Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت 5
تغییر زندگی با قدرت ذهن | با خروج از حالت بقا قدرت خلق کردن را دوباره به دست بیاورید
تغییر زندگی با قدرت ذهن | با خروج از حالت بقا قدرت خلق کردن را دوباره به دست بیاورید
❤1
چقد خوشحالم فردا 8 مهر خیلی برام خاصه
در کل 8 ام هر ماه روز قشنگیه برای من🥹😍
چون همه چیز از 8 مرداد شروع شد.....
دو ماه از این تاریخ با ارزش میگذره 💎
در کل 8 ام هر ماه روز قشنگیه برای من🥹😍
چون همه چیز از 8 مرداد شروع شد.....
دو ماه از این تاریخ با ارزش میگذره 💎
❤11
نکات کتاب شکست عادتهای کهنه فصل یک
31 تا 53
---
۱. ایدهی اصلی (خلاصه علمی)
قلب و مغز به هم وصلن و احساسات روی ریتم قلب تأثیر میذارن.
احساسات منفی → ریتم قلب نامنظم.
احساسات مثبت (عشق، قدردانی، شادی) → ریتم منظم (انسجام قلبی).
آزمایشها نشون دادن که تغییر در DNA فقط وقتی رخ داد که:
فکر روشن + احساس قوی مثبت + نیت مشخص با هم ترکیب شدند.
نتیجه:
فقط فکر کافی نیست.
فقط احساس کافی نیست.
باید فکر و احساس همسو و منسجم باشن.
افکار = بار الکتریکی → سیگنال میفرسته.
احساسات = بار مغناطیسی → مثل آهنربا چیزها رو جذب میکنه.
پس: ترکیب فکر و احساس → امضای الکترومغناطیسی → واقعیت ما رو شکل میده.
اگر افکار و احساسات هماهنگ نباشن → سیگنال ضعیفه → نتیجه نمیآد.
تغییر زندگی = تغییر حالت وجودی (یعنی هم فکر جدید، هم احساس جدید).
میدان کوانتومی به چیزی که «میخوایم» پاسخ نمیده → به چیزی که «هستیم» پاسخ میده.
شکرگزاری پیشاپیش (قبل از رسیدن نتیجه) یعنی فرستادن سیگنال قوی به میدان.
---
۲. توضیح ساده و خودمونی
بذار ساده بگم:
دنیا مثل یک اینترنت نامرئیه که همه چیز (پول، سلامتی، عشق، موفقیت) توش وجود داره.
تو با فکر و احساساتت داری «پیام» میفرستی.
اگه فقط فکر کنی «میخوام موفق بشم» ولی در دلت حس ترس یا کمبود باشه → سیگنالت گیج میشه و جوابی نمیگیری.
اگه فقط حس خوب داشته باشی (مثلاً شکرگزاری) ولی هیچ نیت و فکری نداشته باشی → باز نتیجه مشخصی نمیآد.
اما وقتی یه هدف روشن داری (مثلاً سلامتی یا ثروت) و در کنارش احساسی مثل عشق، قدردانی، یا شادی رو هم حس میکنی → اون وقته که سیگنالت شفاف و قوی میشه و میدان کوانتومی واکنش نشون میده.
مثل لیزر: نور معمولی ضعیفه، اما وقتی امواج نور همسو میشن، لیزر درست میشه و خیلی قدرتمنده.
افکار و احساسات هم باید مثل لیزر بشن: همسو و منظم.
---
۳. کاربرد عملی در زندگی
حالا چطور میتونی اینو استفاده کنی؟ 👇
🔹 تمرین ۱ – همسو کردن فکر و احساس
1. یک هدف مشخص انتخاب کن (مثلاً «میخوام رابطهام پر از عشق باشه» یا «میخوام درآمد بیشتری داشته باشم»).
2. چند دقیقه چشمتو ببند، اون نتیجه رو تصور کن.
3. همزمان احساسی رو تجربه کن که انگار همین حالا بهش رسیدی (قدردانی، عشق، شادی).
4. بذار مغزت فکر کنه و قلبت حس کنه → این میشه سیگنال قوی.
---
🔹 تمرین ۲ – شکرگزاری پیشاپیش
هر روز ۵ دقیقه بابت چیزی که هنوز نیومده ولی میخوای، از قبل شکرگزاری کن.
