مجمع دیوانگان
11.7K members
374 photos
19 videos
11 files
244 links
وبلاگ «مجمع دیوانگان» کار خود را از سال ۱۳۸۶ آغاز کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت می‌شود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر می‌پردازیم تا شعار «هر شهروند یک رسانه» را از یاد نبریم.

.


http://divanesara2.blogspot.com
Download Telegram
to view and join the conversation
افسانه‌ای به نام «توده مردم»

#M016

کانال «مجمع دیوانگان» @divanesara
افسانه‌ای به نام «توده مردم»

محمد افخمی @Mohamad_Afkhami

در گذشته عده زیادی دلیل و توضیح هر اتفاقی را «رفسنجانی» می‌دانستند. کاربرد «رفسنجانی» نه فقط در توضیح وقایع پشت پرده که تا مسائل روزمره مثل ترافیک گسترده بود. در مواردی هم که مساله را نمی‌شد به تنهایی با «رفسنجانی» توضیح داد، معمولا از تعابیر دیگری مانند « کار کار انگلیسی‌هاست » استفاده می‌شد. ‌«انگلیس» سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر از «رفسنجانی» داشت ولی در طول زمان کم‌تر به کار گرفته می‌شد چرا که مسائل جزیی را نمی‌شد به آن نسبت داد، در حالی که «رفسنجانی» مانند آچار فرانسه‌ برای هر مشکلی مناسب بود. با کم‌رنگ شدن قدرت مرحوم هاشمی در کشور، همان‌طور که پبش‌تر «کار کار انگلیسی‌هاست» جای خود را به «تقصیر رفسنجانیه» داده بود، «رفسنجانی» هم جای خود را به جعبه سیاه‌های جدید‌تری داد. «توده ملت»‌ یکی از پرکاربردترین جعبه سیاه‌ها بود.

این روزها که بحث و تحلیل‌های انتخاباتی داغ‌تر شده، یکی از کلیدواژه‌هایی که مرتبا در هر بحثی تکرار می‌شود «نظر توده مردم» است. کلماتی مانند «توده مردم»، «مردم عادی» یا «مردم شهرهای کوچک» ابزاری هستند تا گوینده با کمک آن بتواند شاهدی برای نظر خود جور کند. اما واقعا درباره نظر توده مردم یا «مردم عادی» یا «مردم شهرهای کوچک» چه می‌دانیم؟ در کشور ما نظرسنجی‌های منسجم درباره موضوعات مختلف انجام نمی‌شود یا نتایج آن در اختیار عموم قرار نمی‌گیرد، پس به سختی می‌توان تصور درستی از افکار عمومی داشت. معدود داده‌هایی که از نظر مردم در دسترس است بیش‌تر محدود به نتایج انتخابات است که آن هم سه مشکل عمده دارد. نخست این که فقط می‌تواند تصویری کلی از موضوعاتی محدود در اختیار ما قرار دهد. دوم این که نظارت استصوابی در ادوار مختلف آن را با نظر «واقعی» افراد متفاوت کرده است و سوم این که بین هر مشاهده فاصله زمانی زیادی وجود دارد. این سه مورد امکان تعمیم دادن همین معدود داده‌های موجود را هم به شدت کم‌ می‌کند.

با این حال استناد به نظر «توده مردم» تنها محدود به بحث‌‌های سیاسی نیست. افراد زیادی در تحلیل مسائل نزد خودشان هم تلاش می‌کنند حداقل تصویری از نظر «توده مردم» درباره موضوع داشته باشند و معمولا تلاش می‌کنند با نظرخواهی از فامیل، همسایه یا رهگذرهای خیابان که لابد شبیه به «توده مردم» هستند، نظر ایشان را دریابند. این روش، دو اشکال اساسی دارد. اولا بیش‌تر شبیه تلاش برای پیش‌بینی آینده از طریق کشف نکات پنهان مابین اخبار رادیو بی‌بی‌سی است. بدین معنی که احتمالا ربطی بین این مشاهده محدود و واقعیت وجود ندارد. ثانیا حتی اگر نمونه از جعبه سیاه «توده مردم» انتخاب شده باشد، بعید است نمونه‌ای کاملا تصادفی و متعادل از همه «توده مردم» باشد.

موضوع دیگر خطای رایجی‌ست که بسیاری تحلیل‌گران ایرانی به آن دچارند: با مشاهده یک اتفاق به جای تلاش برای تحلیل آن، به دنبال پیش‌بینی نظر «توده مردم» می‌روند. در حالی که اساسا وظیفه تحلیل‌گر پیش‌بینی نظر مخاطب نیست، بلکه تجزیه و تحلیل پدیده است. تحلیل‌گر مناظره انتخاباتی باید نقاط ضعف و قوت کاندیداها را بررسی کند و تحلیلش از کارایی برنامه‌های کاندیداها را در اختیار مخاطب قرار دهد، اما آنچه روز جمعه مشاهده شد، تلاش‌ برای توضیح و پیش‌بینی نظر «عامه مردم» درباره انتخابات بود. علاوه بر این که این نوع تحلیل نقض غرض است، این دست پیش‌بینی‌ها قابل سنجش نیستند. برای همین اگر تحلیل‌گری مدعی شود که به نظرش ۹۰٪ «عامه مردم» فلان کاندیدا را در این مناظره برنده خواهند دانست، نمی‌توان درستی یا غلطی نظرش را بررسی کرد. چون حتی اگر آرای نهایی هم فاصله زیادی با این عددها داشته باشد، تحلیل‌گر می تواند مدعی شود که بله، تا پایان مناظره اول این‌گونه بود اما بعد از مناظره دوم یا سوم نظرها عوض شد. در نتیجه بعید نیست افرادی تلاش کنند با هرچه عجیب‌تر کردن پیش‌بینی‌ خودشان را بیشتر مطرح کنند.

یک تصور رایج و قدیمی انتخاباتی تأثیر سید بودن یک کاندیدا بر آرای اوست. قدمت این نظر حداقل ۲۰ سال است اما کسی دقیقا نمی‌داند که سید بودن چقدر به نفع یک کاندیداست و در برابر مسائل دیگر چه میزان اهمیتی دارد؟ باید پذیرفت حداقل در شرایط کنونی ما از امکان مطلع بودن از نظر افکار عمومی در مورد بسیاری مسائل بی‌بهره‌ایم و اندک نظرسنجی‌هایی که منتشر می‌شود را هم باید با انبوهی شک و تردید نگاه کنیم. این مساله بدون شک محدودیت بزرگی است و باید در آینده برای رفعش تلاش کرد، با این حال، در شرایط امروز، در کنار موارد بی‌شمار دیگری، بخشی از محدودیت‌های کار سیاسی در فضای ایران است.

