مجمع دیوانگان
13.9K subscribers
742 photos
136 videos
34 files
1.02K links
وبلاگ «مجمع دیوانگان» از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت می‌شود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر می‌پردازیم.
.

ارتباط با ادمین کانال:
@DivaneSaraAdmin
.

اینستاگرام:
instagram.com/divanesara_
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیتارنوازی محمدحسین طاهایی
تاریخ شهادت: ۲۷آبان ۱۳۹۸

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
از تنبور کیانوش تا گیتار محمدحسین
ارتباط قلب‌های ما را هیچ شمشیری نخواهد برید

https://t.me/divanesara/50
#A 227

آرمان امیری @ArmanParian : ده سال پیش، شاید اندکی پس از آن تنبورنوازی دل‌نشین (اینجا: t.me/divanesara/941 )، کیانوش آسا به ضرب گلوله ماشین سرکوب به شهادت رسید. تقریبا همان زمان بود که محمدحسین طاهایی گیتارش را برداشت و خواند: (اینجا: t.me/divanesara/942 )

آخه بارون که نیست، رگبار باروته،
سزای عاشقای خوب ما اینه.

ده سال گذشت تا سرانجام محمدحسین نیز در زیر آن رگبار باروت آرام بگیرد و از او طنین‌ صدایش به جای بماند که

... نذاشتن هم‌صدایی رو بلد باشیم،
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم،
کتابای سفید رو دوره می‌کردیم،
که فکر شب‌کلاهی از نمد باشیم.

تنبور من شکسته و گیتار هم ندارم. اما هنوز قلم‌هایمان را نتوانسته‌اند از ما بگیرند. ده سال پیش، داستان «کیوسک» را برای تمامی «ممدخلاف‌»های جنبش سبز نوشتم. داستانی که باید اعتراف کنم تقریبا تمامی‌اش عین واقعیت بود و بجز اندک تغییرات دراماتیک که لازمه داستان‌نویسی بود، از شخصیت و خاطراتی واقعی وام گرفته شده بود. شاید دقیقا به همین دلیل است که نه تنها هنوز به نظرم تازه می‌آید، بلکه حتی می‌تواند گویای وضعیت تمام عیار خیزش اعتراضی اخیر باشد. فایل صوتی داستان «کیوسک» را بار دیگر به پیوست بازنشر می‌کنم و تقدیم می‌کنم به تمامی جوانانی که به ما یادآوری کردند: هیچ هنری والاتر از آزادگی نیست.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from شبکه نظر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نظر یک تحلیلگر سیاسی پیرامون ریشه‌های اعتراضات آبان ٩٨

آرمان امیری:
▫️اگر چه پایه‌های اعتراضات اخیر در اقشار فرودست اقتصادی بود، اما آشکارا اقشار بالاتر جامعه هم در آن درگیر شدند
▫️با توقف اعتراض‌ها مواجه نخواهیم بود
@Nazar
نقشه پراکندگی اعتراضات آبان ماه را به روز کردیم. این نقشه نشان‌دهنده ۴۳۶ ویدیو از سرتاسر ایران است. برای کمک در تکمیل نقشه به اینجا مراجعه کنید.

از شهرهای زیر حداقل یک ویدیو به دست ما رسیده است:

آذربایجان شرقی: تبریز
آذربایجان غربی: ارومیه، بوکان
اصفهان: اصفهان، فولادشهر، بهارستان، نجف‌آباد
البرز: کرج، فردیس، هشتگرد، گوهردشت، مشکین‌دشت، گلشهر
ایلام: ایلام
بوشهر: بوشهر، چغادک، جم، کنگان
تهران: تهران، شهرک اندیشه، بومهن، پرند، رباط‌کریم، شهریار، تهرانسر، ورامین، اسلام‌شهر، دماوند، ملارد، سلطان‌آباد، قدس، بهارستان
خراسان جنوبی: بیرجند
خراسان رضوی: مشهد، نیشابور
خوزستان: اهواز، آبادان، ماهشهر، بهبهان، امیدیه
زنجان: زنجان
سمنان: گرمسار
یستان و بلوچستان: زاهدان
فارس: شیراز، داراب، فسا، صدرا، کازرون
قزوین: قزوین
کردستان: سنندج، مریوان
کرمان: کرمان، سیرجان، کیان‌شهر، رفسنجان، کهنوج
کرمانشاه: کرمانشاه، جوان‌رود
کهگیلویه و بویراحمد: یاسوج، گچساران
گلستان: گرگان
گیلان: رشت
لرستان: خرم‌آباد، پلدختر
مازندران: ساری، قائمشهر، بابل، عباس‌آباد، بهشهر
مرکزی: اراک، ساوه
یزد: یزد

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
شورش با طعم خیزش
#V 042
یادداشتی از کیوان صمیمی
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
شورش با طعم خیزش
https://t.me/divanesara/946
#V 042

کیوان صمیمی:

اعتراضات هفته‌ی پایانی آبان با نافرمانی آرام مدنی توسط ستمدیدگان شروع شد؛ ایجاد راه‌بندان غیرخشونت آمیز در چند بزرگراه و خیابان.

داعشیان داخلی با دو برنامه‌ی کوتاه‌مدت و میان‌مدت آن‌را تقویت کردند و در مناطقی موفق شدند خشونت و تخریب را به اعتراض اقتصادی اضافه کنند.

برنامه‌ی یکم به‌زیر کشیدن دولت و سناریوی همزمانِ دوم عبارت بود از تخلیه‌ی ظرفیت جنبشی جامعه و سرکوب آن به‌منظور ایجاد وحشت و ناامیدی و در نتیجه، سر برنیاوردن خیزش‌ها در دوران تحریم بین‌المللی.

شورش شدید فرودستان و محذوفان همراه با خیزش نسبی بخشی از طبقه متوسط در آغاز حرکت به نحوی بود که احتمال فروپاشی نظام را مطرح کرد. به‌منظور جلوگیری از آن لازم دیدند با برعهده گرفتن مسئولیت افزایش قیمت، از دولت حمایت شود تا چالش‌های درونیِ سه رکن نظام را فعلا متوقف کند.

سناریوی یکم که آرزوی برقراری حکومت اسلامی بود با شکست مرحله‌ای مواجه شد اما برنامه‌ی از پیش طراحی شده‌ی دوم به اجرا درآمد؛ مشارکت بخشی از نیروهای سازماندهی شده برای تخریب اماکن و تشدید شورش به‌منظور خالی شدن پتانسیل حرکت و آنگاه سرکوب و بازداشت.

در اینگونه فضاهای پرآشوب، حضور تیم‌هایی که از نظام سلطه‌گر جهانی تغذیه می‌شوند از بدیهیات است. دور حلزونی شورش‌های بی سر مادامی که تحولات ساختاری در کشور صورت نپذیرد، با قطری کمتر و شدتی بیشتر تکرار خواهدشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
بیانیه‌ای برای اجماع بر سر نقاط مشترک
#A 228
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
بیانیه‌ای برای اجماع بر سر نقاط مشترک
#A 228
https://t.me/divanesara/948

آرمان امیری @ArmanParian : واکنش میرحسین موسوی به سرکوب‌های اخیر، هرچند از مدتی پیش برای ما مسجل و قطعی بود، با این حال به روال تمامی بیانیه‌های پیشین‌اش، موسوی، همچنان یک گام فراتر از پیش‌داوری‌ها ظاهر شد. گویا پیشینه ۱۷ بیانیه او در جنبش سبز نیز سبب نشده که هنوز بتوانیم تمامی رفتارها و مواضع‌ش را پیش‌بینی کنیم. آن هم، بعد از نزدیک به ۹ سال سکوت و تحولاتی که بی‌شک در این مدت تجربه کرده است.

شاید در نگاه نخست، کوتاهی بیانیه و جای خالی بحث «چه باید کرد» ابهاماتی را در ذهن مخاطبان آن ایجاد کند. من اما مفهوم و کارکرد اصلی بیانیه را جمع‌بندی و نشانه‌گذاری تمام «نقاط مشترک» منتقدان وضعیت موجود می‌دانم. یعنی از چپ‌ترین گروه تا راست‌ترین، از برانداز و سلطنت‌طلب و منتقد و سبز و چپ و راست، اگر بخواهیم یک فصل مشترک بگیریم، دقیقا باید این فصل مشترک را در فهرست گزیده‌ای که میرحسین فراهم کرده جستجو کنیم. فهرستی که من بدین شرح خلاصه می‌کنم: (عبارات داخل گیومه دقیقا از متن بیانیه استخراج شده‌اند)

۱- «برخورد خشن و خونین» اخیر مصداق «کشتار بی‌رحمانه مردم» و در نتیجه «جنایت آشکار» بوده است.

۲- کشته شدگان این اعتراضات، نه مزدور یا اراذل و اوباش، بلکه «شهیدان بی‌گناه» وطن بوده‌اند.

۳- اعتراضات اخیر، هرچند با جرقه بنزین و یک تصمیم بی‌خردانه علیه اقشار مستضعف آغاز شد، اما محصول «سرخوردگی همگانی در میان اقشار جان به لب رسیده از اوضاع کشور» بود.

۴- کشتار، کشتار است و به هیچ وجه قابل تحمل یا توجیه نیست. چه کشتار ۱۷شهریور توسط رژیم سلطنت، چه کشتار اخیر توسط نظام حاکم.

۵- همان‌گونه که مسوولیت مستقیم کشتار ۱۷شهریور با شخص شاه بود، مسوولیت مستقیم سرکوب اخیر نیز با «ولی فقیه با اختیارات مطلقه» است و هر آدرس دیگری، از جمله دولت یا دستگاه‌‌های دیگر آدرس غلط است.

۶- با سرکوب و تهدید و «صدا کلفت کردن» نمی‌توان مردم معترض را مرعوب ساخت و عاقب این ظلم نیز همان خواهد بود که عاقبت کشتار ۱۷شهریور شد.


بسیار بعید است که بخواهیم در طیف گسترده، متنوع و گاه متضاد مخالفان وضعیت فعلی، نقاط اشتراک بیشتری از این موارد سراغ کنیم. در نقطه مقابل، هر یک از جریانات فعلی، مطالبات یا نظرات ویژه‌ای دارند که برای خودشان بسیار مهم است، اما از نظر باقی گروه‌های سیاسی عامل منفی و ای بسا خط قرمز به حساب آید.

بدین ترتیب، به نظرم کارکرد بیانیه اخیر میرحسین، ایجاد «اجماع و اشتراک» میان تمامی نیروهای معترض است. حتی می‌توان گفت ابدا اتفاقی یا ناخواسته نیست که موسوی بر خلاف سیاق معمول بیانیه‌های خودش، در این بیانیه از آیات قرآن و احادیث استفاده نمی‌کند. گویی می‌خواهد حتی در لحن و ادبیات خودش نیز بیشترین فصل مشترک را با گروه‌های معترض وضعیت به نمایش بگذارد. طبیعتا، نظرات شخصی و سیاسی موسوی می‌تواند گزاره‌های بسیاری به این بیانیه بیفزاید. حتی می‌تواند راهکار مورد نظرش را پیشنهاد بدهد. اما بدون تردید، هر گزاره دیگری، سرآغاز اختلاف و جدل خواهد بود و بلافاصله باعث انشقاق میان مخالفان و ایجاد شکاف و چند دستگی خواهد شد. روی هم رفته، من بیانیه اخیر را یک دعوت عملی برای اتحاد فراگیر میان تمامی نیروهای منتقد وضعیت قلمداد می‌کنم که از بلوغ و تیزهوشی یک سیاست‌مدار «انقلابی» و کارکشته بر می‌آید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ وارده: شهدای خیزش آبان ماه
#V 043

به دلیل مسدودیت اینترنت در روزهای اولیه اعتراضات و تهدید و سرکوب خانواده‌ها، هنوز تعداد دقیق کشته‌شدگان اعتراضات آبان‌ماه ٩٨ مشخص نیست. وبسایت کلمه خبر از بیش از ۳۶۰ کشته می‌دهد. سازمان عفو بین‌الملل تا به امروز تنها می‌تواند تعداد ١۶١ نفر را تأیید کند و در عین حال تأکید کرده که آمار کشته‌شدگان بسیار بالاتر از این تعداد است. اینترنت در برخی استان‌ها همچنان قطع بوده و روزنامه‌نگاران داخلی از انتشار هرگونه خبری درباره کشته‌شدگان منع شده‌اند.

منابع استفاده شده در این ویدیو، گزارش‌ سازمان عفو بین‌الملل و گزارش وبسایت رادیو زمانه از اعتراضات آبان‌ماه ٩٨ می‌باشد. زحمت تهیه این کلیپ را یکی از مخاطبین مجمع دیوانگان کشیده است.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
زمستان عربی
#V 045
https://plink.ir/X3mbS

دومینوی جدیدی از اعتراضات در خاورمیانه شکل گرفته که خواسته و ناخواسته هر ناظری را به یاد دومینوی ده سال پیش می‌اندازد. مجموعه اعتراضاتی که از جنبش سبز ایران آغاز شد و بلافاصله در جهان عرب به شکل «بهار عربی» ادامه پیدا کرد. اعتراضات اخیر در عراق، لبنان، سودان و الجزایر را می‌توان به نوعی دیگر در ارتباط با یکدیگر دانست. متن پیوست، یادداشتی از تشریه «پروجکت سندیکیت» است که به تحلیل همین اعتراضات پرداخته است.

یکی از نکات جالب این یادداشت این است که هرچند پیش از آغاز اعتراضات اخیر در ایران نوشته شده، اما آشکارا عوامل مشترکی را میان اعتراضات اخیر کشورهای عربی فهرست می‌کند که رد پای همه در اعتراضات اخیر ایران نیز به چشم می‌خورد. در واقع، می‌توان گفت که این یادداشت می‌تواند مدعی شود وقوع وقایع مشابهی در ایران را نیز پیشاپیش گمانه‌زنی کرده است. (ترجمه یادداشت نیز پیش از اعتراضات به دست ما رسید اما تا موعد انتشار برسد، اینترنت قطع شد و انتشارش تا این لحظه به تعویق افتاد)

نخستین وجه تمایزی که نگارنده برای اعتراضات اخیر نسبت به اعتراضات «بهار عربی» قائل می‌شود، خاستگاه اولیه معترضان است. به روایت او، هرچند خاستگاه اصلی معترضان در بهار عربی (احتمالا به مانند جنبش سبز) طبقات متوسط و نسبتا اصلاح‌طلب اجتماعی بود، اما خاستگاه اولیه اعتراضات اخیر اقشار فرودست اقتصادی هستند. تحولی که بیش از هرچیز محصول سازوکارهای بیمار اقتصادی در کشورهای منطقه و تن ناتوانی یا بی‌ارادگی سیستم‌های حکومتی برای اصلاح این اقتصادهای بیمار بوده است.

دو عامل دیگر که در متن به طرز جالبی به چشم می‌خورند، اشاراتی هستند که باز هم رد پای آن در کشور ما به چشم می‌خورد و به طرز جالبی با دو نظریه کلان در عرصه علوم سیاسی مطابقت دارند. در بخشی از یادداشت تاکید شده که حکومت‌های منطقه، بخش عمده‌ای از ثروت‌های خود را به جای اینکه صرف تامین منافع عمومی کنند، به صورت رانت در اختیار حامیان خود قرار داده‌اند. اتفاقی که در ایران بی‌نیاز از توضیح است و در بسیاری از شعارهای خیابانی نیز مشخصا معترضان بدان اشاره می‌کنند. این وضعیت، دقیقا یادآور فرجام رژیم‌های «پاتریمونیال» در نظریه «ماکس وبر» است. جایی که این رژیم‌ها تا زمانی که منابع کافی دارند، سیاست «حامی‌پروری» را گسترش می‌دهند. اما به محض اینکه دچار کمبود منابع شوند با بحران جدی مواجه می‌شوند.

مساله دیگر، به وضعیتی اشاره دارد که بسیاری از ما در ایران بدان «خصولتی‌سازی» می‌گوییم. نگارنده معتقد است که رژیم‌های منطقه بخش خصوصی مستقل را به دو دلیل در اقتصاد خود نابود می‌کنند. اول با طمع کسب درآمد بیشتر از طریق سیطره بر این بخش، و دوم، با این هدف که جریان مستقل اقتصادی به یک جریان مستقل سیاسی تبدیل نشود. بدین ترتیب، پایه‌های اقتصاد کشور متلاشی می‌شود. احتمالا، بسیاری از مخاطبان متوجه تشابه این فرآیند با نظریه «داوون عجم‌اوغلو» در کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» خواهند شد. جایی که به تعبیر عجم‌اوغلو، عامل اصلی فروپاشی ملت‌ها، سیطره نهادهای غیردموکراتیک، بر نهادهای دموکراتیک (از جمله اقتصاد خصوصی و رقابتی) است.

با این توضیحات، ضمن سپاس از «مجتبی رحیمی» (@mmm136777) بابت برگردان متن به فارسی، شما را به مطالعه یادداشت کامل دعوت می‌کنیم. برای مشاهده نسخه کامل بر روی لینک زیر کلیک کرده یا از گزینه Instant View استفاده کنید.
https://plink.ir/X3mbS

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
یادداشت وارده: فرجام هیولای وحشت
#V 046
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

نقاشی بالا به عنوان Saturn Devouring His Son
اثر فرانسیس گویا است و کرونوس (ساترن) را نشان می‌دهد که از ترس پایان حکومتش فرزندانش را می‌بلعد.
یادداشت وارده: فرجام شوم هیولای وحشت!
#V 046
https://t.me/divanesara/952


نویسنده میهمان: شاید مهمترین دلیل همراهی نکردن طبقه مرفه داخل ایران و مهاجران تحصیل‌کرده خارج ایران از اعتراضات مردم ایران نوعی ترس و وحشت باشد. وحشت از اینکه نتیجه این اعتراضات چیست؟ جنگ داخلی؛ تجزیه کشور، یا روی کار آمدن حکومتی بدتر از جمهوری اسلامی. به همین دلیل در این مواقع شاهد سکوت یا حتی مقابله این گروه با اعتراضات فرودستان هستیم.

ریشه این وحشت را بدین ترتیب می‌توان خلاصه کرد: تنها دو راه پیش روی ما وجود دارد، ادامه جمهوری اسلامی و آرزوی اصلاح نظام در آینده، یا جایگزینی جمهوری اسلامی با چیزی بدتر از آن. طبیعتا بر سر این دوراهی، بسیاری ادامه نظام فعلی را ترجیح می‌دهند. انتخابی که منطقی به نظر می‌رسد، البته مشروط بر اینکه اصالت این انتخاب دوگانه را بپذیریم. بزرگ‌ترین اشکال هم همینجاست: باوری ایمانی به این دوگانه، بدون آن‌که مبتنی بر شواهد عینی باشد، از جمله ظرفیت‌های موجود در مردم و تجربه‌های مشابه مردم کشورهای دیگر که پیش از این توانسته‌اند از چنگال استبداد رهایی یابند.

این شرایط شباهت زیادی با شرایط انتخابات سال ۹۶ دارد که پیشران اصلی مشارکت این طبقه وحشت از به قدرت رسیدن طرف مقابل بود. وحشتی غیرعقلایی و انگیخته شده که پس از کمتر از دو سال برای بسیاری جای خود را به پشیمانی داد.

