دولت بهار
87.5K subscribers
58.1K photos
20.5K videos
542 files
9.78K links
🔻 نشانی سایت:

➡️ dolatebahar.ir

🔻 اینستاگرام دولت بهار:

https://instagram.com/dolatebahar_com

🔻 پیام به ادمین:

@dolatebahar_admin
Download Telegram
Forwarded from کمال رستمعلی
پیرمرد از یکی از مدافعان آمل پرسید چرا نمی جنگی؟
گفت سنگری ندارم.
پیرمرد کیسه ی شن را کول گرفت،عقب عقب رفت و گفت من سنگر تو! حالا بجنگ...

پ.ن؛آمل؛نوزده فروردین سخنرانی دکتر احمدی نژاد
@rostamali
عصبانیت فتنه گران از سفر دکتر احمدی نژاد به آمل / چرا برای سخنرانی از روحانی اجازه نمی گیرد؟!
http://www.dolatebahar.com/view/238806/
@dolatebaharchannel
Forwarded from کمال رستمعلی
پوستر تبلیغاتی آقای معين سال 84؛
پس از هشت سال بر سر کار بودن دولت همسو و حضور خود آقای معين در دولت؛
دوباره می سازمت وطن!😳😳

@rostamali
Forwarded from محمد حسين حيدری | راوی
بازگشت پارتیزان های عدالت خواه
محمد حسین حیدری

پس از زلزله سیاسی اردیبهشت 90 اردوگاه «عدالت» خلوت شد. از آن مقطع به بعد غالب نیروهای سیاسی و رسانه ای آویزان به محمود احمدی نژاد پس از پروار شدن به قدر کفایت، برای ساختن یک آینده سیاسی – اقتصادی چرب و مطمئن و بی دردسر، دسته جمعی کوچ کردند از اردوگاهی که به طرزی سهمگین و همه جانبه زیر ضرب مخالفان داخلی و دشمنان خارجی انقلاب قرار گرفته و آینده ای برایش متصور نبود و در بهترین حالت می توانست دوره اش را به اتمام برساند. این جماعت از سر دلسوزی و آینده نگری به یکدیگر توصیه می کردند پیش از سقوط ماشین دولت دهم به ته دره بیرون بپرند! نزدیک بودن افق خرداد 92 به عنوان موعد تعیین تکلیف قدرت اجرایی برای بار یازدهم، شانس پیروزی اردوگاه های گوناگون در انتخابات ریاست جمهوری را به اصلی ترین معیار برای گزینش مقصد بعدی، نزد این جماعت آویزان به محمود احمدی نژاد تبدیل کرد.

نیروهای سیاسی – رسانه ای که به کوچ دسته جمعی و در ادامه تیغ کشیدن روی محمود احمدی نژاد تن دادند، یک خصلت مشترک داشتند. برای هیچکدامشان «عدالت» مساله نبود بدین معنی که آرمان عدالت را حتی اگر محترم می داشتند و در مواردی حتی به آن تن می دادند و برای تحققش به طور نسبی تلاش می کردند اما هرگز برایشان حکم مرگ و زندگی را نداشت. غالب آن ها بعضا بدون آنکه خود ملتفت باشند، در عمل تشکیل جمهوری اسلامی را مقصد نهایی انقلاب اسلامی و نه منزلگاهی در مسیر فروپاشی نظم فاسد جهانی و تحقق دولت جهانی انسان کامل می دانستند.

رسوب این تفکر مطلقا محافظه کارانه در کنار برخورداری از مزیت های قابل ملاحظه ای که از همراهی با وضعیت نهادینه شده و مورد توافق فعلی حاصل می آمد، به طور طبیعی موجب می شد که به جای «عدالت»، «امنیت» در قلب منظومه گفتمانی طیف یاد شده قرار بگیرد و همه فضیلت های انقلاب در نسبت با آن تعریف شود. از نظر آن ها «مبارزات عدالتخواهانه محمود احمدی نژاد» تا جایی مشروعیت داشت که با تضعیف جریان غرب گرای داخلی (اصلاح طلبان) «امنیت» را برای اشراف ریش دار ساکن در «مقصد نهایی نهضت» تامین و تداوم رانت حاکمیتشان بر گلوگاه های ثروت را تضمین کند.

