From the earth’s point of view, the sun shines with varying degrees of brightness, but from its own point of view it always shines with the same intensity. Likewise, from the mind’s point of view, there are various degrees or states of Awareness, but from its own point of view, which is the only real point of view, there are no degrees, levels, or states of itself: it is always shining brightly, undiminished, untainted, unobscured by any experience of the body, mind or world, eternally knowing and being its own fullness alone.
#Rupert Spira
#Rupert Spira
Forwarded from تفحص خویش
در تمثیل پروانه و شعله، پروانه شدیداً در اشتیاق رسیدن به شعله است اما مانع این رسیدن، وجودِ خودِ پروانه است، درست به همین شکل این "شخصی" که در جستجوی حقیقت است خودش حجاب آن حقیقت است. حقیقتِ تو این "شخص" نیست، این شخص صرفاً یکی پنداشتنِ خودت یعنی آگاهی با مجموعهای از افکار و تصاویر و خاطرات است با منشأیی در گذشته. در نظر داشته باش چیزی مقدم بر این افکار و تصاویر و خاطراتِ گذشته وجود داشت که آنقدر به این چیزها نزدیک شد که حالا خودش را "عین" همانها میپندارد، آگاهیای مقدم بر آنها وجود داشت که حالا خودش را با این محتویاتِ خودش یکی میپندارد. حالا این یکیانگاری که به آن "شخص" میگوییم و خودمان را آن میپنداریم به دلیل سرخوردگیهای پیاپی از تحملِ این تصویرِ محدود، به دنبال رهایی یا روشنشدگی است غافل از اینکه وجودِ خودِ این شخص است که مانع آن حقیقتِ نامحدود شده است و این پارادوکسی بهشدت جادویی و عجیب است که به گفته #رامش بالسکار:
«طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشنشدگی است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشنشدگی نمیتواند بیاید.»
و یا به گفته #موجی:
«آنچه تو میخواهی این است که در قالب ایگو یا این شخص رها باشی، اما ماجرا اینجاست که تو باید از خودِ این ایگو یا این شخص رها شوی.
این شخص، ظاهراً در جستجوی رهایی است اما ماجرا رها شدن از خودِ این شخص است و نه رها شدنِ شخص. شما باید از خودِ این شخص، آزاد و رها شوید زیرا هیچ شخصی تاکنون آزاد نبوده.»
بله حقیقت عجیب ماجرا اینجاست که:
«خودِ این شخصِ جستجوگر، حجابِ همان چیزی است که در جستجویش است.»
آن چیزی دستیافتنی و تجربه کردنی نیست آن چیزی به یاد آوردنی و بودنی است. بر این پندارِ محدود بمیر تا آن حقیقتِ نامحدود که خودِ این پندارِ محدود نیز از دل همان بوجود آمده ادراک شود.
همان که جناب صائب به زیبایی فرمودند:
«پرده پندار سد راه وحدت گشته است
چون حباب از خود کند قالب تهي، دريا شود»
دنبال چیزی نباش، از آن کسی که به دنبال چیزی است خالی شو.
که به فرمودهی جناب شبستری:
«چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو "بی تو" جمال خود نماید»
«تو آن چیزی که فکر میکنی هستی نیستی بلکه تو آن چیزی هستی که از این شخصی که گمان میکنی هستی آگاه است.»
خالی شو تا پر شوی
که
«هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا»
#مولانا
این اشتیاق شخص به رهایی همان اشتیاق پروانه به شعله است. آتش و رهایی در نبودِ پروانه و شخص ادراک میشوند.
در همین رابطه با ویدئوی مهم امشب همراه باشید.
#تفحص_خویش
«طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشنشدگی است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشنشدگی نمیتواند بیاید.»
و یا به گفته #موجی:
«آنچه تو میخواهی این است که در قالب ایگو یا این شخص رها باشی، اما ماجرا اینجاست که تو باید از خودِ این ایگو یا این شخص رها شوی.
این شخص، ظاهراً در جستجوی رهایی است اما ماجرا رها شدن از خودِ این شخص است و نه رها شدنِ شخص. شما باید از خودِ این شخص، آزاد و رها شوید زیرا هیچ شخصی تاکنون آزاد نبوده.»
بله حقیقت عجیب ماجرا اینجاست که:
«خودِ این شخصِ جستجوگر، حجابِ همان چیزی است که در جستجویش است.»
آن چیزی دستیافتنی و تجربه کردنی نیست آن چیزی به یاد آوردنی و بودنی است. بر این پندارِ محدود بمیر تا آن حقیقتِ نامحدود که خودِ این پندارِ محدود نیز از دل همان بوجود آمده ادراک شود.
