Forwarded from تفحص خویش
-خب من دارم مدام تلاش میکنم تا بتونم روی خودم کار کنم
+مشکل همینه، مشکل همین چیزیه که داره تلاش میکنه و روی خودش کار میکنه. "شخص" مطلقا به آگاهی نمیرسه. این جمله مثل اینه که شما یک عینک آفتابی بسیار تیره و تار و پر از خط و خش به چشمتون باشه و بگید خب من دارم رو خط و خش هاش کار میکنم تا شاید صاف بشن یا قشنگتر بشه و شفاف تر بشه.
عزیز جان فقط عینکو بردار.
همین.
تمام ماجرا همین عینکه فقط.
شخص مطلقا به آگاهی نمیرسه، آگاهی یعنی نبود شخص، یعنی نبود این دوگانگی.
به همین وضوحِ بیتِ زیر:
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا
#مولانا
#تفحص خویش
+مشکل همینه، مشکل همین چیزیه که داره تلاش میکنه و روی خودش کار میکنه. "شخص" مطلقا به آگاهی نمیرسه. این جمله مثل اینه که شما یک عینک آفتابی بسیار تیره و تار و پر از خط و خش به چشمتون باشه و بگید خب من دارم رو خط و خش هاش کار میکنم تا شاید صاف بشن یا قشنگتر بشه و شفاف تر بشه.
عزیز جان فقط عینکو بردار.
همین.
تمام ماجرا همین عینکه فقط.
شخص مطلقا به آگاهی نمیرسه، آگاهی یعنی نبود شخص، یعنی نبود این دوگانگی.
به همین وضوحِ بیتِ زیر:
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا
#مولانا
#تفحص خویش
Forwarded from سایت محمدجعفر مصفا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر مانع ادراک حقیقت است
«هستی» یا «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «هستی» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستی» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستی» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
فکر مانع ادراک حقیقت است
«هستی» یا «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «هستی» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستی» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستی» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
Forwarded from تفحص خویش
بدیهی است که منظور از «هستی» در این متن هستیِ توهمیِ هویتِ فکری یا شخص یا من ذهنی یا ایگو است.
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - #آنا براون
Forwarded from تفحص خویش
دانشمند آلمانی: آمدهام تا چیزی از شما بیاموزم.
سری #رامانا ماهارشی فرمودند: جای دیگری بروید، چون در اینجا ما رهایی از دانستگی را یاد میدهیم. یادگیری روش ما نیست.
جای دیگری بروید و هر وقت برای رهایی از دانستگی آماده شدید برگردید. اگر آمدهاید تا بیشتر بیاموزید اینجا جای مناسبی برایتان نیست جای دیگری بروید، دانشگاهها برای آموختن هستند.
برای رهایی از دانستگی به نزد من بیایید.
اینجا دانشگاهی برای رهایی از دانستگی است. دانشگاهی برای ایجاد بی ذهنی، دانشگاهی که هر آنچه میدانید را از شما میگیرد.
تمام دانستگیهایتان باید کنار گذاشته شود تا شما آگاه شوید و به کمال برسید. وضوح، آنچنان وضوحیکه چشمانتان از تزها و نظریهها و پیشداوریها و مفاهیم پر نشده باشد، در این صورت چشمانتان شفاف و واضح خواهد دید با وضوح و شفافیتی مطلق.
آنگاه میتوانید ببینید. ببینید که حقیقت هماکنون در اینجاست و همیشه همینجا بوده.
سری #رامانا ماهارشی فرمودند: جای دیگری بروید، چون در اینجا ما رهایی از دانستگی را یاد میدهیم. یادگیری روش ما نیست.
جای دیگری بروید و هر وقت برای رهایی از دانستگی آماده شدید برگردید. اگر آمدهاید تا بیشتر بیاموزید اینجا جای مناسبی برایتان نیست جای دیگری بروید، دانشگاهها برای آموختن هستند.
برای رهایی از دانستگی به نزد من بیایید.
