خدایا
خیلی دلم گرفته
خیلی!
نه از دلگرفتن های صنار نَیَرز و بادِهوائی وصدتا یه غاز.
دلگرفته ام از ناسپاسیِ بشری که بهنگام خلقتش نه نقشی در شکل گیریِ جنسیَتَش وترکیبِ اندام وچهره وپیکرش وپس از آفرینشش در رزق وروزیش داشته ونه تقدیری بَر وسعت روزیش تا آخرین نَفَسِ عمرش مُقَدَر میدارد
اما
چنین مغرور ومتکبر است
که
براحتی وبا کمترین بهانه وتوجیهی تورا از خاطر میبَرَد
و
با وجود این، تو مهرت را از او دریغ نمیداری!
چرا بشر چنین ناسپاس است، چرا؟
@dm_tari
😞😞
خیلی دلم گرفته
خیلی!
نه از دلگرفتن های صنار نَیَرز و بادِهوائی وصدتا یه غاز.
دلگرفته ام از ناسپاسیِ بشری که بهنگام خلقتش نه نقشی در شکل گیریِ جنسیَتَش وترکیبِ اندام وچهره وپیکرش وپس از آفرینشش در رزق وروزیش داشته ونه تقدیری بَر وسعت روزیش تا آخرین نَفَسِ عمرش مُقَدَر میدارد
اما
چنین مغرور ومتکبر است
که
براحتی وبا کمترین بهانه وتوجیهی تورا از خاطر میبَرَد
و
با وجود این، تو مهرت را از او دریغ نمیداری!
چرا بشر چنین ناسپاس است، چرا؟
@dm_tari
😞😞
❤5👍3
Vatan ...[cactusmusic.ir]
Vahid Taj [cactusmusic.ir]
وطنم!
خداوند
چنین تقدیر فرمود
که بَر خاک تو پای بَر جهانِ خاکی گذارم
و
به عشق همان خدا که تو زیبا را آفرید، به زیبائی هایت که آفریده اوست عشق بِوَرزَم.
وطنم!
مَپَسند که وطن فروشانِ سخت دِلِی که معنا ومفهومِ عشق بتو را نه میفهمند ونه میخواهند بفهمند، در هر جای وجایگاهی که هستند تورا بفروشند.
چو ایران نباشد تن من مَباد.
#وطنم
@ dm_tari
🍀🍀🍀
خداوند
چنین تقدیر فرمود
که بَر خاک تو پای بَر جهانِ خاکی گذارم
و
به عشق همان خدا که تو زیبا را آفرید، به زیبائی هایت که آفریده اوست عشق بِوَرزَم.
وطنم!
مَپَسند که وطن فروشانِ سخت دِلِی که معنا ومفهومِ عشق بتو را نه میفهمند ونه میخواهند بفهمند، در هر جای وجایگاهی که هستند تورا بفروشند.
چو ایران نباشد تن من مَباد.
#وطنم
@ dm_tari
🍀🍀🍀
❤5👍3
✍️
داود محمدی طاری
بهوش باشیم
در آستانهِ عاشورا هستیم
روزی که خداوند بوسیله حسین (ع) همه مدعیانِ حسینی بودن و عاشورائی زیستن را با عیارِ صداقت به بوته آزمایش میکشاند!
تا
مدعیان
خود تشخیص دهند سَره هستند و صادق وبی رنگ وریا
یا
ناسَره هستند و دغلباز وعاشق و دل در گرو وپای گذارده در گِل ولَجَنزارِ دنیا
حسین(ع) عاشقِ ناصادق نمیخواهد وبیاریش نمیطلبد ،او عارفِ صادق میخواهد
عارفی که چون امامِ صادق(ع) دریافته باشد
تا ظلم هست وظالم با اتکا بَر قدرتِ ظالمانه به ظلمِ خویش ادامه میدهد
هر روز عاشورا وهر زمینی کربلاست!
هیچ یک از یارانِ جان بر کف و عارفِ حسین علیه السلام ، که تا آخرین نفس وتا آخرین قطره خون در بیعت با او باقی ماندند عاشق او نبودند، آنها به آرمان او وهدف او ونیت وجهان بینی آگاها نه اش اش عارف بودند.
عاشقان حسین،
ونه عارفانِ آگاه به معرفتِ حسینی،
در شبِ قبل از عاشورا وهنگامیکه او در تاریکیِ شب سخن گفت وفرمود دشمنِ مقابل ما، فردا با من سَر ستیز داشته وکمر بر قتل من بسته وهرکس با من باقی بماند نصیبی جز مرگ وشهادت نخواهد داشت و من بیعت خویش از شما برداشتم هرکه میخواهد از تاریکی شب سود بَرد وجانِ خویش بِرهاند
آنانکه عشقشان به حسین علیه السلام، رنگ وبوی دنیائی داشت، چون عشقِ فزونتری به دنیا داشتند،
حسین را واگذاردند واز معرکه گریختند، اما
عارفان به حسین، با معرفت به آزادگیِ او ومعرفت بی بدیلش به خداوند و خواستهای خدائی،
عارفانه بااو ماندند وبا تکیه بر این عرفان ومعرفت، عارفانه وآگاهانه و سپس، عاشقانه، جانِ بریده از دنیایِ خویش راباخود به ملکوت بردند.
