مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
امروز به هیچ جمله‌ای، به هیچ مطلبی، به هیچ موضوع جدیدی نیاز ندارم.

امروز خالی‌ام.

خالی از تمام دانسته‌ها و آموخته‌ها.

خالی از افکار، تصاویر، احساسات.
خالی از تمام ماجراها.

ساده‌تر بگویم:
خالی از "من"

امروز از این منِ جستجوگری که به دنبال چیزی هست خالی‌ام.

خالیِ خالیِ خالی.

از همه‌چیز خالی‌ام
محوم،
سکوتی غلیظ و عمیقم.
خالی محضم.

"خالی از همه‌چیز"

خالی یعنی حتی خالی بودن از فکرِ خالی بودن.

خالی بودن بی‌هیچ توضیحی یعنی
فقط خالی بودن.
Forwarded from تفحص خویش

با تمام ماجراها و فکرها و مشغله‌هایی که دارم، در طول روز سعی می‌کنم تا بارها توجه را به نفس‌هایم بیاورم.

نفس‌هایم را نگاه می‌کنم.

متوجه‌شان هستم.

متوجه این جریانِ خودبه‌خودیِ دم و بازدم هستم.

این چه چیزی است که درون من خود به خودی نفس می‌کشد؟

این نفس کشیدن چیست؟

این نفس کِشنده کیست؟

این جریان خود به خودی چیست که به همراه من است؟

این چیست که اینجا حضور دارد و مشغول نفس کشیدن است؟

به نفس کشنده نزدیک شوید

به آن فکر نکنید

با آن باشید

بارها و بارها در طول روز متوجه‌اش باشید.

به نفس کِشنده نزدیک شوید.

نزدیک و نزدیک و نزدیکتر
«آرام بخوانید»

به جریان خود به خودیِ نَفَس هایت نگاه کن.

نفس کِشَنده کیست؟

نفس‌کشنده «هستندگی» است.

"هست"، همین نفس‌کشنده و نفس‌کشنده، همین "هست" است.

چیزی جز نفس‌کشنده در تمام عالم وجود ندارد،
تمام عالم همین نفس‌کشنده است.

همین نفس‌کشنده بود که در ابتدا تمام تو را پدیدار کرد.
تو؟...
بهتر میگویم:
همین نفس‌کشنده بود که خودش را پدیدار کرد.

این پدیدار شدگیِ صورت، دست، پا و ... از جانب همین نفس کشنده بود.

صورت و دست و پا صرفا برچسبهایی ذهنی- کلامی هستند بر آنچه که "هست".

این دست، پا و صورت همان نفس‌کشنده است.
همان است که می‌بیند، می‌شنود، راه می‌رود.

نفس‌کشنده همینطور همانی است که زمین را به دور خورشید میگرداند.
همان است که خورشید است و در آن میدرخشد.

نفس‌کشنده است که در اتمها میدرخشد.

نفس‌کشنده مقدم بر نفسها، مقدم بر این دست و پا و صورت است.

نفس‌کشنده همان پروانه است، پرواز است،
در آبها شنا میکند و در علفزارها میدود.

همان غم و شادی است،
شیرینی و تلخی است.

تمام نامها نام او و تمام تعریفها تعریف اوست.

نفس‌کشنده را ببین.
به آن نزدیک شو
در آن محو شو،
نفس‌کشنده نزدیک است.
نزدیکتر است.
«خودِ تویی»
که
"ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم."

چه نفس‌کشنده بنامی‌اش، چه جریان خود به خودی حیات،
چه خدا یا آگاهی
فقط همان است که هست.

به جریان خود به خودیِ نفسهایت نگاه کن.

به خودت نگاه کن.


#مسیرمستقیم
Audio
@AMORney
سپاس از حضور و همراهی دوست عزیزی که متن بالا را اینگونه دلنشین تهیه کردند و با ما به اشتراک گذاشتند.🙏🌸
Forwarded from تفحص خویش
"جهان انسان شد و انسان جهانی
از این پاکیزه‌تر نبوَد بیانی

چو نیکو بنگری در اصلِ این کار
هم او بیننده، هم دیده است و دیدار"
شیخ محمود #شبستری

* دوستان عزیزم برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.
Forwarded from تفحص خویش
هرآنچه پدیدار می‌شود روزی هم ناپدید خواهد شد. در جهان فرم‌ها ثبات و دوامی وجود ندارد.
اما آن آگاهی تغییرناپذیر که تمام فرم‌ها در آن پدیدار می‌شوند هرگز به هیچ طریقی نابود و دگرگون نشده و چیزی از آن کاسته نمی‌شود.
اگر یاد بگیری که آن آگاهی باشی متوجه می‌شوی که چیزی نمی‌تواند تو را نابود کرده یا تأثیری رویت بگذارد.
این بی‌خبری و ناآگاهی است که باعث می‌شود تا ما نگران نابودی این جسم باشیم.
اگر سلامتی‌ات را درگرو سلامت این جسم بگذاری مدام در نگرانی و رنج خواهی بود.
هنگامی‌که از طریق تجربه مستقیم بدانید که شما آن خویش هستید، آنگاه متوجه می‌شوید که هیچ تولد و مرگی وجود ندارد.
متوجه می‌شوید که شما نامیرا و جاودان هستید.
به ادراک حقیقت خویش گاهی وضعیت جاودانگی نیز میگویند چراکه آن هرگز به پایان نمی‌رسد، هرگز نابود نشده یا حتی تغیری نمی‌کند.
اگر توجهتان را روی خویش نگه دارید آنگاه می‌توانید به این جاودانگی برسید.
اگر به آن دست یابید، در آن حالت غایی وجود، متوجه می‌شوید که هیچ تولد و مرگ و خواسته و ترس و نگرانی و ذهن و دنیایی وجود ندارد.

