Forwarded from تفحص خویش
«ذات یگانه، وقتی بهعنوان مطلق و عاری از تمام پدیدهها و محدودیتها و کثرتها دیده شود، حقیقت (الحق) است.
از سوی دیگر، وقتی از جنبه کثرت و تعددش دیده شود یعنی هنگامیکه خودش را در لباس پدیدهها پوشانیده است، او همچنان تمامِ این جهانِ آفریدهشده است.
بنابراین، جهانِ هستی تجلی بیرونی و قابلرؤیت "حقیقت" است و "حقیقت"، واقعیت نادیدنی درونِ جهانِ هستی است.
جهان هستی پیش از آنکه به منظری بیرونی تکامل یابد، با "حقیقت" یکی بود؛ و "حقیقت" هم بعدازاین تکامل، با جهان هستی یکی است.»
عبدالرحمن #جامی
از سوی دیگر، وقتی از جنبه کثرت و تعددش دیده شود یعنی هنگامیکه خودش را در لباس پدیدهها پوشانیده است، او همچنان تمامِ این جهانِ آفریدهشده است.
بنابراین، جهانِ هستی تجلی بیرونی و قابلرؤیت "حقیقت" است و "حقیقت"، واقعیت نادیدنی درونِ جهانِ هستی است.
جهان هستی پیش از آنکه به منظری بیرونی تکامل یابد، با "حقیقت" یکی بود؛ و "حقیقت" هم بعدازاین تکامل، با جهان هستی یکی است.»
عبدالرحمن #جامی
Forwarded from تفحص خویش
"The unique Substance, viewed as absolute and void of all phenomena, all limitations and all multiplicity, is the Real (al-Haqq). On the other hand, viewed in His aspect of multiplicity and plurality, under which He displays Himself when clothed with phenomena, He’s the whole created universe. Therefore the universe is the outward visible expression of the Real, and the Real is the inner unseen reality of the universe. The universe before it was evolved to outward view was identical with the Real; and the Real after this evolution is identical with the universe."
#Jami
#Jami
Forwarded from تفحص خویش
جستجو چیست؟ جستجو یک "توی" بتصور درآمده درون "تو" است که میخواهد خدا را بشناسد.
هر چیزی که تو میدانی و از آن آگاهی عینیتی مشاهده شدنی است و تو آن مشاهدهکننده هستی. در این صورت اینکه میخواهی خدا را بشناسی به چه معناست؟
تو اینطور فکر میکنی که تو مشاهدهکننده هستی و خدا عینیتی مشاهده شدنی اما موضوع کاملاً برعکس است. این خداست که مشاهدهکننده است و تو عینیتی مشاهده شدنی.*
#رامش_بالسکار
تو ذهن نیستی.
بدیهی است که ادراککننده یا مشاهدهکننده نمیتواند آنچه ادراک یا مشاهده میکند باشد.
شما میتوانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما میتوانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمیتواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار
*این چه چیزی است که از بدن، افکار و احساسات و حسهای بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات میآیند و میروند، بدن بهطور مدام تغییر میکند اما آن چیزی که از اینها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این بدن، این افکار و احساسات و تصاویر و حسها که میآیند و میروند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است؟
آیا من محتوای آگاهیام هستم یا خودِ آگاهیام؟
What is seeking? Seeking is a perceived “you” appearing in 'You' wanting to know God. Whatever you know is an object, and You are the subject. So if you want to know God, what does it mean? You think you are the subject and God is the object, but what is, is the other way around. God is the Subject and you are the object.
#RameshBalsekar
You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#RameshBalsekar
هر چیزی که تو میدانی و از آن آگاهی عینیتی مشاهده شدنی است و تو آن مشاهدهکننده هستی. در این صورت اینکه میخواهی خدا را بشناسی به چه معناست؟
تو اینطور فکر میکنی که تو مشاهدهکننده هستی و خدا عینیتی مشاهده شدنی اما موضوع کاملاً برعکس است. این خداست که مشاهدهکننده است و تو عینیتی مشاهده شدنی.*
#رامش_بالسکار
تو ذهن نیستی.
بدیهی است که ادراککننده یا مشاهدهکننده نمیتواند آنچه ادراک یا مشاهده میکند باشد.
