دکتر احمدرضا شریفی‌پور || رواندرمانگر
264 subscribers
53 photos
32 videos
1 file
19 links
دکتر احمدرضا شریفی پور

رواندرمانگر فردی و روانشناس (ISTDP)
نظام روانشناسی: ۳۷۰۸۶

ویزیت به صورت حضوری و آنلاین

@dr_sharifipur :: دریافت نوبت
Download Telegram
بهتر است ساکت باشید و دیگران تصور کنند احمقید تا اینکه سخن بگویید و همهٔ شک‌وشبهه‌ها کنار بروند.

باید با هم حرف بزنیم | سلست هدلی

@dr_arsh402
👍4
هدف این نیست که روان‌درمانی را سریعتر کنیم. روان‌درمانی قرار است درباره آهسته کردن چیزها باشد تا ما بتوانیم دیدن و درک کردن الگوهایی را آغاز کنیم که در غیر این صورت سریع، خودکار و بدون هشیاری و هیچ انعکاسی رخ می‌دادند.

هدف روان‌درمانی ؛ قرار دادن فاصله هایی است که قبلا موجود نبوده تا بتوانیم تامل کنیم و بنابراین فرصت‌هایی ایجاد شود تا بتوانیم کامل‌تر خود را بشناسیم با دیگران به صورت عمیق تری ارتباط برقرار کنیم و زندگی را با همخوانی بیشتری زیست کنیم.
#جاناتان_شلدر

@dr_arsh402
👍3
​«نوروز»تان پیروز

«نوروز» برای ما مبارزه است؛ مثل شب‌چله، مثل چهارشنبه‌سوری، مثل سیزده به در، مثل هر روزی که در این تقویم و در این تاریخ و در این مرز و بوم از زیر خاک و خاکستر چپاول و غارت هر فرقه و باور و ظلم و تاراجی رهایی یافته است.
ما برای روشن نگه‌داشتن شعله نوروز، برای آیندگان، برای فرزندان این سرزمین، برای تاریخ این وطن و اساساً برای خودمان، تعهد داریم؛ تعهد در برابر روزی که هنوز نتوانسته‌اند آداب‌اش را دستکاری کنند، نتوانسته‌اند نام‌اش را تغییر دهند، نتوانسته‌اند سیاه و وابسته و آلوده‌اش کنند و نتوانسته‌اند رنگ و بوی تزویر و خرافه به آن بزنند؛ چون آیینی زنده مانده است، طبیعی و جاری‌ و سبز و پرشور است و با ظلمت و سکون و خرافه جور نمی‌شود. چون پایش ایستاده‌ایم و زیر بار زور برچیدنش نرفته‌ایم.

قدیم‌ها وقتی در این روزها چوب مرده یا درختی بی‌جان سبز می‌شد، جوانه می‌زد یا برگ و ساقه‌ای تُرد و ظریف از آن می‌رویید، می‌گفتند، روز نو، روزی نوین، نوروز شده؛ روزی که هستی بر نیستی پیروز شده. روزی که نوید بهار می‌دهد. نویدِ امید. نوید روزی روشن پس از سیاهی زمستان طولانی و سیاه.

امسال هم حفره‌های توی قلب‌مان عمیق‌‌تر شد، ولی این سفره و این روز نو، این روز نوین در کنار غزل‌های حافظ و آینه و شمع، خودش مقاومت است. مبارزه است، ما همچنان باید مبارزه را ادامه دهیم در میانه تاریکیِ زمستان و روشنایی بهار.

ما باید در برگ‌های زرد و خشکی که زندگی‌مان را فراگرفته، جا برای جوانه‌‌های سبز باز کنیم، جا برای ساقه‌های تُرد، برای کوچک‌ترین نشانه‌های زندگی. باید با سلاح نوروز برای نگه‌داشتن خودش از خودش دفاع کنیم.

نوروز امسال هم برای ما مبارزه است، چون ما مدت‌هاست که در روزهای عادی زندگی‌مان نیستیم. در روزگاری به سر می‌بریم که باید برای روزهای عادی زندگی‌مان، برای خود زندگی، برای زندگی‌کردن مبارزه کنیم و چه سلاحی زیباتر از بهار و طبیعت؟ چه چیزی بُرنده‌تر و زنده‌تر و پرجنب‌وجوش‌تر از روزی نو و امیدی دوباره؟ روزی که درختی بی‌جان هم سبز می‌شود و هستی بر نیستی و امید بر نومیدی و خِرد بر بی‌خردی، پیروز.

@dr_arsh402
7
پاندای بزرگ گفت: «درخت گیلاس خودش رو با درخت‌های دیگه مقایسه نمی‌کنه. فقط شکوفه می‌ده.»

