هنگامیکه اهل تصوف میگویند "لا اله الا الله" معمولاً چنین تصور میشود که منظورشان این است که خدای آنها یعنی "الله" تنها خدای واقعی در بین خدایان سایر ادیان است، اما اینطور نیست و منظورشان این است که درواقع هیچ ذهن، شخص، خود، عینیت یا دنیایی وجود ندارد یعنی هیچچیزی قائمبهذات خودش نیست. هیچچیزی وجودی از خودش ندارد. تمام عینیتها و تمام افراد، هستی ظاهریشان را از وجود خودآگاه و بیانتهای خداوند قرض گرفتهاند یعنی از آن آگاهیِ لایتناهی، همان خویش مأنوس و غیرشخصیِ خودمان که از دید آن، چیزی جز خودش وجود ندارد.آن وجود در ذهن بهعنوان معرفت "من هستم" و در دنیا بهعنوان تجربه " آن هست" میدرخشد. این "هست بودنِ" در من هستم همان "هست بودنِ" در چیزها است. (هستی یا وجود تماماً از آنِ خداوند است و فقط اوست که هست.م)
#روپرت_اسپایرا
#روپرت_اسپایرا
“When the Sufis say ‘La ilaha illa la’ – ‘There is no God but God’ – they do not mean that their God, Allah, is the only true God as opposed to all the other religions’ Gods, as is commonly supposed. Rather, they mean that no mind, person, self, object or world ever actually comes into existence. No thing is a thing unto itself. No thing has its own being. The apparent existence of all objects and selves is borrowed from God’s infinite, self-aware being, infinite awareness, our very own intimate, impersonal self, from whose point of view there is nothing other than itself. That being shines in the mind as the knowledge ‘I am’ and in the world as the experience ‘it is’. The amness of the self is the isness of things.”
#Rupert Spira
#Rupert Spira
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدا آن وحدانیت نامتجلی است - #رامش_بالسکار
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ اتمی مگر به اذن و اراده خداوند نمیجنبد.
باگوان #رامانا ماهارشی
Not an atom moves except by God’s will.
#Ramana Maharshi
بدن ما از هفت میلیارد میلیارد میلیارد اتم یا به عبارتی هفت اکتیلیون اتم ساخته شده است.
یعنی یک هفت با بیستوهفت صفر در کنارش.
-اصلاً معلوم نیست که چرا این هفت میلیارد میلیارد میلیارد اتم دلشان خواسته که جزء شما باشند.در طول عمرتان آنها تمام سیستمها و ساختمانهای بیشمار لازم برای زندگی شما را میسازند تا شما ساخته شوید، شکل و فرم پیدا کنید و بتوانید از موهبتی کمنظیر که زندگی نامیده میشود لذت ببرید.
برگرفته از کتاب: بدن راهنمای ساکنان - بیل برایسون
چه شد که میلیاردها کهکشان، سیاهچاله، ستاره و سیاره از «یک حادثه پیدایش» پدید آمدند؟ اتمها چگونه اینجا، روی زمین و شاید روی کرات دیگر کنار هم قرار گرفتند و موجودات زندهای چنان پیچیده ساختند که درباره منشأ پیدایش خود و هدف زندگیشان تفکر کنند؟
از کتاب شش عدد – مارتین ریس
*در جریان باشید که تمام ماجرای اتم در این ویدئو در یک تار مو را میتوانید به تمام بدن تعمیم بدهید.
ویدئو برگرفته از صفحه یوتیوب سازمان اروپایی تحقیقات هسته ای CERN
باگوان #رامانا ماهارشی
Not an atom moves except by God’s will.
#Ramana Maharshi
بدن ما از هفت میلیارد میلیارد میلیارد اتم یا به عبارتی هفت اکتیلیون اتم ساخته شده است.
یعنی یک هفت با بیستوهفت صفر در کنارش.
-اصلاً معلوم نیست که چرا این هفت میلیارد میلیارد میلیارد اتم دلشان خواسته که جزء شما باشند.در طول عمرتان آنها تمام سیستمها و ساختمانهای بیشمار لازم برای زندگی شما را میسازند تا شما ساخته شوید، شکل و فرم پیدا کنید و بتوانید از موهبتی کمنظیر که زندگی نامیده میشود لذت ببرید.
برگرفته از کتاب: بدن راهنمای ساکنان - بیل برایسون
چه شد که میلیاردها کهکشان، سیاهچاله، ستاره و سیاره از «یک حادثه پیدایش» پدید آمدند؟ اتمها چگونه اینجا، روی زمین و شاید روی کرات دیگر کنار هم قرار گرفتند و موجودات زندهای چنان پیچیده ساختند که درباره منشأ پیدایش خود و هدف زندگیشان تفکر کنند؟
از کتاب شش عدد – مارتین ریس
*در جریان باشید که تمام ماجرای اتم در این ویدئو در یک تار مو را میتوانید به تمام بدن تعمیم بدهید.
ویدئو برگرفته از صفحه یوتیوب سازمان اروپایی تحقیقات هسته ای CERN
Forwarded from تفحص خویش
هرآنچه هست و نیست و گفته شد و گفته خواهد شد، همه از نشانههای اوست اما
"آگاه باش و هشیار "
که او در هیچکدام از این نشانهها نمیگنجد و فراتر و برتر از هر خیال و قیاس و گمان و وهمی است. که:
"ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم / وز هر چه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم"
#سعدی
و همانطور که گفته شد:
"هرچه اندیشی پذیرای فناست/ آنک در اندیشه ناید آن خداست"
#مولانا
چه به گفته عمادالدین #نسیمی که:
"تو مرا از این نشانهها بشناس
اما آگاه باش که من در هیچ آیت و نشانهای نمیگنجم."
و حال در کجا من این بهشت را بجویم و چطور این حجاب را کنار بزنم که گفت:
"و هر کجا تو نیستی بهشت است"
و
" حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و کرسی نیست بلکه پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی."
#ابوسعید ابوالخیر
که رازش در این است که:
"از صفات –باخودی- بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را -محوِ- دیدارِ جمالِ حی کنید"
#مولانا
که او در هیچچیز نمیگنجد....
مطلب مربوط به این ویدئو رو میتوانید از اینجا ببینید
"آگاه باش و هشیار "
که او در هیچکدام از این نشانهها نمیگنجد و فراتر و برتر از هر خیال و قیاس و گمان و وهمی است. که:
"ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم / وز هر چه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم"
#سعدی
و همانطور که گفته شد:
"هرچه اندیشی پذیرای فناست/ آنک در اندیشه ناید آن خداست"
#مولانا
چه به گفته عمادالدین #نسیمی که:
"تو مرا از این نشانهها بشناس
اما آگاه باش که من در هیچ آیت و نشانهای نمیگنجم."
و حال در کجا من این بهشت را بجویم و چطور این حجاب را کنار بزنم که گفت:
"و هر کجا تو نیستی بهشت است"
و
" حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و کرسی نیست بلکه پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی."
#ابوسعید ابوالخیر
که رازش در این است که:
"از صفات –باخودی- بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را -محوِ- دیدارِ جمالِ حی کنید"
#مولانا
که او در هیچچیز نمیگنجد....
مطلب مربوط به این ویدئو رو میتوانید از اینجا ببینید
Forwarded from تفحص خویش
بعضی از مردم وقتی میشنوند که من میگویم مشکلات صرفاً توهم هستند، عصبانی میشوند.
هنگامیکه غرق در مشکلات هستید آن زندگی (حقیقی) را در پسِ وضعیتِ موجودِ زندگیتان پیدا کنید.
برای خیلیها باور به احتمالِ وجود داشتنِ یک وضعیتِ آگاهیِ کاملاً عاری از هرگونه شرایطِ منفی، سخت است.
بیماری جمعی بشریت این است که مردم بشدت غرق در اتفاقات و رویدادها شدهاند آنها توسط دنیای اشکال دائم التغیر هیپنوتیزم شدهاند، چنان در محتوای زندگی خود غرقاند که جوهره و معنا را فراموش کردهاند، همان معنایی که فراتر از شکل و فرم و محتوا و فکر است. آنها چنان غرق در زمان شدهاند که بهکل جاودانگی یا ابدیت را فراموش کردهاند، همان ابدیتی که اصل و اساسشان، خانه حقیقیشان و سرنوشتشان است. ابدیت همان "حقیقت زندهای" است که شما هستید.
#اکهارت تُله
هنگامیکه غرق در مشکلات هستید آن زندگی (حقیقی) را در پسِ وضعیتِ موجودِ زندگیتان پیدا کنید.
برای خیلیها باور به احتمالِ وجود داشتنِ یک وضعیتِ آگاهیِ کاملاً عاری از هرگونه شرایطِ منفی، سخت است.
بیماری جمعی بشریت این است که مردم بشدت غرق در اتفاقات و رویدادها شدهاند آنها توسط دنیای اشکال دائم التغیر هیپنوتیزم شدهاند، چنان در محتوای زندگی خود غرقاند که جوهره و معنا را فراموش کردهاند، همان معنایی که فراتر از شکل و فرم و محتوا و فکر است. آنها چنان غرق در زمان شدهاند که بهکل جاودانگی یا ابدیت را فراموش کردهاند، همان ابدیتی که اصل و اساسشان، خانه حقیقیشان و سرنوشتشان است. ابدیت همان "حقیقت زندهای" است که شما هستید.
#اکهارت تُله
Forwarded from تفحص خویش
"Some people get angry when they hear me say that problems are illusions.
When you are full of problems, find the life underneath your life situation.
Most people find it difficult to believe that a state of consciousness totally free of all negativity is possible.
The collective disease of humanity is that people are so engrossed in what happens, so hypnotized by the world of fluctuating forms, so absorbed in the content of their lives, they have forgotten the essence, that which is beyond content, beyond form, beyond thought. They are so consumed by time that they have forgotten eternity, which is their origin, their home, their destiny. Eternity is the living reality of who you are."
#Eckhart Tolle
When you are full of problems, find the life underneath your life situation.
Most people find it difficult to believe that a state of consciousness totally free of all negativity is possible.
The collective disease of humanity is that people are so engrossed in what happens, so hypnotized by the world of fluctuating forms, so absorbed in the content of their lives, they have forgotten the essence, that which is beyond content, beyond form, beyond thought. They are so consumed by time that they have forgotten eternity, which is their origin, their home, their destiny. Eternity is the living reality of who you are."
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
تو این بدن، ذهن و ایگو نیستی. هیچ وجود مستقلی به نام تو وجود ندارد. تو باید متوجه شوی که هیچ فرم یا هویتی وجود ندارد که تو آن باشی؛ و این پایان توست. هنگامیکه دیگر جایی نباشد تا خودت را آنجا پیدا کنی، آنگاه حضوری خالی باقی میماند. این فضای خالی پیش از تولد بدن و همچنین در طی حیاتش اینجا بود و همینطور پس از مرگ این بدن نیز باقی خواهد ماند. این حضورِ خالی نه به دنیا آمده و نه میمیرد.
*مراقبه های مربوط به این مطلب:
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
دعوتی به رهایی
Body is not you, mind is not you, and ego is not you. There is no independent existence called you. You should realize that there is not any form or identity that can be you. So it is the end of you. When there is nowhere to find you, empty presence remains. This empty presence was here before this body was born, during its life and will remain also after this body passes away. This empty presence is not being born and is not dying.
Vita
*مراقبه های مربوط به این مطلب:
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
دعوتی به رهایی
Body is not you, mind is not you, and ego is not you. There is no independent existence called you. You should realize that there is not any form or identity that can be you. So it is the end of you. When there is nowhere to find you, empty presence remains. This empty presence was here before this body was born, during its life and will remain also after this body passes away. This empty presence is not being born and is not dying.
Vita
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیچشم دیدن و بیذهن دانستن - مراقبهای با #موجی
*مراقبههای مربوط به این مطلب:
مراقبه تفحص خویش - #آدیاشانتی
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
دعوتی به رهایی
*مراقبههای مربوط به این مطلب:
مراقبه تفحص خویش - #آدیاشانتی
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
دعوتی به رهایی
Forwarded from تفحص خویش
مرد محترمی از بمبئی اینگونه گفتند:
من از "مادر" در سری آروبیندو آشرام این سؤال را پرسیدم:
من ذهنم را بیهیچ فکری، خالی نگه میدارم تا شاید خدا خودش را در وجود حقیقیاش نشان دهد؛ اما چیزی مشاهده نمیکنم.
جواب ایشان این بود که:
روش شما درست است.
آن نیرو از بالا به پایین میآید.
این یک تجربه مستقیم است.
(حالا باگوان من از شما میپرسم) من چهکار دیگری باید انجام دهم؟
باگوان #رامانا ماهارشی:
همانی باش که هستی.
چیزی به پایین نخواهد آمد تا خودش را آشکار سازد و به نمایش دربیاورد.
تمام آنچه لازم است از دست دادن ایگو است.
آنی که هست، همیشه همانجاست.
حتی همین حالا هم تو همانی.
تو از آن جدا نیستی.
آن خالی* توسط شما دیده میشود.
