Listen to هزار سال دعای خیر by Arezou Mokhtarian on #SoundCloud
https://soundcloud.com/arezou-mokhtarian-668952257/oensesr8d1af
https://soundcloud.com/arezou-mokhtarian-668952257/oensesr8d1af
SoundCloud
هزار سال دعای خیر
Forwarded from افق؛ یک داستان تازه
شخصیتهای گاوبازی، در میانهی زندگی، امید، عشق، ترس، حتی در میانهی طبقههای اجتماعی، روی خطِ وسط پا میکشند؛ قرضشان، موجودی حساب بانکیشان، رضایتشان از زندگی، همه معمولی و وسط است. دویل با قلمی سبک، ردی بر کاغذ مینشاند که تا عمق وجود خواننده را میخراشد.
نام کتاب: #گاوبازی
نویسنده: #رادی_دویل
مترجم: #آرزو_مختاریان
نشر افق این کتاب را با خرید حق #کپی_رایت منتشر کرده است.
@ofoqpublication
نام کتاب: #گاوبازی
نویسنده: #رادی_دویل
مترجم: #آرزو_مختاریان
نشر افق این کتاب را با خرید حق #کپی_رایت منتشر کرده است.
@ofoqpublication
«میخندی و بهار میرسد»
[بزبز قندی کیست
و چرا حاجیفیروز میخواهد او را بخنداند]
فصلنامه سمرقند/شماره دوم/ بهار ۱۴۰۱
[بزبز قندی کیست
و چرا حاجیفیروز میخواهد او را بخنداند]
فصلنامه سمرقند/شماره دوم/ بهار ۱۴۰۱
-
از صدای خوردنِ قاشق به بشقابهای چینی
گلسرخی
یا آبی
از میانِ یکی از پنجرهها
باز
با پردههای توری و پودهای نازک
که صدا از میانشان میگذرد
میرسد به من
که صبح به صبح
در بشقابِ غذای گربهها برای زاغچههای سیاه و کمی سفید، مرغ و برنج و هویج پخته میگذارم
خوب لهیده
یا ازصدای کوبیدنِ چکشی در میانِ روز
به صفحهای حلبی
یا تهِ قوسدار دیگچهای در مطبخی سیاه
از میانِ جانِ گرفته و تاریک
از صدات که کردم و
از پردههای ضخیمِ تیره در تابستان
که نور نگذرد
و نه گرما
یا نه نور تو بیاید
نه صدا
تکان نمیخورم و
به منقارم گیر
ببر به روی چینهی دیوار
آن دیوار
و آن یکی
دورتر
بکَن تکهای از من و بخور
بپَر دوباره به ایوان
با چشمِ برّاقت
نگاهم کن
به منقارم بگیر و ببر
در آسمان نقطهای سوزانم
خالم
چشمِ برّاقِ زاغم
سوزنی در استخوانم
مرجانی سرخ تهِ آبم
جزیرهای آهکی و سفید
مرغی آبیام
با گردنِ سبزِ افراخته
در آفتاب
لمیده میانِ صدف
لؤلؤیی درخشانم
صامتم
دست نکشیدهام به صورتت
به پشتِ گردنت
دست نکشیدهام
در هوا گُمم
///
#Marc_Chagall
#Nude_with_Flower
//
سیویکم #فروردین ۴۰۱#
https://www.instagram.com/p/Ccka02Yu9W9/?igshid=MDJmNzVkMjY=
از صدای خوردنِ قاشق به بشقابهای چینی
گلسرخی
یا آبی
از میانِ یکی از پنجرهها
باز
با پردههای توری و پودهای نازک
که صدا از میانشان میگذرد
میرسد به من
که صبح به صبح
در بشقابِ غذای گربهها برای زاغچههای سیاه و کمی سفید، مرغ و برنج و هویج پخته میگذارم
خوب لهیده
یا ازصدای کوبیدنِ چکشی در میانِ روز
به صفحهای حلبی
یا تهِ قوسدار دیگچهای در مطبخی سیاه
از میانِ جانِ گرفته و تاریک
از صدات که کردم و
از پردههای ضخیمِ تیره در تابستان
که نور نگذرد
و نه گرما
یا نه نور تو بیاید
نه صدا
تکان نمیخورم و
به منقارم گیر
ببر به روی چینهی دیوار
آن دیوار
و آن یکی
دورتر
بکَن تکهای از من و بخور
بپَر دوباره به ایوان
با چشمِ برّاقت
نگاهم کن
به منقارم بگیر و ببر
در آسمان نقطهای سوزانم
خالم
چشمِ برّاقِ زاغم
سوزنی در استخوانم
مرجانی سرخ تهِ آبم
جزیرهای آهکی و سفید
مرغی آبیام
با گردنِ سبزِ افراخته
در آفتاب
لمیده میانِ صدف
لؤلؤیی درخشانم
صامتم
دست نکشیدهام به صورتت
به پشتِ گردنت
دست نکشیدهام
در هوا گُمم
///
#Marc_Chagall
#Nude_with_Flower
//
سیویکم #فروردین ۴۰۱#
https://www.instagram.com/p/Ccka02Yu9W9/?igshid=MDJmNzVkMjY=
Forwarded from دوسیه /// آرزو مختاریان
ملال سفید کاغذ.pdf
157.1 KB
-
کوهها آن جا به کوه نمیماندند
نه به میخهای فرو شده در زمین
آب از پنجههای پرندهام میچکید
هر جای اتاق نِشست
روز از دهانش
دشتی از صبحگاه دشتی ازظهر و شام
دشتی دَوّار
بیرون میماند
کاکلش زرد
چینهدانش سرخ
دانههای شن نزدِ من بود
دانههای خامِ ارزن
دانههای درشتِ برنج پخته
نزد من بود
پنجههای ترِ پرنده
بر کوه
///
اسفند ۰۰
https://www.instagram.com/p/CahpMXIux5K/?igshid=MDJmNzVkMjY=
کوهها آن جا به کوه نمیماندند
نه به میخهای فرو شده در زمین
آب از پنجههای پرندهام میچکید
هر جای اتاق نِشست
روز از دهانش
دشتی از صبحگاه دشتی ازظهر و شام
دشتی دَوّار
بیرون میماند
کاکلش زرد
چینهدانش سرخ
دانههای شن نزدِ من بود
دانههای خامِ ارزن
دانههای درشتِ برنج پخته
نزد من بود
پنجههای ترِ پرنده
بر کوه
///
اسفند ۰۰
https://www.instagram.com/p/CahpMXIux5K/?igshid=MDJmNzVkMjY=
thestoryofmydovecot-isaacbabel-revised.pdf
184.5 KB
«داستانِ گنجهکبوترِ من» / ایساک بابل/ ترجمهی آرزو مختاریان