Forwarded from تفحص خویش
هرزمان که چیز مهم و عمیقی را در زندگی از دست میدهید مثل از دست دادن اموال، خانه، یک رابطه صمیمی و یا از دست دادن اعتبار و شغل یا تواناییهای جسمی، چیزی درون شما میمیرد و نسبت به حسی که از خودتان دارید احساس نقصان میکنید. همچنین ممکن است یک سردرگمی و گیجی و عدم تعادل رخ دهد.
"حالا بدون این .... من کی هستم؟"
هنگامیکه یک فرم، که شما بطور ناآگاهانه با آن بهعنوان بخشی از خودتان همهویت شده بودید شما را ترک کند یا از بین برود آنگاه این اتفاق میتواند بشدت دردناک باشد.
به تعبیری میتوان گفت آن در بافت وجودی شما حفرهای ایجاد میکند. آن درد یا غمی که احساس میکنید را انکار نکنید یا نادیده نگیرید. قبول کنید که آن درد آنجاست. از تمایل ذهن برای ساختن یک داستان پیرامون آن ماجرا که در آن به شما نقش یک قربانی را اختصاص بدهد آگاه باشید. ترس، خشم، رنجش یا خودخوری احساساتی هستند که با آن نقش شکل میگیرند.
آگاه باش که چه چیزی در پس این احساسات و همچنین پشت این داستان ذهنی نهفته است: همان حفره، همان فضای خالی.
آیا میتوانید با آن حس عجیب خلأ روبرو شوید و آن را بپذیرید؟
اگر آن را بپذیرید ممکن است متوجه شوید که دیگر جای ترسناکی نیست. ممکن است از صلحی که از آن بیرون میآید شگفتزده شوید. هرگاه مرگی رخ دهد، هر وقت فرمی از زندگی محو شود، خدا یعنی همان بی فرم و غایب (از عینیتها) از حفرهی ناشی از محو شدن آن فرم میدرخشد. به همین دلیل مقدسترین چیز در زندگی مرگ است. به همین خاطر است که آرامش و صلح خدا میتواند با تأمل و پذیرش مرگ به شما برسد.
#اکهارت تله
*این موضوع را تطبیق دهید با مثال صفحهنمایش و تصاویر در رابطه عاشقانه. این حفره که اکهارت از آن سخن میگوید در حقیقت همان محل ادراک صفحهنمایش است. گاهی خالی شدنِ ناگهانیِ یک تصویرِ مهم و درخشان، منجر به ادراک صفحهنمایش خواهد شد.
همچون ضربهای ناگهانی در عالم خواب که منجر به بیداری میشود.
+به عکس دقت کنید.
"حالا بدون این .... من کی هستم؟"
هنگامیکه یک فرم، که شما بطور ناآگاهانه با آن بهعنوان بخشی از خودتان همهویت شده بودید شما را ترک کند یا از بین برود آنگاه این اتفاق میتواند بشدت دردناک باشد.
به تعبیری میتوان گفت آن در بافت وجودی شما حفرهای ایجاد میکند. آن درد یا غمی که احساس میکنید را انکار نکنید یا نادیده نگیرید. قبول کنید که آن درد آنجاست. از تمایل ذهن برای ساختن یک داستان پیرامون آن ماجرا که در آن به شما نقش یک قربانی را اختصاص بدهد آگاه باشید. ترس، خشم، رنجش یا خودخوری احساساتی هستند که با آن نقش شکل میگیرند.
آگاه باش که چه چیزی در پس این احساسات و همچنین پشت این داستان ذهنی نهفته است: همان حفره، همان فضای خالی.
آیا میتوانید با آن حس عجیب خلأ روبرو شوید و آن را بپذیرید؟
اگر آن را بپذیرید ممکن است متوجه شوید که دیگر جای ترسناکی نیست. ممکن است از صلحی که از آن بیرون میآید شگفتزده شوید. هرگاه مرگی رخ دهد، هر وقت فرمی از زندگی محو شود، خدا یعنی همان بی فرم و غایب (از عینیتها) از حفرهی ناشی از محو شدن آن فرم میدرخشد. به همین دلیل مقدسترین چیز در زندگی مرگ است. به همین خاطر است که آرامش و صلح خدا میتواند با تأمل و پذیرش مرگ به شما برسد.
