دوسیه /// آرزو مختاریان
317 subscribers
146 photos
4 videos
42 files
35 links
دوسیه، پرونده، کارنما

https://t.me/ShahnamehRookhani
کانال روخوانیِ شاهنامه با آرزو
Download Telegram
بچه که بودم

آب خانه‌ی پدربزرگ‌ام نبود

دو تا سطلِ روحی می‌گرفتم دست‌ام و

می‌رفتم پیِ آب

سرِ راه‌

از گاوِ کنارِ خرابه‌‌ رد می‌شدم

قبلاً خانه‌ی آدم‌حسابی‌ها بود

قبلِ اینکه به سوختن‌اش بدهند

بعد می‌رسیدم به چاهِ خنک

برگشتن، سطل‌ها سنگین می‌شدند و

دهان‌ام کج و معوج

خودم را می‌بینم

از بیرون

اگر بتوانم به یاد بیاورم که بودم

نمی‌توانم

صدای سطل را می‌شنوم

که می‌خورَد به سنگ‌های کناره‌‌ی چاه و

می‌رود پایین

صدای خودم را نه

 


Jack Gilbert / Summer at Blue Creek, North Carolina



ُنگ_زمان ُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
از خواب پریدم

صدای گریه آمده بود

دویدم

میانِ تاریکی خانه

و یکهو ایستادم

داشت یادم می‌آمد

به بیرون نگاه کردم

به مهتابِ تابانِ روی سیمان
.



Jack Gilbert / Divorce



ُنگ_زمان ُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
شخصیت‌های گاوبازی، در میانه‌ی زندگی، امید، عشق، ترس، حتی در میانه‌ی طبقه‌های اجتماعی، روی خطِ وسط پا می‌کشند؛ قرض‌شان، موجودی حساب بانکی‌شان، رضایت‌شان از زندگی، همه معمولی و وسط است. دویل با قلمی سبک، ردی بر کاغذ می‌نشاند که تا عمق وجود خواننده را می‌خراشد.

نام کتاب: #گاوبازی
نویسنده: #رادی_دویل
مترجم: #آرزو_مختاریان

نشر افق این کتاب را با خرید حق #کپی_رایت منتشر کرده است.


@ofoqpublication
«می‌خندی و بهار می‌رسد»
[بزبز قندی کیست
و چرا حاجی‌فیروز می‌خواهد او را بخنداند]


فصلنامه سمرقند/شماره دوم/ بهار ۱۴۰۱
bozbozEqandi.pdf
405.4 KB
می‌خندی‌وبهارمی‌رسد.pdf
-
از صدای خوردنِ قاشق‌ به بشقاب‌‌های چینی
گلسرخی
یا آبی
از میانِ یکی از پنجره‌ها
باز
با پرده‌های توری و پودهای نازک
که صدا از میانشان می‌گذرد
می‌رسد به من
که صبح به صبح
در بشقابِ غذای گربه‌ها برای زاغچه‌های سیاه و کمی سفید، مرغ و برنج و هویج پخته می‌گذارم
خوب لهیده
یا ازصدای کوبیدنِ چکشی در میانِ روز
به صفحه‌ای حلبی
یا تهِ قوس‌دار دیگچه‌ای در مطبخی سیاه
از میانِ جانِ گرفته و تاریک
از صدات که کردم و
از پرده‌های ضخیمِ تیره در تابستان
که نور نگذرد
و نه گرما
یا نه نور تو بیاید
نه صدا
تکان نمی‌خورم و
به منقارم گیر
ببر به روی چینه‌ی دیوار
آن دیوار
و آن یکی
دورتر
بکَن تکه‌ای از من و بخور
بپَر دوباره به ایوان
با چشمِ برّاقت
نگاهم کن
به منقارم بگیر و ببر
در آسمان نقطه‌ای سوزانم
خالم
چشمِ برّاقِ زاغم
سوزنی در استخوانم
مرجانی سرخ تهِ آبم
جزیره‌ای آهکی و سفید
مرغی آبی‌‌ام
با گردنِ سبزِ افراخته
در آفتاب
لمیده میانِ صدف
لؤلؤیی درخشانم
صامتم
دست نکشیده‌ام به صورتت
به پشتِ گردنت
دست نکشیده‌ام
در هوا گُمم

///
#Marc_Chagall
#Nude_with_Flower
//
سی‌ویکم #فروردین ۴۰۱#
https://www.instagram.com/p/Ccka02Yu9W9/?igshid=MDJmNzVkMjY=