Forwarded from محمد حسین حیدری | من
🔴 «رپِ رَجیم» در دیالکتیک با بهشت | نگاهی به «خواب راحت» از حسین رحمتی
🔻قسمت دو از دو
برای هنر معنایی غیر از «ترجمهی تجربه باطنی به زبان حس» نباید متصور بود. کسی که تجربه باطنی ندارد و در زندگی هر از گاهی مبهوت نمیشود از نزول معانیِ ناگهان و ناشناخته، از منشائی ناپیدا، انسان نیست. برابر است با جماد. از آن طرف کسی هم که گهگاه تجربه باطنی دارد اما توانایی انتقال به غیر را ندارد، اگرچه هنوز انسان است اما هنرمند نیست. نهایتا میتواند تجربهاش را تعریف کند، یعنی یک داستان علمی-تخیلی مانندی بسازد و خودش را هم آماده کند برای هو شدن.
اما هنرمند، جانوری است نادر که هم به فراخور، مراتبی از باطن را تجربه میکند و هم عرضه بازسازیاش را برای دیگران دارد. در نقطه مقابلِ هنرمند، سلبریتی ایستاده. سلبریتیها هم هنرمند هستند اما هنرشان در رقم زدن شیادی و کلاهبرداری از ذائقه مردم شکل میگیرد. اینها جمادات خطرناکی هستند که مستقل از تجربه باطنی، به صورت رگباری خلقِ حس میکنند. در نتیجه بسیار پرکار به نظر میرسند و کارنامهشان از دم کمّی است. بحران ابتذال، مصدری مهمتر از سلبریتیسم ندارد و از قضا وضع موجود هم پایکار است تا با دوپینگ ابتذال، کله حقیقت را همچنان زیر آب نگه دارد ... کجا رفتم؟! برگردم به خواب راحت، حصین و سعید.
پرده آخر و جواب سعید به حصین مطلقا غریب، مرموز، شنیده نشده و غیرقابل پیشبینی است. فقط به این خاطر که لحن، ساختار نحوی، حسآمیزی، محتوا و در مجموع فرمی که به عنوان پاسخِ سعید میشنویم، متعلق به انسانی است که هر دو دنیا را دیده و سِیر کرده ...
خلق کاراکتر «دنیادیده» کار دشواری است اما نشد ندارد و لابد قبلا مؤلفانی توانستهاند چنین چیزی را از آب دربیاورند. حالا گیریم در موسیقی هم نه، در مدیوم ادبیات، سینما و ... . اما خلق کاراکتر «دو دنیادیده» از محالاتی است که قاعدتا ظرفیت ارتکابش به صورت بالقوه فقط در مدیوم سینما قابل ردیابی است. همین که سینماگری وجود کند و مرتکب شود و مخلوق به کمدی نیانجامد، کفایت میکند.
اما این آرتیست میزند به دل شیر و سربلند و سلیس بیرون میآید. خارج از پرانتز باید متذکر شد که نقد آثار پرشمار حصین در ژانر گنگستری سر جای خودش موضوعیت دارد اما ادعای شجاعت او در دیسترک مهیب «صبح، ظهر، شب» به هیچکس و قبیله ملتفت، اینجا عیارش سنجیده میشود. در واقع حصین وقتی در ترجیعبند آن آهنگ از داشتن «قرائن درشت» حرف میزند، گنده نیامده، بلکه تواضع کرده.
