مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
"ادراک کالبد درون"

اگرچه هم هویت شدگی با بدن یکی از اساسی‌ترین فرم‌های ایگو است، خبر خوب این است که شما می‌توانید به‌سادگی به فراتر از آن بروید. این کار با متقاعد کردن خودتان که شما این بدن نیستید صورت نمی‌گیرد بلکه با انتقال توجهتان از فرمِ بیرونیِ بدنتان و فکرهایی که در خصوص بدنتان دارید مثل زشت، زیبا، قوی، ضعیف، خیلی چاق، خیلی لاغر– به حسِ زنده‌بودن درون، صورت می‌گیرد.
مهم نیست که ظاهر بدنتان در فرم بیرونی‌اش چگونه است، فراتر از این فرم بیرونی، آن یک میدان انرژی بشدت زنده است.
اگر با هشیاری کالبد درونی آشنا نیستید، برای لحظه‌ای چشم‌هایتان را ببندید و جریان زندگی را درون دستانتان پیدا کنید. این کار را ذهنی انجام ندهید زیرا ذهن می‌گوید «من نمیتونم چیزی حس کنم» و شایدم این‌طور بگوید: «ی چیز باحالتر بده که من بهش فکر کنم این چیه آخه.»
پس به‌جای پرسیدن از ذهن، بی‌واسطه و مستقیم به سمت دستانت برو. منظورم از این جمله این است که از این حس زنده‌بودن در دستانت آگاه باش. آن در آنجاست. فقط باید "توجهتان" را به آن سمت ببرید تا از آن آگاه شوید. ممکن است در ابتدا کمی احساس مورمور شدن داشته باشید و بعد حسی از زنده‌بودن یا انرژی. اگر برای مدتی توجهتان را روی دستانتان نگه‌دارید این حس زنده‌بودن تشدید می‌شود. بعضی از افراد حتی نیاز ندارند تا چشمانشان را ببندند آن‌ها می‌توانند دستان درونی‌شان را هم‌زمان که این متن را می‌خوانند احساس کنند.
بعد از آن به سراغ پاها بروید یک یا چند دقیقه توجه را به آن سمت هدایت کنید و شروع کنید تا هم‌زمان دست‌وپایتان را احساس کنید. پس‌ازاین سایر اعضای بدن مثل ساق پا، بازو، شکم، قفسه سینه، و ما باقی را هم وارد این حس کنید تا زمانی که از کالبد درونی به‌عنوان یک حس کلی زنده‌بودن هشیار شوید.
چیزی را که من «کالبد درونی» می‌نامم در حقیقت بدن نیست بلکه انرژی زندگی است، پلی است بین فرم و بی فرمی. تا جایی که می‌توانید این احساس کالبد درونی را به‌عنوان یک عادت برای خودتان درآورید. پس از مدتی دیگر نیاز نیست چشمتان را ببندید تا حسش کنید. مثلاً زمانی که به کسی گوش می‌دهید دقت کنید که آیا می‌توانید کالبد درون را احساس کنید. به نظر تناقض می‌رسد اما زمانی که با کالبد درون در ارتباط هستید دیگر با بدن هم هویت نیستید همین‌طور با ذهن هم هم‌هویت نیستید. می‌توان این‌طور گفت که شما دیگر با فرم، هم‌هویت نیستید بلکه از هم هویت شدگی با فرم دور شده و به سمت بی فرمی که به آن «بودن» نیز میگوییم، می‌روید. این همان هویتِ ذاتی شماست. این هشیاری از بدن نه‌تنها شما را به لحظه حال وصل می‌کند بلکه دری است که شما را از زندان ایگو خارج می‌کند. آن همچنین باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شده و توانایی بدن در شفای خودش را نیز افزایش می‌دهد.
#اکهارت تُل
Forwarded from تفحص خویش
FEELING THE INNER BODY
Although body identification is one of the most basic forms of ego, the good news is that it is also the one that you can most easily go beyond. This is done not by trying to convince yourself that you are not your body, but by shifting your attention from the external form of your body and from thoughts about your body – beautiful, ugly, strong, weak, too fat, too thin – to the feeling of aliveness inside it. No matter what your body's appearance is on the outer level, beyond the outer form it is an intensely alive energy field.
If you are not familiar with “inner body” awareness, close your eyes for a moment and find out if there is life inside your hands. Don't ask your mind. It will say, “I can't feel anything.” Probably it will also say, “Give me something more interesting to think about.” So instead of asking your mind, go to the hands directly. By this I mean become aware of the subtle feeling of aliveness inside them. It is there. You just have to go there with your attention to notice it. you may get a slight tingling sensation at first, then a feeling of energy or aliveness. If you hold your attention in your hands for a while, the sense of aliveness will intensify. Some people won't even have to close their eyes. They will be able to feel their “inner hands” at the same times as they read this. Then go to your feet, keep your attention there for a minute or so, and begin to feel your hands and feet at the same time. Then incorporate other parts of the body – legs, arms, abdomen, chest, and so on – into that feeling until you are aware of the inner body as a global sense of aliveness.
What I call the “inner body” isn’t really the body anymore but life energy, the bridge between form and formlessness. Make it a habit to feel the inner body as often as you can. After a while, you won’t need to close your eyes anymore to feel it. For example, see if you can feel the inner body whenever you listen to someone. It almost seems like a paradox: When you are in touch with the inner body, you are not identified with your body anymore, nor are you identified with your mind. This is to say, you are no longer identified with form but moving away from form identification toward formlessness, which we may also call Being. It is your essence identity. Body awareness not only anchors you in the present moment, it is a doorway out of the prison that is the ego. It also strengthens the immune system and the body’s ability to heal itself.
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کالبد درون – فصل ششم از کتاب نیروی حال
ترجمه از کتاب نیروی حال مسیحا برزگر (با اندکی بازنگری)

