Forwarded from کوهنوردی با مسعود فرحبخش (وبسایت بام ایران)
وقتی بارها و بارها گفته می شود که فدراسیون به جای اخذ مبلغ 50 دلاری از کوهنوردان خارجی کمی هم بر ورود و خروج کوهنوردان داخلی به دماوند نظارت کند و شهرداری رینه به جای اخذ فقط مبلغی بابت ورودیه به منطقه چاره ای برای دماوند بیاندیشد از چه چیزی صحبت می کنیم؟
عکس زیر را ببینید، فدراسیون و شهرداری رینه دو نهاد کاملا ناکارآمد در مدیریت مهمترین اثرطبیعی ملی کشور از حضور کوهنوردان در منطقه میلیاردها تومان درآمد کسب می کنند اما دریغ از ریالی هزینه بابت مدیریت صعود به دماوند، این عکس یک هشدار بسیار جدی برای وقوع یک فاجعه محیط زیستی است. وجود صدها چادر در هر نقطه ای از کوه، گسترش چشمگیر اکوکمپ ها احتمالا در آینده، کمپ هایی که فقط نام اکوکمپ را یدک می کشند و از استفاده خدمات و انرژی های تجدید پذیر و یا بازیافت پسماند و سایر استانداردهای بین المللی اکوکمپ ها در آن ها خبری نیست، وجود ده ها قاطر، هزاران کوهنورد، ساختمان بتنی که فاقد خدمات دهی مناسب است و همه این عوامل باهم یعنی اینکه دماوند ما به زودی با یک فاجعه محیط زیستی درگیر خواهد شد. چاره کار چیست؟
تا دیر نشده است فکری کنیم
وبسایت بام ایران
www.5610m.com
@iran5610
عکس زیر را ببینید، فدراسیون و شهرداری رینه دو نهاد کاملا ناکارآمد در مدیریت مهمترین اثرطبیعی ملی کشور از حضور کوهنوردان در منطقه میلیاردها تومان درآمد کسب می کنند اما دریغ از ریالی هزینه بابت مدیریت صعود به دماوند، این عکس یک هشدار بسیار جدی برای وقوع یک فاجعه محیط زیستی است. وجود صدها چادر در هر نقطه ای از کوه، گسترش چشمگیر اکوکمپ ها احتمالا در آینده، کمپ هایی که فقط نام اکوکمپ را یدک می کشند و از استفاده خدمات و انرژی های تجدید پذیر و یا بازیافت پسماند و سایر استانداردهای بین المللی اکوکمپ ها در آن ها خبری نیست، وجود ده ها قاطر، هزاران کوهنورد، ساختمان بتنی که فاقد خدمات دهی مناسب است و همه این عوامل باهم یعنی اینکه دماوند ما به زودی با یک فاجعه محیط زیستی درگیر خواهد شد. چاره کار چیست؟
تا دیر نشده است فکری کنیم
وبسایت بام ایران
www.5610m.com
@iran5610
Forwarded from پشتِ كوه
بازهم ردپای شرکت های منتسب به کارکنان فدراسیون کوهنوردی در اجرای رویدادهای ورزشی..
از کمپ های علم کوه و دماوند.. تا اجرای جشنواره ها و اجلاس های مختلف تنها توسط یک شرکت گردشگری!
فدراسیون کوهنوردی پاسخ دهد : بر اساس کدام مناقصه و فراخوان عمومی با یک شرکت مشخص برای انجام کارهای خود قرارداد امضا کرده است؟!
چگونه تنها یک شرکت گردشگری (متعلق به مسئولین روابط بین الملل فدراسیون) مجری برگزاری رویدادهای بین المللی، اعزام های تیم ملی و دیگر فعالیت های اینچنینی فدراسیون می شود؟!
آیا نمی توان عنوان سوء استفاده از موقعیت و جایگاه برای کسب منافع مالی را برای این اتفاقات انتخاب کرد؟!
مطالب خود را جهت انتشار براي ما ارسال كنيد
@poshtkouh
از کمپ های علم کوه و دماوند.. تا اجرای جشنواره ها و اجلاس های مختلف تنها توسط یک شرکت گردشگری!