کانال «مجمع دیوانگان» @divanesara
دو ره پیداست
#N024, #M017
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
دو ره پیداست
#N024, #M017
محمد افخمی-امیرعلی نصراله‌زاده (@AmirA_N, @Mohamad_Afkhami)

مناظره امروز کاندیداها گرچه هیجان جمعه پیش را نداشت، اما تصویری تمام عیار از دوراهی پیش‌روی مردم ایران رسم کرد. مسیر نخست، خودش را در همان هفته اول با دادن وعده‌های بی‌پایه پخش پول در جامعه نمایان کرده بود. بازگشت به دوره‌ای که پول نفت و مالیات مردم با اختلاس‌های بسیار دود می‌شد و به هوا می‌رفت، یا بدون ‌برنامه‌ریزی بین مردم پخش ‌می‌شد تا تورم روز به روز کنتور بیندازد و سفره‌ها از مرغ و تخم مرغ خالی شود. در این مسیر تنها بابک زنجانی‌ها و رضا ضراب‌ها قدر دیدند. کسانی که یارانه گرفتند تنها توانستند شکم خود را سیر کنند و وقتی آن هم کفاف نداد از پشت تریبون‌های نماز جمعه شنیدند که باید کمربندهای‌شان را سفت‌تر ببندند.

مسیری وجود دارد که برای دیگران پرونده‌سازی‌های دروغین می‌کند و آمران به شکنجه در بازداشت‌گاه‌های مخفیانه را تنها ۲۰۰هزارتومان جریمه می‌کند، مدعی مبارزه با فساد می‌شود اما خبرنگاری که فساد را افشا می‌کند به زندان می‌اندازد. مسیری که وعده حمایت از طبقات فرودست می‌دهد اما مشکل دست‌فروشی فرودستان را با عملیات نظامی اراذل و اوباش حل می‌کند. مسیری که در انتخابات همواره از مردم می‌گوید اما در هم‌نوایی با تندترین صداهای ضدایرانی در جهان برای کشاندن کشور به جنگ و تحریم از تخصیص بیلبورد و روزنامه دریغ ندارد. مسیری که در آن کار کارشناسی اتوبان دو طبقه‌ایست، که با هزینه‌ای هنگفت ساخته شده و به جای حل مشکل ترافیک خود به عامل آن بدل می‌شود. در یک کلام، ۴ درصدی‌هایی که ژست ۹۶ درصدی می گیرند.

انتخاب دوم، ادامه مسیر «ایران برای همه ایرانیان» است. مسیر تلاش برای بیشتر کردن امکان مشارکت برابر شهروندان، فارغ از نژاد، زبان و جنسیت در کشور. احقاق حقوق سرکوب شده زنان و هموار کردن ورود آن‌ها به اقتصاد کشور و حضورشان در جامعه تنها ازین راه ممکن است. تعامل با کشورهای جهان بر اساس منافع مشترک و ورود ایران به بازارهای جهانی در این مسیر عملی می‌شود. تامین سرمایه‌های مالی مورد نیاز برای پیوند با نیروی کار موجود در کشور و چرخاندن زندگی مردم به صورتی پایدار و منظم با این انتخاب میسر خواهد شد. هدایت دولت به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها به جای ریخت و پاش‌های روزمره و هدر دادن پول که آفت دوران تاریک احمدی‌نژاد بود با ادامه این مسیر ممکن است. حاکمیت شفاف، یعنی نهادی که در آن، به مانند بسیاری کشورهای دیگر، هر شهروند با تنها چند کلیک بتواند از درآمد مسئولین و کارکنان و میزان ثروت آنان مطلع باشد، هدفی‌ست که در انتهای این مسیر قرار دارد. مسیری که در آن صداقت و راست‌گویی مبنا و ارزش است.

همراه این مسیر دولتی است که در دوره نخست حضورش کشوری را از پرتگاه نجات داده و آن را دوباره بر روی ریل توسعه قرار داده است. دولتی که برای نخستین بار از فرمانداران زن سنی چون حمیرا ریگی در اداره کشور استفاده می‌کند. همراه این مسیر دولتی است که نه تنها دستور تفکیک جنسیتی نمی‌دهد بلکه با انتصاب شهین‌دخت مولاوردی در سمت معاون رییس‌جمهور نشان داده به برابری جنسی پایبند است. دولتی که مشارکت شهروندان در سرنوشت خودشان را با تأیید صلاحیت‌‎های وزارت کشورش اثبات می‌کند. همراه این مسیر دولتی است که توانایی مذاکره در عرصه بین‌المللی را در عمل نشان داده است. سایه جنگ را از کشور دور کرده، تحریم‌های ویران‌گر را پایان بخشیده و حالا تنها در قدم اول ساختن مجدد کشور، بیست میلیارد دلار سرمایه به کشور آورده است. همراه این مسیر، دولتی است که خواستار اختصاص بودجه به زیرساخت‌هایی مانند اینترنت و خطوط هوایی است.

نجات طبقه فرودست با کنترل تورم تا سفره‌ها از هرچه رنگ است خالی نباشند در این دولت اتفاق افتاده است. برای اولین بار افزایش حقوق‌ها متعادل با نرخ تورم شده است و دولت به جای شعارهای پوچ با بیمه سلامت به فکر جان همه طبقات ایرانی بوده است. همراه این مسیر دولتی است که وقتی افکار عمومی حقوق‌های نجومی برخی از کارمندانش را نپذیرفت، تمام کارمندان مربوطه را عزل کرد، حقوق‌های داده شده را به بیت‌المال بازگرداند و بابت مساله پیش آمده از مردم عذرخواهی کرد. همراه این مسیر دولتی است که با مردم راست‌گو بود. آن‌چه شدنی بود را انجام داد و اگر کوتاهی‌ای کرد پذیرفت.

این مسیر رو به آینده‌ای بهتر است. نارضایتی‌های امروز ناشی از تدریجی بودن اصلاحات نیست، حاصل اشتباهات فاجعه‌آمیز گذشته است. دولت روحانی برای ساختن آینده مناسب است در حالی که مقابلش مسیری مرکب از اشتباهات گذشته وجود دارد. تنها همین دو ره پیداست. حسن روحانی امروز در قامت نماینده‌ای شایسته برای این دولت ظاهر شد و نشان داد در دولت دومش «رییس‌جمهور همه مردم» ایران خواهد بود. بر سر این دو راه، انتخاب ما دولت صد در صدی است.

کانال «مجمع دیوانگان» @DivaneSara
اینترنت و هواپیما، کلید اصلی توسعه و اشتغال
#N025
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
اینترنت و هواپیما، کلید اصلی توسعه و اشتغال
#N025

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N- بر اساس آمارهای مرکز آمار ایران تنها ۲۰۰هزار نفر در یک بازه ده ساله (۸۳ تا ۹۲) به نیروی کار بخش صنعت و معدن اضافه شده‌اند. این عدد به هیچ وجه پاسخ‌گوی نیازهای کشور نیست و البته نشان می‌دهد که نمی‌توان با تکیه بر تولید صنعتی و احداث کارخانه مسئله اشتغال را حل و فصل کرد. به یاد بیاوریم یکی از بزرگ‌ترین صنایع کشور، یعنی صنعت خودروسازی سال‌هاست توان رقابتی خود را از دست داده و تنها از ترس بیکار شدن تعداد زیادی کارگر به لطایف‌الحیل متعدد به زور سر پا نگه داشته شده است. نتیجه‌اش این است که کیفیت پایین، مصرف بالا و ایمنی کمتر خودروی داخلی را مردم بسیار گران‌تر از نمونه خارجی می‌خرند.