#اکهارت تله
*این موضوع را تطبیق دهید با مثال صفحهنمایش و تصاویر در رابطه عاشقانه. این حفره که اکهارت از آن سخن میگوید در حقیقت همان محل ادراک صفحهنمایش است. گاهی خالی شدنِ ناگهانیِ یک تصویرِ مهم و درخشان، منجر به ادراک صفحهنمایش خواهد شد.
همچون ضربهای ناگهانی در عالم خواب که منجر به بیداری میشود.
+به عکس دقت کنید.
Forwarded from تفحص خویش
“Whenever any kind of deep loss occurs in your life – such as loss of possessions, your home, a close relationship; or loss of your reputation, job, or physical abilities – something inside you dies. You feel diminished in your sense of who you are. There may also be a certain disorientation. “Without this...who am I?”
When a form that you had unconsciously identified with as part of yourself leaves you or dissolves, that can be extremely painful. It leaves a hole, so to speak, in the fabric of your existence. When this happens, don't deny or ignore the pain or the sadness that you feel. Accept that it is there. Beware of your mind's tendency to construct a story around that loss in which you are assigned the role of victim. Fear, anger, resentment, or self-pity are the emotions that go with that role. Then become aware of what lies behind those emotions as well as behind the mind-made story: that hole, that empty space. Can you face and accept that strange sense of emptiness? If you do, you may find that it is no longer a fearful place. You may be surprised to find peace emanating from it. Whenever death occurs, whenever a life form dissolves, God, the formless and unmanifested, shines through the opening left by the dissolving form. That is why the most sacred thing in life is death. That is why the peace of God can come to you through the contemplation and acceptance of death.”
#Eckhart Tolle
When a form that you had unconsciously identified with as part of yourself leaves you or dissolves, that can be extremely painful. It leaves a hole, so to speak, in the fabric of your existence. When this happens, don't deny or ignore the pain or the sadness that you feel. Accept that it is there. Beware of your mind's tendency to construct a story around that loss in which you are assigned the role of victim. Fear, anger, resentment, or self-pity are the emotions that go with that role. Then become aware of what lies behind those emotions as well as behind the mind-made story: that hole, that empty space. Can you face and accept that strange sense of emptiness? If you do, you may find that it is no longer a fearful place. You may be surprised to find peace emanating from it. Whenever death occurs, whenever a life form dissolves, God, the formless and unmanifested, shines through the opening left by the dissolving form. That is why the most sacred thing in life is death. That is why the peace of God can come to you through the contemplation and acceptance of death.”
#Eckhart Tolle
Forwarded from من کیستم؟
در هر لحظه فقط یک انتخاب واقعی داری :
هوشیار بودن از خویش
یا هویت یافتن با جسم و ذهن .
آنامالای سوامی
هوشیار بودن از خویش
یا هویت یافتن با جسم و ذهن .
آنامالای سوامی
Forwarded from من کیستم؟
In every moment you only have one real choice:
to be aware of the Self
or to identify with the body and the mind.
~ Annamalai Swami
to be aware of the Self
or to identify with the body and the mind.
~ Annamalai Swami
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشغول تماشای مستندی به نام «سیاره ما» بودم که به این قسمت رسیدم و دوست داشتم با شما به اشتراک بگذارم. این بخش خودش برابری میکنه با یک جلسه معنوی در جوار استادی آگاه. مشاهده و تأمل در طبیعت منجر به ادراک روند زندگی میشه و این همراهی و هماهنگ شدن با جریان زنده زندگی فرد رو با درونش هماهنگ میکنه.
Forwarded from تفحص خویش
من نمیتوانم خدا را به شما نشان دهم یا کاری کنم تا شما بتوانید خدا را ببینید چون خدا عینیتی نیست که بتوان آن را دید. خدا همان مشاهده کننده است. او بیننده است. خودتان را با عینیتهای حواس (دیدنیها، شنیدنیها، چشیدنیها...) درگیر نکنید (به جای آن) کشف کنید که این بیننده چه کسی است؟ شما نمیتوانید خدا را ببینید چون شما خودتان همان هستید.
باگوان #رامانا ماهارشی
خدا همان خویشِ هرکدام از ماست.
#روپرت_اسپایرا
نمیتوانید پیدایش کنید چون شما همان هستید.
#آدیاشانتی
"لیس فی جبتی سوی الله" (نیست در جبهام (لباسم) غیر از خدا.)
بایزید
همین سخن بایزید از کلام #مولانا:
"نیست اندر جبهام الا خدا
چند جویی بر زمین و بر سما؟"
“I cannot show you God or enable you to see God because God is not an object that can be seen. God is the subject. He is the seer. Don't concern yourself with objects of senses. Find out who the seer is. You can't see God because you are God."
#Ramana Maharshi
"God is the very Self of each of us."
#Rupert Spira
You cannot find it because you are it.
#Adyashanti
باگوان #رامانا ماهارشی
خدا همان خویشِ هرکدام از ماست.
#روپرت_اسپایرا
نمیتوانید پیدایش کنید چون شما همان هستید.
#آدیاشانتی
"لیس فی جبتی سوی الله" (نیست در جبهام (لباسم) غیر از خدا.)
بایزید
همین سخن بایزید از کلام #مولانا:
"نیست اندر جبهام الا خدا
چند جویی بر زمین و بر سما؟"
“I cannot show you God or enable you to see God because God is not an object that can be seen. God is the subject. He is the seer. Don't concern yourself with objects of senses. Find out who the seer is. You can't see God because you are God."
#Ramana Maharshi
"God is the very Self of each of us."
#Rupert Spira
You cannot find it because you are it.
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با افکار، احساسات و عواطف شدید چه کنم؟
پیشنهاد میکنم تا دوستانِ مشتاق، این مطلب و مطالب پس از این که همین موضوع را با عمق بیشتری مورد بررسی قرار خواهند داد را با دقت هرچه بیشتر پیگیری کنند.
پیشنهاد میکنم تا دوستانِ مشتاق، این مطلب و مطالب پس از این که همین موضوع را با عمق بیشتری مورد بررسی قرار خواهند داد را با دقت هرچه بیشتر پیگیری کنند.
Forwarded from تفحص خویش
چرا به دنبال این هستیم تا در جریان افکاری که منجر به شکلگیری یک من توهمی شده است توقف ایجاد کنیم؟
چون:
ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست
آن همیشه همانجاست اما توسط صفحه افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی
چون:
هنگامیکه صدای درون سرت که وانمود میکند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمیکند را تشخیص دادی، از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار میشوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی میبری که توی حقیقی، آن صدا یعنی همان فکر کننده نیستی بلکه تو همانی هستی که از این صدا آگاه است.
#اکهارت تُله
چون:
ذهن ما رابطهاش را با اعماق وجودمان، با جوهر هستیمان، با کیفیتهای ناشناخته آن قطع کرده و اکنون با نقش و کیفیت یک ضبطصوت عمل میکند.
محمد جعفر #مصفا
چون:
هر حرکت فکر نه تنها موجب تداوم «من» میگردد، بلکه نفس آن حرکت عین یک مرز، قالب و محدوده است برای ذهن. فکر هرگز نمیتواند از قالبی که خود ساخته است خارج بشود و به ماورا آن برود. زمانی هم که ذهن میکوشد تا قالب را بشکند و به ماورا برود، قالب دیگری ایجاد کرده است. تنها زمانی حقیقت و ماوراء خود را بر ذهن بازمینمایند که فکر از تلاش و حرکت بازایستاده است.
#کریشنامورتی
چون:
وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
چون:
با احتما یعنی پرهیز از افکار و اندیشهها، متوجه "قُوّت جانت" میشوی. و این احتما از نگاه مولانا "دوای اصلی" است.
"احتما کن احتما ز اندیشهها
فکر، شیر و گور و دل چون بیشهها
احتما اصل دوا آمد یقین
احتما کن قُوّت جانت ببین"
#مولانا
Realization is nothing new to be acquired.
It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#Ramana Maharshi
"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle
Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#Ramana Maharshi
چون:
ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست
آن همیشه همانجاست اما توسط صفحه افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی
چون:
هنگامیکه صدای درون سرت که وانمود میکند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمیکند را تشخیص دادی، از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار میشوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی میبری که توی حقیقی، آن صدا یعنی همان فکر کننده نیستی بلکه تو همانی هستی که از این صدا آگاه است.