به نظر من یک راه برای مقابله با این وحشت، ارائه راه‌ سومی است که به هدف مشترک طبقه فرادست ساکت و طبقه فرودست معترض بینجامد. یعنی ایرانی آزاد با شهروندانی برابر و مرفه. فرجامی که البته از مسیر خشونت و جنگ نیز عبور نمی‌کند. در عین حال باید نشان داد که ادامه وضعیت کنونی اتفاقا دیر یا زود به همان نتایج فاجعه‌باری منتهی خواهد شد که از آن هراس داریم: جنگ داخلی یا تجزیه کشور.

تصویر و راه ارائه شده البته باید تصویری به دور از خیال‌پردازی باشد. تصویری که باواقعیت‌های اجتماعی امروز ایران همخوانی دارد و با توجه به منافع و ظرفیت‌های موجود جامعه قابل دستیابی است. به عنوان مثال تصویری از ایران ارائه شود که در آن یک فرد تصمیم گیرنده امور برای یک ملت ۸۰ میلیونی نیست بلکه مانند بسیاری از کشورهای عادی دیگر تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ می‌شوند، ایرانی که از نظر رتبه فساد در قعر کشورها قرار ندارد، ایرانی که رسانه‌های نسبتا آزاد دارد، ایرانی که در آن شکل پوشش شهروندان از جانب دولت تعیین نمی‌شود، ایرانی که در آن زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان حقوق برابر دارند، ایرانی که روابط تجاری عادی با همه کشورهای جهان از جمله آمریکا دارد، ایرانی که با همسایگان خود روابط دوستانه دارد و به دنبال عمیق‌تر کردن «عمق استراتژیک» خود نیست، ایرانی که محل جذب سرمایه‌های خارجی و نوآوری‌های تکنولوژیک است، ایرانی که مقصد گردشگری است و تصویرهای دیگری که واقعی و مطلوب همگان اما غیر خیالی هستند چرا که همین امروز در جاهای دیگر جهان تحقق یافته‌اند.

سپس باید راه رسیدن به این هدف تشریح شود. قابل اعتناترین راه که با توجه به تجربه جهانی از بیشترین بخت برای موفقیت برخوردار است مبارزه مدنی خشونت‌پرهیز است. البته پیمودن این راه دشوار است و نیاز به آموزش جمعی و سازمان‌دهی و بردباری دارد، اما تجربه‌های موفق مبارزات خشونت‌پرهیز در هند، آفریقای جنوبی، کشورهای بلوک شرق و … و در مقابل تجربه‌های شکست‌خورده انقلاب‌های خشونت‌آمیز و مبارزات مسلحانه به علاوه برتری فکری و اخلاقی مبارزات خشونت‌پرهیز بر مبارزات خشونت‌ورزانه کفه ترازو را به سمت این راه سنگین می‌کند.

در نهایت لازم است نشان داده شود که اگر طبقه برخوردار بخواهد از وحشت افتادن در ورطه جنگ داخلی سکوت پیشه کند و به ادامه جمهوری اسلامی رضایت دهد و اراده همراهی و تلاش برای پیمودن راه سوم را نداشته باشد ناخودآگاه به افتادن کشور در مسیری که بیشترین وحشت را از آن داشت کمک کرده است چرا که ادامه جمهوری اسلامی به شکل فعلی نمی‌تواند به نتیجه‌ای جز یک انقلاب خشونت‌آمیز یا جنگ داخلی یا تجزیه کشور یا فروپاشی اقتصادی که همگی کابوس این طبقه هستند منتهی شود.

نظر نویسنده این است که اگر چنین تصویری به مردم ارائه شود و راه رسیدن به آن نیز تشریح شود نه تنها می‌تواند روزنه امیدی برای رسیدن به ایرانی آزاد بدون عبور از ویرانی فراهم کند و اقشار مختلف را حول یک هدف و افق متحد کند بلکه جمهوری اسلامی را نیز از متهم کردن هر تلاشی برای جایگزین کردن آن به هم‌دستی با گروه‌های منفور مخالف خلع سلاح خواهد کرد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
یادداشت وارده: چهره ژانوسی انتخابات
#V 047
https://telegra.ph/V046-12-04

نویسنده میهمان: ایمان آقایاری (@Mehrgan96)

- گروهی مدام تکرار می‌کنند که دموکراسی تنها از دل صندوق رای بیرون می‌آید. این گزاره که من آن را «مغالطه صندوق رای» می‌نامم، جز با خودش با هیچ واقعیت بیرونی یا حقیقت نظری دیگری تایید نمی‌شود.

- اما انتخابات به عنوان یک شگرد، یا تاکتیک؛ «راه همواره طی شده» ما طی دو دهه اخیر بوده است. مدافعین این نحوه مشارکت، از مغالطه‌گران دموکراسی‌خواه امروز گرفته، تا آنان که انتخابات را صرفا ابزاری برای تغییرات اندک و یا کسب فضای بازتر و یا حفظ وضع کنونی و جلوگیری از خسارت بیشتر می‌دانند، جملگی بازی‌گردانان اصلی صحنه سیاسی متاخر ما بوده‌اند. این رویکرد بزرگترین دستاوردش را در کلیشه «انتخاب بین بد و بدتر» متجلی ساخته.

