مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
Where the first thought has left and the other is not arisen, that is Consciousness, that is Freedom, that is your own place, your own abode. You are always there, you see.

Shift attention, change the gestalt. Don't look at the figure, look at the background! If I put a big blackboard the size of a wall here and mark it with a white point and ask you, "What do you see?" Ninety-nine percent of you will not see the blackboard! (Laughs) You will say, "I see a little white spot." Such a big blackboard and its not seen, and only a little white spot, which is almost invisible is seen! Why? Because this is the fixed pattern of the mind. To look at the figure , not the blackboard, to look at the cloud , not at the sky; to look at the thought and not Consciousness.

That's all the teaching is. Always look to Consciousness. Always look to Consciousness and know this is what you are! This is your own place, your own abode, Stay Here. No one can touch you. Who can enter Here where you are? Even your mind cannot enter.

#Papaji
Forwarded from تفحص خویش
هر چیز که ظاهر می‌شود باید در چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود. امکان ندارد که فیلمی بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد. امکان ندارد که کلماتِ یک رمان بدون یک صفحه‌ی سفید وجود داشته باشند. مکان ندارد که ابری بدون آسمان وجود داشته باشد. امکان ندارد که افکار بدونِ...
بدونِ چی؟
علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم صفحه را تجربه می‌کنیم. اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛ بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم.
آن چیست؟
و همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده، صفحه سفید از کلمات رمان ساخته نشده و آسمان از ابرها ساخته نشده پس هر چیزی که فکرها بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز از جنس افکار ساخته نشده است.
همان‌طور که صفحه‌نمایش از کیفیت‌های محدودِ فیلم رها است، همان‌طور که صفحه‌ی سفید از کیفیت‌های محدودِ داستانِ رمان رها است و همان‌طور که آسمان از کیفیت‌های محدودِ ابرهایی که بر روی آن ظاهر می‌شوند رها است به همین ترتیب هر چیزی که افکار بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز رها از محدودیت افکار است و بنابراین نامحدود است.
علاوه بر این تنها ماده اصلی موجود در فیلمِ محدود، صفحه‌نمایش نامحدود است. تنها ماده اصلی موجود در کلماتِ محدود، صفحه‌ی نامحدود است و تنها ماده اصلی موجود در ابرهای محدود، آسمانِ نامحدود است.
همین‌طور گفته می‌شود که صفحه‌نمایش، اصالت فیلم است، کاغذ، حقیقت و اصالت کلمات است و آسمان، حقیقت ابرها. فیلم، کلمات و ابرها، ظهوری موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند.
به همین ترتیب تنها ماده اصلی موجود در افکارِ محدود، آن چیز نامحدودی است که افکار در آن ظاهر می‌شوند. این چیزِ نامحدود که افکارِ محدود بر روی آن ظاهر می‌شوند، حقیقت و اصالت آن است.
در رابطه با افکار، به این چیزِ نامحدود، آگاهی میگویند. آن حاضر و آگاه است.
یک فکرِ محدود، یک ظهور موقت از آن آگاهی نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نمی‌شود، فکر از آگاهی ساخته می‌شود.
یخ از یخ ساخته نمی‌شود بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ اسم و فرمی موقت از آب همیشه حاضر است. آب اصالت یخ است. زمانی که یخ از یخ بودنش متوقف می‌شود تمام چیزی که از دست می‌دهد اسم و فرم موقتی‌اش است اما حقیقت و اصالت یخ یعنی آب از بین نمی‌رود. آن حاضر و موجود باقی می‌ماند تا اسم و فرم بعدی را به خود بگیرد.
بنابراین زمانی که یک فکر محو می‌شود ماهیتش یعنی آگاهی از بین نمی‌رود بلکه فقط یک اسم و فرم موقت را از دست می‌دهد و در دسترس باقی می‌ماند، آماده است تا اسم و فرم ظاهر بعدی‌اش را بگیرد.
#روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
Whatever appears must appear IN something or ON something. It is not possible to have a movie without a screen. It’s not possible to have the words of a novel without a white page. It’s not possible to have a cloud without a sky. It’s not possible to have a thought without …
… without what? [Silence]
Moreover, if we are seeing the movie, we are by definition experiencing the screen. If we are reading a novel, we are by definition experiencing the page. If we are seeing the clouds, we are experiencing the sky. Therefore, if we are experiencing our thoughts (and each of us is experiencing our thoughts) we must, by definition, be experiencing whatever it is they appear In.
What is that? [Silence]
And just as the screen is not made out of the movie, the white paper is not made out the words of the novel, the sky is not made out of clouds, so whatever it is in which our thoughts appear is not itself made of thoughts.
Just as a screen is free of the limited qualities of the movie, just as the white page is free of the limited qualities of the story in the novel, just as the sky is free of the limited qualities of the clouds that appear in it, so whatever it is in which our thoughts appear ... is itself free of the limitations of thought …, and is, as such, unlimited.
Furthermore, the only substance present in the limited movie is the unlimited screen, the only substance present in the limited words is the unlimited paper, the only substance present in the limited clouds is the unlimited sky.
As such, the screen is said to be the Reality of the movie, the paper the Reality of the words, the sky the Reality of the clouds; that which is Real in them. The movie, the words, the clouds, are a temporary appearance of their ever-present Reality.
Likewise, the only substance present in limited thought is this unlimited something in which it appears. This unlimited something in which the limited thought appears is its Reality.
In relation to thought, this unlimited something is called Consciousness. It is Present and Knowing.
A limited thought is a temporary appearance of this unlimited Consciousness. In other words, thought is not made of thought; it is made of Consciousness.
Ice is not made out of ice, it is made out of water. The ice is a temporary name and form of the ever-present water. The water is its Reality. When ice ceases to be ice, all that is lost is a temporary name and form, but the Realty of the ice, the water, is not lost. It remains present and available, ready to assume the next name and form.

So, when a thought disappears, its Reality (Consciousness) doesn’t disappear. It simply loses a temporary name and form and remains available, ready to assume the name and form of the next appearance.
#Rupert_Spira
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*این موضوع را در ارتباط با سه مطلب قبل درنظر بگیرید.

به‌جای توجه مدام به افکار، توجه را به فضای بین افکار آورده و خودتان را به‌عنوان آن فضا شناسایی کنید. توجه را از افکار به پس‌زمینه‌ی افکار که حقیقت شماست بیاورید.
در این تصویر حقیقت شما آن پس‌زمینه سفید است که افکار از درون آن بیرون آمده، شناسایی‌شده و محو می‌شوند. حقیقت شما این فضای خالی است نه افکاری که بی‌وقفه برمی‌خیزند.خودتان را درست شناسایی کنید.
شاید تمرین مشاهده گری که پس‌ازاین خواهد آمد در این خصوص مفید باشد.

#مسیرمستقیم
Opening Titles
The Cinematic Orchestra
The Cinematic Orchestra - Les ailes pourpres
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شناسایی حقیقی و تمرین مشاهده‌گری
#مسیرمستقیم
Forwarded from من کیستم؟
از آگاه بودن آگاه شوید.
رامانا ماهارشی
Forwarded from من کیستم؟
Become conscious of being conscious.
Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
"همراهان محترم و دوستان عزیز، برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درمان درد فراق - «خوی کن» بی‌شیشه دیدن نور را

شاید مطالب زیر به ادراک بهتر این موضوع کمک کنند:

داستان شاهدخت کاشی

کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد

چشمان خداوند
Forwarded from تفحص خویش
بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۵۷
Forwarded from تفحص خویش
حقیقتا متن حیرت انگیزی است.

آیا تاکنون به رنجهای زندگی از این زاویه نگاه کرده بودید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سنت الهی بر خلاف عادت خلق است»
"ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد"
#حافظ
*توضیح مختصری بر دو مطلب پیشین.
Forwarded from تفحص خویش
چند روز پیش بود که دوست عزیزی ویدئویی برای من ارسال کرد و وقتی دیدمش حقیقتاً متحیر شدم. جنس شعر این موسیقی گویا شطحیاتی بود همچون شطحیات بایزید و حلاج و شبلی و خرقانی.
کنجکاو شدم که در مورد شاعر این شعر کمی جستجو کنم پس از کمی جستجو در اینترنت به چنین اطلاعاتی در خصوص شاعر این ابیات و زندگی‌اش رسیدم:
شاعر این ابیات عمادالدین نسیمی عارف و متفکر صوفی قرن هشتم است از شاعران صوفیِ بزرگِ آذری‌زبان. دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود.
نسیمی هم همچون حلاج به خاطر عقایدش در وحدت وجود به سرنوشتی مشابه او دچار شد به این صورت که پوستش کنده شد، جنازه‌اش هفت روز در شهر حلب گردانده شد، سپس شقه گردید و شقه‌هایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصرالدین و عثمان قارایولوق فرستاده شد. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.

با تعمق روی این شعر متوجه می‌شوید که چطور عامل توجه، هم‌هویت‌شدگی و چسبندگی با مجموعه‌ای تصویر و فکر یعنی این شخصِ توهمی به نام عمادالدین نسیمی را رها کرده و به سمت درستش چرخیده و آگاهی به آگاه بودن خودش آگاه شده و در این لحظه " عمادالدین نسیمی" دیگر وجود نداشته و هرچه "هست" فقط اوست.

*ضمن سپاس از مترجمان آذری این ویدئو، برای ترجمه این کار (چون زبان آذری بلد نیستم) از دو ترجمه موجود در اینترنت استفاده کردم و این ترجمه‌ها را با متنِ انگلیسیِ موجود تطبیق داده و کمی اصلاح کردم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز درون من رنج میکشد؟ - #روپرت_اسپایرا

*ویدئوی شماره یک
Forwarded from تفحص خویش
"پرندگان در آسمان ناپدید شدند و حالا آخرین ابر هم محو شد.
ما باهم نشسته‌ایم، کوه و من. تا آن زمان که فقط کوه باقی بماند."
لی پو

" The birds have vanished into the sky and now the last cloud drains away.
We sit together, the mountain and me, until only the mountain remains."
~ Li Po ~
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز درون من رنج میکشد؟ (ویدئوی شماره دو)
#روپرت_اسپایرا

مطالب مرتبط


ویدئوی شماره یک

چگونه تفحص خویش را انجام دهم؟

شبح