#اکهارت تُله
چون:
ذهن ما رابطهاش را با اعماق وجودمان، با جوهر هستیمان، با کیفیتهای ناشناخته آن قطع کرده و اکنون با نقش و کیفیت یک ضبطصوت عمل میکند.
محمد جعفر #مصفا
چون:
هر حرکت فکر نه تنها موجب تداوم «من» میگردد، بلکه نفس آن حرکت عین یک مرز، قالب و محدوده است برای ذهن. فکر هرگز نمیتواند از قالبی که خود ساخته است خارج بشود و به ماورا آن برود. زمانی هم که ذهن میکوشد تا قالب را بشکند و به ماورا برود، قالب دیگری ایجاد کرده است. تنها زمانی حقیقت و ماوراء خود را بر ذهن بازمینمایند که فکر از تلاش و حرکت بازایستاده است.
#کریشنامورتی
چون:
وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
چون:
با احتما یعنی پرهیز از افکار و اندیشهها، متوجه "قُوّت جانت" میشوی. و این احتما از نگاه مولانا "دوای اصلی" است.
"احتما کن احتما ز اندیشهها
فکر، شیر و گور و دل چون بیشهها
احتما اصل دوا آمد یقین
احتما کن قُوّت جانت ببین"
#مولانا
Realization is nothing new to be acquired.
It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#Ramana Maharshi
"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle
Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#Ramana Maharshi
مسیر مستقیم pinned «چرا به دنبال این هستیم تا در جریان افکاری که منجر به شکلگیری یک من توهمی شده است توقف ایجاد کنیم؟ چون: ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست آن همیشه همانجاست اما توسط صفحه افکار مسدود شده است. #رامانا ماهارشی چون: هنگامیکه صدای درون سرت که…»
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تکنیک آرامش عضلانی (ریلکسیشن) - بهار پرتو
گاهی اتفاق میفتد فردی که بشدت درگیر افکار است بدون اینکه خودش متوجه باشد به دلیل احساسی که از آن افکار دارد قسمتهایی از بدنش در قالب تنش منقبض میشوند. تمرین ریلکسیشن کمک میکند تا فرد در اسکنی که از بدن خودش حین این تمرین انجام میدهد این قسمتها را شناسایی کرده و انقباض احتمالی را رفع کند.
دوستان عزیز دقت کنید بعدازاینکه این تمرین را چند بار انجام دادید و با آن آشنا شدید دیگر نیاز نیست تا این مدتزمان را برای ریلکسیشن سپری کنید بلکه میتوانید کل این فرایند رهایی از تنشها یا گرفتگیهای عضلانی را چیزی در حدود یکی دو دقیقه انجام داده و بعد وارد مراقبه اصلی بشوید.
تمام نکته این تمرین این است که قبل از مراقبه اصلی:
از رأس سر تا انگشتان پا همهجا را کاملاً اسکن کن و هر جا که گرفتگی بود رها کن. همین.
گاهی اتفاق میفتد فردی که بشدت درگیر افکار است بدون اینکه خودش متوجه باشد به دلیل احساسی که از آن افکار دارد قسمتهایی از بدنش در قالب تنش منقبض میشوند. تمرین ریلکسیشن کمک میکند تا فرد در اسکنی که از بدن خودش حین این تمرین انجام میدهد این قسمتها را شناسایی کرده و انقباض احتمالی را رفع کند.
دوستان عزیز دقت کنید بعدازاینکه این تمرین را چند بار انجام دادید و با آن آشنا شدید دیگر نیاز نیست تا این مدتزمان را برای ریلکسیشن سپری کنید بلکه میتوانید کل این فرایند رهایی از تنشها یا گرفتگیهای عضلانی را چیزی در حدود یکی دو دقیقه انجام داده و بعد وارد مراقبه اصلی بشوید.
تمام نکته این تمرین این است که قبل از مراقبه اصلی:
از رأس سر تا انگشتان پا همهجا را کاملاً اسکن کن و هر جا که گرفتگی بود رها کن. همین.
Forwarded from مسیر مستقیم
تو این شخصی که فکر میکنی هستی، نیستی.
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که فکر میکنی هستی، آگاهه.