اینجا دانشگاهی برای رهایی از دانستگی است. دانشگاهی برای ایجاد بی ذهنی، دانشگاهی که هر آنچه میدانید را از شما میگیرد.
تمام دانستگیهایتان باید کنار گذاشته شود تا شما آگاه شوید و به کمال برسید. وضوح، آنچنان وضوحیکه چشمانتان از تزها و نظریهها و پیشداوریها و مفاهیم پر نشده باشد، در این صورت چشمانتان شفاف و واضح خواهد دید با وضوح و شفافیتی مطلق.
آنگاه میتوانید ببینید. ببینید که حقیقت هماکنون در اینجاست و همیشه همینجا بوده.
Forwarded from تفحص خویش
German scholar: I have come to learn from you.
Sri #Ramana Maharshi said, "Then you go elsewhere, because here we teach unlearning. Learning is not our way.
You go elsewhere. If you are ready to unlearn, be here. If you have come to learn more, then this is not the right place then go somewhere else-universities exist for learning.
When you come to me, come to unlearn.
This is a university for unlearning. A university to create no-mind, a university where whatsoever you know will be taken away.
All your knowledge has to be dropped so that you become knowing, so you get a perfection. A clarity, so that your eyes are not filled with theses, or theories, with prejudices, concepts so your eyes have a clarity, an absolute clarity and transparency.
So that you can see. The truth is already there. It has always been there.
Sri #Ramana Maharshi said, "Then you go elsewhere, because here we teach unlearning. Learning is not our way.
You go elsewhere. If you are ready to unlearn, be here. If you have come to learn more, then this is not the right place then go somewhere else-universities exist for learning.
When you come to me, come to unlearn.
This is a university for unlearning. A university to create no-mind, a university where whatsoever you know will be taken away.
All your knowledge has to be dropped so that you become knowing, so you get a perfection. A clarity, so that your eyes are not filled with theses, or theories, with prejudices, concepts so your eyes have a clarity, an absolute clarity and transparency.
So that you can see. The truth is already there. It has always been there.
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: چقدر طول میکشد تا انسان بعد از مرگ دوباره به دنیا بیاید؟ آیا بلافاصله بعد از مرگ اتفاق میفتد یا مدتی پسازآن رخ میدهد؟
باگوان #رامانا ماهارشی: شما نمیدانید قبل از تولد چه بودید بااینحال میخواهید بدانید که پس از مرگ چه خواهید شد. (اینها همه به یکطرف) آیا همین حالا میدانید که چه چیزی هستید؟
تولد و تولد مجدد مربوط به بدن است. شما خویش را با بدن یکی پنداشتهاید. این یک همهویتشدگی اشتباه است. شما باور دارید که بدن متولدشده و خواهد مرد و پدیدههای مرتبط به بدن را با خویش درآمیختهاید. وجود حقیقی خودتان را بشناسید آنگاه این سؤالات برنمیخیزند.
تولدها و تولدهای مجدد فقط به این دلیل اتفاق میفتند تا کاری کنند که شما این مسئله را بررسی کنید و متوجه شوید که نه تولدی وجود دارد و نه تولد مجددی. آنها مربوط به بدن هستند نه خویش. «خویش» را بشناسید و با تردیدها آشفته نشوید.
باگوان #رامانا ماهارشی: شما نمیدانید قبل از تولد چه بودید بااینحال میخواهید بدانید که پس از مرگ چه خواهید شد. (اینها همه به یکطرف) آیا همین حالا میدانید که چه چیزی هستید؟
تولد و تولد مجدد مربوط به بدن است. شما خویش را با بدن یکی پنداشتهاید. این یک همهویتشدگی اشتباه است. شما باور دارید که بدن متولدشده و خواهد مرد و پدیدههای مرتبط به بدن را با خویش درآمیختهاید. وجود حقیقی خودتان را بشناسید آنگاه این سؤالات برنمیخیزند.
تولدها و تولدهای مجدد فقط به این دلیل اتفاق میفتند تا کاری کنند که شما این مسئله را بررسی کنید و متوجه شوید که نه تولدی وجود دارد و نه تولد مجددی. آنها مربوط به بدن هستند نه خویش. «خویش» را بشناسید و با تردیدها آشفته نشوید.