-این قسمت شرح کاملی است بر ادراک کالبد درون

*ادراک کالبد درون – مطلب آخر
Forwarded from تفحص خویش
دوستان عزیز برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.
پیشنهاد میکنم تا در این وقفه درصورت اشتیاق، مطالب چند روز اخیر یعنی از مطلب "رهایی از زندان ذهن" به آخر را با دقت و تعمق ببینید.

همینطور مطالب زیر:

رهایی از افکار و احساسات شدید

مراقبه چیست

هدف از مراقبه
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
بدون دخالت ذهنِ شخصی، زندگی به روش طبیعی و هماهنگ خودش در جریان است. وقتت را برای آرزوی بهتر شدن چیزها تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کاری است و هیچ‌کس هم واقعاً خوشحال نیست. ما زندگی حقیقی را گم‌کرده‌ایم. درواقع شادی زمانی به وجود می‌آید که تو جستجوی هر چیزی به‌جز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و آنگاه این شادی درونت پایدار خواهد ماند.
تمایل جمعی انسان‌ها جستجوی شادی پایدار در عرصه اسم‌ها و فرم‌هاست؛ یعنی یک عرصه فانی و گذرا. این کار درواقع نوعی روی‌گردانی از آن حضور بی‌زمان و همیشه کاملِ درونِمان است، همان ذات الهی یا خویش.
ناآگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن را رها کن بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشحال و خوشبخت کند.
آگاه باش که این احساسِ خوبِ بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوت‌های ذهن، یا این به‌اختصار تجربه‌های بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل می‌کنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور دور کنند. هیچ‌کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش تصورات است.
حالا چگونه این تمایلات را به‌سادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بی‌فکری، یعنی همین احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همین احساس «من هستم» که به‌طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در این هشیاریِ غیرشخصی (یعنی چیزی که مربوط به ماجراهای این شخص نیست.م) آرام بگیرد.
هرزمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است این کار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش بازمی‌گرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعی «بودن» بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع به‌طور فزاینده‌ای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور باهم مترادف‌اند. آن‌ها یکی هستند. این درواقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
#موجی

Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
#Mooji
Forwarded from تفحص خویش
احساسات همچون ابرهایی در آسمانی طوفانی و بادخیز می‌آیند و می‌روند، "تنفس آگاهانه" لنگر من است.
#تیک_نات_هان

آگاه بودن از تنفس شما را وادار میکند تا در لحظه حال باشید. هرگاه که از نفسهایتان آگاه هستید کاملا حضور دارید. همچنین ممکن است متوجه شوید که شما نمیتوانید هم فکر کنید و هم از نفسهایتان آگاه باشید. تنفس آگاهانه ذهن را متوقف میکند.
#اکهارت تُل


“Feelings come and go like clouds in a windy sky. Conscious breathing is my anchor.”
#ThichNhatHanh