شما میتوانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما میتوانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمیتواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار
*این چه چیزی است که از بدن، افکار و احساسات و حسهای بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات میآیند و میروند، بدن بهطور مدام تغییر میکند اما آن چیزی که از اینها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این بدن، این افکار و احساسات و تصاویر و حسها که میآیند و میروند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است؟
آیا من محتوای آگاهیام هستم یا خودِ آگاهیام؟
What is seeking? Seeking is a perceived “you” appearing in 'You' wanting to know God. Whatever you know is an object, and You are the subject. So if you want to know God, what does it mean? You think you are the subject and God is the object, but what is, is the other way around. God is the Subject and you are the object.
#RameshBalsekar
You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#RameshBalsekar
من فلانی فلانی هستم
من زن هستم
من ۴۱ سال سن دارم
من مجرد هستم
من کودکی سختی داشتم
من خاطرات عاشقانه تلخی داشتم
من در حال حاضر دنداندرد دارم
من غمگینم
من ناامیدم
دقت کنید که در تمام جملات بالا یک "من" ثابت وجود داشت و حالاتی متغیر.
حالا آن جملات را نوع دیگری بررسی میکنیم:
من از اسم و فامیلی که به من دادهشده آگاهم.
من از جنسیت این بدن آگاهم
من از سن این بدن آگاهم
من از وضعیت تأهلم آگاهم
من از خاطراتم آگاهم
من از حواس بدنم آگاهم
من از عواطف و احساساتم آگاهم.
در تمام جملات بالا واژههای "من" و "آگاه بودن" بهطور مکرر تکرار شدند و ثابت بودند.
متوجه شدیم که این "من" عنصر شناخت یا آگاهی از چیزهاست. یعنی وضعیتها، حالات، اتفاقات مختلفی میآیند و میروند و این "من" هستم که از آنها "آگاه" هستم.
درواقع یعنی "من مشاهدهکننده هستم و تمام چیزهای دیگر مشاهده شدنی"
برای ادراک عمیقتر بهطور تجربی این موضوع را بررسی میکنیم:
همین حالا یک فکری از اتفاقات دیروز را در ذهنتان مرور کنید. مثلاً شامی که دیشب خوردید.
برای چند ثانیه چشمتان را ببندید و به آن فکر کنید.
ببینید در این فضایی که افکار در درون شما رخ دادند صرفاً فقط این افکار وجود نداشتند بلکه چیزی مقدم بر این افکار وجود داشت که این افکار را فراخوانی کرد و همزمان متوجه آنها نیز بود.
حالا یکبار دیگر با علم به این موضوع چشمها را ببندید و افکار مربوط به شام دیشب را مرور کنید. و این بار متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است و آنها را شناسایی میکند باشید.
در حالت محاورهای اینطور میگوییم که این من هستم که از افکارم آگاهم.
حالا این من را شناسایی کنید.
بهجای اینکه کاملاً غرق در افکار بشوید متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است باشید چون همانطور که گفته شد در اینجا صرفاً افکار وجود ندارند بلکه چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آنها آگاه است.
ما به آن چیز میگوییم "من"
این "من" چیست؟
این منِ مشاهدهکننده یا ادراککننده چیست؟
آیا من مجموع چیزهایی که از آنها آگاهم هستم یا من خودِ آگاهیام؟
جملاتی که در ابتدای این متن برای معرفی آمده بود صرفاً چیزهایی بود که "من" از آنها آگاه است
اسم و فامیل – جنسیت- سن – خاطرات – گذشته – و ..
مشاهدهکننده، چیزهایی که مشاهده میکند نیست.
به ادراک ذهنی بسنده نکنید بلکه این موضوع را عمیقاً درون خودتان بررسی کنید. هرچه عمیقتر آن را درک کنید و به مراقبه بگذارید بیشتر خود حقیقیتان را خواهید شناخت.
من افکار و احساسات و خاطرات و تصاویری که میآیند و میروند نیستم
من آن چیزی هستم که از تمام اینها آگاه است
من چیستم؟
پاشو برو تو آینه خودتو نگاه کن و از خودت بپرس:
آیا من اینم یا من اون چیزی هستم که از این آگاهه؟
#مسیرمستقیم
من زن هستم
من ۴۱ سال سن دارم
من مجرد هستم
من کودکی سختی داشتم
من خاطرات عاشقانه تلخی داشتم
من در حال حاضر دنداندرد دارم
من غمگینم
من ناامیدم
دقت کنید که در تمام جملات بالا یک "من" ثابت وجود داشت و حالاتی متغیر.
حالا آن جملات را نوع دیگری بررسی میکنیم:
من از اسم و فامیلی که به من دادهشده آگاهم.
من از جنسیت این بدن آگاهم
من از سن این بدن آگاهم
من از وضعیت تأهلم آگاهم
من از خاطراتم آگاهم
من از حواس بدنم آگاهم
من از عواطف و احساساتم آگاهم.
در تمام جملات بالا واژههای "من" و "آگاه بودن" بهطور مکرر تکرار شدند و ثابت بودند.
متوجه شدیم که این "من" عنصر شناخت یا آگاهی از چیزهاست. یعنی وضعیتها، حالات، اتفاقات مختلفی میآیند و میروند و این "من" هستم که از آنها "آگاه" هستم.
درواقع یعنی "من مشاهدهکننده هستم و تمام چیزهای دیگر مشاهده شدنی"
برای ادراک عمیقتر بهطور تجربی این موضوع را بررسی میکنیم:
همین حالا یک فکری از اتفاقات دیروز را در ذهنتان مرور کنید. مثلاً شامی که دیشب خوردید.
برای چند ثانیه چشمتان را ببندید و به آن فکر کنید.
ببینید در این فضایی که افکار در درون شما رخ دادند صرفاً فقط این افکار وجود نداشتند بلکه چیزی مقدم بر این افکار وجود داشت که این افکار را فراخوانی کرد و همزمان متوجه آنها نیز بود.
حالا یکبار دیگر با علم به این موضوع چشمها را ببندید و افکار مربوط به شام دیشب را مرور کنید. و این بار متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است و آنها را شناسایی میکند باشید.
در حالت محاورهای اینطور میگوییم که این من هستم که از افکارم آگاهم.
حالا این من را شناسایی کنید.
بهجای اینکه کاملاً غرق در افکار بشوید متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است باشید چون همانطور که گفته شد در اینجا صرفاً افکار وجود ندارند بلکه چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آنها آگاه است.
ما به آن چیز میگوییم "من"
این "من" چیست؟
این منِ مشاهدهکننده یا ادراککننده چیست؟
آیا من مجموع چیزهایی که از آنها آگاهم هستم یا من خودِ آگاهیام؟
جملاتی که در ابتدای این متن برای معرفی آمده بود صرفاً چیزهایی بود که "من" از آنها آگاه است
اسم و فامیل – جنسیت- سن – خاطرات – گذشته – و ..
مشاهدهکننده، چیزهایی که مشاهده میکند نیست.
به ادراک ذهنی بسنده نکنید بلکه این موضوع را عمیقاً درون خودتان بررسی کنید. هرچه عمیقتر آن را درک کنید و به مراقبه بگذارید بیشتر خود حقیقیتان را خواهید شناخت.
من افکار و احساسات و خاطرات و تصاویری که میآیند و میروند نیستم
من آن چیزی هستم که از تمام اینها آگاه است
من چیستم؟
پاشو برو تو آینه خودتو نگاه کن و از خودت بپرس:
آیا من اینم یا من اون چیزی هستم که از این آگاهه؟
#مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به سؤالات متداول در خصوص مشاهدهگری - #مسیرمستقیم
احتمالا عزیزانی که با پستهای قبل همراه بودند این مطلب را بهتر ادراک خواهند کرد.
احتمالا عزیزانی که با پستهای قبل همراه بودند این مطلب را بهتر ادراک خواهند کرد.
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من محتوای آگاهی نیستم، من خودِ آگاهیام - سوامی #سارواپریاناندا
* مطلب بسیار مهم و مرتبطی با پستهای قبل
* مطلب بسیار مهم و مرتبطی با پستهای قبل
Forwarded from تفحص خویش
ساکن و خاموش باش.
هنگامیکه ذهنت خاموش و بی حرکت است،
تو نه اسمی داری،
نه گذشتهای،
نه روابطی،
نه کشوری،
نه تجربه های معنوی و نه عدم رسیدن به موفقیتها و تجربه های معنوی.
در آنجا فقط حضورِ هستی است با خودش.
#گنگاجی
Be still… When your mind is still, you have no name, no past, no relationships, no country, no spiritual attainment, no lack of spiritual attainment. There is just the presence of beingness with itself.
#Gangaji
هنگامیکه ذهنت خاموش و بی حرکت است،
تو نه اسمی داری،
نه گذشتهای،
نه روابطی،
نه کشوری،
نه تجربه های معنوی و نه عدم رسیدن به موفقیتها و تجربه های معنوی.