فدراسیون کوهنوردی پاسخ دهد : بر اساس کدام مناقصه و فراخوان عمومی با یک شرکت مشخص برای انجام کارهای خود قرارداد امضا کرده است؟!
چگونه تنها یک شرکت گردشگری (متعلق به مسئولین روابط بین الملل فدراسیون) مجری برگزاری رویدادهای بین المللی، اعزام های تیم ملی و دیگر فعالیت های اینچنینی فدراسیون می شود؟!
آیا نمی توان عنوان سوء استفاده از موقعیت و جایگاه برای کسب منافع مالی را برای این اتفاقات انتخاب کرد؟!
مطالب خود را جهت انتشار براي ما ارسال كنيد
@poshtkouh
حکایت دیوانه ای که سنگی را به چاه می اندازد که صد عاقل از درآوردنش ناتوانند را شنیده اید؟ این حکایت حکایت روزگار ماست. راه بند دماوند همان سنگ بود که دیوانه ای به چاه انداخت و حالا ۱۰۰ عاقل در حل مساله ناتوانند.
راه بندی غیر قانونی احداث شد تا جلوی تردد خودرو های شخصی به کوه گرفته شود. در عوض همان تعداد کوهنورد به جای ماشین شخصی با وانت های کرایه ای به کوه رفتند و جیب عده ای پر شد.
عده ای کمپ های دائمی در دامان کوه ایجاد کردند و طلبکارانه خود را گره گشای گره زیست محیطی دماوند نامیدند و بابت یک شب اقامت در همان به اصطلاح اکو کمپ ، هزینه هتل ۳ ستاره را طلب کردند که البته حتما این پول ها هم صرف پاکسازی کوه شد.
عده ای نرخ دولتی ارز را رها کردند و چهار راه استامبول جدیدی را در پلور راه انداختند و البته به کسی ربطی ندارد که پول ها چه شد.
و حالا دایه مهربان تر از مادری از خواب زمستانی بیدار شده و تصمیم به ممنوعیت صعود گرفته. تصمیمی که بیشتر به یک شوخی شبیه است. باید گریست برای دماوندی که برای عده ای نام است و برای عده ای نان و برای عده ای نام و نان ....
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
@dobisel
راه بندی غیر قانونی احداث شد تا جلوی تردد خودرو های شخصی به کوه گرفته شود. در عوض همان تعداد کوهنورد به جای ماشین شخصی با وانت های کرایه ای به کوه رفتند و جیب عده ای پر شد.
عده ای کمپ های دائمی در دامان کوه ایجاد کردند و طلبکارانه خود را گره گشای گره زیست محیطی دماوند نامیدند و بابت یک شب اقامت در همان به اصطلاح اکو کمپ ، هزینه هتل ۳ ستاره را طلب کردند که البته حتما این پول ها هم صرف پاکسازی کوه شد.
عده ای نرخ دولتی ارز را رها کردند و چهار راه استامبول جدیدی را در پلور راه انداختند و البته به کسی ربطی ندارد که پول ها چه شد.
و حالا دایه مهربان تر از مادری از خواب زمستانی بیدار شده و تصمیم به ممنوعیت صعود گرفته. تصمیمی که بیشتر به یک شوخی شبیه است. باید گریست برای دماوندی که برای عده ای نام است و برای عده ای نان و برای عده ای نام و نان ....
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
@dobisel
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
اینجا دشت لار است. یکی از مناطق بکر و به ظاهر حفاظت شده ایران. شخم، کرت بندی زمین ، کشاورزی و مصرف شخصی درست در محلی که محیط بانان از آنجا عبور می کنند.
این روزها که چیزی سر جای خودش نیست به گمانم معنای حفاظت و اراضی حفاظت شده و مصارف شخصی و .... هم عوض شده است.
قابل توجه دلواپسان محیط زیست کشور:می توان به جای دیوار کشی دور کوه و جلوگیری از تردد در ارتفاع ۴۵۰۰متر و .... کمی سطح نظارت را بیشتر کرد. وجود سرویس های بهداشتی متعدد، جاده کشی های غیر ضروری، ساخت و ساز روز افزون، شخم زمین و کشاورزی تهدیداتی جدی برای طبیعت زیبای دشت لار است. تا فرصت هست کاری بکنید.