Forwarded from تفحص خویش
Question: How long does it take a man to be reborn after death? Is it immediately after death or some time later?
Maharshi: You do not know what you were before birth, yet you want to know what you will be after death. Do you know what you are now?
Birth and rebirth pertain to the body. You are identifying the Self with the body. It is a wrong identification. You believe that the body has been born and will die, and confound the phenomena relating to the body with the Self. Know your real being and these questions will not arise.
Births and rebirths are mentioned only to make you investigate the question and find out that there are neither births nor rebirths. They relate to the body and not to the Self. Know the Self and don’t be perturbed by doubts…
Sri #Ramana Maharshi
Maharshi: You do not know what you were before birth, yet you want to know what you will be after death. Do you know what you are now?
Birth and rebirth pertain to the body. You are identifying the Self with the body. It is a wrong identification. You believe that the body has been born and will die, and confound the phenomena relating to the body with the Self. Know your real being and these questions will not arise.
Births and rebirths are mentioned only to make you investigate the question and find out that there are neither births nor rebirths. They relate to the body and not to the Self. Know the Self and don’t be perturbed by doubts…
Sri #Ramana Maharshi
(تصور کنید که خواب میبینید و در خواب، فردی در خیابان های پاریس هستید.م)
هنگامیکه آن کاراکتر درون رؤیا در خیابانهای پاریس که تو خوابش را میبینی تصادف کرده و بمیرد، رؤیابین نمیمیرد.
تمامیت و ماهیت کاراکتر درون رؤیا، ذهن رؤیابین است.
هنگامیکه بدنمان بمیرد، آن حقیقت، یعنی آگاهی بیکران نمرده یا بهجایی نمیرود.
#روپرت_اسپایرا
"When the character on the streets of Paris that you dream about is run over and dies, the dreamer does not die.
All there ever was to the dreamed character was the dreamer's mind.
When our body is dead, the reality - infinite consciousness - has not died or gone anywhere."
#RupertSpira
هنگامیکه آن کاراکتر درون رؤیا در خیابانهای پاریس که تو خوابش را میبینی تصادف کرده و بمیرد، رؤیابین نمیمیرد.
تمامیت و ماهیت کاراکتر درون رؤیا، ذهن رؤیابین است.
هنگامیکه بدنمان بمیرد، آن حقیقت، یعنی آگاهی بیکران نمرده یا بهجایی نمیرود.
#روپرت_اسپایرا
"When the character on the streets of Paris that you dream about is run over and dies, the dreamer does not die.
All there ever was to the dreamed character was the dreamer's mind.
When our body is dead, the reality - infinite consciousness - has not died or gone anywhere."
#RupertSpira
Forwarded from تفحص خویش
در حقیقت "من" گفتن فقط حق انحصاری خداوند است و هر کس دیگری بگوید "من" از علم حقیقی محجوب میماند. پیامد یگانگی خداوند، محو هرگونه احساس مداوم شخص در جانب افراد انسان است همین اصل در مورد همهی بهاصطلاح موجودات نیز صادق است. درنتیجه اگر صوفیای بگوید "من" مراد او فقط میتواند خداوند باشد همانند آنچه حلاج گفت.
ابوسعید #خراز – از عرفای قرن سوم هجری
(از متن کتاب تصوف روزگار تکوین)
ابوسعید #خراز – از عرفای قرن سوم هجری
(از متن کتاب تصوف روزگار تکوین)
Forwarded from تفحص خویش
من و تو
آن چیزی که در این لحظه درون من «خودبهخودی» مشغول نفس کشیدن است هماکنون درون تو نیز مشغول نفس کشیدن است. برای ادراک آن حقیقت اصیل، باید از این توهم «شخص» خارج شد. خارج شدن در اینجا مستلزم عملی نیست بلکه ادراک توهمی بودن آن است. این شخص فقط تصاویر، افکار، خاطرات و حواسی هستند که «عامل توجه» را بیشازحد متوجهی خودشان کردهاند تا این حد که عامل توجه یا آگاهی با این موارد بهشدت «هم هویت» شده و کاملاً خودش را فراموش میکند و درنتیجه بهاشتباه خودش را همان چیزهایی که روی آنها متمرکزشده میپندارد.
خارج از این شخص، هیچ من و تویی وجود ندارد و فقط هست آنچه که هست.
علت غفلت از این «وجود حقیقی» اتصال مدام به افکار و تصاویر و خاطرات است. به همین جهت «رهایی از افکار» بهطور مدام در آموزههای معنوی تأکید میشود.در تعالیم مذهبی "تسلیم، رضا یا پذیرش" نیز همسو با همین تاکید است. جریان افکار همچون گردوغباری است که سویِ چشمِ جستجوگر را کم کرده است. هنگامیکه این جریان افکار کمرنگ و محو شود آنگاه جستجوگر که تاکنون نمیدانسته که خودش نیز عین همان افکار است، به همراه افکار، کمرنگ و محو شده و درنتیجه حقیقتِ من و تو یعنی آگاهی محض، نیروی حیات، زندگی یا آنچه فراسوی نام و نشان است، باقی خواهد ماند.
#تفحص خویش
«بدون مراجعه به یک فکر، تصویر یا احساس، من چیستم؟»
#آدیاشانتی
«اگر مطلقاً هیچ فکری نداشته باشید، این فکرکننده کجا خواهد بود؟»
#کریشنامورتی
«از درون خویش این آوازها، منع کن تا کشف گردد رازها»
#مولانا
آن چیزی که در این لحظه درون من «خودبهخودی» مشغول نفس کشیدن است هماکنون درون تو نیز مشغول نفس کشیدن است. برای ادراک آن حقیقت اصیل، باید از این توهم «شخص» خارج شد. خارج شدن در اینجا مستلزم عملی نیست بلکه ادراک توهمی بودن آن است. این شخص فقط تصاویر، افکار، خاطرات و حواسی هستند که «عامل توجه» را بیشازحد متوجهی خودشان کردهاند تا این حد که عامل توجه یا آگاهی با این موارد بهشدت «هم هویت» شده و کاملاً خودش را فراموش میکند و درنتیجه بهاشتباه خودش را همان چیزهایی که روی آنها متمرکزشده میپندارد.
خارج از این شخص، هیچ من و تویی وجود ندارد و فقط هست آنچه که هست.
علت غفلت از این «وجود حقیقی» اتصال مدام به افکار و تصاویر و خاطرات است. به همین جهت «رهایی از افکار» بهطور مدام در آموزههای معنوی تأکید میشود.در تعالیم مذهبی "تسلیم، رضا یا پذیرش" نیز همسو با همین تاکید است. جریان افکار همچون گردوغباری است که سویِ چشمِ جستجوگر را کم کرده است. هنگامیکه این جریان افکار کمرنگ و محو شود آنگاه جستجوگر که تاکنون نمیدانسته که خودش نیز عین همان افکار است، به همراه افکار، کمرنگ و محو شده و درنتیجه حقیقتِ من و تو یعنی آگاهی محض، نیروی حیات، زندگی یا آنچه فراسوی نام و نشان است، باقی خواهد ماند.
#تفحص خویش
«بدون مراجعه به یک فکر، تصویر یا احساس، من چیستم؟»
#آدیاشانتی
«اگر مطلقاً هیچ فکری نداشته باشید، این فکرکننده کجا خواهد بود؟»
#کریشنامورتی
«از درون خویش این آوازها، منع کن تا کشف گردد رازها»
#مولانا
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: اگر همهچیز خدا است پس چرا شخص برای اعمال او رنج میکشد؟ آیا برای اعمالی که او برمیانگیزاند نیست که شخص رنج میکشد؟
باگوان #رامانا ماهارشی: کسی که فکر میکند انجام دهندهِی امور است همان هم رنج میکشد.
پرسشگر: اما اعمال توسط خدا برانگیخته میشوند و اشخاص فقط ابزار او هستند.