سرانجام در پایان سومین پرده قضاوتی مشترک در شنوندگان، پدیدار میشود. انگار در وجود آدم حالتی تجربه نشده جریان دارد، از سنخ معنویت. آن جلوتری که گفتم، همینجاست و پاسخ آن سوال معطل در این نقطه معلوم میشود:
هیچ تصادفی در کار نیست و بیخودی اوصاف بهشت را به جای سعید از دهان حصین نشنیدهایم. مؤلف، انحراف از عادت را آنجا رقم زد تا اینجا روشن شود که اوصاف بهشت فقط برای «آدم دنیادیده» جذاب است. «آدم هر دو دنیادیده» مسائلش نمیتواند اینقدر بدوی باشد چون ناسلامتی نائل آمده به مقام یقین و اثر وضعی یقین هم بیاعتنایی است. به همین خاطر جواب شهروند بهشت تقریبا دلالتی بر پرسشهای حصین ندارد و سعید «از اون ور» چیز خاصی نمیگوید. الا اینکه مالک باغی است و گلهایش را به باد وحشی سپرده تا شاید به حصین برساند. لابد بابت حقشناسی از دستهگلهایی که حصین برای مزارش تحفه میبرده.
نسخه آرامش هم که در دسترس است و خرجی ندارد. کافی است چشم را به ساعت دوخت. ببین که زمان میگذرد و مرگ میدود به جانب انسان. خبر خوب، خبر مرگ است. پس ارتفاع خنده باید بلندتر باشد از کوههای اطراف ...
در اقلیم یقین، سرآمد علی (ع) است. با این توضیح ضروری که ابوتراب ساکن این دنیا و فقط «دنیادیده» بود و همزمان جهتگیریهایش، عاری از طمع بهشت و وحشت حشر. فضیلت علی (ع) بر خلایق همین است و خالکوبی علی (ع) بر شاهرگ زیرزمین، حاکی از فضیلت زیرزمینِ هنر بر هنرِ طبقاتی.
@ravi_heydari
🔻قسمت دو از دو
برای هنر معنایی غیر از «ترجمهی تجربه باطنی به زبان حس» نباید متصور بود. کسی که تجربه باطنی ندارد و در زندگی هر از گاهی مبهوت نمیشود از نزول معانیِ ناگهان و ناشناخته، از منشائی ناپیدا، انسان نیست. برابر است با جماد. از آن طرف کسی هم که گهگاه تجربه باطنی دارد اما توانایی انتقال به غیر را ندارد، اگرچه هنوز انسان است اما هنرمند نیست. نهایتا میتواند تجربهاش را تعریف کند، یعنی یک داستان علمی-تخیلی مانندی بسازد و خودش را هم آماده کند برای هو شدن.
اما هنرمند، جانوری است نادر که هم به فراخور، مراتبی از باطن را تجربه میکند و هم عرضه بازسازیاش را برای دیگران دارد. در نقطه مقابلِ هنرمند، سلبریتی ایستاده. سلبریتیها هم هنرمند هستند اما هنرشان در رقم زدن شیادی و کلاهبرداری از ذائقه مردم شکل میگیرد. اینها جمادات خطرناکی هستند که مستقل از تجربه باطنی، به صورت رگباری خلقِ حس میکنند. در نتیجه بسیار پرکار به نظر میرسند و کارنامهشان از دم کمّی است. بحران ابتذال، مصدری مهمتر از سلبریتیسم ندارد و از قضا وضع موجود هم پایکار است تا با دوپینگ ابتذال، کله حقیقت را همچنان زیر آب نگه دارد ... کجا رفتم؟! برگردم به خواب راحت، حصین و سعید.
پرده آخر و جواب سعید به حصین مطلقا غریب، مرموز، شنیده نشده و غیرقابل پیشبینی است. فقط به این خاطر که لحن، ساختار نحوی، حسآمیزی، محتوا و در مجموع فرمی که به عنوان پاسخِ سعید میشنویم، متعلق به انسانی است که هر دو دنیا را دیده و سِیر کرده ...
خلق کاراکتر «دنیادیده» کار دشواری است اما نشد ندارد و لابد قبلا مؤلفانی توانستهاند چنین چیزی را از آب دربیاورند. حالا گیریم در موسیقی هم نه، در مدیوم ادبیات، سینما و ... . اما خلق کاراکتر «دو دنیادیده» از محالاتی است که قاعدتا ظرفیت ارتکابش به صورت بالقوه فقط در مدیوم سینما قابل ردیابی است. همین که سینماگری وجود کند و مرتکب شود و مخلوق به کمدی نیانجامد، کفایت میکند.