حالا هرچی عامل توجه به واسطه تمرینات معنوی از این شخص، خالی (فانی) بشه
هرچی عامل توجه از فرم انگشتر خالی بشه
هرچی عامل توجه از تصاویر روی پرده نمایش خالی بشه
هرچه عامل توجه از ابرها خالی بشه
اونوقت
اون چیز (خویش، طلا، پرده نمایش، آسمان) بهتر ادراک میشه. (آگاهی به خودش آگاه میشه)
اون چیز همون طلای درون تمام زیورالات مختلفه.
اون چیز همون صفحه نمایشی هست که حقیقت تمام تصاویره.
اون چیز همون آسمان گسترده است که ابرهای مختلف درونش میان و میرن.
اون چیز همونیه که الان دست و پا و صورت داره و داره اینها رو میخونه و نفس میکشه.
چه چیزی الان توی تو داره نفس میکشه؟
تو این شخصی که فکر میکنی هستی، نیستی.
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که فکر میکنی هستی، آگاهه.
#مسیرمستقیم
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که فکر میکنی هستی، آگاهه.
حالا هرچی عامل توجه به واسطه تمرینات معنوی از این شخص، خالی (فانی) بشه
هرچی عامل توجه از فرم انگشتر خالی بشه
هرچی عامل توجه از تصاویر روی پرده نمایش خالی بشه
هرچه عامل توجه از ابرها خالی بشه
اونوقت
اون چیز (خویش، طلا، پرده نمایش، آسمان) بهتر ادراک میشه. (آگاهی به خودش آگاه میشه)
اون چیز همون طلای درون تمام زیورالات مختلفه.
اون چیز همون صفحه نمایشی هست که حقیقت تمام تصاویره.
اون چیز همون آسمان گسترده است که ابرهای مختلف درونش میان و میرن.
اون چیز همونیه که الان دست و پا و صورت داره و داره اینها رو میخونه و نفس میکشه.
چه چیزی الان توی تو داره نفس میکشه؟
تو این شخصی که فکر میکنی هستی، نیستی.
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که فکر میکنی هستی، آگاهه.
#مسیرمستقیم
مسیر مستقیم
Photo
من چندتا عطر به شما میدم که بو کنید. یکی از اینها خوشبو، یکی خیلی خوشبو، یکی معمولی، یکی بد و اون یکی خیلی زننده است.
خیلی مسخره و خندهدار نمیشه اگه مثلاً عطری که بوی خوبی میده رو بو کنی و بعد یهو بگی: من خوبم من خوبم، یا عطری که معمولی هست رو بو کنی و بعد بگی: من معمولیام، یا بد بو و زننده رو بو کنی و بگی: من خیلی بد و مزخرفم؟
معلومه که تو این بوها و رایحهها نیستی بلکه چیزی هستی که از اینها آگاهه.
ماجرای فکرها هم دقیقاً به همین شکله، اینکه فکر میکنی من آدم بدبختی هستم، من زشتم، من احمقم، من همیشه بد میارم و حتی برعکسش اگه چیزی که میگی وابسته به افکارت باشه مثل من خیلی موفقم، جذابم و از همه بهترم. همه اینها به همون خندهداریِ مثال بالاست. باید بدونی که در اینجا هم تو این افکار نیستی بلکه چیزی هستی که از این افکار آگاهه. خودت درون تجربه خودت بررسیاش کن. مراقبه تفحص خویش روپرت اسپایرا بهت کمک میکنه.
اون چیزی که از افکار آگاهه تویی نه این افکار، نه این احساسات و نه حتی این جسم.
تو ناظرِ حال خوب و حال بد، فکر خوب و فکر بد، جسم جوان و جسم پیر هستی.
تو فقط همیشه از این چیزها آگاهی.
زیادی بهشون چسبیدی، باورشون کردی. یکم فاصله بگیر و خودت رو درست شناسایی کن.
#مسیرمستقیم
خیلی مسخره و خندهدار نمیشه اگه مثلاً عطری که بوی خوبی میده رو بو کنی و بعد یهو بگی: من خوبم من خوبم، یا عطری که معمولی هست رو بو کنی و بعد بگی: من معمولیام، یا بد بو و زننده رو بو کنی و بگی: من خیلی بد و مزخرفم؟
معلومه که تو این بوها و رایحهها نیستی بلکه چیزی هستی که از اینها آگاهه.
ماجرای فکرها هم دقیقاً به همین شکله، اینکه فکر میکنی من آدم بدبختی هستم، من زشتم، من احمقم، من همیشه بد میارم و حتی برعکسش اگه چیزی که میگی وابسته به افکارت باشه مثل من خیلی موفقم، جذابم و از همه بهترم. همه اینها به همون خندهداریِ مثال بالاست. باید بدونی که در اینجا هم تو این افکار نیستی بلکه چیزی هستی که از این افکار آگاهه. خودت درون تجربه خودت بررسیاش کن. مراقبه تفحص خویش روپرت اسپایرا بهت کمک میکنه.
اون چیزی که از افکار آگاهه تویی نه این افکار، نه این احساسات و نه حتی این جسم.
تو ناظرِ حال خوب و حال بد، فکر خوب و فکر بد، جسم جوان و جسم پیر هستی.
تو فقط همیشه از این چیزها آگاهی.
زیادی بهشون چسبیدی، باورشون کردی. یکم فاصله بگیر و خودت رو درست شناسایی کن.
#مسیرمستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
آب سرد رو باز میکنم و دستم رو میبرم زیرش و سرما رو حس میکنم.
آب گرم رو باز میکنم و دستم رو میبرم زیرش و گرما رو حس میکنم.
*پیش از اینکه سرما و گرمای آب حس بشن چه قابلیتی اینجا وجود داشت که بعد از اینکه اونها ظاهر شدند تونست اونها رو شناسایی کنه؟ (اینجا مکث کنید و مدتی روی این سوال تعمق کنید) هرگز جواب یک کلمه ای ذهنی ندید بلکه به درون این تجربه بروید.
این چیز خودش نه گرما است و نه سرما، بلکه چیزی هست که فراتر از این دو حالته و میتونه اینها رو شناسایی کنه.
هنگامی که گرما و سرمایی هم وجود نداشته باشه این چیز همچنان حی و حاضره.
این چیز همیشه حاضره تا زمانیکه اگه سرما یا گرمایی اومد بتونه اونها رو حس کنه.
این چیز خودش مهمتر و عجیبتر از گرما و سرما است.
سعی کنید از این به بعد به جای توجه صرف به گرما و سرما، توجه کنید که چه چیزی هست که از اینها آگاهه.
چون گرما و سرما چیزهای بیرونی هستند ولی این چیز با شماست.
این چه چیزیه؟
#مسیرمستقیم
*بهتر است مدتی مراقبه گون با این مطلب بمانید.
آب گرم رو باز میکنم و دستم رو میبرم زیرش و گرما رو حس میکنم.
*پیش از اینکه سرما و گرمای آب حس بشن چه قابلیتی اینجا وجود داشت که بعد از اینکه اونها ظاهر شدند تونست اونها رو شناسایی کنه؟ (اینجا مکث کنید و مدتی روی این سوال تعمق کنید) هرگز جواب یک کلمه ای ذهنی ندید بلکه به درون این تجربه بروید.
این چیز خودش نه گرما است و نه سرما، بلکه چیزی هست که فراتر از این دو حالته و میتونه اینها رو شناسایی کنه.
هنگامی که گرما و سرمایی هم وجود نداشته باشه این چیز همچنان حی و حاضره.
این چیز همیشه حاضره تا زمانیکه اگه سرما یا گرمایی اومد بتونه اونها رو حس کنه.
این چیز خودش مهمتر و عجیبتر از گرما و سرما است.
سعی کنید از این به بعد به جای توجه صرف به گرما و سرما، توجه کنید که چه چیزی هست که از اینها آگاهه.
چون گرما و سرما چیزهای بیرونی هستند ولی این چیز با شماست.
این چه چیزیه؟
#مسیرمستقیم
*بهتر است مدتی مراقبه گون با این مطلب بمانید.
Forwarded from مسیر مستقیم
افکاری در قالب صداهایی میاد توی سرم. من به این صداها یا افکار آگاه هستم و با خودم فکر میکنم که چقدر من بدبختم.
افکاری در قالب صداهایی میاد توی سرم. من به این صداها یا افکار آگاه هستم و با خودم فکر میکنم که چقدر من خوشبختم.