همان که جناب صائب به زیبایی فرمودند:
«پرده پندار سد راه وحدت گشته است
چون حباب از خود کند قالب تهي، دريا شود»
دنبال چیزی نباش، از آن کسی که به دنبال چیزی است خالی شو.
که به فرمودهی جناب شبستری:
«چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو "بی تو" جمال خود نماید»
«تو آن چیزی که فکر میکنی هستی نیستی بلکه تو آن چیزی هستی که از این شخصی که گمان میکنی هستی آگاه است.»
خالی شو تا پر شوی
که
«هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا»
#مولانا
این اشتیاق شخص به رهایی همان اشتیاق پروانه به شعله است. آتش و رهایی در نبودِ پروانه و شخص ادراک میشوند.
در همین رابطه با ویدئوی مهم امشب همراه باشید.
#تفحص_خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رها شدن از جستجوی روشنضمیری - #روپرت_اسپایرا
در انتهای ویدئوی قبل یعنی ویدئوی "چرا هنوز روشنضمیر نشدم؟" جناب روپرت اسپایرا به نکته اساسی و بسیار مهمی اشاره میکنند که همین جملهی است که در عکس به آن اشاره شده، این جمله، کلید بسیارمهمی است که برای ادراک عمیقش به مراقبههای دقیق خود روپرت اسپایرا نیاز است.
پیشنهاد میکنم دوستان عزیزی که "مشتاق" هستند حتماً به مراقبههایی که در زیر آمده رجوع کنند:
مراقبهی ماهیت حقیقی ما (قسمت اول)
مراقبهی ماهیت حقیقی ما (قسمت دوم)
مراقبهی فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاه آگاهی
مراقبهی آگاه بودن از آگاهی
پیشنهاد میکنم دوستان عزیزی که "مشتاق" هستند حتماً به مراقبههایی که در زیر آمده رجوع کنند:
مراقبهی ماهیت حقیقی ما (قسمت اول)
مراقبهی ماهیت حقیقی ما (قسمت دوم)
مراقبهی فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاه آگاهی
مراقبهی آگاه بودن از آگاهی
همه آگاه هستند، همهی ما.
ما از افکار، احساسات، حواس و ادراکات آگاه هستیم. همهی انسانها در این تجربهی آگاه بودن سهیم هستند اما تعداد نسبتاً کمی از آنها از آگاه بودنشان، آگاهند.
زندگیِ اکثر مردم فقط شامل جریان افکار، تصاویر، باورها، عواطف، احساسات، دیدنیها، شنیدنیها و غیره است. تعداد کمی هستند که از خودشان بپرسند:
" آن چه چیزی است که از این جریان افکار، عواطف و ادراکات آگاه است؟"
"من با چه چیزی از این تجربیاتم آگاهم؟"
#روپرت_اسپایرا
"Everybody is aware, all of us. We are aware of thoughts, feelings, sensations, and perceptions. All people share the experience of being aware, but relatively few people are aware that they are aware.
Most people’s lives consist of a flow of thoughts, images, ideas, feelings, sensations, sights, sounds, and so on. Very few people ask, 'What is it that knows this flow of thoughts, feelings, and perceptions? With what am I aware of my experience?'
#Rupert Spira
ما از افکار، احساسات، حواس و ادراکات آگاه هستیم. همهی انسانها در این تجربهی آگاه بودن سهیم هستند اما تعداد نسبتاً کمی از آنها از آگاه بودنشان، آگاهند.
زندگیِ اکثر مردم فقط شامل جریان افکار، تصاویر، باورها، عواطف، احساسات، دیدنیها، شنیدنیها و غیره است. تعداد کمی هستند که از خودشان بپرسند:
" آن چه چیزی است که از این جریان افکار، عواطف و ادراکات آگاه است؟"
"من با چه چیزی از این تجربیاتم آگاهم؟"
#روپرت_اسپایرا
"Everybody is aware, all of us. We are aware of thoughts, feelings, sensations, and perceptions. All people share the experience of being aware, but relatively few people are aware that they are aware.
Most people’s lives consist of a flow of thoughts, images, ideas, feelings, sensations, sights, sounds, and so on. Very few people ask, 'What is it that knows this flow of thoughts, feelings, and perceptions? With what am I aware of my experience?'
#Rupert Spira
مسیر مستقیم
همه آگاه هستند، همهی ما. ما از افکار، احساسات، حواس و ادراکات آگاه هستیم. همهی انسانها در این تجربهی آگاه بودن سهیم هستند اما تعداد نسبتاً کمی از آنها از آگاه بودنشان، آگاهند. زندگیِ اکثر مردم فقط شامل جریان افکار، تصاویر، باورها، عواطف، احساسات، دیدنیها،…
در همین رابطه با ویدئوی مهم امشب همراه باشید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بازگشت به خانه - #روپرت_اسپایرا
* جهت درک بهتر این مطلب پیشنهاد میکنم این ویدئو را بیش از یکبار ببینید.
مراقبه های ماهیت حقیقی ما و همینطور فضای خودآگاهِ آگاهی به ادراک عمیقتر این موضوع کمک میکنند.
* جهت درک بهتر این مطلب پیشنهاد میکنم این ویدئو را بیش از یکبار ببینید.
مراقبه های ماهیت حقیقی ما و همینطور فضای خودآگاهِ آگاهی به ادراک عمیقتر این موضوع کمک میکنند.
Forwarded from تفحص خویش
#بایزید میگوید: از خدایی به خدای دیگر رفتم تا ندا کردند از من در من که "ای تو من!"» یعنی به مقام فناء في الله رسیدم. چنین اظهاراتی مبیَّن آن است که خداپرستی ساده به تعالی رسیده و نفس بشری چون به تعالی خویش پی برده باخدا اینهمانی یافته است. بایزید در مورد دیگر میگوید: من چون بحری ژرفم که نه آغازی دارم و نه پایانی.
کسی ازو پرسید: عرش چیست؟
پاسخ داد: من
گفت: کرسی چیست؟
گفت: من
به همین سان درباره لوح و قلم چون سؤال کرد، جواب داد: من. و اینچنین با پیامبران و فرشتگان اتخاذ هویت یافت و چون سؤالکننده را متعجب دید توضیح داد که "هر آن کس در حق فانی شود و به حقیقت برسد او خود همه حق شود. چون او نماند، خداست که خویشتن را در خویش میبیند."
صوفیان با وجود اختلاف عقیده در مسائل گوناگون، يك حقيقت را مسلم میدانند و آن اینکه: "حقیقتِ وجود، خداست و وجود حقیقی باخدا یکی است."
صوفیه از راه تأویل، کلمه لاالهالاالله را به لاموجود الا الله تبدیل کردند.
میگویند که یکی از صوفيان مریدان خود را از گفتنِ اللهاکبر منع کرد زیرا گفتن آن متضمن مقایسه است و حالآنکه در حقیقت چیزی بیرون از خدا نیست تا بتوان آن را با خدا مقایسه کرد.
منبع: عرفان مولوی – خلیفه عبدالحکیم صفحه ۱۶۷
مطلب مرتبط: ابن عربی و وحدت وجود
کسی ازو پرسید: عرش چیست؟
پاسخ داد: من
گفت: کرسی چیست؟
گفت: من
به همین سان درباره لوح و قلم چون سؤال کرد، جواب داد: من. و اینچنین با پیامبران و فرشتگان اتخاذ هویت یافت و چون سؤالکننده را متعجب دید توضیح داد که "هر آن کس در حق فانی شود و به حقیقت برسد او خود همه حق شود. چون او نماند، خداست که خویشتن را در خویش میبیند."
صوفیان با وجود اختلاف عقیده در مسائل گوناگون، يك حقيقت را مسلم میدانند و آن اینکه: "حقیقتِ وجود، خداست و وجود حقیقی باخدا یکی است."
صوفیه از راه تأویل، کلمه لاالهالاالله را به لاموجود الا الله تبدیل کردند.
میگویند که یکی از صوفيان مریدان خود را از گفتنِ اللهاکبر منع کرد زیرا گفتن آن متضمن مقایسه است و حالآنکه در حقیقت چیزی بیرون از خدا نیست تا بتوان آن را با خدا مقایسه کرد.
منبع: عرفان مولوی – خلیفه عبدالحکیم صفحه ۱۶۷
مطلب مرتبط: ابن عربی و وحدت وجود
Forwarded from تفحص خویش
بدون رجوع به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟
این سؤال موجب وقفهای آنی در ذهن میشود. در این وقفه بمان.
بهعنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان.
#آدياشانتی
What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti
این سؤال موجب وقفهای آنی در ذهن میشود. در این وقفه بمان.
بهعنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان.
#آدياشانتی
What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from من کیستم؟
خویش , مانند یک مروارید است .
برای پیدا کردنش بایستی عمیق در سکوت غوطه ور شوی , همواره عمیق و عمیقتر تا اینکه بدست آید .
شری رامانا ماهارشی
برای پیدا کردنش بایستی عمیق در سکوت غوطه ور شوی , همواره عمیق و عمیقتر تا اینکه بدست آید .
شری رامانا ماهارشی