مسیر مستقیم
9.22K subscribers
917 photos
505 videos
24 files
247 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
نگران نباش
نگرانی چیزی جز هدردادن عقل و انرژی نیست
همه‌چیز در خدا
از طریق خدا
و به‌وسیله خدا
به‌طور خودبه‌خودی
در حال اتفاق افتادن است.

#نیسارگاداتا ماهاراج
Forwarded from تفحص خویش
"جهان انسان شد و انسان جهانی
از این پاکیزه‌تر نبوَد بیانی

چو نیکو بنگری در اصلِ این کار
هم او بیننده، هم دیده است و دیدار"
شیخ محمود #شبستری

* دوستان عزیزم برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان عزیز

در این وقفه کتابی از گفته‌های رامش بالسکار* ترجمه شد.
این کتاب به زودی در این کانال آپلود خواهد شد.

دوست داشتم پیش از آپلود کتاب نکات زیر را به شما جهت آمادگی هشدار دهم:

این کتاب قادر است تا خواننده را به چالش بکشد.

تعالیم این کتاب بر دو اصل استوار است:

اصل اول: من-شخص فاعل امور نیست و هیچ اراده آزادی ندارد.
اصل دوم: در حقیقت اصلاً هیچ من-شخصی وجود ندارد تا فاعل امور باشد.

که در حقیقت یعنی:
زندگی نه بر پایه اراده شخصی، بلکه بر اساس طرحی کیهانی جریان دارد که از سرچشمه هستی و آگاهی محض برخاسته است.
و در نگاهی عمیق‌تر هیچ شخصی به‌عنوان فردیتی که انجام دهنده و فاعل امور باشد وجود ندارد.

اگر خواننده که خود را یک شخص می‌پندارد در اصل اول بماند و متوجه اصل دوم نشود دچار سردرگمی و یاس می‌شود.
به همین دلیل پیشنهاد می‌شود تا دوستان کتاب را کامل بخوانند حتی چندین بار تا متوجه عمق موضوع شده و جان کلام را ادراک کنند تا آن آرامش و رهایی‌ای که در عمق آن نهفته آشکار گردد.

البته دوستان عزیز باید درنظر داشته باشند که درک این موضوع حتی نیاز به ادراک خیلی عمیق فلسفی یا معنوی نیز ندارد چراکه حتی از دیدگاه زیست‌شناسی فرگشتی، اگر مطالعاتی در این زمینه داشته باشید، درمی‌یابید که نیروی حیات از طریق انتخاب طبیعی و جهش‌های ژنتیکی، پیچیدگی حیات را شکل داده است. به‌گونه‌ای که اگر در این مسیر، مغز انسان به حجم کنونی خود نمی‌رسید یا نئوکورتکس آن به سطح پیچیدگی فعلی نبود، توانایی اندیشیدن درباره این مفاهیم نیز امکان نداشت.

بنابراین آیا این من شخص بود که مغز را به پیچیدگی حال حاضرش پیش برد؟

*رامش بالسکار از اساتید مطرح نادوگانگی بودند. ایشان پیش‌ازاین مترجم شخصی نیسارگاداتا ماهاراج بودند و درنهایت در محضر ایشان به ادراک حقیقت نائل گشتند. از آن پس جویندگان فروانی از سراسر جهان به نزد ایشان آمدند. از جمله اکهارت تله و لیسا کرنز. لیسا کرنز در محضر ایشان به ادراک حقیقی ماهیت خویش نائل گشت.
مسیر مستقیم pinned «سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان عزیز در این وقفه کتابی از گفته‌های رامش بالسکار* ترجمه شد. این کتاب به زودی در این کانال آپلود خواهد شد. دوست داشتم پیش از آپلود کتاب نکات زیر را به شما جهت آمادگی هشدار دهم: این کتاب قادر است تا خواننده را به چالش بکشد.…»
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
گفتارهای رامش بالسکار.pdf
2.1 MB
کتاب گفتارهای رامش بالسکار

دوستان عزیز لطفاً پیش از مطالعه کتاب نکاتی که در این پست آمده است را بخوانید.

بعد از مطالعه کتاب – که پیشنهاد می‌شود بیش از یک‌بار آن را بخوانید – احتمالاً سؤالاتی برای شما پیش خواهد آمد. مطلب زیر به بخشی از سؤالات شما پاسخ خواهد داد.

اولین و بزرگ‌ترین خطای ادراکی

در صورت اشتیاق چنانچه مایل بودید لطفاً تجربه خودتان از مطالعه این کتاب را با ما به‌صورت صوتی با آی دی زیر به اشتراک بگذارید.

@InquirySpace

لینک حمایت از کانال
وجود واحد و یگانه‌ای هست که هر چیزی و هر فردی، هستی به‌ظاهر مستقلش را از آن می‌گیرد.
بی‌کران، در کسوتِ کران‌مند جلوه می‌کند، بی‌آنکه لحظه‌ای از ذات خویش دور افتد.