به روحِ مقدس آزادهِ خودِ حسین (ع) سوگند که او از همان لحظه شهادتِ با شکوهش تا به اَبد، با خونِ مطهر خود امضای خویش را بر دعوت از عارفان راست قامتِ خدا جو وآزاده اش گذارد، نه بر دعوت از عاشقانِ آزادِ دنیا پَرَست و سست پیمان.
حسین علیه السلام عارفِ عاشق میخواهد، نه عاشقِ جاهلِ ریا کار وناصادق.
خود فریب نباشیم ودرخلوتی که هیچ چشم ونگاهی جز خداوند ناظر بَر افکار واحساسات قلبیِ مانیست، با خود به داوری بنشینیم که آیا عارفِ آگاه بر هَدف ونیت وآزادگیِ حسین هستیم، یا جاهلی مدعیِ عشق و عاشقیِ حسین(ع) که در طول سال، فقط یک دَهِ ودراوجَش یک روز اورا فریاد میزنیم وتاسالی بَعد وده روزی دیگر براهی میرویم که دشمنانِ ظالمِ حسین رفته ومیروند.
با حسین (ع) صادق باشیم وعارفانه و عاقلانه ونه جاهلانه و ریا کارانه به او وآرمانِ مقدسش عشق بورزیم تا پس از مرگ نیز چون او زنده بمانیم.
# صداقت
@dm_tari
💫💕💫
داود محمدی طاری
بهوش باشیم
در آستانهِ عاشورا هستیم
روزی که خداوند بوسیله حسین (ع) همه مدعیانِ حسینی بودن و عاشورائی زیستن را با عیارِ صداقت به بوته آزمایش میکشاند!
تا
مدعیان
خود تشخیص دهند سَره هستند و صادق وبی رنگ وریا
یا
ناسَره هستند و دغلباز وعاشق و دل در گرو وپای گذارده در گِل ولَجَنزارِ دنیا
حسین(ع) عاشقِ ناصادق نمیخواهد وبیاریش نمیطلبد ،او عارفِ صادق میخواهد
عارفی که چون امامِ صادق(ع) دریافته باشد
تا ظلم هست وظالم با اتکا بَر قدرتِ ظالمانه به ظلمِ خویش ادامه میدهد
هر روز عاشورا وهر زمینی کربلاست!
هیچ یک از یارانِ جان بر کف و عارفِ حسین علیه السلام ، که تا آخرین نفس وتا آخرین قطره خون در بیعت با او باقی ماندند عاشق او نبودند، آنها به آرمان او وهدف او ونیت وجهان بینی آگاها نه اش اش عارف بودند.
عاشقان حسین،
ونه عارفانِ آگاه به معرفتِ حسینی،
در شبِ قبل از عاشورا وهنگامیکه او در تاریکیِ شب سخن گفت وفرمود دشمنِ مقابل ما، فردا با من سَر ستیز داشته وکمر بر قتل من بسته وهرکس با من باقی بماند نصیبی جز مرگ وشهادت نخواهد داشت و من بیعت خویش از شما برداشتم هرکه میخواهد از تاریکی شب سود بَرد وجانِ خویش بِرهاند
آنانکه عشقشان به حسین علیه السلام، رنگ وبوی دنیائی داشت، چون عشقِ فزونتری به دنیا داشتند،
حسین را واگذاردند واز معرکه گریختند، اما
عارفان به حسین، با معرفت به آزادگیِ او ومعرفت بی بدیلش به خداوند و خواستهای خدائی،
عارفانه بااو ماندند وبا تکیه بر این عرفان ومعرفت، عارفانه وآگاهانه و سپس، عاشقانه، جانِ بریده از دنیایِ خویش راباخود به ملکوت بردند.
به روحِ مقدس آزادهِ خودِ حسین (ع) سوگند که او از همان لحظه شهادتِ با شکوهش تا به اَبد، با خونِ مطهر خود امضای خویش را بر دعوت از عارفان راست قامتِ خدا جو وآزاده اش گذارد، نه بر دعوت از عاشقانِ آزادِ دنیا پَرَست و سست پیمان.
حسین علیه السلام عارفِ عاشق میخواهد، نه عاشقِ جاهلِ ریا کار وناصادق.
خود فریب نباشیم ودرخلوتی که هیچ چشم ونگاهی جز خداوند ناظر بَر افکار واحساسات قلبیِ مانیست، با خود به داوری بنشینیم که آیا عارفِ آگاه بر هَدف ونیت وآزادگیِ حسین هستیم، یا جاهلی مدعیِ عشق و عاشقیِ حسین(ع) که در طول سال، فقط یک دَهِ ودراوجَش یک روز اورا فریاد میزنیم وتاسالی بَعد وده روزی دیگر براهی میرویم که دشمنانِ ظالمِ حسین رفته ومیروند.
با حسین (ع) صادق باشیم وعارفانه و عاقلانه ونه جاهلانه و ریا کارانه به او وآرمانِ مقدسش عشق بورزیم تا پس از مرگ نیز چون او زنده بمانیم.
