﺩ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻏﺎﺭﺕ ﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻭﺍﻟﻲ ﭘﺸﺘﻜﻮﻩ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﻣﻄﻴﻊ ﺧﻮﺩ ﻛﺮﺩ و در چغلوندی سپاه مشترک والی و نظام السلطنه توسط ایل بیرانوند به فرماندهی بزرگانی چون علیمردان خان و شیخعلی خان تارو مار شدند.
ﻃﻲ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺍﻭﻝ ﺭﻭﺱ ﻫﺎ ﻛﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻙ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩ ﭘﻴﺸﺮﻭﻱ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻴﭻ ﺧﻢ ﻛﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻼﺕ ﻭ ﻋﺸﺎﻳﺮ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺩﺭﮔﻴﺮ ﺷﺪند ﻭ ﻋﻠﻴﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﺍﻋﻈﻤﻰ ﺑﻴﺮﺍﻧﻮﻧﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻱ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ دلاوران ﺑﺰﺭگی چون شیخعلی خان معروف به شیخه، باقر خان و سایر سرداران مبارز ﺍﻳﻞ ﺑﻴﺮﺍﻧﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﻭﺻﻔﻲ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﮔﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺭﻭﺱ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﻗﻢ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺎﺧﺘﻨﺪ .
ﺭﺿﺎﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺣﻤﺪﺷﺎﻩ ﻛﻪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﭼﻨﺪﻳﻦ
ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻓﺘﺢ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻦ مرد با درایت ﺷﻜﺴﺖ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ .

[ایادی رضاشاه راز نفوذناپذیری لرستان را در وجود علیمردان خان بیرانوند دانسته لذا برآن شدند تا به هرنحوی وی را از میان بردارند
از آنجایی که برای همه اثبات شده بود علیمردان خان مردی است آگاه و برخلاف سایر بزرگان و خوانین فریب قسم و قرآن مهرکرده را نمیخورد برنامه ترور وی را چیدند. به این ترتیب که سه نفر را به عنوان نوکر و خدمه به منزل وی فرستادند و پس از مدتی یک شب او را در خواب به قتل رساندند.
یک تن از قاتلین مردان موفق شد از راه آبستان خود را به بروجرد نزد سپهبد امیراحمدی برساند.
دوتن دیگر از آنها در مسیر الشتر توسط سواران مهرعلی خان حسنوند دستگیر شدند.. هرچقدر از مهرعلی خان حسنوند تقاضای آزادی کردند نپذیرفت و در جواب آنها به زبان لکی گفت: شاه لرسونتو کشته، سو ای زیر پا سرباز لم یسیرم میره، بیلیم بچین؟]

ﺗﺮﻭﺭ ﻋﻠﻴﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﺍﻋﻈﻤﻲ ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﺎﻥ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﻳﻲ ﻛﺮﺩ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﺎ
ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﻤﺮﺩ ﺩﺭ ﻗﻴﺪ ﺣﻴﺎﺕ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﻄﻴﻊ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻧﻬﻲ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺮﻭﺭ ﻭﻱ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﺷﺪﻧﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺮﻭﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1301 ﻭ ﻭﺭﻭﺩ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺭﺿﺎﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺮﻡ ﺁﺑﺎﺩ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1302 ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻧﺤﻮﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺳﺮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﭙﻬﺒﺪ ﺍﻣﯿﺮﺍﺣﻤﺪﯼ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺭﺍ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﺪ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﻣﺨﺎﺭﺝ سنگین ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺮﺁﻣﺪﻩ؟ ﻭ ...
روحش شاد و یادش گرامی
متن و تنظیم: مظفر
#کانال_ایل_بزرگ_بیرانوند
👇



@ilebeyranvand
برگه‌ دکتر محمد مصدق پیشوای ملی ایرانیان
_______
بدترین نوعِ بی‌سوادی، بی‌سوادیِ سیاسی است. بی‌سوادِ سیاسی کور و کر است. درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که‌ هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌‌گوید: “از سیاست بیزار است”. چنین آدم سبک‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان روسپی و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید
"برتولت برشت"
@dr_mohammad_mossadegh
آدم‌های بیخود و بی‌مصرفی شده‌ایم. دیگر حتی متاثر هم نمی‌شویم. دلمان به حال خودمان هم نمی‌سوزد و این عجیب و غم‌انگیز است!
"اریش ماریا رمارک"
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی

@dr_azami
بدبخت توده‌ای که تاریخ کشورش را نداند. شوربخت‌تر از آن، توده‌ای که نخواهد تاریخ کشورش را بداند. تیره‌بخت‌تر از آن، توده‌ای که تاریخ کشورش را به ریشخند بگیرد
"احمد کسروی"
#کانال_دکتر_اعظمی


@dr_azami
Forwarded from عکس نگار
آبان ۱۳۲۸ دکتر حسین فاطمی:
«دکتر مصدق، پیشوای بزرگ ملی ایران آمده است تا به این مشروطیت مرده و بی روح ما جان تازه‌‌ای ببخشد.»
مبارزین راه آزادی جبهۀ ملی را تشکیل دادند....
____________
روزنامه‌های صبح امروز بشارتی برای ملت ایران داشتند زیرا تشکیل یک «جبهه ملی» را که به پیشوائی «دکتر مصدق» بوجودآمده است خبر داده بودند. همان بیست نفری که در تحصن دربار شرکت داشتند و برای تامین حق آزادی انتخابات سعی و مجاهدت بخرج دادند اکنون یکقدم موثرتر و اساسی‌تر برداشته شالوده «جبهه ملی» را ریختند.
تا کنون مشروطیت ما بمناسبت جلوگیری از رشد احزاب موثر و قوی بکلی فلج و هر روز در معرض تجاوز و تاراج عده‌ای مغرض و منفعت جو بوده است.
با وجود تعهدی که ما در برابر جامعۀ ملل داریم و اجرای مواد اعلامیه «حقوق بشر» را تضمین کرده‌ایم هنوز ملت ما بقدر مردم قرون وسطی و اعصار اولیۀ خلقت از آزادیهای فردی و اجتماعی بهره‌ور نیست حفظ و رعایت اصول و حقوق قانون اساسی نیازمند بمجاهدین و فداکارانیست که در مکتب سیاست، درس وطن پرستی و نوعدوستی و عدالتخواهی و قانون پروری را بیاموزند و افراد جامعه را بوظایفی که در برابر اجتماع دارد آشنا کنند
«دکتر مصدق» پیشوای بزرگ ملی ایران که نیم قرن تمام در راه منافع مردم محروم و بدبخت این مملکت مبارزه کرده است اکنون بیش از پیش خودش را در اختیار «ملت» گذاشته و با قبول پیشوائی «جبهۀ ملی» خواهد توانست باین مشروطیت مرده و بیروح ما جان تازه‌‌ای ببخشد زیرا امروز کسی را در ایران سراغ ندارید که بتواند تقوای سیاسی «دکتر مصدق» را انکار کند و چه بسیار مردان وطن پرست و جوانان پر شور و افراد با ایمان در ایران هستند که آرزو میکشیدند یکروز «دکتر مصدق» جلو بیفتد و راهنمائی و پیشوائی ایشان را بعهده بگیرد. آنروز فرا رسید و جبهه‌ای که بتواند تمام عناصر توانا و درس خوانده و محروم را چون حلقه‌های زنجیر بیکدیگر متصل کند تشکیل شد. این جبهه پرچمدار آزادی و طرفدار قانون اساسی و دشمن زورگوئی و دزدی و رشوه خواریست. مساعی این جبهه در اینراه بکار خواهد رفت که قیافۀ مسخ «دموکراسی» کاغذی و دروغی فعلی را بصورت واقعی و دنیا پسند بیرون بیاورد و از هدر رفتن قوای پراکنده ای که اصلاح طلبان مایوسانه و بی اثر خرج میکردند جلوگیری خواهد کرد و آن را فقط در راه حمایت مردم و سعادت جامعه مصروف خواهد داشت. من اقرار میکنم که هیچوقت به لذت امروز مقاله ننوشته‌ام ، امروز مانند عاشقی که پس از سالها مفارقت و هجران بوصل معشوق خود رسیده است، مثل تشنه‌ای که روزها و شبها در بیابان‌های سوزان دویده و چشمه آب حیات را یافته است، همچون طالب مشتاقی که به کمال مطلوب خویش رسیده، در عین شوق و شعف اینطور را به پایان میبرم زیرا میبینم با تشکیل «جبهه ملی» یک صف منظم و قوی که مظهر ارادۀ جامعه ایرانیست بوجود آمده است.”
سرمقالۀ دکتر حسین فاطمی، روزنامه باختر امروز، ۲ آبان ۱۳۲۸
🔵 کانال دکتر محمد مصدق

http://telegram.me/joinchat/AAAAADxTRnVSWGNAJJFz9A