اینکه ما حس میکنیم از طریق قصد و ارادهی خود افکارمان را کنترل میکنیم تنها یک توهم است که از طریق چیزی که فروید
بازنگری ثانویه مینامید ساخته میشود و اگر ما واقعا با خودمان روراست باشیم ناچار میپذیریم که افکارمان به شیوههای غیرقابل پیشبینی و غیرقابل کنترلی به راه خودشان میروند.
رابرت ساموئلز
@dr_arsh402
بازنگری ثانویه مینامید ساخته میشود و اگر ما واقعا با خودمان روراست باشیم ناچار میپذیریم که افکارمان به شیوههای غیرقابل پیشبینی و غیرقابل کنترلی به راه خودشان میروند.
رابرت ساموئلز
@dr_arsh402
❤2😨2
"مبین اعراب" یه تعریف داره از تنهایی،
میگه:
"مثل زلزله، ناگهانی نیست؛
تنهایی، فقط روزی یک آجُر از آدم کم میکنه."
و من فکر میکنم افسردگی هم دقیقا همینه!
خشت به خشت و آجر به آجر ازت کم میشه تا روزی که دیگه هیچ شباهتی به آدم قبل نداری
@dr_arsh402
میگه:
"مثل زلزله، ناگهانی نیست؛
تنهایی، فقط روزی یک آجُر از آدم کم میکنه."
و من فکر میکنم افسردگی هم دقیقا همینه!
خشت به خشت و آجر به آجر ازت کم میشه تا روزی که دیگه هیچ شباهتی به آدم قبل نداری
@dr_arsh402
👍3❤2
اصطلاح «عُقده» به یادآوریهای احساسی عمیق و برجستهای اطلاق میشود که ممکن است به طور جزئی یا کامل ناآگاهانه باقی بمانند. عُقدهها بر اساس روابط بینفردی دوران کودکی شکل میگیرند و میتوانند به ساختاردهی به تمام سطوح روان، از جمله هیجانات، نگرشها و رفتارهای سازگارانه کمک کنند.
@dr_arsh402
@dr_arsh402
❤3
وقتی مراجعی مدام دنبال راهکار میگرده در نقش نوزادمنشانه سِتاندن قرار دارد و درمانگری ک با اون همراهی میکند این نقش را بیشتر تقویت میکند و مانع از رشد مراجع میشود چراکه
@dr_arsh402
رشد به معنی حرکت از نگرش نوزادمنشانه "ستاندن" به سوی نگرش بالغانهتر "بدهبستان متقابل" میان دو فرد مستقل است
@dr_arsh402
انسان در درجه اول اشتیاق خود را دوست دارد، بعد شخصی که مشتاق اوست.و برای همین هم، بعد از وصال به معشوق، میل آتشین به سردی تبدیل میشود. و حتی در مواردی خیلی قبل تر آن؛ با نزدیک تر شدن به محبوب، وی کمتر خواستنی میشود و رفتار و گفتار رنگ و بوی اوایل رابطه را ندارند.
اروین یالوم
انسان میل میورزد و عاشق میل خود است، عاشق میل ورزیدن، میلی که هیچگاه تماما ارضا هم نمیشود و صرفاً کاهش و افزایش مییابد. و اگر میل محقق میشد، چه میشد؟!
خیلی از انسان ها دوست دارند که صرفاً دوست بدارند و نه بدست بیاورند و اگر روزی بدست بیاورند دیگر دوست داشتنی در کار نخواهد بود!
ترجیح ناهشیار میتواند این باشد که از دور داشته باشمش تا همیشگی باشد، یعنی در خیال، هرچند گهگاهی نیم نگاهی عاشقانه به او داشته باشم اما هیچگاه خود را مالک تمام احساسات او و او را مالک تمام امیال خویش نمیخواهم.
@dr_arsh402
👍4❤1
👍8💯2👏1
جان بالبی مینویسد:
خوشبختترین حالت همۀ ما انسانها، از گهواره تا گور، زمانی است که زندگی مجموعهای منظم از سفرهایی کوتاه یا دراز باشد که مبدأ آن پایگاه امن ما باشد، پایگاهی که افرادی که به آنها دلبستهایم برایمان فراهم آوردهاند.
@dr_arsh402
خوشبختترین حالت همۀ ما انسانها، از گهواره تا گور، زمانی است که زندگی مجموعهای منظم از سفرهایی کوتاه یا دراز باشد که مبدأ آن پایگاه امن ما باشد، پایگاهی که افرادی که به آنها دلبستهایم برایمان فراهم آوردهاند.
@dr_arsh402
❤2👍2
"مادرشوهرش را که بخشید، دردِ شانههایش خوب شد."
پشتِ دردهایِ بیعلت مکرر، خشمِ فروخفتهایست که فرد نتوانسته آن را بیان کند و حالا، چاقویِ خشمِ فروخوردهاش، درون خودش را سلاخی میکند و جای این بریدنها، درد میگیرد.
چاقوها را با "بخشیدنِ" خود یا دیگری از دستت بیانداز تا التیام پیدا کنی.
@dr_arsh402
پشتِ دردهایِ بیعلت مکرر، خشمِ فروخفتهایست که فرد نتوانسته آن را بیان کند و حالا، چاقویِ خشمِ فروخوردهاش، درون خودش را سلاخی میکند و جای این بریدنها، درد میگیرد.
چاقوها را با "بخشیدنِ" خود یا دیگری از دستت بیانداز تا التیام پیدا کنی.
@dr_arsh402
❤4
جان بالبی به بیانی فراموشنشدنی میگوید:
«آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت،
به خودمان هم نمیتوانیم بگوییم.»
@dr_arsh402
«آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت،
به خودمان هم نمیتوانیم بگوییم.»
@dr_arsh402
❤3
مادری که از بدبختیهای همیشگی خود شکایت میکند، میتواند فرزندش را به پرستاری برای زندگی تبدیل کند.
کودکان این اجبار را حس میکنند که تمام نابهنجاریهای خانواده را جبران کنند و به اصطلاح بر شانههای لطیف خود فشار بیاورند. البته این نهتنها از روی نوعدوستی محض، بلکه برای این است که بتوان دوباره از آسایش ازدسترفته، مراقبت و توجه همراه با آن لذت برد.
مادری که از بدبختیهای همیشگی خود شکایت میکند، میتواند فرزندش را به پرستاری برای زندگی تبدیل کند، یعنی یک مادر جایگزین واقعی ایجاد کند و از علایق کودک غافل شود.
@dr_arsh402
❤5👌1
❤8
❤6👍3💯1
مراقب همنشینان خود باشید، سلولهای عصبی خاصی در مغز هست به نام نورون های آینه ای که وظیفه آنها تقلید ناآگاهانه از رفتار دیگران است، مثل خمیازه...
نورون های آینه ای مغزتان بدون آگاهی خودتان شما را شبیه اطرافیانتان می کنند، با هر شخصی در یک محیط نباشید.
@dr_arsh402
نورون های آینه ای مغزتان بدون آگاهی خودتان شما را شبیه اطرافیانتان می کنند، با هر شخصی در یک محیط نباشید.
@dr_arsh402
👍6❤2👌2
Bad Kardi (Remix)
Masoud Sadeghloo
ترانه: بد کردی
خواننده: مسعود صادقلو
*شب آرومی داشته باشید*
🌌🌃
خواننده: مسعود صادقلو
*شب آرومی داشته باشید*
🌌🌃
🔥4❤3😍1
"همین مونده بود"
ترانهسرا: امید روزبه
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیم،میکس و مسترینگ: فرشاد حسامی
گیتار الکتریک: عادل روح نواز،فرشید ادهمی و فیلیپ هاکوپیان
گیتار نایلون و آکوستیک: فرشید ادهمی
طراح کاور: رسول عباسی
تایپوگرافی: حامد تلخآبی
ترانهسرا: امید روزبه
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیم،میکس و مسترینگ: فرشاد حسامی
گیتار الکتریک: عادل روح نواز،فرشید ادهمی و فیلیپ هاکوپیان
گیتار نایلون و آکوستیک: فرشید ادهمی
طراح کاور: رسول عباسی
تایپوگرافی: حامد تلخآبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینو ببینید و واسه دوستانتون هم بفرستید ...