# صداقت
@dm_tari
💫💕💫
❤4👍3🥰3
✅
آن که پیشش بِنَهَد تاجِ تکبر، خورشید
کبریاییست که در حِشمتِ درویشان است
پزشکیان عزیز
که امید است بفضلِ ومرحمت ولطفِ خداوندی،و در حَدِ توانمندی واختیاراتِ قانونیِ ناشی از پذیرشِ مسئولیت ریاست جمهوری، درمانگرِ درد هایِ مردمی باشی، هوشیار باش، ردای مسئولیتت را چنان خاکی نسازی که فراموش کنی وفراموش کنند این خاک بَر کدام لباس وبا چه جایگاهی زینت تشرف بر جسم وجان واندیشه ات را یافته است.
خداوند حافظت باد.
#هوشیاری
@dm_tari
آن که پیشش بِنَهَد تاجِ تکبر، خورشید
کبریاییست که در حِشمتِ درویشان است
پزشکیان عزیز
که امید است بفضلِ ومرحمت ولطفِ خداوندی،و در حَدِ توانمندی واختیاراتِ قانونیِ ناشی از پذیرشِ مسئولیت ریاست جمهوری، درمانگرِ درد هایِ مردمی باشی، هوشیار باش، ردای مسئولیتت را چنان خاکی نسازی که فراموش کنی وفراموش کنند این خاک بَر کدام لباس وبا چه جایگاهی زینت تشرف بر جسم وجان واندیشه ات را یافته است.
خداوند حافظت باد.
#هوشیاری
@dm_tari
👍5
دلنوشته ای برایِ وطنم.
✅
وطن تواز مادرم،
از تاج سَرم،
از همه دارو وندارو وبا خبری ها وبی خبری هایم.
برایم عزیزتر وارزشمند تری
زیرا
همه هر آنچه را گفتم ونگفتم
از تو وزاده شدن در خاکِ تودارم
وطنم
بیاریِ خداوندی که زاده شدن در خاکّ تو وگشودن چشم بَر سِپِهر آسمانت را به من ارزانی داشت، هرگز وبا هیچ توجیهی نه تورا به بیگانه خواهم فروخت ونه خشم وکینه ام را از خائنین و وطن فروشانِ بیوطن دریغ خواهم نمود.
چو ایران نباشد، تَن وجسم وجان و روح وروانم مباد.
داودمحمدی طاری
هفتم مرداد۱۴۰۳
@dm_tari
✅
وطن تواز مادرم،
از تاج سَرم،
از همه دارو وندارو وبا خبری ها وبی خبری هایم.
برایم عزیزتر وارزشمند تری
زیرا
همه هر آنچه را گفتم ونگفتم
از تو وزاده شدن در خاکِ تودارم
وطنم
بیاریِ خداوندی که زاده شدن در خاکّ تو وگشودن چشم بَر سِپِهر آسمانت را به من ارزانی داشت، هرگز وبا هیچ توجیهی نه تورا به بیگانه خواهم فروخت ونه خشم وکینه ام را از خائنین و وطن فروشانِ بیوطن دریغ خواهم نمود.
چو ایران نباشد، تَن وجسم وجان و روح وروانم مباد.
داودمحمدی طاری
هفتم مرداد۱۴۰۳
@dm_tari
👍2👏1
دلنوشته ای آکنده از عشق
خدایا!
میدانم
بخاطرِ آنکه تو خود زیبائی، جز زیبائی نیافریده ونمی آفرینی.
و
قلبِ هیچ انسانی را از زیباترین آفریده ات، عشق، تُهی نمیگذاری.
خدایا
رخصتم دِه
با همه وجودم، با رشته رشتهِ تار وپودم
درودم را تقدیم کنم
به
مهربانانیکه قلبِ بلورینشان آکنده از عشق وسینهِ بی کینه شان سرشار از مِهرست.
❣❣
#عشق پاک
@dm_tari
خدایا!
میدانم
بخاطرِ آنکه تو خود زیبائی، جز زیبائی نیافریده ونمی آفرینی.
و
قلبِ هیچ انسانی را از زیباترین آفریده ات، عشق، تُهی نمیگذاری.
خدایا
رخصتم دِه
با همه وجودم، با رشته رشتهِ تار وپودم
درودم را تقدیم کنم
به
مهربانانیکه قلبِ بلورینشان آکنده از عشق وسینهِ بی کینه شان سرشار از مِهرست.
❣❣
#عشق پاک
@dm_tari
👏3👍2❤1
دل نوشته ای از سَرِ دردی که هیچکس درکَش نمیکند.
چرا؟
و
چرا؟
درون خلوت ما غیر نمیگُمنجد !
و این دردیست که اگر مَرا نمیکُشد نه از سَرِ بیدردیست نه ازسَرِ پوست کُلفتی!!!
خود چنین تصور میکنم اگر در این خصوص حضرتِ مَلَک الموت تیغ بَرنمیکشَد وفَرقِ فقیر العقلی چون مرا نمیشکافد تا مَرا کُشته واز دیارِ فانی به گستَرِه باقی ام بِکشاند به آن علت است که شاید آن حَضرَتِ عالیمقامِ بلند مرتبه بیش وپیش از من دریافته که نه درکِ درستی از غیر دارم ونه فَهم ودرکی از اینکه خلوت چیست وکجاست وصاحب خلوتِ حقیقی وراستین کیست.!
