مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
هرگز تاکنون چیزی در مورد خدا گفته نشده است که پیش از این بهترش را باد در میان درختان کاج نگفته باشد.
توماس مرتون

Nothing has ever been said about God that hasn't already been said better by the wind in the pine trees.
Thomas Merton
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: مراقبه چیست و چه فوایدی دارد؟
ماهاراج: تا زمانی که یک مبتدی هستید برخی از مراقبه‌های رسمی یا عبادات ممکن است برای شما مفید باشند؛ اما
برای جوینده‌ی حقیقت فقط یک مراقبه وجود دارد،
امتناع شدید از پناه دادن به افکار.

رهایی از افکار، خودش مراقبه است.


#نیسارگاداتا ماهاراج

"از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها"
#مولانا

Q: What is meditation and what are its uses?
M: As long as you are a beginner certain formalized meditations, or prayers may be good for you. But for a seeker for reality there is only one meditation — the rigorous refusal to harbor thoughts. To be free from thoughts is itself meditation.
#Nisargadatta Maharaj- I AM THAT
Forwarded from تفحص خویش
"زانکه من ز اندیشه‌ها بگذشته‌ام
خارج اندیشه، پویان گشته‌ام*

حاکم اندیشه‌ام محکوم نی**
زانک بنا حاکم آمد بر بنا

جمله خلقان سخرهٔ اندیشه‌اند***
زان سبب خسته دل و غم‌پیشه‌اند

من چو مرغ اوجم، اندیشه مگس
کی بود بر من مگس را دسترس؟"

#مولانا – مثنوی دفتر دوم


*در ساحتی ورای اندیشه و ذهن سیر می‌کنم.

**بر اندیشه خود غالبم همچون بنایی که بر ساختمانی که می‌سازد غالب است.

*** آدمیان مغلوب اندیشه خود هستند و به همین دلیل نیز افسرده و اندوهگین هستند.
Forwarded from تفحص خویش
پرسشگر: (شما گفتید که "رهایی از افکار، خودش مراقبه است") این کار چگونه انجام می‌گیرد؟
ماهاراج: کار را با اجازه دادن به جریان افکار و مشاهده کردن آن‌ها آغاز کنید. همین عمل مشاهده کردن افکار، ذهن را آرام می‌کند تا آنجا که کاملاً متوقف می‌شود. به‌محض اینکه ذهن ساکت شد، آن را ساکت نگاه‌دارید. از آرامشش خسته نشوید، در آن باشید و به ژرفای آن بروید.
پرسشگر: من شنیده‌ام که برای دور کردن سایر افکار، باید فقط یک فکر را در ذهن نگه داشت؛ اما چگونه می‌شود تمام افکار را دور کرد؟ همین باور هم یک فکر است.
ماهاراج: دوباره تجربه کنید و از تجربیات قبلی استفاده نکنید. افکارتان را مشاهده کنید و خودتان را مشاهده کنید که در حال مشاهده‌ی افکار هستید. وضعیت رهایی از تمام افکار ناگهان اتفاق می‌افتد و شما می‌توانید آن را با برکتش بشناسید.

#نیسارگاداتا ماهاراج
Forwarded from تفحص خویش
Q: How is it done?
M: You begin by letting thoughts flow and watching them. The very observation slows down the mind till it stops altogether. Once the mind is quiet, keep it quiet. Don’t get bored with peace, be in it, go deeper into it.

Q: I heard of holding on to one thought in order to keep other thoughts away. But how to keep all thoughts away? The very idea is also a thought.
M: Experiment anew, don’t go by past experience. Watch your thoughts and watch yourself watching the thoughts. The state of freedom from all thoughts will happen suddenly and by the bliss of it you shall recognize it.
#Nisargadatta Maharaj- I AM THAT
Forwarded from تفحص خویش
"اندیشه می‌کنی که رهی از زحیر و رنج
اندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر"*
#مولانا

*قصد داری تا با فکر و خیال از غم و رنج رها شوی غافل از اینکه خودِ این افکار سرچشمه تمام آن غم و رنج هستند.
زحیر: غم و آزردگی

ادراک حقیقت خویش پیشاپیش در اینجا وجود دارد. وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی

Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#Ramana Maharshi
+سؤال چرا آرام کردن ذهن تا این حد برای من دشوار است؟ از هر طرفی به شدت در معرض افکار هستم و راه گریزی نمیبینم.