@dobisel
اینجا دشت لار است. یکی از مناطق بکر و به ظاهر حفاظت شده ایران. شخم، کرت بندی زمین ، کشاورزی و مصرف شخصی درست در محلی که محیط بانان از آنجا عبور می کنند.
این روزها که چیزی سر جای خودش نیست به گمانم معنای حفاظت و اراضی حفاظت شده و مصارف شخصی و .... هم عوض شده است.
قابل توجه دلواپسان محیط زیست کشور:می توان به جای دیوار کشی دور کوه و جلوگیری از تردد در ارتفاع ۴۵۰۰متر و .... کمی سطح نظارت را بیشتر کرد. وجود سرویس های بهداشتی متعدد، جاده کشی های غیر ضروری، ساخت و ساز روز افزون، شخم زمین و کشاورزی تهدیداتی جدی برای طبیعت زیبای دشت لار است. تا فرصت هست کاری بکنید.
@dobisel
Forwarded from کوهنوردی با مسعود فرحبخش (Masoud Farahbakhsh)
در آرامش و با فرصت کافی داستان این سفر حماسی هنری ورسلی با الهام گرفتن از سر ارنست شکلتون به جنوبگان را در قالب پادکست زیر گوش دهید
این فراتر از داستان یک سفر است؛ داستان کشف ناشناخته ها و مواجهه با سخت ترین شرایط ممکن
سه سال بعد از آموندسن، شکلتون در تدارک سفری شگفت انگیز بود؛ عبور کامل از قاره جنوبگان. هنری ورزلی یک قرن بعد در مسیر شکلتون گام گذاشت...
https://channelbpodcast.com/archives/7659/
این فراتر از داستان یک سفر است؛ داستان کشف ناشناخته ها و مواجهه با سخت ترین شرایط ممکن
سه سال بعد از آموندسن، شکلتون در تدارک سفری شگفت انگیز بود؛ عبور کامل از قاره جنوبگان. هنری ورزلی یک قرن بعد در مسیر شکلتون گام گذاشت...
https://channelbpodcast.com/archives/7659/
پادکست فارسی چنلبی
اپیزود ۳۷ - جنوبگان | پادکست فارسی چنلبی
داستان سفر هنرلی ورزلی از این سر تا آن سر جنوبگان، قارهی قطب جنوب
Forwarded from انجمن کوه نوردان ایران
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد...
در وانفسای کنونی به دیدن جماعتی که عادت کرده اند کاسه را جایی بدهند که تاقار پس بگیرند، نان را به نرخ روز بخورند و هر دم به رنگی درآیند عادت کرده ایم. بدتر از آن عادت کرده ایم در خفا از جفا بگوییم و حقایق را فریاد نزنیم تا سره از ناسره جدا شود.
در چنین فضایی وجود منتقدی مستقل که قلمش وابسته به روابط و دوستی ها نباشد را باید به فال نیک گرفت.
سالهاست خواننده کلاغ ها هستم. نقد هایی تند و محکم و فارغ از تمام وابستگی ها و رودربایستی ها باعث شده است کلاغ ها به عنوان بهترین کانال ها در حوزه نقد کوهنوردی باشد. برای فرامرز نصیری عزیز در راه دشواری که سالهاست آغاز کرده مانایی و استمرار را خواهانم.
@dobisel
در وانفسای کنونی به دیدن جماعتی که عادت کرده اند کاسه را جایی بدهند که تاقار پس بگیرند، نان را به نرخ روز بخورند و هر دم به رنگی درآیند عادت کرده ایم. بدتر از آن عادت کرده ایم در خفا از جفا بگوییم و حقایق را فریاد نزنیم تا سره از ناسره جدا شود.
در چنین فضایی وجود منتقدی مستقل که قلمش وابسته به روابط و دوستی ها نباشد را باید به فال نیک گرفت.
