Forwarded from تفحص خویش
اینطور در نظر بگیر که با آرامش در خانه نشستهای که ناگهان صدای گوشخراش بوق ماشینی از آنطرف خیابان به گوش میرسد. احساس خشم و ناراحتیای برمیخیزد. منظور از این خشمی که برخاسته چیست؟ هیچی. پس چرا این احساس را بوجود آوردی؟ تو این کار را نکردی. ذهن این کار را انجام داد؛ و کاملاً هم بهصورت خودکار و ناآگاهانه اتفاق افتاد. چرا ذهن چنین چیزی را به وجود میآورد؟ چون معتقد به این باورِ ناآگاهانه است که مقاومتش یعنی همین چیزی که تو آن را در قالب خشم و ناراحتی تجربه کردی، میتواند به طریقی این شرایط نامطلوب را از بین ببرد؛ که البته این چیزی جز توهم نیست. این مقاومتی که ذهن به وجود میاورد مثلاً در این موردِ بخصوص خشم و ناراحتی، خودش بسیار آزاردهندهتر از علت اصلیای که تلاش میکند تا آن را از بین ببرد است.
تمام شرایط اینچنینی را میتوان به تمرینی معنوی تبدیل کرد.
حس کن که شفاف شدهای. تا آنجاکه هیچ چیزی از این توده مادی بدن دیگر وجود ندارد. حالا اجازه بده تا آن صدا یا هر چیزی که علتِ عکسالعملِ منفیِ تو بوده از شفافیت بدن تو عبور کند. آن دیگر به دیوار محکمی در درون تو برنمیخورد. همینطور که گفتم در ابتدا با چیزهای کوچک شروع کن. مثل بوق ماشین، صدای پارس سگ، جیغ و فریاد بچهها و ترافیک.
بهجای اینکه یک دیوار مقاومتی مستحکم درون خودت داشته باشی که مدام در معرض ضربات پیاپی چیزهایی که گمان میکنی "نباید اتفاق بیفتند" قرار بگیرد، اجازه بده تا همهچیز از تو عبور کند.
#اکهارت تُله
Let's say that you are sitting quietly at home. Suddenly, there is the penetrating sound of a car alarm from across the street. Irritation arises. What is the purpose of the irritation? None whatsoever. Why did you create it? You didn't. The mind did. It was totally automatic, totally unconscious. Why did the mind create it? Because it holds the unconscious belief that its resistance, which you experience as negativity or unhappiness in some form, will somehow dissolve the undesirable condition. This, of course, is a delusion. The resistance that it creates, the irritation or anger in this case, is far more disturbing than the original cause that it is attempting to dissolve.
All this can be transformed into spiritual practice. Feel yourself becoming transparent, as it were, without the solidity of a material body. Now allow the noise, or whatever causes a negative reaction, to pass right through you. It is no longer hitting a solid “wall” inside you. As I said, practice with little things first. The car alarm, the dog barking, the children screaming, the traffic jam.
Instead of having a wall of resistance inside you that gets constantly and painfully hit by things that”should not be happening,” let everything pass through you.
#Eckhart Tolle
تمام شرایط اینچنینی را میتوان به تمرینی معنوی تبدیل کرد.
حس کن که شفاف شدهای. تا آنجاکه هیچ چیزی از این توده مادی بدن دیگر وجود ندارد. حالا اجازه بده تا آن صدا یا هر چیزی که علتِ عکسالعملِ منفیِ تو بوده از شفافیت بدن تو عبور کند. آن دیگر به دیوار محکمی در درون تو برنمیخورد. همینطور که گفتم در ابتدا با چیزهای کوچک شروع کن. مثل بوق ماشین، صدای پارس سگ، جیغ و فریاد بچهها و ترافیک.
بهجای اینکه یک دیوار مقاومتی مستحکم درون خودت داشته باشی که مدام در معرض ضربات پیاپی چیزهایی که گمان میکنی "نباید اتفاق بیفتند" قرار بگیرد، اجازه بده تا همهچیز از تو عبور کند.