-افکار چیزی جز مجموعه‌ای از جملات نیستند. جملاتی که مدام به صورت‌های مختلف تکرار می‌شوند. خود این جملات نیرو و توانی ندارند اما موضوع اصلی، میزان توجه ای است که ما به این جملات می‌دهیم. هرچه توجه بیشتری به این جملات (افکار) بدهیم آنها قوی‌تر شده و رها شدن از آنها دشوارتر می‌شود. پس پیش از هر چیزی عمیقاً درون خودتان بررسی کنید و ببینید که بیشترین توجه شما را کدام دسته از این افکار به خودشان جلب می‌کنند و نسبت به آنها هشیار باشید. هرچقدر توجه را از آنها بردارید انرژی و توانشان کمتر شده و رفته‌رفته محو می‌شوند اما از طرفی هرچه با تکرار بیشتر، توجه یا انرژی بیشتری به‌اصطلاح به آنها پمپاژ کنید نیرومندتر شده و رفته‌رفته آنها بر شما مسلط می‌شوند و در پس‌زمینه به‌طور خودبه‌خود فعال باقی می‌مانند.
+ دقیقاً همین‌طور است مثلاً من اصلاً نمی‌توانم افکارم را مشاهده کنم؛ یعنی وقتی افکار هستند من مطلقاً توان مشاهده گری آنها را ندارم و با آنها یکی می‌شوم.
-در ابتدا یکی از راه‌هایی که این جریان خود به خودی را قطع می‌کند برداشتن توجه از روی آنها و معطوف کردن آن به سمت دیگری است. در اینجا تمرینات ذهن‌آگاهی مثل تمرین تنفس، تمرین شنیدن صداها و... می‌تواند مفید باشد و فضاگشایی کند.
به‌طور مثال سعی کنید تا تمرین شنیدن صداها را درون خودتان پرورش دهید؛ یعنی به‌جای شنیدن مدام افکاری که در ذهنتان تکرار می‌شوند، توجه را به صداهایی که همین حالا می‌شنوید بیاورید و نسبت به آنها آگاه باشید. مثل صدای ماشین‌ها، صدای باران، صدای ظرف‌ها، صدای وزش باد و...شاید در ابتدا متوجه چیز عجیبی بشوید اینکه به‌واسطه حضور قدرتمند افکار، حتی نمی‌توانید این صداها را هم به‌درستی بشنوید اما هرچه با دقت بیشتری به آنها توجه کنید و متمرکز شوید آنها را شفاف‌تر و واضح‌تر خواهید شنید. هرچه بیشتر متوجه این صداها باشید صدای ذهن کمرنگ‌تر شده و فضای بیشتری گشوده می‌شود. درنهایت با تمرین بیشتر می‌توانید به این مهارت برسید که صدای ذهن را هم همچون یک صدای بیرونی بشنوید و دیگر خودتان را عین آن افکار نپندارید. همین‌طور که رفته‌رفته متوجه می‌شوید که شما صرفاً این افکار و احساسات و خاطرات و گذشته نیستید و چیزی هستید که از تمام آن چیزها آگاه است و مقدم بر آنها است، ناگهان «متوجه شده» و به تعریف جدیدی از خودتان می‌رسید که این ادراک جدید تمام تصاویر پیش‌ازاین که از خودتان داشتید را دگرگون می‌کند.
در این زمینه مطالعه کتاب‌های نیروی حال، تمرین نیروی حال، تفکر زائد، رهایی از دانستگی همین‌طور کتاب‌هایی در حوزه ذهن‌آگاهی می‌توانند سودمند باشند.
مهم‌ترین گام در خودشناسی رهایی از افکار یا رها شدن از هم هویت شدگی با افکار است. تا آنجا که گفته‌اند رهایی از افکار اولین و آخرین گام در خودشناسی است.
در نبود افکار. تصاویر، خاطرات و گذشته، من همچنان هستم.
من چیستم؟

#مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این مراقبه را در ارتباط با پست قبل درنظر بگیرید.
بعد از اینکه متوجه منظور این مراقبه شدید، همین تمرین را در طول روز بارها انجام دهید و توجه تان را به سمت صداهای بیرون برده و سپس به سمت صدای درون سر بیاورید تا آنجا که رفته رفته در این امر مهارت پیدا کنید. این مدیتیشن به مرور توان مشاهده گری افکار را در شما پرورش خواهد داد و بعد از این شما دیگر خودتان را عین این افکار و صداهای درون سرتان نمیپندارید. و به قول #اکهارت:
هنگامی‌که صدای درون سرت که وانمود می‌کند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمی‌کند را شناسایی کردی، آنگاه از هم‌هویت‌شدنِ ناآگاهانه با این جریان افکار بیدار می‌شوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی می‌بری که تویِ حقیقی، آن صدا یعنی آن فکر کننده نیستی بلکه: "تو همانی هستی که از این صدا آگاه است."
گوش کن.

فقط گوش کن.

به صدای ذهن گوش بده.

بشنو.

مشکل اینجاست که ما صدای ذهن را نمی‌شنویم.

آن‌چنان با آن یکی شده‌ایم که همچون سِحرشدگان خودمان را تماماً همان می‌پنداریم.

صدای ذهنت را بشنو.

