جلسه پرسش و پاسخ حادثه کول جنون با میزیانی انجمن کوهنوردان ایران و حضور دوستان باشگاه آزادگان وباشگاه پلنگ برفی مشهد برگزار شد. به عنوان یک مخاطب نه قصد قضاوت دارم و نه دنبال مقصر گشتن به نظرم فایده ای دارد. تیم کول جنون تاوان اشتباهاتش را با از دست دادن جان اعضا تیم و داغدار کردن چند خانواده داد. چه خوب است برداشت هاو تجربیاتمان را مکتوب کنیم و کارمان را به بوته نقد بگذاریم که تا نقد نباشد اصلاحی صورت نمی گیرد. با باور این امر که هیچ چیز بی عیب و نقص نیست برداشت های شخصیم را از جلسه می نویسم. از عوامل اصلی ایجاد حادثه می توان به:
۱_ تعداد زیاد نفرات۲.همگن نبودن اعضا تیم(رزومه نوشته شده برای افراد گواه این مطلب بود که بعضی نفرات تیم تجربه اجرای چنین برنامه ای را نداشتند.البته نفرات قوی و با تجربه هم در تیم حضور داشتند). ۳.طبق گفته دختر مرحوم جوکار ، آقای جوکار در مورد خرابی هوا تذکر دادند و تیم عنوان می کنند که ما بلیط گرفتیم و امکان کنسل کردن برنامه وجود ندارد۴.ابتدای تیغه و در طول اول مسیر بارش برف آغاز شده بود و امکان برگشت وجود داشت و متاسفانه به شرایط جوی توجه نشد۵. عنوان شد که اخبار هواشناسی را شب قبل از صعود از مشهد گرفته بودند و بر اساس این اطلاعات بارش برف در ظهر روز حادثه پیش بینی شده بود بنابراین به هشدار هواشناسی توجه نشد و شاید اگر ۴ نفر از اعضا با تجربه و توانای تیم اقدام به صعود و فرود سریع می کردند شاهد این حادثه نبودیم. ۶. بی تجربگی و عدم آمادگی دوستانی که در جانپناه به عنوان تیم پشتیبان ماندند، این دوستان وقتی به سراغ نفر مانده در راه رفتند گفتند " بیهوش بود. کوله را زیرش گذاشتیم و لباس به تنش پوشاندیم و صبح فهمیدیم یخ زده" در صورتی که به نظرم می شد برای نجات این فرد تلاش بیشتری کرد. ۶. برنامه های آذر ماه از شرایط زمستانی اگر دشوارتر نباشند ساده تر نیستند. اما همین اسم برنامه پاییزه باعث سهل انگاری هایی در مورد اجرای برنامه می شود. ۷. نداشتن امکانات ناوبری کافی. ۸. به گفته اعضای بازمانده، تیم پس از گم شدن اقدام به راه رفتن و پیمایش کور می کند و فقط سعی در کاهش ارتفاع دارد( شاید با کمی صبر و اقدام به بیواک میزان تلفات این حادثه کمتر می شد).۹. اتکای بیش از حد به راهنمای محلی و نداشتن تِرَک مسیر ۱۰. تیغه دارای کارگاه های مناسبی برای فرود است و تیم دارای ۲ حلقه ۵۰ متری طناب بود و با اینکه فرود از چنین مسیر هایی در شرایط هوای ناپایدار کار دشوار و زمانبری است اما ایمن ترین راه بازگشت همان مسیر صعود بود و تیم با فرض محال پیدا کردن شصت خدا و فرود از آن مسیر باز هم با خطر جدی بهمن روبرو بود ۱۱.موضوع بیمه نکردن راهنمای محلی تیم
در شرایطی که در مواجهه شدن با حوادث بسیاری سکوت اختیار می کنند و به بهانه هایی چون داغدار بودن خانواده ها و برگزاری جلسه تحلیل حادثه ( وعده هایی که هرگز محقق نمی شود)موضوع را مشمول گذر زمان می کنند استقبال و اجراء چنین جلساتی را باید به فال نیک گرفت.
گناه بازماندگان حوادث ،زنده ماندن نیست...
به امید روزی که از تجربیات دیگران استفاده کنیم نه اینکه خود تجربه ای برای دیگران شویم.
@dobisel
۱_ تعداد زیاد نفرات۲.همگن نبودن اعضا تیم(رزومه نوشته شده برای افراد گواه این مطلب بود که بعضی نفرات تیم تجربه اجرای چنین برنامه ای را نداشتند.البته نفرات قوی و با تجربه هم در تیم حضور داشتند). ۳.طبق گفته دختر مرحوم جوکار ، آقای جوکار در مورد خرابی هوا تذکر دادند و تیم عنوان می کنند که ما بلیط گرفتیم و امکان کنسل کردن برنامه وجود ندارد۴.ابتدای تیغه و در طول اول مسیر بارش برف آغاز شده بود و امکان برگشت وجود داشت و متاسفانه به شرایط جوی توجه نشد۵. عنوان شد که اخبار هواشناسی را شب قبل از صعود از مشهد گرفته بودند و بر اساس این اطلاعات بارش برف در ظهر روز حادثه پیش بینی شده بود بنابراین به هشدار هواشناسی توجه نشد و شاید اگر ۴ نفر از اعضا با تجربه و توانای تیم اقدام به صعود و فرود سریع می کردند شاهد این حادثه نبودیم. ۶. بی تجربگی و عدم آمادگی دوستانی که در جانپناه به عنوان تیم پشتیبان ماندند، این دوستان وقتی به سراغ نفر مانده در راه رفتند گفتند " بیهوش بود. کوله را زیرش گذاشتیم و لباس به تنش پوشاندیم و صبح فهمیدیم یخ زده" در صورتی که به نظرم می شد برای نجات این فرد تلاش بیشتری کرد. ۶. برنامه های آذر ماه از شرایط زمستانی اگر دشوارتر نباشند ساده تر نیستند. اما همین اسم برنامه پاییزه باعث سهل انگاری هایی در مورد اجرای برنامه می شود. ۷. نداشتن امکانات ناوبری کافی. ۸. به گفته اعضای بازمانده، تیم پس از گم شدن اقدام به راه رفتن و پیمایش کور می کند و فقط سعی در کاهش ارتفاع دارد( شاید با کمی صبر و اقدام به بیواک میزان تلفات این حادثه کمتر می شد).۹. اتکای بیش از حد به راهنمای محلی و نداشتن تِرَک مسیر ۱۰. تیغه دارای کارگاه های مناسبی برای فرود است و تیم دارای ۲ حلقه ۵۰ متری طناب بود و با اینکه فرود از چنین مسیر هایی در شرایط هوای ناپایدار کار دشوار و زمانبری است اما ایمن ترین راه بازگشت همان مسیر صعود بود و تیم با فرض محال پیدا کردن شصت خدا و فرود از آن مسیر باز هم با خطر جدی بهمن روبرو بود ۱۱.موضوع بیمه نکردن راهنمای محلی تیم
در شرایطی که در مواجهه شدن با حوادث بسیاری سکوت اختیار می کنند و به بهانه هایی چون داغدار بودن خانواده ها و برگزاری جلسه تحلیل حادثه ( وعده هایی که هرگز محقق نمی شود)موضوع را مشمول گذر زمان می کنند استقبال و اجراء چنین جلساتی را باید به فال نیک گرفت.
گناه بازماندگان حوادث ،زنده ماندن نیست...
به امید روزی که از تجربیات دیگران استفاده کنیم نه اینکه خود تجربه ای برای دیگران شویم.
@dobisel
Forwarded from کوهنوردی با مسعود فرحبخش (وبسایت بام ایران)
وقتی بارها و بارها گفته می شود که فدراسیون به جای اخذ مبلغ 50 دلاری از کوهنوردان خارجی کمی هم بر ورود و خروج کوهنوردان داخلی به دماوند نظارت کند و شهرداری رینه به جای اخذ فقط مبلغی بابت ورودیه به منطقه چاره ای برای دماوند بیاندیشد از چه چیزی صحبت می کنیم؟
عکس زیر را ببینید، فدراسیون و شهرداری رینه دو نهاد کاملا ناکارآمد در مدیریت مهمترین اثرطبیعی ملی کشور از حضور کوهنوردان در منطقه میلیاردها تومان درآمد کسب می کنند اما دریغ از ریالی هزینه بابت مدیریت صعود به دماوند، این عکس یک هشدار بسیار جدی برای وقوع یک فاجعه محیط زیستی است. وجود صدها چادر در هر نقطه ای از کوه، گسترش چشمگیر اکوکمپ ها احتمالا در آینده، کمپ هایی که فقط نام اکوکمپ را یدک می کشند و از استفاده خدمات و انرژی های تجدید پذیر و یا بازیافت پسماند و سایر استانداردهای بین المللی اکوکمپ ها در آن ها خبری نیست، وجود ده ها قاطر، هزاران کوهنورد، ساختمان بتنی که فاقد خدمات دهی مناسب است و همه این عوامل باهم یعنی اینکه دماوند ما به زودی با یک فاجعه محیط زیستی درگیر خواهد شد. چاره کار چیست؟
تا دیر نشده است فکری کنیم
وبسایت بام ایران
www.5610m.com
@iran5610
عکس زیر را ببینید، فدراسیون و شهرداری رینه دو نهاد کاملا ناکارآمد در مدیریت مهمترین اثرطبیعی ملی کشور از حضور کوهنوردان در منطقه میلیاردها تومان درآمد کسب می کنند اما دریغ از ریالی هزینه بابت مدیریت صعود به دماوند، این عکس یک هشدار بسیار جدی برای وقوع یک فاجعه محیط زیستی است. وجود صدها چادر در هر نقطه ای از کوه، گسترش چشمگیر اکوکمپ ها احتمالا در آینده، کمپ هایی که فقط نام اکوکمپ را یدک می کشند و از استفاده خدمات و انرژی های تجدید پذیر و یا بازیافت پسماند و سایر استانداردهای بین المللی اکوکمپ ها در آن ها خبری نیست، وجود ده ها قاطر، هزاران کوهنورد، ساختمان بتنی که فاقد خدمات دهی مناسب است و همه این عوامل باهم یعنی اینکه دماوند ما به زودی با یک فاجعه محیط زیستی درگیر خواهد شد. چاره کار چیست؟
تا دیر نشده است فکری کنیم
وبسایت بام ایران
www.5610m.com
@iran5610
Forwarded from پشتِ كوه
بازهم ردپای شرکت های منتسب به کارکنان فدراسیون کوهنوردی در اجرای رویدادهای ورزشی..
از کمپ های علم کوه و دماوند.. تا اجرای جشنواره ها و اجلاس های مختلف تنها توسط یک شرکت گردشگری!
فدراسیون کوهنوردی پاسخ دهد : بر اساس کدام مناقصه و فراخوان عمومی با یک شرکت مشخص برای انجام کارهای خود قرارداد امضا کرده است؟!
چگونه تنها یک شرکت گردشگری (متعلق به مسئولین روابط بین الملل فدراسیون) مجری برگزاری رویدادهای بین المللی، اعزام های تیم ملی و دیگر فعالیت های اینچنینی فدراسیون می شود؟!
آیا نمی توان عنوان سوء استفاده از موقعیت و جایگاه برای کسب منافع مالی را برای این اتفاقات انتخاب کرد؟!
مطالب خود را جهت انتشار براي ما ارسال كنيد
@poshtkouh
از کمپ های علم کوه و دماوند.. تا اجرای جشنواره ها و اجلاس های مختلف تنها توسط یک شرکت گردشگری!
فدراسیون کوهنوردی پاسخ دهد : بر اساس کدام مناقصه و فراخوان عمومی با یک شرکت مشخص برای انجام کارهای خود قرارداد امضا کرده است؟!
چگونه تنها یک شرکت گردشگری (متعلق به مسئولین روابط بین الملل فدراسیون) مجری برگزاری رویدادهای بین المللی، اعزام های تیم ملی و دیگر فعالیت های اینچنینی فدراسیون می شود؟!
آیا نمی توان عنوان سوء استفاده از موقعیت و جایگاه برای کسب منافع مالی را برای این اتفاقات انتخاب کرد؟!
مطالب خود را جهت انتشار براي ما ارسال كنيد
@poshtkouh
حکایت دیوانه ای که سنگی را به چاه می اندازد که صد عاقل از درآوردنش ناتوانند را شنیده اید؟ این حکایت حکایت روزگار ماست. راه بند دماوند همان سنگ بود که دیوانه ای به چاه انداخت و حالا ۱۰۰ عاقل در حل مساله ناتوانند.
راه بندی غیر قانونی احداث شد تا جلوی تردد خودرو های شخصی به کوه گرفته شود. در عوض همان تعداد کوهنورد به جای ماشین شخصی با وانت های کرایه ای به کوه رفتند و جیب عده ای پر شد.
عده ای کمپ های دائمی در دامان کوه ایجاد کردند و طلبکارانه خود را گره گشای گره زیست محیطی دماوند نامیدند و بابت یک شب اقامت در همان به اصطلاح اکو کمپ ، هزینه هتل ۳ ستاره را طلب کردند که البته حتما این پول ها هم صرف پاکسازی کوه شد.
عده ای نرخ دولتی ارز را رها کردند و چهار راه استامبول جدیدی را در پلور راه انداختند و البته به کسی ربطی ندارد که پول ها چه شد.
و حالا دایه مهربان تر از مادری از خواب زمستانی بیدار شده و تصمیم به ممنوعیت صعود گرفته. تصمیمی که بیشتر به یک شوخی شبیه است. باید گریست برای دماوندی که برای عده ای نام است و برای عده ای نان و برای عده ای نام و نان ....
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
@dobisel
راه بندی غیر قانونی احداث شد تا جلوی تردد خودرو های شخصی به کوه گرفته شود. در عوض همان تعداد کوهنورد به جای ماشین شخصی با وانت های کرایه ای به کوه رفتند و جیب عده ای پر شد.
عده ای کمپ های دائمی در دامان کوه ایجاد کردند و طلبکارانه خود را گره گشای گره زیست محیطی دماوند نامیدند و بابت یک شب اقامت در همان به اصطلاح اکو کمپ ، هزینه هتل ۳ ستاره را طلب کردند که البته حتما این پول ها هم صرف پاکسازی کوه شد.
عده ای نرخ دولتی ارز را رها کردند و چهار راه استامبول جدیدی را در پلور راه انداختند و البته به کسی ربطی ندارد که پول ها چه شد.
و حالا دایه مهربان تر از مادری از خواب زمستانی بیدار شده و تصمیم به ممنوعیت صعود گرفته. تصمیمی که بیشتر به یک شوخی شبیه است. باید گریست برای دماوندی که برای عده ای نام است و برای عده ای نان و برای عده ای نام و نان ....
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
@dobisel