سایه سنگین تحریم‌ها و پرداخت نشدن یارانه بخش تولید در دولت احمدی‌نژاد باعث تعطیلی واحدهای تولیدی بسیاری شد. در چهار سال اول دولت روحانی بیش از ۳هزار واحد تولیدی از ۱۲هزار واحدی که در دولت نهم و دهم تعطیل شده بودند، دوباره به راه افتادند. ولی همان‌طور که رئیس‌جمهور در برنامه تلویزیونی اشاره کرد، راه اندازی مجدد بسیاری از این واحدهای باقی‌مانده مقرون به صرفه نیست. چرا که فناوری قدیمی بسیاری از این واحدها موجب می‌شود محصول نهایی نه توان رقابت با محصول وارداتی را داشته باشد و نه مناسب صادرات باشد.

در تاریخ صنایع و اختراعات، توسعه خطوط تلگراف و راه آهن در قرن نوزدهم تأثیر زیادی بر رونق اقتصادی کشورهای غربی داشته است. انگلستان و آمریکا در مسابقه توسعه خطوط تلگراف با اختلاف زیادی برنده بودند و نسبت به جمعیت‌شان، از سایر کشورها در توسعه خطوط راه آهن هم پیش افتاده بودند. هر دو کشور در قرن نوزدهم نسبت به رقیبان‌شان از رشد اقتصادی بالاتر و تولید ناخالص داخلی بیشتری منفعت برده‌اند.

از قرن نوزدهم زمان زیاد گذشته و در قرن بیست و یکم تلگراف و راه آهن جای خود را به اینترنت و خطوط هوایی داده‌اند اما از نقش مهم اخلاف تلگراف و راه آهن در رونق اقتصادی کم نشده است. هر دو کاندید انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر آمریکا برای توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال بر یک موضوع تاکید داشتند: افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های کشور و از جمله مهم‌ترین آنها، نوسازی ناوگان هوایی و افزایش دسترسی به اینترنت پر سرعت. اینترنت و خطوط هوایی تنها زمینه‌ای برای نفوذ ضد انقلاب و مسافرت‌های تجملاتی نیستند، بلکه شریان‌های حیاتی یک کشور برای جابه‌جایی خدمات و کالا هستند و به میزانی که دسترسی به آنها آسان‌تر و سریع‌تر باشد، بازار گسترده‌تری ایجاد می‌کنند.

هم اینترنت و هم خطوط هوایی از دو جهت حائز اهمیت‌اند. نه تنها خود به صورت مستقیم فرصت‌های شغلی بسیاری ایجاد می‌کنند، بلکه بر خلاف واحدهای صنعتی و تولیدی، زیرساخت محسوب می‌شوند. به این معنی که بستری هستند برای آنکه تمام اقتصاد کشور با تکیه بر آن‌ها فرصت‌های جدیدی برای خود فراهم کند. راه اندازی واحد یک واحد صنعتی هزینه‌بر است، زمان زیادی طلب می‌کند و اگر قرار باشد از آخرین فناوری‌ها استفاده کند تا محصولی با کیفیت مناسب روانه بازار کند، لاجرم مکانیزه است و درد چندانی از وضعیت بیکاری دوا نمی‌کند. در عوض کافی‌ست شیر اینترنت را باز کنید تا ببینید به چه راحتی بازارها به هم متصل می‌شوند و انواع و اقسام استارت‌آپ‌ها بدون دخالت دولت به وجود می‌آیند. کافی‌ست به پست ارزان هوایی دست پیدا کنیم تا ببینیم واحدهای تولیدی کوچک به جای صادرات انبوه که از عهده ایشان خارج است، می‌توانند فروشنده مستقیم کالاهای خود به همه نقاط ایران و حتی دنیا باشند.

دلایل دیگری نیز برای سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌هایی چون اینترنت و هواپیما وجود دارند. بر اساس آخرین آمار موجود سهم اشتغال‌زایی در گردشگری، ارتباطات و حمل و نقل بسیار بیشتر از بخش صنعت و معدن و کشاورزی است. یعنی جدا از تأثیری که توسعه این زیرساخت‌ها در آینده بر اقتصاد کشور می‌گذارند، همین امروز، استفاده از بهترین فرصت اشتغال‌زایی در کشور بدون هواپیما و اینترنت ممکن نیست. تقویت کشور در هر دو بخش موجب سهولت جذب سرمایه‌گذاری خارجی خواهد شد که بدون آن حتی راه‌اندازی دولتی کارخانه صنعتی و تولیدی هم ممکن نیست.

کانال «مجمع دیوانگان» @DivaneSara
یادداشت وارده: بدترین انتخاب، سخت‌ترین انتخاب
#V018
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
یادداشت وارده: بدترین انتخاب، سخت‌ترین انتخاب
#V018

نویسنده میهمان: امیرحسین @Amirhosein_d1371

سال ۷۶ حمایت همه جانبه هسته مرکزی قدرت از ناطق نوری و ترس مردم از به قدرت رسیدن او، باعث شد نام خاتمیِ ناشناخته از صندوق رای بیرون بیاید. سال ۸۴، از میان برزخ هاشمی، کروبی و مهرعلیزاده، احمدی‌نژاد سر برآورد و در دور دوم این بار ترس از هاشمی، چرخ روزگار را به نفع احمدی‌نژاد ناشناخته چرخاند و او پیروز انتخابات شد. به غیر از تجربه تلخ و منحصر به فرد ۸۸، اینها حداقل اطلاعاتی است که اکثر نسل جوان امروز از تاریخ انتخابات در ایران می‌داند.

از دو انتخابات اخیر اما تصویر روشن‌تری موجود است. در سال ۹۲ ترس از نگاه ایدئولوژیک و دشمن‌پرور سعید جلیلی و ترس از فاشیسم قالیباف راه را برای حسن روحانی هموار کرد که او نیز برای بخش وسیعی از جامعه ناشناخته بود. انتخابات ۹۴ نقطه اوج این داستان است. ترس از «مثلث جیم» موحدی کرمانی، ری شهری و دری نجف‌آبادی را به مجلس خبرگان فرستاد و ترس از بذرپاش، کوچک‌زاده، رسایی، حداد عادل و ... فردی چون فاطمه حسینی را راهی مجلس کرد. به نظر می‌رسد یک جای کار شدیدا ایراد دارد. تا کی باید از روی ترس انتخاب کنیم؟ یا به من گزینه‌ای خوب نشان دهید یا من عطای این انتخاب را به لقایش خواهم بخشید.

این سوالی منطقی‌ست اما نحوه نگاه و جواب به آن بسیار مهم است. به نظر من بنیادی‌ترین و بهترین پاسخ، «تا همیشه» است. پذیرش این پاسخ شاید ناخوشایند و سخت باشد اما خوب یا بد، این واقعیت جهان است. به این معنا که می‌توان تمام انتخاب‌ها را، انتخاب بد از میان بدترها دانست. فارغ از اسامی، در این جهان ناقص هر فردی که در معرض انتخاب قرار می گیرد، در یک نگاه ایده‌آل‌گرایانه انتخابی بد تلقی می‌شود. بشر تا چشم خود باز کرده، دیوار دموکراسی را کج ساخته یافته و فرصت و توان کوبیدن و از نو ساختن آن را ندارد. به فرض که دیوار خراب شود، هنوز کسی نمی‌داند دیوار را از کجا و در کدام جهت بسازد تا دیگر کج نشود.

