الیاس حضرتی: احمدی نژاد و روحانی باید رقابت کنند و در نهایت ملت ایران تصمیم بگیرند
اصلاح طلبان، آرام آرام به رقابت با احمدی نژاد تن می دهند
انتقاد از رد صلاحیت های شورای نگهبان در انتخابات های گوناگون اگرچه همواره به عنوان گزاره ای ثابت و تکرار شونده از سوی جریان سیاسی موسوم به اصلاح طلب مطرح شده است، با این وجود این گزاره همواره یک استثناء نیز داشته است.
جریان اصلاح طلب با وجود داشتن داعیه دمکراسی خواهی همواره از رد صلاحیت محمود احمدی نژاد و یاران او در انتخابات های گوناگون دفاع کرده است. اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 از برگزاری انتخابات در غیاب نماینده دولت دهم استقبال کردند و در نهایت پیروزی شان در رقابتی کنترل شده مقابل چهره هایی ضعیف و تکراری را جشن گرفتند.
این جریان سیاسی که طی سه سال حاکمیت دولت موسوم به تدبیر و امید، با کابوس یک دوره ای شدن ریاست جمهوری حسن روحانی دست و پنجه نرم کرده است، بارها و بارها به صراحت خواستار رد صلاحیت محمود احمدی نژاد توسط شورای نگهبان شده است.
استفاده از تخریب، توهین و دروغ پردازی با استفاده از ظرفیت رسانه های دولتی و رانتی علیه دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان یگانه نیروی برخوردار از توانایی ایجاد تغییر در کشور، یکی دیگر از ابزارهای شناخته شده اصلاح طلبان برای چاره اندیشی این هراس مزمن بوده است.
اما در آستانه ورود به چهارمین و آخرین سال فعالیت دولت یازدهم، با بروز برخی از نشانه ها به نظر می رسد اصلاح طلبان با ناامیدی از تخریب های گسترده و نیز ابطال توهم رد صلاحیت دکتر احمدی نژاد توسط شورای نگهبان، به مرور در حال تن دادن به قواعد دمکراتیک و پذیرش رقابت سیاسی با محمود احمدی نژاد هستند.
در همین زمینه، الیاس حضرتی، مدیر مسئول روزنامه ها اعتماد و تعادل و نماینده منتخب مردم تهران، در یادداشتی نوشت: «جناح راست فرد دیگری به غیر از آقای احمدینژاد ندارد و ما هم از رقابت آقای روحانی با آقای احمدینژاد نیز استقبال میکنیم تا خود را در معرض آرای مردم قرار دهند و شانس خود را بیازمایند. نهایتاً ملت ایران هستند که تصمیم میگیرند که کدام مشی سیاسی را میپسندند.»
از سوی دیگر روزنامه آفتاب یزد نیز در سرمقاله خود با عنوان «احمدینژاد نباید رد صلاحیت شود» نوشت: «مردم در انتخابات یک نه بزرگ و جدی به احمدی نژاد بگویند و نشان بدهند که شعارهای پوپولیستی و خرج کردن از جیب ملت و هزینه تراشی برای مردم به سر آمده است».
سایت انتخاب، وابسته به اکبر هاشمی رفسنجانی نیز از قول خود، شعار انتخاباتی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری آتی را پرداخت یارانه 250 هزار تومانی اعلام کرده است. رئیس جمهور سابق کشورمان اگرچه در دولت دهم به دنبال افزایش مبلغ یارانه ها و بازگرداندن حق مردم به خودشان بود، با این وجود این رقم در همان مقطع نیز مورد تایید یا تکذیب وی واقع نشد.
موارد ذکر شده حاکی از تغییر موضع آشکار اصلاح طلبان و حرکت ناگزیر آن ها از نفی حق حضور احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری تا تن دادن به رقابت سیاسی با اوست.
اصلاح طلبان در حالی از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 سخن می گویند که رئیس جمهور سابق کشور هنوز در این باره اظهار نظری نکرده و در موارد متعدد تنها تکلیف فعلی خود را بازخوانی خط امام (ره) و رهبری اعلام کرده است.
رئیس جمهور سابق کشورمان روز یکشنبه در حاشیه مراسم ترحیم مادر سردار سلامی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا شما در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 کاندیدا خواهید شد یا خیر؟ گفت: «انشاالله سال 96 همه همدیگر را خواهیم دید.»
@dolatebaharchannel
اصلاح طلبان، آرام آرام به رقابت با احمدی نژاد تن می دهند
انتقاد از رد صلاحیت های شورای نگهبان در انتخابات های گوناگون اگرچه همواره به عنوان گزاره ای ثابت و تکرار شونده از سوی جریان سیاسی موسوم به اصلاح طلب مطرح شده است، با این وجود این گزاره همواره یک استثناء نیز داشته است.
جریان اصلاح طلب با وجود داشتن داعیه دمکراسی خواهی همواره از رد صلاحیت محمود احمدی نژاد و یاران او در انتخابات های گوناگون دفاع کرده است. اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 از برگزاری انتخابات در غیاب نماینده دولت دهم استقبال کردند و در نهایت پیروزی شان در رقابتی کنترل شده مقابل چهره هایی ضعیف و تکراری را جشن گرفتند.
این جریان سیاسی که طی سه سال حاکمیت دولت موسوم به تدبیر و امید، با کابوس یک دوره ای شدن ریاست جمهوری حسن روحانی دست و پنجه نرم کرده است، بارها و بارها به صراحت خواستار رد صلاحیت محمود احمدی نژاد توسط شورای نگهبان شده است.
استفاده از تخریب، توهین و دروغ پردازی با استفاده از ظرفیت رسانه های دولتی و رانتی علیه دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان یگانه نیروی برخوردار از توانایی ایجاد تغییر در کشور، یکی دیگر از ابزارهای شناخته شده اصلاح طلبان برای چاره اندیشی این هراس مزمن بوده است.
اما در آستانه ورود به چهارمین و آخرین سال فعالیت دولت یازدهم، با بروز برخی از نشانه ها به نظر می رسد اصلاح طلبان با ناامیدی از تخریب های گسترده و نیز ابطال توهم رد صلاحیت دکتر احمدی نژاد توسط شورای نگهبان، به مرور در حال تن دادن به قواعد دمکراتیک و پذیرش رقابت سیاسی با محمود احمدی نژاد هستند.
در همین زمینه، الیاس حضرتی، مدیر مسئول روزنامه ها اعتماد و تعادل و نماینده منتخب مردم تهران، در یادداشتی نوشت: «جناح راست فرد دیگری به غیر از آقای احمدینژاد ندارد و ما هم از رقابت آقای روحانی با آقای احمدینژاد نیز استقبال میکنیم تا خود را در معرض آرای مردم قرار دهند و شانس خود را بیازمایند. نهایتاً ملت ایران هستند که تصمیم میگیرند که کدام مشی سیاسی را میپسندند.»