سالهاست خواننده کلاغ ها هستم. نقد هایی تند و محکم و فارغ از تمام وابستگی ها و رودربایستی ها باعث شده است کلاغ ها به عنوان بهترین کانال ها در حوزه نقد کوهنوردی باشد. برای فرامرز نصیری عزیز در راه دشواری که سالهاست آغاز کرده مانایی و استمرار را خواهانم.
@dobisel
چراغ کانال " کلاغ ها " ، آخرین و جدّی ترین نقاد جامعه کوهنوردی ایران بالاخره خاموش شد!
فرامرز نصیری ، در این سالها فراز و فرودهای بسیار را با اصل و حواشی ، طی کرد. بی عیب و ایراد نبود، امّا تنهاترین و رساترین صدا بود.
نقد ، پژواک درون جامعه ست ، و جامعه ای که با دست خود ، رساترین صدای درون خود را خفه کند در نهایت به کجا خواهد رسید؟ جز مزبله ای آلوده به انواع کژی ها ؟
* نقد - جدای از اینکه نقّاد کیست - چشم و گوش جامعه ست. نقد آلارم و زنگ هشدار جامعه است. نقدها همواره رساترین صداها هستند، اگر خفه نشوند و اگر تخطئه نشوند.
نقد اولین و آخرین حمایت میانی جامعه ست. جامعه بی نقد ، جامعه کر و کوری ست که با آزمون و خطا به پیش می رود ، با بالاترین هزینه و بیشترین خسارت.
البته نقد ، وحشتناک نیز هست. برای جماعتی نقدناپذير، دورو ، دغل و نان به نرخ روز خور که در جامعه ما فراوانند، علی برکت الله!
* نفس عمیقی بکشید!
" کلاغ ها " رفت!
* فرامرز ،
تو هم راحت شدی!
آنها که به کاهی و کنج حياطي قانع اند، آگاهی و نقد را می خواهند چه کنند!
کانال تیم کوهنوردی زاقارت ها:
@koohnavardizaghartha
فرامرز نصیری ، در این سالها فراز و فرودهای بسیار را با اصل و حواشی ، طی کرد. بی عیب و ایراد نبود، امّا تنهاترین و رساترین صدا بود.
نقد ، پژواک درون جامعه ست ، و جامعه ای که با دست خود ، رساترین صدای درون خود را خفه کند در نهایت به کجا خواهد رسید؟ جز مزبله ای آلوده به انواع کژی ها ؟
* نقد - جدای از اینکه نقّاد کیست - چشم و گوش جامعه ست. نقد آلارم و زنگ هشدار جامعه است. نقدها همواره رساترین صداها هستند، اگر خفه نشوند و اگر تخطئه نشوند.
نقد اولین و آخرین حمایت میانی جامعه ست. جامعه بی نقد ، جامعه کر و کوری ست که با آزمون و خطا به پیش می رود ، با بالاترین هزینه و بیشترین خسارت.
البته نقد ، وحشتناک نیز هست. برای جماعتی نقدناپذير، دورو ، دغل و نان به نرخ روز خور که در جامعه ما فراوانند، علی برکت الله!
* نفس عمیقی بکشید!
" کلاغ ها " رفت!
* فرامرز ،
تو هم راحت شدی!
آنها که به کاهی و کنج حياطي قانع اند، آگاهی و نقد را می خواهند چه کنند!
کانال تیم کوهنوردی زاقارت ها:
@koohnavardizaghartha
اگر جرات و جسارت کوهنوردی جدی و چالشی را ندارید، اگر در حمل کوله یک روزه مشکل دارید، و خلاصه کلام اگر چیزی نیستید اما دوست دارید چیزی دیده شوید نگران نباشید. ما برای شما برنامه ای خاص داریم😎
گام اول "شو مَن" بودن است. با دیدن هر مخاطبی رنگعوض کنید. کنار مخالفین خود را منتقد نشان دهید و با دیدن موافقین تا کمر خم شوید و مراتب چاکری و پاچه خواری را تمام و کمال به عرض برسانید. خلاصه به نرخ روز بخرید، به نرخ روز بخورید و به نرخ روز بفروشید.
گام دوم: به فکر تدوین طرح درس باشید. به این معنا که بگردید و چیزی را پیدا کنید و آن را به عنوان طرح درس مطرح کنید. اصلا و ابدا هم مهم نیست محتوا چه باشد. می توانید از بدیهیات و چیزهای ساده استفاده کنید: " لطفا آشغال نریزید یا شب مسواک بزنید". بعد طرح درس مبارک را پیش نیاز کنید، حالا شما یگانه اختر تابناک استادی درس تان هستید و این کار دو سر سود است. هم مدام استاد استاد می شنوید و باد می کنید هم جیب مبارک پر می شود (مهم هم نیست که ۹۹ درصد از سر اجبار سر کلاسند و چرت می زنند).
گام سوم: می توانید قله ای توریستی را انتخاب کنید و پس از صعود درباره اش کتاب بنویسید و از تفاوت هایش بگویید. این کار هم دو سر سود است. هم استادی صاحب اثر هستید و هم جیب مبارک را کمی احیا می کنید.
گام چهارم: اگر تالیف کتاب سخت است می توانید تالیف دیگران را مصادره کنید و از مجلات و نشریات ۹۹ درصد مطالب کتابتان را جمع کنید (توصیه می کنم حتما این کار را بکنید، چون تالیف سخت است!) و بعدا که در مصادره کمی حرفه ای تر شدید می توانید بگردید و مال دیگران را به خودشان اجاره بدهید. جایی را پیدا کنید و دستی به سروگوشش بکشید و درش را قفل کنید و اگر گند کار درآمد خود را کنار بکشید و بگویید " کی بود کی بود من نبودم".
اما در پایان کار با خودتان تکرار کنید که شو مَن هستید، تکرار کنید که به مفت بری عادت کرده اید و تکرار کنید که خانه کلنگی هستید که فکر می کند برج است.
@dobisel
گام اول "شو مَن" بودن است. با دیدن هر مخاطبی رنگعوض کنید. کنار مخالفین خود را منتقد نشان دهید و با دیدن موافقین تا کمر خم شوید و مراتب چاکری و پاچه خواری را تمام و کمال به عرض برسانید. خلاصه به نرخ روز بخرید، به نرخ روز بخورید و به نرخ روز بفروشید.
گام دوم: به فکر تدوین طرح درس باشید. به این معنا که بگردید و چیزی را پیدا کنید و آن را به عنوان طرح درس مطرح کنید. اصلا و ابدا هم مهم نیست محتوا چه باشد. می توانید از بدیهیات و چیزهای ساده استفاده کنید: " لطفا آشغال نریزید یا شب مسواک بزنید". بعد طرح درس مبارک را پیش نیاز کنید، حالا شما یگانه اختر تابناک استادی درس تان هستید و این کار دو سر سود است. هم مدام استاد استاد می شنوید و باد می کنید هم جیب مبارک پر می شود (مهم هم نیست که ۹۹ درصد از سر اجبار سر کلاسند و چرت می زنند).
گام سوم: می توانید قله ای توریستی را انتخاب کنید و پس از صعود درباره اش کتاب بنویسید و از تفاوت هایش بگویید. این کار هم دو سر سود است. هم استادی صاحب اثر هستید و هم جیب مبارک را کمی احیا می کنید.
گام چهارم: اگر تالیف کتاب سخت است می توانید تالیف دیگران را مصادره کنید و از مجلات و نشریات ۹۹ درصد مطالب کتابتان را جمع کنید (توصیه می کنم حتما این کار را بکنید، چون تالیف سخت است!) و بعدا که در مصادره کمی حرفه ای تر شدید می توانید بگردید و مال دیگران را به خودشان اجاره بدهید. جایی را پیدا کنید و دستی به سروگوشش بکشید و درش را قفل کنید و اگر گند کار درآمد خود را کنار بکشید و بگویید " کی بود کی بود من نبودم".
اما در پایان کار با خودتان تکرار کنید که شو مَن هستید، تکرار کنید که به مفت بری عادت کرده اید و تکرار کنید که خانه کلنگی هستید که فکر می کند برج است.
@dobisel