طوری شکرگزاری کن انگار همین الان داریش.
بدنت فکر میکنه واقعاً اون اتفاق افتاده و شروع میکنه تغییر کردن.
---
🔹 تمرین ۳ – مراقب پیامهای متناقض باش
وقتی میگی «میخوام موفق بشم» ولی ته دلت میگی «من شکستخوردهام» → پیام دوگانه میدی.
نتیجه؟ هیچ اتفاقی نمیافته یا برعکسش میآد.
باید فکر و احساس رو یکی کنی.
---
🔹 اصل شگفتی
نتیجه باید غیرمنتظره و شگفتانگیز باشه.
یعنی اجازه بده میدان کوانتومی خودش بهترین راه رو پیدا کنه.
به جای اینکه بگی «باید اینجوری اتفاق بیفته» → فقط نیت کن و رها کن.
جمعبندی ساده:
فکر = دستور
احساس = سوخت
فکر + احساس = سیگنال کوانتومی
سیگنال همسو = تغییر واقعیت
31 تا 53
---
۱. ایدهی اصلی (خلاصه علمی)
قلب و مغز به هم وصلن و احساسات روی ریتم قلب تأثیر میذارن.
احساسات منفی → ریتم قلب نامنظم.
احساسات مثبت (عشق، قدردانی، شادی) → ریتم منظم (انسجام قلبی).
آزمایشها نشون دادن که تغییر در DNA فقط وقتی رخ داد که:
فکر روشن + احساس قوی مثبت + نیت مشخص با هم ترکیب شدند.
نتیجه:
فقط فکر کافی نیست.
فقط احساس کافی نیست.
باید فکر و احساس همسو و منسجم باشن.
افکار = بار الکتریکی → سیگنال میفرسته.
احساسات = بار مغناطیسی → مثل آهنربا چیزها رو جذب میکنه.
پس: ترکیب فکر و احساس → امضای الکترومغناطیسی → واقعیت ما رو شکل میده.
اگر افکار و احساسات هماهنگ نباشن → سیگنال ضعیفه → نتیجه نمیآد.
تغییر زندگی = تغییر حالت وجودی (یعنی هم فکر جدید، هم احساس جدید).
میدان کوانتومی به چیزی که «میخوایم» پاسخ نمیده → به چیزی که «هستیم» پاسخ میده.
شکرگزاری پیشاپیش (قبل از رسیدن نتیجه) یعنی فرستادن سیگنال قوی به میدان.
---
۲. توضیح ساده و خودمونی
بذار ساده بگم:
دنیا مثل یک اینترنت نامرئیه که همه چیز (پول، سلامتی، عشق، موفقیت) توش وجود داره.
تو با فکر و احساساتت داری «پیام» میفرستی.
اگه فقط فکر کنی «میخوام موفق بشم» ولی در دلت حس ترس یا کمبود باشه → سیگنالت گیج میشه و جوابی نمیگیری.
اگه فقط حس خوب داشته باشی (مثلاً شکرگزاری) ولی هیچ نیت و فکری نداشته باشی → باز نتیجه مشخصی نمیآد.
اما وقتی یه هدف روشن داری (مثلاً سلامتی یا ثروت) و در کنارش احساسی مثل عشق، قدردانی، یا شادی رو هم حس میکنی → اون وقته که سیگنالت شفاف و قوی میشه و میدان کوانتومی واکنش نشون میده.
مثل لیزر: نور معمولی ضعیفه، اما وقتی امواج نور همسو میشن، لیزر درست میشه و خیلی قدرتمنده.
افکار و احساسات هم باید مثل لیزر بشن: همسو و منظم.
---
۳. کاربرد عملی در زندگی
حالا چطور میتونی اینو استفاده کنی؟ 👇
🔹 تمرین ۱ – همسو کردن فکر و احساس
1. یک هدف مشخص انتخاب کن (مثلاً «میخوام رابطهام پر از عشق باشه» یا «میخوام درآمد بیشتری داشته باشم»).
2. چند دقیقه چشمتو ببند، اون نتیجه رو تصور کن.
3. همزمان احساسی رو تجربه کن که انگار همین حالا بهش رسیدی (قدردانی، عشق، شادی).
4. بذار مغزت فکر کنه و قلبت حس کنه → این میشه سیگنال قوی.
---
🔹 تمرین ۲ – شکرگزاری پیشاپیش
هر روز ۵ دقیقه بابت چیزی که هنوز نیومده ولی میخوای، از قبل شکرگزاری کن.
طوری شکرگزاری کن انگار همین الان داریش.
بدنت فکر میکنه واقعاً اون اتفاق افتاده و شروع میکنه تغییر کردن.
---
🔹 تمرین ۳ – مراقب پیامهای متناقض باش
وقتی میگی «میخوام موفق بشم» ولی ته دلت میگی «من شکستخوردهام» → پیام دوگانه میدی.
نتیجه؟ هیچ اتفاقی نمیافته یا برعکسش میآد.
باید فکر و احساس رو یکی کنی.
---
🔹 اصل شگفتی
نتیجه باید غیرمنتظره و شگفتانگیز باشه.
یعنی اجازه بده میدان کوانتومی خودش بهترین راه رو پیدا کنه.
به جای اینکه بگی «باید اینجوری اتفاق بیفته» → فقط نیت کن و رها کن.
جمعبندی ساده:
فکر = دستور
احساس = سوخت
فکر + احساس = سیگنال کوانتومی
سیگنال همسو = تغییر واقعیت
❤2👍2
برای این خواستم از خودم یه فیلم بگیرم توضیح بدم چرا این تاریخ برام ارزشمند شد
فعلا همچنان این خانه تکانی ادامه دارد....😂 حتما
فردا به مناسبت دومین ماهگرد خودمو تنها به یه کافه دعوت میکنم اونجا میگیرم فیلمو🫶🫶
فعلا همچنان این خانه تکانی ادامه دارد....😂 حتما
فردا به مناسبت دومین ماهگرد خودمو تنها به یه کافه دعوت میکنم اونجا میگیرم فیلمو🫶🫶
😍7❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت 6
تغییر زندگی و ماورای طبیعی شدن با استفاده از قدرت ذهن | راز استفاده از قدرت ذهن | دکتر جو دیسپنزا
تغییر زندگی و ماورای طبیعی شدن با استفاده از قدرت ذهن | راز استفاده از قدرت ذهن | دکتر جو دیسپنزا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت 7
قدرت ذهن برای تغییر زندگی | چرا عشق به خودتون باعث برآورده شدن آرزوهاتون میشه
قدرت ذهن برای تغییر زندگی | چرا عشق به خودتون باعث برآورده شدن آرزوهاتون میشه
🧠 درس هفتم – آگاهی و تغییر واقعی
🌟 ۱. بزرگتر شدن از جسم، محیط و زمان
برای اینکه واقعاً تغییر کنیم، باید از جسم، محیط و زمان بزرگتر بشیم.
یعنی به جای اینکه اسیر شرایط بیرونی یا عادتهای قدیمی باشیم، با آگاهی و حضور در لحظه حال مسیر زندگیمون رو عوض کنیم.
تغییر واقعی یعنی از حالت ناآگاهی به آگاهی برسیم؛ یعنی خودمون و افکارمون رو مشاهده کنیم.
---
🔁 ۲. زندگی تکراری یعنی ناخودآگاهی
حدود ۹۵٪ رفتارها و تصمیمهای روزانه ما ناخودآگاه هستن.
ما مثل یه "خلبان خودکار" زندگی میکنیم؛ یعنی همون افکار، رفتار و احساسات ۲۰ سال پیش رو تکرار میکنیم.
این یعنی آیندهمون هم تکرار گذشتهمونه.
وقتی آگاه نباشیم، هر روز همون افکار → همون انتخابها → همون رفتارها → همون تجربهها → همون احساسها → همون نتایج.
---
🧬 ۳. تأثیر آگاهی بر ژنها و بدن
بدن ما فقط یه ماشین نیست؛ ذهن و احساس ما روی ژنها تأثیر میذاره.
ژنها مثل چراغهای کریسمس هستن: بعضیا روشنن، بعضیا خاموش.
وقتی استرس و ترس و هیجانهای منفی داریم، بعضی ژنها خاموش میشن و بدن شروع میکنه به ساختن پروتئینهای بیکیفیت (یعنی ضعف و بیماری).
اما وقتی احساسات متعالی مثل عشق، آرامش و سپاسگزاری داشته باشیم، ژنهای جدید فعال میشن و بدن شروع به ترمیم و رشد میکنه.