Being aware of your breath forces you into the present moment. Whenever you are conscious of the breath, you are absolutely present. You may also notice that you cannot think and be aware of your breathing. Conscious breathing stops your mind.
#EckhartTolle
Forwarded from تفحص خویش
هنگامی‌که تمام امیال و خواسته‌ها ازجمله این میل و آرزو برای رهایی از بین بروند، آنگاه رهایی است که باقی می‌ماند.
#پاپاجی

* امیال و خواسته‌ها رنگِ من-شخص است. هرچه آنها بیشتر، رنگ من-شخص پررنگتر و برعکس. این جمله بالا از پاپاجی اشاره کوتاه و دقیقی است به قلب سکوت، به محوِ من-شخص.
گویی پاپاجی همان طوطی هندی در داستان طوطی و بازرگان مثنوی است که با اشاره‌ای شگرف طوطیان درون قفس را آگاه می‌سازد که بمیرید تا در پرتو مرگ این من-شخص متوجه حقیقت متعال خودتان که پیشاپیش حی و حاضر است بشوید. همان‌که هم‌اکنون در نَفَسهایتان جاری است و در حال نفس کشیدن است. متوجه‌اش باش.
نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد
تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟


"When all desires have gone, including the desire for freedom, freedom remains."
#Papaji
Forwarded from تفحص خویش
حقیقت این است که شما هم‌اکنون همان چیزی هستید که در جستجویش هستید.
شما با چشمان خداوند در جستجوی خودش هستید.
این حقیقت آنقدر ساده، تکان‌دهنده و اساسی است که می‌تواند به‌راحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
#آدیاشانتی

*نَفَس کِشَنده را پیدا کن

"The truth is that you already are what you are seeking. You are looking for God with His eyes. This truth is so simple, shocking and radical that it is easy to miss among one’s flurry of seeking."
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
این افکار که چیزی دارد برای «تو» اتفاق می‌افتد، و اینکه «چیزها درنهایت بهبود پیدا خواهند کرد»، و اینکه «زندگی بهتر خواهد شد» و اینکه درنهایت «تو» آن خوشبختی پایدار را خواهی یافت – همه باید از بین بروند.
تمام این فکرها باید از بین بروند. در سکوتِ درون تفحص کن که چگونه از این افکار خلاص شوی، و سپس هنگامی‌که فرد کاملاً تسلیم آن سکوت شد، پاسخ می‌رسد.
#رابرت_آدامز


The thought that 'something' is happening 'to you', that 'things will eventually improve', that 'life will get better' and that ‘you’ will ‘find lasting happiness’ - all have to go. All those thoughts have to go. Enquire within of your inner silence how to be rid of these thoughts, and the answer will come, once one has fully surrendered to that Silence.
#RobertAdams
خودت را به یاد بیاور

در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
به نفس کشیدنت آگاه باش. آیا این شخص (علی، مریم، سارا، ...) نفس می‌کشد یا نفس کشیدن به‌طور خود‌به‌خودی اتفاق میفتد؟

به دست‌وپایت نگاه کن، آیا این‌ها دست و پای این –شخص- هستند یا به طریقی که این شخص نمی‌داند به‌طور خودبه‌خودی فقط وجود دارند؟

متوجه‌ی دیدن یا نگاه کردن باش. آیا این شخص با فعالیت‌های ویژه و پیچیده‌ای عمل دیدن را انجام می‌دهد یا دیدن، شنیدن، بوییدن و ... خودبه‌خودی اتفاق میفتد؟
همین‌طور راه رفتن، حرف زدن و ...
این صدایی که از حنجره بیرون می‌آید از کجاست؟ فرایند تولید صدا از کجاست؟ آیا این شخص از ماهیت و ذات و خلق این صدا آگاه است یا صدا هم به‌طور خودبه‌خودی مثل نفس کشیدن فقط اتفاق میفتد؟
ضربان قلبت چطور؟
این چیزی که در آینه می‌بینم چطور؟

از این چیزی که گمان می‌کنی هستی "تماماً" خالی شو تا متوجه‌ی آن چیزی که حقیقتاً هستی بشوی. حقیقت تو همان هشیاری‌ای است که یک تک‌سلول را تبدیل به چیزی کرد که هم‌اکنون مشغول خواندن این متن است.
خودت را به یاد بیاور.

"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی ودریای عمیق"
#مولانا

#مسیرمستقیم