زمین بازی انتخابات در ایران از سایر ممالک ناهموارتر است. شورای نگهبان فرصت یک انتخاب واقعی را از ایرانیان سلب می‌کند. مردم تنها یک ماه درگیر موضوع انتخابات می‌شوند و پیش از آن، حتی نام کاندیداها را نمی‌دانند چه رسد به این که راجع به برنامه‌های‌شان نظری داشته باشند. طبیعتا هم در این مدت کوتاه هیچ برنامه مشخصی از کاندیداها ارائه نمی‌شود. (در مقایسه، انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا تقریبا یک سال طول می‌کشد و کاندیداها مجبورند دائما برنامه‌های خود را ارائه کنند و در مورد هر اتفاقی که در این یک سال رخ می‌دهد موضع‌گیری مشخصی داشته باشند).

موارد بالا تقصیر دعوت‌کنندگان به صندوق‌های رای نیست و قاعدتا راه حل رفع آن اشکالات نمی‌تواند تحریم انتخابات باشد. دموکراسی و مطالبه‌گری به صندوق رای خلاصه نمی‌شود. وقتی هنوز مطالبه‌گر بودن را یاد نگرفته‌ایم، بحث و جدل در موضوع تقدم مطالبه بر انتخابات یا بالعکس آن، مانند جدل بر سر مرغ و تخم مرغ است. مشخص نیست مردم باید انتخاب کنند تا فضای بهتری برای یادگیری مطالبه‌گری فراهم شود و یا باید مطالبه‌گری یاد بگیرند تا انتخابات بهتری داشته باشند. تحریم انتخابات به این بهانه که مطالبه بر انتخاب مقدم است، نه دردی از مطالبه‌ها و خواسته‌ها دوا می‌کند، نه منجر به رفع اشکال انتخابات ایران می‌شود.

با توجه به باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور در سال ۸۰، خاطره روشنی از این که انتخاب دوباره خاتمی تکرار انتخاب بد مقابل بدترها بوده، در ذهن نمانده است. هرچند برای عده‌ای انتخاب خاتمی در سال ۸۰، انتخاب کسی بود که عملکردش در کوی دانشگاه راضی‌کننده نبود. منطق بد و بدتر برای ایشان آن موقع پابرجا بود و هنوز هم هست. اشکالی هم ندارد. چهار سال پیش ترس از جنگ، فروپاشی اقتصاد از شدت تحریم، تورم و فساد باعث انتخاب روحانی شد. امروز ترس از بازگشت فضای غیر عقلانی به عرصه مدیریت کشور، ترس از بازگشت پوپولیسم و امید به بهبود وضعیت اشتغال و کم شدن رکود باید به انتخاب دوباره حسن روحانی منجر شود.

ما همچنان با ترس‌های‌مان انتخاب می‌کنیم اما نوع ترس‌ها و امید‌های‌مان عوض شده است. ترس از فروپاشی به ترس از متوقف یا برعکس شدن روند اصلاحات بدل شده‌. این اتفاق همان پیشرفت و بهبود شرایطی است که از انتخابات طلب می‌کنیم.

کانال «مجمع دیوانگان» @DivaneSara
ما به لیست سبز رای می‌دهیم
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
ما به لیست سبز رای می‌دهیم

خبرها می‌گویند فهرست نهایی اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورا اعلام شده است. ما اسامی را مرور می‌کنیم. اثری از اصلاح‌طلبی در فهرست مشاهده نمی‌شود؛ دست‌کم، نه در سطح کمترین توقعات فضای مدنی کشور.

متاسفانه گروهی که مسوولیت تدوین و انتشار لیست شورا را بر عهده گرفتند به هیچ یک از مطالبات مخاطبان، جامعه مدنی و فضای رسانه‌ای کشور احترام نگذاشتند. ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین این مطالبات، شفافیت در روند انتخاب اعضا بود که هرگز محقق نشد. به نظر می‌رسد که دوستان رابطه عجیبی میان خود و بدنه اجتماعی اصلاحات متصور هستند. رابطه‌ای که در آن حضرات فقط تصمیم می‌گیرند و دستور می‌دهند، بدنه نیز مطیع است و اجرا می‌کند. دست‌کم، خوانش ما از اصلاح‌طلبی این نیست.

آن نگاهی که گمان می‌کند ما اراده می‌کنیم و مردم تبعیت می‌کنند نگرش «اقتدارگرایان» است. این در مرام اصلاح‌طلبی جایی ندارد. البته که اکثریت رای‌دهندگان اصلاح‌طلب، همین دو سال پیش و بنابر ضرورت زمان حاضر شدند به یک «تکرار می‌کنم»، علی‌رغم میل خود، به «تمامی افراد هر دو فهرست» رای بدهند. اما گویا برخی نفهمیدند که حرکت منسجم و خیره کننده مردم، ناشی از بلوغی سیاسی بود و نه خوی تابعیت و تقلیدگری. دو سال پیش نامزدهای اصلاح‌طلب توسط شورای نگهبان قلع و قمع شدند. پس بلوغ سیاسی جامعه ما به آنجا رسید که باید با همان برگ‌های معدود باقی مانده بازی کنیم. متاسفانه چنین حرکت زیرکانه‌ای، برخی را به این توهم دچار کرد که مردم افسار اراده خود را به آن‌ها سپرده‌اند تا هرآنچه تشخیص می‌دهند و ترجیح می‌دهند به همگان تحمیل کنند. وضعیت شورای شهر امسال اما اینگونه نبود.

خوشبختانه بذر امیدی که در انتخابات مجلس کاشتیم جوانه داد و موج نامزدهای تایید صلاحیت شده، از مرزهای محدود گذشته فراتر رفت و ای بسا به سطحی خیره کننده و دور از انتظار رسید. تعداد بسیاری از فعالین مدنی خوش‌نام، در کنار زندانیان مقاوم جنبش سبز و البته چهره‌های شریف و شناخته شده‌ای که طی این سال‌ها خودشان را اثبات کرده‌اند جواز حضور در انتخابات را دریافت کردند تا برخلاف اکثر دوره‌های انتخاباتی، فرصت داشته باشیم یک بار هم شده به جای «بد و بدتر» به سراغ انتخاب بهترین‌ها برویم. افسوس که آن نگاه تنگ و آن دایره معدودی که در کنج عافیت میراث‌خوار تلاش‌ها و زحمات بدنه اصلاحات شده‌اند از توهم زعامت مردم خارج نشدند.

ما اما عادت نداریم بنابر تصورات و توهمات حضرات رفتار کنیم. تمام حجت ما در همراهی اصلاحات عبور از اقتدارگرایی بود. بازگرداندن حق حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش. در این راه، البته که از حرکتی گام به گام و رو به جلو به نام اصلاحات بهره می‌بریم، اما اصلاحات را از خودمان شروع می‌کنیم. اگر قرار نیست به ساختاری اقتدارگرا و غیرپاسخ‌گو تن در دهیم، چطور می‌توانیم به احزاب و جناح‌هایی با رفتاری مشابه متوسل شویم؟ اصلاح‌طلبی از نظر ما یک اسم خالی نیست که برخی مثل برچسب به پیشانی خود بچسبانند. ما اصلاح‌طلبی را با کارنامه و در جریان عملکرد افراد جستجو می‌کنیم و البته همچنان پیرو همان صدایی هستیم که می‌گفت: «به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی». (بیانیه شماره۹ میرحسین موسوی) ما راه سبزمان را فراموش نکرده‌ایم، بلکه می‌خواهیم آن را زندگی کنیم.

به عنوان جمعی کوچک، از همراهان همیشگی راه سبز امید، با تواضع و فروتنی تمام به دوستان صادر کننده فهرست اخیر اعلام می‌کنیم که عذر ما را بپذیرید؛ زد و بندهای شما ارزانی خودتان. ما به فهرست سبز و کوچک خودمان رای می‌دهیم. در فهرست سبز ما:

سرلیست عبدالله مومنی است. آزادمرد مقاوم جنبش سبز
و در کنارش «علی تاجرنیا» دیگر آزاده جنبش سبز

سهمیه جامعه مدنی که همواره ستون تشکیل دهنده و حتی هدف نهایی راه سبز ما بود را «لیلی ارشد» پر می‌کند

و در نهایت، سهمیه مبارزه با فساد و روی‌کرد «عدالت‌محوری»:
حسین راغفر، اقتصاددان برجسته با روی‌کرد عدالت‌محور
و یاشار سلطانی، افشاکننده پرونده املاک نجومی. (آن هم در شرایطی که نمایندگانی با برچسب اصلاح‌طلب سوت کرده بودند.

در نهایت، بار دیگر «تکرار می‌کنیم» که ما اگر از ناملایمات حکومتی ناامید نشدیم، با کج‌سلیقگی و کج‌روی گروهی که آبروی اصلاحات را به بازی گرفته‌اند نیز ناامید نخواهیم شد که «امید بذر هویت ماست». پس روز جمعه، بی‌شک در پای صندوق رای حاضر خواهیم شد و در کنار نام «حسن روحانی»، نام نامزدهای فهرست سبز خودمان را هم به صندوق شورا خواهیم انداخت. (طبیعتا فهرست ما فعلا کوتاه است و ممکن است با پیشنهادات آینده تکمیل شود. اگر هم نشد باقی گزینه‌ها را هر یک از دوستان می‌توانند به تشخیص خود پر کنند.)

https://t.me/divanesara/482

کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara
.
آیا رییسی با همان سناریوی ۸۴ رییس جمهور می‌شود؟
#A114
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
آیا رییسی با همان سناریوی ۸۴ رییس جمهور می‌شود؟
#A114

آرمان امیری @ArmanParian- «پیچیده و چندلایه عمل کردیم». این را سردار باقر ذوالقدر گفت. پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۸۴. به نظر می‌رسد شرایط امروز تفاوت‌های عمده‌ای با آن دوران داشته باشد، اما بگذارید ابتدا ببینیم ویژگی‌های آن عملیات پیچیده و چندلایه چه بود:

۱- نامزد انحرافی: محمدباقر قالیباف که برای مدت‌ها همه حملات تخریبی اصلاح‌طلبان را به خود مشغول ساخت و برای احمدی‌نژاد حاشیه امن ساخت.
۲- حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: نیازی به یادآوری نیست که احمدی‌نژاد بجز با اعلام نتایج دور نخست هیچ گاه جدی گرفته نشد.
۳- ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: یعنی وقتی اطمینان دارید در دور اول پیروز نمی‌شوید، حداقل کاری کنید که هیچ کس دیگر هم در دور نخست پیروز نشود.
۴- تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: این یکی مهم‌ترین مرحله عملیات بود و نیاز به توضیح بیشتر دارد.

تقریبا همه می‌دانند که از ۲۰ سال پیش، همواره نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز بوده که نماد مخالفت با کلیت وضع موجود باشد. مثل سیدمحمد خاتمی در سال ۷۶ که در برابر نامزد مورد حمایت رهبری یک پیروزی خیره کننده به دست آورد. پس بزرگترین سوال برای هسته قدرت همواره آن بوده که چطور نامزد خود را به شکل مخالف وضع موجود روانه انتخابات کند؟

پاسخ این سوال ساده است. کافی است بتوان برای «وضع موجود» یک متهم مستقل از ساختار اصلی قدرت معرفی کرد. قطعا خواننده به یاد می‌آورد که در دهه هفتاد و هشتاد، هرچند مردم از فساد حکومتی بسیار خشمگین بودند، اما نماینده این فساد را شخص هاشمی رفسنجانی قلمداد می‌کردند و نه کلیت ساختار غیرشفاف، مافیای اقتصادی و دستگاه ناکارآمد نظارتی و رسیدگی. تبدیل هاشمی به نماد «فساد موجود» به خوبی در جریان مقدمات انتخابات ۸۴ تکمیل شد تا پیروزی نامزد عملیات «پیچیده و چندلایه» در دور دوم پیشاپیش قطعی شود.

حال ببینیم از مراحل چهارگانه عملیات فوق، آیا شاهد تکرار و مشابهتی در انتخابات پیش رو هستیم؟

۱- نامزد انحرافی: که از طنز روزگار همچنان محمدباقر قالیباف است. تمام تخریب‌ها و حملات را به سمت خود جلب کرد و باعث شد رییسی کمترین نقد را در جریان مناظره‌ها دریافت کند. در مقابل، به صورت انتحاری به حریف‌ها حمله کرد و زحمت رییسی را کاهش داد.

۲- حرکت نامزد اصلی با چراغ خاموش: بی‌نیاز از توضیح است، تا حدی که هنوز هم عده‌ای باور نمی‌کنند که آرای رییسی به حدی در حال رشد است که از قالیباف پیشی گرفته.

۳- ایجاد انشقاق در میان اصلاح‌طلبان: این مورد، تنها گزینه‌ای بود که تصور می‌کردیم در برابرش مصون شده‌ایم. یعنی از تجربیات گذشته درس گرفته و دیگر آن اشتباه را تکرار نمی‌کنیم؛ اما متاسفانه این انشقاق را این‌بار فهرست شورای شهر ایجاد کرد. جایی که انتظار می‌رفت «دکتر عارف» در برابر فشارهای امنیتی مقاومت کند اما توقعات برآورده نشد. یک هفته مانده به برگزاری انتخابات، درست همان زمانی است که انتظار می‌رود با شکل‌گیری موج بدنه اجتماعی، ناگهان شاهد رشد چند درصدی آرای روحانی باشیم، امیدوارم ضربه‌ای که فهرست شورا وارد کرد به شکل‌گیری این موج لطمه وارد نکند.

۴- تبدیل نامزد رقیب به نماد فساد: یا بهتر بگوییم، پروژه «هاشمی سازی از روحانی» دقیقا همان دستور العملی بود که از روز نخست مناظره‌ها شاهدش بودیم. بزرگترین دست‌اندرکاران و بانیان فساد در کشور، به بزرگترین مدعیان مبارزه با فساد بدل شدند و حتی مفاسدی که خود مستقیم و غیرمستقیم در آن دست داشتند (مثل پرونده بابک زنجانی) را به گردن شخص روحانی انداختند. مشخصا پیام‌شان واضح بود: فساد بی‌داد می‌کند، اما تقصیر هیچ کسی نیست بجز روحانی و کابینه‌اش.

منظور من از ایجاد این مشابهت آن نیست که پیروزی رییسی را در انتخابات ۹۶ قطعی قلمداد کنم. قطعا برای جلوگیری از تکرار سناریوی ۸۴ راه حل‌هایی وجود دارد. اما پیش شرط این راه‌حل‌ها این است که برای تک تک مراحل پیاده‌سازی پروژه «پیچیده و چندلایه» تدبیری اندیشیده شود. بخشی از این زحمت را باید در ایجاد انسجام در فهرست شورا و کسب رضایت عمومی بکشیم که فعلا دیده نشده. کورسوی امیدی اگر باشد، فقط به دو گزینه است. یکی تدبیر و شجاعت شخص حسن روحانی و دومی بلوغ سیاسی و احساس وظیفه بدنه مردمی اصلاحات. چه روحانی در مناظره آخر و چه بدنه مردمی در تبلیغات رو در رو، نباید اجازه دهند که رییسی از زیر بار نمایندگی کانون قدرت شانه خالی کرده و روحانی را به نماد وضع موجود بدل کند.

https://t.me/divanesara/484
کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara
.
هنوز فرصت نشده سری به نمایشگاه بزنم. البته گفتند شانس آوردی. شاهکار سردار را آب برداشته بود! خلاصه افتاد به روز جمعه. فردا ساعت ۱۰ تا ۱۲ در نشر چشمه هستم تا فرصت شود برگردیم و به مناظره هم برسیم.
آخرین ماموریت روحانی

#M018

کانال «مجمع دیوانگان» @divanesara
آخرین ماموریت روحانی

#M018

محمد افخمی ـ @Mohamad_Afkhami

ما مردم شایسته زندگی هستیم، شایسته آزادی، شایسته شاد بودن. شایسته قدر دیدن کار و زحماتمان. شایسته آرامش. در بین هزاران سالی که انسان‌ها بر کره زمین زیسته‌اند، ما انقدر خوش‌شانس بوده‌ایم که در همان بازه کوچکی به دنیا آمده‌ایم که انسان‌ها می‌توانند در رفاهی بیشتر از پدر و مادرشان زندگی کنند. سال‌ها از این فرصت بهره نجستیم، بعد از این چه خواهیم کرد؟

ما طعم تلخ تورم را با بند بند وجودمان چشیده‌ایم. آتش زدن به اقتصاد کشور را دیده‌ایم و بیکاری و بدبینی به فردا را لمس کرده‌ایم. اما همانطور که سی سال پیش فقر و غم سرنوشت محتوم ما نبود، امروز هم نیست. امروز از دولتی بهره‌مندیم که بخش عمده‌ای از آوارهای آن‌ سال‌های سیاه را برداشته است و زیرساخت‌های بازگشت کشور به ریل توسعه را فراهم کرده است. حالا این دولت در برابر آن‌ها که وعده بازگشت دوباره به ویران کردن را می‌دهند، موظف به دفاع از کارنامه خود است. در برابر دولت کسانی قرار دارند که صحبت از بازگشت ماجراجویی و دعواهای هرروز با تمام دنیا می‌دهند و افتخارشان ترویج ایران هراسی است. کسانی که جان‌مایه حرفشان راه انداختن نزاع و آشوب در داخل و در خارج در کشوری است که بیش از هرچیز برای حل مشکلاتش به آرامش نیاز دارد.

و اگر انصاف بدهیم، روحانی تا اینجا در توضیح خود بد عمل نکرده است. انتخابات ساز و کار خاصی دارد و در نبود احزاب و با بودن کاندیداهایی که برای منفعت شخصی تن به هر دروغی می‌دهند، یک سند افتخار روحانی، تن ندادن به وعده‌هایی مانند پخش پول نقد بین مردم است. دلیل تن ندادن به مسابقه مردم‌فریبی مشخص است. دولت به مسیری که طی کرده اطمینان دارد. می‌داند هرچند رسیدن شیرین‌ترین میوه‌های زحماتش هنوز زمان می‌خواهد اما چشم‌انداز آن پیداست. دولت بیش از هرچیز در چهارسال آتی نیاز به ثبات و ایجاد اطمینان دارد تا مردم بتوانند سهمشان از ثمره صبر و طاقتشان را ببرند.

حالا اما نوبت گام آخر در سناریوی انتخاباتی است. رییس‌جمهور باید برای رای دهندگان مردد یک پیام واضح و اطمینان‌بخش داشته باشد: دولت آینده، دولت پرخاش و درگیری نخواهد بود. جدال‌ها مردم را به ستوه آورده، تصویر ملال‌آور پرخاش‌گری دقیقا همان چیزی است که رقبای دولت و دشمنان مردم می‌خواهند به او تحمیل کنند. روحانی باید در این فرصت اندک نشان بدهد: دولت آینده، دولتی با ثبات، آرام و معطوف به اشتغال و تولید ثروت برای مردم است. سال‌های سیاه به پایان رسیده و حالا فصل برداشت است.

برای دیدن آینده پیش‌رو، لازم نیست همواره به کشورهای دیگر رجوع کرد. زندگی پانزده سال پیشمان را به یاد بیاوریم. زمانی که زندگیمان به گونه‌ای دیگر بود. زندگی‌ای که در آن مردم می‌توانند کار کنند، بخشی از درآمدشان را صرف زندگی روزمره کنند، بخشی را صرف تفریح کنند. با بخشی سینما و تئاتر بروند و کتاب و روزنامه بخرند و بخشی دیگر را برای خرید خانه و ماشین و آینده فرزندانشان کنار بگذارند. زندگی خوش‌بینی به آینده و انتظار این که سال دیگر سفره خانواده بزرگتر از امسال خواهد بود. زندگی‌ای که در آن دلیل برای شادی زیاد است. پیام رییس‌جمهور باید بیان‌گر این باشد که این آینده در دیدرس ماست و البته که می‌توانیم دوباره از این زندگی بهره‌مند شویم. و البته که می‌توانیم و شایسته زندگی بهتر از آن هم هستیم. رییس‌جمهور باید نشان دهد که بعد از این هم می‌تواند یار و همراه بزرگی در ترسیم این آینده باشد.

کانال «مجمع دیوانگان» @divanesara
جای خالی سیاست‌های نظامی در انتخابات
جهانگیری: «جنگ‌طلبان به صحنه آمده‌اند».
#N026
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
جای خالی سیاست‌های نظامی در انتخابات
#N026

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N- نیروهای نظامی ایران در سوریه می‌جنگند. دوش به دوش اسد. بنیاد شهید می‌گوید تا کنون بیش از ۲۱۰۰ کشته داده‌ایم؛ خدا می‌داند چه تعدادی را کشته‌ایم. هیچ برآوردی از میزان هزینه‌ای که خرج حمایت از اسد شده نداریم. فقط می‌دانیم که دامنه حضور ما مدت هاست از سطح «فعالیت مستشارات نظامی» فراتر رفته. در میان کشته شدگان اعزامی، شمار افغان‌ها و پاکستانی‌ها چشم‌گیر است.