---
❤️ ۴. تغییر احساس = تغییر ژن
تغییر احساس، تغییر واقعی در بدن ایجاد میکنه.
پژوهشها نشون دادن که حتی ۶ تا ۸ هفته تمرین مدیتیشن و آرامش میتونه تا ۱۵۰ ژن در بدن رو تغییر بده.
بعضی از این ژنها مربوط به رشد، بازسازی و سلامتی بدن هستن.
یعنی فقط با تغییر حالت درونی، میتونیم بیماریها رو کاهش بدیم، عمر سلولها رو زیاد کنیم و بدن رو جوانتر نگه داریم.
---
🪞 ۵. نقش محیط و تکرار در ژنتیک
اگر در همون محیط، با همون آدمها و همون افکار بمونیم، بدن و ذهن ما هم همون وضعیت رو تکرار میکنن.
یعنی وقتی تغییری درونت ایجاد نمیکنی، محیطت هم ثابت میمونه و بالعکس.
ولی وقتی افکار و احساسات جدید تجربه کنی، ژنهای جدید فعال میشن و بدنت literally تغییر میکنه.
---
🔮 ۶. میدان کوانتومی و انرژی توجه
وقتی توجهت رو از گذشته برداری و در لحظه حال بمونی، وارد میدان کوانتومی (میدان بینهایت امکانها) میشی.
هر جا توجه بره، انرژی همونجا میره.
اگر مدام به خاطرات و احساسات قدیمی فکر کنی، داری به گذشته انرژی میدی.
ولی اگر توجهت رو به آیندهی مورد علاقهت ببری، اون رو شروع میکنی به خلق کردن.
---
🧘♀️ ۷. تمرین و تکرار آگاهانه
همونطور که با تمرین پیانو یاد میگیری،
با تمرین آگاهی و مدیتیشن هم میتونی مدارهای جدید مغزی بسازی.
هر بار که تمرکز میکنی، ذهن و بدنت با هم هماهنگ میشن و شبکه عصبی تازهای شکل میگیره.
تکرار این کار باعث میشه بدنت یاد بگیره در حالت جدید باقی بمونه.
---
⚡ نتیجه نهایی
تغییر واقعی از درون شروع میشه، نه از بیرون.
وقتی افکار و احساسات جدید انتخاب میکنی،
بدن، ژن، محیط و حتی واقعیت بیرونی هم شروع به تغییر میکنن.
در این حالت تو خالق زندگیت میشی، نه قربانی گذشتهت.
🌟 ۱. بزرگتر شدن از جسم، محیط و زمان
برای اینکه واقعاً تغییر کنیم، باید از جسم، محیط و زمان بزرگتر بشیم.
یعنی به جای اینکه اسیر شرایط بیرونی یا عادتهای قدیمی باشیم، با آگاهی و حضور در لحظه حال مسیر زندگیمون رو عوض کنیم.
تغییر واقعی یعنی از حالت ناآگاهی به آگاهی برسیم؛ یعنی خودمون و افکارمون رو مشاهده کنیم.
---
🔁 ۲. زندگی تکراری یعنی ناخودآگاهی
حدود ۹۵٪ رفتارها و تصمیمهای روزانه ما ناخودآگاه هستن.
ما مثل یه "خلبان خودکار" زندگی میکنیم؛ یعنی همون افکار، رفتار و احساسات ۲۰ سال پیش رو تکرار میکنیم.
این یعنی آیندهمون هم تکرار گذشتهمونه.
وقتی آگاه نباشیم، هر روز همون افکار → همون انتخابها → همون رفتارها → همون تجربهها → همون احساسها → همون نتایج.
---
🧬 ۳. تأثیر آگاهی بر ژنها و بدن
بدن ما فقط یه ماشین نیست؛ ذهن و احساس ما روی ژنها تأثیر میذاره.
ژنها مثل چراغهای کریسمس هستن: بعضیا روشنن، بعضیا خاموش.
وقتی استرس و ترس و هیجانهای منفی داریم، بعضی ژنها خاموش میشن و بدن شروع میکنه به ساختن پروتئینهای بیکیفیت (یعنی ضعف و بیماری).
اما وقتی احساسات متعالی مثل عشق، آرامش و سپاسگزاری داشته باشیم، ژنهای جدید فعال میشن و بدن شروع به ترمیم و رشد میکنه.