پاندای بزرگ و اژدهای کوچک | جیمز نوربری

@dr_arsh402
👍31🙏1
جنگیدن با چیزهایی که در اختیار ما نیست بیش از آنکه دردی از ما دوا کند، آسیب می‌زند.

چگونه مانند یک امپراطور فکر کنیم | دونالد رابرتسون


@dr_arsh402
👍32
"عشق یعنی من کسی را دوست دارم چون شخص دیگری را دوست دارم"

عشق در روانکاوي انتقال ناميده مي‌شود. خودِ مفهوم عشق، آنچه اين مفهوم را در روانکاوی مسأله‌دار می‌کند، زير سلطه‌ی مفهوم مشکل‌‌آفرین انتقال است. از اين منظر ظاهراً عشق چيزی جز يک جابه‌جايی، جز يک اشتباه نيست!

من کسی را دوست دارم، چون فرد ديگری را دوست دارم. به همين دليل است که در روانکاوی عشق با يک عدمِ اصالت معين و قطعی مشخص می‌شود. حتی به‌نظر می‌رسد روانکاوی از عشق ارزش زدايی ميکند، به‌نظر می‌رسد روانکاوی به نوعی موجب تنزلِ مقامِ زندگي عاشقانه ميشود.

تجربه‌ی عشق چيزی هم‌چون گم کردنِ خود در يک هزارتو است. عشق خصلتی هزارتويی دارد. فرد در مسيرهای عشق نه تنها خودش را نمی‌یابد که راه خود را نیز پيدا نمی‌کند.

✍️ ژاک آلن ميلر

@dr_arsh402
1
هیجان شامل انقباض و انبساط در پاسخ به محیط اطراف است. هنگامی که محیط اطراف دوستانه است ما خود را رها و راحت میکنیم اما هنگامی که محیط تهدیدآمیز است خود را به صورت یک توپ جمع می‌کنیم. دوستانه یا تهدیدآمیز بودن محیط علاوه بر خود محیط به ذهن و افکار ما نیز مربوط می‌شود. کسی که دنیا را ترسناک و تهدیدآمیز ببیند همیشه از رها و آزاد بودن خود جلوگیری میکند و منقبض میشود و کسی که دنیا را دوستانه و کمتر خصمانه ببیند خود را بیشتر رها و آزاد و منبسط میکند.
نکته جالب در این زمینه این است که فرد نمی‌تواند همزمان هم در حالت انبساط باشد هم در حالت انقباض. زمانیکه فرد مضطرب و نگران است نمی‌تواند هیجاناتی همچون شادی و غم و ... که از نوع انبساط هستند را تجربه کند و بلعکس.
بااینحال، باید خاطر نشان کرد که انقباض و انبساط بر روی یک‌ طیف قرار دارند و به عبارتی، افراد بطور مداوم بر روی این طیف در حال حرکت هستند و فرد نمی‌تواند به طور کامل منقبض باشد یا به طور کامل منبسط‌.

@dr_arsh402
👍1
*⃣ هیجانات هماهنگ با انبساط عبارتند از عشق، اشتیاق، شفقت، شادی، خشم سالم، غم و حتی احساس گناه سالم

✳️ هیجانات هماهنگ با انقباض عبارتند از ترس، اضطراب، شرم، عذاب وجدان، افسردگی و نگرانی

@dr_arsh402
5
❕️

▪️جلسه تراپی امروز داشت عالی پیش میرفت تا وقتی که فهمیدم باید ۹۸۰ تومن بدم:)



☑️ در فضای سایبر مشابه این لطیفه‌ها بسیار یافت می‌شوند: فرد توقع دارد به صورت رایگان مشکلات تفکری، رفتاری و هیجانی و یا بطور کلی نواقص روانی خود را درمان کند یا از ان اگاهی پیدا کند.

گویی توقع دارد وکیلی رایگان به پرونده او بپردازد یا دندانپزشکی مجانی به درمان دندان اقدام کند یا راننده‌ای او را مجانی جابجا کند.

دوستان فرد برای اینکه به تخصص برسد بهترین روزهای جوانی خود را پشت کنکور گذارانده هزینه داده برای هر واحد درس پاس کردن استرس و شب بیداری‌ها کشیده است. درمان شغل اوست ایا باید مجانی مشکلات شما را حل کند؟

@dr_arsh402
10👌1
برای برخی بیماران، بهبودی نوعی تهدید است.
به عبارتی، رهایی از علائم بیماری، تجربه‌ی احساس گناه شدید و غیرقابل تحمل را در فرد بازنمایی میکند.

@dr_arsh402
5
من هیچ وقت انسان کاملی نخواهیم بود.
قسمت‌هایی از ما در خانه ای که بزرگ شده‌ایم مُرده است

@dr_arsh402
11
ممکن است درباره روانکاوی چنین گفته شود
که اگر فقط انگشت کوچک خود را به آن
نشان دهید،
به زودی دست شما را رو خواهد کرد


@dr_arsh402
زیگموند فروید
4
در هنگام آسیب‌پذیری، همیشه در این ترس زندگی خواهید کرد که بلایی در کمین است؛ حال این بلا، بلای طبیعی باشد یا وقوع یک جرم، بروز یک بیماری و یا مشکلی مالی. به هرحال در زندگی احساس امنیت نخواهید داشت. اگر گرفتار این تله هستید، در کودکی به گونه‌ای پرورش یافته‌اید که دنیا محیطی پرخطر است. احتمالاً والدین‌تان بیش از حد مراقب شما و بیش از اندازه نگران امنیت شما بوده‌اند. نگرانی‌های شما افراطی و غیرواقع‌بینانه هستند و با این وجود شما باز هم اجازه می‌دهید تا کنترل زندگی شما را بر عهده بگیرند. این افکار انرژی شما را صرف اطمینان حاصل کردن از اینکه در امان هستید می‌کنند. ترس‌های شما ممکن است حول محور بیماری‌ها بچرخد. برای مثال، ترس از حملات قلبی، ابتلا به ایدز و یا حتی جنون. همچنین این افکار می‌توانند بر آسیب‌های مالی متمرکز شوند: ورشکستگی و کارتن خوابی. همچنین ممکن است درمورد سایر مسائل عمومی نیز باشد؛ همچون ترس از پرواز، ترس از مورد سرقت قرارگرفتن و یا ترس از زلزله.

@dr_arsh402
1👍1
| سندرم کوتارد |

توهم کوتارد یا سندرم مرده‌متحرک، یک بیماری نادر است که در آن فرد باور دارد که مرده‌ است یا وجود ندارد، بدنش در حال متعفن شدن است، یا بدنش خالی از امحاواحشا و خون است.
این سندروم معمولاً با افسردگی شدید و برخی از اختلالات روانی همراه است و می‌تواند با سایر بیماری‌های روانی مانند اختلال دوقطبی و افسردگی اساسی و شرایط عصبی مثل صرع، پارکینسون، عفونت و تومورهای مغزی نیز همراه باشد. به نظر می‌رسد این بیماری بیش‌تر در افرادی رخ می‌دهد که فکر می‌کنند مشخصات فردیشان بیش‌تر از محیط بر رفتارشان تأثیرگذار است؛ در افرادی که بر این اعتقادند که محیط بر رفتار آنان تأثیر می‌گذارد، نوعی بیماری تقریباً مشابهی به نام نشانگان کاپگراس در آنان محتمل است. افسردگی با توهم کوتارد ارتباط بسیار نزدیکی دارد. بیماران مبتلا به این سندرم نادر بر این باورند که خود یا ارگان‌های بدن و اندام‌هایشان مرده‌اند یا وجود ندارند همچنین ممکن است بر این اعتقاد باشند نامیرا هستند. آن‌ها به حمام نمی‌روند و در بعضی مواقع از خوردن غذا پرهیز می‌کنند؛ علت مرگ برخی‌شان ضعف مفرط ناشی از کم غذایی‌ست.
همچنین به دلیل اعتقادات نادرست ممکن است دست به خودکشی بزنند. مطالعات متعدد نشان می‌دهد که میانگین سنی افراد مبتلا به این سندروم حدود ۵۰ سال و زنان بیش‌تر از مردان به این وضعیت دچار می‌شوند.

@dr_arsh402
👍2👌1
خود شیفتگی به خاطر زخمی پیش می آید که بر حس ارزشمند بودن شخص وارد می شود و آن شخص آن قدر احساس بی مقداری می کند که تصویر اغراق شده ای از ارزش را می سازد و خودش را زیر آن پنهان میکند دفاع از چنین تصویر شخصی متزلزلی به بسیاری از رفتارهای تدافعی افراطی می انجامد و اغلب باعث می شود که فرد خود شیفته برای بی اعتبار کردن هر کسی که این تصویر را تهدید می کند حمله همه جانبه ای کند.
اگر موفق شوید شرم پنهانی فرد خود شیفته را بیدار کنید او با کینه توزی ، هر کاری برای تخریب شما خواهد کرد.