#اکهارت تُله
Let's say that you are sitting quietly at home. Suddenly, there is the penetrating sound of a car alarm from across the street. Irritation arises. What is the purpose of the irritation? None whatsoever. Why did you create it? You didn't. The mind did. It was totally automatic, totally unconscious. Why did the mind create it? Because it holds the unconscious belief that its resistance, which you experience as negativity or unhappiness in some form, will somehow dissolve the undesirable condition. This, of course, is a delusion. The resistance that it creates, the irritation or anger in this case, is far more disturbing than the original cause that it is attempting to dissolve.
All this can be transformed into spiritual practice. Feel yourself becoming transparent, as it were, without the solidity of a material body. Now allow the noise, or whatever causes a negative reaction, to pass right through you. It is no longer hitting a solid “wall” inside you. As I said, practice with little things first. The car alarm, the dog barking, the children screaming, the traffic jam.
Instead of having a wall of resistance inside you that gets constantly and painfully hit by things that”should not be happening,” let everything pass through you.
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
در ادراک مستقیم میتوانی خودت را با "آن یگانهای که هست" یکی احساس کنی
تمام بدن به یک نیروی محض تبدیل میشود، یک جریان نیرو
زندگیات تبدیل به سوزنی میشود که به سمت یک آهنربای عظیم کشیده میشود
و هرچه عمیقتر و عمیقتر میروی
به یک مرکز تبدیل میشوی
و بعد نه حتی آن
بلکه تبدیل به آگاهی محض میشوی
دیگر هیچ فکری وجود نخواهد داشت یا چیزی که به آن اهمیتی دهی
آنها در آستانهیِ نابود شدناند
و این یک فروپاشی است
تویِ ناچیز زندهزنده بلعیده میشوی
اما این بسیار لذتبخش و مفرح است
چون تو خودت همان چیزی هستی که خودت را میبلعد
این اتحاد یا وحدتِ فرد (شخص) با آن حقیقت مطلق (برهمن) است
این همان مرگ ایگو در خویشِ حقیقی است
انهدام آنچه دروغین است
و اکتساب آنچه حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
تمام بدن به یک نیروی محض تبدیل میشود، یک جریان نیرو
زندگیات تبدیل به سوزنی میشود که به سمت یک آهنربای عظیم کشیده میشود
و هرچه عمیقتر و عمیقتر میروی
به یک مرکز تبدیل میشوی
و بعد نه حتی آن
بلکه تبدیل به آگاهی محض میشوی
دیگر هیچ فکری وجود نخواهد داشت یا چیزی که به آن اهمیتی دهی
آنها در آستانهیِ نابود شدناند
و این یک فروپاشی است
تویِ ناچیز زندهزنده بلعیده میشوی
اما این بسیار لذتبخش و مفرح است
چون تو خودت همان چیزی هستی که خودت را میبلعد
این اتحاد یا وحدتِ فرد (شخص) با آن حقیقت مطلق (برهمن) است
این همان مرگ ایگو در خویشِ حقیقی است
انهدام آنچه دروغین است
و اکتساب آنچه حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
Forwarded from تفحص خویش
In direct knowing You can feel yourself one with the One that exists :
the whole body becomes a mere power, a force current :
your life becomes a needle drawn to a huge mass of magnet
and as you go deeper and deeper,
you become a mere centre,
and then not even that,
for you become a mere consciousness,
there are no thoughts or cares any longer,
they were shattered at the threshold ;
it is an inundation ;
you, a mere straw, you are swallowed alive,
but it is very delightful,
for you become the very thing that swallows you ;
This is the union of the individual with the Absolute,
the loss of ego in the real Self,
the destruction of falsehood,
the attainment of Truth.
#Ramana Maharshi
the whole body becomes a mere power, a force current :
your life becomes a needle drawn to a huge mass of magnet
and as you go deeper and deeper,
you become a mere centre,
and then not even that,
for you become a mere consciousness,
there are no thoughts or cares any longer,
they were shattered at the threshold ;
it is an inundation ;
you, a mere straw, you are swallowed alive,
but it is very delightful,
for you become the very thing that swallows you ;
This is the union of the individual with the Absolute,
the loss of ego in the real Self,
the destruction of falsehood,
the attainment of Truth.
#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
معروف است چون حسین بن منصور را رحمه الله بر دار کردند، آخرین سخنان وی این بود:
"حَسبُ الوجد اِفراد الواحد له"
در این جمله حلاج به چیزی اشاره کرده است که برای اهل وجد بسنده است. او خود را واجدی می داند که می خواهد در بالای دار به کمالِ یافت (وجد) برسد و آن همانا جان باختن است.
معنای اِفراد واحد را با توجه به مفهوم واحد در ریاضیات قدیم می توان دریافت. در قديم عدد از دو آغاز می شد. یک عدد نیست و تکرار یک عدد است. اعداد که از دو به بالاست همه تکرار واحد است. به طور کلی کثرات همه تکرار واحد است. دو از یک بار تکرار و سه از دو بار تکرار و چهار از سه بار تکرار واحد پدید می آید. هرگاه بخواهیم به واحد برسیم باید مسیر معکوس را طی کنیم، یعنی عکس تکرار عمل کنیم. این حرکت معکوس "اِفراد" است یعنی دو را که زوج است و از تکرار واحد پدید آمده است اگر تبدیل به واحد کنیم "اِفراد واحد" کرده ایم. نه فقط دو بلکه همه اعداد را که از تکثر و تکرار واحد پدید آمده است می توان اِفراد کرد.
برای رسیدن به یگانگی، کثرت دو باید تبدیل به یک شود. دو همان یک است که یک بار تکرار شده است. برخی از عرفا این تکرار را امری موهوم می انگارند، و حقیقت را همان یک میدانند. دو عبارت از یک و یک است. سه عبارت از یک و یک و یک است "برداشتن این تکرار که امری وهمی است اِفراد واحد نام دارد". حلاج هم می خواهد با مرگ خود دویی را که امر موهوم است از میان بردارد و فقط یک بماند، فقط واحد بماند. حتی وقتی هم که بالای دار نرفته است، باز فقط واحد متحقق است.
این واحد به صورت کثرت در آمده است و علت کثرت هم تکرار است که امری است وهمی،. در حقیقت واحد است که به وجد می رسد. واحد با از میان رفتن یا محو توهم کثرت و دویی، خود را می یابد. توهم كثرت نیز با از میان رفتن خودی یا نفس محو می گردد. لذا هجویری در ترجمه آخرین کلام حلاج می نویسد:
محبت را آن بسنده باشد که هستی او از راه دوستی پاک گردد و ولایت نفس اندر وجد وی بُرسد و متلاشی شود.
بُرسیدن به معنی تمام شدن و خاتمه یافتن است. منظور هجویری این است که واجد، کسی که به دنبال اِفراد واحد است، باید دست از هستی خود بردارد و نفس خود را هلاک گرداند. بایزید نیز، همان طور که دیدیم، نهایت معرفت را هلاک نفس می دانست. همین معنی را احمد غزالی با توجه به "انا الحق" گفتن حلاج و "سبحانی" گفتنِ بایزید بدین صورت بیان کرده است:
"خود را به بودن خامی بدایت عشق است. چون در راه پختگی
خود را نبود و از خود بُرسد، آنگاه او را فرا رسد."
یعنی عاشق تا زمانی که هنوز قائم به هستی خویش است در دویی به سر می برد. اما همین که در عشق پخته شد و به کمال معرفت رسید، از هستی خود میگذرد و خودیِ او که امری موهوم است به سر میرسد و اِفراد واحد صورت میگیرد.
از کتاب دریای معرفت – نصرالله پورجوادی
"حَسبُ الوجد اِفراد الواحد له"
در این جمله حلاج به چیزی اشاره کرده است که برای اهل وجد بسنده است. او خود را واجدی می داند که می خواهد در بالای دار به کمالِ یافت (وجد) برسد و آن همانا جان باختن است.
معنای اِفراد واحد را با توجه به مفهوم واحد در ریاضیات قدیم می توان دریافت. در قديم عدد از دو آغاز می شد. یک عدد نیست و تکرار یک عدد است. اعداد که از دو به بالاست همه تکرار واحد است. به طور کلی کثرات همه تکرار واحد است. دو از یک بار تکرار و سه از دو بار تکرار و چهار از سه بار تکرار واحد پدید می آید. هرگاه بخواهیم به واحد برسیم باید مسیر معکوس را طی کنیم، یعنی عکس تکرار عمل کنیم. این حرکت معکوس "اِفراد" است یعنی دو را که زوج است و از تکرار واحد پدید آمده است اگر تبدیل به واحد کنیم "اِفراد واحد" کرده ایم. نه فقط دو بلکه همه اعداد را که از تکثر و تکرار واحد پدید آمده است می توان اِفراد کرد.
برای رسیدن به یگانگی، کثرت دو باید تبدیل به یک شود. دو همان یک است که یک بار تکرار شده است. برخی از عرفا این تکرار را امری موهوم می انگارند، و حقیقت را همان یک میدانند. دو عبارت از یک و یک است. سه عبارت از یک و یک و یک است "برداشتن این تکرار که امری وهمی است اِفراد واحد نام دارد". حلاج هم می خواهد با مرگ خود دویی را که امر موهوم است از میان بردارد و فقط یک بماند، فقط واحد بماند. حتی وقتی هم که بالای دار نرفته است، باز فقط واحد متحقق است.
این واحد به صورت کثرت در آمده است و علت کثرت هم تکرار است که امری است وهمی،. در حقیقت واحد است که به وجد می رسد. واحد با از میان رفتن یا محو توهم کثرت و دویی، خود را می یابد. توهم كثرت نیز با از میان رفتن خودی یا نفس محو می گردد. لذا هجویری در ترجمه آخرین کلام حلاج می نویسد:
محبت را آن بسنده باشد که هستی او از راه دوستی پاک گردد و ولایت نفس اندر وجد وی بُرسد و متلاشی شود.
بُرسیدن به معنی تمام شدن و خاتمه یافتن است. منظور هجویری این است که واجد، کسی که به دنبال اِفراد واحد است، باید دست از هستی خود بردارد و نفس خود را هلاک گرداند. بایزید نیز، همان طور که دیدیم، نهایت معرفت را هلاک نفس می دانست. همین معنی را احمد غزالی با توجه به "انا الحق" گفتن حلاج و "سبحانی" گفتنِ بایزید بدین صورت بیان کرده است:
"خود را به بودن خامی بدایت عشق است. چون در راه پختگی
خود را نبود و از خود بُرسد، آنگاه او را فرا رسد."
یعنی عاشق تا زمانی که هنوز قائم به هستی خویش است در دویی به سر می برد. اما همین که در عشق پخته شد و به کمال معرفت رسید، از هستی خود میگذرد و خودیِ او که امری موهوم است به سر میرسد و اِفراد واحد صورت میگیرد.
از کتاب دریای معرفت – نصرالله پورجوادی
هنگامیکه از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که ما (صرفاً) آن شخصِ درون رؤیا نبودیم بلکه تمام آن رؤیا درون ما اتفاق افتاده بود (تمام جهان رؤیا و اتفاقهای آن و همینطور تمام کاراکترهای درون خواب ازجمله خودمان، درون کسی که در تخت خوابیده و خواب میدید اتفاق افتاده بود. م). درست به همین ترتیب هنگامیکه ما از "رؤیای" این زندگی روزمره بیدار شویم متوجه میشویم که آگاهی درون بدن نیست بلکه تمام بدن، ذهن و جهان درون آگاهی است.
#روپرت_اسپایرا
"When we wake up from a dream, we understand that we were not a self in the dream but rather that the entire dream took place in us. Similarly, when we wake up from the ‘dream’ of everyday life we discover that Consciousness is not in the body but that the entire body, mind and world are in Consciousness."