- حال ببینیم که با کلیشه گزینش شر کمتر کدام دستاورد در عمل رقم خورده؟ آیا واقعا احساس می‌کنیم که با گذشت بیش از بیست سال مداومت، امروز دولت و مجلس و قوه قضاییه مستقل‌تر و قدرتمندتر و کارآمدتری داریم؟ آیا جز آن چه محصول تکنولوژی و گذر زمان است، بر آنیم که آزادی‌هایمان بیشتر شده؟ آستانه تحمل حکومت نسبت به معترضین افزایش یافته؟ نظارت مردم برنهادها و مسوولین بالاتر رفته؟ قوانین نامطلوب اصلاح و قوانین مطلوب اجرا شده‌اند؟ نگارنده بر این باور است که چنین نشده. آمار و ارقام و احکام و اسناد نیز متاسفانه دال بر چنین حقیقت تلخی است.

- «بد»ها که می‌دانستند ما نه به آن ها که به تخیلات خودمان رای می‌دهیم، با احزاب متبوع و مطبوع‌شان، این تنور را هر روز و هر روز داغ‌تر کردند و هوشیارانه نان‌های بیشتری پختند و بردند و ما مدهوشانه آن نان اندک جوین‌مان هم سوخت.

برای مطالعه نسخه کامل این یادداشت بر روی لینک زیر کلیک کرده یا از گزینه Instant View استفاده کنید.
https://telegra.ph/V046-12-04


کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
👍2
سیاست «مبصر خوب» یا «صدا خفه‌کن‌های سیاسی»!

#A 229
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
سیاست #مبصر_خوب یا «صدا خفه‌کن‌های سیاسی»!

https://t.me/divanesara/955
#A 229

آرمان امیری @ArmanParian : در تعاریف دانشگاهی، «احزاب سیاسی» بخشی از ساختار کلی سیستم اداره کشور هستند که در یکی از کارویژه‌های اصلی خود، باید نقش پل ارتباطی بین حاکمان و جامعه را ایفا کنند. یعنی فارغ از اینکه یک حزب سیاسی قدرت دولت را در دست دارد یا نه، همچنان بخشی از کلیت سیستم سیاسی به حساب می‌آید و وظیفه دارد برای بقای کلیت سیستم، از یک طرف سازوکارهای حکومت را برای جامعه تبیین کند و از سوی دیگر، مطالبات و نظرات جامعه را به درون سیستم حکومتی انتقال دهد. کارویژه‌ای که احزاب ما در تضاد کامل با آن رفتار می‌کنند.

* * *

به دنبال اعتراضات اخیر، بار دیگر با انبوهی از بیانیه‌های احزاب اصلاح‌طلب مواجه شدیم که مدعی حمایت از «اصل حق اعتراض» شهروندان بودند. گروهی پا را هم فراتر گذاشتند و در قامت مدعی‌العموم انتقاد کردند که اگر حکومت زمینه اعتراضات مدنی و قانونی را فراهم می‌کرد، کار به اعتراضات کور و آغشته به خشونت کشیده نمی‌شد. ظاهر انتقاد بسیار منطقی و دلسوزانه است، اما اندکی توجه به کارکرد و جایگاه مدعیان این انتقاد، یک پارادوکس مضحک را پیش چشم قرار می‌دهد. در واقع، من اگر جای نهادهای امنیتی یا حکومتی بودم، در پاسخ به این ژست طلب‌کارانه حضرات پاسخ می‌دادم: «چه کسی باید درخواست مجوز برای این اعتراضات مدنی و قانونی را بکند؟»

وقتی احزاب سیاسی، حتی سابقه یک بار درخواست مجوز نداشته باشند، چطور می‌توانند طلب‌کار باشند که حکومت اجازه چنین تجمعاتی را نداده است؟ اساسا مگر غیر از این است که هر حزب «رسمی» و «مجوزدار»، دقیقا خودش بخشی از «حکومت» است و کم‌ترین کارکرد و وظیفه‌ای که دارد همین است که متناسب با مطالبات اجتماعی، درخواست برگزاری میتینگ یا تجمع و راهپیمایی کند؟ آخر چه کانال دیگری برای سازوکار قانونی اعتراضات با مجوز وجود دارد بجز همینکه خود این احزاب درخواست‌ش را بدهند و مقدمات‌ش را فراهم کنند؟

شاید برخی پاسخ بدهند که اگر هم درخواست مجوزی ارسال شود، وزارت کشور یا نهادهای امنیتی با آن موافقت نمی‌کنند. این حرف دیگری است. حتی اگر «محاکمه پیش از جنایت» هم نباشد، باید گفت احزاب اول باید چنین درخواستی را بدهند، وقتی رد شد، مدعی بشوند که نهادهای مسوول بدون دلیل پیش پای سازوکارهای قانونی کشور سنگ‌اندازی کرده‌اند. نه اینکه دست روی دست بگذارند و فقط وقتی مملکت به هم ریخت ژست مدعی و منتقد به خود بگیرند.