تو آنجایی که آن خالی را ببینی.
منتظر چه چیزی هستی؟
این فکرِ "من ندیدم" این انتظار یا توقعِ دیدنِ چیزی و میلِ بدست آوردن چیزی، تمام اینها عملکرد ایگو است.
تو در دام ایگو افتادهای.
تمام این چیزها را ایگو میگوید و نه شما.
خودت باش همین.
*منظور جمله فرد است که گفته بود: ذهن را بی هیچ فکری خالی نگه میدارد. اشاره باگوان به این است که آنچه دیده یا ادراک میشود هرانچه که باشد تو نیستی بلکه تو آنی هستی که از آنها آگاهی. تو محتوای آگاهی نیستی تو خودِ آگاهی هستی.م
A gentleman from Bombay said:
“I asked Mother in Sri Aurobindo Ashram the following question:
‘I keep my mind blank without thoughts arising so that God might show Himself in His true Being.
But I do not perceive anything.
“The reply was to this effect:
‘The attitude is right.
The Power will come down from above.
It is a direct experience’.”
So he asked what further he should do.
Sri Raman Maharshi.:
Be what you are.
There is nothing to come down or become manifest.
All that is needful is to lose the ego,
That what is, is always there.
Even now you are That.
You are not apart from it.
The blank is seen by you.
You are there to see the blank.
What do you wait for?
The thought “I have not seen,” the expectation to see
and the desire of getting something,
are all the working of the ego.
You have fallen into the snares of the ego.
The ego says all these and not you.
Be yourself and nothing more!
~ Talks with Sri #Ramana Maharshi -183
من از "مادر" در سری آروبیندو آشرام این سؤال را پرسیدم:
من ذهنم را بیهیچ فکری، خالی نگه میدارم تا شاید خدا خودش را در وجود حقیقیاش نشان دهد؛ اما چیزی مشاهده نمیکنم.
جواب ایشان این بود که:
روش شما درست است.
آن نیرو از بالا به پایین میآید.
این یک تجربه مستقیم است.
(حالا باگوان من از شما میپرسم) من چهکار دیگری باید انجام دهم؟
باگوان #رامانا ماهارشی:
همانی باش که هستی.
چیزی به پایین نخواهد آمد تا خودش را آشکار سازد و به نمایش دربیاورد.
تمام آنچه لازم است از دست دادن ایگو است.
آنی که هست، همیشه همانجاست.
حتی همین حالا هم تو همانی.
تو از آن جدا نیستی.
آن خالی* توسط شما دیده میشود.
تو آنجایی که آن خالی را ببینی.
منتظر چه چیزی هستی؟
این فکرِ "من ندیدم" این انتظار یا توقعِ دیدنِ چیزی و میلِ بدست آوردن چیزی، تمام اینها عملکرد ایگو است.
تو در دام ایگو افتادهای.
تمام این چیزها را ایگو میگوید و نه شما.
خودت باش همین.
*منظور جمله فرد است که گفته بود: ذهن را بی هیچ فکری خالی نگه میدارد. اشاره باگوان به این است که آنچه دیده یا ادراک میشود هرانچه که باشد تو نیستی بلکه تو آنی هستی که از آنها آگاهی. تو محتوای آگاهی نیستی تو خودِ آگاهی هستی.م
A gentleman from Bombay said:
“I asked Mother in Sri Aurobindo Ashram the following question:
‘I keep my mind blank without thoughts arising so that God might show Himself in His true Being.
But I do not perceive anything.
“The reply was to this effect:
‘The attitude is right.
The Power will come down from above.
It is a direct experience’.”
So he asked what further he should do.
Sri Raman Maharshi.:
Be what you are.
There is nothing to come down or become manifest.
All that is needful is to lose the ego,
That what is, is always there.
Even now you are That.
You are not apart from it.
The blank is seen by you.
You are there to see the blank.
What do you wait for?
The thought “I have not seen,” the expectation to see
and the desire of getting something,
are all the working of the ego.
You have fallen into the snares of the ego.
The ego says all these and not you.
Be yourself and nothing more!
~ Talks with Sri #Ramana Maharshi -183
اولین گامی که باید برداریم این است که متوجه شویم آن چیزی که ما آن را «من» مینامیم یعنی همان خودِ ذاتی و اصیلمان، صرفاً تجربهیِ آگاه بودن یا خودِ آگاهی است و (نه چیزهایی که ما از آنها آگاه هستیم)، تمام چیزهایی که ما از آنها آگاه هستیم برایمان ذاتی و ضروری نیستند.
افکار، تصاویر، احساسات، فعالیتها و روابط، بهطور مدام پدیدار و ناپدید میشوند؛ اما «من» بهتنهایی باقی میماند؛ بنابراین «من» یعنی تجربهی آگاه بودن یا خودِ آگاهی آن عامل ثابت و پایدار در تمامِ تجربیاتِ متغیر است.
بدن و ذهن عینیتهای تجربه ما هستند. آنها توسط ما شناخته میشوند (ما از آنها آگاهیم.م) آنها عمل شناختن یا تجربه کردن را انجام نمیدهند. فقط آگاهی است که آگاه است.
اگر اجازه دهیم تا آرامش و شادیمان وابسته یا تحت تأثیر محتوای تجربهمان باشد آنگاه در بیشتر اوقات بهجز لحظاتی کوتاه و موقت، ناراحت و ناشاد خواهیم بود.
اجازه ندهید تا آرامشتان درگرو تجربه باشد.
#روپرت_اسپایرا
افکار، تصاویر، احساسات، فعالیتها و روابط، بهطور مدام پدیدار و ناپدید میشوند؛ اما «من» بهتنهایی باقی میماند؛ بنابراین «من» یعنی تجربهی آگاه بودن یا خودِ آگاهی آن عامل ثابت و پایدار در تمامِ تجربیاتِ متغیر است.
بدن و ذهن عینیتهای تجربه ما هستند. آنها توسط ما شناخته میشوند (ما از آنها آگاهیم.م) آنها عمل شناختن یا تجربه کردن را انجام نمیدهند. فقط آگاهی است که آگاه است.
اگر اجازه دهیم تا آرامش و شادیمان وابسته یا تحت تأثیر محتوای تجربهمان باشد آنگاه در بیشتر اوقات بهجز لحظاتی کوتاه و موقت، ناراحت و ناشاد خواهیم بود.
اجازه ندهید تا آرامشتان درگرو تجربه باشد.
#روپرت_اسپایرا
The first step we take is to notice that what we call ‘I’, our essential self, is simply the experience of being aware or awareness itself, and nothing that we are aware of is essential to us.
Thoughts, images, feelings, activities and relationships are continuously appearing and disappearing, but I alone remain. So ‘I’, the experience of being aware or awareness itself, is the one constant factor in all changing experience.
The body and the mind are objects of our experience. They are known by us; they do not do the knowing or the experiencing. Only awareness is aware.
If we allow our peace and our happiness to depend upon and fluctuate with the content of our experience, we will be miserable most of the time, punctuated by brief moments of respite
Don’t allow your peace to be the hostage of experience.
#RupertSpira The Essential Self
Thoughts, images, feelings, activities and relationships are continuously appearing and disappearing, but I alone remain. So ‘I’, the experience of being aware or awareness itself, is the one constant factor in all changing experience.
The body and the mind are objects of our experience. They are known by us; they do not do the knowing or the experiencing. Only awareness is aware.
If we allow our peace and our happiness to depend upon and fluctuate with the content of our experience, we will be miserable most of the time, punctuated by brief moments of respite
Don’t allow your peace to be the hostage of experience.
#RupertSpira The Essential Self
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا من عصبانیام؟
برای رهایی از این احساسات و عواطف باید چه کنم؟
- تمایز من-ایگو (تصاویر) با من-حقیقی (صفحه نمایش)
- تمرینی جهت ادراک صفحه نمایش
#مسیر_مستقیم
برای رهایی از این احساسات و عواطف باید چه کنم؟
- تمایز من-ایگو (تصاویر) با من-حقیقی (صفحه نمایش)
- تمرینی جهت ادراک صفحه نمایش
#مسیر_مستقیم
این چیست؟
این چیزی که در فارسی به آن "درخت" و در سایر زبانها، کلمات دیگری به آن میگوییم چه چیزی است. این حروف د-ر-خ-ت نمایانگر چیست؟
کارکرد این ماجرا به این شکل است که ذهن، عکسی از "آنچه هست" را درون خودش ثبت کرده و سپس جهت سهولت در تمایز با سایر چیزها، برچسبی به آن میزند و سپس زمانی که کسی میگوید "درخت" این کلمه منطبق میشود با آن تصویرِ ثبتشده در ذهن.
نکته مهم در اینجاست که نه این واژه چهارحرفی یعنی "درخت" و نه آن تصویرِ ثبتشده، هیچکدامشان حقیقتِ آن چیزی که به آن درخت میگوییم نیستند.
مثلاً اینطور در نظر بگیرید که اگر ما به سمت این چیز "درخت" برویم و بپرسیم تو چیستی؟ هرگز به ما نمیگوید من درخت هستم. چون آن مطلقاً "د - ر-خ - ت" نیست و فقط چیزی است که "هست".
حالا این ادراک را گستردهتر کنید و به تمام آنچه از زندگی میدانید تعمیم دهید.
چیزی که با کمی تعمق و ادراک متوجهاش میشویم این است که رابطه ما با همهچیز صرفاً در سطح تصاویر و کلمات است.
ذهن نمیتواند از لابهلای این کلمات و تصاویر به حقیقتِ "آنچه هست" پی ببرد.
حال به نظر شما ما چگونه میتوانیم به حقیقت چیزها پی ببریم؟
مسیرمستقیم
این چیزی که در فارسی به آن "درخت" و در سایر زبانها، کلمات دیگری به آن میگوییم چه چیزی است. این حروف د-ر-خ-ت نمایانگر چیست؟
کارکرد این ماجرا به این شکل است که ذهن، عکسی از "آنچه هست" را درون خودش ثبت کرده و سپس جهت سهولت در تمایز با سایر چیزها، برچسبی به آن میزند و سپس زمانی که کسی میگوید "درخت" این کلمه منطبق میشود با آن تصویرِ ثبتشده در ذهن.
نکته مهم در اینجاست که نه این واژه چهارحرفی یعنی "درخت" و نه آن تصویرِ ثبتشده، هیچکدامشان حقیقتِ آن چیزی که به آن درخت میگوییم نیستند.
مثلاً اینطور در نظر بگیرید که اگر ما به سمت این چیز "درخت" برویم و بپرسیم تو چیستی؟ هرگز به ما نمیگوید من درخت هستم. چون آن مطلقاً "د - ر-خ - ت" نیست و فقط چیزی است که "هست".
حالا این ادراک را گستردهتر کنید و به تمام آنچه از زندگی میدانید تعمیم دهید.
چیزی که با کمی تعمق و ادراک متوجهاش میشویم این است که رابطه ما با همهچیز صرفاً در سطح تصاویر و کلمات است.
ذهن نمیتواند از لابهلای این کلمات و تصاویر به حقیقتِ "آنچه هست" پی ببرد.
حال به نظر شما ما چگونه میتوانیم به حقیقت چیزها پی ببریم؟
مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نگاه کن"
ببین که چگونه از هیچ شکل میگیرد و پدیدار میشود،
"هست" میشود.
از کجا میآید؟
رنگ،
لطافت،
زیبایی،
نور،
چون شعبدهای ناگهان از نیست، هست میشود.
نگاه کن،
این بار به خودت نگاه کن
دست و پا و صورتی که همچون این گل، از نیست ناگهان هست شده.
حالا آیا این تویی؟
کدام تو؟
علی؟ مریم؟ امیر؟ فاطمه؟
این اسمها همان ماجرای "د -ر-خ -ت" هستند و مطلقاً تو نیستی.
تو همین شعبدهی حضوری،
همین شکوهی،
همین حیرتی.
همین لطافت و رنگِ گل است که آنجا نشسته و دست و پا و صورت دارد
همان است که نفس میکشد و در رگها جاری است
تو همانی
همان
"آن"
نگاه کن
لطفاً
"نگاه کن"
#مسیرمستقیم
ببین که چگونه از هیچ شکل میگیرد و پدیدار میشود،
"هست" میشود.
از کجا میآید؟
رنگ،
لطافت،
زیبایی،
نور،
چون شعبدهای ناگهان از نیست، هست میشود.
نگاه کن،
این بار به خودت نگاه کن
دست و پا و صورتی که همچون این گل، از نیست ناگهان هست شده.
حالا آیا این تویی؟
کدام تو؟
علی؟ مریم؟ امیر؟ فاطمه؟
این اسمها همان ماجرای "د -ر-خ -ت" هستند و مطلقاً تو نیستی.
تو همین شعبدهی حضوری،
همین شکوهی،
همین حیرتی.
همین لطافت و رنگِ گل است که آنجا نشسته و دست و پا و صورت دارد
همان است که نفس میکشد و در رگها جاری است
تو همانی
همان
"آن"
نگاه کن
لطفاً
"نگاه کن"
#مسیرمستقیم