از خودگذشتگی افراطی ریشه در نیازهای دیگران دارد یا ما؟
اگر نیازهای ما در کودکی به قدر کافی برآورده نشود _ یعنی وقتی والدینی که به آنها وابستهایم قادر نباشند با احساساتمان همدلی کنند _ ظرفیت ما هم برای همدلیکردن با دیگران محدود میشود. به همین سیاق، ظرفیت ما برای عشقورزیِ حقیقی به دیگران هم بهشدت محدود میشود. یعنی دغدغههایمان بیشتر به خودمان برمیگردد.
از طرفی، در این وضعیت ممکن است بیشازحد همدلی نشان دهیم، یعنی تمرکزمان «بیشازحد» روی نیازهای دیگران باشد. در خانوادههایی که والدین درزمینۀ هیجانات دستشان خالیست و تقریباً چیزی برای عرضه ندارند (یعنی خودشان نابالغ و بهشدت نیازمندند)، کودکان احتمالاً یاد میگیرند که فقط ازطریق رسیدگی به نیازهای دیگران است که میتوانند به نیازهای خودشان رسیدگی کنند. این کودکان ممکن است در بزرگسالی بسیار فداکار و ازخودگذشته به نظر برسند؛ اما باید به یاد داشته باشیم که این نوع همدلی چندان ربطی به نیازهای دیگران ندارد، بلکه هدف آن بیشتر تحقق یک خودانگارۀ آرمانیست که ازطریق آن شخص بتواند با شرم مبارزه کند.
بهبیاندیگر، این نوع همدلی بیشتر ناشی از نیازهای ارضانشده است، نه سخاوتمندی واقعی.
ظرفیت قدرشناسی، عشقورزی و همدلیکردن با نیازهای دیگران مواردی است که محصول یک محیط کودکی «بهحد کافی خوب» است. احتمال دارد خودبینی شدید یا ازخودگذشتگی کاذب ریشه در محرومیتِ هیجانی بیشازحد داشته باشد.
از کتاب چرا آن کار را کردم؟
نویسنده: #جوزف_برگو
مترجم: #حامد_حکیمی
@dr_arsh402
اگر نیازهای ما در کودکی به قدر کافی برآورده نشود _ یعنی وقتی والدینی که به آنها وابستهایم قادر نباشند با احساساتمان همدلی کنند _ ظرفیت ما هم برای همدلیکردن با دیگران محدود میشود. به همین سیاق، ظرفیت ما برای عشقورزیِ حقیقی به دیگران هم بهشدت محدود میشود. یعنی دغدغههایمان بیشتر به خودمان برمیگردد.
از طرفی، در این وضعیت ممکن است بیشازحد همدلی نشان دهیم، یعنی تمرکزمان «بیشازحد» روی نیازهای دیگران باشد. در خانوادههایی که والدین درزمینۀ هیجانات دستشان خالیست و تقریباً چیزی برای عرضه ندارند (یعنی خودشان نابالغ و بهشدت نیازمندند)، کودکان احتمالاً یاد میگیرند که فقط ازطریق رسیدگی به نیازهای دیگران است که میتوانند به نیازهای خودشان رسیدگی کنند. این کودکان ممکن است در بزرگسالی بسیار فداکار و ازخودگذشته به نظر برسند؛ اما باید به یاد داشته باشیم که این نوع همدلی چندان ربطی به نیازهای دیگران ندارد، بلکه هدف آن بیشتر تحقق یک خودانگارۀ آرمانیست که ازطریق آن شخص بتواند با شرم مبارزه کند.
بهبیاندیگر، این نوع همدلی بیشتر ناشی از نیازهای ارضانشده است، نه سخاوتمندی واقعی.
ظرفیت قدرشناسی، عشقورزی و همدلیکردن با نیازهای دیگران مواردی است که محصول یک محیط کودکی «بهحد کافی خوب» است. احتمال دارد خودبینی شدید یا ازخودگذشتگی کاذب ریشه در محرومیتِ هیجانی بیشازحد داشته باشد.