#روپرت اسپایرا
تمام تجربیات عینی- افکار، تصاویر، احساسات، حس‌ها و ادراکات – پدیدار شده و ناپدید می‌شوند. اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام این تجربه‌های متغیر، ثابت باقی می‌ماند درست همچون صفحه‌نمایشی که در طول تمام فیلم ثابت باقی می‌ماند.
#روپرت_اسپایرا




All objective experience thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appears and disappears, but Knowing or being Aware remains present throughout every changing experience, just as a screen remains present throughout all of the movie #Rupert_Spira
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" I AM THAT "
شعری از شانتاناندا ساراسواتی - با صدای #روپرت_اسپایرا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایان ایگو، آغاز بی نهایت - #روپرت_اسپایرا

*بحران وجودی همیشه نشانه‌ی گم شدن نیست.
اگر چیزی در زندگی‌ات در حال فروپاشی است،
شاید آگاهی در حال آزاد شدن از یک هم‌هویت‌شدگی قدیمی است.
از دست دادن‌ها گاهی همان چیزی است که ما را به حقیقت خودمان نزدیک می‌کند.
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پست قبلی در خصوص هدایت توجه از طوفانهای سطح اقیانوس و لنگر انداختن در عمقِ اقیانوس (آگاهیِ پس‌زمینه) صحبت شد، این فرایند صرفا یک موضوع جالب یا یک راهکارِ ذهنی، ساده و سریع نیست. این کار، نیازمندِ یک مواجهه‌ی جانانه و صبورانه با لایه‌های درونیِ خودمان است.

این ویدئو را با عجله نبینید، چندبار ببینید و بعد از آن در طی روز بطور مدام در تجربه خودتان آن را مورد بررسی قرار دهید. آنچه بیان میشود صرفا یک باور ذهنی نیست بلکه اینجا توجه شما به چیزی جلب می‌شود که همین حالا در تجربه‌ی مستقیم‌تان حاضر است، با آن بمانید و خودتان را درست شناسایی کنید.
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برترین مراقبه: «آگاه بودن از آگاه بودن» - #روپرت_اسپایرا

در چند مطلب قبل آموختیم که ما «شاهد» و آگاهیِ پس‌زمینه هستیم؛ شاهدی که در پس تمام آنچه مشاهده می‌کند حضور دارد و از آنها آگاه است. افکار و احساسات و حس‌ها می‌آیند، توسط آن شناسایی می‌شوند و می‌روند اما آن همچنان حی و حاضر باقی می‌ماند. حالا این سؤال پیش می‌آید: چگونه می‌توان در این آگاهیِ پس‌زمینه استقرار یافت؟

روپرت اسپایرا در این مراقبه راهکار عمیق و مستقیمی به ما می‌دهد: «آگاه بودن از آگاهی»

او می‌گوید توجه ما همیشه به سمت یک «عینیت» یا «موضوع» بیرونی یا ذهنی می‌رود (مثل یک فکر، یک صدا، یا یک حس بدنی). اما برای شناخت خودِ حقیقی‌مان، نیازی به هدایت کردن توجه نیست؛ بلکه برعکس، باید اجازه دهید تا توجه در منشأش آرام بگیرد.

*این ویدئو مراقبه بسیار مهمی است که برای ادراک هرچه عمیق‌تر آن باید بارها و بارها به آن رجوع کرد و در آن مهارت پیدا کرد. پیشنهاد می‌کنم در جای آرامی بنشینید و این ویدئو را تا انتها ببینید.
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*همچنان در ارتباط و مشاهده گری
 
شناخت ماهیت حقیقی از طریق تفحص خویش - #روپرت_اسپایرا
 
این ویدیوی بسیار مهم  را با دقت و ظرافت ببینید. در مشاهده‌گری، عامل توجه از عینیات گوناگون (افکار، احساسات، حواس و حسهای بدن) متوجه آنی که از این عینیت‌ها آگاه است می‌شود و این همچون شرایطی است که فردی مشغول دیدن یک فیلم در سینماست و توجه‌اش را از تصاویر به سمت پرده نمایش می‌برد.
رویکرد آشنای دیگری نیز وجود دارد که آن هم توجه را به جهت یکسانی هدایت می‌کند و از دقیقه ۴:۳۰ به بعد این ویدئو به آن اشاره می‌شود. رویکرد خالی شدن از عینیت‌ها. و این هم همچون زمانی است که فرد در حال دیدن فیلم است و ناگهان فیلم متوقف می‌شود. هنگامی‌که فیلم متوقف شود آنچه باقی می‌ماند صفحه‌نمایش است.
با توجه به تعالیمی که تاکنون آموختیم به این نکته ظریف دقت کنید و روی آن تعمق کنید که:

شخص چیزی نیست جز هم‌هویت‌شدگیِ شدیدِ عاملِ توجه یا آگاهی با بخشی از چیزهایی که از آنها آگاه است.
تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید.

#روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
*(همچنین در ادامه مطالب مربوط به مشاهده‌گری)

هر چیزی که ظاهر می‌شود، باید درون چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود.
امکان ندارد فیلمی بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد.
امکان ندارد کلماتِ یک رمان بدون صفحه‌ای سفید وجود داشته باشند.
امکان ندارد ابری بدون آسمان وجود داشته باشد.
امکان ندارد فکری بدونِ........... وجود داشته باشد.
بدونِ چی؟ ......

علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم ورق سفید را تجربه می‌کنیم.
اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛
بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم.
آن چیست؟ ......

و درست همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده، کاغذ سفید از کلمات رمان ساخته نشده و آسمان از ابرها ساخته نشده است، پس هر آنچه افکار درون آن ظاهر می‌شوند نیز از فکر ساخته نشده است.

درست همان‌طور که صفحه‌نمایش از ویژگی‌های محدودِ فیلم مبرّاست، همان‌طور که صفحه سفید از ویژگی‌های محدودِ داستانِ رمان آزاد است و همان‌طور که آسمان از ویژگی‌های محدودِ ابرهایی که در آن ظاهر می‌شوند پاک است، به همین ترتیب، آنچه افکار درون آن ظاهر می‌شوند نیز از محدودیت‌های فکر آزاد است و به خودی خود، نامحدود است.

علاوه بر این، تنها جوهرِ موجود در فیلمِ محدود، همان صفحه‌نمایشِ نامحدود است؛ تنها جوهرِ موجود در کلماتِ محدود، همان کاغذ نامحدود است؛ تنها جوهرِ موجود در ابرهای محدود، همان آسمانِ نامحدود است.

از این رو، گفته می‌شود صفحه‌نمایش، «حقیقتِ» فیلم است، کاغذ، «حقیقتِ» کلمات است و آسمان، «حقیقتِ» ابرها؛ یعنی آن چیزی که در آن‌ها واقعی است. فیلم، کلمات و ابرها، نمودی موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند.

به همین ترتیب، تنها جوهرِ موجود در فکرِ محدود، همین امرِ نامحدودی است که فکر در آن ظاهر می‌شود. این امرِ نامحدود که فکرِ محدود درون آن پدیدار می‌شود، «حقیقتِ» آن است.
در رابطه با فکر، به این امرِ نامحدود «آگاهی» می‌گویند. آگاهی، حاضر و دانا (شناسا) است.

یک فکرِ محدود، نمودی موقت از این آگاهیِ نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نشده، بلکه از آگاهی ساخته شده است.
یخ از یخ ساخته نمی‌شود، بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ، نام و فرمی موقت از آبِ همیشه حاضر است. آب، حقیقتِ یخ است. هنگامی که یخ از یخ بودن باز می‌ایستد، تمام آنچه از دست می‌رود تنها یک نام و فرم موقت است، اما حقیقتِ یخ ــ یعنی آب ــ از بین نمی‌رود. آب، حاضر و برقرار باقی می‌ماند تا نام و فرم بعدی را به خود بگیرد.

بنابراین، وقتی فکری ناپدید می‌شود، حقیقتِ آن (یعنی آگاهی) ناپدید نمی‌شود. آگاهی صرفاً یک نام و فرم موقت را از دست می‌دهد و پابرجا می‌ماند و آماده است تا نام و فرمِ پدیده بعدی را به خود بگیرد.

#روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
Whatever appears must appear IN something or ON something. It is not possible to have a movie without a screen. It’s not possible to have the words of a novel without a white page. It’s not possible to have a cloud without a sky. It’s not possible to have a thought without …
… without what? [Silence]
Moreover, if we are seeing the movie, we are by definition experiencing the screen. If we are reading a novel, we are by definition experiencing the page. If we are seeing the clouds, we are experiencing the sky. Therefore, if we are experiencing our thoughts (and each of us is experiencing our thoughts) we must, by definition, be experiencing whatever it is they appear In.
What is that? [Silence]
And just as the screen is not made out of the movie, the white paper is not made out the words of the novel, the sky is not made out of clouds, so whatever it is in which our thoughts appear is not itself made of thoughts.
Just as a screen is free of the limited qualities of the movie, just as the white page is free of the limited qualities of the story in the novel, just as the sky is free of the limited qualities of the clouds that appear in it, so whatever it is in which our thoughts appear ... is itself free of the limitations of thought …, and is, as such, unlimited.
Furthermore, the only substance present in the limited movie is the unlimited screen, the only substance present in the limited words is the unlimited paper, the only substance present in the limited clouds is the unlimited sky.
As such, the screen is said to be the Reality of the movie, the paper the Reality of the words, the sky the Reality of the clouds; that which is Real in them. The movie, the words, the clouds, are a temporary appearance of their ever-present Reality.
Likewise, the only substance present in limited thought is this unlimited something in which it appears. This unlimited something in which the limited thought appears is its Reality.
In relation to thought, this unlimited something is called Consciousness. It is Present and Knowing.
A limited thought is a temporary appearance of this unlimited Consciousness. In other words, thought is not made of thought; it is made of Consciousness.
Ice is not made out of ice, it is made out of water. The ice is a temporary name and form of the ever-present water. The water is its Reality. When ice ceases to be ice, all that is lost is a temporary name and form, but the Realty of the ice, the water, is not lost. It remains present and available, ready to assume the next name and form.

So, when a thought disappears, its Reality (Consciousness) doesn’t disappear. It simply loses a temporary name and form and remains available, ready to assume the name and form of the next appearance.
#RupertSpira