خدایا!
اگر فَهم ودرکِ چنان مطلب، معمائی پیچیده و چنین سخت وسنگین است، چرا پرداختن واندیشیدن در باره اش را به ذِهنَم هدایت فرمودی
چرا؟
#چرائی
@dm_tari
😟😟
چرا؟
و
چرا؟
درون خلوت ما غیر نمیگُمنجد !
و این دردیست که اگر مَرا نمیکُشد نه از سَرِ بیدردیست نه ازسَرِ پوست کُلفتی!!!
خود چنین تصور میکنم اگر در این خصوص حضرتِ مَلَک الموت تیغ بَرنمیکشَد وفَرقِ فقیر العقلی چون مرا نمیشکافد تا مَرا کُشته واز دیارِ فانی به گستَرِه باقی ام بِکشاند به آن علت است که شاید آن حَضرَتِ عالیمقامِ بلند مرتبه بیش وپیش از من دریافته که نه درکِ درستی از غیر دارم ونه فَهم ودرکی از اینکه خلوت چیست وکجاست وصاحب خلوتِ حقیقی وراستین کیست.!
خدایا!
اگر فَهم ودرکِ چنان مطلب، معمائی پیچیده و چنین سخت وسنگین است، چرا پرداختن واندیشیدن در باره اش را به ذِهنَم هدایت فرمودی
چرا؟
#چرائی
@dm_tari
😟😟
👍4
بی هیچ شک وتردیدی
ستمگران و ظالمانِ خودکامهِ میتوانند وتوانسته اند گَهگاه با پای گذاردن بَر وجدان وشرافت و انسانیت خویش پای هَر رَهرو وبالِ هَر پرنده ای را شکسته واورا از پیشروی بازدارند وبه بَند کِشند ودرقفس وحَبس اندازند
اما
هیچ ستمگر و هیچ دیکتاتوری
نتوانسته ونخواهد توانست
با
شکستنِ بال وپَرِ وپایِ اندیشه واندیشیدن
اندیشه را گرفتارِ حَبس وقفس سازد
دراین هیچ تردیدی نیست
#اندیشه
@dm_tari
☘☘
ستمگران و ظالمانِ خودکامهِ میتوانند وتوانسته اند گَهگاه با پای گذاردن بَر وجدان وشرافت و انسانیت خویش پای هَر رَهرو وبالِ هَر پرنده ای را شکسته واورا از پیشروی بازدارند وبه بَند کِشند ودرقفس وحَبس اندازند
اما
هیچ ستمگر و هیچ دیکتاتوری
نتوانسته ونخواهد توانست
با
شکستنِ بال وپَرِ وپایِ اندیشه واندیشیدن
اندیشه را گرفتارِ حَبس وقفس سازد
دراین هیچ تردیدی نیست
#اندیشه
@dm_tari
☘☘
👏5❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واین حکایتِ به مکه رفتنِ امثال من است که مصداقِ اَتَم واَکمَلِ این تک بیتِ سعدیِ بزرگ هستیم، آنجا که فرموده:
خَرِ عیسی را اگر هزار بار به کعبه بَرَند، باز خَر است.
تنتان سلامت وافکارتان مُنَوَر باد.،
واین حکایتِ به مکه رفتنِ امثال من است که مصداقِ اَتَم واَکمَلِ این تک بیتِ سعدیِ بزرگ هستیم، آنجا که فرموده:
خَرِ عیسی را اگر هزار بار به کعبه بَرَند، باز خَر است.
تنتان سلامت وافکارتان مُنَوَر باد.
@dm_tari
🪷🪷
🪷🪷
خَرِ عیسی را اگر هزار بار به کعبه بَرَند، باز خَر است.
تنتان سلامت وافکارتان مُنَوَر باد.،
واین حکایتِ به مکه رفتنِ امثال من است که مصداقِ اَتَم واَکمَلِ این تک بیتِ سعدیِ بزرگ هستیم، آنجا که فرموده:
خَرِ عیسی را اگر هزار بار به کعبه بَرَند، باز خَر است.
تنتان سلامت وافکارتان مُنَوَر باد.
@dm_tari
🪷🪷
🪷🪷
👍3👏3
چشم بگشای که جلوه دلدار
مُتَجَلیست از در و دیوار
انسان حقیقت است؟
یا واقعیت.؟
حقیقت آنست که انسان به اعتبارِ خلقتش توسط خداوند، به باورِ خداباوران، وهمچنین به اعتبارِ انسانیتش به اعتقاد خدا ناباوران حقیقتی بوده که در گذرِ زمان ناخواسته وناخود آگاه از حقیقت خویش دوری گزیده ورَه پوئی در طریقتِ واقعیت های زاده وقایعِ اتفاقیه رابَرگزیده.
واقعیت که نه، این حقیقت غیر قابلِ انکاریست که همگی ما انسانها وشاید بتوان گفت اکثریتِ قریب باتفاق ما آدمیان برخلافِ تقدیراتِ مُقَدر شده خویش، دل وجان از حقیقت گرائی و حق جوئی وحق بینی شسته وچنگ وچنگال بَر واقعیات وواقعگرائی هائی زده ایم که هچنان زاده شده و میشوند اند تا انسان را به چشم پوشی از رسالت ورسالت های انسانی اش سوق دهند
وقایعِ اتفاقیه شاید درپاره ای مواقع منطبق با دلبستگی های آدمی باشند
اما چون در آن تأمل کنیم درخواهیم یافت که با این نوع نگرش چگونه
حقیقت های وجودیِ خویش را با فراموش کردنشان از خود رنجانیده وآزرده ایم.
بگذارید با کسبِ رخصت از محضرِ مخاطبان این مَقال، فراختر وگسترده تر بنگارم که همه ما اکثریتِ از حقیقت مهجور افتاده ودر چنبره واقعیت های روز مَرِه و به روز مرگی گرفتار آمده، انسان هائی هستیم که با واقعیات هایمان توسطِ دیگر همنوعانِ همچو خود، داوری میگردیم نه با حقیقت های ناپیدا وکم پیدائی که حتی خود نیز در این روزگارِ به روز مرگی در افتاده، آنرا گُم کرده خودنیز سَرَدر گُم شده ایم.
اگر اکثریتِ آدمیان بدانگونه توسط داورانِ ذیصلاح یا بی صلاح داوری میشوند که همین داوران پس از مرگ وگذشتِ حسرت بارِ داوری شدگان از این ناکجا آباد پُر مَکر وفریب سَر در گریبانِ پشیمانی وپریشانی از آن قضاوتهای ناعادلانه فرو میبرند وگهگاه اشک تمساح از دیدگان واقع بین ونه حقیقت بین بَر صورت ودامان میفشانند،
میتواندثمره ونشانی از آن باشد که این داوران راحتیِ وآسانیِ قضاوت در واقعیات را بَر دلواپسی وسختیِ داوریِ حقایق ترجیح داده واز آن براحتیِ عبورِ برگِ خزان زده وافتاده در بِرکِه ای روان عبور کرده اند.
اگر بَشَر (ونه انسان) از روی آوری وتکاپو برای رسیدن به قَلَلِ رفیع انسانیت سَر باز میزند ودل به چند صباح زیستن در دامنه قله وعلفزار های محکوم به خزانِ آن خوش میدارد از آن روست که با واقعیاتی خوی میگیرد که پذیرش آن بَسی سهل وآسانست وتا آنجا به زیست دراین دامگه خراب آبادِزمین که درحقیقت ونه مَجاز، عروسِ هزار دامادست وابسته میگردد که بخود زحمت سَر بلند کردن را نمیدهد تابَر تارک قله حقیقت و سپیدی درخشان وپاک وبَرفِ نشسته بَر آن نظری بیفکند ولحظه ای با خویش بیاندیشد که برای رسیدن به آن قله سِتُرگ رنج میبایدبُرد نه آنکه راحتِ جان طلبید.
آری، حقیقت آنست برای دیدار دلدار باید چشم حقیقت بین را گُشاد تا جز حقیقت نَبیند، اگر چنین شود همین خراب آبادِ خاکی نیز چون بهشتِ برین جلوه خواهد کرد
#حقیقت
@dm_tari
🍀🍀
مُتَجَلیست از در و دیوار
انسان حقیقت است؟
یا واقعیت.؟
حقیقت آنست که انسان به اعتبارِ خلقتش توسط خداوند، به باورِ خداباوران، وهمچنین به اعتبارِ انسانیتش به اعتقاد خدا ناباوران حقیقتی بوده که در گذرِ زمان ناخواسته وناخود آگاه از حقیقت خویش دوری گزیده ورَه پوئی در طریقتِ واقعیت های زاده وقایعِ اتفاقیه رابَرگزیده.
واقعیت که نه، این حقیقت غیر قابلِ انکاریست که همگی ما انسانها وشاید بتوان گفت اکثریتِ قریب باتفاق ما آدمیان برخلافِ تقدیراتِ مُقَدر شده خویش، دل وجان از حقیقت گرائی و حق جوئی وحق بینی شسته وچنگ وچنگال بَر واقعیات وواقعگرائی هائی زده ایم که هچنان زاده شده و میشوند اند تا انسان را به چشم پوشی از رسالت ورسالت های انسانی اش سوق دهند
وقایعِ اتفاقیه شاید درپاره ای مواقع منطبق با دلبستگی های آدمی باشند
اما چون در آن تأمل کنیم درخواهیم یافت که با این نوع نگرش چگونه
حقیقت های وجودیِ خویش را با فراموش کردنشان از خود رنجانیده وآزرده ایم.
بگذارید با کسبِ رخصت از محضرِ مخاطبان این مَقال، فراختر وگسترده تر بنگارم که همه ما اکثریتِ از حقیقت مهجور افتاده ودر چنبره واقعیت های روز مَرِه و به روز مرگی گرفتار آمده، انسان هائی هستیم که با واقعیات هایمان توسطِ دیگر همنوعانِ همچو خود، داوری میگردیم نه با حقیقت های ناپیدا وکم پیدائی که حتی خود نیز در این روزگارِ به روز مرگی در افتاده، آنرا گُم کرده خودنیز سَرَدر گُم شده ایم.