---
❤️ ۴. تغییر احساس = تغییر ژن
تغییر احساس، تغییر واقعی در بدن ایجاد میکنه.
پژوهشها نشون دادن که حتی ۶ تا ۸ هفته تمرین مدیتیشن و آرامش میتونه تا ۱۵۰ ژن در بدن رو تغییر بده.
بعضی از این ژنها مربوط به رشد، بازسازی و سلامتی بدن هستن.
یعنی فقط با تغییر حالت درونی، میتونیم بیماریها رو کاهش بدیم، عمر سلولها رو زیاد کنیم و بدن رو جوانتر نگه داریم.
---
🪞 ۵. نقش محیط و تکرار در ژنتیک
اگر در همون محیط، با همون آدمها و همون افکار بمونیم، بدن و ذهن ما هم همون وضعیت رو تکرار میکنن.
یعنی وقتی تغییری درونت ایجاد نمیکنی، محیطت هم ثابت میمونه و بالعکس.
ولی وقتی افکار و احساسات جدید تجربه کنی، ژنهای جدید فعال میشن و بدنت literally تغییر میکنه.
---
🔮 ۶. میدان کوانتومی و انرژی توجه
وقتی توجهت رو از گذشته برداری و در لحظه حال بمونی، وارد میدان کوانتومی (میدان بینهایت امکانها) میشی.
هر جا توجه بره، انرژی همونجا میره.
اگر مدام به خاطرات و احساسات قدیمی فکر کنی، داری به گذشته انرژی میدی.
ولی اگر توجهت رو به آیندهی مورد علاقهت ببری، اون رو شروع میکنی به خلق کردن.
---
🧘♀️ ۷. تمرین و تکرار آگاهانه
همونطور که با تمرین پیانو یاد میگیری،
با تمرین آگاهی و مدیتیشن هم میتونی مدارهای جدید مغزی بسازی.
هر بار که تمرکز میکنی، ذهن و بدنت با هم هماهنگ میشن و شبکه عصبی تازهای شکل میگیره.
تکرار این کار باعث میشه بدنت یاد بگیره در حالت جدید باقی بمونه.
---
⚡ نتیجه نهایی
تغییر واقعی از درون شروع میشه، نه از بیرون.
وقتی افکار و احساسات جدید انتخاب میکنی،
بدن، ژن، محیط و حتی واقعیت بیرونی هم شروع به تغییر میکنن.
در این حالت تو خالق زندگیت میشی، نه قربانی گذشتهت.
❤4
شکست عادتهای کهنه – فصل دوم
چطور از چرخه تکراری زندگی خلاص بشیم؟ (علم ثابت کرده!)
اگر هر روز همون فکرا و کارای قبلی رو تکرار کنی،
فردا هم دقیقاً مثل امروز و دیروزت میشه.
مغز تو به محیط اطرافت (خونه، محل کار، افراد تکراری) واکنش نشون میده
و مدام داره بهت یادآوری میکنه که
«تو همونی هستی که قبلاً بودی!»
💡 ۳ قانون طلایی برای تغییر واقعی:
۱. محیط، تو نیستی!
مشکل:
ما هویتمون رو بر اساس محیط بیرون (ماشینم، شغلم، مشکلاتم) تعریف میکنیم.
این باعث میشه مغز ما همیشه مدارهای عصبی مربوط به گذشته رو روشن نگه داره.
راهحل:
برای تغییر، باید «بزرگتر از محیط» باشی.
یعنی نذاری شرایط بیرونی (مشکلات یا روتینها) فکر و احساس تو رو کنترل کنه.
۲. مغزت رو با افکار جدید «سیمکشی» کن.
علمی:
یه قانون تو عصبشناسی هست که میگه:
«نورونهایی که با هم فعال میشن، با هم سیمکشی میشن.»
یعنی هر فکری رو که مدام تکرار کنی،
یه مسیر عصبی قویتر برای اون فکر میسازی.
عملی:
اگر میخوای آیندهای متفاوت بسازی،
باید آگاهانه افکار جدید رو تکرار کنی.
از امروز به جای فکر کردن به مشکلات،
تمام تمرکزت رو بذار روی تصویر ذهنی از خودِ ایدهآل و آیندهات.
۳. قبل از وقوع، "تجربهاش کن"!
قویترین ابزار:
افرادی مثل گاندی یا ادیسون، ایدههایی رو به واقعیت تبدیل کردن که هنوز وجود خارجی نداشت.