@dr_arsh402
5👍1
| چرا خاطره ترس در مغز ما جا افتاده است؟ |

تیمی از دانشمندان علوم اعصاب از دانشکده علوم و مهندسی دانشگاه تولین و دانشکده پزشکی دانشگاه تافتس در حال بررسی شکل‌گیری خاطرات ترس در مرکز عاطفی مغز یا همان آمیگدال، هستند و فکر می‌کنند که مکانیسمی دارند. آن‌ها دریافتند که نوراپی نفرین، انتقال‌دهنده عصبی استرس، که با نام نورآدرنالین نیز شناخته می‌شود، پردازش ترس را در مغز با تحریک جمعیت خاصی از نورون‌های بازدارنده در آمیگدال برای ایجاد یک الگوی انفجاری تکراری از تخلیه‌های الکتریکی تسهیل می‌کند. این الگوی انفجاری فعالیت الکتریکی فرکانس نوسان امواج مغزی در آمیگدال را از حالت استراحت به حالت برانگیختگی تغییر می‌دهد که باعث شکل‌گیری خاطرات ترس می‌شود.

دکتر تاسکر، از مثال یک سرقت مسلحانه استفاده کرد. او می‌گوید: «اگر شما را با اسلحه تهدید کنند، مغز شما یک دسته از انتقال‌دهنده‌ عصبی استرس نوراپی نفرین را ترشح می‌کند که شبیه به هجوم آدرنالین است. این امر باعث تغییر الگوی تخلیه الکتریکی در مدارهای خاص در مغز عاطفی شما می‌شود که در مرکز آمیگدال قرار دارد، که به نوبه خود مغز را به حالتی از برانگیختگی افزایش می‌دهد که شکل‌گیری حافظه را تسهیل می‌کند، حافظه ترس، زیرا ترسناک است. این همان فرآیندی‌ست که در PTSD باعث می‌شود که نتوانید تجربیات آسیب‌زا را فراموش کنید.

@dr_arsh402
4
فروید در مقاله ماتم و مالیخولیا می‌گوید:
"در ماتم و سوگ بهنجار، شخص می‌تواند از اُبژه‌‌ی -شخص واقعی یا هدف و آرمان-‌ازدست‌رفته دست بکشد، آنرا رها کند و انرژی روانی خود را از آن پس بگیرد تا این انرژی بتواند به اُبژه دیگری منتقل شود". بااینحال، "در افسردگی، شخص نیروگذاری خود بر اُبژه ازدست‌رفته را قطع نمی‌کند، آن اُبژه را در عالم خیال می‌بلعد تا به‌جای جدایی از آن، با آن اُبژه یکی شود". نتیجتاً اینکه هنگامی‌که فرد افسرده خود را سرزنش می‌کند، درحقیقت یکی از نزدیکان خود را سرزنش می‌کند، اما چون دچار همانندسازی نارسیستیک شده‌ است به دیگران بی‌علاقه گشته و در خود فرو رفته است؛ ازاینرو، بجای دیگری، خود را سرزنش می‌کند و می‌توان گفت که "این بیماران چنان دل‌مشغول خویشند که گویی در تندآب ملامت خود فرو می‌روند".

دکتر احمدرضا شریفی پور
#رواندرمانگر و #روانشناس
@dr_arsh402
10🙏3
یه اصطلاحی توی روانشناسی داریم به نام functional freeze (یخ زدن عملکرد) اینجوریه که ساعت ها رو تختت دراز می‌کشی و هیچ کاری نمی‌کنی...
حتی جواب پیام دوستاتو نمیدی، به هیچ کاری نمیرسی، با اینکه کلی از کارهات مونده، حتی زورت میاد کارهای ساده مثل حموم رفتن انجام بدی چون جونی برات نمونده‌.
#اضطراب زیاد زندگی باعث میشه ذهن بره روی حالت بقا که فقط زنده بمونه و انگار از جسم جدا میشه

دکتر احمدرضا شریفی پور

@dr_arsh402
👍105
دوستان این دورهمی رو از دست ندید ...
👍4
هیچکس نمی‌داند چه توانایی‌هایی برای تقلا و تحمل رنج در خود دارد، تا آن‌که اتفاقی می‌افتد و این نیروها را به جنبش می‌آورد؛ همچنان که توفان در دریاچه‌ی راکدِ چون آینه می‌افتد و از هر سوی آن فواره بر می‌جهد.

@dr_arsh402

آرتور شوپنهاور
👍7
آدمیزاد سختشه که بگه؛
«به من توجه کن»
برای همین قیل و قال راه میندازه، عصبی میشه، داد میزنه،قهر میکنه، فرار میکنه، با خودش و زمین و زمان لج میکنه،
برای اینکه به چشم بیاد؛ برای اینکه دیده بشه!
تو فقط میبینی که چشماشُ میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه، اون داره میپره و دستاشُ تکون میده و میگه:
“هی! من اینجام! ببین منُ!”
اینجاست که شاعر میگه من لج میکنم تا تو بغلم کنی.
@dr_arsh402
👍4