به همین خاطر دقیقا پس از به قعر فرستاده شدن غرب گرایان داخلی در 22 خرداد 88 و تحصیل سرمایه اجتماعی 25 میلیونی به عنوان اصلی ترین پشتوانه برای آغاز موج جدید و شاید نهایی مبارزات عدالتخواهانه در ایران، لشگر اشراف ریش دار به صف شدند و در دوسال پایانی دولت دهم شد آنچه نباید می شد. دوستان سابق احمدی نژاد قربة الی الله در کنار غربگرایان داخلی و دشمنان خارجی انقلاب متفقا آرمان زمین زدن احمدی نژاد را دنبال کردند و تا حدود زیادی نیز به اهدافشان رسیدند.

همه آنچه تا بدینجا گفته شد، جز تکرار مکررات تلخ و ملال آور نیست، که آنچه بر سر احمدی نژاد و عدالت آمد جز داستان تکراری همه تاریخ سیاسی ایران و جهان نیست و اساسا چه جای تعجب است از وقوع آن و اگر از کلیشه «عبرت آموزی از تاریخ» فاکتور گرفته شود، اصولا چه فایده ای است در بازگویی آنچه گفته شد؟!

من این زشتی ها و تلخی های سیاسی را نوشتم چون رایحه ای خوش به مشامم رسیده، از این گذارگاه تاریک و مشمئز کننده تاریخ سیاسی معاصرمان عبور کردم تا بشود چند کلمه از زیبایی های سیاست و لذت های کار سیاسی گفت. فکر می کنم بشود به عنوان یک فرمول کلی به جست و جو گران زیبایی در سیاست توصیه کرد، برای یافتن نور و زیبایی در سرتاسر تاریخ این جنگل وحشی همواره رد پای کسانی را دنبال کنند که کلیشه های ثابت «بازی قدرت» را در هم شکسته و به سخره گرفته اند؛ فارغ از اینکه نتایج مبارزاتشان چه بوده است.
Forwarded from محمد حسين حيدری | راوی
آن روز که اردوگاه عدالت از محافظه کاران مدعی خالی شد، سر و کله «رعیت زاده» هایی بی نام و نشان پیدا شد که تفریح سالمشان استهزاء «سیاست مدرن» و «بازی قدرت» بود. اساسا به جز «عدالت» مساله ای نداشتند؛ که عدالت را چکیده همه ارزش های انقلاب می دانستند. مدت ها بود برای هنرنمایی و ایثار پشت صف محافظه کاران چرتکه بدست، معطل بودند. تاریخ تولید غالبشان 27 خرداد 84 بود. پارتیزان(1)ها هر روز به این امید چشم ظاهرشان را باز می کردند که به حماقت کنار زدن «عدالت» به نفع «امنیت» و احمقانه تر از آن تصور «تداوم چنین امنیتی» تحقیرکننده ترین پوزخندها را نثار کنند. حداکثر بضاعتشان وبلاگ بود و هنرشان ساختن تیغ موشکاف از قلم. نه فقط در ساحت «ایدئولوژی» که در ساحت «فرم» نیز انقلابی و ورزیده بودند. گفتند اگر همه عالم در برابر آهنگرزاده مظلوم سمنانی بایستند، ما هستیم؛ همچنان که داخلی و خارجی ایستادند و همچنان که بودند. زنجیره تولیداتشان بارها در برابر موج های امپراتوری رسانه ای رو به رو جفت پا گرفت و بر زمینش زد و «حجت ساز» شد. گزاره محوری شان این بود که دشمنان عدالت نه تنها «هیبت الله» نیستند که «پشم الدین» هم از سرشان زیادی است و تا آن روز که آن مرد با آن مرد روی سکوی اتمام حجت رفت، به جز انگشت شماری، هیچ یک از دشمنان عدالت را سیلی و زخم برهان نزده رها نکردند. برای برهه ای از تاریخ سیاسی ایران زیبایی آفریدند و نگذاشتند در تاریخ ثبت شود آن روز که عدالت به قربانگاه رفت و «احمدی نژاد در محاصره» افتاد، عرصه سیاست و رسانه خالی از «رادمرد» و «جوانزن» بود.

امروز که موتور «سوپر شیعه» روشن شده و «ببر قائم شهر» دوباره به غرش آمده و «ندایی از درون» و «ضمیرخودآگاه» بار دیگر آدرس «آرمانشهر» را می دهند، خالق «خطخطی» و «گوش قرمز» هم مجددا سر حاشیه سازی دارند، انگار که پس از سه سال تلخ، سال احمدی نژادی ها تحویل شده و طلوع «خورشید بامداد» با نغمه های «شاعر و فیلسوف فتیانی» نزدیک است. به فهرست چریک های قدیمی که دوباره دل و دماغ مبارزه پیدا کرده اند، خیلی های دیگر که «خط شکن» و «محب الاولیاء» و از «از جنس حقیقت»ند باید اضافه شوند. «آدم زمینی»، «رودخانه نقره ای»، «لوگوساز انقلابی»، «رئیس جمهور ایرانیان»، «دست نوشته های یک نسل سومی»، «فرزند آزادی»، «عبودیت»، «اکیپ قم و نراق»، «ما همه عمار توایم خامنه ای»، «انسیان» و ... تا ابد هم اگر گوشه نشینی کنند در «حافظه سیاسی»مان ثبتند اما باید برگردند جماعت رندان عالم سوز، باید به تحقیر انقلاب پایان داد، ما قرار نیست فرش از زیر پای آمریکایی ها بکشیم، می خواهیم لختشان کنیم!

***
1- پارتها که یکی از اقوام ایرانی بودند در جنگاوری سبک خاصی داشتند که بعدها به جنگهای پارتیزانی معروف شد. بر اساس فرهنگ معین: چریک، سربازی که به صورت غیرکلاسیک و نامنظم با دشمن می جنگد.
https://telegram.me/heydari_m_h
در سالی که تورم ۱۱.۳درصد اعلام شد/ آب، برق و سوخت با ۳۴.۷درصد رکورد گرانی ۹۴ را شکست

@dolatebaharchannel
نقدینگی هزار هزار میلیاردی منتظر جرقه است تا اقتصاد را نابود کند

@dolatebaharchannel
کاهش 16 درصدی صادرات غیرنفتی در سال 94

@dolatebaharchannel
آمانو: ایران در معرض شدیدترین نظام‌ راستی‌آزمایی هسته‌‌ای جهان قرار دارد

@dolatebaharchannel
اوباما: تهران برای دیدن اثرات رفع تحریم رفتارش را تغییر دهد/ ایران نیازی به استفاده از دلار در معاملات خارجی ندارد

@dolatebaharchannel
احتمال چند نرخی شدن بنزین قوت گرفت

@dolatebaharchannel
بهزاد فراهانی: متأسفانه در سال ۹۴ دولتمردان، اهالی هنر را ندیدند

@dolatebaharchannel
فرشاد مومنی: رشد اقتصادی سال ۹۵ بالا هم باشد، کیفیت ندارد/ هیچ علامت جدی برای خروج از رکود در ۳ سال گذشته دیده نمی شود