رامانا ماهارشی: این منطق فقط در مواردی اعمال میشود که فرد در رنج است و نه در مواقعی که او خوشحال است. چنانچه این عقیده همیشه غالب باشد در این صورت هیچ رنجی نیز وجود نخواهد داشت.
پرسشگر: رنج چه زمانی متوقف خواهد شد؟
رامانا ماهارشی: زمانی که فردیت از بین برود. اگر تمام اعمال خوب و بد از آن او هستند پس چرا باید فکر کنید که لذت و رنج مال شماست؟ کسی که خوب یا بد را انجام میدهد همان هم از شادی لذت برده و از رنج، درد میکشد. آن را در همانجا رها کنید و رنج را بر خودتان تحمیل نکنید.
باگوان #رامانا ماهارشی: کسی که فکر میکند انجام دهندهِی امور است همان هم رنج میکشد.
پرسشگر: اما اعمال توسط خدا برانگیخته میشوند و اشخاص فقط ابزار او هستند.
رامانا ماهارشی: این منطق فقط در مواردی اعمال میشود که فرد در رنج است و نه در مواقعی که او خوشحال است. چنانچه این عقیده همیشه غالب باشد در این صورت هیچ رنجی نیز وجود نخواهد داشت.
پرسشگر: رنج چه زمانی متوقف خواهد شد؟
رامانا ماهارشی: زمانی که فردیت از بین برود. اگر تمام اعمال خوب و بد از آن او هستند پس چرا باید فکر کنید که لذت و رنج مال شماست؟ کسی که خوب یا بد را انجام میدهد همان هم از شادی لذت برده و از رنج، درد میکشد. آن را در همانجا رها کنید و رنج را بر خودتان تحمیل نکنید.
Forwarded from تفحص خویش
Q:If God is all why does the individual suffer for his actions? Are not the actions prompted by Him for which the individual is made to suffer?
#Ramana Maharshi: He who thinks he is the doer is also the sufferer.
Q: But the actions are prompted by God and the individual is only His tool.
Maharshi: This logic is applied only when one suffers, but not when one
rejoices. If the conviction prevails always, there will be no suffering either.
Q: When will the suffering cease?
Maharshi: Not until individuality is lost. If both the good and bad actions are His, why should you think that the enjoyment and suffering are alone yours? He who does good or bad, also enjoys pleasure or suffers pain. Leave it there and do not superimpose suffering on yourself.
(Talk 420)
#Ramana Maharshi: He who thinks he is the doer is also the sufferer.
Q: But the actions are prompted by God and the individual is only His tool.
Maharshi: This logic is applied only when one suffers, but not when one
rejoices. If the conviction prevails always, there will be no suffering either.
Q: When will the suffering cease?
Maharshi: Not until individuality is lost. If both the good and bad actions are His, why should you think that the enjoyment and suffering are alone yours? He who does good or bad, also enjoys pleasure or suffers pain. Leave it there and do not superimpose suffering on yourself.
(Talk 420)
Forwarded from تفحص خویش
چشم چطور میتواند چشم را ببیند؟
به دنبال خویش نباش چون این کار درست مانند این است که چشمتان تلاش کند تا شبکیه خود را ببیند.
تو همان خویشی.
ما نیاز نداریم تا برای یافتن وجود حقیقیمان جستجو کنیم.
ما هماکنون همان هستیم.
همین ذهنی که به دنبال آن است دلیل ناتوانی ما در یافتن آن است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
به دنبال خویش نباش چون این کار درست مانند این است که چشمتان تلاش کند تا شبکیه خود را ببیند.
تو همان خویشی.
ما نیاز نداریم تا برای یافتن وجود حقیقیمان جستجو کنیم.
ما هماکنون همان هستیم.
همین ذهنی که به دنبال آن است دلیل ناتوانی ما در یافتن آن است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Forwarded from تفحص خویش
طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشنضمیری است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشنضمیری نمیتواند بیاید.
#رامش بالسکار
The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar
#رامش بالسکار
The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar