مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
1. He whose mind is captivated by the beauty of a figure sculptured in a piece of rock, forgets even the fact of the rock being its background.
2. When he rises above this captivation and looks at the figure, he sees the background, rock, which supports the figure.
3. When the rock thus receives attention, rock is seen also in the figure, and later on the figure is seen as nothing other than rock.
4. Enlightenment of truth also comes in this manner. Consciousness becomes dimmed chiefly through one’s captivation and abiding interest in external objects.
5. When one outgrows this interest and looks at the objects it will be found that they rise and abide in Consciousness alone.
6. When Consciousness thus begins to receive due attention, it becomes revealed in the objects as well, and they themselves will in due course become transformed into Consciousness.
7. It is the realisation of oneself and the entire world as one Consciousness that is known as realisation of Truth.
#Atmananda Krishna Menon
وحدت به معنای ادغام شدن (با چیزی) نیست. ادغام یا ترکیب، بین دو چیز اتفاق میفتد درحالی‌که فقط یک‌چیز وجود دارد، هر تجربه‌ای از ادغام شدن - هرچقدر هم آن تجربه فوق‌العاده و زیبا باشد- فقط توهمی است که با توهمی دیگر ادغام شده است. حتی وقتی من تجربه ادغام شدن با آن حقیقت مطلق، آن لایتناهی، خدا را داشته باشم آن به این معناست که این خودِ خیالی و ساختگیِ من با خیالی دیگر ادغام شده است. تجارب عرفانی روشن‌شدگی نیستند.
... هدفم این نیست که بگویم این دنیا خواب‌وخیال است یا نیست، تعریف دنیا بیهوده است، بلکه من اینجا میگویم که تجربه‌ی بیداری دقیقاً چیزی مثل «بیدار شدن از یک خواب است». آن تجربه‌ای است مثل: خدایا، من گمان می‌کردم که موجودی انسانی به نام فلان فلان هستم درحالی‌که چنین چیزی نیستم؛ و این به این معنی نیست که "من" چیزی بهتر و بزرگ‌تر یا گسترده‌تر یا مقدس‌تر و الهی‌تر باشم بلکه به این معناست که من نیستم*. همین.
#آدیاشانتی

*منظور این شخصی است که گمان میکنی آن هستی.
"Oneness is not merging. Merging happens between two and since there is only one, any experience of merging is one illusion merging with another, as beautiful and wonderful as that experience may be. Even when I experience having merged with the absolute, with the infinite, with God, it simply means that my fictitious self has merged with another fiction. Mystical experiences aren't enlightenment.
... I'm not saying this world is or is not a dream - it's pointless to define this world. But I am saying the experience of awakening is exactly like (waking up from a dream). It's the experience of, 'My God, I took myself to be a human being named so-and-so and I'm not. And it's not that I'm something better or bigger or more expansive or more holy or divine. It means I'm not. Period.'"
#Adyashanti
Emptiness Dancing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه - مثال نمایش عروسکی
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"او میکشد قلاب را"

"ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی
زاری از ما نی، تو زاری میکنی
ما چو نائیم و نوا در ما ز توست
ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست"
#مولانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا ما آزادی شخصی داریم؟ - #روپرت_اسپایرا

*شاید در حین دیدن دو مطلب پیشین سوالاتی برای شما پیش آماده باشد که در اینصورت ممکن است این ویدئوی "بسیار مهم" جواب سوالات شما باشد.

این موضوع از مطالب مهم و کلیدی است که پیشنهاد میکنم چندین بار ببینید.
«تمام خودها فقط در جستجوی پایان دادن به "خود" هستند.»
#روپرت_اسپایرا

برای ادراک عمیق این جمله مهم روی دو مطلب زیر تعمق کنید:

هدف اصلی زندگی

خوشبختی چیست؟
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
خراز در کتاب الصفا که مستقیماً درباره‌ی مفهوم قرب است به واپسین مرحله‌ی قرب با تفصیل بیشتری می‌پردازد. او بحث خود را با دسته‌بندی چهارگانه‌ای از انسان‌ها بر اساس پاسخ ایشان به ندای خداوند معرفی می‌کند.
نخستین دسته کسانی‌اند که این جهان را بر جهان دیگر برمی‌گزینند؛ ایشان از این زندگانی با حال پشیمانی جدا می‌شوند.
دسته‌ی دوم، کسانی‌اند که اوامر و نواهی الهی را مراعات می‌کنند اما ازآنجاکه به‌شدت به پاداش‌هایِ موعودِ اطاعت چشم دوخته‌اند از خداوند محجوب می‌مانند و نمی‌توانند با او عشق‌بازی آغاز کنند.
سومین دسته، افرادی مخلص‌اند که جان‌هایشان را به‌سوی خدا سوق می‌دهند و خداوند در عوض، ایشان را از موهبت يقين برخوردار می‌کند. باوجوداین، ایشان به مقاماتِ طریق مشغول می‌مانند و ازاین‌رو از حق محجوب و منحرف می‌شوند.
فقط گروه چهارم به قرب حقیقی به خداوند نائل می‌شوند. قرب الى الله حالی بغرنج است، زیرا چنانچه به‌تصریح در قرآن بیان‌شده، تجلی مستقیم خداوند ویرانگر است؛ در آن آیه، خداوند در پاسخ به موسی که دیدار خداوند را در خواسته است، خود را بر کوه متجلی می‌کند و کوه ریزریز و نابود می‌شود. از همین روست که خداوند به اولیای خود مستقیم نظر نمی‌کند بلکه دیده‌اش را در حجابی فرو می‌پیچد تا ایشان را از نابودی کامل نگاه دارد حال، برخی که از موهبت قرب بهره می‌برند هنوز از شناخت این مزیت برخوردار نشده‌اند و از ثمرات این نعمت از پسِ حجاب «مقامات» بهره‌مند میشوند.
درحالی‌که دیگران، یعنی قوی‌ترین افراد، فراسوی مقامات و فراسوی طریق به پیش می‌روند و به تعبیری، در «شور» یا به بیان بهتر، در «هستی ناب» (وجد، وجد در عربی به معنای بودن یا وجود داشتن است) فرو می‌روند. در جایی که «مقربون» از فهم استوار و علم ناب به قرب إلى الله برخوردار می‌شوند، این حال وجدناک حال «یافت» نیز هست (وَجَدَ همچنین به معنای یافتن است). میان این اهل وجد و خداوند، باب تا ابد باز است و «مقربان» در حیرت و دهشت مدام، که به سبب هجوم جلال الله پدید آمده، باقی می‌مانند. ایشان که نیروی فراگیرِ قرب الى الله به خود نابینایشان کرده، خودآگاهی را سربه‌سر از دست می‌نهند:
«و اگر از یکی از اینان بپرسند: «چه می‌خواهی؟» می‌گوید: «خدا» و اگر از او بپرسند: «چه میگویی؟» می‌گوید: «خدا»؛ اگر از او بپرسند: «چه می‌دانی؟» می‌گوید: «خدا» و اگر حواس او را قدرت سخن گفتن بود، می‌گفتند: «خدا» زیرا اعضا و مفاصل و جوارح او پر از نور خداست. جز خدا چیزی نمی‌شناسد و علم او همه از خداست؛ پس او از خداست در دست خداست، برای خداست و با خداست؛ حسب و نسب خود را گم کرده است. اگر از او بپرسند: «که‌ای تو؟» از شدت غلبه‌ی قدرت خدا بر او، حتی نمی‌تواند بگوید «من». این است حقیقت وجد؛ و چون به ‌غایت قرب برسد حتی دیگر نمی‌تواند بگوید خدا.»

از متن کتاب تصوف روزگار تکوین
نویسنده: احمد ت قرا مصطفی
ترجمه: اشکان بحرانی
Forwarded from تفحص خویش
کتاب الصفا.pdf
257.7 KB
کتاب الصفا (الصفات) ابوسعید خراز
پل نویا
ترجمه: اسماعیل سعادت
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: به نظر می‌رسد که زمان زیادی برای ادراک خویش لازم است، درواقع زندگی‌های زیادی برای این کار لازم است. ادراک حقیقت خویش برای من همیشه رویدادی در آینده دور است.
#آنامالای سوامی: شما برای ادراک خویش به صدها دوره زندگی نیاز ندارید. درواقع شما مطلقاً به هیچ زمانی نیاز ندارید. باور شما به زمان یکی از همان چیزهایی است که شما را در اسارت نگه‌داشته است.
زمان یکی از ویژگی‌های ذهن است. این‌گونه نیست که رهایی پس از یک دوره زمانی به وجود بیاید چون در خویش هیچ زمانی وجود ندارد.
رهایی هنگامی می‌آید که شما کاملاً درک کنید و تجربه کنید که اصلاً کسی وجود ندارد که نیاز به رهایی داشته باشد.
آن ادراک و آن تجربه فقط وقتی به وجود می‌آید که ذهن و باورهای درونی‌اش درباره زمان از کار بیفتد. اگر درباره زمان فکر کنی و نگران این باشی که چه مدت طول می‌کشد تا به ادراک خویش نائل شوی، در این صورت توجه‌ات روی ذهن خواهد ماند و نه روی خویش. شما فقط زمانی می‌توانید پیشرفت کنید که ذهن به سمت خویش باشد.
Forwarded from تفحص خویش
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
NO TIME AT ALL
Q: It seems that so much time is needed to realize the Self; many lifetimes in fact. For me, realization always seems to be an event in the distant future.
AS: You don’t need hundreds of lives to realize the Self. In fact, you don’t need any time at all. Your idea of time is one of the things that is holding you in bondage.
Time is one of the properties of the mind. Liberation does not come after a period of time because there is no time in the Self. Liberation comes when you fully understand and experience there is no one who needs liberation.
That understanding and that experience only arise when the mind and its inbuilt ideas of time cease to function. If you think about time and start to worry about how much longer it will be before you realize the Self, your attention will be on the mind and not on the Self. You can only make progress while the mind is on the Self.
Living by the Words of Bhagavan, p. 288
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"شخصی وجود ندارد که نیاز به رهایی داشته باشد"

مختصری درباره موضوع شخص یا ایگو و خویش یا آگاهی

مطالب مرتبط:

لقاح


«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب داستانِ «هرآنچه میبینم بخشی از من است»
کتابی از: Chara M. Curtis
تفحص خویش
کتاب داستانِ «هرآنچه میبینم بخشی از من است» کتابی از: Chara M. Curtis
این کتاب با عنوان «من در هر آنچه می بینم هستم» توسط خانم گیتی خوشدل ترجمه شده است.
Forwarded from تفحص خویش
بر روی صفحه‌نمایش گاهی اقیانوسی عظیم با امواجی بی‌پایان می‌بینید که ناپدید می‌شوند.
همین‌طور گاهی روی آن، آتشی می‌بینید که به همه‌جا گسترده شده و سپس آن‌هم ناپدید می‌شود.
صفحه‌نمایش در هر دو مورد آنجاست.
آیا صفحه‌نمایش با آن آب، خیس یا با آن آتش، سوخت؟
چیزی روی آن صفحه تأثیر نگذاشت.
درست به همین طریق اتفاقاتی که در طی وضعیت‌های بیداری، خواب دیدن و یا خواب عمیق پیش می‌آید مطلقاً روی شما اثری نخواهند گذاشت و شما همان خویش خودتان باقی خواهید ماند.
سری #رامانا ماهارشی


On the screen, you sometimes see a huge ocean with endless waves that disappears.
Another time, you see fire spreading all around; that too disappears.
The screen is there on both the occasions. Did the screen get wet with the water or did it get burned by the fire? Nothing affected the screen.
in the same way the things that happen during the wakeful, dream and sleep states do not affect you at all; you remain your own Self.
Sri #Ramana Maharas
-Letters from Sri Rammasasaman. 183