#آنامالای سوامی
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
باگوان می‌گفتند: هنگامی‌که افکار برمی‌خیزند به‌محض ظاهر شدنشان با این پرسش که " این فکر برای چه کسی آمده؟" مانع گسترش آنها شوید. مهم نیست که افکار زیادی برمی‌خیزند، شما در مورد منشأ آنها تحقیق کنید یا پیدا کنید که این افکار از آنِ چه کسی هستند و آنگاه دیر یا زود جریان افکار متوقف خواهند شد. تفحص خویش باید به همین صورت تمرین شود.

ابتدا ورودی‌ها و خروجی‌های ذهن را با واکنش نشان ندادن نسبت به افکاری که برمی‌خیزند یا حس‌هایی که دریافت می‌شوند، مسدود کنید. اجازه ندهید که باورها، قضاوت‌ها، دوست داشتن‌ها، دوست نداشتنها و ... وارد ذهن شوند و همین‌طور اجازه ندهید که افکاری که در حال برخاستن هستند رشد و نمو کرده و از توجه شما خارج شوند.

افکار به یک فکرکننده نیاز دارند تا به آنها توجه کرده و در آنها غرق شود. اگر فکرکننده توجه‌اش را از افکاری که در حال برخاستن هستند بردارد یا آنها را قبل از اینکه شانسی برای گسترش یافتن پیدا کنند به چالش بکشد در اینصورت افکار از گرسنگی خواهند مرد. نحوه‌ی به چالش کشیدن نیز اینگونه است که مکرراً بپرسید: " من کیستم؟" – "این شخصی که این افکار را دارد کیست؟". برای اینکه مؤثر واقع شود باید پیش از اینکه فکرِ برخاسته فرصت تبدیل شدن به جریانی از افکار را پیدا کند این کار را انجام دهید.

شما باید این اعتقاد را در خود ایجاد کنید که " من آن آگاهی همه‌جاحاضر (واسع) هستم که تمام بدن‌ها و ذهن‌های عالم در آن پدیدار و ناپدید می‌شوند. من همان آگاهی‌ای هستم که از این پدیدار شدن‌ها و ناپدید شدن‌ها بی‌تغییر و بی‌تأثیر باقی می‌ماند. خود را در این اعتقاد تثبیت کنید. تمام کاری که نیاز است انجام دهید همین است.
#آنامالای سوامی


Bhagavan has said: When thoughts arise stop them from developing by enquiring, “To whom is this thought coming?” as soon as the thought appears. What does it matter if many thoughts keep coming up? Enquire into their origin or find out who has the thoughts and sooner or later the flow of thoughts will stop. This is how self-enquiry should be practiced.

First seal off the entrances and exits to the mind by not reacting to rising thoughts or sense impressions. Don’t let new ideas, judgements, likes, dislikes, etc enter the mind and don’t let rising thoughts flourish and escape your attention.

Thoughts need a thinker to pay attention to them and indulge in them. If the thinker withholds his attention from rising thoughts or challenges them before they have a chance to develop, the thoughts will all die of starvation. You challenge them by repeatedly asking ‘Who am I? Who is the person who is having these thoughts?’ For it to be effective you must make it before the rising thought has had a chance to develop into a stream of thoughts.
You must generate the conviction, ‘I am the all-pervasive consciousness in which all bodies and minds in the world are appearing and disappearing. I am that consciousness which remains unchanged and unaffected by these appearances and disappearances.’ Stabilise yourself in that conviction. That is all you need to do.
#Annamalai Swami
Forwarded from تفحص خویش
برای اینکه بتوانید فکر کنید، (در ابتدا) باید وجود داشته باشید.
ممکن است راجع به چیزهای مختلفی فکر کنید.
افکار تغییر می‌کنند اما شما تغییر نمی‌کنید.
افکار گذرا را رها کنید و به آن خویش نامتغیر بچسبید.
افکار بند و اسارت شما را شکل می‌دهند. اگر آنها رها شوند، آزادی وجود دارد. بند و زنجیرِ شما در بیرون نیست.
شری #رامانا ماهارشی

You must exist in order that you may think. You may think these thoughts or other thoughts. The thoughts change but not you. Let go the passing thoughts and hold on to the unchanging Self. The thoughts form your bondage. If they are given up, there is release. The bondage is not external.”
Sri #Ramana Maharshi says in Talk 524
Forwarded from تفحص خویش
گفتگو با #آنامالای سوامی
"حقیقت ساده است"

خوب نیست که زیاد به تمرین مدیتیشنی که انجام می‌دهید فکر کنید. فقط انجامش دهید و آن‌قدر انجامش دهید تا به این اعتقاد راسخ برسید که تمام آنچه در ذهن ظاهر می‌شود هیچ ربطی به حقیقت شما ندارد. اگر در حین مدیتیشن یا مراقبه به افکار و احساسات توجه کنید و سعی کنید تا از آنها برای ارزیابی اینکه چقدر خوب مدیتیشن انجام می‌دهید یا چقدر بد انجام می‌دهید استفاده کنید هرگز به آن سکوت نهایی نخواهید رسید و در عوض فقط در مفاهیم ذهنی گرفتار خواهید شد.
برخی افراد به طرق مختلف ذهن خود را منحرف می‌کنند، به‌طور مثال سعی می‌کنند تا بین چیزهایی مثل توریا (وضعیت چهارم آگاهی) و توریاتیا (آنچه فراتر از مرحله چهارم است) تمایز قائل شوند. (منظور بحث‌های ذهنی و وسواس‌های بی‌مورد است.م)

اما حقیقت بسیار ساده است. به‌جای اینکه سعی کنید تا آن را توضیح دهید یا برچسبی به آن بزنید با رها کردن هم‌هویت‌شدگی یا یکی پنداشتن خودتان با بدن و ذهن، فقط همان باشید. شناخت و معرفت نهایی (Jnana) همین است. اگر این مسیر را دنبال کنید آنگاه نیازی نیست تا درگیر هرگونه پیچیدگی‌های ذهنی یا فلسفی بشوید.
مردم برای رسیدن به خویش هر نوع تمرین معنوی را انجام می‌دهند. برخی از این روش‌ها مانعی برای آن شناخت و معرفت نهایی (Jnana) هستند. اگر مدیتیشن با این فرض که ذهن و بدن واقعی هستند آغاز شود آنوقت خودش تبدیل به بند و زنجیر دیگری خواهد شد. اگر این ایده کنار گذاشته نشود در این صورت مدیتیشن آن را تقویت هم خواهد کرد.

CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI

REALITY IS SIMPLE

It is not good to think too much about your meditation practice. Just do it and keep on doing it until you have the firm conviction that nothing that appears in the mind has anything to do with the real you. If you pay attention to thoughts and feelings while you meditate and try to use them to evaluate how well or how badly you are meditating, you will never reach the ultimate silence. Instead, you will just get bogged down in mental concepts.
Some people are distracting their minds in so many different ways: for example, trying to make distinctions between things like turiya [the fourth state] and turiyatita [that which is beyond the fourth].

Reality is very simple: instead of trying to explain it or label it, just be it by giving up all identification with the body and the mind. This is the ultimate jnana. If you follow this path you need not get involved in any mental or philosophical complexities.
People are practicing all kinds of sadhanas to reach the Self.

Some of these methods are hindrances to jnana. Meditation can be another form of bondage if it starts from the assumption that the body and the mind are real. If this idea is not dropped, meditation will merely enhance it.
— Living by the Words of Bhagavan p. 307
Forwarded from تفحص خویش
روشن‌شدگی هنگامی اتفاق میفتد که «من*» در فرد به‌طور کامل از بین رفته باشد، کاملاً محو و فنا شده باشد. «من» دیگر وجود ندارد؛ و برای آن وجود، دیگر اصلاً کسی نمانده تا روشن‌ضمیر شود. آن وجود در ماهیت حقیقی‌اش ساکن شده، در نیستی*، نیستی مطلق. هیچ‌کس نمی‌تواند روشن‌ضمیر شود. هیچ‌کس نمی‌تواند آزاد شود زیرا آن تویی که فکر می‌کند می‌تواند آزاد و رها شود اصلاً وجود ندارد.
تویی وجود ندارد. شخصی وجود ندارد. انسانی وجود ندارد که یک روز انسان باشد و روز بعد رها و آزاد گردد. فقط آن خویشِ آزاد و رها وجود دارد و تو همانی. تو آن چیزی که به نظر می‌رسد نیستی. آن نمودی از خودت که فکر می‌کنی آن هستی کاذب است.
#رابرت آدامز

*منظور از من همان "من-شخص" است.

* "هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا

چیست معراج فلک این نیستی
عاشقان را مذهب و دین نیستی"
#مولانا

"چون که باشی فانی مطلق ز خویش
هست مطلق گردی اندر لامکان"
#عطار
Forwarded from تفحص خویش
"When ["enlightenment" happens] in a person the I has been totally destroyed, totally annihilated. The me no longer exists. And to that being there is absolutely no one who became enlightened. That being is resting in his true nature, in nothingness, absolute nothingness. No one can become enlightened. No one can be liberated, for the you that thinks it can be liberated doesn't even exist.

There is no you. There is no person. There is no human being who is a human being one day and the next day becomes liberated. There is only the liberated Self and you are that. There is not you as you appear. The appearance of you, which you think you are, is false."

#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)