مسیر مستقیم
9.22K subscribers
917 photos
505 videos
24 files
247 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان راست‌قامت
Homo erectus

این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرض‌شده‌ای از دودمان انسان با نام علمی "هومو ارکتوس" یا انسان راست‌قامت که در آفریقا در ۱.۸ میلیون سال پیش می‌زیسته شبیه‌سازی‌شده است. گمان می‌رود که انسان راست‌قامت تکامل یافته‌ی انسان ماهر می‌باشد.
از آن‌ها به‌عنوان نخستین انسان‌تباران شکارچی یاد می‌شود. آن‌ها به‌سرعت می‌دویدند و در مسافت‌های طولانی شکار خود را دنبال می‌کردند. آنها تا جایی شکار خود را دنبال می‌کردند که طعمه قادر به ادامه دویدن نبود. تغذیه آن‌ها با گوشت پرکالری اندازه مغز آن‌ها را بزرگ‌تر کرد. آن‌ها از طریق فهمیدن و ادراک کردن توانایی زنده ماندن را به دست آوردند.
Forwarded from تفحص خویش
رویارویی انسان نئاندِرتال و انسان خردمند (انسان امروزی)

ویدئو مربوط به خاورمیانه در ۵۵ هزار سال پیش است جایی که هموساپینس یا انسان خردمند جهت گسترش قلمرو، آفریقا را ترک می‌کند اما قبل از آن‌ها نوع دیگری از انسان‌ها به خاورمیانه رسیده بودند، "نئاندرتال‌ها". نئاندرتال‌ها باهوش بودند و اندام فیزیکی قوی‌ای داشتند. اعتقاد بر این است که آن‌ها از آثار زینتی استفاده می‌کردند. اشاره این ویدئو به برخورد این دو نوع انسان و آمیزش آن‌ها باهم است.

نئاندرتال‌ها یکی از گونه‌های قدیمی انسان بودند که نزدیک به ۴۰ هزار سال پیش منقرض شدند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تقریباً در دی‌ان‌ای همه ما انسان‌ها درصدی از ژن نئاندرتال وجود دارد، حدوداً دو درصد. هر دو گونه نه‌تنها در کنار هم می‌زیسته‌اند بلکه آمیزش جنسی هم تااندازه‌ای بینشان برقرار بوده است. بر پایه سن استخوان‌های یافت‌شده و ویژگی‌های ژنتیکی آن‌ها پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که انسان نئاندرتال و انسان خردمند تا صد هزار سال پیش آمیزشی گهگاهی داشته‌اند و تولیدمثل کرده‌اند. ۱۳۰ هزار سال پیش، مشخصه‌های کامل انسان نئاندرتال ظاهر شدند و در ۵۰ هزار سال پیش انسان نئاندرتال دیگر در آسیا دیده نشدند. بااین‌وجود نسل آن‌ها در اروپا نزدیک به چهل هزار سال پیش منقرض شد. با توجه به اینکه انسان خردمند یا هوموساپینس یعنی همین انسان امروزی پنج هزار سال پیش از انقراض آن‌ها وارد اروپا شد احتمالاً این دو گروه انسانی با هم تماس‌هایی داشته‌اند. برخی ژن‌ها میان انسان نئاندرتال و انسان خردمند مشترک هستند. این به آن دلیل است که انسان نئاندرتال و اجداد انسان امروزی هنگامی‌که به تازگی از آفریقا بیرون آمده بودند با یکدیگر آمیزش جنسی داشتند. نئاندرتال‌ها نقاشان چیره‌دستی بوده‌اند که در غارها و بر کناره صخره‌ها آثار هنری بدیع را خلق و به یادگار گذاشته‌اند. تاکنون دلیل انقراض انسان نئاندرتال نابودی آن به دست انسان خردمند یا عدم مقاومت آن‌ها در برابر موجی بی‌سابقه از سرما عنوان شده که امکان دسترسی آن‌ها به خوراک را محدود کرد. علاوه بر سایر نقاط دنیا بقایای نئاندرتال‌ها در منطقه زاگرس ایران نیز یافت شده است.
Forwarded from تفحص خویش
مطالب مربوط به حیات:

خانه سازی یا لِگو بازی کرده‌اید؟

الکترومغناطیس

آغاز حیات

شگفتیهای بدن انسان

یک خانواده بزرگ

تکامل

آردی‌کپی رامید

جنوبی‌کپی عفاری

انسان ماهر

انسان راست‌قامت

انسان نئاندِرتال و انسان خردمند

پیشنهاد مطالعه کتاب درخصوص همین مطالب:

موضوع کیهان و بدن انسان:
تاریخچه تقریبا همه چیز - بیل برایسن
بدن راهنمای ساکنان - بیل برایسن

موضوع اتم:
واقعیت ناپیدا - کارلو روولی
شش قطعه آسان - ریچارد فاینمن

موضوع فرگشت:
تکامل شگفت انگیز - آنا کلی برن
انسان خردمند – نوح هراری
یاد جنگل دور - گوردون اوراینز
چرا گورخر راه راه شد؟ - لئو گراسه
Forwarded from تفحص خویش
نیاز هست تا پیش از اینکه مطلب جدید کانال آپلود شود دوستان بار دیگر تمام این محتوا را دقیق و عمیق مرور کنند. (مطلب جدید در ارتباط با سوالی است که در انتهای گفتگوی پیشین مطرح شده بود)
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
در انتهای گفتگوی پیشین سوالی در این خصوص مطرح شده بود که:
"چرا ذهن به این صورت عمل می‌کند؟"

جنبه بیرونی این اتفاق به این صورت است که ذهن به شکل پیچیده‌ی حال حاضرش نتیجه "فرگشت" بوده است. فرگشت یا تکامل، جریانی است که به‌طور مدام در طی میلیاردها سال در حال رخ دادن است و حیات از یک تک‌سلولی به میلیاردها گونه مختلف تکامل یافته است و موجود انسانی نیز در طی سفر تکاملی چند میلیون ساله خودش در حال حاضر آخرین گونه از گونه‌های گوناگون انسان است که به انسان خردمند معروف شده است، خاصیت این نوع انسان یا این موجود، داشتن مغزی بزرگ نسبت به جثه و ذهنی پیچیده است که در مسیر تکامل شکل گرفته است. دقت کنید که وجود این ذهن پیچیده، این موجود را از غریزه صرف که مخصوص تمام موجودات دیگر است به وادی دیگری سوق داده است. ارضای نیازهای غریزی دیگر توان لازم برای اینکه این موجود را به‌طور کامل خوشحال و راضی نگه دارد را ندارند به‌طوری‌که اگر آن نیازها برطرف شوند او همچنان سرگردان خواهد بود و مدام این سؤال آشنا را از خودش می‌پرسد که: " خب من دیگه چمه؟ پس چرا هنوز خوشحال نیستم؟"
چرا این اتفاق میفتد؟ چون قابلیت عجیب این موجود این است که در اینجا این استعداد وجود دارد که "آگاهی بتواند به خودش آگاه شود" و تا زمانی که این استعداد شکوفا نشود همچنان سرگردان و سردرگم باقی خواهد ماند.
این جریان تکامل در اینجا در این موجود به مرحله‌ای رسیده است که برای اولین بار از هستی و چستی خودش سؤال می‌پرسد. او غرق تحیر در این دو کلمه شده که: "من هستم" و "این چیزی که هست، چیست؟" این آگاه شدن از آگاهی، این متوجه‌ی هستی شدن، درواقع همان چیزی است که در متون مقدس یا کلام عرفا با لفظ «امانت» به آن اشاره شده است امانتی که به هر چیزی جز انسان ارائه شد و همگان جز انسان (خردمند) از پذیرفتنش سر باز زدند. حال چون این موجود همچنان در مسیر گذر از غریزه به این سمت جدید است و رویدادهای تکاملی اتفاقاتی چندساله نیستند بلکه چند صدهزارساله‌اند درنتیجه همچنان عده‌ای خودشان را غریزه صرف می‌پندارند اما نباید فراموش کنیم که آن‌ها نیز در مسیر گذر از این وادی هستند و البته راهنمایشان در این مسیر دردهایی است که می‌کشند. ماندن صرف با غریزه برای موجودی که ازلحاظ تکامل به این درجه از پیچیدگی رسیده منجر به شرایط احساسی دردناک می‌شود، چون این سازه کارکردش چیزی بیشتر از غریزه صرف است. آن‌قدر این شرایط دردناک تکرار می‌شود تا توجه فرد یا بهتر بگویم «جریان تکاملی» متوجه مسیر درستش بشود.
ذهن این موجود همچون دندان عقلش در مسیر تکامل است، ذهن مانند دندان عقل کج کار شده و همان‌طور که در نسل‌های بعد این دندان عقل دیگر درنخواهد آمد این ذهن نیز به‌طور کامل در ساحت جدیدش مستقر خواهد شد.
سؤال: در مسیر این تکامل و در آینده دور چه اتفاقاتی خواهد افتاد و چه جنبه‌های جدیدی متجلی خواهد شد؟
-آنچه اندر وهم ناید آن شود...