در آنجا فقط حضورِ هستی است با خودش.
#گنگاجی
Be still… When your mind is still, you have no name, no past, no relationships, no country, no spiritual attainment, no lack of spiritual attainment. There is just the presence of beingness with itself.
#Gangaji
Forwarded from تفحص خویش
تمام تلاشها را رها کن و تسلیم شو. بگذار تا آن "من"ی که دنیایی معنوی میخواهد بمیرد و آنگاه آن معنویتِ درون، اینجا و اکنون ادراک میشود، چراکه آن پیشاپیش درون شما بهعنوان خویش وجود دارد، آن چیزی متفاوت از برهمن (حقیقت متعال) نیست، آن بینام و بیشکل است.
#رامانا ماهارشی
ادراک حقیقت خویش درحال حاضر وجود دارد. وضعیت رها بودن از افکار، تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست، آن هماکنون همینجاست اما توسط حجاب افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی
Give up all efforts and surrender. Let the 'I' that wants the divine world die, and the Divine in you will be realised here and now. For it is already in you as the Self, not different from the Divine (Brahman), nameless and formless.
#RamanaMaharshi
Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#RamanaMaharshi
Realization is nothing new to be acquired. It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#RamanaMaharshi
#رامانا ماهارشی
ادراک حقیقت خویش درحال حاضر وجود دارد. وضعیت رها بودن از افکار، تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی
ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست، آن هماکنون همینجاست اما توسط حجاب افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی
Give up all efforts and surrender. Let the 'I' that wants the divine world die, and the Divine in you will be realised here and now. For it is already in you as the Self, not different from the Divine (Brahman), nameless and formless.
#RamanaMaharshi
Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#RamanaMaharshi
Realization is nothing new to be acquired. It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#RamanaMaharshi
Forwarded from تفحص خویش
تو جهانی لیک چون آیی پدید؟
جمله جانی* لیک چون گردی نهان؟
چون شوی پیدا که پنهانی مدام؟
چون نهان گردی که پیدایی عیان؟
هم عیانی هم نهان، هم هر دویی
هم نه اینی هم نه آن، هم این و آن
لمعات فخرالدین عراقی – لمعه دوازدهم
*جمله جانی= وجودِ همه چیزی
جمله جانی* لیک چون گردی نهان؟
چون شوی پیدا که پنهانی مدام؟
چون نهان گردی که پیدایی عیان؟
هم عیانی هم نهان، هم هر دویی
هم نه اینی هم نه آن، هم این و آن
لمعات فخرالدین عراقی – لمعه دوازدهم
*جمله جانی= وجودِ همه چیزی
Forwarded from تفحص خویش
« اگر مطلقا هیچ فکری نداشته باشید، این فکر کننده کجا خواهد بود؟»
#کریشنامورتی
«وقتی صدای ذهن متوقف شود چه اتفاقی میفتد؟»
#آدیاشانتی
If you have no thoughts at all, where is the thinker?
#Krishnamurti
What happens when the mind’s narrative ceases?
#Adyashanti
#کریشنامورتی
«وقتی صدای ذهن متوقف شود چه اتفاقی میفتد؟»
#آدیاشانتی
If you have no thoughts at all, where is the thinker?
#Krishnamurti
What happens when the mind’s narrative ceases?
#Adyashanti
این مطلب را "عمیقا" درون خودتان بررسی کنید و هیچ پاسخی به زبان نیاورید.
در نبود افکار، شخصی وجود ندارد.
در نبود افکار تمام ماجراهای مربوط به این شخص محو خواهند شد.
شخص و افکار یکی هستند.
بدون افکار هیچ شخصی وجود نخواهد داشت.
بدون افکار همچنان چیزی باقی میماند.
بدون افکار من همچنان هستم.
این چه چیزی است که بدون افکار همچنان باقی میماند؟
عمیقاً در درون با این سؤال بمانید.
#مسیرمستقیم
در نبود افکار، شخصی وجود ندارد.
در نبود افکار تمام ماجراهای مربوط به این شخص محو خواهند شد.
شخص و افکار یکی هستند.
بدون افکار هیچ شخصی وجود نخواهد داشت.
بدون افکار همچنان چیزی باقی میماند.
بدون افکار من همچنان هستم.
این چه چیزی است که بدون افکار همچنان باقی میماند؟
عمیقاً در درون با این سؤال بمانید.
#مسیرمستقیم