دولت بهار
87.5K subscribers
58.1K photos
20.5K videos
542 files
9.78K links
🔻 نشانی سایت:

➡️ dolatebahar.ir

🔻 اینستاگرام دولت بهار:

https://instagram.com/dolatebahar_com

🔻 پیام به ادمین:

@dolatebahar_admin
Download Telegram
🔴گروه احمدی نژادی های سیستان و بلوچستان
https://telegram.me/joinchat/DEDKrQimQ7XyCp5Wiq0ekg

🔴احمدی نژادی های گنبدکاووس
https://telegram.me/joinchat/CgW-0z5cQX55uogR1aAysg

🔴احمدی نژادی های کاشمر
https://telegram.me/joinchat/BZ96iwIIGEaWhx42Yd2OBg

🔴حامیان احمدی نژاد خدابنده
https://telegram.me/joinchat/C55i3Ae0h2RMVH8YtlKrgw

🔴دانشجویان احمدی نژادی کرمانشاه
https://telegram.me/joinchat/Cbw-JT3fKa35zNFJ4oK54w


ادمین محترم گروه های دیگر استانها و شهرستانها لطفا با ذکر نام و شماره تماس خط متصل به تلگرامشان ،لینک ومشخصات کامل گروه رابه آیدی
@Seyedmahdikhazeni
ارسال نمایند.

ضمنا نام دکتر احمدی نژاد و نام شهرستان می بایست در اسم گروه استفاده شده باشد.

🔵به کانال دولت بهار
@dolatebaharchannel
بپیوندید.
Forwarded from آن مَرد
توهين به روحاني چرا؟
در يكي از گروهها ديدم دو نفر از طرفداران روحاني در مورد شايعه فعال شدن دكتر احمدي نژاد براي انتخابات سال ٩٦ با وعده پرداخت يارانه ٢٥٠ هزار توماني گفتگو ميكردند.
يكيشان با قصد توهين به احمدي نژاد گفت:
يارانه كه جاي خود دارد اگر احمدي نژاد به ملت نفري يه گوني سيب زميني هم بدهد ملت ايران به او راي ميدهند.
علي الظاهر داشتند به احمدي نژاد و ملت بزرگ ايران توهين ميكردند ولي خوب كه ريز شويد ناخواسته داشتند به روحاني توهين ميكردند!
يعني روحاني با اين همه دك و پز و برجام ١ و ٢ و ٣ و ٤ به اندازه يك گوني سيب زميني براي ملت مفيد نبود؟
يعني آن تماس تلفني و آن دست دادن با اوباما و آن قدم زدنها، خنديدنها و تودل جان كري رفتنها اثرش از يك گوني سيب زميني هم كمتر بود؟
يعني اينهمه انرژي كه براي تخريب احمدي نژاد و مقصر جلوه دادن او براي تمامي مشكلات عالم صرف شد باندازه يك گوني سيب زميني كاربرد نداشت؟
يعني سبد كالا با دو كشته و دهها مجروح ارزشش از يك گوني سيب زميني كمتر بود؟
يعني اثر سفرهاي هر روزه اروپايي ها براي سرمايه گذاري در ايران و نتيجه آفتاب تابان برجام در زندگي مردم از يك گوني سيب زميني كمتر است؟
يعني حمايت قطعي خاتمي و رفسنجاني و ميرحسين و كروبي از روحاني در سال ٩٦ حتي به اندازه يك گوني سيب زميني نمي ارزد؟
آخه چرا به روحاني توهين مي كنيد؟
@MuhammadJavadi
منتظران ؛ سالکان مسلح

از اين روايت که ميفرمايد :

" منتظران حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه الشريف - خود را آماده ظهور ميکنند , ولو به يک تير ."

مي فهميم ياران واقعى حضرت.ع. در عين اين که در سير و سلوک پيشرفت کرده اند و بعد مکانى و زمانى را پشت سر گذاشته اند , روحيه ى جنگاورى خود را نيز حفظ کرده اند , يعنى ياران واقعى حضرت " سالکانى مسلح " هستند .

کتاب مبانى معرفتى مهدويت / 160 . @dolatebaharchannel
بی‌بی‌سی: گفت‌وگوی تلفنی اوباما و روحانی پیشنهاد ایران بود/ظریف: همه از عدم انجام ملاقات ناراحت بودند

🔺شبکه دوم تلویزیون بی‌بی‌سی روز پنجشنبه در قالب مستندی با موضوع عمکرد اوباما، روایت جدیدی از مکالمه تلفنی روسای جمهوری ایران و آمریکا در روز 5 مهرماه سال 1392 مطرح کرده است.

🔺در قسمت سوم از مستند «پشت دیوارهای کاخ سفید» با عنوان «خرابش نکن»، بن رودز معاون مشاور امنیت ملی آمریکا می‌گوید: وقتی به نیویورک رسیدیم، هنوز مشخص نبود که آیا این دیدار قرار است برگزار شود یا خیر. هر بار که بنا بود قرار این ملاقات تنظیم شود، اینطور به نظر می‌رسید که آنها با فشارهایی از تهران، پا پس می‌کشند و در نهایت به نظر رسید که برای آنها دشوار است که این ملاقات انجام شود.

🔺در ادامه محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران می‌گوید: می‌دانم که هر دو طرف از اینکه این ملاقات انجام نشده بود، ناراحت بودند و دنبال فرصتی بودند که به نوعی آن را جبران کنند.

🔺گوینده «بی‌بی‌سی» سپس ادعا می‌کند که انجام گفت‌وگوی تلفنی میان روسای جمهور دو کشور پیشنهاد ایران بوده است.

@dolatebaharchannel
خیانت دولت روحانی با تعطیل مسکن مهر به مستاجران/ خانه های ملکی از 64.2 درصد دولت احمدی نژاد به 56.6 کاهش یافت @dolatebaharchannel
آیا "باد" نرخ حقیقی امید به زندگی و آمار خودکشی را به این نقطه رسانده است؟

خودکشی یا انتحار، مرزی است که یک فرد با ناامید شدن مطلق از هرگونه بهبود وضعیت به آن پا می گذارد.
28 بهمن 1392 بود که یک کارمند بازنشسته وزارت نفت، لحظاتی پس از بازدید ریاست محترم جمهور از آن وزارتخانه، به نشانه اعتراض خود را به آتش کشید. در یک بازه زمانی نه چندان طولانی و متعاقب انتشار این خبر ، موجی از اخبار اینگونه رسانه ای شد. دستفروش تبریزی، دانشجوی دختر شیرازی، زن مشهدی، دکه دار خرمشهری، کارگر... و ....، تا اینکه بالاخره ترمز انتشار این اخبار ناامید کننده کشیده شد!
اندکی بعد، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور، 16 مرداد 1393 ، خبر داد: سال گذشته (1392)، 4055 نفر در اثر خودکشی در کشور فوت کردند و این آمار نشان می‌دهد که سلامت روانی جامعه مطلوب نیست!
کمی قبل تر(25 فرودین 1393)، آماری از نرخ خودکشی با ذکر برخی جزئیات رسانه ای شده بود. آمارهایی که نشان می‌داد در 9ماه ابتدایی سال ۹۲ روزی بیش از ۱۱نفر در کشور مرگ مشکوک به خودکشی داشته‌اند. بر اساس آمار اعلام‌شده تا آن تاریخ که از سوی مسئولان سازمان پزشکی قانونی کشور رسانه ای شده بود، در ۹ماهه اول سال 92، سه‌هزار و۱۲۵ نفر خودکشی کرده بودند. از میان این افراد، ۹۸۲نفر زن و دو هزار و ۱۴۳نفر مرد بوداند.
باید از دولت تدبیر و امید پرسید چه عاملی باعث شده که آمار خودکشی در کشوری همچون ایران، با آن عقبه اعتقادات مذهبی و غنای بی نظیر منابع مختلف مادی، اینچنین با تورم فزایند رو به رو شود و از آن فاجعه بارتر، چه عاملی باعث شده بخش قابل توجهی از این خودکشی ها به واسطه "خودسوزی" رقم بخورد؟
به نظر می رسد عدم توجه جدی به بحث معیشت و غیرقابل تحمل شدن وضعیت زندگی مردم، مسبب چنین آمار غیرقابل تحملی است. به واقع چگونه می توان مردمی را که امیدوارانه چشم به دست مسئولان دوخته اند، اینگونه مورد بی توجهی قرار داد؟
آیا بوی تند سوختن پوست و گوشت و مو و استخوان مردم، مشام آقایان را آزار نمی دهد؟
Telegeram.me/adborezasoltani
یادداشت علی ابوطالبی / ما 99 درصدی ها ناگزیر از پس گرفتن زمین هستیم
http://www.dolatebahar.com/view/238706/
@dolatebaharchannel
مسعود ده نمکی: شاید فیلم هاشمی ها را بسازم!

کارگردان سه گانه اخراجی ها در اینستگرام نوشت:
هاشمی ها عنوان فیلمی می تواند باشد که نسل امروز و فردا را با تاریخ معاصر ایران به ویژه نیم قرن اخیر بیشتر آشنا کند، بازیگری توانمند که هم می تواند نقش اپوزیسیون را بازی کند و هم اپوزسیون.

هم رئیسی باشد که بادیگاردهای سیاسی اش دنبال مادام العمر کردن حکومتش باشند و هم خودش معلم دموکراسی.

هم می تواند زیر میز بازی باخته بزند و هم می تواند خود را استاد رعایت اخلاق و قواعد بازی سیاسی جا بزند،هم می تواند چپ ها و ملی مذهبی ها را در دوران قدرتش آب خنک بخوراند هم می تواند پدرخواندگی آنها را در دوران فترتش بکند و قصه شاه و شاه بازی را از افکار عمومی پاک کند.

این بازیگر یک «بند باز سیاسی» است که فلش چپ می زند و به راست می پیچد و بالعکس چون او با هیچکس نیست او با خودش است و بقیه ابزارند؛ درست مثل دهه شصت که دوران موشک خوردن ملت بود او دنبال گفتمان بود و «جنگ جنگ تا یک پیروزی» استراتژی اش و امروز که سایه موشک ها و تحریم ها و تهدیدات هسته ای بالای سر ملت است این بازیگر دنبال گفتمان با دشمن است و موشک ها را توهم می پندارد؛ ولی ای کاش این بازیگر سیاست و آدم هایی از این دست آن موقع که در اوج قدرت بودند به جای بستن دهن منتقدان و سر داده شدن شعار «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» دستشان به توییت می رفت و می نوشتند اشدا علی الکفار رحما بینهم.

راستی آقای هاشمی! سال 70 را به خاطر دارید؟ صف اول نماز جمعه وقتی به جای تملق های همیشگی برخی ها، من شعار اصلاح وضعیت فرهنگی را دادم دولت شما در همان سلولی که شما را در توحید بازجویی کردند چطور با من گفتمان کرد؟ البته نه فقط با من! اگر رفتار متکبرانه دولت شما در دهه هفتاد نبود چرخه قدرت و نقد ساختارها طبیعی پیش می رفت و جای شاکی و متشاکی عوض نمی شد.

اما مطمئناً تاریخ در توییت خلاصه نمی شود.شاید با ساخت این فیلم جوانان خوش قلب کشورم بفهمند که نباید بازیچه کسانی شد که هم از دیوار لانه جاسوسی بالا می روند و هم پایش بیفتد سر زیر آب می کنند و شهید می سازند و هم نقش معلم دموکراسی و مدارا می شوند.

اگر فیلم هاشمی ها را بسازم شاید دیگر نیازی به ساخت فیلمی تاریخی برای ترسیم انحراف خواص و شکل گیری عاشورای سال ۶۱ هجری نخواهیم داشت چون دوران ما پر شده از کسانی که نقش آقاها و آقازاده های صدر اسلام را بازی می کنند.

خدا کند در این صف بند که هر روز پر رنگ تر می شود، آقایان به فکر دین خود باشند نه دنیای خود.

لازم به توضیح است بعد از نگارش این متن هر اتفاقی و رسوایی برای من افتاد این صفحه حک شده بوده و ارادت خود را به حاجی گرینف ها ثابت کردم.
@dolatebaharchannel
یادداشت علی سلیمانیان / روضه‌ی آب در پسابرجام / بیایید تاریخ را از جنگ و تشنگی و مصیبت نجات دهیم!
http://www.dolatebahar.com/view/238734/
@dolatebaharchannel
روضه‌ی آب در پسابرجام
علی سلیمانیان

۱-برجام را که می‌خواستند تحمیل کنند، اولش از فرق سر تا نوک انگشت، ما را محتاج به آن کردند و بی آن فلاکت زده مان. از بهشت پسابرجام چه ها که نسرودند و از نکبت پیشابرجام مویه ها که نکردند و بر آن فلاکت گریبان چاک نمودند و موی پریشان ساختند. خلاصه که همه چیز را به برجام گره زدند و آن‌قدر عجز و لابه و شیون کردند که بفهمانند حتی آب -مایه‌ی حیات- هم در گرو عنایت حضرت کدخداست و این‌جور شد که هستمان را بی‌برجام نیست انگاراندند و مردم را مخیر کردند بین انتخاب مرگ یا برجام!

2- راستش تا پیش از این‌که حرفی از برجام باشد و اصلا این کلمه جعل شود، من نمی‌دانستم این‌قدر برجام‌لازم‌ام و تا این حد محتاجم به آن. از هر مشکلِ موجود و بحران موعودی که حرفی زده می‌شد، انتهایش به برجام می‌رسید تا این‌که دیدیم انگار همه چیزمان به برجام بسته است و در کمال تاسف ما غافل بودیم از آن. برجامِ به این مهمی و این همه غفلت؟! نوبر بود. (اما راستش بین پرانتز بگویم که من هر چه فکر کرده‌ام تا الانش چیزی از ربط آب و برجام نفهمیده‌ام الا این‌که: با آب می‌شود بر «جام» ریخت!)

3-این روند برجامی و نشست و برخاست‌ها با نمایندگان کدخدا و معاشقه‌های کنار آب در ژنو، کار را به جایی رسانید که حتی از عاشورا هم درس مذاکره گرفته شد! و من با خودم هی کلنجار رفتم که این‌ها چگونه از عاشورا درس مذاکره آموخته‌اند و هر چه بیشتر فکر کردم، کم‌تر به نتیجه رسیدم. آخر اگر اهل مذاکره و بده بستان بودند، میز مذاکره که در کوفه نبوده است؟ این‌ها اتفاقا داشتند از همان میز مذاکره فرار می‌کردند که کارشان کشید به کوفه! برجام را شب تاسوعا و عاشورا به خیمه‌های یاران حسین (ع) آوردند اما که بود که امان‌نامه‌ی کدخدارا امضا کند و پای در دوران پسابرجام بگذارد؟! از آن‌ها پیش کشیدن و از این‌ها پس زدن! خلاصه هر جور ماجرا را پیچاندم درس مذاکره از آن بیرون نیامد که نیامد. تا این‌که دیدم هیچ‌جور نمی‌شود چنین درسی از عاشورا گرفت.

لاجرم جایم را عوض کردم و عاشورا را از نگاه طرف دیگر بررسی کردم و آن‌جا بود که پی به راز درس مذاکره‌ی عاشورا بردم. فهمیدم که باید از شکستِ عاشورا و نرفتن پای میز مذاکره با کدخدا درس گرفت و سر عقل آمد و به تمنای آب دست بیعت به کدخدا داد و تاریخ را با مصیبت لب‌ تشنگی به آتش نکشید!

چه می‌گویم؟ مگر امام حسین(ع) جنگش با یزید بر سر آب بود که انتظار بیعت داریم آن هم به پشیزِ آب؟! اصلا قیام حسین(ع) چه ربطی دارد به آب؟

العیاذ بالله. بگذریم.

4- کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا. می‌گویند ماهی را هر وقت که از آب بگیری تازه است. یا جلوی خسارت را از هر کجا که بگیری منفعت است. چه فرق دارد الان هم عاشوراست. بیایید تاریخ را از مصیبتی که دچارش شده نجات دهیم. برویم برای آب با کدخدا مذاکره کنیم. برویم برجام را از آب بگیریم و بیاییم. چاره چیست؟ هان؟ برویم سر وقت حضرت کدخدا و گردن کج کنیم و دلش را نرم. راه آب را باز کنیم و برگردیم و تاریخ را از جنگ و تشنگی و مصیبت نجات دهیم!

5- نعوذ بالله این جنگ زرگری آبی-برجامی، همه چیز را تقلیل داده که هی فکر می‌کنم حسین(ع) سر آب به جنگِ یزید رفت! مگر حسین سر آب قیام کرد؟! چه می‌گویم؟ اصلا آب چه اهمیتی داشت در عاشورا؟ آب کجا و قیام حسین کجا؟ چه جفای بزرگی به امام!

اما می‌گویم بیایید ما بهتر از او عمل کنیم و سر همان آب، برویم و بسازیم با کدخدا. عبرت را برای این روزها گذاشته‌اند. این هم عبرتی است از عاشورا. بگذارید قهرمانان عاشورا، این بار دیپلماتها باشند. بگذارید ما راه دوم را برویم. همان راهی که حسین انتخابش نکرد و تشنه ماند! هر بار که برای قهرمان بودن نباید جنگید. زمانه عوض شده. گاهی هم باید مذاکره کرد، باید تعامل داشت با جهان! باید عزت داد و وعده‌ی آب گرفت.

6- و راستش یادم رفته بود که اصلا ما مشکل آب داریم مگر؟ و مگر راه آب را بسته‌اند که برویم و مذاکره کنیم؟ اصلا راه آب مگر در قبضه‌ی کدخداست؟ و اصلاً چه کسی گفته در آینده‌ی بی‌برجام، مشکل آب خوردن خواهیم داشت؟ و اگر آن مشکل برایمان پیش بیاید، اصلاً چه ربطی به برجام دارد؟ و برجام چه کمکی به حال آب خواهد کرد؟

و باز پاک فراموش کرده‌ام. مگر اصلا حسین برای آب می‌جنگید که ما برای آب هم حتی نه، برای توهم خودساخته ی بی‌آبی مذاکره کنیم؟!

درس نگرفتن ما از عاشورا چقدر عجیب است!

و از آن عجیبتر، درس گرفتن ماست!

7- برجام را به همه چیز حتی آبِ آشامیدنی بستیم و رفتیم برای مذاکره و با کدخدا بستیم و آمدیم.
می‌گویم من هنوز که هنوز است ربط آب و برجام را نفهمیده‌ام. اصلاً آب پیش کشتان. اقل کم همین‌هایی که در متن برجام آمده را محقق کنید حضرات قهرمانان دیپلماسی! بی‌ربطهایش بماند. اصلاً باربط‌هایی که قرار بوده در نتیجه‌ی عمل به برجام هم حاصل شود، و بهشتی که قرار بوده در پسابرجام پدیدار شود هم بماند. همه‌اش پیش‌کشتان. فقط همین‌هایی را که در متن برجام به صراحت آمده را عملی کنید.

چطور وقتی برجام می‌خواستید، آن را به هر چیز با ربط و بی ربطی گره می‌زدید الان برجام این‌همه عاجز و کاغذپاره شده که نمی‌تواند حقوق مصرح ما در متن خودش را هم عملی کند؟

8- بگذارید روضه ام را ختم کنم. روضه‌ی پسابرجام، روضه‌ی آب است. اما نه روضه‌ی آبی که در پیشابرجام خواندند و کار را به برجام رساندند. روضه روضه‌ی برجامی است که به آب بند است.

و اصلا از برجامی که از اولش به آب بند بوده، چه انتظاری می‌شود داشت؟ با آب می‌شود «برجام» ریخت ولی همه اش آب در هاون کوبیدن است.

عین همینی که الان داریم. یک برجام آبکی!

باید نشست و یک دل سیر گریه کرد بر چنین فتح الفتوح دیپلماتیکی که قرار بوده از آب خوردن -که کاملا بی ربط است به برجام- تا ورود فناوری جدید و مدرن هسته ای برای ما به ارمغان بیاورد، ولی هنوز در رفع تحریمها هم مانده.

و بگذارید سانتریفیوژهای نطنز، همان جور خالی خالی، و کاملا آبکی، سرخود بگردند، بلکه روزی رسید که فهمیدیم یک برجام آبکی یعنی چه و چرا نباید به دشمن اعتماد کرد؟!
@dolatebaharchannel
Forwarded from کمال رستمعلی
پیرمرد از یکی از مدافعان آمل پرسید چرا نمی جنگی؟
گفت سنگری ندارم.
پیرمرد کیسه ی شن را کول گرفت،عقب عقب رفت و گفت من سنگر تو! حالا بجنگ...

پ.ن؛آمل؛نوزده فروردین سخنرانی دکتر احمدی نژاد
@rostamali
عصبانیت فتنه گران از سفر دکتر احمدی نژاد به آمل / چرا برای سخنرانی از روحانی اجازه نمی گیرد؟!
http://www.dolatebahar.com/view/238806/
@dolatebaharchannel
Forwarded from کمال رستمعلی
پوستر تبلیغاتی آقای معين سال 84؛
پس از هشت سال بر سر کار بودن دولت همسو و حضور خود آقای معين در دولت؛
دوباره می سازمت وطن!😳😳

@rostamali
Forwarded from محمد حسين حيدری | راوی
بازگشت پارتیزان های عدالت خواه
محمد حسین حیدری

پس از زلزله سیاسی اردیبهشت 90 اردوگاه «عدالت» خلوت شد. از آن مقطع به بعد غالب نیروهای سیاسی و رسانه ای آویزان به محمود احمدی نژاد پس از پروار شدن به قدر کفایت، برای ساختن یک آینده سیاسی – اقتصادی چرب و مطمئن و بی دردسر، دسته جمعی کوچ کردند از اردوگاهی که به طرزی سهمگین و همه جانبه زیر ضرب مخالفان داخلی و دشمنان خارجی انقلاب قرار گرفته و آینده ای برایش متصور نبود و در بهترین حالت می توانست دوره اش را به اتمام برساند. این جماعت از سر دلسوزی و آینده نگری به یکدیگر توصیه می کردند پیش از سقوط ماشین دولت دهم به ته دره بیرون بپرند! نزدیک بودن افق خرداد 92 به عنوان موعد تعیین تکلیف قدرت اجرایی برای بار یازدهم، شانس پیروزی اردوگاه های گوناگون در انتخابات ریاست جمهوری را به اصلی ترین معیار برای گزینش مقصد بعدی، نزد این جماعت آویزان به محمود احمدی نژاد تبدیل کرد.

نیروهای سیاسی – رسانه ای که به کوچ دسته جمعی و در ادامه تیغ کشیدن روی محمود احمدی نژاد تن دادند، یک خصلت مشترک داشتند. برای هیچکدامشان «عدالت» مساله نبود بدین معنی که آرمان عدالت را حتی اگر محترم می داشتند و در مواردی حتی به آن تن می دادند و برای تحققش به طور نسبی تلاش می کردند اما هرگز برایشان حکم مرگ و زندگی را نداشت. غالب آن ها بعضا بدون آنکه خود ملتفت باشند، در عمل تشکیل جمهوری اسلامی را مقصد نهایی انقلاب اسلامی و نه منزلگاهی در مسیر فروپاشی نظم فاسد جهانی و تحقق دولت جهانی انسان کامل می دانستند.

رسوب این تفکر مطلقا محافظه کارانه در کنار برخورداری از مزیت های قابل ملاحظه ای که از همراهی با وضعیت نهادینه شده و مورد توافق فعلی حاصل می آمد، به طور طبیعی موجب می شد که به جای «عدالت»، «امنیت» در قلب منظومه گفتمانی طیف یاد شده قرار بگیرد و همه فضیلت های انقلاب در نسبت با آن تعریف شود. از نظر آن ها «مبارزات عدالتخواهانه محمود احمدی نژاد» تا جایی مشروعیت داشت که با تضعیف جریان غرب گرای داخلی (اصلاح طلبان) «امنیت» را برای اشراف ریش دار ساکن در «مقصد نهایی نهضت» تامین و تداوم رانت حاکمیتشان بر گلوگاه های ثروت را تضمین کند.

به همین خاطر دقیقا پس از به قعر فرستاده شدن غرب گرایان داخلی در 22 خرداد 88 و تحصیل سرمایه اجتماعی 25 میلیونی به عنوان اصلی ترین پشتوانه برای آغاز موج جدید و شاید نهایی مبارزات عدالتخواهانه در ایران، لشگر اشراف ریش دار به صف شدند و در دوسال پایانی دولت دهم شد آنچه نباید می شد. دوستان سابق احمدی نژاد قربة الی الله در کنار غربگرایان داخلی و دشمنان خارجی انقلاب متفقا آرمان زمین زدن احمدی نژاد را دنبال کردند و تا حدود زیادی نیز به اهدافشان رسیدند.

همه آنچه تا بدینجا گفته شد، جز تکرار مکررات تلخ و ملال آور نیست، که آنچه بر سر احمدی نژاد و عدالت آمد جز داستان تکراری همه تاریخ سیاسی ایران و جهان نیست و اساسا چه جای تعجب است از وقوع آن و اگر از کلیشه «عبرت آموزی از تاریخ» فاکتور گرفته شود، اصولا چه فایده ای است در بازگویی آنچه گفته شد؟!

من این زشتی ها و تلخی های سیاسی را نوشتم چون رایحه ای خوش به مشامم رسیده، از این گذارگاه تاریک و مشمئز کننده تاریخ سیاسی معاصرمان عبور کردم تا بشود چند کلمه از زیبایی های سیاست و لذت های کار سیاسی گفت. فکر می کنم بشود به عنوان یک فرمول کلی به جست و جو گران زیبایی در سیاست توصیه کرد، برای یافتن نور و زیبایی در سرتاسر تاریخ این جنگل وحشی همواره رد پای کسانی را دنبال کنند که کلیشه های ثابت «بازی قدرت» را در هم شکسته و به سخره گرفته اند؛ فارغ از اینکه نتایج مبارزاتشان چه بوده است.
Forwarded from محمد حسين حيدری | راوی
آن روز که اردوگاه عدالت از محافظه کاران مدعی خالی شد، سر و کله «رعیت زاده» هایی بی نام و نشان پیدا شد که تفریح سالمشان استهزاء «سیاست مدرن» و «بازی قدرت» بود. اساسا به جز «عدالت» مساله ای نداشتند؛ که عدالت را چکیده همه ارزش های انقلاب می دانستند. مدت ها بود برای هنرنمایی و ایثار پشت صف محافظه کاران چرتکه بدست، معطل بودند. تاریخ تولید غالبشان 27 خرداد 84 بود. پارتیزان(1)ها هر روز به این امید چشم ظاهرشان را باز می کردند که به حماقت کنار زدن «عدالت» به نفع «امنیت» و احمقانه تر از آن تصور «تداوم چنین امنیتی» تحقیرکننده ترین پوزخندها را نثار کنند. حداکثر بضاعتشان وبلاگ بود و هنرشان ساختن تیغ موشکاف از قلم. نه فقط در ساحت «ایدئولوژی» که در ساحت «فرم» نیز انقلابی و ورزیده بودند. گفتند اگر همه عالم در برابر آهنگرزاده مظلوم سمنانی بایستند، ما هستیم؛ همچنان که داخلی و خارجی ایستادند و همچنان که بودند. زنجیره تولیداتشان بارها در برابر موج های امپراتوری رسانه ای رو به رو جفت پا گرفت و بر زمینش زد و «حجت ساز» شد. گزاره محوری شان این بود که دشمنان عدالت نه تنها «هیبت الله» نیستند که «پشم الدین» هم از سرشان زیادی است و تا آن روز که آن مرد با آن مرد روی سکوی اتمام حجت رفت، به جز انگشت شماری، هیچ یک از دشمنان عدالت را سیلی و زخم برهان نزده رها نکردند. برای برهه ای از تاریخ سیاسی ایران زیبایی آفریدند و نگذاشتند در تاریخ ثبت شود آن روز که عدالت به قربانگاه رفت و «احمدی نژاد در محاصره» افتاد، عرصه سیاست و رسانه خالی از «رادمرد» و «جوانزن» بود.

امروز که موتور «سوپر شیعه» روشن شده و «ببر قائم شهر» دوباره به غرش آمده و «ندایی از درون» و «ضمیرخودآگاه» بار دیگر آدرس «آرمانشهر» را می دهند، خالق «خطخطی» و «گوش قرمز» هم مجددا سر حاشیه سازی دارند، انگار که پس از سه سال تلخ، سال احمدی نژادی ها تحویل شده و طلوع «خورشید بامداد» با نغمه های «شاعر و فیلسوف فتیانی» نزدیک است. به فهرست چریک های قدیمی که دوباره دل و دماغ مبارزه پیدا کرده اند، خیلی های دیگر که «خط شکن» و «محب الاولیاء» و از «از جنس حقیقت»ند باید اضافه شوند. «آدم زمینی»، «رودخانه نقره ای»، «لوگوساز انقلابی»، «رئیس جمهور ایرانیان»، «دست نوشته های یک نسل سومی»، «فرزند آزادی»، «عبودیت»، «اکیپ قم و نراق»، «ما همه عمار توایم خامنه ای»، «انسیان» و ... تا ابد هم اگر گوشه نشینی کنند در «حافظه سیاسی»مان ثبتند اما باید برگردند جماعت رندان عالم سوز، باید به تحقیر انقلاب پایان داد، ما قرار نیست فرش از زیر پای آمریکایی ها بکشیم، می خواهیم لختشان کنیم!

***
1- پارتها که یکی از اقوام ایرانی بودند در جنگاوری سبک خاصی داشتند که بعدها به جنگهای پارتیزانی معروف شد. بر اساس فرهنگ معین: چریک، سربازی که به صورت غیرکلاسیک و نامنظم با دشمن می جنگد.
https://telegram.me/heydari_m_h
در سالی که تورم ۱۱.۳درصد اعلام شد/ آب، برق و سوخت با ۳۴.۷درصد رکورد گرانی ۹۴ را شکست

@dolatebaharchannel
نقدینگی هزار هزار میلیاردی منتظر جرقه است تا اقتصاد را نابود کند

@dolatebaharchannel
کاهش 16 درصدی صادرات غیرنفتی در سال 94

@dolatebaharchannel
آمانو: ایران در معرض شدیدترین نظام‌ راستی‌آزمایی هسته‌‌ای جهان قرار دارد

@dolatebaharchannel