از سوی دیگر روزنامه آفتاب یزد نیز در سرمقاله خود با عنوان «احمدینژاد نباید رد صلاحیت شود» نوشت: «مردم در انتخابات یک نه بزرگ و جدی به احمدی نژاد بگویند و نشان بدهند که شعارهای پوپولیستی و خرج کردن از جیب ملت و هزینه تراشی برای مردم به سر آمده است».
سایت انتخاب، وابسته به اکبر هاشمی رفسنجانی نیز از قول خود، شعار انتخاباتی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری آتی را پرداخت یارانه 250 هزار تومانی اعلام کرده است. رئیس جمهور سابق کشورمان اگرچه در دولت دهم به دنبال افزایش مبلغ یارانه ها و بازگرداندن حق مردم به خودشان بود، با این وجود این رقم در همان مقطع نیز مورد تایید یا تکذیب وی واقع نشد.
موارد ذکر شده حاکی از تغییر موضع آشکار اصلاح طلبان و حرکت ناگزیر آن ها از نفی حق حضور احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری تا تن دادن به رقابت سیاسی با اوست.
اصلاح طلبان در حالی از کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 سخن می گویند که رئیس جمهور سابق کشور هنوز در این باره اظهار نظری نکرده و در موارد متعدد تنها تکلیف فعلی خود را بازخوانی خط امام (ره) و رهبری اعلام کرده است.
رئیس جمهور سابق کشورمان روز یکشنبه در حاشیه مراسم ترحیم مادر سردار سلامی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا شما در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 کاندیدا خواهید شد یا خیر؟ گفت: «انشاالله سال 96 همه همدیگر را خواهیم دید.»
@dolatebaharchannel
الیاس حضرتی، منتخب مردم تهران در انتخابات مجلس دهم: از رقابت روحاني با احمدينژاد استقبال ميكنيم. نهايتا ملت ايران هستند كه تصميم ميگيرند كدام مشي سياسي را ميپسندند.
@dolatebaharchannel
@dolatebaharchannel
Forwarded from دولت بهار
مدیران کانالهای انقلابی پربازدید که علاقمند به تبادل تبلیغ با کانال دولت بهار هستند پیام بدهند: @dolatebahar
وعده پرداخت ماهانه حداقل یک سکه بهار آزادی توسط اکبر رفسنجانی به مردم در سال 84! + سند
محمد حسین حیدری
اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1384 که قیمت هر سکه تمام بهار آزادی حدود 80 هزار تومان بود، در جریان رقابت های انتخاباتی به مردم وعده داد ماهانه بین 80 هزار تومان (1 سکه تمام بهار آزادی) تا 120 هزار تومان (یک سکه تمام و یک نیم سکه بهار آزادی) به مردم پرداخت کند.
در واقع او 5 سال قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در آذر سال 1389 و پرداخت ماهانه فقط 45 هزار و 500 تومان به مردم توسط دولت دهم، بدون احتساب کاهش طبیعی ارزش پول ظرف این مدت، پرداخت چندین برابر این رقم را به مردم وعده داده بود.
با وجود اینکه با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها هیچ پول جدیدی خلق نمی شود و صرفا یارانه پرداختی دولت به صورت عادلانه بازتوزیع می شود، اکبر هاشمی رفسنجانی و نوابغ اقتصادی هوادار او، باز توزیع فقط 45 هزار و 500 تومان بین مردم را موجب افزایش نقدینگی و تورم اعلام می کنند. در حالی که میزان نقدینگی در کشور از زمان حضرت آدم (ع) تا پایان دولت دهم 400 هزار میلیارد تومان بوده است، دولت مورد حمایت هاشمی رفسنجانی میزان نقدینگی در کشور را با افزایش 600 هزار میلیارد تومانی، به رقم هزار هزار میلیارد تومان رسانده است.
قانون هدفمندی یارانه ها و بازتوزیع یارانه به صورت نقدی و عادلانه بین مردم که به اذعان همه موافقان و مخالفان دولت دهم، با شجاعت رئیس جمهور سابق اجرا و موجب صرفه جویی بسیار زیاد در مصرف حامل های انرژی و نیز کاهش ضریب جینی (شاخص عدالت) به کمترین میزان از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در کشور شد، هواره از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی و هوادارانش با چماق پوپولیسم هدف سرکوب قرار گرفته است. رفسنجانی همواره مدعی شده بازتوزیع یارانه در میان مردم موجب تنبلی آن ها و بی میلی شان به کار کردن خواهد شد. اکبر هاشمی رفسنجانی اما هرگز نگفته وعده پرداخت بی حساب و کتاب ماهانه یک سکه بهار آزادی به مردم در سال 1384 توسط کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شایسته چه صفتی است؟! این در حالی است که محمود احمدی نژاد در انتخابات های ریاست جمهوری نهم و دهم هرگز از وعده پرداخت پول به صورت ماهانه بهره نجست و پرداخت یارانه 45 هزار و 500 تومانی نیز آذر ماه 1389، یعنی یک سال پس از پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم اجرایی شد.
سایت انتخاب، وابسته به اکبر هاشمی رفسنجانی اخیرا «از قول خود» شعار انتخاباتی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 را «پرداخت یارانه 250 هزار تومانی» اعلام کرده است! این سایت خبری طی روزهای اخیر در گفت و گو با چهره هایی که آن ها را اقتصاددان می نامد، سخت مشغول انتقاد از شعار «پرداخت یارانه 250 هزار تومانی» است که خود آن را به رئیس جمهور سابق کشورمان نسبت داده، آن هم تحت عنوان «پوپولیسم» و خطر «افزایش نقدینگی»! رئیس جمهور سابق کشورمان اگرچه در دولت دهم به دنبال افزایش مبلغ یارانه ها و بازگرداندن هر چه بیشتر حق مردم به خودشان بود، با این وجود این رقم در همان مقطع نیز مورد تایید یا تکذیب وی واقع نشد.
اما حتی اگر شعار یارانه 250 هزار تومانی هم حقیقت داشته باشد، هواداران اکبر هاشمی رفسنجانی باید بدانند در شرایطی که قیمت هر سکه بهار آزادی نزدیک به 1 میلیون تومان است، مبلغ مذکور (250 هزار تومان) یک چهارم وعده 80 هزار تومانی اکبر هاشمی رفسنجانی (معادل یک سکه بهار آزادی در سال 84) است. این بدین معنی است که حتی اگر از مبانی علمی هدفمندی یارانه ها در مقایسه با وعده بی حساب و کتاب سردار سازندگی صرف نظر کنیم و هر دو را از یک جنس فرض کنیم، اکبر هاشمی رفسنجانی 4 برابر شعاری که هوادارنش به احمدی نژاد نسبت داده اند، پوپولیست و عوام فریب است! آن هم در شرایطی که قیمت آب و حامل های انرژی طی 3 سال گذشته افزایش سرسام آوری یافته و بر خلاف نص صریح قانون هدفمندی یارانه ها، ریالی از درآمد حاصله به یارانه نقدی مردم اضافه نشده است!
اکبر هاشمی رفسنجانی طی روزهای اخیر گفته است: «مردم ایران یارانه نمی خواهند و به جای آن باید برای مردم کار ایجاد کرد».
@dolatebaharchannel
محمد حسین حیدری
اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1384 که قیمت هر سکه تمام بهار آزادی حدود 80 هزار تومان بود، در جریان رقابت های انتخاباتی به مردم وعده داد ماهانه بین 80 هزار تومان (1 سکه تمام بهار آزادی) تا 120 هزار تومان (یک سکه تمام و یک نیم سکه بهار آزادی) به مردم پرداخت کند.
در واقع او 5 سال قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در آذر سال 1389 و پرداخت ماهانه فقط 45 هزار و 500 تومان به مردم توسط دولت دهم، بدون احتساب کاهش طبیعی ارزش پول ظرف این مدت، پرداخت چندین برابر این رقم را به مردم وعده داده بود.
با وجود اینکه با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها هیچ پول جدیدی خلق نمی شود و صرفا یارانه پرداختی دولت به صورت عادلانه بازتوزیع می شود، اکبر هاشمی رفسنجانی و نوابغ اقتصادی هوادار او، باز توزیع فقط 45 هزار و 500 تومان بین مردم را موجب افزایش نقدینگی و تورم اعلام می کنند. در حالی که میزان نقدینگی در کشور از زمان حضرت آدم (ع) تا پایان دولت دهم 400 هزار میلیارد تومان بوده است، دولت مورد حمایت هاشمی رفسنجانی میزان نقدینگی در کشور را با افزایش 600 هزار میلیارد تومانی، به رقم هزار هزار میلیارد تومان رسانده است.
قانون هدفمندی یارانه ها و بازتوزیع یارانه به صورت نقدی و عادلانه بین مردم که به اذعان همه موافقان و مخالفان دولت دهم، با شجاعت رئیس جمهور سابق اجرا و موجب صرفه جویی بسیار زیاد در مصرف حامل های انرژی و نیز کاهش ضریب جینی (شاخص عدالت) به کمترین میزان از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در کشور شد، هواره از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی و هوادارانش با چماق پوپولیسم هدف سرکوب قرار گرفته است. رفسنجانی همواره مدعی شده بازتوزیع یارانه در میان مردم موجب تنبلی آن ها و بی میلی شان به کار کردن خواهد شد. اکبر هاشمی رفسنجانی اما هرگز نگفته وعده پرداخت بی حساب و کتاب ماهانه یک سکه بهار آزادی به مردم در سال 1384 توسط کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شایسته چه صفتی است؟! این در حالی است که محمود احمدی نژاد در انتخابات های ریاست جمهوری نهم و دهم هرگز از وعده پرداخت پول به صورت ماهانه بهره نجست و پرداخت یارانه 45 هزار و 500 تومانی نیز آذر ماه 1389، یعنی یک سال پس از پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم اجرایی شد.
سایت انتخاب، وابسته به اکبر هاشمی رفسنجانی اخیرا «از قول خود» شعار انتخاباتی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 را «پرداخت یارانه 250 هزار تومانی» اعلام کرده است! این سایت خبری طی روزهای اخیر در گفت و گو با چهره هایی که آن ها را اقتصاددان می نامد، سخت مشغول انتقاد از شعار «پرداخت یارانه 250 هزار تومانی» است که خود آن را به رئیس جمهور سابق کشورمان نسبت داده، آن هم تحت عنوان «پوپولیسم» و خطر «افزایش نقدینگی»! رئیس جمهور سابق کشورمان اگرچه در دولت دهم به دنبال افزایش مبلغ یارانه ها و بازگرداندن هر چه بیشتر حق مردم به خودشان بود، با این وجود این رقم در همان مقطع نیز مورد تایید یا تکذیب وی واقع نشد.
اما حتی اگر شعار یارانه 250 هزار تومانی هم حقیقت داشته باشد، هواداران اکبر هاشمی رفسنجانی باید بدانند در شرایطی که قیمت هر سکه بهار آزادی نزدیک به 1 میلیون تومان است، مبلغ مذکور (250 هزار تومان) یک چهارم وعده 80 هزار تومانی اکبر هاشمی رفسنجانی (معادل یک سکه بهار آزادی در سال 84) است. این بدین معنی است که حتی اگر از مبانی علمی هدفمندی یارانه ها در مقایسه با وعده بی حساب و کتاب سردار سازندگی صرف نظر کنیم و هر دو را از یک جنس فرض کنیم، اکبر هاشمی رفسنجانی 4 برابر شعاری که هوادارنش به احمدی نژاد نسبت داده اند، پوپولیست و عوام فریب است! آن هم در شرایطی که قیمت آب و حامل های انرژی طی 3 سال گذشته افزایش سرسام آوری یافته و بر خلاف نص صریح قانون هدفمندی یارانه ها، ریالی از درآمد حاصله به یارانه نقدی مردم اضافه نشده است!
اکبر هاشمی رفسنجانی طی روزهای اخیر گفته است: «مردم ایران یارانه نمی خواهند و به جای آن باید برای مردم کار ایجاد کرد».
@dolatebaharchannel
وعده پرداخت ماهانه حداقل یک سکه بهار آزادی توسط اکبر رفسنجانی به مردم در سال 84! + سند
http://www.dolatebahar.com/view/239945/
@dolatebaharchannel
http://www.dolatebahar.com/view/239945/
@dolatebaharchannel
... دلزده و خسته نباشید ای قوم / در قافله احمدی نژادی مانده ست...
طرح از: خط شکن @khatshekan_graphic
کانال دولت بهار: @dolatebaharchannel
طرح از: خط شکن @khatshekan_graphic
کانال دولت بهار: @dolatebaharchannel
حال و هوای آمل در آستانه سفر دکتر احمدی نژاد به روایت کمال رستمعلی
http://www.dolatebahar.com/view/239964/
کانال کمال رستمعلی: @rostamali
کانال دولت بهار: @dolatebaharchannel
http://www.dolatebahar.com/view/239964/
کانال کمال رستمعلی: @rostamali
کانال دولت بهار: @dolatebaharchannel
Forwarded from دولت بهار
مدیران کانالهای انقلابی پربازدید که علاقمند به تبادل تبلیغ با کانال دولت بهار هستند پیام بدهند: @dolatebahar
با تلاش بی وقفه فتنه گران و مخالفان، تا این لحظه تعداد کسانی که با امضای طومار اعلام کرده اند در مراسم سخنرانی دکتر احمدی نژاد در آمل حضور نخواهند یافت به 600 نفر رسیده است. آمل بیش از 343 هزار نفر جمعیت دارد! @dolatebaharchannel
Forwarded from عبدالرضاسلطانی
☢ بخیه و ما أدارک بخیه!
«طوری رفتار نکنیم که اگر به طور مثال مریض در حال مرگی از عمل جراحی سالم بیرون آمد٬ بخواهیم از جای بخیه ایراد بگیریم.»
☯ دکتر حسن روحانی/۱۶ فروردین ۱۳۹۵
👈چند پرسش ساده و انحرافی:
آقای دکتر(!) اگر جسارت نیست٬ می شود بفرمائید از کجا مدرک گرفته اید؟! از آنجا این پرسش به ذهن من بی سواد بی شناسنامه ی اجیر شده خطور کرد که هرچقدر فکر می کنم در نمی یابم که:
☑️ جنابعالی چگونه این بیمار را معاینه کردید؟
☑️ چطور بیماری او را «تومور هسته ای» تشخیص دادید؟
☑️ چرا برایش نسخه عمل در اتاق های خارجی پیچیدید؟
و در نهایت
☑️ با کدام منطق دست به آن عمل جراحی طویل المدت زدید؟
✅ بیرون کشیدن قلب راکتور هسته ای٬ قطع رگ های اتصالات سانتریفیوژها٬ سیمان ریختن به درون محفظه و لوله های آب سنگین٬ بیرون ریختن خون کیک زرد و اکسید کردن آن عصاره غنی شده٬ همه به جهنم (تکه کلام خودتان است) می شود بفرمائید چرا مریض منظور نزدیک به «ده صد روز» است که از اتاق ICU خارج نمی شود؟
@abdorezasoltani
«طوری رفتار نکنیم که اگر به طور مثال مریض در حال مرگی از عمل جراحی سالم بیرون آمد٬ بخواهیم از جای بخیه ایراد بگیریم.»
☯ دکتر حسن روحانی/۱۶ فروردین ۱۳۹۵
👈چند پرسش ساده و انحرافی:
آقای دکتر(!) اگر جسارت نیست٬ می شود بفرمائید از کجا مدرک گرفته اید؟! از آنجا این پرسش به ذهن من بی سواد بی شناسنامه ی اجیر شده خطور کرد که هرچقدر فکر می کنم در نمی یابم که:
☑️ جنابعالی چگونه این بیمار را معاینه کردید؟
☑️ چطور بیماری او را «تومور هسته ای» تشخیص دادید؟
☑️ چرا برایش نسخه عمل در اتاق های خارجی پیچیدید؟
و در نهایت
☑️ با کدام منطق دست به آن عمل جراحی طویل المدت زدید؟
✅ بیرون کشیدن قلب راکتور هسته ای٬ قطع رگ های اتصالات سانتریفیوژها٬ سیمان ریختن به درون محفظه و لوله های آب سنگین٬ بیرون ریختن خون کیک زرد و اکسید کردن آن عصاره غنی شده٬ همه به جهنم (تکه کلام خودتان است) می شود بفرمائید چرا مریض منظور نزدیک به «ده صد روز» است که از اتاق ICU خارج نمی شود؟
@abdorezasoltani
نقدی بر سوارکاری صرف، روی نداشته های دولت یازدهم / اَبَر گفتمان احمدی نژاد دقیقا چیست؟!
عباس مهدوی
امروز جریان «زر و زور و تزویر» در دو جبههی «جمودیت دینی» و «جهالت سکولاری» به نحو احسن عمل کرده و گفتمان ناحق خود را با گوشت و پوستواستخوان قربانیانش عجین ساخته است.
از یکسو با جماعتی طرف هستیم که بهشدت دلبسته و شیفتهی انقلاب هستند و در این مهم آنچنان تعصبدارند که حتی حاضرند جانشان را فدا کنند؛ اما در حقیقت تنها جماعتی «عقل و هوش به چشم و گوش» هستند که عقل و تفکر خویش را بهطورکلی تعطیل کرده و در اختیار کسانی قرار دادهاند که بهزعم ایشان «همهچیزتمامان حزباللهیبودن» هستند.
کافی است تا از فلان صنف یا گروه باشید، فلان سابقه را داشته باشید و البته به علت سطح معلوماتتان و نقشتان در ایجاد توازن در مقابل فلانی، بزرگی از شما تقدیری کرده و حتی لقبی داده باشند، اینک شما برای این جماعتِ «حزباللهی قشری» در حکم وحی مُنزَل و کتاب قرآن هستید که نه در شما و نه در اطرافیان و خاصان شما هیچگونه اشتباه و خطایی متصور نخواهد بود!
البته این جماعت بهشدت اهل مطالعه بوده و عموماً در دورهها و حلقههای مطالعاتی بهویژه در آثار «شهید مطهری» مشارکت دارند، اما درنهایت این «ترازوهای ولایتسنجی» هستند که پیام و نتیجهی این کتب را شرح داده و توضیح میدهند یا بهتر بگویم، تعیین میکنند! حالا شما بیا و بیانات رهبر انقلاب را موبهمو در مقابل ایشان قرار بده، چه توفیر؟ که «خدایان بصیرت» فهماندهاند «رهبری چون پدری مهربان است که به همه لطف دارد، حتی منحرفی مثل احمدینژاد!»
مهمترین کاربرد این جماعت برای شیاطین، تکفیر «علمداران جبههی عدالت و توحید» و بهویژه دلزده کردن مردم از حزباللهیجماعت است تا آنجا که بعضاً مشاهدهشده اگر به پسر یا دختری مؤمن، فردی حزباللهی و حافظ قرآن، پیشنهاد داده شود، در صورت عدم آشنایی پیشین، ته دلش نگران میشود که مبادا نتیجهی این انتخاب، زندگیای پر از خشکی، تعصب، تنش و انزوای باشد!
از سوی دیگر اما «عقل و هوش و چشم و گوشانی» هستند افتاده از آنطرف بام! کسانی که از «غربزدگی» به «غربپرستی» رسیده و خدایانی از جنس «سکولار» یا حتی «معمم لیبرال» برگزیدهاند؛ منطقشان را «من و تو» عقیدهشان را «صدای آمریکا» و تحلیلشان را «بیبیسی فارسی» تعیین میکند. گرچه عموماً کتاب نمیخوانند اما اگر هم بخوانند، قرآنشان آثار اندیشمندان غربی است و در صورت گوشهچشمی به داخل هم سادهانگاری است که فکر کنید «خدایان روشنفکری» مجالشان خواهند داد تا از «شریعتی» به «خمینی» برسند!
ایشان اگرچه در موقع لزوم تبدیل به اوباشی خشن و ویرانگر میشوند، اما بهطورکلی موجوداتی ملوس! روشنفکر و جذاباند و در مقابل دافعهی «حزباللهیان قشری» صاحب جاذبهای درخور توجه هستند؛ هرچه باشد جامعه اگر بیشتر به این سمت کشیده شود برای «شیاطین زر و زور و تزویر» مناسبتر است.
در این میان، جریان «عدالت و توحید» قرار دارد که باوجودآنکه بزرگانشان در تهران به تبیین و تشریح آرمانها و اهداف امام و انقلاب مشغولاند ولی در کل، نه حلقهی مطالعاتی دارند و نه در سطح کشور جلسات منظم و منسجم برگزار میکنند و نه حتی کتابی برای معرفی گفتمانشان در کتابفروشیها یافت میشود. البته از حق نگذریم، یکی دو پایگاه اطلاعرسانی فعال و چندین کانال باخاصیت و بیخاصیت دارند و اَبَرگروههایی (سوپرگروه) که حداقل اینبنده به علت کثرت پیامهای پشتسرهمی و فلهایشان ترکشان کردهام. بعید هم میدانم حتی در بدنهی این جریان معلوم شده باشد این «سوپرگفتمان احمدینژادی» که زمانی مطرح میشد دقیقاً چیست؟ -و بیشک کلمهی فرنگی «سوپر» باکلاستر از معادل فارسی آن «اَبَر» است- یا اصلاً خروجی مباحث شناخت اندیشههای امام خمینی چیست؟ باز خدا را شکر که دکتر احمدینژاد هرازگاهی سخنرانی دارند!
متأسفانه در بدنهی این گروه هرچه هست عمدتاً سوارکاری بر موج نداشتههای دولت یازدهم در مقابل داشتههای دولتهای نهم و دهم است؛ اما بهراستی شعار «عدالت و توحید» در پی چیست؟ آیا ما نیز دنبال آنیم که امپریالیستی نو بیافرینیم؟ مثلاً همهی آن مقاومتی که در دوران هشتسالهی پیشین شاهد آن بودیم برای آن بود که درنهایت از «پیرامون» به «مرکز» رسیده، «کدخدایی» را از امریکا گرفته و تنظیم امور «رعایا»، نظارت بر «خراجگزاران» و سرکوب «وحشیها» را خود بهدست گیریم؟ بهراستی این شعار در پی چیست؟ آیا تاکنون اندیشهاید اگر دولت تدبیر و امید(؟!) در برنامههایش موفق میشد و مثلاً همین «برجام» نتایج مورد ادعا را در پی داشت امروز جریان «عدالتخواهی» چه توجیهی برای حقانیت راهی که به خاطرش بیش از 300 هزار شهید دادهایم و دکتر احمدینژاد علم آن را بهدست گرفته و بلند کرده است، میداشتیم؟
عباس مهدوی
امروز جریان «زر و زور و تزویر» در دو جبههی «جمودیت دینی» و «جهالت سکولاری» به نحو احسن عمل کرده و گفتمان ناحق خود را با گوشت و پوستواستخوان قربانیانش عجین ساخته است.
از یکسو با جماعتی طرف هستیم که بهشدت دلبسته و شیفتهی انقلاب هستند و در این مهم آنچنان تعصبدارند که حتی حاضرند جانشان را فدا کنند؛ اما در حقیقت تنها جماعتی «عقل و هوش به چشم و گوش» هستند که عقل و تفکر خویش را بهطورکلی تعطیل کرده و در اختیار کسانی قرار دادهاند که بهزعم ایشان «همهچیزتمامان حزباللهیبودن» هستند.
کافی است تا از فلان صنف یا گروه باشید، فلان سابقه را داشته باشید و البته به علت سطح معلوماتتان و نقشتان در ایجاد توازن در مقابل فلانی، بزرگی از شما تقدیری کرده و حتی لقبی داده باشند، اینک شما برای این جماعتِ «حزباللهی قشری» در حکم وحی مُنزَل و کتاب قرآن هستید که نه در شما و نه در اطرافیان و خاصان شما هیچگونه اشتباه و خطایی متصور نخواهد بود!
البته این جماعت بهشدت اهل مطالعه بوده و عموماً در دورهها و حلقههای مطالعاتی بهویژه در آثار «شهید مطهری» مشارکت دارند، اما درنهایت این «ترازوهای ولایتسنجی» هستند که پیام و نتیجهی این کتب را شرح داده و توضیح میدهند یا بهتر بگویم، تعیین میکنند! حالا شما بیا و بیانات رهبر انقلاب را موبهمو در مقابل ایشان قرار بده، چه توفیر؟ که «خدایان بصیرت» فهماندهاند «رهبری چون پدری مهربان است که به همه لطف دارد، حتی منحرفی مثل احمدینژاد!»
مهمترین کاربرد این جماعت برای شیاطین، تکفیر «علمداران جبههی عدالت و توحید» و بهویژه دلزده کردن مردم از حزباللهیجماعت است تا آنجا که بعضاً مشاهدهشده اگر به پسر یا دختری مؤمن، فردی حزباللهی و حافظ قرآن، پیشنهاد داده شود، در صورت عدم آشنایی پیشین، ته دلش نگران میشود که مبادا نتیجهی این انتخاب، زندگیای پر از خشکی، تعصب، تنش و انزوای باشد!
از سوی دیگر اما «عقل و هوش و چشم و گوشانی» هستند افتاده از آنطرف بام! کسانی که از «غربزدگی» به «غربپرستی» رسیده و خدایانی از جنس «سکولار» یا حتی «معمم لیبرال» برگزیدهاند؛ منطقشان را «من و تو» عقیدهشان را «صدای آمریکا» و تحلیلشان را «بیبیسی فارسی» تعیین میکند. گرچه عموماً کتاب نمیخوانند اما اگر هم بخوانند، قرآنشان آثار اندیشمندان غربی است و در صورت گوشهچشمی به داخل هم سادهانگاری است که فکر کنید «خدایان روشنفکری» مجالشان خواهند داد تا از «شریعتی» به «خمینی» برسند!
ایشان اگرچه در موقع لزوم تبدیل به اوباشی خشن و ویرانگر میشوند، اما بهطورکلی موجوداتی ملوس! روشنفکر و جذاباند و در مقابل دافعهی «حزباللهیان قشری» صاحب جاذبهای درخور توجه هستند؛ هرچه باشد جامعه اگر بیشتر به این سمت کشیده شود برای «شیاطین زر و زور و تزویر» مناسبتر است.
در این میان، جریان «عدالت و توحید» قرار دارد که باوجودآنکه بزرگانشان در تهران به تبیین و تشریح آرمانها و اهداف امام و انقلاب مشغولاند ولی در کل، نه حلقهی مطالعاتی دارند و نه در سطح کشور جلسات منظم و منسجم برگزار میکنند و نه حتی کتابی برای معرفی گفتمانشان در کتابفروشیها یافت میشود. البته از حق نگذریم، یکی دو پایگاه اطلاعرسانی فعال و چندین کانال باخاصیت و بیخاصیت دارند و اَبَرگروههایی (سوپرگروه) که حداقل اینبنده به علت کثرت پیامهای پشتسرهمی و فلهایشان ترکشان کردهام. بعید هم میدانم حتی در بدنهی این جریان معلوم شده باشد این «سوپرگفتمان احمدینژادی» که زمانی مطرح میشد دقیقاً چیست؟ -و بیشک کلمهی فرنگی «سوپر» باکلاستر از معادل فارسی آن «اَبَر» است- یا اصلاً خروجی مباحث شناخت اندیشههای امام خمینی چیست؟ باز خدا را شکر که دکتر احمدینژاد هرازگاهی سخنرانی دارند!
متأسفانه در بدنهی این گروه هرچه هست عمدتاً سوارکاری بر موج نداشتههای دولت یازدهم در مقابل داشتههای دولتهای نهم و دهم است؛ اما بهراستی شعار «عدالت و توحید» در پی چیست؟ آیا ما نیز دنبال آنیم که امپریالیستی نو بیافرینیم؟ مثلاً همهی آن مقاومتی که در دوران هشتسالهی پیشین شاهد آن بودیم برای آن بود که درنهایت از «پیرامون» به «مرکز» رسیده، «کدخدایی» را از امریکا گرفته و تنظیم امور «رعایا»، نظارت بر «خراجگزاران» و سرکوب «وحشیها» را خود بهدست گیریم؟ بهراستی این شعار در پی چیست؟ آیا تاکنون اندیشهاید اگر دولت تدبیر و امید(؟!) در برنامههایش موفق میشد و مثلاً همین «برجام» نتایج مورد ادعا را در پی داشت امروز جریان «عدالتخواهی» چه توجیهی برای حقانیت راهی که به خاطرش بیش از 300 هزار شهید دادهایم و دکتر احمدینژاد علم آن را بهدست گرفته و بلند کرده است، میداشتیم؟
اینحقیر چندی پیش به «دولت بهار» پیشنهاد داده بودم تا بخش ثابتی برای تبیین و تشریح آرمانهای دکتر احمدینژاد داشته باشد و حتی آنانی که با وی ارتباط و نزدیکی بیشتری دارند نسبت به انتشار کتابی با محوریت افکار ایشان همت گمارند. لازم است مباحث مربوط به «عدالت و توحید» بهویژه بیانات امام راحل و امام خامنهای بهصورت تحلیلی ارائه و در ادامه به بحث گذاشته شود؛ اما نباید به کجراههای رویم که حلقههای مطالعاتی آثار شهید مطهری و جلسات بهاصطلاح «بصیرتافزایی» دچار آن شدهاند، قرار نیست یک نفر استاد و گوینده و چند نفر شاگرد و شنونده باشند! بلکه قرار است زیر نظر افراد مطلع و آگاه، مباحث موردمطالعه به بحث و مناظره میان اعضای حلقهها گذاشته شود. گروهها و کانالهای اجتماعی باید فراتر از انتشار اخبار روزانه و پوستر و غیره محلی برای تضارب آرا و بحث منطقی باشد نه احساسی.
باید تمامی پیروان «عدالت و توحید» با همهی اختلافنظرها و حتی دعواها و دلخوریهای سال 92، گرد همآیند و به تضارب آرا و اندیشه بپردازند؛ باید مردم بدانند وقتی میگوییم «عدالت و توحید»، وقتی از «اقتصاد مقاومتی»، «آرمانهای امام خمینی» و چه و چه میگوییم یعنی چه و دقیقاً به کجا میخواهیم برویم؟
دقت بفرمایید که امروز آنانی که سینهچاک دولت یازدهم هستند و هاشمی رفسنجانی را تنها حافظ کشور میدانند، خیلی خوب با مشکلات موجود آشنا و دستبهگریبان هستند ولی وقتی در منطق ایشان برای رفاه و خوشبختی چارهای جز دستبهدامانی غرب و پیرامونی قدرتی بزرگ نیست چرا باید مخالف جریانی باشند که در سایهی آن بیشتر احتمال افتادن به دامان غرب و آمریکا میرود؟ چگونه تا پیش از قبولاندن اشتباه این منطق ممکن است با ما شوند؟ و مسلماً کسی که با گفتمان و ایدئولوژی «عدالت و توحید» آشنا شده و دلباختهی آن گردد برای نیل بدان هدف، تمامی سختیها را به جان خواهد خرید خصوصاً اگر این میل و رغبت در پی تعقل و تفکر باشد نه قلیان احساسات!
بهتر است این یکسالواندی باقیمانده به انتخابات دولت دوازدهم بیشتر از نقد دولت یازدهم و دفاع صرف و کمی از عملکرد دولتهای نهم و دهم، به تبیین گفتمان «عدالت و توحید» و برنامههای آن برای پیشرفت کشور و بسط عدالت جهانی با هدف زمینهسازی ظهور منجی بپردازیم. در این مهم وظیفهی رسانههای پرمخاطب عدالتخواه نظیر «دولت بهار» بیشتر احساس میشود.
ـــــــــــــــــــــــــــ
طبق نظریهی برخی از اندیشمندان آمریکایی، هرم قدرت جهانی از بالای هرم به پایین شامل: لرد بزرگ کدخدا یا همان آمریکا ، رعایا دیگر امپریالیستها مثل گروه 7 ، خراجگزاران کشورهای پیرامونی و جهانسومی و وحشیان مردم ساکن ممالک پیرامون میشود. برای مطالعهی بیشتر مراجعه کنید به: دکتر همایون الهی، شناخت ماهیت و عملکرد امپریالیسم، نشر قومس، چاپ سوم 1387.
@dolatebaharchannel
باید تمامی پیروان «عدالت و توحید» با همهی اختلافنظرها و حتی دعواها و دلخوریهای سال 92، گرد همآیند و به تضارب آرا و اندیشه بپردازند؛ باید مردم بدانند وقتی میگوییم «عدالت و توحید»، وقتی از «اقتصاد مقاومتی»، «آرمانهای امام خمینی» و چه و چه میگوییم یعنی چه و دقیقاً به کجا میخواهیم برویم؟
دقت بفرمایید که امروز آنانی که سینهچاک دولت یازدهم هستند و هاشمی رفسنجانی را تنها حافظ کشور میدانند، خیلی خوب با مشکلات موجود آشنا و دستبهگریبان هستند ولی وقتی در منطق ایشان برای رفاه و خوشبختی چارهای جز دستبهدامانی غرب و پیرامونی قدرتی بزرگ نیست چرا باید مخالف جریانی باشند که در سایهی آن بیشتر احتمال افتادن به دامان غرب و آمریکا میرود؟ چگونه تا پیش از قبولاندن اشتباه این منطق ممکن است با ما شوند؟ و مسلماً کسی که با گفتمان و ایدئولوژی «عدالت و توحید» آشنا شده و دلباختهی آن گردد برای نیل بدان هدف، تمامی سختیها را به جان خواهد خرید خصوصاً اگر این میل و رغبت در پی تعقل و تفکر باشد نه قلیان احساسات!
بهتر است این یکسالواندی باقیمانده به انتخابات دولت دوازدهم بیشتر از نقد دولت یازدهم و دفاع صرف و کمی از عملکرد دولتهای نهم و دهم، به تبیین گفتمان «عدالت و توحید» و برنامههای آن برای پیشرفت کشور و بسط عدالت جهانی با هدف زمینهسازی ظهور منجی بپردازیم. در این مهم وظیفهی رسانههای پرمخاطب عدالتخواه نظیر «دولت بهار» بیشتر احساس میشود.
ـــــــــــــــــــــــــــ
طبق نظریهی برخی از اندیشمندان آمریکایی، هرم قدرت جهانی از بالای هرم به پایین شامل: لرد بزرگ کدخدا یا همان آمریکا ، رعایا دیگر امپریالیستها مثل گروه 7 ، خراجگزاران کشورهای پیرامونی و جهانسومی و وحشیان مردم ساکن ممالک پیرامون میشود. برای مطالعهی بیشتر مراجعه کنید به: دکتر همایون الهی، شناخت ماهیت و عملکرد امپریالیسم، نشر قومس، چاپ سوم 1387.
@dolatebaharchannel
گروه احمدی نژادیهای شاهد و ایثارگر با مدیریت زهیر معصومی، فرزند سردار شهید ابراهیم علی معصومی، فرمانده گردان کمیل فعال شد.برای عضویت روی لینک (جدید) کلیک کنید:
https://telegram.me/joinchat/BcdgvT1xDK-qnPfC8dNiFA
https://telegram.me/joinchat/BcdgvT1xDK-qnPfC8dNiFA
Forwarded from عبدالرضاسلطانی
تبلیغات زودهنگام محمود احمدی نژاد شروع شد/ رسانه های مخالف به صورت رایگان تبلیغات وی را به عهده گرفتند
@hamidmashayekhirad
@hamidmashayekhirad
خبرگزاری بسیج/ خط واحد بی بی سی و مطبوعات فتنه؛ خطری به نام احمدی نژاد! @dolatebaharchannel
نگرانی پوپولیستهای 92 برای انتخابات 96
دولت بهار: یک سایت حقالعملکار حامی دولت نسبت به تک دورهای ماندن ریاست جمهوری روحانی و عدم انتخاب مجدد وی ابراز نگرانی کرد.
به گزارش دولت بهار، کیهان نوشت:
سایت «ع-الف» با بیان اینکه «روحانی برای حضور و پیروزی در انتخابات سال آینده، کار سختی را پیش رو دارد و واقعاً نمیتوان گفت که او نیز همانند رؤسای جمهور قبلی و به سنت مألوف، برای بار دوم رئیس جمهور خواهد شد یا خیر؟» نوشت: روحانی، برنامههای دولتش را براساس یک اولویتبندی منطقی پیش میبرد. او و تیمش میدانند که گره عمده اقتصاد کشور در شرایط حاضر، تحریمها هستند بنابراین، او بلافاصله بعد از به دست گرفتن قدرت، بدون فوت وقت، مذاکرات هستهای را دنبال کرد.
این سایت در ادامه با بیان اینکه بسیاری از مردم ادعای پیروزی و موفقیت دولت را نمیفهمند نوشت: مشکل روحانی این است که نمیتوان در اقتصاد «معجزه» کرد و تمام آثار مخرب تحریمها و سوء مدیریتهای گذشته را در کوتاه مدت رفع و رجوع نمود. بنابراین، رسیدن آثار لغو تدریجی تحریمها به سفره مردم، زمانبر است. اقشار آگاه جامعه، این نکته را میدانند ولی بسیاری از مردم به ویژه در طبقات کمدرآمد، واقف بر این ظرائف نیستند و تصور میکنند که معنای لغو تحریمها، ارزانی و فراوانی فوری است(!) کما این که بعد از توافق هستهای، برخی در جشن خیابانی، در یک دست اسکناس یک دلاری و در دست دیگر، اسکناس هزار تومانی داشتند، بدین معنا که با این توافق هر دلار، هزار تومان خواهد شد!
این سایت، سپس ادعا میکند: جریان مخالف القا میکند که روحانی کاری برای معیشت مردم انجام نداده است. آنها استاد عملیات پوپولیستی هستند.
تقابل روحانی و پوپولیستها در انتخابات سال آینده، تکرار ماجرای معروف «نقش مار و نوشته مار» خواهد بود. نقاش مار، امیدوار به جهالت مردم خواهد بود و نویسنده مار، دلبسته سوادشان. این مطلب از سوی سایتهای دیگر از جمله سایت گروهک ملی-مذهبی هم بازنشر پیدا کرده است.
درباره این قبیل تحلیلهای آمیخته با دلواپسی و اضطراب شایان یادآوری است که این اضطراب قبل از هر چیز محصول ایجاد توقعات و انتظاراتی است که آقای روحانی و حامیانش به خاطر پیروزی انتخاباتی به هر قیمت در سال 91 و 92 به آن دامن زدند و اگر قبل از انتخابات- به مثابه پوپولیسم- برای این طیف مفید بود، پس از آن کاملاً معکوس عمل کرده است و بنابراین نمیتوان پوپولیسم را در اتاقهای عملیات روانی به پوپولیسم خوب و پوپولیسم بد (خودی و غیرخودی!) تقسیم کرد.
ثانیاً این ادعا که «گره عمده اقتصاد کشور تحریمهاست» از نگاه همه صاحبنظران و حتی حامیان کارشناس دولت مردود است چه اینکه سخنوران و نظریهپردازان و نویسندگان همسو با دولت فعلی به هنگام تخطئه دولت قبلی به تصریح میگفتند که تنها 10 یا حداکثر 30 درصد مشکلات به تحریمها مربوط میشود و 70 تا 90 درصد مشکل مربوط به سوء مدیریت و بیکفایتی و عدم کاربست تدابیر اقتصادی است. به همین دلیل هم اکنون از نگاه عوام و خواص معلوم شده که کوه برجام کذایی موش زاییده و با سوغاتی از این دست کام مردم شیرین نمیشود. نگرانی بعدی حامیان حزبی و باندی دولت از همین جا ناشی میشود که جز پیشنهاد امتیاز دادن یکطرفه به غرب و توافق به هر قیمت- که اکنون هیچ اثری از خواص آن باقی نمانده - چیزی برای عرضه به مردم به عنوان سند کفایت و کاربلدی و کارآفرینی و گرهگشایی در چنته ندارند و این واقعیت روز به روز و هفته به هفته در پسابرجام برای مردم بیشتر معلوم میشود و این تازه در میانه ماه سوم از اجرای برجام است.
اما درباره عکس مار و نوشتن مار و اغواگریهای پوپولیستی نیز جا دارد بپرسیم چه کسانی از 30 ماه پیش به مردم میگفتند طرف 100 روز یا حداکثر 30 ماه میتوانیم گشایش و رونق اقتصادی درست کنیم یا چه کسانی سال 93 و سپس 94 گفتند از رکود خارج شدیم و رونق اقتصادی آغاز شده اما در پایان هر سال اذعان کردند که رکود اقتصادی عمیقتر شده است. آن 170 میلیون دلاری که قرار بود هر روز با آغاز اجرای برجام به خزانه ما بیاید- ماهانه 5 میلیارد دلار و در یک سال 60 میلیارد دلار- در سومین ماه اجرای برجام کجاست یعنی کشور در همین سه ماهه پس از اجرای برجام 15 میلیارد دلار به دست آورده است؟ دقیقاً کجاها؟!
براساس همین واقعیتها حق باید داد که جریانهای کاسب حامی دولت از عدم تداوم آن در انتخابات سال 96 نگران باشند هر چند که در 3 سال اخیر، به اسم ناسزا به کاسبان تحریم، کم از قبل توافق و مذاکره و برجام کاسبی نکردهاند.
یادآور میشود صادق زیباکلام 25 اسفند 94 ضمن یادداشتی در روزنامه شرق تصریح کرد: روحانی با کارنامه اقتصادی موجود، انتخابات 96 را واگذار میکند.
منظور کیهان از سایت حق العمل کار ، سایت عصرایران است. @dolatebaharchannel
دولت بهار: یک سایت حقالعملکار حامی دولت نسبت به تک دورهای ماندن ریاست جمهوری روحانی و عدم انتخاب مجدد وی ابراز نگرانی کرد.
به گزارش دولت بهار، کیهان نوشت:
سایت «ع-الف» با بیان اینکه «روحانی برای حضور و پیروزی در انتخابات سال آینده، کار سختی را پیش رو دارد و واقعاً نمیتوان گفت که او نیز همانند رؤسای جمهور قبلی و به سنت مألوف، برای بار دوم رئیس جمهور خواهد شد یا خیر؟» نوشت: روحانی، برنامههای دولتش را براساس یک اولویتبندی منطقی پیش میبرد. او و تیمش میدانند که گره عمده اقتصاد کشور در شرایط حاضر، تحریمها هستند بنابراین، او بلافاصله بعد از به دست گرفتن قدرت، بدون فوت وقت، مذاکرات هستهای را دنبال کرد.
این سایت در ادامه با بیان اینکه بسیاری از مردم ادعای پیروزی و موفقیت دولت را نمیفهمند نوشت: مشکل روحانی این است که نمیتوان در اقتصاد «معجزه» کرد و تمام آثار مخرب تحریمها و سوء مدیریتهای گذشته را در کوتاه مدت رفع و رجوع نمود. بنابراین، رسیدن آثار لغو تدریجی تحریمها به سفره مردم، زمانبر است. اقشار آگاه جامعه، این نکته را میدانند ولی بسیاری از مردم به ویژه در طبقات کمدرآمد، واقف بر این ظرائف نیستند و تصور میکنند که معنای لغو تحریمها، ارزانی و فراوانی فوری است(!) کما این که بعد از توافق هستهای، برخی در جشن خیابانی، در یک دست اسکناس یک دلاری و در دست دیگر، اسکناس هزار تومانی داشتند، بدین معنا که با این توافق هر دلار، هزار تومان خواهد شد!
این سایت، سپس ادعا میکند: جریان مخالف القا میکند که روحانی کاری برای معیشت مردم انجام نداده است. آنها استاد عملیات پوپولیستی هستند.
تقابل روحانی و پوپولیستها در انتخابات سال آینده، تکرار ماجرای معروف «نقش مار و نوشته مار» خواهد بود. نقاش مار، امیدوار به جهالت مردم خواهد بود و نویسنده مار، دلبسته سوادشان. این مطلب از سوی سایتهای دیگر از جمله سایت گروهک ملی-مذهبی هم بازنشر پیدا کرده است.
درباره این قبیل تحلیلهای آمیخته با دلواپسی و اضطراب شایان یادآوری است که این اضطراب قبل از هر چیز محصول ایجاد توقعات و انتظاراتی است که آقای روحانی و حامیانش به خاطر پیروزی انتخاباتی به هر قیمت در سال 91 و 92 به آن دامن زدند و اگر قبل از انتخابات- به مثابه پوپولیسم- برای این طیف مفید بود، پس از آن کاملاً معکوس عمل کرده است و بنابراین نمیتوان پوپولیسم را در اتاقهای عملیات روانی به پوپولیسم خوب و پوپولیسم بد (خودی و غیرخودی!) تقسیم کرد.
ثانیاً این ادعا که «گره عمده اقتصاد کشور تحریمهاست» از نگاه همه صاحبنظران و حتی حامیان کارشناس دولت مردود است چه اینکه سخنوران و نظریهپردازان و نویسندگان همسو با دولت فعلی به هنگام تخطئه دولت قبلی به تصریح میگفتند که تنها 10 یا حداکثر 30 درصد مشکلات به تحریمها مربوط میشود و 70 تا 90 درصد مشکل مربوط به سوء مدیریت و بیکفایتی و عدم کاربست تدابیر اقتصادی است. به همین دلیل هم اکنون از نگاه عوام و خواص معلوم شده که کوه برجام کذایی موش زاییده و با سوغاتی از این دست کام مردم شیرین نمیشود. نگرانی بعدی حامیان حزبی و باندی دولت از همین جا ناشی میشود که جز پیشنهاد امتیاز دادن یکطرفه به غرب و توافق به هر قیمت- که اکنون هیچ اثری از خواص آن باقی نمانده - چیزی برای عرضه به مردم به عنوان سند کفایت و کاربلدی و کارآفرینی و گرهگشایی در چنته ندارند و این واقعیت روز به روز و هفته به هفته در پسابرجام برای مردم بیشتر معلوم میشود و این تازه در میانه ماه سوم از اجرای برجام است.
اما درباره عکس مار و نوشتن مار و اغواگریهای پوپولیستی نیز جا دارد بپرسیم چه کسانی از 30 ماه پیش به مردم میگفتند طرف 100 روز یا حداکثر 30 ماه میتوانیم گشایش و رونق اقتصادی درست کنیم یا چه کسانی سال 93 و سپس 94 گفتند از رکود خارج شدیم و رونق اقتصادی آغاز شده اما در پایان هر سال اذعان کردند که رکود اقتصادی عمیقتر شده است. آن 170 میلیون دلاری که قرار بود هر روز با آغاز اجرای برجام به خزانه ما بیاید- ماهانه 5 میلیارد دلار و در یک سال 60 میلیارد دلار- در سومین ماه اجرای برجام کجاست یعنی کشور در همین سه ماهه پس از اجرای برجام 15 میلیارد دلار به دست آورده است؟ دقیقاً کجاها؟!
براساس همین واقعیتها حق باید داد که جریانهای کاسب حامی دولت از عدم تداوم آن در انتخابات سال 96 نگران باشند هر چند که در 3 سال اخیر، به اسم ناسزا به کاسبان تحریم، کم از قبل توافق و مذاکره و برجام کاسبی نکردهاند.
یادآور میشود صادق زیباکلام 25 اسفند 94 ضمن یادداشتی در روزنامه شرق تصریح کرد: روحانی با کارنامه اقتصادی موجود، انتخابات 96 را واگذار میکند.
منظور کیهان از سایت حق العمل کار ، سایت عصرایران است. @dolatebaharchannel
دولت بهار/ دکتر احمدی نژاد روز پنجشنبه 19 فروردین پس از سخنرانی در آمل برنامه دیگری ندارد. اخیرا شایعاتی در خصوص حضور دکتر احمدی نژاد در شهر ساری پس از سخنرانی در آمل منتشر شده است که تکذیب می شود. @dolatebaharchannel
31 هزار میلیارد تومان حاصل از اجرای برجام در کجاهزینه شد؟! @dolatebaharchannel