اما این آرتیست میزند به دل شیر و سربلند و سلیس بیرون میآید. خارج از پرانتز باید متذکر شد که نقد آثار پرشمار حصین در ژانر گنگستری سر جای خودش موضوعیت دارد اما ادعای شجاعت او در دیسترک مهیب «صبح، ظهر، شب» به هیچکس و قبیله ملتفت، اینجا عیارش سنجیده میشود. در واقع حصین وقتی در ترجیعبند آن آهنگ از داشتن «قرائن درشت» حرف میزند، گنده نیامده، بلکه تواضع کرده.
سرانجام در پایان سومین پرده قضاوتی مشترک در شنوندگان، پدیدار میشود. انگار در وجود آدم حالتی تجربه نشده جریان دارد، از سنخ معنویت. آن جلوتری که گفتم، همینجاست و پاسخ آن سوال معطل در این نقطه معلوم میشود:
هیچ تصادفی در کار نیست و بیخودی اوصاف بهشت را به جای سعید از دهان حصین نشنیدهایم. مؤلف، انحراف از عادت را آنجا رقم زد تا اینجا روشن شود که اوصاف بهشت فقط برای «آدم دنیادیده» جذاب است. «آدم هر دو دنیادیده» مسائلش نمیتواند اینقدر بدوی باشد چون ناسلامتی نائل آمده به مقام یقین و اثر وضعی یقین هم بیاعتنایی است. به همین خاطر جواب شهروند بهشت تقریبا دلالتی بر پرسشهای حصین ندارد و سعید «از اون ور» چیز خاصی نمیگوید. الا اینکه مالک باغی است و گلهایش را به باد وحشی سپرده تا شاید به حصین برساند. لابد بابت حقشناسی از دستهگلهایی که حصین برای مزارش تحفه میبرده.
نسخه آرامش هم که در دسترس است و خرجی ندارد. کافی است چشم را به ساعت دوخت. ببین که زمان میگذرد و مرگ میدود به جانب انسان. خبر خوب، خبر مرگ است. پس ارتفاع خنده باید بلندتر باشد از کوههای اطراف ...
در اقلیم یقین، سرآمد علی (ع) است. با این توضیح ضروری که ابوتراب ساکن این دنیا و فقط «دنیادیده» بود و همزمان جهتگیریهایش، عاری از طمع بهشت و وحشت حشر. فضیلت علی (ع) بر خلایق همین است و خالکوبی علی (ع) بر شاهرگ زیرزمین، حاکی از فضیلت زیرزمینِ هنر بر هنرِ طبقاتی.
@ravi_heydari
Forwarded from یا علی اصغر( ع) ادركني
با عرض سلام و آرزوي سلامتي-سلام گرم ما را به دكتر عزيز برسانيد-٨ سال ايشان كشور را مديريت كردند وبه اندازه حداقل٣٠ سال جلو افتاديم-٨سال نبودن ايشوم كشور ٤٠سال عقب افتاد-تقاضا داريم مردونه و به احترام ملت و شهيدان با قدرت و صلابت تشريف بيارن و مديريت رو دست بگيرن كه اين ملت به قله هاي عزت برسند-ممنون
Forwarded from قاسم خانلرخانی
سلام
جناب آقای دکتر احمدی نژاد به شما حق می دهم که تمایل به حضور در انتخابات نداشته باشید . وقتی گزینه مردمی را با اون سوابق درخشان چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی حذف می کنند چرا در انتخابات شرکت کنید .
به نظرم مردم علاوه بر ارسال نامه به شما باید سیل نامه ها را روانه شورای نگهبان کنند.
آخر حرف بنده به شما و مسئولین نظام این است .