@dolatebaharchannel
دولت تدبیر، باغداران را به خاک سیاه نشاند/ عکس: باغهای سیب شهرستان نقده @dolatebaharchannel
سیدمحمدمهدی خازنی در کانال تلگرام خود نوشت:
حدود دوسال پیش بود که سایت دولت بهار در اقدامی جالب،گرو های تلگرامی دولت بهار را در استان های مختلف راه انداخت.تاسیس گروههای استانی دولت بهار درآن مقطع زمانی امری نه چندان منطقی به نظر می آمد چرا که دیگر نه احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود و نه انتخاباتی پیش رو داشتیم تا جریان منتسب به وی از این حرکت بهره جویی نماید.درا این بین نظر مدیریت سایت دولت بهار، تنها سایت حامی رئیس جمهور سابق در آن زمان این بود که احمدی نژاد یک فرد یا یک دسته و حزب نبود بلکه او مبدع تفکری تازه در کشور بود که توانست خیل عظیمی از توده ها ی مردم را به سوی خود مجذوب نماید. دولت بهاربا دید متفاوت از منتقدین این کار، سعی داشت تا ظرفیت های فکری ملّت را منحصرا برای امیال سیاسی نبیند بلکه با دیدی فرا سیاسی در پی توسعه فکری مردم کشور حرکت کند به بیان بهتر چرا نباید کسانی که از تفکر متعالی و انسانی متبلور در احمدی نژاد پیروی می کنند، یک جا گرد نیایند و به تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی ایران نپردازند؛به هر حال آن روز کمتر شخصیت متخصصی در بحث رسانه ،موفقیتی برای این حرکت فارغ از اهداف و امیال آن متصور بود زیرا تلگرام نه تنها به جایگاه امروزش در فضای مجازی دست نیافته بودبلکه حتی بعنوان یک نرم افزار کم اثر ارتباطی ازآن یاد می شد ولیکن مسئولان ذیربط تخریب جریان احمدی نژاد به سادگی از کنار این داستان عبور نمودند.
موضوع گروه های استانی دولت بهار در تلگرام را بی شک سرآغاز بهره برداری جریانات سیاسی با استفاده از این نرم افزار مهجور دیروز و محبوب امروز دانست،بماند که سایت دولت بهار وجریان منتسب به رئیس جمهور سابق با اهدافی متفاوت از دیگر گروه های سیاسی تلگرام را ابزار قرار داد اما در انتخابات هفتم اسفند 94 تمام جریانات سیاسی به غایت از تلگرام سود بردند تا حدی که باتوجه به شرایط فراگیری و نفوذ تلگرام در شهر تهران 30 نفراصلاح طلب تمام کرسی های تهران را مال خود کردند ؛مهم نیست که این رویداد بی سابقه در تهران به دلایل مختلف به وقوع پیوست و اقبال شهرستانی ها به اصلاحات چندان دلچسبشان نبود تا آنجا که برخی اصلاحات چی ها با گستاخی تمام من باب غیض غضب خویش شهرستانی ها را مهمان ادبی کردند که به ز دولت مردان است. دوم خردادی ها به کرات فتح الفتوح بی سابقه شان را مرهون نرم افزار تلگرام بیان نمودندو صد البته که مصداق بارز هرچی پول بدی آش میخوری شدندچراکه بی حد در آن سرمایه گذاری وپول های زیادی خرج کردند.
با تمام تفاسیر فوق الذکر حال دوباره دولت بهار پس از دو سال واندی مترصد آن گشته تا از ثمره بذری که خود آن را اول از همه کاشته را بچیند به عبارت دیگر ،با رویت وضع موجود طیف متبوع خود در پی سرو سامان دادن آنهاست.گروه های تلگرامی که درآن هواداران رئیس جمهور سابق گرد هم آمدند به ضوح و به کثرت در سرتا سر کشور و حتی بیرون از مرز های ایران اعلام موجودیت کردند تا دولت بهار را اینبار نه برای ابداع،که برای اجماع آنان اندک گامی بردارد و از باب معرفی نام و لینک آنها را معرفی نماید.
با این تحرک مسبوق به سابقه از جانب دولت بهاری ها مثل این که برخی وحشت کرده اند که نکند تمام این فعل و انفعالات رخ داده از سوی یکی از معدود رسانه های حامی رئیس دولت سابق برای تصاحب کرسی ریاست قوه مجریه در خرداد 96 خواهد بود در صورتی که دولت بهار ثابت کرده است که چنین فکری در مخیله مدیرانش وجود ندارد علی ایحال مسئولان گماشته برای تخریب هرآنچه که از دولت نهم و دهم وجود دارد،این د فعه در اندیشه نابودی تفکر احمدی نژاد است و برای حذف محبت نسبت به رئیس جمهور سابق از دلهای مردم را بی دریغ تلاش میکند. به هر صورت تنها با اعلام لیست گروه های حامی احمدی نژاد از کانال دولت بهار، شمشیر از غلاف به در آورده اند تا مبادا کسانی که متفاوت از دولت یازدهم می اندیشند علی الخصوص از نوع هوادار رئیس جمهور پیشین کشور، فکر خطایی به ذهنشان خطور کند. رسانه های حامی دولت تدبیر ،تدبیری اندیشیدند تا مخالفین از بدو ظهور وبروز را به حد اعلایش منحدم نموده و این حرکت دولت بهار را با عناوینی چون :هشدار طرحی برای براندازی دولت ملت در جریان است یا احمدی نژادی ها و شورش در فضای مجازی را،مطرح نمودند تا به زعم خود گربه را در پا دری حجله ذبح نموده که هم درس عبرتی باشد برای دیگران وهم پیش از آن که این جریان پرو بال گیرد تکلیفش مشخص شود ولی غافل از آنکه جریان فکری احمدی نژاد از قلب تهران تا دور افتاده ترین نقاط کاکی و زابل و نقده را درنوردیده است. مسئولین ذی ربط و رسانه های سابق الذکر گویا در فکر آن هستند به گونه ای ناشیانه آتشفشان را با برف اطفاء کنند فارغ از غیرممکن بودن این عملیات از سوی آرنولد های نابودگر دولت یازدهم ،متاسفانه همین کار غیر منطقی هم بصورت بسیار ضعیف صورت می پذیرد در صورتی که با صرف این میزان از هزینه می بایست حداقل عوامل کار کشته تری برای این امر گمارده شوند تا نویسنده ی ناشی بر فرض که طرح دولت بهاری ها برای انتخابات96 هم دست به کار شده باشند بازهم نگوید هشدار طرحی برای براندازی دولت مردم مگر در انتخابات باید فقط رئیس دولت یازدهم باشد که این تحرک بر فرض صحتش براندازی محسوب شود یا در بخشی دیگر با تاسی از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که مدام به طرز کودکانه درپی تخریب نظام هستند ، با همان شیوه به تخریب امدی نژاد بپردازد و بگوید:اخبار واصله حاکی است که جریانی که دارای جایگاه های اطلاعات!،تفنگ ،پول،سرمایه ،سایت ،خبرگزاری و ... است، اخیرا طرح شبهه کودتایی علیه دولت ملت دارد تا با پوشش واسطه ای و مرحله ای به اجرا گذارد! ویا اینکه در جای دیگری بگوید شورشی های فضای مجازی هرچند شاید بتواندد یک دولت مجازی تشکیل دهند اما در دنیای واقعی بی شک اعتدالیون و اصولگرایان سنتی اگر عرصه را برخود تنگ بیابند با یک امضا زیر برگه بساط تلگرام را برمیچینند و از این دست اباطیل ؛ که با ادامه این چرند بافی های رسانه ای از سوی مخالفان احمد نژاد باید به رؤسایشان گفت ،ماردونا را باید رها نمایید و غضنفررا بچسبید . دولت یازدهم از این قبیل گل به خودی ها فراوان دریافت کرده و از این دست بازیکنان که بیش از مارادونا هم گل میزنند منتها شم گلزنیشان فقط در گل به خودی بالاست و هیچ استعداد دیگری ندارند ولی باید دید بزرگان سیاسی برای ادامه حیاتشان چه فکری برای این میزان بالا از گل هایی که به اشتباه وارد دروازه خودشان میشود،می کنند.
خلاصه آنکه یادم میاید قدیم پدربزرگم مکرر قصه ذیل را برایم تعریف می کرد وی میگفت همین یک نکته را یاد بگیر نصف را ه عاقبت به خیری را پیمود ه ای : روزی مردی گوش بچه خود بگرفته به حضور پیامبر خاتم رسید. گفت: یا محمد، بارها به این فرزندم گفتم زیاد خرما نخور، موثر نمی‌افتد. او را نزد تو آورده‌ام که بدو همین گویی تا از دم مسیحایی تو تاثیر پذیرد. محمد (ص) فرمود: برو فردا بیا.
رفتند و فردا آمدند. پیامبر فرمود: بچه جان زیاد خرما نخور!
مرد گفت: ای پیامبر خدا، ما را به سخره گرفته‌ای؟ چه بود که این دیروز نگفتی؟
پیامبر فرمود: دیروز خرما خورده بودم. رطب خورده منع رطب چون کند؟

