مسیر مستقیم
9.22K subscribers
917 photos
505 videos
24 files
247 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه و رفتن به فراسوی ذهن آگاهی
قسمت دوم: چطور مراقبه کنیم؟

#مینگیور رینپوشه
#Mingyur Rinpoche

پذیرش و ماندن با آنچه که هست.

اصل و اساس مراقبه یا مدیتیشن آگاهی است.

آگاهی فضایی است که همه چیز از آن بیرون آمده، در آن ادراک شده و در همان محو میشود.

*نیاز است تا این ویدئوی "بسیار مهم" را با دقت ببینید.
Forwarded from تفحص خویش
حضور محترم اعضای کانال تفحص خویش

چنانچه عزیزان تمایل دارند می‌توانند جهت خدماتی که این کانال و همچنین کانال مسیر مستقیم در قالب تهیه محتوا، ترجمه و زیرنویس ارائه می‌دهد کمک‌هایی به‌صورت ماهیانه یا هرطور که مایلند به این شماره کارت واریز نمایند.

6219861024932047
نیما پارسی

دوستانی هم که ساکن خارج از ایران هستند صرفاً جهتِ دریافتِ اطلاعاتِ پرداخت به این آی دی پیام بفرستند.
@nimandoart

پیشاپیش از مهر و حمایت شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.
مراقبه‌ی آگاه بودن از آگاهی

ما هم‌اکنون از تجربیاتمان آگاهیم. ما از این کلمات آگاهیم، ما از افکار و احساساتمان هر چه که باشند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر در اتاقمان می‌بینیم و می‌شنویم آگاهیم، از حس‌هایی که در بدنمان داریم آگاهیم. ما بی‌هیچ تلاشی از تمام این جریان تجربه آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که از تجربیاتمان آگاه است و آن‌ها را می‌شناسد باشیم نیاز به کوچک‌ترین تلاشی نداریم. مراقبه در حقیقت یعنی: آگاهانه همان باشیم، همان که از تجربیاتمان آگاه است.
#روپرت_اسپایرا



Meditation of being Aware
"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience.”
#Rupert Spira
Forwarded from تفحص خویش
تو رنج نمی‌کشی، فقط آن شخصی که تو خودت را آن می‌پنداری است که رنج می‌کشد. تو نمی‌توانی رنج بکشی.
#نیسارگاداتا ماهاراج

زمانی که فهمیدی «من*» فقط یک فکر است، آنگاه متوجه خواهی شد چیزی که مشکل می‌نامی، هرچه که باشد، هرچقدر که مهم به نظر برسد آن هم فقط باید یک فکر باشد. متوجه هستی؟ زیرا «من» است که مشکل دارد و «من» هم فقط یک باور است، یک فکر است و حقیقتاً وجود ندارد. اگر «من» فقط یک فکر و یک باور باشد و «من» مشکل داشته باشد، پس درواقع هیچ مشکلی وجود ندارد.
#رابرت آدامز

*بدیهی است که "من" در این جمله اشاره به شخص دارد، یعنی همان من کاذب یا من ذهنی.
Forwarded from تفحص خویش
you do not suffer, only the person you imagine yourself to be suffers. you cannot suffer.
#Nisargadatta Maharaj


"When you realize the I is only a thought, then you also realize that your problem, so-called, whatever it may be, how serious it may look to you, must also be a thought. Can you see that? Because 'I' have the problem. And 'I' is only an idea, a thought. It doesn't exist for real. If I is only a thought, an idea, and I have the problem, there's no problem."

#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
چه کسی نفس کشیدن یا ضربان قلبت را به تو یادآوری می‌کند؟ چیزی در آنجاست، مراقب است.

زندگی نمی‌تواند علیه تو باشد چون تو خودِ زندگی هستی. زندگی فقط علیه تصورات ایگو است، همان ایگویی که بندرت با حقیقت هماهنگ است.

اگر می‌توانستی به درون قلب تک‌تک انسان‌ها نگاه کنی، کاملاً عاشقشان می‌شدی. اگر درون را همان‌گونه که حقیقتاً هست و نه آن‌طور که ذهنت به تصویر می‌کشد می‌دیدی، کاملاً عاشق همه‌چیز می‌شدی.
#موجی


"Who reminds you to breathe and to beat your heart? Something is there, taking care.
Life cannot be against you, for you are Life itself. Life can only seem to go against the ego's projections, which are rarely in harmony with the truth.
If you could look inside the Heart of any and every single human being, you would fall in love with them completely. If you see the inside as it really is and not as your mind projects it to be, you would be so purely in love with the whole thing."
#Mooji
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
تمام این چیزها که اتفاق میفتند، تمام این فرم‌ها که زندگی به خودش می‌گیرد، همه آن‌ها دارای ماهیت زودگذر هستند. تمام آن‌ها فانی‌اند. چیزها، بدن‌ها، رویدادها، موقعیت‌ها، افکار، عواطف، امیال، آرزوها و جاه‌طلبی‌ها، ترس‌ها و اندوه‌ها. آن‌ها می‌آیند و بعد وانمود می‌کنند که بسیار مهم هستند و قبل از اینکه بفهمید چه اتفاقی افتاده از بین می‌روند، آن‌ها در همان نیستی‌ای که از همان‌جا آمده بودند محو می‌شوند.
آیا آن‌ها اصلاً واقعی بودند؟
آیا چیزی بیشتر از یک رؤیا بودند؟ رؤیای فرم‌ها.
هنگامی‌که صبح از خواب بیدار می‌شویم، رؤیایی که شب خوابش را می‌دیدیم محو می‌شود و بعد با خودمان میگوییم: "آه آن فقط یک خواب بود. آن واقعی نبود."
اما چیزی در خواب باید واقعی می‌بود، چون در غیر این صورت نمی‌توانست وجود داشته باشد.
وقتی مرگ نزدیک می‌شود ممکن است به زندگی‌مان نگاه کنیم و بعد با تعجب از خودمان بپرسیم آیا آن‌هم فقط یک خواب و رؤیا نبود؟ حتی همین حالا هم وقتی شما به تعطیلات سال گذشته یا ماجرایی که دیروز داشتید نگاه می‌کنید آن‌هم چیزی شبیه خواب شب گذشته بود.
رؤیایی وجود دارد و یک رؤیابینِ رؤیا نیز وجود دارد. رؤیا یک نمایش زودگذر از فرم‌ها است. آن دنیاست، دنیایی که واقعیتی نسبی دارد و نه واقعیتی اصیل. یک رؤیابین نیز وجود دارد همان حقیقت مطلقی که در آن این فرم‌ها می‌آیند و می‌روند.
رؤیابین این شخص نیست. شخص خودش بخشی از رؤیاست. رؤیابین همان پس‌زمینه‌ای است که رؤیا در آن پدیدار می‌شود، همان‌که رؤیا را ممکن می‌سازد. همان مطلقی است که در پسِ آنچه نسبی است وجود دارد، همان بی‌زمانی است که در پشت زمان است، همان آگاهی‌ای است که هم در درون فرم و هم در پس آن وجود دارد. رؤیابین همان آگاهی است. تو همان آگاهی هستی.


در حال حاضر هدف ما بیدار شدن درون این رؤیا است. هنگامی‌که درون رؤیا بیدار شویم این ماجرایِ زمینیِ ایجادشده توسطِ ایگو به پایان رسیده و آنگاه یک رؤیای شگفت‌انگیزتر به وجود می‌آید و این همان زمین نو خواهد بود.
#اکهارت تُله
Forwarded from تفحص خویش
"The many things that happen, the many forms that life takes on, are of an ephemeral nature. They are all fleeting. Things, bodies, events, situations, thoughts, emotions, desires, ambitions, fears, drama… they come, pretend to be all important, and before you know it, they are gone, dissolved into the nothingness out of which they came. Were they ever real? Were they ever more than a dream, the dream of form?
When we wake up in the morning, the night’s dream dissolves, and we say, “Oh, it was only a dream. It wasn’t real.” But something in the dream must have been real, otherwise it could not be.
When death approaches, we may look back on our life and wonder if it was just another dream. Even now you may look back on last year’s vacation or yesterday’s drama and see that it is very similar to last night’s dream.
There is the dream, and there is the dreamer of the dream. The dream is a shortlived play of forms. It is the world – relatively real but not absolutely real. Then there is the dreamer, the absolute reality in which the forms come and go.
The dreamer is not the person. The person is part of the dream. The dreamer is the substratum in which the dream appears, that which makes the dream possible. It is the absolute behind the relative, the timeless behind time, the consciousness in and behind form. The dreamer is consciousness itself – who you are.
To awaken within the dream is our purpose now. When we are awake within the dream, the ego-created earth-drama comes to an end and a more wondrous dream arises. This is the new earth."
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
این دنیا صرفاً یک خواب و رؤیا است و همه ما در اینجا مشغول خواب دیدنیم. این زندگی واقعی نیست. خنده‌ها و گریه‌های شما درون این بزرگ‌ترین توهم روی می‌دهد که حقیقتاً هم ارزش اشک ریختن ندارد. حقیقت بخشیدن به این تجربه زمینی درواقع دعوت از رنج و بدبختیِ بی‌اندازه است. با هم‌هویت‌شدن آگاهی‌مان با این دنیا است که ما این دنیا را به‌عنوان مکان درد و رنج می‌بینیم.
حالا چه چیزی ما را از این درد و رنج رها خواهد کرد؟ آیا پول اینکار را خواهد کرد؟
نه. هیچ چیز مادی نمی‌تواند ما را از رنج رها سازد.
معرفت و شناخت خدا و ادراک این موضوع که ما پیوسته با او یکی هستیم تنها راه رهایی است.
پاراماهانزا #یوگاناندا
Forwarded from تفحص خویش
"This world is a dream place, and we are all dreaming here. This life is not real; you are laughing and crying in the greatest delusion, and it is not worth shedding tears over. To give reality to our earth experiences is to invite untold misery. By identification of our consciousness with this world, we see it as a place of suffering. What is going to free us from suffering? Will money do so? Nothing material can. Knowledge of God, and realization that we are forever one with Him, is the only way to freedom."
Paramahansa #Yogananda
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه و رفتن به فراسوی ذهن آگاهی
قسمت پایانی: مراقبه صدا - پرسش و پاسخ

#مینگیور رینپوشه
#Mingyur Rinpoche

الزاماً قرار نیست که فقط یک مدیتیشن را انتخاب کنیم و مدام همان را انجام دهیم بلکه می‌توان از ترکیب چند مدیتیشن استفاده کرد.

می‌توان هر زمان، هرکجا و تحت هر شرایطی مراقبه کرد.

چطور عدم وابستگی را تمرین کنیم؟

با خوابیدن در هنگام مدیتیشن چه کنم؟

چطور به کودکان ذهن آگاهی را آموزش دهیم؟
Forwarded from مینی‌پاد
دربارهٔ ذکر

موضوعات:
موضوع اسم در انیمیشن شهر اشباح، داستان کمپیرزن و شاهزاده، ساحر، سحر شدن شاهزاده توسط جادوگر، به یاد آمدن شهزاده اصالتش را، ساحرۀ دنیای ذهن، اسم مجموعه‌ای از اعتباریات ذهنی و تصویری است، اسم، یوبابا، فراموش کردن اسم حقیقی، باختن زندگی، ذکر، یاد کردن اسم حقیقی، خسران، تلف نکردن عمر، negation، احتماء، swipe کردن، متوجه باش که هر تصویری از خودت داری فکر است، یاد کردن وجه فطری و انسانی به چه معناست، نماز، مدیتیشن، بی‌بهره‌گی از ذکر، کنار زدن هر فکری، اسارت در ساحرۀ ذهن، اتصال با ذات انسانی، آگاه بودن به جریان افکار، متعین کردن، حق، به عمل درآوردن ذکر

اسم حقیقی هر فرد، کیفیت بی‌تصویری، و ذات و فطرت اوست.

«ذکر» یعنی یاد کردن، اما نه «یاد کردنی» که به وسیلۀ فکر انجام شود.

«ذکر»، اصلی‌ترین و محوری‌ترین موضوع تعلیمی هر مکتب اصیل معنوی است.

@Panevisdotcom
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
و نقل است که یکی به نزدیک صادق آمد که «خدای را به من نمای.» گفت: «آخر نشنیده‌ای که با چون موسی مردی چه گفتند که «لن ترانی»
گفت: «این ملت ملت احمد است که یکی فریاد می‌کند «رأی قلبی ربی.» دیگری بانگ می‌زند که «لم أعبد ربا لم أره.»
صادق گفت: «او را چون گوی ببندید.» او را بستند. گفت: «در دجله اندازید.» در دجله انداختند. گفت: «یا ابن رسول الله الغياث!» قال الصادق: «یا ماء اغمسيه، ای آب فروبرش.» دیگر بار فروبردش. باز برانداختش. گفت: «یا ابن رسول‌الله الغياث!» گفت: «ای آب فرو برش»
تا چندبار مرد او را می‌خواند و او می‌گفت: «فرو برش» تا وقتی‌که از همه درآمد و وجودش جمله در دجله غرق شد و امیدش از خلق منقطع گشت. این بار چون آب بازش برانداخت، گفت: «الهی! الغياث»
صادق گفت: «بیاوریدش.» او را بگرفتند و بیاوردند و آبی که مانده بود از گوش و بینی او بریختند. چون با خود بازآمد۔ گفت: «هان حق را دیدی؟» گفت: «تا خيال اغیار می‌ماند و دست در غير می‌بردم حجاب می‌بود، چون به کلی پناه با او دادم و مضطر گشتم، "روزنه‌ای" در درون دلم گشاده شد و بدانجا فرو نگریستم. آنچه می‌جستم بدیدم و تا اضطرار نبود آن نبود که «أمن بجيب المضطر إذا دعاه» صادق گفت: «تا صادق را می‌خواندی صدیق نبودی و کاذب بودی. اکنون آن روزنه را نگاه دار که جهان خدای بدین جای فروست.»

لن ترانی= هرگز مرا نخواهید دید
رأی قلبی ربی= قلبم پروردگارم را دید
لم أعبد ربا لم أره= خدایی را که نبینم عبادت نمی‌کنم
الغياث= به فریادم برس
مضطر= بیچاره و درمانده
أمن بجيب المضطر إذا دعاه= كيست آن كه درمانده و بیچاره‌ای را چون وى را بخواند اجابت می‌کند.

تذکره الاولیا - #عطار نیشابوری
Forwarded from تفحص خویش