رقصیدن را متوقف نکنید.
12 subscribers
61 photos
3 videos
3 links
ʘ⁠‿⁠ʘ⁩
روایت هایی که نباید از رقصیدن بایستند.
مشهد نشین، نیشابور گرد.


t.me/HidenChat_Bot?start=7632049719
Download Telegram
در جهت کنار اومدن با جوش ها و پستی بلندی های صورتم خیلی وقته کرم پودر استفاده نمیکنم تا همونجوری که هستم خودم رو دوست داشته باشم.
دو دقیقه به ساعت بستن در هتل رسیدیم و متاسفانه بسته بودن با پسر در هتل و با کمک خمیر دندون باز کردیم رفتیم تو اتاقمون :)))
داشتیم سینمایی سوپر گرل و نگاه میکردیم میگه اگه من بودم براش ی پایان غیرمنتظره میذاشتم مثلا الان شخصیت بده توبه کنه بره مشهد زیارت خوبه :)
رقصیدن را متوقف نکنید.
Photo
این شما و این My first bloom (حس کردم انگلیسی نگم حق مطلب ادا نمیشه) و اینکه اسم عطر جدیدم رو گذاشتم اوپالین بر وزن دوپامین چون از ساختنش خوشحال و خرسندم ^ ^
حالا که رفتم ورکشاپ نشستم با خودم فکر میکنم الان که چی مثلا؟ و این بدترین قسمت ماجراست.
سوار ماشین دوست پسرم که میشم مونده تک چرخ بزنم باهاش ولی سوار ماشین بابام که میشم دنده دو رو بلد نیستم برم حتی و ماشین هنگ میکنه این نحوه ی رفتار این دو نفر در زندگی من بوده کامل مشهود و واضح.
بابام میگه نگو پشمام بگو برگام واسه خانوما پشمالو بودن خوب نیست.
زن بدی نبودم. تو هتلی بدون امکانات آشپزخونه عمومی و رفت‌ و‌ آمد زیاد.
ورکشاپ نقاشی رو توت بگ همراه سیسی با موضوع مسیر جاده رو همه برعکس ما میرن منتها ایندفعه من برعکس همه میرم.
امروز کار واقعا سخت بوووود.
دلم برای باشگاه تنگ شده.
خیلی شلوغ بودم از هفته ی پیش تا حالا و هنوز ادامه داره شلوغی تا آخر هفته اما کاملا به جون میخرم و اصلا ناراحتی ای در این باره ندارم.
مسیر سرکار.
صدای درونم، یک فریاده.
وای من یکبار پسرعموم اومد کلی از کتابای کتابخونم انتخاب کرد که ببره بخونه بعد باز بیاره و تو رودربایستی گفتم ببر بعد از شام کتابا رو قایم کردم تا یادش بره اونم یادش رفت و نبرد 🙂‍↔️
فامیلای مادری از فامیلای پدری کم نمیارن فقط قیافه شون ملایم تره.
امروز روز کار کردنم نیست روزیه که میخوام سکوت کنم و میخوام که از اجتماع دور باشم دلیلشم اینه که حال گیری توسط حراست لعنتی دانشگاه داشتیم و من دیگه حوصله ی کار کردن ندارم چون اعصاب ندارم با مردم سر و کله بزنم و بخوام بهشون توضیح بدم اصلا و اصلا اعصاب ندارم برای همین مرخصی فردا رو به خودم هدیه میدم.
امروز ی کیس ۱۵ ساله ی متاهل داشتم. 💆🏻‍♀️
تمام هفته جون می‌کنم که آخر هفته‌ ها بتونم با خیال راحت به شغل اصلیم، یعنی پرنسس بودن، ادامه بدم.