تکنیک:
اونها اونقدر به آینده مطلوبشون فکر کردن
و اون حس خوب رسیدن به هدف رو با تمام وجود احساس کردن،
که مغزشون بدون اینکه رویداد واقعی رخ بده، سیمکشی شد!
مغز دیگه تفاوت بین واقعیت و تجسم قوی رو نمیفهمه.
نتیجه:
با این کار، مغزت دیگه تاریخچهای از گذشتهات نیست،
بلکه نقشهای برای آیندهات میشه.
---
✅ گام عملی امروزت:
هر روز صبح (قبل از اینکه بقیه دنیا حواست رو پرت کنه)، چشمهات رو ببند:
مشکلات دیروز رو کنار بذار.
به خود جدیدت فکر کن: اون آدم ایدهآل چطور رفتار میکنه؟ چطور حرف میزنه؟
به شدت احساسش کن! شادی، قدرت و رهایی رو در تمام بدنت حس کن،
طوری که انگار همین الان اون هدف رو به دست آوردی.
🌱 شروع کن به زندگی کردن با ذهنیت و احساسات آیندهات،
تا اون آینده مجبور بشه خودش رو با تو تطبیق بده!
چطور از چرخه تکراری زندگی خلاص بشیم؟ (علم ثابت کرده!)
اگر هر روز همون فکرا و کارای قبلی رو تکرار کنی،
فردا هم دقیقاً مثل امروز و دیروزت میشه.
مغز تو به محیط اطرافت (خونه، محل کار، افراد تکراری) واکنش نشون میده
و مدام داره بهت یادآوری میکنه که
«تو همونی هستی که قبلاً بودی!»
💡 ۳ قانون طلایی برای تغییر واقعی:
۱. محیط، تو نیستی!
مشکل:
ما هویتمون رو بر اساس محیط بیرون (ماشینم، شغلم، مشکلاتم) تعریف میکنیم.
این باعث میشه مغز ما همیشه مدارهای عصبی مربوط به گذشته رو روشن نگه داره.
راهحل:
برای تغییر، باید «بزرگتر از محیط» باشی.
یعنی نذاری شرایط بیرونی (مشکلات یا روتینها) فکر و احساس تو رو کنترل کنه.
۲. مغزت رو با افکار جدید «سیمکشی» کن.
علمی:
یه قانون تو عصبشناسی هست که میگه:
«نورونهایی که با هم فعال میشن، با هم سیمکشی میشن.»
یعنی هر فکری رو که مدام تکرار کنی،
یه مسیر عصبی قویتر برای اون فکر میسازی.
عملی:
اگر میخوای آیندهای متفاوت بسازی،
باید آگاهانه افکار جدید رو تکرار کنی.
از امروز به جای فکر کردن به مشکلات،
تمام تمرکزت رو بذار روی تصویر ذهنی از خودِ ایدهآل و آیندهات.
۳. قبل از وقوع، "تجربهاش کن"!
قویترین ابزار:
افرادی مثل گاندی یا ادیسون، ایدههایی رو به واقعیت تبدیل کردن که هنوز وجود خارجی نداشت.
تکنیک:
اونها اونقدر به آینده مطلوبشون فکر کردن
و اون حس خوب رسیدن به هدف رو با تمام وجود احساس کردن،
که مغزشون بدون اینکه رویداد واقعی رخ بده، سیمکشی شد!
مغز دیگه تفاوت بین واقعیت و تجسم قوی رو نمیفهمه.
نتیجه:
با این کار، مغزت دیگه تاریخچهای از گذشتهات نیست،
بلکه نقشهای برای آیندهات میشه.
---
✅ گام عملی امروزت:
هر روز صبح (قبل از اینکه بقیه دنیا حواست رو پرت کنه)، چشمهات رو ببند:
مشکلات دیروز رو کنار بذار.
به خود جدیدت فکر کن: اون آدم ایدهآل چطور رفتار میکنه؟ چطور حرف میزنه؟
به شدت احساسش کن! شادی، قدرت و رهایی رو در تمام بدنت حس کن،
طوری که انگار همین الان اون هدف رو به دست آوردی.
🌱 شروع کن به زندگی کردن با ذهنیت و احساسات آیندهات،
تا اون آینده مجبور بشه خودش رو با تو تطبیق بده!
❤2👍1