حضور داشته باش و آن حرف‌ها را بشنو.

چنان برای شنیدن صدای ذهن حاضر باش گویا گربه‌ای با تمام وجود در کمین موشی است.

بشنو.

راه رهایی، شنیدن است.

همین‌که آن را بشنوی آن وا رفته و از هم می‌پاشد.

آگاهی از صدای ذهن، محو آن است.

همین که آن را بشنوی دیگر با آن یکی نخواهی بود.

بشنو و مدام در تقویت این گوش، بکوش.

خلاص شدن از یکی پنداشتن خودت با این سر و صدای ذهن، شروع ادراک حقیقی خودت و کشف رازهاست.*

خانه‌ی درون را از این سر و صدا، از این خار و خاشاک پاک کن تا مهیای حضور محبوب گردد.**

و البته چه زیباست زمانی که میفهمی محبوب پیشاپیش حاضر بود و همین خار و خاشاک حجاب و مانع دید بودند.
#مسیرمستقیم


*اشاره‌ای است به بیت: از درون خویش این آوازها/ منع کن تا کشف گردد رازها.
از #مولانا

**اشاره‌ای است به ابیات:
"وجود تو همه خار است و خاشاک
برون انداز از خود جمله را پاک

برو تو خانه دل را فرو روب
مهیا کن مقام و جای محبوب

چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو بی تو جمال خود نماید"
محمود #شبستری
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمرین مشاهده‌گری افکار
چرا تمرین مشاهده‌گری مهم است؟

در تمرین مشاهده‌گری، ما برای اولین بار متوجه می‌شویم که علاوه بر افکار و احساسات و عواطف که به‌طور مدام درگیرشان هستیم چیز دیگری نیز در اینجا وجود دارد.
چیز دیگری که تاکنون اصلاً از آن آگاه نبودیم.
ادراک عمیق این موضوع بزرگ‌ترین کشف تمام زندگی‌مان خواهد بود.
ما تاکنون این‌طور فکر می‌کردیم که عین افکار و احساسات و ماجراها هستیم.
اما در تمرین مشاهده‌گری اتفاق بزرگی رخ می‌دهد، این جمله:
"من افکار و احساساتم هستم"
به
"من از افکار و احساسات آگاهم"
تغییر می‌کند.
گویی ناگهان فاصله‌ای بوجود می‌آید.
در تمرین مشاهده گری، رفته‌رفته هم‌هویت‌شدگی شدید با ذهن (افکار و احساسات و خاطرات و تصاویر..) کمرنگ شده و فرد متوجه ماهیت حقیقی خودش که چیزی مقدم بر این افکار است می‌شود.
"من این افکار نیستم...
من چیزی هستم که از این افکار و احساسات آگاهه، اونها رو میبینه، میشنوه...
این چیزی که متوجه اونهاست چیه؟
من چی هستم؟
من کی هستم؟"
من تا الآن این‌طور گمان می‌کردم که من می‌ترسم، من بدبختم، من تنها هستم، من غمگینم یا حتی من شادم، من خوشحالم.
اما بعدازاینکه توان مشاهده گری را پرورش دادم آنگاه متوجه می‌شوم که:
من آن آگاهی‌ای هستم که از افکار مربوط به ترس، غم، نگرانی، شادی یا لذت آگاه است.
من آن فضای آرام و آگاه و بی‌انتهایی هستم که از رفت‌وآمد این‌ها آگاه است.
من خود این آگاهی هستم و نه چیزهایی که از آنها آگاهم.
"من هستم" عاری از تمام کیفیاتی است که از آنها آگاه است.

ماجرای غرق شدن در افکار شبیه چراغ‌قوه‌ای است که حقیقت خودش را فراموش کرده است. چراغ‌قوه به دلیل تمرکزِ شدید روی چیزهایی که نورش روی آنها افتاده و آنها را روشن کرده، رفته‌رفته دیگر خودش را همان چیزها دانسته و ماهیت اصلی خودش را از یاد برده است.
مشاهده گری تمرین است،
باید با اشتیاق در طول روز با توجه به مطالبی که در پست‌های قبل گفته شد توجه را از افکار برداشته تا رفته‌رفته نیرو و توانشان کم شده تا بتوانید نیرو و توان مشاهده گری را تقویت کنید.

هرچقدر عضلات مشاهده گری شما پرورش یابند به شناخت عمیق‌تری از خود حقیقی‌تان خواهید رسید. خود حقیقی‌ای که آزاد و آرام و رها فراسوی تمام کیفیات است.

در انتها ختم می‌کنم به این جمله از باگوان رامانا ماهارشی که:
" افکار می‌آیند و می‌روند.
احساسات می‌آیند و می‌روند.
ببین این چیست که باقی می‌ماند."

تمرین مشاهده گری را در طول روز انجام دهید.
در انتظار وضعیت خاصی برای انجام دادنش نباشید. در هر شرایطی که هستید انجامش دهید. با پست‌های بعد همراه باشید.

#مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افکارم صداهایی هستند که آنها را می‌شنوم، از آنها آگاهم.
آیا افکار بدون من می‌توانستند وجود داشته باشند؟
این منی که این صداها را می‌شنود کیست؟

افکار همچون ابرهایی در آسمان‌اند.
آسمان بینهایت عظیم است.
آسمان ثابت و آرام و گسترده و بی‌انتهاست.
آسمان هنگامی‌که بیش‌ازحد بر ابرها تمرکز کند رفته‌رفته خودش را فراموش می‌کند
و خودش را با سرنوشت محدود و موقت و دائم التغییر ابرها یکی می‌داند.
ای آسمان
از خودت این سؤال را بپرس
و در آن عمیق و عمیق و عمیق‌تر شو:

این ابرها در کجا می‌آیند و می‌روند؟
در کجا پدیدار و ناپدید می‌شوند؟
این ابرها در کجا جریان دارند؟

تو این ابرها نیستی،
تو از این ابرها آگاهی.
این تویی که از این ابرها آگاه است چیست؟
عقب‌تر برو.
درست ببین.
اگر ابرها همه محو شوند آیا تو هم محو می‌شوی؟

مقدم بر این ابرها باید چیزی وجود می‌داشت تا ابرها درونش جریان داشته باشند.
تو این ابرها نیستی.
تو آن گستردگی و بی‌نهایتی هستی که این ابرها درونش جریان دارند.
می‌آیند و می‌روند.

تو اما
"هستی"
پیش از آنها و بعد از آنها.

خودت را به یاد بیاور.

#مسیرمستقیم
«تمرین مشاهده‌گری»

از پله ها بالا میروم،

از انرژی‌ای که در بدنم شکل میگیرد تا مرا از پله ها بالا ببرد آگاهم،

از حس پاهایم درون کفش آگاهم،

از صدای کفش هایم روی پله ها آگاهم،

از جسمم که در حال بالا رفتن از پله ها است آگاهم،

از صدای درون ذهنم آگاهم،

من فضایی بی کراانم که از هرچه در آن پدید می‌آید آگاهم،

صداها، افکار، احساسات، حسها، تصاویر، می‌آیند و می‌روند،

من اما

«هستم»

عاری از تمام کیفیات،

عاری از تمام چیزهایی که از آنها آگاهم،

من فضای گسترده‌ی آگاهی‌ام.

من آسمانی بیکرانم.

#مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به‌جای توجه مدام به افکار، توجه کنید که این افکار در کجا بوجود می‌آیند.
این چیست که از آنها آگاه است؟
افکار پدیدار شده و ناپدید می‌شوند،
در کجا؟
.....
چیزی فضا مانند وجود دارد که افکار در آن پدیدار شده، در همان شناسایی‌شده و سپس محو می‌شوند.

افکار می‌آیند و می‌روند، پدیدار شده و ناپدید می‌شوند اما چیزی در پس‌زمینه هست که ثابت و پایدار حضور دارد و از همه‌چیز آگاه است و از طرفی هم متأثر از هیچ‌چیزی که درونش پدیدار می‌شود نیست.

توجه را از افکار به پس‌زمینه‌ی افکار بیاورید.

چیزی مثل این تصویری که می‌بینید.

در این تصویر حقیقت شما آن پس‌زمینه سفید است که افکار از درون آن بیرون آمده، شناسایی‌شده و محو می‌شوند. حقیقت شما این فضای عظیم خالی است و نه افکاری که بی‌وقفه برمی‌خیزند و فرومی‌نشینند.

این فضا تحت تأثیر چیزهایی که درونش پدیدار می‌گردد نیست.

خودتان را درست شناسایی کنید.

#مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
راه دیگری برای یافتن فضای درون این است:

از آگاه بودن، آگاه باش*. بگو "من هستم" یا به آن فکر کن و بعد هیچ‌چیز دیگری به آن اضافه نکن. از سکونی که به همراه "من هستم" است آگاه باش. حضورت را حس کن، همان وجود ناب و عریانی که با چیزی پوشیده نشده است. این "وجود" یا حضور متأثر از پیری و جوانی، ثروت و فقر، خوبی و بدی یا هیچ ویژگی دیگری نیست**. آن بطن و زهدان تمام آفرینش و تمام فرم‌ها و اشکال است.
#اکهارت تُله

*توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستی، به سمت آن چیزی که از تمام این چیزها آگاه است بیاور. این همان "من هستم" است. حضور است. من حقیقی است. م

**آن تمام ویژگی‌ها را می‌شناسد اما خودش عاری از تمام ویژگی‌ها و کیفیات است. م