یکهو این در به دری
این باران
این آسمانِ خاکستری
این کوههای خاکستری
این آفتابِ کهرباییِ دهشتناک
تنٓ گرمات
در کوچههای سرد
در هر اتاق
تنِ گرمات
میان این همه تن
نبودنات
تنهای همیشهی
جز تو
گرمِ درختها شده بودم من
رفیقٓ کوهها شده بودم
سرخوش
و حالا
یکهو
این باران.
Jack Gilbert / Rain
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
این باران
این آسمانِ خاکستری
این کوههای خاکستری
این آفتابِ کهرباییِ دهشتناک
تنٓ گرمات
در کوچههای سرد
در هر اتاق
تنِ گرمات
میان این همه تن
نبودنات
تنهای همیشهی
جز تو
گرمِ درختها شده بودم من
رفیقٓ کوهها شده بودم
سرخوش
و حالا
یکهو
این باران.
Jack Gilbert / Rain
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
بچه که بودم
آب خانهی پدربزرگام نبود
دو تا سطلِ روحی میگرفتم دستام و
میرفتم پیِ آب
سرِ راه
از گاوِ کنارِ خرابه رد میشدم
قبلاً خانهی آدمحسابیها بود
قبلِ اینکه به سوختناش بدهند
بعد میرسیدم به چاهِ خنک
برگشتن، سطلها سنگین میشدند و
دهانام کج و معوج
خودم را میبینم
از بیرون
اگر بتوانم به یاد بیاورم که بودم
نمیتوانم
صدای سطل را میشنوم
که میخورَد به سنگهای کنارهی چاه و
میرود پایین
صدای خودم را نه
Jack Gilbert / Summer at Blue Creek, North Carolina
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
آب خانهی پدربزرگام نبود
دو تا سطلِ روحی میگرفتم دستام و
میرفتم پیِ آب
سرِ راه
از گاوِ کنارِ خرابه رد میشدم
قبلاً خانهی آدمحسابیها بود
قبلِ اینکه به سوختناش بدهند
بعد میرسیدم به چاهِ خنک
برگشتن، سطلها سنگین میشدند و
دهانام کج و معوج
خودم را میبینم
از بیرون
اگر بتوانم به یاد بیاورم که بودم
نمیتوانم
صدای سطل را میشنوم
که میخورَد به سنگهای کنارهی چاه و
میرود پایین
صدای خودم را نه
Jack Gilbert / Summer at Blue Creek, North Carolina
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
از خواب پریدم
صدای گریه آمده بود
دویدم
میانِ تاریکی خانه
و یکهو ایستادم
داشت یادم میآمد
به بیرون نگاه کردم
به مهتابِ تابانِ روی سیمان
.
Jack Gilbert / Divorce
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
صدای گریه آمده بود
دویدم
میانِ تاریکی خانه
و یکهو ایستادم
داشت یادم میآمد
به بیرون نگاه کردم
به مهتابِ تابانِ روی سیمان
.
Jack Gilbert / Divorce
#جُنگ_زمان #جُنگ_زمان_شماره_۱۲ #جک_گیلبرت #ترجمه #آرزومختاریان
زن و طوطیِ مانه (۱۸۶۶) - انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropologyandculture.com/fa/easyblog/4544-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D9%88%D8%B7%DB%8C%D9%90-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B1%DB%B8%DB%B6%DB%B6
#انسانشناسی_و_فرهنگ #مانه #ترجمه
http://www.anthropologyandculture.com/fa/easyblog/4544-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D9%88%D8%B7%DB%8C%D9%90-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B1%DB%B8%DB%B6%DB%B6
#انسانشناسی_و_فرهنگ #مانه #ترجمه
Anthropologyandculture
زن و طوطیِ مانه (۱۸۶۶) - انسان شناسی و فرهنگ
مونا هادلر / ترجمه ی آرزو مختاریان در نقاشیِ «زن و طوطیِ» سالِ ۱۸۶۶ مانه، ویکتورین مُران ، مُدلِ مانه، بندِ یک عینکِ یک چشمی [مونوکل] در دستِ چپ و یک دسته گُلِ بنفشه در دستِ راست، از پس زمینه بر جَسته. صاف چشم دوخته به روبه رو؛ نگاهِ خیره اش با نگاهِ
Listen to هزار سال دعای خیر by Arezou Mokhtarian on #SoundCloud
https://soundcloud.com/arezou-mokhtarian-668952257/oensesr8d1af
https://soundcloud.com/arezou-mokhtarian-668952257/oensesr8d1af
SoundCloud
هزار سال دعای خیر
Forwarded from افق؛ یک داستان تازه
شخصیتهای گاوبازی، در میانهی زندگی، امید، عشق، ترس، حتی در میانهی طبقههای اجتماعی، روی خطِ وسط پا میکشند؛ قرضشان، موجودی حساب بانکیشان، رضایتشان از زندگی، همه معمولی و وسط است. دویل با قلمی سبک، ردی بر کاغذ مینشاند که تا عمق وجود خواننده را میخراشد.
نام کتاب: #گاوبازی
نویسنده: #رادی_دویل
مترجم: #آرزو_مختاریان
نشر افق این کتاب را با خرید حق #کپی_رایت منتشر کرده است.
@ofoqpublication
نام کتاب: #گاوبازی
نویسنده: #رادی_دویل
مترجم: #آرزو_مختاریان
نشر افق این کتاب را با خرید حق #کپی_رایت منتشر کرده است.
@ofoqpublication
«میخندی و بهار میرسد»
[بزبز قندی کیست
و چرا حاجیفیروز میخواهد او را بخنداند]
فصلنامه سمرقند/شماره دوم/ بهار ۱۴۰۱
[بزبز قندی کیست
و چرا حاجیفیروز میخواهد او را بخنداند]
فصلنامه سمرقند/شماره دوم/ بهار ۱۴۰۱