Forwarded from تفحص خویش
حقیقتا متن حیرت انگیزی است.
آیا تاکنون به رنجهای زندگی از این زاویه نگاه کرده بودید؟
آیا تاکنون به رنجهای زندگی از این زاویه نگاه کرده بودید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سنت الهی بر خلاف عادت خلق است»
"ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد"
#حافظ
*توضیح مختصری بر دو مطلب پیشین.
"ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد"
#حافظ
*توضیح مختصری بر دو مطلب پیشین.
Forwarded from تفحص خویش
چند روز پیش بود که دوست عزیزی ویدئویی برای من ارسال کرد و وقتی دیدمش حقیقتاً متحیر شدم. جنس شعر این موسیقی گویا شطحیاتی بود همچون شطحیات بایزید و حلاج و شبلی و خرقانی.
کنجکاو شدم که در مورد شاعر این شعر کمی جستجو کنم پس از کمی جستجو در اینترنت به چنین اطلاعاتی در خصوص شاعر این ابیات و زندگیاش رسیدم:
شاعر این ابیات عمادالدین نسیمی عارف و متفکر صوفی قرن هشتم است از شاعران صوفیِ بزرگِ آذریزبان. دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود.
نسیمی هم همچون حلاج به خاطر عقایدش در وحدت وجود به سرنوشتی مشابه او دچار شد به این صورت که پوستش کنده شد، جنازهاش هفت روز در شهر حلب گردانده شد، سپس شقه گردید و شقههایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصرالدین و عثمان قارایولوق فرستاده شد. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.
با تعمق روی این شعر متوجه میشوید که چطور عامل توجه، همهویتشدگی و چسبندگی با مجموعهای تصویر و فکر یعنی این شخصِ توهمی به نام عمادالدین نسیمی را رها کرده و به سمت درستش چرخیده و آگاهی به آگاه بودن خودش آگاه شده و در این لحظه " عمادالدین نسیمی" دیگر وجود نداشته و هرچه "هست" فقط اوست.
*ضمن سپاس از مترجمان آذری این ویدئو، برای ترجمه این کار (چون زبان آذری بلد نیستم) از دو ترجمه موجود در اینترنت استفاده کردم و این ترجمهها را با متنِ انگلیسیِ موجود تطبیق داده و کمی اصلاح کردم.
کنجکاو شدم که در مورد شاعر این شعر کمی جستجو کنم پس از کمی جستجو در اینترنت به چنین اطلاعاتی در خصوص شاعر این ابیات و زندگیاش رسیدم:
شاعر این ابیات عمادالدین نسیمی عارف و متفکر صوفی قرن هشتم است از شاعران صوفیِ بزرگِ آذریزبان. دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود.
نسیمی هم همچون حلاج به خاطر عقایدش در وحدت وجود به سرنوشتی مشابه او دچار شد به این صورت که پوستش کنده شد، جنازهاش هفت روز در شهر حلب گردانده شد، سپس شقه گردید و شقههایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصرالدین و عثمان قارایولوق فرستاده شد. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.
با تعمق روی این شعر متوجه میشوید که چطور عامل توجه، همهویتشدگی و چسبندگی با مجموعهای تصویر و فکر یعنی این شخصِ توهمی به نام عمادالدین نسیمی را رها کرده و به سمت درستش چرخیده و آگاهی به آگاه بودن خودش آگاه شده و در این لحظه " عمادالدین نسیمی" دیگر وجود نداشته و هرچه "هست" فقط اوست.
*ضمن سپاس از مترجمان آذری این ویدئو، برای ترجمه این کار (چون زبان آذری بلد نیستم) از دو ترجمه موجود در اینترنت استفاده کردم و این ترجمهها را با متنِ انگلیسیِ موجود تطبیق داده و کمی اصلاح کردم.
Forwarded from تفحص خویش
"پرندگان در آسمان ناپدید شدند و حالا آخرین ابر هم محو شد.
ما باهم نشستهایم، کوه و من. تا آن زمان که فقط کوه باقی بماند."
لی پو
" The birds have vanished into the sky and now the last cloud drains away.
We sit together, the mountain and me, until only the mountain remains."
~ Li Po ~
ما باهم نشستهایم، کوه و من. تا آن زمان که فقط کوه باقی بماند."
لی پو
" The birds have vanished into the sky and now the last cloud drains away.
We sit together, the mountain and me, until only the mountain remains."
~ Li Po ~
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز درون من رنج میکشد؟ (ویدئوی شماره دو)
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط
ویدئوی شماره یک
چگونه تفحص خویش را انجام دهم؟
شبح
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط
ویدئوی شماره یک
چگونه تفحص خویش را انجام دهم؟
شبح
Forwarded from تفحص خویش
"جوهر تمام معنویت «حضور» است"
جوهر تمام معنویت «حضور» است؛ یعنی آن وضعیت آگاهی که فراسوی افکار است. در پس افکار و احساسات شما و همچنین در بین آنها فضایی وجود دارد. هنگامیکه از آن فضا آگاه بشوید آنگاه حاضر خواهید بود و ادراک میکنید که تاریخچه شخصی شما که شامل افکار است هویت حقیقی شما و جوهر آنچه که هستید نیست.
آن فضا، آن فضای گسترده درون چیست؟ آن سکون است، مرکز آرامش.
آن آگاهی محض است. همان «من هستمِ» متعالی است که از خودش آگاه است. بودا آن را شونیاتا یا تهیگی و خلأ نام نهاد. این همان «پادشاهی بهشت» است که عیسی به آن اشاره کرده بود، همانکه اینجا و اکنون درون توست.
#اکهارت تُله
جوهر تمام معنویت «حضور» است؛ یعنی آن وضعیت آگاهی که فراسوی افکار است. در پس افکار و احساسات شما و همچنین در بین آنها فضایی وجود دارد. هنگامیکه از آن فضا آگاه بشوید آنگاه حاضر خواهید بود و ادراک میکنید که تاریخچه شخصی شما که شامل افکار است هویت حقیقی شما و جوهر آنچه که هستید نیست.
آن فضا، آن فضای گسترده درون چیست؟ آن سکون است، مرکز آرامش.
آن آگاهی محض است. همان «من هستمِ» متعالی است که از خودش آگاه است. بودا آن را شونیاتا یا تهیگی و خلأ نام نهاد. این همان «پادشاهی بهشت» است که عیسی به آن اشاره کرده بود، همانکه اینجا و اکنون درون توست.
#اکهارت تُله
Forwarded from تفحص خویش
وجود نازنینی امروز این متن رو به من هدیه دادند و من هم با شما به اشتراک میگذارم. متن مهم و عمیقی است که پیشنهاد میکنم با دقت مطالعه کنید.
https://vrgl.ir/sAPMw
https://vrgl.ir/sAPMw
ویرگول
"نامهای از هستی به هستی"
من همانی هستم که هست و از بودنِ خویش آگاه است
Forwarded from تفحص خویش
پروژه تخریب
میپرسید که: «حقیقت چیست؟»
حقیقت یک پروژه تخریب است.
بیشتر مسیرهای معنوی یک پروژه ساختوساز هستند. ما میسازیم و میسازیم، این ساختن ادامه پیدا میکند و شخص حس میکند که: «من دارم بهتر و بهتر میشوم.» اما روشنشدگی یک پروژه تخریب است.
#آدیاشانتی
خرابش کردم که عمارت، در خرابی است!
مقالات #شمس
«کم عمارت کن که ویرانت کنم»
#مولانا
‘Demolition project’
Asking, “What is the Truth?” is a demolition project. Most of spirituality is a construction project. We’re ascending and ascending…. It just keeps building, and a person feels, “I’m getting better and better.” But enlightenment is a demolition project.
#ADYASHANTI
میپرسید که: «حقیقت چیست؟»
حقیقت یک پروژه تخریب است.
بیشتر مسیرهای معنوی یک پروژه ساختوساز هستند. ما میسازیم و میسازیم، این ساختن ادامه پیدا میکند و شخص حس میکند که: «من دارم بهتر و بهتر میشوم.» اما روشنشدگی یک پروژه تخریب است.
#آدیاشانتی
خرابش کردم که عمارت، در خرابی است!
مقالات #شمس
«کم عمارت کن که ویرانت کنم»
#مولانا
‘Demolition project’
Asking, “What is the Truth?” is a demolition project. Most of spirituality is a construction project. We’re ascending and ascending…. It just keeps building, and a person feels, “I’m getting better and better.” But enlightenment is a demolition project.
#ADYASHANTI
Forwarded from تفحص خویش
هیچچیزی مستقل از آن قدرت متعال وجود ندارد. هر چیزی که تجربه میکنی حتی سختترین چیزها در زندگی اساتید تو هستند. آنی که حقیقت را ادراک کند همهچیز را متبرک مییابد. من چطور میتوانم تحت تأثیر اتفاقها قرار بگیرم؟ این فقط یک باور است. تو آن چیزی هستی که هیچچیز نمیتواند آن را متأثر کند (تو آن دگرگون ناپذیری). نترس.
#موجی
"Nothing exists independent of the Supreme Power. Everything you experience, even the difficult things in life, are your teachers. The one who realizes the Truth blesses everything. How can I be overwhelmed by anything that happens? That is only an idea.
You are the untouched One. Do not be afraid."
#mooji
#موجی
"Nothing exists independent of the Supreme Power. Everything you experience, even the difficult things in life, are your teachers. The one who realizes the Truth blesses everything. How can I be overwhelmed by anything that happens? That is only an idea.
You are the untouched One. Do not be afraid."
#mooji
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: اگر خویش خودش آگاهی است پس چرا من اکنون آگاه نیستم؟
باگوان #رامانا ماهارشی: دانش حال حاضر شما به خاطر ایگو است و آن فقط دانشی نسبی است.
دانش نسبی نیاز به مشاهدهکننده و مشاهده شونده دارد درحالیکه آگاهی از خویش، مطلق است و به هیچ عینیتی نیازمند نیست.
یادآوری هم امری نسبی است. آن نیازمند عینیتی برای یادآوری و فردی برای به یادآوردن است. هنگامیکه دیگر دو چیز باقی نامند آنگاه کیست که بخواهد چیزی را به یاد آورد؟
آنی که فراسوی دانش و غفلت است آتمان (خویش) است.
پرسشگر: من تا کجا باید به تفحص ادامه بدهم؟
باگوان: باید با تفحص به انهدام این باورهای غلط ادامه دهید تا زمانی که آخرین تصور اشتباه شما از بین برود. تا زمانی که خویش ادراک شود.
ارزشمندترین چیز در اقیانوس در زیر آن نهفته است. مروارید بسیار کوچک است اما درعینحال بسیار گرانبها است و دستیابی به آن دشوار است. خویش هم مانند مروارید است، برای یافتنش باید هرچه عمیق و عمیقتر به عمق سکوت فروبروید تا جایی که آن حاصل شود.
باگوان #رامانا ماهارشی: دانش حال حاضر شما به خاطر ایگو است و آن فقط دانشی نسبی است.
دانش نسبی نیاز به مشاهدهکننده و مشاهده شونده دارد درحالیکه آگاهی از خویش، مطلق است و به هیچ عینیتی نیازمند نیست.
یادآوری هم امری نسبی است. آن نیازمند عینیتی برای یادآوری و فردی برای به یادآوردن است. هنگامیکه دیگر دو چیز باقی نامند آنگاه کیست که بخواهد چیزی را به یاد آورد؟
آنی که فراسوی دانش و غفلت است آتمان (خویش) است.
پرسشگر: من تا کجا باید به تفحص ادامه بدهم؟
باگوان: باید با تفحص به انهدام این باورهای غلط ادامه دهید تا زمانی که آخرین تصور اشتباه شما از بین برود. تا زمانی که خویش ادراک شود.
ارزشمندترین چیز در اقیانوس در زیر آن نهفته است. مروارید بسیار کوچک است اما درعینحال بسیار گرانبها است و دستیابی به آن دشوار است. خویش هم مانند مروارید است، برای یافتنش باید هرچه عمیق و عمیقتر به عمق سکوت فروبروید تا جایی که آن حاصل شود.
Forwarded from تفحص خویش
Q: If Self is Itself conscious, why am I not aware even now?
M: Your present knowledge is due to ego and is only relative. Relative knowledge requires a subject and object, whereas awareness of the Self is absolute and requires no object.
Remembrance is also relative. It requires an object to be remembered and another to remember it. When there are no longer two things, who is to remember whom?
That which is beyond knowledge and ignorance is the Atman.
Q: Up to what point should I carry out the inquiry?
M: You must continue this demolition of wrong ideas by inquiry until your last wrong notion is demolished. Until the Self is realized.
The most valuable thing in the ocean lies on its floor. The pearl is tiny and yet so valuable and difficult to procure. The Self is like the pearl: to find it you must dive deep, into the silence, deeper and ever deeper, until it is reached.
#Ramana Maharshi
- Conscious Immortality
M: Your present knowledge is due to ego and is only relative. Relative knowledge requires a subject and object, whereas awareness of the Self is absolute and requires no object.
Remembrance is also relative. It requires an object to be remembered and another to remember it. When there are no longer two things, who is to remember whom?
That which is beyond knowledge and ignorance is the Atman.
Q: Up to what point should I carry out the inquiry?
M: You must continue this demolition of wrong ideas by inquiry until your last wrong notion is demolished. Until the Self is realized.
The most valuable thing in the ocean lies on its floor. The pearl is tiny and yet so valuable and difficult to procure. The Self is like the pearl: to find it you must dive deep, into the silence, deeper and ever deeper, until it is reached.
#Ramana Maharshi
- Conscious Immortality
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه «من هستم» - #موجی
ویدئوهای مرتبط:
دعوتی به رهایی
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
ویدئوهای مرتبط:
دعوتی به رهایی
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید