رقصیدن را متوقف نکنید.
12 subscribers
60 photos
2 videos
3 links
ʘ⁠‿⁠ʘ⁩
روایت هایی که نباید از رقصیدن بایستند.
مشهد نشین، نیشابور گرد.


t.me/HidenChat_Bot?start=7632049719
Download Telegram
امروز کار واقعا سخت بوووود.
دلم برای باشگاه تنگ شده.
خیلی شلوغ بودم از هفته ی پیش تا حالا و هنوز ادامه داره شلوغی تا آخر هفته اما کاملا به جون میخرم و اصلا ناراحتی ای در این باره ندارم.
مسیر سرکار.
صدای درونم، یک فریاده.
وای من یکبار پسرعموم اومد کلی از کتابای کتابخونم انتخاب کرد که ببره بخونه بعد باز بیاره و تو رودربایستی گفتم ببر بعد از شام کتابا رو قایم کردم تا یادش بره اونم یادش رفت و نبرد 🙂‍↔️
فامیلای مادری از فامیلای پدری کم نمیارن فقط قیافه شون ملایم تره.
امروز روز کار کردنم نیست روزیه که میخوام سکوت کنم و میخوام که از اجتماع دور باشم دلیلشم اینه که حال گیری توسط حراست لعنتی دانشگاه داشتیم و من دیگه حوصله ی کار کردن ندارم چون اعصاب ندارم با مردم سر و کله بزنم و بخوام بهشون توضیح بدم اصلا و اصلا اعصاب ندارم برای همین مرخصی فردا رو به خودم هدیه میدم.
امروز ی کیس ۱۵ ساله ی متاهل داشتم. 💆🏻‍♀️
تمام هفته جون می‌کنم که آخر هفته‌ ها بتونم با خیال راحت به شغل اصلیم، یعنی پرنسس بودن، ادامه بدم.
بنظرتون چتری پرده ای بزنم؟
👍2
اون دوستت که به هیچ پلنی نه نمیگه منم.
همکارم میگفت اگه نمیتونی زیر شکمت و تخت کنی بیشر غذا بخور تا بالای شکمت باهاش تراز بشه. :))
کندال جنر رو تو تبلیغ نشون میداد مامانم گفت چقدر خوشگلهه ولی تو از اینم خوشگل تری ^ ^.
من همیشه تو تصوراتم خاله مجرده بودم که پایه همه فسادای خواهر زاده هاش هست و کلا دافیه برای خودش حق من بچه اول خانواده بودن نبود.
باز اومدم ورکشاپ.
رقصیدن را متوقف نکنید.
باز اومدم ورکشاپ.
بزرگسالی یعنی، این لیوانه هم خوبه مثلش برا خونه م بگیرم ها.
من هروقت توی این شهر گم میشم مسیر و میرم و میرم درنهایت میرسم به شب های روشن.
تو تمام ورکشاپ هایی که تا امروز رفتم (عطرسازی، هنگدرام، توت بگ، گل مخملی و یوگا) این آخری که لیپ گلاس بود ضعیف ترینش بود.
باز من و این سقف منتها دیگه ابرو های خوشگل ندارم که نشونتون بدم.
زندگی با این آدم برای من همینقدر متنوع ست.
امروز بوسیدنی و دوست داشتنی بود از عصرش به بعد وقتی که این پسر اومد پیشم دنیا برام رنگی رنگی و قشنگ تر شد جوری که دلم میخواد تمام حس الانم و تک تک سکانس ها ذخیره بشه تو ذهنم، قبلش چنگی به دل نمیزد.
میگه اینو برای تو نگهداشتم حوصلم سر میرفت نصفشو خوردم.