پیشنهاد میکنم بعد از مطالعه مطالب مربوط به تکامل و خواندن این متن روی مطلب زیر تعمق کنی:



تو چه کسی هستی؟ - پال اسمیت

آیا من این بدن هستم؟ - سوامی سارواپریاناندا


لقاح

من کیستم؟

مطلبی از آدیاشانتی

در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟

مطلبی از رامانا ماهارشی

درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج

پری رو تاب مستوری ندارد

«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»

وَجْهَهُ

بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون

زندگی - آنا براون

نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت

«خودت را به یاد بیاور»
Forwarded from تفحص خویش
تمام انسان‌ها رنج می‌برند، ولي تعداد نادري هستند كه در مورد علت رنج كشيدن خود دچار سؤال می‌گردند و يا در مورد موقعيت و طبيعت حقيقي خود به تفكر می‌پردازند. تا هنگامی‌که شخص به آن مرحله از بيداري نرسيده باشد كه در پي علل رنج خود برآيد و تا هنگامی‌که درنيابد كه او خواهان رنج نيست، بلكه در طلب راه‌حلی براي تمامي رنجهاست، نبايد او را كاملاً انسان به شمار آورد. انسان بودن هنگامي آغاز می‌شود كه چنين جستجويي به ذهن شخص متبادر گردد. چنانچه انسان به پرسش و جستجو درباره حقيقت مطلق نپردازد، هر عمل وي بايد شكست محسوب شود. بنابراين، كساني كه پيرامون اين نكته سؤال می‌کنند كه چرا رنج می‌برند يا از كجا آمده‌اند و يا پس از مرگ به كجا خواهند رفت، رهروان شایسته‌ای براي درك بهاگاواد-گيتا می‌باشند.
از مقدمه کتاب بهاگاواد-گيتا (از متون مقدس هندو)

*این مطلب به نوعی هماهنگ با متن قبل است
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"هرچیزی که از آن آگاه باشم، آن نیستم"
سوامی #سارواپریاناندا

آن خلاءیی که در مراقبه تجربه می‌کنیم حقیقت ما نیست. چرا؟ چون از آن آگاهیم و هر چیزی که از آن آگاه باشیم آن نیستیم.


*ادراک عمیق این موضوع در مسیر خودشناسی بسیار سودمند است.
Forwarded from تفحص خویش
شما خودِ زندگی هستید که بیش‌ازپیش از رازگونگی خودش آگاه گشته. این رازگونگی صرفاً چیزی نیست که شما تجربه کنید بلکه آن اصل و اساس آن چیزی است که شما هستید.
#آدیاشانتی
"You are life itself becoming ever more aware of itself in all of its mysteriousness. Mystery is not just something that you experience; it is the very fabric of what you are."
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
زمانی که در ابتدا یک زندگی معنوی را آغاز می‌کنید، شروع به عبادت و پرستش خدا می‌کنید و به این باور دارید که خدا چیزی جدا از شماست. برای اغلب مردم این روش مناسب است و مشکلی در این خصوص وجود ندارد زیرا آن‌ها حداقل به یک هستی یا وجودی متعال عبادت می‌کنند. اگر خالصانه این کار را انجام دهند زمانی به این تجربه خواهند رسید که:
"چیزی که عبادتش می‌کنم درون خودم است."
همان‌طور که مسیح گفت: «پدر درون خودم است» و ما به این باور می‌رسیم که خارج از بدن همه جا پر از گناه و پلیدی است اما درون چیز دیگری است که خداوند در آن ساکن است؛ حالا اگر من آن شخص را از هم بازکنم درونش خدا را پیدا خواهم کرد؟
اما این هم خوب است زیرا اکنون شما باور می‌کنید که آگاهی، خدا، برهمن یا حقیقت متعال درون شماست؛ و این معمولاً سال‌ها و سال‌ها ادامه پیدا خواهد کرد؛ اما دوباره اگر صادق و مخلص باشید و تجربه‌ی یک استاد معنوی را داشته باشید یا عمیق عمیق به درون خودتان بروید، به‌طور خود به خودی این ادراک می‌آید که درکل اصلا هیچ‌ شخصی وجود ندارد. به‌هیچ‌وجه هیچ‌کسی وجود ندارد. نه کسی در درون است و نه کسی در بیرون.
فقط آگاهی یعنی حقیقت مطلق است که وجود دارد و «من هستم» همان است.
به‌عبارت‌دیگر شما به این نتیجه می‌رسید که کسی وجود ندارد که اوضاع را بهتر کند.
اصلا کسی نیست که مشکلی داشته باشد. اصلا کسی وجود ندارد که بگوییم روشن‌ضمیر نیست و باید روشن‌ضمیر بشود. اصلاً کسی وجود ندارد.
#رابرت آدامز