اگر اکثریتِ آدمیان بدانگونه توسط داورانِ ذیصلاح یا بی صلاح داوری میشوند که همین داوران پس از مرگ وگذشتِ حسرت بارِ داوری شدگان از این ناکجا آباد پُر مَکر وفریب سَر در گریبانِ پشیمانی وپریشانی از آن قضاوتهای ناعادلانه فرو میبرند وگهگاه اشک تمساح از دیدگان واقع بین ونه حقیقت بین بَر صورت ودامان میفشانند،
میتواندثمره ونشانی از آن باشد که این داوران راحتیِ وآسانیِ قضاوت در واقعیات را بَر دلواپسی وسختیِ داوریِ حقایق ترجیح داده واز آن براحتیِ عبورِ برگِ خزان زده وافتاده در بِرکِه ای روان عبور کرده اند.
اگر بَشَر (ونه انسان) از روی آوری وتکاپو برای رسیدن به قَلَلِ رفیع انسانیت سَر باز میزند ودل به چند صباح زیستن در دامنه قله وعلفزار های محکوم به خزانِ آن خوش میدارد از آن روست که با واقعیاتی خوی میگیرد که پذیرش آن بَسی سهل وآسانست وتا آنجا به زیست دراین دامگه خراب آبادِزمین که درحقیقت ونه مَجاز، عروسِ هزار دامادست وابسته میگردد که بخود زحمت سَر بلند کردن را نمیدهد تابَر تارک قله حقیقت و سپیدی درخشان وپاک وبَرفِ نشسته بَر آن نظری بیفکند ولحظه ای با خویش بیاندیشد که برای رسیدن به آن قله سِتُرگ رنج میبایدبُرد نه آنکه راحتِ جان طلبید.
آری، حقیقت آنست برای دیدار دلدار باید چشم حقیقت بین را گُشاد تا جز حقیقت نَبیند، اگر چنین شود همین خراب آبادِ خاکی نیز چون بهشتِ برین جلوه خواهد کرد
#حقیقت
@dm_tari
🍀🍀
👍3👏2
بیدار چشمانِ شب زنده دار!
به بیدار چشمیِ چشمانتان در شب چندان دل مَبندید!
ای بسا بیدارچشمانیکه با بیداریِ چشمان خویش در شب، بجای شب زنده داری، شب کُشی میکنند تا روزِ خویش را در خوابِ غفلت سپری سازند واز هفت دولت آزاد باشند.
شب با بیدار دلی زنده میماند
نه
با بیدار چشمی.
@dm_tari
به بیدار چشمیِ چشمانتان در شب چندان دل مَبندید!
ای بسا بیدارچشمانیکه با بیداریِ چشمان خویش در شب، بجای شب زنده داری، شب کُشی میکنند تا روزِ خویش را در خوابِ غفلت سپری سازند واز هفت دولت آزاد باشند.
شب با بیدار دلی زنده میماند
نه
با بیدار چشمی.
@dm_tari
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر بشر قادر به فهم ودَرکِ همین یک جمله بود
جهان گلستان
و
انسان، زیباترین وخوش بوترین گُلِ گلزارِ آفرینش بود
اما
افسوس.
@dm_tari
جهان گلستان
و
انسان، زیباترین وخوش بوترین گُلِ گلزارِ آفرینش بود
اما
افسوس.
@dm_tari
👍5❤1
مهربانان، مهربان باشیم
جمع گشتیم ما ویاران وپریشانی گذشت
گرچه مشکل مینمود،مشکل بسی آسان گذشت
چشم ما چون چشم یعقوب، روشن است از شوق یار
از سَر ما همچو یوسف رنج زندان هم گذشت
هیچ حال ناخوشی را ما ندیدیم پایدار
صبر را چون پیشه کردیم، آنچنان حالِ پریشان هم گذشت
چون شب وصل ات بَر آمد، روز هجران خود برفت
شاخ امید سبز گشت و باد پائیزان گذشت
در غم وشادی چو ساختیم با خوشی وناخوشی
شاد دل گشتیم وبَر ما روزگاران هم گذشت
چون که بود دورِ زمانه در کمینِ بختِ ما
بازمانه اندک اندک ساختیم وبخت بَد از ما گذشت
تازه گردید باغ وبُستان زین همه بختِ سپید
بوی گلهای بهاران آمد و سوزِ زمستان هم گذشت
طاریِ شوریده سَر میکوش تاچون مهربانانِ جهان
سینه را پُر مهر سازی موسمِ نامهربانی ها گذشت.
#مهربانی
@dm_tari
🌹🌹
❣️❣️
جمع گشتیم ما ویاران وپریشانی گذشت
گرچه مشکل مینمود،مشکل بسی آسان گذشت
چشم ما چون چشم یعقوب، روشن است از شوق یار
از سَر ما همچو یوسف رنج زندان هم گذشت
هیچ حال ناخوشی را ما ندیدیم پایدار
صبر را چون پیشه کردیم، آنچنان حالِ پریشان هم گذشت
چون شب وصل ات بَر آمد، روز هجران خود برفت
شاخ امید سبز گشت و باد پائیزان گذشت
در غم وشادی چو ساختیم با خوشی وناخوشی
شاد دل گشتیم وبَر ما روزگاران هم گذشت
چون که بود دورِ زمانه در کمینِ بختِ ما
بازمانه اندک اندک ساختیم وبخت بَد از ما گذشت
تازه گردید باغ وبُستان زین همه بختِ سپید
بوی گلهای بهاران آمد و سوزِ زمستان هم گذشت
طاریِ شوریده سَر میکوش تاچون مهربانانِ جهان
سینه را پُر مهر سازی موسمِ نامهربانی ها گذشت.
#مهربانی
@dm_tari
🌹🌹
❣️❣️
👍6👏1
خدایا
در جهانی که در تمامی گستره اش،ارزشهای انسان وانسانیت در حال خاموشی وفروپاشیست
امید همه ما
فقط وفقط
توئی وبَس!
پَس مارا تنها مَگذار ومَپَسند دراین وانفسائیِ روز وروزگار
شعله های اندکِ شمع امید در جانمان رو بخاموشی رَوَد
و
آنگونه عمرمان به پایان رِسَد که درلحظه گُذَر ازاین خراب آباد خاکی با خویش چنین زمزمه کنیم.
تمام دوره عمرم گذشت در خواب و مستی
نچیدم جز گُلِ آزردگی از باغ هستی
@dm_tari
در جهانی که در تمامی گستره اش،ارزشهای انسان وانسانیت در حال خاموشی وفروپاشیست
امید همه ما
فقط وفقط
توئی وبَس!
پَس مارا تنها مَگذار ومَپَسند دراین وانفسائیِ روز وروزگار
شعله های اندکِ شمع امید در جانمان رو بخاموشی رَوَد
و
آنگونه عمرمان به پایان رِسَد که درلحظه گُذَر ازاین خراب آباد خاکی با خویش چنین زمزمه کنیم.
تمام دوره عمرم گذشت در خواب و مستی
نچیدم جز گُلِ آزردگی از باغ هستی
@dm_tari
👍1😢1🙏1
Shajarian,Tajvidi شجریان، ترقی، تجویدی، فخر الدینی: مرغ حق
@moozikestan_bot
بخوان خدای را بخوان
گره گشای را بخوان
محمد رضا شجریان
گره گشای را بخوان
محمد رضا شجریان
👍1
خودرانفریبیم
و
تردید نداشته باشیم
ما
ساده دلان ونه ساده لوحان.
تشنه لبانی هستیم که هر آبِ گَندزده و سَمی ولی شفاف شده با ریا کاریِ ریا کاران را آبی سرچشمه گرفته از چشمه سارانِ قلل رفیعِ پوشیده شده با سپیدی برفهای پاک پنداشته وبراحتی مینوشیم.
خدایا!
مپسند سیَه دلان با سیَه دلی خویش ما را از ساده دلی به وادیِ ساده لوحی بکَشانند.
@dm_tari
😞😞
و
تردید نداشته باشیم
ما
ساده دلان ونه ساده لوحان.
تشنه لبانی هستیم که هر آبِ گَندزده و سَمی ولی شفاف شده با ریا کاریِ ریا کاران را آبی سرچشمه گرفته از چشمه سارانِ قلل رفیعِ پوشیده شده با سپیدی برفهای پاک پنداشته وبراحتی مینوشیم.
خدایا!
مپسند سیَه دلان با سیَه دلی خویش ما را از ساده دلی به وادیِ ساده لوحی بکَشانند.
@dm_tari
😞😞
👍7
با همه ارادتم به فرد فرد شما که فرهیخته واندیشمند هستید
استدعا میکنم با حوصله وتأمل واگر زمان اجازه میدهد با حوصله مطالعه فرمائید
با این توضیح که آنچه مطالعه میکنید نگارشِ حقیر نیست
باسپاس، محمدی
👇👇👇
ما همه فرزندان جغرافیا هستیم؛ محصول اتفاق!
مادرِ من میتوانست زنی ماهیگیر در سواحل گینه باشد؛ و پدر تو، مردی الاغ سوار در کوههای غرب پاراگوئه.
🌎 گاهی فکر میکنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال میرود تا شکلات صبحانه ی کاکائوییاش را بردارد، کودکی در یک قبیله ی آفریقایی با این ترس بیدار میشود که نکند امروز به وسیله ی مردان قبیله دیگر که به دین و آیینِ آنها نیستند، کُشته شود!
🌏 وقتی دختری در هامبورگ آلمان با مرسدس بنز به مدرسه میرود و در آزمایشگاه فیزیک زندگی مجازی در مریخ را تجربه میکند، دخترانی در نیجریه در وحشت اسارت و حراج بوکوحرام بهجای تخته ی سیاه باید با صدای شکستن در و پنجره با تمام وجود فریاد بکشند.
🌍 اگر در عربستان به دنیا میآمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز میشد، جوراب نمیپوشیدیم، لامبورگینی سوار میشدیم.
🌏 اگر در میان بودائیانِ میانمار چشم باز کرده بودیم، شاید در همین لحظه مشغول نسل کشی جماعتی از هموطنان خودمان به جرم داشتن دین و آئینی متفاوت بودیم.
🌎 اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند میخوردیم، میرقصیدیم و اگر کسی میگفت میآی بریم قلیون بزنیم، نمیفهمیدیم چه میگوید!
🌍 اگر در تهرانِ بزرگ، بزرگ میشدیم در حسرت دیدن یک مسابقه ی فوتبال خودمان را میسوزاندیم و اگر در لبنان دیده به جهان میگشودیم در کنار سواحل مدیترانه حمام آفتاب میکردیم تا پوست مان برنزه شود.
🌍 اگر در دانمارک به دنیا میآمدیم اسطورههای مان بهجای رستم و سیاوش، وایکینگها بودند، پیرو کلیسای پروتستان میشدیم و بهجای نغمههای دلنواز استاد شجریان از یورِن اینگمَن لذت میبردیم.
🌏 اگر در هندوستان به دنیا میآمدیم، یک هندوی متعصب و گاوپرست میشدیم که غیر از آمیتاباچان هنرمند دیگری بر روی کره زمین را به رسمیت نمیشناختیم.
🌏 اگر در یک صبح سرد زمستانی در کوههای قندهار به دنیا آمده بودیم، شاید چون پیروان سایر ادیان را لایق نفس کشیدن در این کره خاکی نمیدانستیم، با یک جلیقه ی انتحاری بلیط مستقیم بهشت و همنشینی با حوریان را رزرو میکردیم.
🌍 وقتی همه چیز تا این اندازه میتواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره خاکی چقدر واقعیت دارد؟
🌎 ما همه فرزندان اتفاقیم؛
فرزندان جبر جغرافیا!
کاش فقط می شد انسان بمانیم
#فقط_انسانیت
@dm_tari
✅✅✅
استدعا میکنم با حوصله وتأمل واگر زمان اجازه میدهد با حوصله مطالعه فرمائید
با این توضیح که آنچه مطالعه میکنید نگارشِ حقیر نیست
باسپاس، محمدی
👇👇👇
ما همه فرزندان جغرافیا هستیم؛ محصول اتفاق!
مادرِ من میتوانست زنی ماهیگیر در سواحل گینه باشد؛ و پدر تو، مردی الاغ سوار در کوههای غرب پاراگوئه.
🌎 گاهی فکر میکنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال میرود تا شکلات صبحانه ی کاکائوییاش را بردارد، کودکی در یک قبیله ی آفریقایی با این ترس بیدار میشود که نکند امروز به وسیله ی مردان قبیله دیگر که به دین و آیینِ آنها نیستند، کُشته شود!
🌏 وقتی دختری در هامبورگ آلمان با مرسدس بنز به مدرسه میرود و در آزمایشگاه فیزیک زندگی مجازی در مریخ را تجربه میکند، دخترانی در نیجریه در وحشت اسارت و حراج بوکوحرام بهجای تخته ی سیاه باید با صدای شکستن در و پنجره با تمام وجود فریاد بکشند.
🌍 اگر در عربستان به دنیا میآمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز میشد، جوراب نمیپوشیدیم، لامبورگینی سوار میشدیم.
🌏 اگر در میان بودائیانِ میانمار چشم باز کرده بودیم، شاید در همین لحظه مشغول نسل کشی جماعتی از هموطنان خودمان به جرم داشتن دین و آئینی متفاوت بودیم.
🌎 اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند میخوردیم، میرقصیدیم و اگر کسی میگفت میآی بریم قلیون بزنیم، نمیفهمیدیم چه میگوید!
🌍 اگر در تهرانِ بزرگ، بزرگ میشدیم در حسرت دیدن یک مسابقه ی فوتبال خودمان را میسوزاندیم و اگر در لبنان دیده به جهان میگشودیم در کنار سواحل مدیترانه حمام آفتاب میکردیم تا پوست مان برنزه شود.
🌍 اگر در دانمارک به دنیا میآمدیم اسطورههای مان بهجای رستم و سیاوش، وایکینگها بودند، پیرو کلیسای پروتستان میشدیم و بهجای نغمههای دلنواز استاد شجریان از یورِن اینگمَن لذت میبردیم.
🌏 اگر در هندوستان به دنیا میآمدیم، یک هندوی متعصب و گاوپرست میشدیم که غیر از آمیتاباچان هنرمند دیگری بر روی کره زمین را به رسمیت نمیشناختیم.
🌏 اگر در یک صبح سرد زمستانی در کوههای قندهار به دنیا آمده بودیم، شاید چون پیروان سایر ادیان را لایق نفس کشیدن در این کره خاکی نمیدانستیم، با یک جلیقه ی انتحاری بلیط مستقیم بهشت و همنشینی با حوریان را رزرو میکردیم.
🌍 وقتی همه چیز تا این اندازه میتواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره خاکی چقدر واقعیت دارد؟
🌎 ما همه فرزندان اتفاقیم؛
فرزندان جبر جغرافیا!
کاش فقط می شد انسان بمانیم
#فقط_انسانیت
@dm_tari
✅✅✅
👏3👍1🤔1