#_یا_احمدی_نژاد_یا_هیچکس
وگرنه بنده تمایلی به شرکت در انتخابات ندارم .
جناب آقای دکتر احمدی نژاد به شما حق می دهم که تمایل به حضور در انتخابات نداشته باشید . وقتی گزینه مردمی را با اون سوابق درخشان چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی حذف می کنند چرا در انتخابات شرکت کنید .
به نظرم مردم علاوه بر ارسال نامه به شما باید سیل نامه ها را روانه شورای نگهبان کنند.
آخر حرف بنده به شما و مسئولین نظام این است .
#_یا_احمدی_نژاد_یا_هیچکس
وگرنه بنده تمایلی به شرکت در انتخابات ندارم .
Forwarded from ۩๑NARGESS๑۩
سلام جناب ادمین محترم
از طرف خودم وخیلی از مادران ایرانی که هشت سال است سختی هاومشکلات معیشتی اقتصادی را همراه مردان زحمت کشمان تحمل میکنیم خواهش میکنیم ازاقای دکتراحمدی نژاد بخواهید خواهش کنید التماس میکنیم به فکر نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری باشند امید مابعد از خدا به ایشان برادر دلسوز ماست
امید مارا بهاری کنید
از طرف خودم وخیلی از مادران ایرانی که هشت سال است سختی هاومشکلات معیشتی اقتصادی را همراه مردان زحمت کشمان تحمل میکنیم خواهش میکنیم ازاقای دکتراحمدی نژاد بخواهید خواهش کنید التماس میکنیم به فکر نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری باشند امید مابعد از خدا به ایشان برادر دلسوز ماست
امید مارا بهاری کنید
🔴 عیدی امسال کارگران چقدر است؟
امسال تمام کارگران مشمول قانون کار بین ۳ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان تا ۵ میلیون و ۷۳۱ هزار تومان عیدی خواهند گرفت و هر نوع پرداختی کمتر از این رقم، غیرقانونی است و کارگران حق شکایت دارند.
@dolatebahar
امسال تمام کارگران مشمول قانون کار بین ۳ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان تا ۵ میلیون و ۷۳۱ هزار تومان عیدی خواهند گرفت و هر نوع پرداختی کمتر از این رقم، غیرقانونی است و کارگران حق شکایت دارند.
@dolatebahar
Forwarded from #دلتنگ حرم
سلام و خسته نباشید خدمت عزیزان و زحمت کشان کانال بهار ..
از بروجرد مزاحمتون میشم
تنها خواسته بنده این و از طرف دوستان بهاری بروجردی همه خواهان برگشت دکتر احمدی نژاد به مقام اجرایی کشور هستیم امیدوارم دکتر احمدی نژاد در انتخابات شرکت کرده و موفق گردند ..
تنها امید ملت شریف ایران دکتر احمدی نژاد ✌️✌️✌️🌺🌺🌺
1400با دکتر عزیز
#احمدی نجات
#بهار کابوس آدم برفی هاست❤️❤️✌️✌️
از بروجرد مزاحمتون میشم
تنها خواسته بنده این و از طرف دوستان بهاری بروجردی همه خواهان برگشت دکتر احمدی نژاد به مقام اجرایی کشور هستیم امیدوارم دکتر احمدی نژاد در انتخابات شرکت کرده و موفق گردند ..
تنها امید ملت شریف ایران دکتر احمدی نژاد ✌️✌️✌️🌺🌺🌺
1400با دکتر عزیز
#احمدی نجات
#بهار کابوس آدم برفی هاست❤️❤️✌️✌️
Forwarded from ––––•(-• (دانیال دانیل)•-)•––––
باسلام وعرض ادب خدمت حامی مستضعفان مردم ایران جناب آقای دکترمحموداحمدی نژاد شماامیدمادرانتخابات آینده هستید آقای دکتربیایدمارادست ازدست این ظالمان نجات بدیدمن ازشهروندان استان مازندران هستم بخدا اگه شما کاندیدنشدید ایل وطایفه مابه هیچکسی رای نخواهددادیااحمدی یاهیچ احدی وسلام.