#Rupert Spira
#روپرت_اسپایرا
"When we wake up from a dream, we understand that we were not a self in the dream but rather that the entire dream took place in us. Similarly, when we wake up from the ‘dream’ of everyday life we discover that Consciousness is not in the body but that the entire body, mind and world are in Consciousness."
#Rupert Spira
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشیاری رؤیابین این رؤیا است - #روپرت_اسپایرا
آیا بین شما و سایر چیزها تفاوت و فاصلهای وجود دارد؟
*این ویدئو را در ارتباط با مطلب قبل در نظر بگیرید.
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رؤیای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رؤیا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامیکه از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رؤیا و هم تمامِ جهانِ رؤیا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و درواقع بین آن شخصِ درون رؤیا و جهان پیرامونش هیچ فاصلهای وجود نداشت و همه یکچیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامیکه از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
آیا بین شما و سایر چیزها تفاوت و فاصلهای وجود دارد؟
*این ویدئو را در ارتباط با مطلب قبل در نظر بگیرید.
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رؤیای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رؤیا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامیکه از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رؤیا و هم تمامِ جهانِ رؤیا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و درواقع بین آن شخصِ درون رؤیا و جهان پیرامونش هیچ فاصلهای وجود نداشت و همه یکچیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامیکه از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
درست همانطور که یک فرد ممکن است خواب ببیند که بزرگشده، مدرسه میرود، دوست پیدا میکند، دانشگاه رفته، عاشق میشود، ازدواج میکند، شغلی پیداکرده، دارای فرزندانی میشود، از فراز و نشیب زندگی خانوادگیاش لذت میبرد، صاحب نوههایی میشود، بیمار میشود، پیر شده و خودش را درحالیکه خانواده اطرافش را فراگرفتهاند در بستر مرگ میبیند و همینطور که میمیرد، ناگهان بیدار شده و میبیند که تمام مدت بهآرامی در بسترش در خواب بوده است، به همین صورت خویش ما یعنی هشیاری خالص، زندگیِ خویشِ بهظاهر منفصل را از ابتدا تا انتها با آرمیدن در وجود خودش بدون اینکه جایی برود یا کاری انجام دهد تجربه میکند.
#روپرت_اسپایرا
#روپرت_اسپایرا
Just as a person may dream that they grow up, go to school, make friends, get educated, fall in love, get married, find a job, have children, enjoy the pleasures and pains of family life, have grandchildren, get sick, grow old, find themselves surrounded by their family on their deathbed and, as they die, wake up to find that they were peacefully sleeping all along in their bed, so our Self – pure Awareness – experiences the life of the apparently separate self, eternally at rest in its own Being, without ever going anywhere or doing anything.
#Rupert Spira
#Rupert Spira
مسیر مستقیم
Photo
هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است
شرح چند نکته قرآنی با رویکرد عرفان اسلامی بر چند مطلب اخیر از #روپرت اسپایرا به خصوص ویدئوی "هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است."
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و همسرم نیز پسازاین حادثه دچار افسردگی شدیدی شد و گویا در یک روز ورق زندگی من برگشت.
سالها افتانوخیزان گذشت تا اینکه به علتی تمام زمین دچار یک بیماری همهگیر شد و کشتههای فراوانی داد در این میان خود من هم درگیر این بیماری شدم و در مراحل حاد این بیماری مهلک در بیمارستان بستری بودم. تقریباً نفسهایم به شمارش افتاده بود و بهوضوح مرگ را جلوی چشمانم میدیدم که ناگهان در کمال صحت و سلامت در بستر خودم از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که نه هرگز همسری داشتم و نه فرزندی و در سلامتی کامل نیز به سر میبردم و تمام این ماجرا خواب بود.
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ
خدا نور آسمانها و زمين است»
متوجه شدم که این ذهن من بود که هم خودم و هم تمام تصاویر جهان رؤیا را روشن و قابل ادراک ساخته بود و اگر چنین چیزی نبود این تصاویر هرگز به وجود نمیآمدند.
«هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن»
هر آنچه دیده بودم از ابتدا تا به انتها، ظاهر و باطنش تماماً در ذهن خودم که در بسترم خوابیده بودم و همه آنها را خواب میدیدم اتفاق افتاده بود.
«کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ
هرچیزی جز او فانی است»
درست هنگامیکه بیدار شدم تمام تصاویر خواب فروریخت و درنهایت فقط ذهن خودم که تمام تصاویر آن رؤیا را خلق کرده بود باقی ماند.
«لا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه
هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند نیست»
تمام توان و تمام تحرکات و انرژی و نیروی آن تصاویرِ درون رؤیا از ذهنِ منِ خواب بیننده نشأت میگرفت.
«إنا لله وإنا إليه راجعون
ما از آنِ خداييم و بهسوی او بازمیگردیم»
و اینکه درنهایت تمام چیزهایی که درون آن رؤیا وجود داشت تمام مکانها و زمانها تمام افراد و اشیا و چیزها نهایتاً به ذهنی که از آن پدید آمده بود بازگشت.
در انتها خواننده این سطور آگاه باشد که بهاشتباه دچار این تصور نشود که چون در این مثال همهچیز از جنس خوابوخیال بود پس دنیا مطلقاً هیچ ارزشی نداشته و کاملاً بیهوده و بیهدف است بلکه برعکس هنگامیکه کاراکتر درون رؤیا به حقیقت خودش و جهان پیرامونش آگاه شود آنگاه در ماتریکس دنیا گرفتار نشده و توجهش از حقیقی بودن این تصاویر به حضور آن صفحهنمایش که این تصاویر روی آن در حال اجرا هستند برمیگردد و اهل بصیرت میشود و آگاه میشود که «يار بیپرده از درودیوار، در تجلي است يا اولي الابصار» و درنتیجهی این ادراک، نوع نگرشش به چیزها تغییر کرده و همهچیز و همهکس را آن خویشِ لایزال ادراک میکند.
درنتیجهی ادراک عمیق این موضوع، ترس که عامل اصلی ایجاد نفس یا ایگو است که ریشه در حس جدایی و انفصال دارد بهمرور کمرنگ خواهد شد.
خاتمه میدهم به چند حدیث و ابیاتی از حضرت مولانا:
«الدنيا کَحُلمِ النائِم»
دنیا چون رویای خفتگان است.
حضرت محمد (ص)
«النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»
مردم در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند بیدار میشوند.
حضرت علی (ع)
«الدُّنیا حُلمُ و الاغتِرارُ بها نَدَمُ»
دنیا خواب است و مغرور شدن به آن مایهی پشیمانی است.
حضرت علی (ع) - غررالحکم، ج 1، ص 364
«این جهان را که بصورت قایمست
گفت پیغامبر که حلم نایمست
از ره تقلید تو کردی قبول
سالکان این دیده پیدا بی رسول
روز در خوابی مگو کین خواب نیست
سایه فرعست، اصل جز مهتاب نیست»
#مولانا
معنی بیت اول:
پیامبر در مورد این جهان که مبتنی بر صورت و ظواهر است فرمود که این جهان رؤیای کسی است که به خواب رفته است.
معنی بیت دوم:
اگر تو آنچه را که پیامبر اسلام در باب خوابوبیداری گفته میپذیری، به خاطر تقليد و پیروی از آن حضرت است، نه این که خود تجربه کرده باشی. ولی سالکان طریقت بدون بيان رسول خدا این بیداری حقیقی را دیدهاند.
معنی بیت سوم:
ای کسی که خودت را بیدار میپنداری، حتی در روز هم تو در خوابی و نگو که خواب نمیبینی همه این چیزها که میبینی سایه است و فرع است و اصل جز آن مهتاب حقیقت نیست.