👍4❤3
✳️ مکانیزمهای دفاعی چه معنایی دارند؟
مکانیزمهای دفاعی یا سازوکارهای دفاعی به فرآیندهایی گفته میشود که ذهن برای مدیریت اضطراب، تعارضهای درونی و احساسات ناخوشایند از آنها استفاده میکند. این سازوکارها معمولاً به صورت ناهشیار عمل میکنند و به فرد کمک میکنند تا از موقعیتهایی که موجب استرس یا تهدید میشوند، فاصله بگیرد یا آنها را به گونهای پردازش کند که تحملپذیرتر شوند.
1⃣ انکار
ما اقرار نمیکنیم که مشکلی وجود دارد. به چیزهایی شبیه این فکر میکنیم: «من خیلی از نوشیدن الکل لذت میبرم و گاهی اوقات به شدت حالم بد میشود. اما بیش از حد نمینوشم». یا؛ «من پول زیادی خرج میکنم. اما نه بیشتر از سایر افراد. اما نمیشود گفت که از نظر مالی شخص مسئولیتپذیری نیستم». اگر افراد دیگر (بستگان، دوستان، شریک زندگی) سعی کنند ما را وادار سازند که اقرار کنیم مشکلی وجود دارد، تمایل داریم که واکنش بسیار بدی نشان دهیم.
2⃣ فرافکنی
فرافکنی عبارت است از به رسمیت شناختن یک احساس منفی، اما به جای این که ببینیم آن هیجان تاریک متعلق به خودمان است، آن احساس به کس دیگری داده (یا فرافکنی) میشود. این میتواند عجیب و پیچیده به نظر برسد، اما خیلی
اتفاق میافتد.
3⃣ معطوف کردن علیه خویشتن
ما به مکانیسمهای دفاعی روی میآوریم تا از خودمان در برابر رنج روانی محافظت کنیم. بنابراین گفتن این که آسیب رساندن به خود -خشم یا بیزاری از خود- هم میتواند نوعی دفاع باشد متناقض به نظر میرسد. مسئله این است که چه چیزی را ترسناکتر مییابیم. ممکن است چیزهایی وجود داشته باشند که ما را از دوست نداشتن خودمان بسیار بیشتر میترسانند.
4⃣ والایش
والایش عبارت است از تغییر جهت افکار یا هیجانهای غیر قابل قبول به مجراهای «والاتر» و از نظر آرمانی سازندهتر. بسیاری از موسیقیدانان، تجارب منفی زندگی -اعتیاد به مواد مخدر، امراض اجتماعی، مشکلات خانوادگی و غیره- را به ترانهها و اجراهای مردمی و پرآوازه تبدیل کردهاند، که نقش الهامبخشی را برای بسیاری از افراد ایفا میکنند.
5⃣ واپسروی
غالب اوقات، کودکی بهینه -لااقل در نگاه به عقب- دوران امنی به نظر میرسد. در کودکی، فرد از مسئولیت معاف بود. از او انتظار نمیرفت درک کند، تصمیمات دشوار بگیرد، باثبات باشد، و مشکلاتش را خوب توضیح بدهد. در واپسروی -به مثابه دفاع- فرد به شکلی بسیار مهم، کودکانه رفتار میکند. برای مثال ممکن است به جای این که تصمیم بگیرد؛ و مسئولیت عواقب آن را بپذیرد، این دست و آن دست کند.
6⃣ دلیلتراشی
دلیلتراشی، بهانهی مناسب و هوشمندانهای برای کنشهایمان (یا اتفاقی که برای ما میافتد) است. اما به دقت صورت میپذیرد تا به نتیجهای برسیم که احساس میکنیم نیاز داریم: ما بیگناه، خوب و باارزش هستیم. یک نوع کلیدی از دلیلتراشی، عبارت است از تخریب چیزهایی که نداریم اما در خفا دوست داریم. بعد از عدم دریافت شغل، دلیلتراش دفاعی خواهد گفت: «شرکت کسلکنندهای بود» یا «به هر حال هرگز آن شغل را نمیخواستم».
7⃣ عقلانیسازی
عقلانیسازی مشابه با دلیلتراشی است؛ یعنی بیاعتنایی به چیزی بسیار دردناک و مهم با شروع مکالمهای بسیار باورپذیر در ذهن خود در مورد چیزی تماماً متفاوت. حس ترسناک خسران، گناه، خیانت و خشم از قطع رابطه با شریک زندگی را میتوان با تفکر درمورد تاریخ امپراطوری روم مؤخر یا برنامهی حکومت برای بالا بردن نرخ بهره خنثی کرد.
8⃣ واکنش وارونه
واکنش وارونه عبارت است از انجام متضاد احساسهای ابتدایی و غیر قابل قبول ما. میتوانیم آن را «جبران افراطی» نیز بنامیم. برای مثال، کسی که علاقهی قدرتمندی به سکس با نوجوانان دارد ممکن است به مذهبی با تأکید ویژه بر عدم روابط جنسی در میان جوانان ملحق شود. اغلب در کودکی مرتکب واکنش وارونه میشویم. وقتی از جذب شدن به یکی از همکلاسیها خجالت میکشیم، به جای این که علاقهی خود را تصدیق کنیم ممکن است نسبت به آنان بدجنس یا پرخاشگر باشیم.
9⃣ جابهجایی
جابجایی یعنی تغییر جهت میل (معمولاً پرخاشگرانه) به گیرندهای جایگزین. عموماً چنین رخ میدهد که وقتی شخصی ناکامکننده برای ما به عنوان تهدید به نظر میرسد، ما با معطوف کردن احساساتمان نسبت به کسی/چیزی دیگر
که سرزنش کردنش آسانتر است واکنش نشان میدهیم.
@dr_arsh402
مکانیزمهای دفاعی یا سازوکارهای دفاعی به فرآیندهایی گفته میشود که ذهن برای مدیریت اضطراب، تعارضهای درونی و احساسات ناخوشایند از آنها استفاده میکند. این سازوکارها معمولاً به صورت ناهشیار عمل میکنند و به فرد کمک میکنند تا از موقعیتهایی که موجب استرس یا تهدید میشوند، فاصله بگیرد یا آنها را به گونهای پردازش کند که تحملپذیرتر شوند.
1⃣ انکار
ما اقرار نمیکنیم که مشکلی وجود دارد. به چیزهایی شبیه این فکر میکنیم: «من خیلی از نوشیدن الکل لذت میبرم و گاهی اوقات به شدت حالم بد میشود. اما بیش از حد نمینوشم». یا؛ «من پول زیادی خرج میکنم. اما نه بیشتر از سایر افراد. اما نمیشود گفت که از نظر مالی شخص مسئولیتپذیری نیستم». اگر افراد دیگر (بستگان، دوستان، شریک زندگی) سعی کنند ما را وادار سازند که اقرار کنیم مشکلی وجود دارد، تمایل داریم که واکنش بسیار بدی نشان دهیم.
2⃣ فرافکنی
فرافکنی عبارت است از به رسمیت شناختن یک احساس منفی، اما به جای این که ببینیم آن هیجان تاریک متعلق به خودمان است، آن احساس به کس دیگری داده (یا فرافکنی) میشود. این میتواند عجیب و پیچیده به نظر برسد، اما خیلی
اتفاق میافتد.
3⃣ معطوف کردن علیه خویشتن
ما به مکانیسمهای دفاعی روی میآوریم تا از خودمان در برابر رنج روانی محافظت کنیم. بنابراین گفتن این که آسیب رساندن به خود -خشم یا بیزاری از خود- هم میتواند نوعی دفاع باشد متناقض به نظر میرسد. مسئله این است که چه چیزی را ترسناکتر مییابیم. ممکن است چیزهایی وجود داشته باشند که ما را از دوست نداشتن خودمان بسیار بیشتر میترسانند.
4⃣ والایش
والایش عبارت است از تغییر جهت افکار یا هیجانهای غیر قابل قبول به مجراهای «والاتر» و از نظر آرمانی سازندهتر. بسیاری از موسیقیدانان، تجارب منفی زندگی -اعتیاد به مواد مخدر، امراض اجتماعی، مشکلات خانوادگی و غیره- را به ترانهها و اجراهای مردمی و پرآوازه تبدیل کردهاند، که نقش الهامبخشی را برای بسیاری از افراد ایفا میکنند.
5⃣ واپسروی
غالب اوقات، کودکی بهینه -لااقل در نگاه به عقب- دوران امنی به نظر میرسد. در کودکی، فرد از مسئولیت معاف بود. از او انتظار نمیرفت درک کند، تصمیمات دشوار بگیرد، باثبات باشد، و مشکلاتش را خوب توضیح بدهد. در واپسروی -به مثابه دفاع- فرد به شکلی بسیار مهم، کودکانه رفتار میکند. برای مثال ممکن است به جای این که تصمیم بگیرد؛ و مسئولیت عواقب آن را بپذیرد، این دست و آن دست کند.
6⃣ دلیلتراشی
دلیلتراشی، بهانهی مناسب و هوشمندانهای برای کنشهایمان (یا اتفاقی که برای ما میافتد) است. اما به دقت صورت میپذیرد تا به نتیجهای برسیم که احساس میکنیم نیاز داریم: ما بیگناه، خوب و باارزش هستیم. یک نوع کلیدی از دلیلتراشی، عبارت است از تخریب چیزهایی که نداریم اما در خفا دوست داریم. بعد از عدم دریافت شغل، دلیلتراش دفاعی خواهد گفت: «شرکت کسلکنندهای بود» یا «به هر حال هرگز آن شغل را نمیخواستم».
7⃣ عقلانیسازی
عقلانیسازی مشابه با دلیلتراشی است؛ یعنی بیاعتنایی به چیزی بسیار دردناک و مهم با شروع مکالمهای بسیار باورپذیر در ذهن خود در مورد چیزی تماماً متفاوت. حس ترسناک خسران، گناه، خیانت و خشم از قطع رابطه با شریک زندگی را میتوان با تفکر درمورد تاریخ امپراطوری روم مؤخر یا برنامهی حکومت برای بالا بردن نرخ بهره خنثی کرد.
8⃣ واکنش وارونه
واکنش وارونه عبارت است از انجام متضاد احساسهای ابتدایی و غیر قابل قبول ما. میتوانیم آن را «جبران افراطی» نیز بنامیم. برای مثال، کسی که علاقهی قدرتمندی به سکس با نوجوانان دارد ممکن است به مذهبی با تأکید ویژه بر عدم روابط جنسی در میان جوانان ملحق شود. اغلب در کودکی مرتکب واکنش وارونه میشویم. وقتی از جذب شدن به یکی از همکلاسیها خجالت میکشیم، به جای این که علاقهی خود را تصدیق کنیم ممکن است نسبت به آنان بدجنس یا پرخاشگر باشیم.
9⃣ جابهجایی
جابجایی یعنی تغییر جهت میل (معمولاً پرخاشگرانه) به گیرندهای جایگزین. عموماً چنین رخ میدهد که وقتی شخصی ناکامکننده برای ما به عنوان تهدید به نظر میرسد، ما با معطوف کردن احساساتمان نسبت به کسی/چیزی دیگر
که سرزنش کردنش آسانتر است واکنش نشان میدهیم.
@dr_arsh402
👏6❤4⚡1👌1
آدمها از همانجا که رنج دیدهاند میرنجانند.
خودشیفتهها: تحقیر شدهاند و تحقیر میکنند.
کمالگراها: ترسیدهاند و میترسانند.
بدبینها: تهدید شدهاند و تهدید میکنند.
سایکوپتها: آزار دیدهاند و آزار میرسانند.
نمایشیها: دیده نشدهاند و نمیبینند.
مرزیها: طرد شدهاند و طرد میکنند.
@dr_arsh402
خودشیفتهها: تحقیر شدهاند و تحقیر میکنند.
کمالگراها: ترسیدهاند و میترسانند.
بدبینها: تهدید شدهاند و تهدید میکنند.
سایکوپتها: آزار دیدهاند و آزار میرسانند.
نمایشیها: دیده نشدهاند و نمیبینند.
مرزیها: طرد شدهاند و طرد میکنند.
@dr_arsh402
❤7👌4💯1