Forwarded from hadi cheraghipour
با سلام
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
این جمله آرام بخش رو همیشه در ذهنم نگه داشتم تا دوباره از زبان گویای انقلاب و مبلغ دین مبین اسلام در سازمان ملل بشنوم
اما دکترجان از وقتی شنیدم تصمیم نداری در انتخابات برای نجات ما به قول امام(ره)پابرهنگان شرکت کنی بسیار غمگین و ناراحت هستم ای مبلغ دین مبین ای خون تازه انقلاب ای رجایی زمان بیا و این مردم زجر کشیده را جان تازه ای ده
از طرف جمع کثیری از جوانان شهرستان دهلران
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
این جمله آرام بخش رو همیشه در ذهنم نگه داشتم تا دوباره از زبان گویای انقلاب و مبلغ دین مبین اسلام در سازمان ملل بشنوم
اما دکترجان از وقتی شنیدم تصمیم نداری در انتخابات برای نجات ما به قول امام(ره)پابرهنگان شرکت کنی بسیار غمگین و ناراحت هستم ای مبلغ دین مبین ای خون تازه انقلاب ای رجایی زمان بیا و این مردم زجر کشیده را جان تازه ای ده
از طرف جمع کثیری از جوانان شهرستان دهلران
🔴 فرمانده گارد ملی آمریکا به اعضای مستقر در واشنگتن دی سی مجوز استفاده از سلاح گرم را داده است.
در بخشی از متن بیانیه مرکز فرماندهی گارد ملی آمریکا آمده است: «برای نیروهای گارد ملی در تاریخ ۱۲ ژانویه ۲۰۲۱ مجوز حمل سلاح صادر کردیم تا به پلیس پایتخت در حفاظت از کنگره و اعضا و کارکنان آن کمک کنند.»
@dolatebahar
در بخشی از متن بیانیه مرکز فرماندهی گارد ملی آمریکا آمده است: «برای نیروهای گارد ملی در تاریخ ۱۲ ژانویه ۲۰۲۱ مجوز حمل سلاح صادر کردیم تا به پلیس پایتخت در حفاظت از کنگره و اعضا و کارکنان آن کمک کنند.»
@dolatebahar
🔴 گفته میشود یکی از مسئولان ارشد وزارت نفت در جلسه آنلاین در حالی که خیال میکرده میکروفون قطع است به حاج قاسم اهانت کرده و کار به نهادهای نظارتی رسیده است!
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 توئیت علی اکبر جوانفکر/ رئیس دفتر روحاني: امروز با اطمینان میگویم بنای ما بر این است که تحریمها برداشته شود.
🔸دموكرات هاي آمريكا تا چيزي از ايران نگيرند تحريم ها را برنمي دارند. آيا چيزي مانده است كه پيشكش كنيد؟!
٨ سال سخن ناراست كافي نيست؟!
تحريم ها تحت اراده آمريكاست منشاء اطمينان شما از كجاست؟
@dolatebahar
🔸دموكرات هاي آمريكا تا چيزي از ايران نگيرند تحريم ها را برنمي دارند. آيا چيزي مانده است كه پيشكش كنيد؟!
٨ سال سخن ناراست كافي نيست؟!
تحريم ها تحت اراده آمريكاست منشاء اطمينان شما از كجاست؟
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 سقف جدید پژو پارس، شاهکار فرشاد مقیمی برای کاهش هزینه تولید!
🔸 ایران خودرو قیمت را که گران کرده، نوبت کاهش هزینه های فساد است، نه کم گذاشتن از بدنه و قطعات!
@dolatebahar
🔸 ایران خودرو قیمت را که گران کرده، نوبت کاهش هزینه های فساد است، نه کم گذاشتن از بدنه و قطعات!