تا بدین‌جای کار، بحث صرفا نقد نظری یک وضعیت مضحک است که همه به چشم می‌بینیم. اما به عنوان ناظری که خواسته یا ناخواسته، از نزدیک با بسیاری از فعالین حزبی در ارتباط بوده‌ام و سال‌هاست که همین انتقادات را به آنان انتقال داده‌ام باید بگویم که مساله اساسا چیز دیگری است. موضوع این نیست که احزاب می‌خواهند بستری برای مشارکت اجتماعی فراهم کنند اما حکومت اجازه‌اش را نمی‌دهد. متاسفانه به صراحت باید بگویم این یک «دروغ‌گویی» آشکار است که به ویژه از جانب احزاب اصلاح‌طلب با آن مواجه هستیم. این گروه، نه تنها قصد ندارند که کانال منطقی و قانونی انتقال اعتراضات مردمی باشند، بلکه کاملا عامدانه و آگاهانه قصد ساکت کردن صدای بخش‌هایی از جامعه را دارند که از قضا مدعی نمایندگی آن‌ها هستند.

این احزاب در خفا (گاهی هم به عیان) تاکید دارند که «خیابان خط قرمز ماست». یعنی با یک فلسفه و استراتژی کلان، رویکرد «آرام نگه داشتن جامعه» را در پیش گرفته‌اند. رویکردی که من به آن استراتژی «مبصر خوب» می‌گویم. سیاست «مبصر خوب»، دقیقا جایگزین استراتژی قدیمی «فشار از پایین، چانه زنی در بالا» است و حداقل از سال ۹۲ در دستور کار اصلاح‌طلبان قرار گرفته است. در چهارچوب این سیاست، اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیده‌اند که تکیه بر پشتوانه اجتماعی و فشارهای جامعه، سبب رنجش و آزردگی «راس حکومت» می‌شود و این اتفاقی است که باید از آن پرهیز کنند. در مقابل، این گروه تلاش می‌کنند تا نقش «مبصر خوب» را بازی کنند و در مقابل از راس حکومت طلب پاداش و تشویق داشته باشند. بدین ترتیب، در نوع خود تلاش می‌کنند که کارکرد احزاب رسمی را، به جای «بلندگوی مطالبات اجتماعی»، به «صدا خفه کن سیاسی» تغییر بدهند و خوش‌بین باقی بمانند که از جانب راس هرم قدرت پاداش این خوش‌خدمتی را دریافت کنند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
👍1
«شوق خدمت یا شهوت قدرت؟»

«پروانه سلحشوری» با انتشار متن پیوست از ثبت نام دوباره برای نمایندگی مجلس چشم پوشید. پیش از این، «محمد قسیم عثمانی»، نماینده بوکان نیز در اعتراض بر سرکوب‌های خونین اخیر از مجلس استعفا داده بود. فارغ از هرگونه تحلیل سیاسی، به نظر می‌رسد تمام آنانی که در انتخابات پیش‌رو، نامزد نمایندگی مجلس می‌شوند، لازم است به جای ارائه هرگونه وعده و برنامه، فقط به همین تجربه عینی نمایندگانی از جنس سلحشوری و عثمانی بپردازند و به جامعه مخاطبان توضیح بدهند:

«وقتی شأنیت مجلس در حدی سقوط کرده که نه تنها حق تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین را هم ندارد، بلکه با یک دستور حکومتی، اجازه نطق و انتقاد را هم از دست می‌دهد، این عزیزان دقیقا چه طرحی در سر دارند که نمایندگان پیشین به مخیله‌شان نمی‌رسید؟ چه قدرت متفاوتی برای نمایندگی خود متصور هستند که دیگران فاقدش بودند؟ و در یک کلام، وقتی نمایندگان شجاع و شریفی چون سلحشوری و عثمانی فقط کارشان به اینجا می‌رسد که عذر بخواهند و کنار بکشند، ثبت نام دیگران را باید به چیز جز شهوت قدرت تعبیر کرد؟»

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
یادداشت وارده: سیاست‌ورزی با دیوار، فلسفه رفتاری جمهوری اسلامی
#V 048
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

عکس بالا، نقاشی «بنکسی» روی دیوار غزه است.
یادداشت وارده: سیاست‌ورزی با دیوار، فلسفه رفتاری جمهوری اسلامی
#V 048
https://t.me/divanesara/958

نویسنده میهمان: سروش افخمی @Soroushafkhami -زمین بازی سیاست، متشکل از نهادها، بازیگران، ائتلاف های سیال، اصناف، احزاب و همچنین بازیگران خارجی است. سیاست‌ورزی در عمل، عرصه بده بستان، ائتلاف، مذاکره، مقاومت، فشار، مطالبه و به عنوان آخرین انتخاب، به هم زدن زمین بازی است. در یک فضای سیاسی طبیعی، هر بازیگر مطالبه و ایده آل و در عین حال خط قرمزی برای عقب‌تر نرفتن و مقاومت دارد. تمام اعمال بازیگران بر مبنای خواسته‌ها و خطوط قرمزشان برای مقاومت صورت‌بندی می‌شود. به عنوان مثال، حزب محافظه‌کار آمریکا، از طرفی به دنبال احیای ارزش‌های سنتی-دینی است، و هم‌زمان آزادسازی حداکثری بازار، حداقل کردن مالیات ثروتمندان، بیش‌سازی هژمونی آمریکا در جهان از طریق قدرت سخت و... را دنبال می‌کند. کارنامه احزاب، با کمی انحراف، در نیل به این اهداف تعریف می‌شود.

از نقطه نظر حکومت‌ها نیز، مسائلی ناموسی، تعدادی قابل مذاکره و گروهی پیش‌پا‌افتاده تلقی می‌شوند. گروه‌های سیاسی، احزاب، اصناف، قومیت‌ها و در نهایت مردم برای تحقق خواسته‌های خود، به مذاکره با حکومت‌ها می‌پردازند. تحقق مطالبات ریز مثل افزایش حقوق معلمان و ساعات کار کارگران گرفته، تا مطالباتی کلی‌تر همچون آزادی و عدالت، همه از برآیند عمل و اثر نیروهای اجتماعی (در هر شکل) و بازیگران مختلف نتیجه می‌شود.

اگر موضع گروهی در قبال مسئله‌ای "وجودی" یا به زبان عام "ناموسی" تلقی شود، همه تلاش و هستی خود را برای کرسی نشاندن نظر خود به کار می‌برد. به طور مثال جمهوری اسلامی نشان داده حجاب از مسایل ناموسی‌اش است که هیچگونه اعتراض و نظر مخالف را بر نمی‌تابد و حاضر است حتی به بهای ریختن آبروی بین‌المللی و نارضایتی عمیق داخلی، آن را به شیوه خود حفظ کند.

حکومتی که هر مطالبه‌ای را به مسئله‌ای ناموسی برای خود بدل کرده، و هیچ‌گونه مذاکره و عقب‌نشینی را پذیرا نباشد، به "دیوار" و سدی مقابل خواست شهروندانش بدل می‌شود. دیوار گوش نمی‌کند، انعطاف ندارد، عقب نمی‌رود؛ دیوار، فقط "دیوار" است. سیاست‌ورزی با دیوار جز سر و صورت خونی، نتیجه‌ای در بر ندارد.

جمهوری اسلامی، موضع خود را در اکثر مسائل، موضعی کامل، جامع، مانع و حرف آخری می‌داند که تا ابدالآباد غیر قابل تغییر است‌. از حجاب و مسابقه ندادن با ورزشکاران اسرائیلی گرفته تا آمریکاستیزی، سینما و کنسرت موسیقی، همه و همه برای جمهوری اسلامی امنیتی و ناموسی شده‌اند‌. نظر مخالف با پیگرد، تبعید، تعقیب مرعوب می‌شود، یا در بهترین حالت "معلق" می‌ماند. به زبان دیگر دایره مسائل "وجودی" جمهوری اسلامی به قدری وسیع و گشاد شده که هر اعتراضی از سمت جامعه مدنی گویی کلیت نظام را نشانه رفته است.
حکومت ایران، نشان داده در مقابل هیچ اعتراضی مانند اعتراضات مسالمت آمیزی چون جنبش سبز گرفته وقایع اخیر و دی ۹۶ نه عقب می‌رود نه به صدای مخالف وقعی می‌گذارد. او دیوار است. برای جمهوری اسلامی هر مسئله‌ای ناموسی و عقب رفتن در آن مساوی کلید زدن‌ دومینوی فروپاشی است.

مسئولیت اصلی خشونت‌بار شدن دور جدید اعتراضات، متوجه خود حکومت ایران است که در ۴۰ سال اخیر جز سرکوب اعتراضات و اعتصابات آرام، ابزار دیگری نشناخته است. دیوار عقب نمی‌رود، دیوار فقط پتک‌را می‌فهمد، فلسفه وجودی دیوار عقب ننشستن است؛ جمهوری اسلامی، دیوار است، جمهوری اسلامی فقط فشار را می‌فهمد، فلسفه وجودی او امتیاز ندادن است. در مقابل دیوار، چاره ای جز تخریب باقی نمی‌ماند؛ این تقصیر مردم نیست. ایستادن یا تخریب، تنها دوگانه‌ایست که دیوار می‌فهمد. مع الاسف...

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Audio
بخش اول #سخنرانی به مناسبت #۱۶آذر ۱۳۹۸

با عنوان: در دفاع از انسان

دانشگاه خواجه نصیر / آرمان امیری
مدت زمان: ۱۳ دقیقه
#پادکست

کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
👍2
Audio
بخش دوم #سخنرانی به مناسبت #۱۶آذر ۱۳۹۸

با عنوان: در دفاع از #انقلاب_راهگشا

دانشگاه خواجه نصیر / آرمان امیری
مدت زمان: ۹ دقیقه
#پادکست


کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
👍1
یادداشت وارده: سخنگوی سرکوب
#V 049
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.