کر لر شتاب کرده سنگر بیره بعد روه دو شهر غربت به کس بمیره.
مردمونه لرسو هرکوم وه گوشت سی هوشنگ اعظمی میا سی بپوشت.
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
@dr_azami
مردمونه لرسو هرکوم وه گوشت سی هوشنگ اعظمی میا سی بپوشت.
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
@dr_azami
ﺗﻮ ﻧﺘﺮﺱ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ #ﺯﻥ ﺑﻤﺎﻥ ........... ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ.
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد #نجمدین_خان_غلامی هنرمند بزرگ #کوردستان درمورد دوستش #دکتر_هوشنگ_اعظمی و #ایل_بیرانوند
تنظیم:مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
تنظیم:مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
🔷اَر فِلَک بازی ئُو نیرنگ دیری
🔶اگر روزگار سَـر جنگ دیری
🔷چِ باکی دیرم ، وختی کِه ایلم
🔶هزار شیر پیا چوی هوشنگ دیری
شعر از: رحمان عزیزی
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
@dr_azami
🔶اگر روزگار سَـر جنگ دیری
🔷چِ باکی دیرم ، وختی کِه ایلم
🔶هزار شیر پیا چوی هوشنگ دیری
شعر از: رحمان عزیزی
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
@dr_azami
مرتضی خان اعظمی رئیس #جبهه_ملی شاخه لرستان و از یاران دکتر مصدق بزرگ و فرزند شاه مردو و پدر دکتر هوشنگ
تنظیم:مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
تنظیم:مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
mozafar:
چه مرد بزرگیست شیخ علی خان که سربه دار داد ولی غرور وشرف ایلش رامعامله نکرد...
--------------------------------------
مرحوم حسامالدين ضيايي (1368–1298) محقق خرمآبادي جهت انتشار كتابي در زمينه تاريخ لرستان طي نامهنگارياي كه با سپهبد اميراحمدي سال 1340 داشته، از وي ميخواهد خاطراتش را از لشكركشي سال 1302 به لرستان بازگو نمايد تا در اين كتاب منتشر شود. در بخشي از نوشتههاي سپهبد اميراحمدي در خصوص مذاكرات سال 1302 با شيخه بيرانوند آمده است:
... پس از چند روز استحكاماتي كه در تنگ زاهدشير در دست ساختمان بود و من براي سركشي آنجا رفتم. به من گزارش دادند كه شيخه رئيس طايفه بيرانوند در نزديكي تنگ زاهدشير در ميان يكي از تيرههاي بيرانوند توقف كرده است.
يكي از لرستانيها را نزد او فرستادم تا به نزديكي تنگ زاهدشير آمده و با من ملاقات كند. طولي نكشيد كه مشاراليه با 400-500 تفنگچي به طرف من آمد. يك نفر از نظاميان را فرستادم و به او پيغام دادم تفنگچي را دور بگذارد و به تنهايي نزد من بيايد چنانكه من به تنهايي جلوي تنگ هستم. مشاراليه پس از چند دقيقه نزد من آمد.
قبلاً فكر ميكردم كه شيخعليخان رئيس طايفه بيرانوند با داشتن قيافه طبيعي و ساختمان اندام متناسب خواهد بود، ولي وقتي او را ملاقات كردمتعجبم بسيار شد زيرا اين مرد بسيار قويهيكل بود از موي سرش تا نزديك سينهاش كه يه او باز بود يك پارچه سرداري مشكي در بر داشت مثل آن كه نقرهكاري كرده باشند.
از او پرسيدم كه فارسي ميفهمي؟ اشاره كرد كه بله. گفتم: سواد داري؟ گفت: خير. گفتم از اعلاميه اطلاع داري؟ گفت: بله. گفتم: خوب فهميدهاي؟ گفت: بله.
گفتم شيخعليخان، هدف ما همان است كه در اعلاميه نوشتم و غير از آن عملي انجام نخواهم داد. آنچه نوشتهام اوامر دولت است كه من بايد آن را اجرا كنم و اجرا ميكنم. اما خود من هم يك سياستي از نقطهنظر فرماندهي دارم كه به موقع به اجرا بگذارم و آن اين است كه در نظر دارم يك نفر از رؤساي طوايف پيشكوه (لرستان) را در مقابل والي پشتكوه(ايلام) به واليگري پيشكوه برقرار كنم كه در اردوكشيها و اصلاحات لرستانو تامين سعادت لرستانيها شريك كار باشد. آنچه جستجو كردم بهترين فرد تو را انتخاب كردم زيرا در جنگهاي اطراف بروجرد كه من تحت فرماندهي افسران روسي در حكومت قوامالدوله به سيلاخور آمدم همه جا با تو تماس حاصل كردم و تو را مرد رشيدي و فرد قابلي دريافتم. بنابراين در نظر دارم تو را به واليگري پيشكوه برقرار كنم. لكن شيخعلي خان تو بايد بداني كه فرمان اين مقام بايد از طرف دولت صادر شود و من نميتوانم مقام واليگري را بدون حكم دست شما بدهم. براي آن كه بتوانم اين فرمان را از دولت صادر كنم پيشنهادي دارم كه شما آن را اجرا كنيد تا اين فرمان براي شما صادر شود و به سعادت بزرگي نائل آييد و پيشنهادم اين است:
اين تيره ياراحمدي كه از طايفه بيرانوند ميباشند و در جلوي تنگ زاهدشير زندگي ميكنند و تو رياست آنها را دارا هستي، موقعي كه ما (نظاميان) به تنگ زاهدشير رسيديم (آبان و آذر 1302)، جلوي اردوي مرا گرفته و چند نفر از نظاميان را به قتل رساندند. تو فردا چند قبضه از تفنگهاي آنهارا جمعآوري كن و با يك نامه نزد من در خرمآباد بفرست. عبارت اين نامه چنين باشد: چون اين تيره از طايفه من نفهميده جلوي نظاميان را گرفتند و چند نفر از آنهارا به قتل رساندند، من هم براي تنبيه، آنها را خلع سلاح كرده و تفنگهاي آنان را بدينوسيله تقديم دولت ميكنم. من اين نوشته شما را به تهران ميفرستم و صداقت و صميميت تورا با اين نوشته تاييد و تصديق مينمايم و فرمان واليگري را براي تو صادر ميكنم.
وقتي مطالب من تمام شد، انتظار داشتم از من تشكر كند، لكن دفعتاً قيافه او تغيير كرد و با صورت برافروخته به من گفت: امير غرب! اين حرفها را نزن! اينجا تنگ زاهدشير است، عقاب اگر بخواهد از روي تنگه عبور كند، پر و بالش را به زمین فرو می ریزد! اگر تو بخواهي از لرستان تفنگ بگيري، تكهي بزرگي كه از اين قشون به دست تو خواهد آمد، يك گوش خواهد بود كه در بروجرد تحويل بگيري ...
👈ادامه مطلب در پست بعد....
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
چه مرد بزرگیست شیخ علی خان که سربه دار داد ولی غرور وشرف ایلش رامعامله نکرد...
--------------------------------------
مرحوم حسامالدين ضيايي (1368–1298) محقق خرمآبادي جهت انتشار كتابي در زمينه تاريخ لرستان طي نامهنگارياي كه با سپهبد اميراحمدي سال 1340 داشته، از وي ميخواهد خاطراتش را از لشكركشي سال 1302 به لرستان بازگو نمايد تا در اين كتاب منتشر شود. در بخشي از نوشتههاي سپهبد اميراحمدي در خصوص مذاكرات سال 1302 با شيخه بيرانوند آمده است:
... پس از چند روز استحكاماتي كه در تنگ زاهدشير در دست ساختمان بود و من براي سركشي آنجا رفتم. به من گزارش دادند كه شيخه رئيس طايفه بيرانوند در نزديكي تنگ زاهدشير در ميان يكي از تيرههاي بيرانوند توقف كرده است.
يكي از لرستانيها را نزد او فرستادم تا به نزديكي تنگ زاهدشير آمده و با من ملاقات كند. طولي نكشيد كه مشاراليه با 400-500 تفنگچي به طرف من آمد. يك نفر از نظاميان را فرستادم و به او پيغام دادم تفنگچي را دور بگذارد و به تنهايي نزد من بيايد چنانكه من به تنهايي جلوي تنگ هستم. مشاراليه پس از چند دقيقه نزد من آمد.
قبلاً فكر ميكردم كه شيخعليخان رئيس طايفه بيرانوند با داشتن قيافه طبيعي و ساختمان اندام متناسب خواهد بود، ولي وقتي او را ملاقات كردمتعجبم بسيار شد زيرا اين مرد بسيار قويهيكل بود از موي سرش تا نزديك سينهاش كه يه او باز بود يك پارچه سرداري مشكي در بر داشت مثل آن كه نقرهكاري كرده باشند.
از او پرسيدم كه فارسي ميفهمي؟ اشاره كرد كه بله. گفتم: سواد داري؟ گفت: خير. گفتم از اعلاميه اطلاع داري؟ گفت: بله. گفتم: خوب فهميدهاي؟ گفت: بله.
گفتم شيخعليخان، هدف ما همان است كه در اعلاميه نوشتم و غير از آن عملي انجام نخواهم داد. آنچه نوشتهام اوامر دولت است كه من بايد آن را اجرا كنم و اجرا ميكنم. اما خود من هم يك سياستي از نقطهنظر فرماندهي دارم كه به موقع به اجرا بگذارم و آن اين است كه در نظر دارم يك نفر از رؤساي طوايف پيشكوه (لرستان) را در مقابل والي پشتكوه(ايلام) به واليگري پيشكوه برقرار كنم كه در اردوكشيها و اصلاحات لرستانو تامين سعادت لرستانيها شريك كار باشد. آنچه جستجو كردم بهترين فرد تو را انتخاب كردم زيرا در جنگهاي اطراف بروجرد كه من تحت فرماندهي افسران روسي در حكومت قوامالدوله به سيلاخور آمدم همه جا با تو تماس حاصل كردم و تو را مرد رشيدي و فرد قابلي دريافتم. بنابراين در نظر دارم تو را به واليگري پيشكوه برقرار كنم. لكن شيخعلي خان تو بايد بداني كه فرمان اين مقام بايد از طرف دولت صادر شود و من نميتوانم مقام واليگري را بدون حكم دست شما بدهم. براي آن كه بتوانم اين فرمان را از دولت صادر كنم پيشنهادي دارم كه شما آن را اجرا كنيد تا اين فرمان براي شما صادر شود و به سعادت بزرگي نائل آييد و پيشنهادم اين است:
اين تيره ياراحمدي كه از طايفه بيرانوند ميباشند و در جلوي تنگ زاهدشير زندگي ميكنند و تو رياست آنها را دارا هستي، موقعي كه ما (نظاميان) به تنگ زاهدشير رسيديم (آبان و آذر 1302)، جلوي اردوي مرا گرفته و چند نفر از نظاميان را به قتل رساندند. تو فردا چند قبضه از تفنگهاي آنهارا جمعآوري كن و با يك نامه نزد من در خرمآباد بفرست. عبارت اين نامه چنين باشد: چون اين تيره از طايفه من نفهميده جلوي نظاميان را گرفتند و چند نفر از آنهارا به قتل رساندند، من هم براي تنبيه، آنها را خلع سلاح كرده و تفنگهاي آنان را بدينوسيله تقديم دولت ميكنم. من اين نوشته شما را به تهران ميفرستم و صداقت و صميميت تورا با اين نوشته تاييد و تصديق مينمايم و فرمان واليگري را براي تو صادر ميكنم.
وقتي مطالب من تمام شد، انتظار داشتم از من تشكر كند، لكن دفعتاً قيافه او تغيير كرد و با صورت برافروخته به من گفت: امير غرب! اين حرفها را نزن! اينجا تنگ زاهدشير است، عقاب اگر بخواهد از روي تنگه عبور كند، پر و بالش را به زمین فرو می ریزد! اگر تو بخواهي از لرستان تفنگ بگيري، تكهي بزرگي كه از اين قشون به دست تو خواهد آمد، يك گوش خواهد بود كه در بروجرد تحويل بگيري ...
👈ادامه مطلب در پست بعد....
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
mozafar
قسمت دوم👈 چه مرد بزرگیست شیخ علی خان که سربه دار داد ولی غرور وشرف ایلش رامعامله نکرد...
--------------------------------------
اميراحمدي در خاطراتش نوشته است: اطلاع يافتم كه شب 17 دي 1302 متجاوز از 20 هزار تفنگچي عشاير قصد حمله به خرمآباد را دارند؛ اين بود كه تصميم گرفتم 15 ديماه و 2 شب قبل، ما به آنها حملهور شويم. به سرهنگ گيگو دستور داده بودم به عنوان گردش يا به هر بهانه ديگر، مهرعليخان [حسنوند] را با نيرويي كه در اختيار دارد به دامنه كوه ريمله بياورد و اگر مهرعليخان نيامد، خودش با نيرو بيايد و آنجا را در دست بگيرد تا حملهي ما به بيرانوندها را تسهيل كند. مهرعليخان آمده و 50 سوار هم با خود آورده بود.
روز چهاردهم ديماه خبر رسيد كه شيخعلي خان بيرانوند به خرمآباد آمده و در خفا و در منزل يك پيلور به سر ميبرد و هر چه فشنگ به او عرضه ميدارند به هر قيمتي كه باشد خريدار است. يك دسته پيادهنظام فرستادم و شيخه را در منزلي كه به سر ميبرد دستگير كردند و او را حبس نمودم. با اين حسن تصادف، رئيس طايفهي بيرانوند با پاي خود به دام افتاد و نقشهاي كه داشتند عقيم ماند.
به هر حال، شيخه حدود 3 ماه پس از اين جريان همراه با مهرعليخان حسنوند، سردارخان واليزاده و ميرزا بيرانوند، در يكي از روزهاي 18 يا 19 و يا 21 اسفند 1302 (كه احتمالا 18 اسفند درستتر باشد) در ميدان اعدام (آزادي) خرمآباد به دار آويخته شد. از او 4 پسر به نامهاي محمد، حسينقلي، باقر و لطيف بر جاي ماند.
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
قسمت دوم👈 چه مرد بزرگیست شیخ علی خان که سربه دار داد ولی غرور وشرف ایلش رامعامله نکرد...
--------------------------------------
اميراحمدي در خاطراتش نوشته است: اطلاع يافتم كه شب 17 دي 1302 متجاوز از 20 هزار تفنگچي عشاير قصد حمله به خرمآباد را دارند؛ اين بود كه تصميم گرفتم 15 ديماه و 2 شب قبل، ما به آنها حملهور شويم. به سرهنگ گيگو دستور داده بودم به عنوان گردش يا به هر بهانه ديگر، مهرعليخان [حسنوند] را با نيرويي كه در اختيار دارد به دامنه كوه ريمله بياورد و اگر مهرعليخان نيامد، خودش با نيرو بيايد و آنجا را در دست بگيرد تا حملهي ما به بيرانوندها را تسهيل كند. مهرعليخان آمده و 50 سوار هم با خود آورده بود.
روز چهاردهم ديماه خبر رسيد كه شيخعلي خان بيرانوند به خرمآباد آمده و در خفا و در منزل يك پيلور به سر ميبرد و هر چه فشنگ به او عرضه ميدارند به هر قيمتي كه باشد خريدار است. يك دسته پيادهنظام فرستادم و شيخه را در منزلي كه به سر ميبرد دستگير كردند و او را حبس نمودم. با اين حسن تصادف، رئيس طايفهي بيرانوند با پاي خود به دام افتاد و نقشهاي كه داشتند عقيم ماند.
به هر حال، شيخه حدود 3 ماه پس از اين جريان همراه با مهرعليخان حسنوند، سردارخان واليزاده و ميرزا بيرانوند، در يكي از روزهاي 18 يا 19 و يا 21 اسفند 1302 (كه احتمالا 18 اسفند درستتر باشد) در ميدان اعدام (آزادي) خرمآباد به دار آويخته شد. از او 4 پسر به نامهاي محمد، حسينقلي، باقر و لطيف بر جاي ماند.
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
28 بهمن سالروز صادق هدایت نویسنده نامدار
---------------------------------------
ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﮐﻪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ - ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﺎﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻭﺭﻃﻪﺀ ﻫﻮﻟﻨﺎﮐﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ
ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻡ....
"بوف کور_ صادق هدایت_صفحه 3"
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
---------------------------------------
ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﮐﻪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ - ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﺎﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻭﺭﻃﻪﺀ ﻫﻮﻟﻨﺎﮐﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ
ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻡ....
"بوف کور_ صادق هدایت_صفحه 3"
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
ﻧﯿﻞ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺣﺴﺎّﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺭﻭﺯﯾﮑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﻢ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ، ﺭﻭﺯﯾﮑﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﺳﺎ ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻭ ﺣﺘّﺎ ﻭﻗﺘﯿﮑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﭘﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﺍﻣّﺎ .....
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖ ، ﺑﺎ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺮﭼﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﻧﺼﺐ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ . ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺭﻧﮓ ، ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﻣﻠّﯿﺘﯽ ﻧﺒﻮﺩ ، ﻣﺎ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﮔﺮﺩ ﺁﺑﯽ ﺭﻧﮓ ..... ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻨﺪ ؟ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻄﺮﻑ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺭﺍﺋﯽ ﺍﻡ ﻭ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﻤﻪ ﻋﻈﻤﺖ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺘﻢ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻢ ...........
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺣﺴﺎّﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺭﻭﺯﯾﮑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﻢ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ، ﺭﻭﺯﯾﮑﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﺳﺎ ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻭ ﺣﺘّﺎ ﻭﻗﺘﯿﮑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﭘﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﺍﻣّﺎ .....
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖ ، ﺑﺎ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺮﭼﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﻧﺼﺐ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ . ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺭﻧﮓ ، ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﻣﻠّﯿﺘﯽ ﻧﺒﻮﺩ ، ﻣﺎ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﮔﺮﺩ ﺁﺑﯽ ﺭﻧﮓ ..... ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻨﺪ ؟ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻄﺮﻑ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺭﺍﺋﯽ ﺍﻡ ﻭ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﻤﻪ ﻋﻈﻤﺖ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺘﻢ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻢ ...........
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
mozafar:
این روزها نبود شخصیت های مثل دکتر هوشنگ اعظمی به شدت احساس میشود...
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
این روزها نبود شخصیت های مثل دکتر هوشنگ اعظمی به شدت احساس میشود...
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از ياد مبر پزشک ايراني را
هوشنگ* همان شير لرستاني را
از غيرت او ايل به خود باليدند
ديدند چو آن غيرت ايراني را
تا برسر ما جغد پريشاني بود
با سنگ بزد جغد پريشاني را
تاريك شبي بود شبي ظلماني
او بود چراغ شب ظلماني را
با ديو زمان پنجه به پيكار گرفت
تا زنده كند صولت مرداني* را
او مرهم درد بينوايان گرديد
آموخت به ما طرز انسانی را
تا خلق بدانند ره خانه ي دوست
بنهاد به ره شمع فروزاني را
دستان ضعيفان همه در دستش بود
تا جار زند ارزش انساني را
پيداست كه الگوي جوانمردي بود
در وي بنگر خصلت بيراني* را
سرمايه ي او لطف كرم بود به خلق
تا قوم بياموزد از او خاني را
چون ديد كسي مانده به شهر آواره
بنمود به پا سفره ي مهماني را
بركند ز بن باد ستم اين گل را
پژمرد فلك لاله ي خنداني را
در بر بگرفتند همه زانوي غم
ديدند چو آن ضربه ي شيطاني را
اي باد صبا چون برسي بر خاكش
از من برسان صد گل نعماني را
پاورقي
هوشنگ لرستاني:از مبارزان دوران انقلاب
مرداني :منسوب به مردان پدر بزرگ ايشان
بيران : مخفف بيرانوند يكي از ايل هاي لرستان
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از ياد مبر پزشک ايراني را
هوشنگ* همان شير لرستاني را
از غيرت او ايل به خود باليدند
ديدند چو آن غيرت ايراني را
تا برسر ما جغد پريشاني بود
با سنگ بزد جغد پريشاني را
تاريك شبي بود شبي ظلماني
او بود چراغ شب ظلماني را
با ديو زمان پنجه به پيكار گرفت
تا زنده كند صولت مرداني* را
او مرهم درد بينوايان گرديد
آموخت به ما طرز انسانی را
تا خلق بدانند ره خانه ي دوست
بنهاد به ره شمع فروزاني را
دستان ضعيفان همه در دستش بود
تا جار زند ارزش انساني را
پيداست كه الگوي جوانمردي بود
در وي بنگر خصلت بيراني* را
سرمايه ي او لطف كرم بود به خلق
تا قوم بياموزد از او خاني را
چون ديد كسي مانده به شهر آواره
بنمود به پا سفره ي مهماني را
بركند ز بن باد ستم اين گل را
پژمرد فلك لاله ي خنداني را
در بر بگرفتند همه زانوي غم
ديدند چو آن ضربه ي شيطاني را
اي باد صبا چون برسي بر خاكش
از من برسان صد گل نعماني را
پاورقي
هوشنگ لرستاني:از مبارزان دوران انقلاب
مرداني :منسوب به مردان پدر بزرگ ايشان
بيران : مخفف بيرانوند يكي از ايل هاي لرستان
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
Forwarded from دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با فریده کمالوند همسر گرانقدر دکتر هوشنگ اعظمی
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
29 بهمن و به تعبیری 5 اسفند روز سپنتا روز عشق و مهر و دوستی بر همه ایرانیان فرخنده باد...🌺
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
29 بهمن و به تعبیری 5 اسفند روز سپنتا روز عشق و مهر و دوستی بر همه ایرانیان فرخنده باد...🌺
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
چه کند با دل چون آتش ما آتش تیر...
به یاد زنده یاد سیامک خان اسدیان (اسکندر) از سرسخت ترین مردان تاریخ بیرانوند نوه صادق خان اسدیان و گوهر زرینجویی
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇
@dr_azami
به یاد زنده یاد سیامک خان اسدیان (اسکندر) از سرسخت ترین مردان تاریخ بیرانوند نوه صادق خان اسدیان و گوهر زرینجویی
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇
@dr_azami
تا تفنگ اعظمی ده کوه صدا کرد/
او دشمن بی غیرت چادرن جمع کرد...
به یاد دکتر هوشنگ اعظمی
تنظیم: مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
@dr_azami
او دشمن بی غیرت چادرن جمع کرد...
به یاد دکتر هوشنگ اعظمی
تنظیم: مظفر
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
@dr_azami
برگ پذیرش یکی از بیماران در بیمارستان دکتر هوشنگ اعظمی سابق (عشایر امروز)
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
@dr_azami
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
@dr_azami
Forwarded from دکتر محمد مصدق
ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﯽ؛ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ و تیرباران ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩﯾﺨﻮﺍﻫﯽ
@dr_mohammad_mossadegh
@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from دکتر محمد مصدق
ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﯽ؛ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ و تیرباران ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩﯾﺨﻮﺍﻫﯽ
---------------------
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ۱۳۲۰ [ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺭﻭﺱ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻭ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ] ﺩﮐﺘﺮ ﻓﺎﻃﻤﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ . ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﺭﺯﻡ ﺁﺭﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ « ﮔﺎﺭﺩ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ » ﺩﺭ ﮐﺎﺥ ﺳﻌﺪﺁﺑﺎﺩ [ ﮐﻮﺩﺗﺎﯼ ﻧﺎﻓﺮﺟﺎﻡ ۲۵ ﺍﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۳۲ ] . ﺍﻣﺎ ﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯾﺶ ﺩﺭ ﺷﺸﻢ ﺍﺳﻔﻨﺪ ۱۳۳۲ ﭘﺲ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ . ﺍﻭ ﺑﺎ ﺑﺪﻧﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻭ ﮐﺎﺭﺩ ﺁﺟﯿﻦ، ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ ﺩﻭ ﺯﺭﻫﯽ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ۱۹ ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۳۲ ﺩﺭ ﺳﻦ ۳۶ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺪ .
ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﯽ -ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺑﯽ، ﺹ۲۷۰ ﻭ ۳۵۴
#صفحه_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
@dr_mohammad_mossadegh
---------------------
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ۱۳۲۰ [ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺭﻭﺱ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻭ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ] ﺩﮐﺘﺮ ﻓﺎﻃﻤﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ . ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﺭﺯﻡ ﺁﺭﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ « ﮔﺎﺭﺩ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ » ﺩﺭ ﮐﺎﺥ ﺳﻌﺪﺁﺑﺎﺩ [ ﮐﻮﺩﺗﺎﯼ ﻧﺎﻓﺮﺟﺎﻡ ۲۵ ﺍﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۳۲ ] . ﺍﻣﺎ ﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯾﺶ ﺩﺭ ﺷﺸﻢ ﺍﺳﻔﻨﺪ ۱۳۳۲ ﭘﺲ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ . ﺍﻭ ﺑﺎ ﺑﺪﻧﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻭ ﮐﺎﺭﺩ ﺁﺟﯿﻦ، ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ ﺩﻭ ﺯﺭﻫﯽ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ۱۹ ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۳۲ ﺩﺭ ﺳﻦ ۳۶ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺪ .
ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﯽ -ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺑﯽ، ﺹ۲۷۰ ﻭ ۳۵۴
#صفحه_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from دکتر محمد مصدق
دکتر%20محمد%20مصدق.3gp
3.7 MB
فیلمی کمیاب از دفاعیات دکتر مصدق بزرگ در دادگاه نظامی...
کلیه این اقدامات غیر قانونیست...
#صفحه_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
@dr_mohammad_mossadegh
کلیه این اقدامات غیر قانونیست...
#صفحه_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
@dr_mohammad_mossadegh
Forwarded from دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی بیرانوند
mozafar:
این روزها نبود شخصیت های مثل دکتر هوشنگ اعظمی به شدت احساس میشود...
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
این روزها نبود شخصیت های مثل دکتر هوشنگ اعظمی به شدت احساس میشود...
#کانال_دکتر_هوشنگ_اعظمی
👇👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDi_N-UbV8Za7APqA
Forwarded from دکتر محمد مصدق
مصدق نماد اخلاق و آزادگی و انسانیت ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺵ ﻣﯽﺁﻣﺪ . ﺍﺻﻼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩ
-----------------------------------
ﻧﺼﺮﺕﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : « ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻣﯽﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻣﯽﺷﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﮑﯽ ﺑﻪ ﺗﺮﯾﺎﮎ ﻣﯽﺯﻧﻢ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﺪ . ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺩﻓﺘﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺻﯿﻐﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺍﻭﻟﺶ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﻫﺴﺘﻢ .
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺎﺯﻧﯽ ﻣﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﻢ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻪ، ﺛﺎﻧﯿﺎ ﻫﻮﺱ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ، ﺑﺎ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽﺍﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺣﺎﻻ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺵ ﻣﯽﺁﻣﺪ . ﺍﺻﻼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩ . ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺷﺪﯾﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ . ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﺪﻫﻨﺪ . ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﻭﻟﺶ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺣﻘﻮﻗﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺣﻘﻮﻕ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺍﻭﻟﺶ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ.
#کانال_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
https://telegram.me/dr_mohammad_mossadegh
-----------------------------------
ﻧﺼﺮﺕﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﺼﺪﻕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : « ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻣﯽﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻣﯽﺷﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﮑﯽ ﺑﻪ ﺗﺮﯾﺎﮎ ﻣﯽﺯﻧﻢ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﺪ . ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺩﻓﺘﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺻﯿﻐﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺍﻭﻟﺶ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﻫﺴﺘﻢ .
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺼﺪﻕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎﯼ ﺧﺎﺯﻧﯽ ﻣﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﻢ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻪ، ﺛﺎﻧﯿﺎ ﻫﻮﺱ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ، ﺑﺎ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽﺍﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺣﺎﻻ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺯﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺵ ﻣﯽﺁﻣﺪ . ﺍﺻﻼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩ . ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺷﺪﯾﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ . ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﺪﻫﻨﺪ . ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﻭﻟﺶ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺣﻘﻮﻗﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺣﻘﻮﻕ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺍﻭﻟﺶ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ.
#کانال_دکتر_مصدق_رهبر_ملی_ایران
https://telegram.me/dr_mohammad_mossadegh