@dolatebahar
Forwarded from Babaei
سلام و درود
سلام ما رو به دکتر برسونید بهشون بگید که همه امید مردم مستضعف به شماست، شما که همیشه خودتون رو خادم ملت میدونید انصاف نیست که به خواسته ملت توجه نکنید، ملت دوست دارن که خادم ملت مثل همیشه برای ملت فداکاری کنه
سلام ما رو به دکتر برسونید بهشون بگید که همه امید مردم مستضعف به شماست، شما که همیشه خودتون رو خادم ملت میدونید انصاف نیست که به خواسته ملت توجه نکنید، ملت دوست دارن که خادم ملت مثل همیشه برای ملت فداکاری کنه
Forwarded from Hamze Neshani
سلام و درود بر دکتر احمدینژاد
امیدماو خانواده ام و خیلی از اطرافیان که میشناسیم همیشه صحبت از حضور دکتر احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات بود ولی با مصاحبهای که اخیرا داشتن و تمایل نداشتن برای کاندیدای ۱۴۰۰ ناامید شدیم.
چون تنها راه نجات کشور رو حضور دکتر رو میبینیم.
امیدماو خانواده ام و خیلی از اطرافیان که میشناسیم همیشه صحبت از حضور دکتر احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات بود ولی با مصاحبهای که اخیرا داشتن و تمایل نداشتن برای کاندیدای ۱۴۰۰ ناامید شدیم.
چون تنها راه نجات کشور رو حضور دکتر رو میبینیم.
Forwarded from عمویی
به نام خدا وباسلام خدمت جناب آقای دکتر احمدینژاد وتمامی کسانی که با تمام فشارها از طرف منفعت طلبان، قدرت وثروت به همراهی صهیونیست که با آمدن دکتر به افول رسیده وخواهند رسید در کنار دکتر ماندند وخواهند ماند که انشاءالله حضور مجدد دکتر در عرصه خدمت پازل انقلاب اسلامی ایران را تکمیل و آن نوید بهاری به سر منزل اصلی خود خواهد رسید انشاءالله
🔴 رضا رحيم مشايى: یادتون هست بعضیا چقدر میگفتند "وقتی نفت و مشتقاتش هست انرژی هستهای میخواهیم چکار؟! "
الان علاوه بر اتم و هستهاش خیلی چیزهای دیگر مانند عزت و شرف داخلی و بینالمللی هم دادیم رفت و اندر خم مازوتیم!
@dolatebahar
الان علاوه بر اتم و هستهاش خیلی چیزهای دیگر مانند عزت و شرف داخلی و بینالمللی هم دادیم رفت و اندر خم مازوتیم!
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 صف خجالت آور روغن نباتی در شهر دورود/ از بسیاری از شهرها گزارش صف روغن دریافت شده و مشخص نیست دولت روحانی با این بی کفایتی میخواهد چه پیامی به داخل و خارج بدهد!
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 بخندید و گریه کنید با ایوب خان
✍صولت فروتن
ایوب خان را امروز عصر، کنار بساط کفش فروش های پیاده رو چهارراه ولیعصر دیدم.
داشت چانه می زد برای کفشی نو. تکیده بود.تکیه داده بود به تیرچراغ برق و چانه اش را می خاراند. سرفه می کرد. هی به آسمان نگاه می کرد.هی به مردی که انگار یکی بود مثل خودش.
هی به آسمان،هی به کفش های خسته اش. هی به مردمی که همه شان ماسک زده بودند روی نقاب ها و راه می رفتند و می رفتند.
هی به خودش.
آمد نفسی چاق کند، سرفه امانش را برید.
گفت:کفش نو نخواستم مرد.نخواستم.همان یک چای که دادی دستم چاقم کرد. دستت طلا مرد.
و رفت.
پا به پایش رفتم.
به درخت ها سلام می کرد.به مردهای هراسانی که نشسته بودند سینه کش لامپ های خاموش پارک نگاه می کرد.
به صدای بوق ماشین ها و موتور ها و ذهن ها،دقت کرد.اما چیزی نفهمید.
ایوب خان رفت آن پایین. پله ها را یکی یکی گز کرد. تکه ای سوهان هم توی دهانش گذاشت.
تاریکی آن پایین روشنتر از آن بالا بود.
نشست.نفسی چاق کرد.
یک نفر آمد و زیر بغلش را گرفت.گفت:خوش آمدی ایوب،بفرما وسط.
و نمایش شروع شد.
زندگی آمد و نشست روی صندلی های چارسوی آن پایین.و نشست به تماشای روزها و شب ها و شب ها.
و نمایش شروع شد.
ایوب خان از دل کوچه های محله ای دور،شهری دور، آدم هایی دورتر و خاطره هایی نزدیک تر،آمده بود،آمده است که قصه اش را برای مردمان عصر ماسک ها و نقاب ها و دلتنگی ها بگوید.
بگوید که آدمیزادها همه، گناه کارند.
بعضی ها گناهکار خوب و بعضی ها گناهکار بد.
أیوب خان خسته از هجوم چشم ها و زبان ها و زخم ها است.
مردی در معرکه قضاوت آدم ها.
زن ها و مردها.
نمایش که تمام شد،ایوب خان دوباره به آسمان،به خودش،به آدم ها نگاه کرد.نفسی چاق کرد.به شهر خاموش نگاهی کرد.نفسش تنگ بود،هوا سیاه.شهر خاموش. ماسک ها و نقاب ها تک و توک می رفتند می آمدند.
ایوب به پیرمرد کفش فروش کنار خیابان که بساطش را به دندان گرفته بود،برود؛لبخند زد. گفت: امروز تازه از راه رسیده بودم.خسته ام. گیجم. ماسک زده ام. تپش مردمک چشم دارم.تو هم خسته ای.
فردا دوباره به دیدنت می آیم. با هم چای می خوریم و تلخ می شویم.
من باید بروم. آدم های فاصله دار اندکی،آن پایین در چار سوی نمایش خانه شهرمنتظرم هستند.
می خواهم یک نفس برایشان حرف بزنم.بخندیم و گریه کنیم.
و بعد کمی بخوابم.و خواب آن شهر دور و آن آدم های دور را ببینم.رمضون،نصرت،آلما،ابراهیم....ایوب خان.
🔸ته نوشت: نمایش ایوب خان،به نویسندگی و کارگردانی امیر دژاکام از روز دوشنبه ۲۹ دیماه ۹۹ در سالن چارسوی تآتر شهر، بر اساس مجوز های بهداشتی و ابلاغی مراجع ذیربط،رعایت بیش از اندازه فاصله گذاری اجتماعی و تعداد تماشاگران محدود در هر اجرا، از ساعت ۱۸:۳۰ همراه با مونولوگ های محشر و بازی های درخشان نقش آفرینان و.....
@solatforoutan
@dolatebahar
✍صولت فروتن
ایوب خان را امروز عصر، کنار بساط کفش فروش های پیاده رو چهارراه ولیعصر دیدم.
داشت چانه می زد برای کفشی نو. تکیده بود.تکیه داده بود به تیرچراغ برق و چانه اش را می خاراند. سرفه می کرد. هی به آسمان نگاه می کرد.هی به مردی که انگار یکی بود مثل خودش.
هی به آسمان،هی به کفش های خسته اش. هی به مردمی که همه شان ماسک زده بودند روی نقاب ها و راه می رفتند و می رفتند.
هی به خودش.
آمد نفسی چاق کند، سرفه امانش را برید.
گفت:کفش نو نخواستم مرد.نخواستم.همان یک چای که دادی دستم چاقم کرد. دستت طلا مرد.
و رفت.
پا به پایش رفتم.
به درخت ها سلام می کرد.به مردهای هراسانی که نشسته بودند سینه کش لامپ های خاموش پارک نگاه می کرد.
به صدای بوق ماشین ها و موتور ها و ذهن ها،دقت کرد.اما چیزی نفهمید.
ایوب خان رفت آن پایین. پله ها را یکی یکی گز کرد. تکه ای سوهان هم توی دهانش گذاشت.
تاریکی آن پایین روشنتر از آن بالا بود.
نشست.نفسی چاق کرد.
یک نفر آمد و زیر بغلش را گرفت.گفت:خوش آمدی ایوب،بفرما وسط.
و نمایش شروع شد.
زندگی آمد و نشست روی صندلی های چارسوی آن پایین.و نشست به تماشای روزها و شب ها و شب ها.
و نمایش شروع شد.
ایوب خان از دل کوچه های محله ای دور،شهری دور، آدم هایی دورتر و خاطره هایی نزدیک تر،آمده بود،آمده است که قصه اش را برای مردمان عصر ماسک ها و نقاب ها و دلتنگی ها بگوید.
بگوید که آدمیزادها همه، گناه کارند.
بعضی ها گناهکار خوب و بعضی ها گناهکار بد.
أیوب خان خسته از هجوم چشم ها و زبان ها و زخم ها است.
مردی در معرکه قضاوت آدم ها.
زن ها و مردها.
نمایش که تمام شد،ایوب خان دوباره به آسمان،به خودش،به آدم ها نگاه کرد.نفسی چاق کرد.به شهر خاموش نگاهی کرد.نفسش تنگ بود،هوا سیاه.شهر خاموش. ماسک ها و نقاب ها تک و توک می رفتند می آمدند.
ایوب به پیرمرد کفش فروش کنار خیابان که بساطش را به دندان گرفته بود،برود؛لبخند زد. گفت: امروز تازه از راه رسیده بودم.خسته ام. گیجم. ماسک زده ام. تپش مردمک چشم دارم.تو هم خسته ای.
فردا دوباره به دیدنت می آیم. با هم چای می خوریم و تلخ می شویم.
من باید بروم. آدم های فاصله دار اندکی،آن پایین در چار سوی نمایش خانه شهرمنتظرم هستند.
می خواهم یک نفس برایشان حرف بزنم.بخندیم و گریه کنیم.
و بعد کمی بخوابم.و خواب آن شهر دور و آن آدم های دور را ببینم.رمضون،نصرت،آلما،ابراهیم....ایوب خان.
🔸ته نوشت: نمایش ایوب خان،به نویسندگی و کارگردانی امیر دژاکام از روز دوشنبه ۲۹ دیماه ۹۹ در سالن چارسوی تآتر شهر، بر اساس مجوز های بهداشتی و ابلاغی مراجع ذیربط،رعایت بیش از اندازه فاصله گذاری اجتماعی و تعداد تماشاگران محدود در هر اجرا، از ساعت ۱۸:۳۰ همراه با مونولوگ های محشر و بازی های درخشان نقش آفرینان و.....
@solatforoutan
@dolatebahar
Forwarded from غلامرضا
سلام دکتر شب خوش همه روزه تلگرام پیگیری میکنم عاشق دولت دکتر احمدی هستم از شنیدن عدم تمایل به انتخابات سخت نگرانم این را میدانم به غیر ازشما هرکس کاندید شود وضع بدتر میشود لذا رای دادن هم بی اثر است مملکت در حال نابودی هست درنگ نکن غلامرضا محب پور طهران
Forwarded from FC
یه رای دارم اونم گذاشتم برا دزدگیر!
رای من فقط دکتراحمدی نژاد.
ایشالا دکتر بیان و کاندید بشن ما مردم ایران همه پشتشیم.🇮🇷
رای من فقط دکتراحمدی نژاد.
ایشالا دکتر بیان و کاندید بشن ما مردم ایران همه پشتشیم.🇮🇷