شرح چند نکته قرآنی با رویکرد عرفان اسلامی بر چند مطلب اخیر از #روپرت اسپایرا به خصوص ویدئوی "هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است."
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و همسرم نیز پسازاین حادثه دچار افسردگی شدیدی شد و گویا در یک روز ورق زندگی من برگشت.
سالها افتانوخیزان گذشت تا اینکه به علتی تمام زمین دچار یک بیماری همهگیر شد و کشتههای فراوانی داد در این میان خود من هم درگیر این بیماری شدم و در مراحل حاد این بیماری مهلک در بیمارستان بستری بودم. تقریباً نفسهایم به شمارش افتاده بود و بهوضوح مرگ را جلوی چشمانم میدیدم که ناگهان در کمال صحت و سلامت در بستر خودم از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که نه هرگز همسری داشتم و نه فرزندی و در سلامتی کامل نیز به سر میبردم و تمام این ماجرا خواب بود.
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ
خدا نور آسمانها و زمين است»
متوجه شدم که این ذهن من بود که هم خودم و هم تمام تصاویر جهان رؤیا را روشن و قابل ادراک ساخته بود و اگر چنین چیزی نبود این تصاویر هرگز به وجود نمیآمدند.
«هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن»
هر آنچه دیده بودم از ابتدا تا به انتها، ظاهر و باطنش تماماً در ذهن خودم که در بسترم خوابیده بودم و همه آنها را خواب میدیدم اتفاق افتاده بود.
«کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ
هرچیزی جز او فانی است»
درست هنگامیکه بیدار شدم تمام تصاویر خواب فروریخت و درنهایت فقط ذهن خودم که تمام تصاویر آن رؤیا را خلق کرده بود باقی ماند.
«لا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه
هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند نیست»
تمام توان و تمام تحرکات و انرژی و نیروی آن تصاویرِ درون رؤیا از ذهنِ منِ خواب بیننده نشأت میگرفت.
«إنا لله وإنا إليه راجعون
ما از آنِ خداييم و بهسوی او بازمیگردیم»
و اینکه درنهایت تمام چیزهایی که درون آن رؤیا وجود داشت تمام مکانها و زمانها تمام افراد و اشیا و چیزها نهایتاً به ذهنی که از آن پدید آمده بود بازگشت.
در انتها خواننده این سطور آگاه باشد که بهاشتباه دچار این تصور نشود که چون در این مثال همهچیز از جنس خوابوخیال بود پس دنیا مطلقاً هیچ ارزشی نداشته و کاملاً بیهوده و بیهدف است بلکه برعکس هنگامیکه کاراکتر درون رؤیا به حقیقت خودش و جهان پیرامونش آگاه شود آنگاه در ماتریکس دنیا گرفتار نشده و توجهش از حقیقی بودن این تصاویر به حضور آن صفحهنمایش که این تصاویر روی آن در حال اجرا هستند برمیگردد و اهل بصیرت میشود و آگاه میشود که «يار بیپرده از درودیوار، در تجلي است يا اولي الابصار» و درنتیجهی این ادراک، نوع نگرشش به چیزها تغییر کرده و همهچیز و همهکس را آن خویشِ لایزال ادراک میکند.
درنتیجهی ادراک عمیق این موضوع، ترس که عامل اصلی ایجاد نفس یا ایگو است که ریشه در حس جدایی و انفصال دارد بهمرور کمرنگ خواهد شد.
خاتمه میدهم به چند حدیث و ابیاتی از حضرت مولانا:
«الدنيا کَحُلمِ النائِم»
دنیا چون رویای خفتگان است.
حضرت محمد (ص)
«النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»
مردم در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند بیدار میشوند.
حضرت علی (ع)
«الدُّنیا حُلمُ و الاغتِرارُ بها نَدَمُ»
دنیا خواب است و مغرور شدن به آن مایهی پشیمانی است.
حضرت علی (ع) - غررالحکم، ج 1، ص 364
«این جهان را که بصورت قایمست
گفت پیغامبر که حلم نایمست
از ره تقلید تو کردی قبول
سالکان این دیده پیدا بی رسول
روز در خوابی مگو کین خواب نیست
سایه فرعست، اصل جز مهتاب نیست»
#مولانا
معنی بیت اول:
پیامبر در مورد این جهان که مبتنی بر صورت و ظواهر است فرمود که این جهان رؤیای کسی است که به خواب رفته است.
معنی بیت دوم:
اگر تو آنچه را که پیامبر اسلام در باب خوابوبیداری گفته میپذیری، به خاطر تقليد و پیروی از آن حضرت است، نه این که خود تجربه کرده باشی. ولی سالکان طریقت بدون بيان رسول خدا این بیداری حقیقی را دیدهاند.
معنی بیت سوم:
ای کسی که خودت را بیدار میپنداری، حتی در روز هم تو در خوابی و نگو که خواب نمیبینی همه این چیزها که میبینی سایه است و فرع است و اصل جز آن مهتاب حقیقت نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف از آفرینش چیست؟ - #روپرت_اسپایرا
ادراک هرچه عمیقتر این موضوع بسیار بسیار سودمند است.
*صرفاً در صورت اشتیاق سعی کنید تا با چند بار دیدنِ این ویدئویِ بسیار مهم، مطلب عمیقی که به زیبایی بیانشده را دریابید و بعدازآن مدتی مراقبهگون روی آن تعمق کنید و در بحر آن فروروید.
ادراک هرچه عمیقتر این موضوع بسیار بسیار سودمند است.
*صرفاً در صورت اشتیاق سعی کنید تا با چند بار دیدنِ این ویدئویِ بسیار مهم، مطلب عمیقی که به زیبایی بیانشده را دریابید و بعدازآن مدتی مراقبهگون روی آن تعمق کنید و در بحر آن فروروید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف از آفرینش چیست؟ - #روپرت_اسپایرا
نسخه ساده شده همراه با بازخوانی روان فارسی
*وقفه ها در این ویدئو به عمد قرار داده شدهاند.
نسخه ساده شده همراه با بازخوانی روان فارسی
*وقفه ها در این ویدئو به عمد قرار داده شدهاند.
Forwarded from تفحص خویش
تمام تجربهها یعنی افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات، پدیدار و ناپدید میشوند اما «آگاهی» در تمام این تجربههایِ متغیر، حاضر باقی میماند، درست مانند صفحهنمایشی که در تمام طول فیلم (با آن تعداد از تصاویر متغیر) حاضر باقی میماند.
#روپرت اسپایرا
تمام این جهانها، انسانها، عینیتها، افکار و رویدادها فقط تصاویر متحرکی روی صفحهیِ آگاهیِ محض هستند که تنها همان حقیقی است. اشکال و پدیدهها از بین میروند اما آگاهی تا ابد باقی خواهد ماند.
#رامانا ماهارشی
"All experience - thoughts, images, feelings, sensations and perceptions - appears and disappears, but awareness remains present throughout all changing experience, just as a screen remains present throughout all movies."
#Rupert Spira
"All these universes, humans, objects, thoughts and events are merely pictures moving on the screen of pure Consciousness, which alone is real. Shapes and phenomena pass away, but Consciousness remains forever."
#Ramana Maharshi
#روپرت اسپایرا
تمام این جهانها، انسانها، عینیتها، افکار و رویدادها فقط تصاویر متحرکی روی صفحهیِ آگاهیِ محض هستند که تنها همان حقیقی است. اشکال و پدیدهها از بین میروند اما آگاهی تا ابد باقی خواهد ماند.
#رامانا ماهارشی
"All experience - thoughts, images, feelings, sensations and perceptions - appears and disappears, but awareness remains present throughout all changing experience, just as a screen remains present throughout all movies."
#Rupert Spira
"All these universes, humans, objects, thoughts and events are merely pictures moving on the screen of pure Consciousness, which alone is real. Shapes and phenomena pass away, but Consciousness remains forever."
#Ramana Maharshi