از کتاب چرا آن کار را کردم؟
نویسنده: #جوزف_برگو
مترجم: #حامد_حکیمی
@dr_arsh402
👍4😢1
آدم نمیتواند کسی را بشناسد مگر اینکه واقعاً در کالبد او جا بگیرد و از نظرگاه او به دنیا نگاه کند.
@dr_arsh402
@dr_arsh402
👍4❤1
جرأت كنید راست و حقیقی باشید؛
جرأت کنید زشت باشید
اگر موسیقی بد دوست دارید رک و راست بگویید
خود را همان که هستید نشان دهید
این بزک تهوع انگیز دوروئی و دوپهلویی را
از چهره روح خود بزدایید و با آب فراوان بشویید...
@dr_arsh402
جرأت کنید زشت باشید
اگر موسیقی بد دوست دارید رک و راست بگویید
خود را همان که هستید نشان دهید
این بزک تهوع انگیز دوروئی و دوپهلویی را
از چهره روح خود بزدایید و با آب فراوان بشویید...
@dr_arsh402
👍6❤3
«هیچکدام از اتفاقات گذشته، چه منصفانه باشند و چه غیرمنصفانه، هیچگاه از بین نمیروند. خودِ زمان هم، که پدر همه چیز است، نمیتواند جلو آنها را بگیرد و از وقوع مجدد آنها جلوگیری کند.»
@dr_arsh402
@dr_arsh402
❤3👍2👏2
کودکی که مادر افسرده دارد، فقط میتواند بهطور واکنشی(Reactivity) زندگی کند، این یکی از واژههای مهم نظریه وینیکات است.
کودک در چنین شرایطی نمیتواند از سر اشتیاق خود، آغازگر کاری باشد که مادر به آن پاسخ دهد، بلکه باید همواره از مادر مراقبت کند به امید اینکه بالاخره بتواند مادری را که برای رشد خود نیاز دارد بسازد.
@dr_arsh402
کودک در چنین شرایطی نمیتواند از سر اشتیاق خود، آغازگر کاری باشد که مادر به آن پاسخ دهد، بلکه باید همواره از مادر مراقبت کند به امید اینکه بالاخره بتواند مادری را که برای رشد خود نیاز دارد بسازد.
@dr_arsh402
👍2
تروما به تجربههای دردناک و استرسزایی میگویند که تأثیرات عمیق و طولانیمدتی بر ذهن و بدن انسان میگذارند.
تروما زمانی ایجاد میشود که فرد یک حادثهٔ فیزیکی یا روانی شدید را تجربه کند و در آن لحظه ترس، استرس و ناامیدی تمام وجودش را فراگیرد. این ضربهٔ هولناکْ زخمی عمیق بر روح فرد ایجاد میکند که ممکن است تا مدتها همراهش باشد و در موقعیتهای استرسزا دوباره آن حالت را تجربه کند.
@dr_arsh402
تروما زمانی ایجاد میشود که فرد یک حادثهٔ فیزیکی یا روانی شدید را تجربه کند و در آن لحظه ترس، استرس و ناامیدی تمام وجودش را فراگیرد. این ضربهٔ هولناکْ زخمی عمیق بر روح فرد ایجاد میکند که ممکن است تا مدتها همراهش باشد و در موقعیتهای استرسزا دوباره آن حالت را تجربه کند.
@dr_arsh402
👍3
ما هرگز با یک تصمیم گیری آنی و ساده نمیتوانیم خود را از تکرار الگوهای رفتاری والدینمان که آن الگوها را در دوران اولیه زندگی به ناچار یاد گرفته ایم خلاص کنیم، ما تنها زمانی میتوانیم از تکرار آنها خلاص شویم که تمام و کمال رنجی را که آنها به ما تحمیل کردهاند احساس کنیم و بشناسیم.
@dr_arsh402
تنها در آن صورت است که میتوانیم آشکارا از وجود این الگوهای رفتاری آگاهی یابیم و بی چون و چرا از آنها پرهیز کنیم.@dr_arsh402
👍3❤1
📢 برای یکبار هم که شده با روانشناس صحبت کنیم
روانشناس و رواندرمانگر متخصص میتونه
مشکلات فردی شما همچون افسردگی، استرس و اضطراب، فوبیا، پنیک، وسواس، افکار آزاردهنده، ترس و ... رو واسه همیشه حل کرده و ادامه زندگی رو برای شما و اطرافیان آرام و لذتبخش کنه
جهت دریافت نوبت:
☑️ به آیدی زیر پیام دهید
@dr_arsh_402
☑️ و یا در اینستاگرام من رو دنبال کنید و پیام دهید
_dr.arsh
روانشناس و رواندرمانگر متخصص میتونه
مشکلات فردی شما همچون افسردگی، استرس و اضطراب، فوبیا، پنیک، وسواس، افکار آزاردهنده، ترس و ... رو واسه همیشه حل کرده و ادامه زندگی رو برای شما و اطرافیان آرام و لذتبخش کنه
من دکتر احمدرضا شریفی پور، روانشناس و رواندرمانگر، آماده کمک به شما و عزیزانتان هستم
جهت دریافت نوبت:
☑️ به آیدی زیر پیام دهید
@dr_arsh_402
☑️ و یا در اینستاگرام من رو دنبال کنید و پیام دهید
_dr.arsh
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=1ohj3uwf8rzg5&utm_content=7smpzna
❤2
دوستان میتونید با لینک زیر در گروه "روانشناخت" وارد شوید و راجع به مسائل مختلف روانشناسانه صحبت کنیم
https://t.me/dr_arsh1402
زندگی در کنار تمام شگفتیهایش، در کنار تمام زیباییها و وسعت بیکرانش، نقاط تاریکی هم دارد. یکی از رنجهای مشترک انسانی، فقدان و ازدستدادن است.
ما در طول زمان همواره در حال ازدستدادنیم؛ از اشیا و موقعیتهای موردعلاقه گرفته تا انسانهایی که دوستشان داریم و بهشان دلبستهایم. ازدستدادن هیچگاه ساده نیست؛ کندن نخهای دلبستگی رنج و محنت زیادی به همراه دارد که از عهدهی هر شخصی برنمیآید.
بدیهی است که همهی ما از ازدستدادن میترسیم و گاهی به فقدان داشتهها و افراد ارزشمندمان فکر میکنیم. بااینحال، در بعضی از افراد به دلایل گوناگون این ترس شدت میگیرد. این افراد مدام با اوهام و خیالات ازدستدادن دستوپنجه نرم میکنند و زیر سایهی این ترس نمیتوانند از زندگی لذتی ببرند.
اگرچه ازدستدادن اتفاقی است محتوم و پیشبینیناپذیر، ولی ما نباید لحظهها را قربانی این ترس کنیم.
@dr_arsh402
ما در طول زمان همواره در حال ازدستدادنیم؛ از اشیا و موقعیتهای موردعلاقه گرفته تا انسانهایی که دوستشان داریم و بهشان دلبستهایم. ازدستدادن هیچگاه ساده نیست؛ کندن نخهای دلبستگی رنج و محنت زیادی به همراه دارد که از عهدهی هر شخصی برنمیآید.
بدیهی است که همهی ما از ازدستدادن میترسیم و گاهی به فقدان داشتهها و افراد ارزشمندمان فکر میکنیم. بااینحال، در بعضی از افراد به دلایل گوناگون این ترس شدت میگیرد. این افراد مدام با اوهام و خیالات ازدستدادن دستوپنجه نرم میکنند و زیر سایهی این ترس نمیتوانند از زندگی لذتی ببرند.
اگرچه ازدستدادن اتفاقی است محتوم و پیشبینیناپذیر، ولی ما نباید لحظهها را قربانی این ترس کنیم.
@dr_arsh402
👍4❤3
گفت یادت بماند
در هوای نامساعد آدمهای کمتری در تشییع جنازهات شرکت خواهند کرد
میگویند اگر باران نبود یا برف یا هوا اینقدر گرم نبود میرفتیم...
همان آدمها که تو عمری نگران نگاهشان یا بود و نبودشان بودی...
@dr_arsh402
در هوای نامساعد آدمهای کمتری در تشییع جنازهات شرکت خواهند کرد
میگویند اگر باران نبود یا برف یا هوا اینقدر گرم نبود میرفتیم...
همان آدمها که تو عمری نگران نگاهشان یا بود و نبودشان بودی...
@dr_arsh402
💯3👍2💔1
به عنوان روانکاو، تا چه حد حاضریم از باهوش به نظر رسیدن دست بکشیم؟
فکر کردن به اینکه من با نیاز خودم برای ارائه دادن تفسیر مانع چه میزان تغییر عمیق شدهام یا آن را به تاخیر انداختهام، وحشتزدهام میکند.
اگر فقط طاقت بیاوریم و منتظر بمانیم، مراجع خود خلاقانه و با مسرت فراوان به درک خواهد رسید و من از این احساس مسرت بیش از آن لذت میبرم که قبلترها، از احساس باهوش بودن لذت میبردم.
@dr_arsh402
فکر کردن به اینکه من با نیاز خودم برای ارائه دادن تفسیر مانع چه میزان تغییر عمیق شدهام یا آن را به تاخیر انداختهام، وحشتزدهام میکند.
اگر فقط طاقت بیاوریم و منتظر بمانیم، مراجع خود خلاقانه و با مسرت فراوان به درک خواهد رسید و من از این احساس مسرت بیش از آن لذت میبرم که قبلترها، از احساس باهوش بودن لذت میبردم.
وینیکات
@dr_arsh402
👌2
روانکاوی، کورمال کورمال پرسه زدن در تاریکی روان است.
کسی که نام خود را روانکاو میگذارد و مدعی است روان بیمار خود را مثل روز روشن میبیند، یا شیاد است یا نادان است یا دیوانه.
@dr_arsh402
کسی که نام خود را روانکاو میگذارد و مدعی است روان بیمار خود را مثل روز روشن میبیند، یا شیاد است یا نادان است یا دیوانه.
@dr_arsh402
❤3👍3
دوستان میتونید با لینک زیر در گروه "روانشناخت" وارد شوید و راجع به مسائل مختلف روانشناسانه صحبت کنیم
https://t.me/ravanshenakht402
با اینکه عموماً سوگ از نظر زایلکردنِ سلامت ما و ایجاد اختلال در کاروبار و عملکرد روزمرهٔ ما شبیه اختلالات روانی است، تقریباً همیشه حاکی از واکنشی طبیعی به مرگ دیگران است که نشان دهنده سلامت روانی ماست. نشانهٔ سلامت روانی واقعی و نه نشانهٔ بیماری.
@dr_arsh402
مایکل چلبی
سوگ: درآمدی فلسفی
نصراله مرادیانی
@dr_arsh402
مایکل چلبی
سوگ: درآمدی فلسفی
نصراله مرادیانی
انکار نیاز جنسی
برای بسیاری از ما دشوار است که بپذیریم نیازمندیم و باید به دیگران تکیه کنیم تا نیازهایمان برآورده شود. علت آن این است که تجارب اولیۀ وابستگی ما بسیار آسیبزا یا بهشدت غیرقابلاعتماد بوده است. درنتیجه، ممکن است آگاهی از نیازهایمان را سرکوب کنیم و بهشکل افراطی مستقل و خودبسنده شویم. ممکن است اصلاً انکار کنیم که نیاز یا خواستهای داریم.
اگر شما هم درگیر مشکلِ خوردن یا مواد مخدر هستید، احتمالاً دارید نیازی را در وجودتان سرکوب یا انکار میکنید، نیازی که مربوط به ارتباط با دیگران است. اگر به رابطۀ جنسی تمایل کمی دارید یا اصلاً تمایلی ندارید، به احتمال بسیار نیاز جنسیتان را سرکوب کردهاید. به همین شکل، اگر بیشازحد فیلمهای هرزهنگاری تماشا میکنید، خصوصاً وقتی که ازدواج کردید یا رابطۀ عاشقانه دارید، احتمالاً دارید نیاز و وابستگیتان را به شخص دیگر برای ارضای نیاز جنسیتان انکار میکنید - چون خودتان بهتنهایی هم میتوانید از پس این نیاز برآیید! اگر برایتان دشوار است که به دیگران نزدیک شوید، احتمالاً به این علت است که نیازمندبودن به دیگران برایتان غیرقابلقبول است. افرادی که به خود میگویند که نیاز چندانی به دوست، روابط صمیمی و یا رابطۀ جنسی ندارند درحال انکارند.
از کتاب چرا آن کار را کردم؟
چاپ هفتم
نویسنده: #جوزف_برگو
مترجم: #حامد_حکیمی
@dr_arsh402
برای بسیاری از ما دشوار است که بپذیریم نیازمندیم و باید به دیگران تکیه کنیم تا نیازهایمان برآورده شود. علت آن این است که تجارب اولیۀ وابستگی ما بسیار آسیبزا یا بهشدت غیرقابلاعتماد بوده است. درنتیجه، ممکن است آگاهی از نیازهایمان را سرکوب کنیم و بهشکل افراطی مستقل و خودبسنده شویم. ممکن است اصلاً انکار کنیم که نیاز یا خواستهای داریم.
اگر شما هم درگیر مشکلِ خوردن یا مواد مخدر هستید، احتمالاً دارید نیازی را در وجودتان سرکوب یا انکار میکنید، نیازی که مربوط به ارتباط با دیگران است. اگر به رابطۀ جنسی تمایل کمی دارید یا اصلاً تمایلی ندارید، به احتمال بسیار نیاز جنسیتان را سرکوب کردهاید. به همین شکل، اگر بیشازحد فیلمهای هرزهنگاری تماشا میکنید، خصوصاً وقتی که ازدواج کردید یا رابطۀ عاشقانه دارید، احتمالاً دارید نیاز و وابستگیتان را به شخص دیگر برای ارضای نیاز جنسیتان انکار میکنید - چون خودتان بهتنهایی هم میتوانید از پس این نیاز برآیید! اگر برایتان دشوار است که به دیگران نزدیک شوید، احتمالاً به این علت است که نیازمندبودن به دیگران برایتان غیرقابلقبول است. افرادی که به خود میگویند که نیاز چندانی به دوست، روابط صمیمی و یا رابطۀ جنسی ندارند درحال انکارند.
از کتاب چرا آن کار را کردم؟
چاپ هفتم
نویسنده: #جوزف_برگو
مترجم: #حامد_حکیمی
@dr_arsh402
❤1
دکتر احمدرضا شریفیپور || رواندرمانگر pinned «دوستان میتونید با لینک زیر در گروه "روانشناخت" وارد شوید و راجع به مسائل مختلف روانشناسانه صحبت کنیم https://t.me/ravanshenakht402»
هرگونه رشدی نیازمند وداع است، وداع با ارزشهای سابق، رفتارهای سابق، عشقهای سابق و هویت سابقتان؛ از این رو رشد و آگاهی با چاشنی اندوه همراه است.
@dr_arsh402
@dr_arsh402
❤2
ما انسانها همه، به اشکال مختلف، متخصصان «انکار» هستیم.
بهطور گیجکنندهای، تشخیص برخی از اشکال انکار و مقابله با آنها بسیار دشوارتر از سایر اشکال آن است. گاهی اوقات، انکار نمودی ظاهری دارد: مثل فردی که آشکارا از فکر کردن یا صحبت کردن در مورد یک موضوع خاص طفره میرود یا برای مواجه نشدن با چنین مواردی به مواد مخدر یا الکل پناه میبرد.
اما اشکال ظریفتری از انکار نیز وجود دارد و یکی از دشوارترین انواع آن «اضطراب» است. ما معمولاً به اضطراب به مثابه ابزاری برای «فرار» فکر نمیکنیم. از آنجایی که چیزهای واقعی زیادی برای نگرانی وجود دارد، میتوان فهمید که ممکن است در مواردی از اضطراب به شیوهای بسیار خاص و بنابراین پرهزینه استفاده کنیم: ما دائماً نگران همهچیز هستیم تا خود را از فهمیدن و درک کردن و متعاقب آن از احساس اندوه در مورد چیز خاصی در تاریخچهی زندگیمان دور کنیم. در اینجا اضطراب به جایگزینی علیه خودشناسی تبدیل شده است.
@dr_arsh402
👍2