When you first start spiritual life you pray to God. You believe God is separate
from you, and this is good for most people, there is nothing wrong with that at all because at least they're praying to a higher being. If they are sincere, there comes a time when they get the experience that what I have been praying to is within me.
As Jesus said, “The Father is within me.” And we go around believing that our
Outside body is a body of sin, but the inside, wow! That is something else that is where God lives. So if I cut that person open will I find God?
But that’s also good, because now
You are believing that consciousness, God, Brahman is within you. And that usually goes on for years and years and years. But again if you are sincere and at this time you should have the experience of having a teacher or a Sage to go to, or you have done other things, or you have gone deep, deep within yourself. The realization comes by itself that there is no body at all. No body exists whatsoever. There is o one within. There is o one without.
There is only consciousness, absolute reality and I-am is that.
In other words you come to the conclusion, there is no body to make well. There is
No body with problems. There is no body that is unenlightened and has to become enlightened. There is just no body.
#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
بخش‌هایی از کتاب چندتکه ابر - مسعود ریاعی
تفحص خویش
بخش‌هایی از کتاب چندتکه ابر - مسعود ریاعی
در خصوص متن بالا از جناب مسعود ریاعی دوست عزیزی چنین فرمودند:
"ما فعلا خیلی از این شرایط دور هستیم چون فقط کافیه کمی به دور و بر خودتون نگاه کنید تا ببینید که جهان به جای رفتن به شرایط فراذهنی هرچه بیشتر مشغول رفتن به عمق ذهنه این همه مردم در رنج و عذابند و اینهمه شرایط زندگی هروز سختر و سختر داره میشه"

برای جواب این سوال به چند مطلب زیر رجوع کنید:

مطلبی از حضرت محمد

مطلبی از شمس تبریزی

سنت الهی بر خلاف عادت خلق است

ویدئوی سنت الهی
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیچ زنده‌ای نیست مگر آن‌که حیاتش از من است
و هر نَفس آرزومندی، مطیع اراده من است

هر سخنگویی با واژه‌های من سخن می‌گوید
و هر بیننده‌ای با مردمکان چشم من می‌بیند

هیچ خموشِ شنوایی نیست مگر آن‌که به گوش من می‌شنود
و هیچ خشم گیرنده‌ای نیست مگر آن‌که از قدرت من نیرو می‌گیرد

هیچ ناطقی جز من نیست
و هیچ ناظری جز من نیست
و هیچ شنوایی جز من نیست»

التائیة الکبری - ابن‌فارض (عارف نامی سده ششم و هفتم قمری)

از کتاب تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا – رینولد نیکلسون
Forwarded from تفحص خویش
ذهن* به بیرون بچرخد منجر به افکار و عینیتها میشود.
ذهن به درون بچرخد خودش تبدیل به "خویش" میشود.
باگوان #رامانا ماهارشی

"بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی"
#مولانا

*ذهن در این متن همان "عامل توجه" در سایر متون از جمله متنهای روپرت اسپایرا است.