در این شرایط مهدی طائب، فرمانده قرارگاه عمار، ادعای رهایی از سایه جنگ به لطف برجام را «خوراک تبلیغاتی» دولت می‌داند. همین فرد در جای دیگری روحانی را «شریک هر قطره خونی» می‌خواند که در یمن ریخته شده؛ چرا؟ چون اجازه نداده دوستان آقای طائب به یمن هم موشک بفرستند.

نظام مردم‌سالار حق تعیین سرنوشت ملت را به خود او می‌دهد. نمی‌شود مدعی بود که حضور نظامیان در خارج از کشور و دخالت‌شان در سیاست خارجی بر سرنوشت این ملت تأثیر ندارد. نظامیانی که در معرض افکار عمومی و نظارت نمایندگان مردم قرار ندارند، در مقابل عملکردشان نیز پاسخ‌گو نیستند. این در حالی‌ست که هزینه عملکرد ایشان را ما مردم می‌پردازیم و در آینده این ما هستیم که می‌بایست عواقب اقدامات‌شان را تحمل کنیم.

همیشه از سیاست‌های نظامی مداخله‌جویانه آمریکا انتقاد کرده‌ایم. با این حال نظامی‌گری دولت‌های آمریکا به صورت مداوم در معرض نقد رسانه‌ها، افکار عمومی و نمایندگان مردم قرار دارد. نتایج این نظامی‌گری‌ها نیز همواره یکی از مهم‌ترین محورهای مناظره‌های انتخاباتی را تشکیل می‌دهد تا جایی که تعداد سربازان خارج از مرزها، لزوم استفاده از نیروی زمینی یا اکتفا به نیروی هوایی در مناقشات نظامی‌شان نیز در مناظره‌ها مورد بحث و جدل قرار می‌گیرد.

زمانی نظر افکار عمومی درباره مسئله هسته‌ای به یک شعار تبلیغاتی: «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست»، تقلیل داده می‌شد. امروز هم نظر منتقدان حضور نظامی در سوریه به کلی بایکوت می شود و شعار یک‌جانبه «اگر آنجا نجنگیم باید در ایران بجنگیم» به صورت حکم اول و آخر به تصویب می‌رسد.

درست در همین هیاهوی انتخاباتی اخیر، سخنان «محمدرضا خاتمی» در مورد «بازگرداندن سیاست خارجی در یمن و سوریه به وزارت خارجه» در رسانه‌ها سانسور شد؛ دادستانی از «غلام‌حسین کرباسچی» به خاطر انتقاد از سیاست‌های نظامی ایران شکایت کرد و پیش از آن «مصطفی تاجزاده» برای گشودن باب انتقاد در این موضوع، مورد هجمه قرار گرفت.

تا به حال سه مناظره برگزار شده و همه نامزدها برای پاسخ به پرسش‌های مختلف مقابل افکار عمومی قرار گرفته‌اند اما انگار دستوری صادر شده باشد، هیچ‌گاه فرصت پرداختن به حضور نظامی ایران در سوریه و نقش وزارت خارجه دولت آینده در قبال سوریه یا یمن، پیش نیامد. مناظره دیروز ازین بابت کمی فرق داشت. «روحانی و جهانگیری» هر دو هشدار دادند که «جنگ‌طلبان» به صحنه آمده‌اند.

جنگ‌طلبان در نهایت ریاکاری می‌گویند به برجام پای‌بند می‌مانند اما عضو ارشد ستاد رئیسی خواستار محاکمه ظریف به جرم خیانت است و سردسته مهاجمین سفارت عربستان در ستاد قالیباف مشغول است. قالیباف مدعی‌ست «جنگ‌طلبی» به او نمی‌چسبد اما خود او شاکی‌ست «چرا مردم را از جنگ می‌ترسانید؟» رئیسی در روز ثبت نام می‌گوید دخالت کشورهای خارجی در سوریه مشکل‌آفرین است اما خودش حامی دخالت و «تشکیل بسیج» و «شکل‌دهی حزب‌اللهی دیگر» در سوریه است. این‌ها همان ریاکارانی هستند که به مردم می‌گویند موشک برای دفاع است، اما روحانی درباره‌شان یادآوری کرد: «روی موشک شعار نوشتند تا برجام را به هم بزنند».

https://t.me/divanesara/489
کانال «مجمع دیوانگان»@DivaneSara
حالا نوبت ماست که تکرار کنیم
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
حالا نوبت ماست که تکرار کنیم
https://t.me/divanesara/491
تجربه ساده، ملموس و نزدیک است: از اتحاد ضربه نخورده‌ایم. بزرگ‌ترین دستاوردهای یک دهه گذشته را با کمترین هزینه‌های قابل تصور تنها در دوره‌هایی کسب کرده‌ایم که با اتحادی فراگیر به میدان آمدیم. اتحادی که در زمانه اختناق سیاسی و نبود احزاب متشکل، تنها و تنها به مدد محوریت یک شخص حاصل شد: سیدمحمد خاتمی.

عبدالله مومنی در پیام بزرگ‌منشانه‌اش نشان داد که این تجربیات را فدای سهم‌خواهی و حب و بغض شخصی نخواهد کرد. خانم لیلا ارشد نیز نشان داد که مرزهای این اتحاد از فعالین سیاسی گذشته و نمایندگان جامعه مدنی را نیز به بلوغی خیره کننده و کم‌سابقه رسانده است. ما نیز در پاسخ به ندای رهبر بزرگ‌ترین جنبش اصلاحات مدنی ایران، با عبدالله مومنی، لیلا ارشد و دیگر نامزدهایی که به سود فهرست واحد اصلاح‌طلبان شورای تهران انصراف دادند همراه می‌شویم تا یادآوری کنیم: دستاوردهای ملی تنها زمانی محقق می‌شوند که خیر عمومی و مصلحت جمعی فدای سهم‌خواهی و تک‌روی نشود.

نیاز به توضیح بیشتر نیست. تنها دغدغه حاضر، گمراه شدن شهروندان در میان انبوهی از فهرست‌های مشابه اما انحرافی است. (از اینجا ببینید: https://t.me/jalaeipour/2157) تصویر پی‌وست یادداشت، تنها فهرست رسمی و مورد اجماع شورای عالی اصلاح‌طلبان است که مورد تایید و تاکید سیدمحمد خاتمی قرار گرفته است. در تصویری دیگر می‌توان شماری از فهرست‌های انحرافی را دید. به باورم، آن عهد «تکرار کردن» در این دور از انتخابات ناظر بر دو مسوولیت ما خواهد بود:

- نخست تهیه و تکثیر فهرست اصلی
- دوم آگاهی بخشی نسبت به فهرست‌های انحرافی

فراموش نمی‌کنیم که دو کابوس شوم ریاست جمهوری طی سال‌های اخیر، هر دو محصول تعلل پایتخت‌نشینان در انتخاب یک شورای شهر سالم و کارآمد بوده است. نخست محمود احمدی‌نژاد و دوم پدیده شوم محمدباقر قالیباف. به امید آنکه دیگر شاهد تکرار چنین کابوس‌هایی نباشیم.

کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara
خیز روحانی برای شکستن رکورد ۲۵ میلیون رای
#A115
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
خیز روحانی برای شکستن رکورد ۲۵ میلیون رای
#A115

آرمان امیری @ArmanParian- بعید است هیچ‌گاه پس از انقلاب، دو قطبی‌های انتخاباتی با چنین شکاف عمیقی شکل گرفته باشند. تمام مقدمات و تلاش‌های جناح حاکم در پرهیز از دوقطبی‌ چالش‌برانگیز انتخاباتی همچون سرکنگبین از قضا صفرا فزود تا بار دیگر به انتظار یک حماسه از جنس دوم خرداد بنشینیم. باور این ادعا شاید کمی دشوار باشد. نتایج انتخابات روز جمعه ملاک سنجش خوبی پیش روی ما قرار خواهد داد؛ تا آن روز، من صرفا به برخی عوامل تشدید این شکاف اشاره خواهم کرد.

دوقطبی‌های انتخاباتی زمانی شکل می‌گیرند که شکاف‌های اجتماعی به صورت تشدید کننده بر هم منطبق شوند. نخستین نمونه این موارد را در انتخابات ۷۶ شاهد بودیم. آن سال برای نخستین‌بار شکاف‌های اقتصادی و نارضایتی‌های سیاسی/اجتماعی روی هم منطبق شد و دوم خرداد را رقم زد. با این حال، به نسبت انتخابات جاری، چند عامل تشدید کننده دوقطبی‌ها غایب بودند:

نخست: تهدید جنگ

هرچند روی‌کرد خاتمی به سمت گفت‌وگو و تعامل نوید بهبود در روابط بین‌المللی را می‌داد، اما سیاست تنش‌زدایی را دولت هاشمی کلید زده بود. روابط با عربستان بهبود یافته بود و کمتر سخنی از خطر جنگ در میان بود.

دوم: شکاف عمیق فساد و مافیای اقتصادی

در سال ۷۶ هم گلایه‌های اقتصادی شامل فساد برخی مقامات می‌شد، اما نه تنها هیچ یک از نامزدها، بلکه هیچ یک از دو جناح حاکم به تنهایی نماد چنین فسادی نبود. اساسا در آن دوران هنوز شاهد فساد «سیستماتیک» نبودیم که یکی از دو جریان را در مظان اتهام قرار دهد.

سوم: شکاف سبک زندگی

این شکاف احتمالا موثرترین عامل در پیروزی اصلاح‌طلبان دوم خردادی بود، اما همچنان با تصویر کنونی فاصله بسیار بعیدی داشت. جناح‌های راست و چپ سنتی ایران بازه تفاوت نسبتا اندکی با یکدیگر داشتند و به دو روایت متفاوت از اسلام خلاصه می‌شدند؛ اما در دوره اخیر، گفتمان جناح راست سنتی عملا حذف شده است. جریان اصول‌گرا به سمت راست افراطی گرایش پیدا کرده و راست معتدل سابق، با حمایت بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان، جنبش سبز و جامعه مدنی، بسیار بیشتر به سمت فضای لیبرالیسم فرهنگی کشیده شده است.

۱۲ سال پس از دو قطبی خیره کننده سال ۷۶، بار دیگر دو قطبی انتخاباتی نظام سیاسی کشور را چنان به لرزه انداخت؛ با این حال، شکاف‌های انتخابات ۸۸ نیز از چندین جنبه ضعیف‌تر از شکاف‌های انتخابات امسال بودند:

نخست: شکاف اقتصادی

جایی که احمدی‌نژاد توانسته بود گفتمان اقتصادی جناح راست را به دفاع از فرودستان تغییر دهد. در مقابل، اتفاقا کلاسیک‌ترین نامزد جریان چپ قرار داشت که خود تجسم دفاع از مستضعفین بود.

دوم: خطر تحریم/جنگ

در سال ۸۸ ابدا سایه جنگ جدی به نظر نمی‌رسید، منطقه در آرامش کامل بود و باراک اوباما تلاش می‌کرد برای حکومت ایران پیام‌های دوستی ارسال کند.

سوم: شکاف فرهنگی/سیاسی/سبک زندگی

این شکاف‌ها عملا می‌بایست بار تمامی دوقطبی‌سازی انتخاباتی سال ۸۸ را به دوش می‌کشیدند؛ باز هم با این تبصره که احمدی‌نژاد، بر خلاف حامیان اصول‌گرایش، آمادگی داشت تا در عرصه سبک زندگی تغییر رویه‌های بزرگی از خود نشان دهد.

بدین ترتیب، انتخابات سال ۹۶، از هر جهت نسبت به دو همتای پیشین خود واجد شکاف‌های عمیق‌تری است. نخستین نتایج این شکاف‌ها را در جریان مناظره‌های تلویزیونی دیدیم؛ جایی که شدت تابو شکنی‌ها، حرمت‌شکنی‌ها و تخریب‌ها شوکه کننده بود. رویه‌ای که قالیباف در پیش گرفت، بزرگترین جرقه را به انبار باروت دوقطبی انتخاباتی افکند.

ابراهیم رییسی در جریان مناظره‌ها چهره به نسبت آرامی از خود تصویر کرده بود و می‌رفت تا از تعمیق شکاف دوقطبی انتخاباتی بکاهد؛ اما با کناره‌گیری قالیباف او هم رفته‌رفته تحت تاثیر همان مشاوره‌هایی قرار گرفت که سردار اصول‌گرایان را به مرز انتحار کشانده بود. بدین ترتیب، آخرین گزینه‌ای که می‌توانست جلوی فعال شدن شکاف‌های عمیق انتخابات را بگیرد، خودش به یک عامل محرک جدید بدل شد تا در فاصله یک هفته مانده به موعد انتخابات، اثرات انفجار این شکاف‌ها بار دیگر یک موج بلند انتخاباتی رقم بزند.

آمارهای جدید حکایت از رشد چشم‌گیر و همزمان دو پدیده انتخاباتی می‌دهد. نخست، سطح مشارکت که پیش‌بینی می‌شود از مرز ۴۰ میلیون رای دهنده هم عبور خواهد کرد. دوم، سرازیر شدن آرای مرددها به سبد حسن روحانی، که می‌رود تا او را از مرز ۶۰ درصد آرا هم فراتر ببرد. ترکیب این دو، یعنی روحانی در آستانه رای خیره کننده ۲۵ میلونی قرار گرفته است. چنین رکوردشکنی خیره کننده‌ای، بسیار بیش از آنکه محصول کارنامه و دستاوردهای خود دولت باشد، محصول اشتباهات فاحش انتخاباتی اصول‌گرایان و ایجاد عمیق‌ترین شکاف انتخاباتی در تاریخ نظام بوده است.

https://t.me/divanesara/493
کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara