سوکمین و آدرین برودی داشتن راجع به اینکه سونتین توی بوداپست اموی ظبط کردن و بوداپست شهر زیباییه صحبت میکردن 😭
💋4
سوکمین خواب دیده بوده که با سونگکوان داشته برای دوی ماراتون آماده میشده، اونجا آدمهای زیادی بودن و احساس تنهایی داشته. برای استراحت کردن یکم میره بیرون و فنها رو میبینه که بادکنک رنگهای افیشال سونتین دستشونه و خودش و سونگکوان وقتی دیدنش گریشون گرفته. کاراتها هم حین گریه کردن میگفتن دوستشون دارن و ممنونن 😭
💋8