کانال سیدمحمدمهدی خازنی
@seyedmahdikhazenii
کانال دولت بهار
@dolatebaharchannel
در پی درخواست کمک دولت بهار از علاقمندان، برخی مخالفان دکتر احمدی نژاد به لجن پراکنی علیه دولت بهار و تمسخر درخواست کمک از علاقمندان پرداخته اند.

برخی می گویند بروید از اختلاس کنندگان کمک بگیرید!
برخی می گویند بروید از احمدی نژاد بگیرید!
برخی می گویند از جیب خودتان خرج کنید!
برخی می گویند دولت بهار کیسه دوخته!
و ...

جهت اطلاع علاقمندان دولت بهار و مخالفان لازم است به نکاتی اشاره شود:

یک: دولت بهار وابسته به هیچ جایی نیست و از ابتدا خود را تریبون دوستداران دکتر احمدی نژاد تعریف کرده است.

دو: طی قریب به سه سال فعالیت، دولت بهار مطلقا حتی یک نفر حقوق بگیر نداشته و همه کسانی که در دولت بهار قلم زده اند، صرفا براساس علاقه خود به رییس جمهور قلبها فعالیت کرده اند.

سه: کسی جرات ندارد به دولت بهار آگهی بدهد و هزینه های سایت اعم از بروزرسانی نرم افزار و سرور و ... از جیب گردانندگان و کمک محدود برخی علاقمندان تامین شده است.

چهار: تا کنون حتی یک ریال از دفتر دکتر احمدی نژاد و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی به دولت بهار پرداخت نشده و اگر کسی مدرکی خلاف این مدعا دارد منتشر کند.

پنج: از ابتدای تاسیس دولت بهار، با توجه به مشی مردمی آن، درخواست حمایت از هواداران در دستور کار بوده و رسما در سایت شماره حساب منتشر شده و نه تنها این اقدام را منفی نمیدانیم بلکه این امر را لازمه صداقت و فعالیت مردمی می دانیم. با توجه به منشا دولتی اکثر تخریب کنندگان، می توانند از جایگاه خود سواستفاده کرده و پرینت حسابها را هم بگیرند و منتشر کنند تا وضعیت کیسه دولت بهار هم بر همگان عیان شود. در برابر مخالفان هم می توانند در صورت علاقه منابع مالی خود را بگویند و مثلا چگونگی تبدیل 206 قسطی خود به النترای 2015 را تشریح کنند.

شش: تا جایی که اثبات شده، هیچ کدام از اختلاس کنندگان ربطی به دکتر احمدی نژاد و هواداران صدیق وی نداشته اند و دولت بهار هم از این مستثنی نبوده. برعکس، اختلاس برخی عالیجناب زادگان که اسپانسر برخی نان به نرخ روز خوران بوده اند اثبات شده. نان به نرخ روزخورانی که میزبان همپالکی ها و عالیجناب زادگان در سفره خانه های بالای شهر بوده اند + سند

هفت: به مخالفان مواجب بگیر حق می دهیم باور نکنند که ممکن است برخی بخاطر اعتقاد خود نه تنها از مال که درصورت نیاز از آبروی خود هم برای آرمان های والا هزینه کنند و از طعنه ها و زخم های اشقیا خم به ابرو نیاورند.

هشت: دولت بهار مصمم است در سال جدید مستحکم تر و گسترده تر از قبل به فعالیت خود ادامه دهد و در این راه دست یاری به تمام دوستداران و علاقمندان دراز می کند و به کمک همراهان افتخار می کند.

* مخالفان و موافقان می توانند دیدگاه خود را در این زمینه به آیدی دولت بهار ارسال کنند: @dolatebahar

کانال دولت بهار
@dolatebaharchannel
اکران موفق نوروز 95 نوش جان سینمای ایران اما چه خبر از برادران ارزشی انصارحزب الله، حوزه هنری و شهرداری تهران؟!
یادداشت حمید لازمی
http://www.dolatebahar.com/view/239219/
@dolatebaharchannel
شعار "این سینمای فاسد تعطیل باید گردد" را به خاطر می آورید؟!
از "تروریسم" خوب و بد تا "فیلم سخیف" خوب و بد!
محمد محمدی

در روزهای پایانی اسفند سال 90 هم‌زمان با اعلام اسامی فیلم‌های اکران نوروزی سینما پیغام‌وپسغام‌هایی از گوشه و کنار توسط برخی‌ها به گوش می‌رسید، مخالفت‌هایی که در چند روز منتهی به سال نو آبستن حوادثی گردید که بدون شک و بدون لحظه‌ی اغراق نقطه عطفی بود بر کارنامه‌ی مدیریت بحران جواد شمقدری که آن روزها ردای ریاست سازمان سینمایی کشور را بر تن داشت، مدیری که علی‌رغم انتقادهای موجود، یک‌تنه در مقابل اعتراضاتی که همگی ریشه در جریانات غیر هنری و غیرفرهنگی داشت ایستاد و هرگز دمی از شکایت برنیاورد زیرا نفاق برآمده نه از اردوگاه و جبهه‌ی دشمن که این بار از نهاده‌های به‌ظاهر انقلابی و ارزشی کشور سر برآورده بود؛ و یقیناً هیچ مدیری جز ایشان نمی‌توانست این‌چنین نجیبانه در مقابل نهادی‌هایی که روزی قلب تپنده حوزه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی به شمار می‌رفتند به ایستد.

اما همچنان بودند افراد و گروهایی که برای تسویه‌حساب با رئیس‌جمهور وقت فرصت را غنیمت شمرده و با ابزار سینما و تحت عناوینی چون ارزشی، اسلامی و انقلابی زبان به توهین و فحاشی علیه منتخب ملت می‌چرخاندند. منتخبی که در دوران خدمت گذاری با تمام مظلومیتش در حوزه وزارتی فرهنگ و ارشاد _ علی‌الخصوص در چهارساله دوم_ بازهم کارنامه‌ی سنگین، پربار و مثمر ثمری چون آواز گنجشک‌ها، روز سوم، درباره الی، روزهای زندگی، استرداد، به همین سادگی و ... را در تاریخ سینمای ایران به ثبت رساند. حتی فیلم‌های انتقادی آن دوران نیز نقدهای درست و اساسی را مطرح می‌کرد و صدالبته ناگفته نماد که نگارند معتقد به اصل سلامت و مطلوبیت صددرصدی نبوده و نخواهد بود پس طبیعتاً آثار ضعیفی هم ساخته‌وپرداخته شده اما در پایان دوران هشت سال دولت‌های نهم و دهم کارنامه سینمایی موفقی را از خود به‌جای گذاشت ولی در کمال تعجب شاهد بودیم تنها در همین دوران موفق و مطلوب رفتارهای تندی علیه عملکرد حوزه سینما، ازجمله تجمعات، راهپیمای ها و حتی تریبون نماز جمعه رخ داد که همگی آن‌ها تنها و تنها شخص رئیس دولت را هدف قرار داده و نوک پیکارهایشان را به سمت او روانه کردند.

اجازه دهید برای روشن‌تر شدن موضوع مروری هرچند گذار داشته باشیم به اتفاقات رخ‌داده در آن سال‌ها بعد از اعلام اسامی فیلم‌های اکران نوروزی سال 91 زمزمه‌های مبنی بر مخالفت برخی گروه‌ها با تابلوی ارزشی و انقلابی مبنی بر اکران دو فیلم از پنج فیلم نوروزی به گوش رسید با آغاز اکران فیلم‌ها، مخالفت‌ها نیز علنی و با صدای رساتر از تریبون‌های رسمی به گوش می‌رسید تا دو فیلم‌ «گشت ارشاد» و «زندگی خصوصی» در شهرستان‌ها به دستور برخی مقامات از پرده پایین کشیده شد و موجی علیه تخریب دولت را در سطح کشور به راه انداختند.

در اواسط تعطیلات نوروز طی یک حرکت از قبل برنامه‌ریزی‌شده، حوزه هنری و شهرداری که هر دو ارگان، مالکیت بهترین و مجهزترین سینماهای تهران را در اختیار داشتند و هم چنان نیز دارند طی رفتاری خودسرانه و فراقانونی، فیلم‌های نام‌برده را در سینماهای تحت امر خود از پرده پایین کشیده و در توجیه این رفتار غیرقانونی با وقاحت تمام اعلام کردند پای جریمه‌اش می‌ایستیم!

چهارم فروردین در اولین نماز جمعه سال آیت‌الله خاتمی با اعتراض به اکران این دو فیلم و مستهجن خواندن آنان، وزیر فرهنگ و ارشاد وقت را مبرای از این ماجرا برشمرد و عملاً گناه ساخت و تولید چنین فیلم‌های را گردن شخص رئیس‌جمهور انداخت.

در همان روز بعد اقامه نماز به دعوت انصار حزب‌الله راهپیمایی علیه اکران دو فیلم صورت پذیرفت که در آن نمازگزار تهرانی با شعارهای چون:
این سینما مروج فساد است / تعطیل آن برای ما صواب است
این سینمای فاسد تعطیل باید گردد / آن مسئول بی‌غیرت تعزیر باید گردد
سردادند و در پایان نیز بیانه‌ی در چند بند قراءت گردید که بخشی‌ها از آن بیانیه به شرح زیر است:
"یکی از عرصه‌های فتح نشده توسط انقلاب در کشور، عرصه هنر هفتم یا همان سینماست که متأسفانه میراث شوم فساد و فحشا و بیگانه‌پرستی هنوز در شاکله آن نمایان است و تحول درخور چندانی در آن ایجاد نشده است... از همین قماش تحفه‌های شوم و سیاه، دو فیلمی ساخته‌شده که اخیراً با مسئولیت ناشناسی و وارونه انگاری مسئولان وزارت ارشاد در جشنواره فیلم فجر امسال اجازه بروز و جولان یافتند و باوجود محتوای خلاف عفت و خلاف مصالح نظام اسلامی به جایزه اکران نوروزی در سینماهای کشور نائل شدند... جریان انحرافی که دیری است در دولت دهم لانه کرده با چپاول بیت ا مال مسلمین به حمایت مالی از عملیات ضد فرهنگ دینی مشغول است... در خاتمه بار دیگر ضمن تأکید مضاعف بر مطالبه برحق امت انقلابی حزب‌الله صراحتاً اعلام می‌داریم ما تا رفع این غائله مصرانه درخواست خود پافشاری نموده و از راه‌های مشروع پی گیر تحقق این خواسته خواهیم بود."

هم‌چنین یکی از اعضای شورای مرکزی انصار حزب الله نیز در جمع راهپیمایان با اشاره به فیلم گشت ارشاد ابراز کرد:" ... متأسفانه اولین گام برای تضعیف گشت ارشاد را رئیس‌جمهور در یک مصاحبه زنده تلویزیونی برداشت و متعاقب آن زمینه‌های ساخت این فیلم و یک فیلم دیگر که هر دو فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر را به‌نوعی مورد هدف قرار داده‌اند فراهم گردید وی هم‌چنین اشاره کرد: مکتب ما همان مکتب والای اسلام است نه مکتبی که جریان انحرافی نااهل و نامحرم و نفوذی به‌عنوان مکتب ایرانی آن را ترویج می‌کند ... ما روز شنبه مقابل وزارت ارشاد تجمع کردیم روز دوشنبه در همین میدان انقلاب مقابل این سینماها حضور یافتیم که البته بحمدالله اکنون آن فیلم‌ها از پرده این سینماها برداشته‌شده است ...وی همچنین در خصوص شخص وزیر ارشاد دولت دهم نیز گفت: همان‌طور که مستحضرید امام‌جمعه محترم تهران، آیت‌الله خاتمی فرمودند ما شمارا همچون وزیر ارشاد دولت خاتمی (مهاجرانی) منحرفی که امروز سر سفره بیگانگان نشسته است نمی‌دانیم بلکه شما متدین و متعهد هستید. وی در پایان با تأکید بر وعده پیگیری، خطاب به وزیر ارشاد گفت: در صورت عدم اجابت سریع مطالبه مردم و امام‌جمعه تهران مبنی بر عدم قطع اکران دو فیلم گشت ارشاد وزندگی خصوصی، این جمعیت با ادامه انجام‌وظیفه انقلابی خود از راه‌های مشروع پی گیر تحقق این خواسته خواهند بود."

همان‌طور که ملاحظه فرمودید آنچه بیان شد گوشه‌ی از اقدامات برخی نهادها در اعتراض به اکران دو فیلم "گشت ارشاد" و "زندگی خصوصی" بود و درنهایت نیز رئیس وقت سازمان سینمایی تمام تلاش خود را برای حل‌وفصل شدن این موضوع به خرج داد و با تمام فشارهای که حوزه هنری، شهرداری و برخی از نهادهای به‌اصطلاح ارزشی به دولت وارد کردند با اکران کاملاً محدود و تنها در چند سینما دست چندم پایتخت پایان یافت؛ اما سال 91 با تمام مشقاتش گذشت و عمر قانونی دولت دهم نیز به پایان رسید اما در سال جدید و اکران نوروزی در کمال تعجب شاهد اکران دو فیلمی هستیم که متأسفانه نه در کیفیت و نه حتی در کمیت از وضعیت مناسب و داشتن حداقل‌ها برخوردارند. از باب کمیت فیلم که نظرها و تفسیرها فراوان است اما نکته مغفول مانده این روزها بحث محتوایی این دو اثر است که به گواه اغلب منتقدان در سطحی بسیار نازل‌تر و بی‌محتواتر از دو فیلم ذکر رفته قرار دارد. از تمسخر اسلامی و ایرانی بودنمان گرفته تا شوخی‌ها و زشت زننده و مسخره‌بازی‌هایی که به‌هیچ‌وجه درشان یک خانواده ایران نبوده و نخواهد بود به‌وفور می‌توان یافت. فیلم‌هایی که وسعت اکرانشان به استناد تبلیغات شبکه‌های ماهواره‌ی در هزاران کیلومتر آن‌سوتر نیز روی پرده سینماها رفته‌اند و در تهران نیز سانس‌ها برخی سینما به‌صورت متوالی به 40 ساعت اکران بدون توقف نیز کشیده شده و حال با این شرایط بی‌نظیر اکران انتظار می‌رفت همان‌گونه که دوستان همیشه دغدغمند حوزه فرهنگ در آن سال ناگهان ابراز نگرانی کردند و هم‌چنین به قول خودشان یاد فتح عرصه‌ی فتح نشده هنر هفتم افتادن نیز امسال هم‌چنین دغدغه را حداقل در حد بسیار کم ابراز دارند که تا لحظه نوشتن این چند خط نه خانی آمده و نه خانی رفته.