*پیش از اینکه این افکار " من خوشبختم" یا " من بدبختم" ادراک بشن چه قابلیتی اینجا وجود داشت که بعد از اینکه اونها ظاهر شدند تونست اونها رو شناسایی کنه؟ (اینجا مکث کنید و مدتی روی این سوال تعمق کنید) هرگز جواب یک کلمه ای ذهنی ندید بلکه به درون این تجربه بروید.
این چه چیزیه که این صداها رو میشنوه؟
این چیز خودش هیچ کدوم از این صداهایی که میان و میرن نیست ، بلکه چیزی هست که میتونه اینها رو شناسایی کنه.
هنگامی که هیچ فکری وجود نداشته باشه این چیز همچنان حی و حاضره.
*این چیز حقیقت تو است.
تو آن چیزی هستی که از افکار و احساسات و تمام حس ها و هرچیزی آگاهی. تو خود این چیزی، نه محتواهایی که در این چیزه. خودت رو درست شناسایی کن.
سعی کنید از این به بعد به جای توجه صرف به هر فکر و حس و احساسی، توجه کنید که این چه چیزی هست که از اینها آگاهه.
#مسیرمستقیم
مطلب مرتبط:
آب گرم و سرد
افکاری در قالب صداهایی میاد توی سرم. من به این صداها یا افکار آگاه هستم و با خودم فکر میکنم که چقدر من خوشبختم.
*پیش از اینکه این افکار " من خوشبختم" یا " من بدبختم" ادراک بشن چه قابلیتی اینجا وجود داشت که بعد از اینکه اونها ظاهر شدند تونست اونها رو شناسایی کنه؟ (اینجا مکث کنید و مدتی روی این سوال تعمق کنید) هرگز جواب یک کلمه ای ذهنی ندید بلکه به درون این تجربه بروید.
این چه چیزیه که این صداها رو میشنوه؟
این چیز خودش هیچ کدوم از این صداهایی که میان و میرن نیست ، بلکه چیزی هست که میتونه اینها رو شناسایی کنه.
هنگامی که هیچ فکری وجود نداشته باشه این چیز همچنان حی و حاضره.
*این چیز حقیقت تو است.
تو آن چیزی هستی که از افکار و احساسات و تمام حس ها و هرچیزی آگاهی. تو خود این چیزی، نه محتواهایی که در این چیزه. خودت رو درست شناسایی کن.
سعی کنید از این به بعد به جای توجه صرف به هر فکر و حس و احساسی، توجه کنید که این چه چیزی هست که از اینها آگاهه.
#مسیرمستقیم
مطلب مرتبط:
آب گرم و سرد
"چه ساده است یادآوری حقیقت و درنتیجه بازگشت به خانه، این حقیقت که:
من افکارم،
احساساتم،
ادراکات حسی و
تجربیاتم نیستم.
من محتوای زندگیام نیستم.
من خودِ زندگیام.
من فضایی هستم که همهچیز در آن اتفاق میفتد.
من آگاهیام.
من همان لحظه حالم.
من هستم."
#اکهارت تُله
"تو آسمانی.
و ابرها چیزهایی هستند که اتفاق میفتند، همانهایی که میآیند و میروند."
#اکهارت تُله
"How easy it is to remember the truth and thus return home:
I am not my thoughts,
emotions,
sense perceptions,
and experiences.
I am not the content of my life.
I am Life.
I am the space in which all things happen.
I am consciousness.
I am the Now.
I Am"
#Eckhart Tolle
"You are the Sky.
the clouds are what happens, what comes and goes."
#Eckhart Tolle
من افکارم،
احساساتم،
ادراکات حسی و
تجربیاتم نیستم.
من محتوای زندگیام نیستم.
من خودِ زندگیام.
من فضایی هستم که همهچیز در آن اتفاق میفتد.
من آگاهیام.
من همان لحظه حالم.
من هستم."
#اکهارت تُله
"تو آسمانی.
و ابرها چیزهایی هستند که اتفاق میفتند، همانهایی که میآیند و میروند."
#اکهارت تُله
"How easy it is to remember the truth and thus return home:
I am not my thoughts,
emotions,
sense perceptions,
and experiences.
I am not the content of my life.
I am Life.
I am the space in which all things happen.
I am consciousness.
I am the Now.
I Am"
#Eckhart Tolle
"You are the Sky.
the clouds are what happens, what comes and goes."
#Eckhart Tolle