مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
این تو نیستی که رنج میکشی بلکه آن شخصی که خودت را آن می‌پنداری است که رنج می‌کشد. تو نمی‌توانی رنج بکشی.
#نیسارگاداتا ماهاراج

میگویی که میخواهم از این سر و صدای ذهن رها شوم،
اما موضوع اینجاست که "تو و این سرو صدا با هم هستید."
هنگامی‌که تو، «بی تو» شوی تمام این سروصداها متوقف می‌شوند. تویِ حقیقی آن شاهدِ بی فرمِ درون است. این شخص، یعنی این پر سروصدا، فقط به تصور درآمده است. تشخیص همین موضوع رهایی است.
#موجی

زمانی که فهمیدی «من*» فقط یک فکر است، آنگاه متوجه خواهی شد چیزی که مشکل می‌نامی، هرچه که باشد، هرچقدر هم که مهم به نظر برسد، فقط باید یک فکر باشد. متوجه هستی؟ زیرا «من» است که مشکل دارد و «من» هم فقط یک باور است، یک فکر است و حقیقتاً وجود ندارد. اگر «من» فقط یک فکر و یک باور باشد و «من» مشکل داشته باشد، پس درواقع هیچ مشکلی وجود ندارد.
#رابرت آدامز

* "من" در این جمله اشاره به شخص دارد، یعنی همان من کاذب یا من ذهنی.
Forwarded from تفحص خویش
you do not suffer, only the person you imagine yourself to be suffers. you cannot suffer.
#Nisargadatta Maharaj


"When you realize the I is only a thought, then you also realize that your problem, so-called, whatever it may be, how serious it may look to you, must also be a thought. Can you see that? Because 'I' have the problem. And 'I' is only an idea, a thought. It doesn't exist for real. If I is only a thought, an idea, and I have the problem, there's no problem."
#Robert Adams

“You say you want to get rid of the noise, but you and the noise go together. You have to be you without 'you' and all noise will stop. The real You is the formless witness within. The person, the noisy one, is only imagined. To recognize this is Freedom. “
#Mooji
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تسلیم حملات ذهن نشو - #موجی
من آنم که از تمام تجربه‌ها آگاهم و آنها را می‌شناسم اما خودم یک تجربه نیستم.
من از افکار آگاهم اما خودم یک فکر نیستم.
من از عواطف و احساسات آگاهم، اما خودم عاطفه و احساس نیستم.
من از ادراکات حسی آگاهم اما خودم یک درک حسی نیستم.
محتوای تجربه هر آنچه که باشد من از آن آگاهم.
اما خودم محتویات تجربه نیستم.
#روپرت_اسپایرا

ما هم‌اکنون از تجاربمان آگاهیم. از این کلمات آگاهیم، از افکار و احساساتمان هر آنچه که هستند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر می‌بینیم و می‌شنویم آگاهیم، از این حسی که از بدن داریم آگاهیم. بدون هیچ تلاشی از این جریان تجارب آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که تجاربمان را می‌داند و از آن‌ها آگاه است باشیم، نیازی به کوچک‌ترین تلاش نداریم.
مراقبه درواقع یعنی آگاهانه همان باشیم، «همان‌که از تجاربمان آگاه است.»
#روپرت_اسپایرا

همچون فضایِ خالی، من هیچ مناسبتی با پدیده‌ها ندارم. برای من فرقی نمی‌کند که ذهن خاموش است یا نه، بدنم جوان است یا پیر، سلامت است یا نه و یا اینکه در جهان چه اتفاقی درحال روی دادن است. من تمام پدیده‌ها را بدون قید و شرط و بی‌طرفانه می‌پذیرم.

این "فکر" است که دوست می‌دارد و نفرت می‌ورزد، اما من نه چیزی را دوست دارم و نه نفرت می‌ورزم. این فکر است که مقاومت و جستجو می‌کند، اما من، نه چیزی را به‌غایت جستجو کرده و نه در برابرش مقاومت می‌کنم. در این خالی بودن، من هیچ مقاومتی نمی‌شناسم، پس من خودِ شادیِ بی‌دلیلم.

همچون فضای خالی، من وجه اشتراکی با ویژگی‌ها و سرنوشتِ چیزهایی که در من ظاهر می‌شوند، ندارم. وقتی آنها حرکت کرده و تغییر می‌کنند، من نه حرکت می‌کنم و نه تغییر می‌کنم. وقتی آنها پدیدار و ناپدید می‌شوند، من نه پدیدار شده و نه ناپدید می‌شوم. من نه متولدشده‌ام و نه می‌میرم. بدن و ذهن همواره در حال سِیر کردن هستند ولی من هرگز با آنها سفر نمی‌کنم. آنها در من سیر می‌کنند اما من هرگز در آنها سیر نمی‌کنم.
#روپرت_اسپایرا

I am that which knows or is aware of all experience, but I am not myself an experience. I am aware of thoughts but am not myself a thought; I am aware of feelings and sensations but am not myself a feeling or sensation; I am aware of perceptions but am not myself a perception. Whatever the content of experience, I know or am aware of it. Thus, but am not myself the content of experience.
#RupertSpira

Like empty space I have no agenda with appearances. It makes no difference to Me whether the mind is silent or not, whether the body is young, old, healthy or not, nor what is happening in the world. I allow all appearances unconditionally and impartially.

Thought likes and dislikes but I neither like nor dislike these likes and dislikes. Thought resists and seeks but I neither resist nor seek the end of resistance or seeking. Being empty, I do not even know resistance and am, therefore, causeless happiness itself.

Like empty space, I do not share the qualities nor the destiny of the objects that appear within Me; I do not move and change when they move and change; I do not appear nor disappear when they appear or disappear; I am not born and do not die. The body and mind are always on a journey but I never undertake the journey with them. They journey through Me but I never journey in them.
#RupertSpira

"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience."
#rupertspira
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
سؤال: این هشیاری یا آگاهی چیست و انسان چگونه می‌تواند آن را به دست آورد و پرورش دهد؟
جواب #رامانا ماهارشی : شما هشیاری هستید. هشیاری نام دیگری برای شما است. از آنجایی که شما هشیاری هستید هیچ نیازی نیست که آن را به دست آورده یا پرورش دهید. همه آنچه که باید انجام دهید این است که هشیار بودن از سایر چیزهای دیگر را رها کنید، به عبارت دیگر از غیر خویش دست بردارید. اگر انسان هشیار بودن از چیزهای دیگر را رها کند آنگاه فقط هشیاری خالص باقی می‌ماند، و آن خویش است.

*در اینجا بار دیگر توضیح مربوط به تمثیل چراغ قوه را مرور میکنیم تا متوجه بشویم که اشاره کلام باگوان رامانا ماهارشی به چیست:
چراغ‌قوه به دلیل تمرکزِ شدید روی چیزهایی که نورش روی آنها افتاده و آنها را روشن کرده، رفته رفته دیگر خودش را همان چیزها دانسته و ماهیت حقیقی خودش را فراموش میکند. در اینجا از چراغ‌قوه خواسته می‌شود که تمرکز توجه‌اش را از چیزهایی که به‌طور مدام از آنها آگاه است بردارد، هنگامی‌که تمرکزِ توجه‌یِ چراغ‌قوه از چیزهایی که مدام متوجه آنهاست یعنی آن دیوار و جعبه و ... برداشته شود و این چسبندگی به آنها رها شود آنگاه در پرتو این رها شدنِ عاملِ توجه، چراغ‌قوه رفته‌رفته متوجه ماهیت حقیقی خودش می‌شود.
دقت کنید که در تمثیل چراغ‌قوه مجموع چیزهایی که چراغ‌قوه از آنها آگاه است یعنی قسمتی از دیوار و جعبه و ... همان «شخص» در مورد خودمان است. این شخص مجموعه‌ای از چیزهایی است که ما از آنها آگاهیم (افکار، احساسات، خاطرات، تصاویر، گذشته و ...) و به دلیل این تمرکزِ توجه مدام به چیزهایی که از آنها آگاهیم، ماهیت حقیقی خودمان را فراموش کرده‌ایم، وقتی تمرکزِ توجه از ماجرای شخص برداشته شود، وقتی خالی هستی، وقتی شخصی در کار نیست، تو محو نمی‌شوی،
تو همچنان هستی.
این چیزی که همچنان هست چیست؟
اگر از تمام افکاری که در مورد خودت داری خارج شوی، تو همچنان هستی.
تو این شخص نیستی.
تو کیستی؟

Q: What is this awareness and how can one obtain and cultivate it?
A: You are awareness. Awareness is another name for you.
Since you are awareness there is no ...need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things, that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self.
#Ramana Mahararishi
Forwarded from تفحص خویش
هر حرکت فکر نه تنها موجب تداوم «من» می‌گردد، بلکه خود آن حرکت عین یک مرز، قالب و محدوده است برای ذهن. فکر هرگز نمی‌تواند از قالبی که خود ساخته است خارج بشود و به ماورا آن برود. زمانی هم که ذهن می‌کوشد تا قالب را بشکند و به ماورا برود، قالب دیگری ایجاد کرده است. تنها زمانی حقیقت و ماوراء خود را بر ذهن بازمی‌نمایند که فکر از تلاش و حرکت بازایستاده است.
#کریشنامورتی
Forwarded from تفحص خویش
ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست
آن همیشه همین‌جاست اما توسط صفحه افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی

وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است.
#رامانا ماهارشی

هنگامی‌که صدای درون سرت که وانمود می‌کند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمی‌کند را تشخیص دادی، از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار می‌شوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی می‌بری که توی حقیقی، آن صدا یعنی همان فکر کننده نیستی بلکه تو همانی هستی که از این صدا آگاه است.
#اکهارت تُله

ذهن ما رابطه‌اش را با اعماق وجودمان، با جوهر هستی‌مان، با کیفیت‌های ناشناخته آن قطع کرده و اکنون با نقش و کیفیت یک ضبط‌صوت عمل می‌کند.
محمد جعفر #مصفا

با "احتما" یعنی پرهیز از افکار، متوجه‌ "قُوّت جانت" می‌شوی. و این احتما از نگاه مولانا "دوای اصلی" است.

"احتما کن احتما ز اندیشه‌ها
فکر، شیر و گور و دل چون بیشه‌ها

احتما اصل دوا آمد یقین
احتما کن قُوّت جانت ببین"
#مولانا
Forwarded from تفحص خویش
Realization is nothing new to be acquired.
It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#Ramana Maharshi

"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle

Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state.
#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
"فقط هنگامی‌که اول‌شخص (ایگو) در فرم " من این بدن هستم" وجود داشته باشد، دوم‌شخص و سوم‌شخص هم وجود خواهند داشت."

"اگر من-فکر وجود نداشته باشد هیچ‌چیز دیگری وجود نخواهد داشت."

"اگر از برخاستن من-فکر (ریشه تمام افکار) جلوگیری شود از به وجود آمدن سایر افکار نیز جلوگیری خواهد شد."

"آیا بهتر نیست که فرد به‌جای قطع میلیون‌ها برگ و صدها شاخه‌ی یک درخت، تنه‌ی آن را قطع کند؟ به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش می‌کند تا میلیون‌ها میلیون فکر را نابود کند در این است که من-فکر یعنی ریشه‌ی آن‌ها را نابود کند."
باگوان #رامانا ماهارشی


*"نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد
تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟"
#عطار
Forwarded from تفحص خویش
"Only if that first person (the ego) in the form ‘I am the body’ exists, will the second and third persons also exist...”
'Ulladhu Narpadhu'. verse 14

“If there is no ‘I’-thought, no other thing will
exist…”
‘Sri Arunachala Ashtakam’, verse 7,

If the ‘I’-thought – the root of all thoughts – is prevented from rising,
all other thoughts will also be prevented.
If a man wants to cut down the millions of
leaves and hundreds of branches of a tree, is it not enough if he cuts down the trunk? Similarly, a man who is trying to destroy all the millions and millions of thoughts will
have succeeded in doing so if he destroys the ‘I’-thought, their root.
Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون رجوع به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟

این سؤال موجب وقفه‌ای آنی در ذهن می‌شود. در این وقفه بمان.
به‌عنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان.
#آدياشانتی


What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
«شما باید تلاش عظیمی انجام دهید»
#آنامالای سوامی : از ذهن نترسید. ذهن یک ببر تقلبی است. آن یک ببر واقعی نیست.
چیزی که واقعی نباشد نمی‌تواند به شما آسیبی بزند. ترس و اضطراب فقط زمانی به سراغتان می‌آید که باور داشته باشید که یک ببر واقعی در مجاورت شما وجود دارد.
شاید کسی برای مسخره‌بازی صدای ببر از خودش دربیاورد تا شما را بترساند اما وقتی خودش را نشان می‌دهد تمام ترس‌های شما از بین می‌رود زیرا شما ناگهان متوجه می‌شوید که هرگز هیچ ببری خارج از تصورات شما وجود نداشته است.
پرسش: فرد می‌تواند تجربه موقتی از خویش، یعنی همان حقیقت اساسی داشته باشد اما سپس آن از بین می‌رود. آیا می‌توانید راهنمایی کنید که چطور در آن وضعیت ثابت باقی بمانیم؟
آنامالای سوامی: اگر باد قوی باشد ممکن است شمعی که روشن است را خاموش کند. اگر می‌خواهید دوباره آن را ببینید باید دوباره روشنش کنید؛ اما خویش چیزی مثل این نیست. آن همچون شعله نیست که با بادی از امیال و افکار از بین برود. خویش شعله‌ای همیشه درخشان است. اگر شما از آن آگاه نیستید به این معناست که جلوی آن پرده یا حجابی گذاشته‌اید که جلوی دید شما را گرفته است. این‌طور نیست که خویش خودش را پشت یک حجاب مخفی کرده باشد.
شما خودتان همان کسی هستید که با اعتقاد به باورهایی که درست نیستند آن حجاب را آنجا قرار داده‌اید. اگر پرده بازشده و دوباره بسته می‌شود به این معناست که شما همچنان به آن باورهای غلط اعتقاد دارید. اگر آنها را به‌طور کامل ریشه‌کن کرده باشید آنها دوباره ظاهر نمی‌شوند. وقتی این باورها همچنان خویش را می‌پوشانند نشان‌دهنده این است که شما همچنان باید تمرینات معنوی را به‌طور مداوم انجام دهید.
پرسش: منظور شما از تمرینات معنوی مداوم همان تفحص خویش است؟
آنامالای سوامی: بله. با نیروی این تمرین با انجام تمرین معنوی این حجاب به‌طور کامل از بین می‌رود. هیچ مانع دیگری وجود نخواهد داشت. شما می‌توانید به قله کوه آروناچالا بروید اما اگر هشیار نباشید، اگر متوجه نباشید ممکن است از آن بالا بلغزید و تا پایین سقوط کنید.
برای ادراک خویش باید تلاش عظیمی انجام دهید. شما به‌راحتی می‌توانید در راه متوقف‌شده و دوباره به سمت نادانی و جهل سقوط کنید. این سقوط در هرلحظه‌ای می‌تواند اتفاق بیفتد. وقتی برای اولین بار به قله رسیدید باید به‌طور مصمم تلاش جانانه‌ای انجام دهید تا در همان‌جا باقی بمانید؛ اما درنهایت زمانی فرامی‌رسد که شما به‌طور کامل در خویش تثبیت می‌شوید. هنگامی‌که این اتفاق بیفتد دیگر نمی‌توانید سقوط کنید. در آنجا شما به مقصد رسیده‌اید و دیگر نیازی به تلاش بیشتر نیست. تا زمانی که آن لحظه فرابرسد انجام تمرینات معنوی مداوم لازم است.
Forwarded from تفحص خویش
#ANNAMALAI SWAMI – FINAL TALKS
‘YOU HAVE TO MAKE AN ENORMOUS EFFORT’
AS: "Don't be afraid of the mind. It's a false tiger, not a real one.
Something that is not real cannot harm you. Fear and anxiety may come to you if you believe that there is a real tiger in your vicinity.
Someone may be making tiger noises as a joke to make you afraid, but when he reveals himself, all your fears go because you suddenly understand that there never was a tiger outside your imagination."
Question: One can have a temporary experience of the Self, the underlying reality, but then it goes away. Can you offer any guidance on how to stabilize in that state?
Annamalai Swami: A lamp that is lit may blow out if the wind is strong. If you want to see it again, you have to relight it. But Self is not like this. It is not a flame that can be blown out by the passing winds of thoughts and desires. It is always bright, always shining, always there. If you are not aware of it, it means that you have put a curtain or a veil in front of it that blocks your view. Self does not hide itself behind a curtain.
You are the one who puts the curtain there, by believing in ideas that are not true. If the curtain parts and then closes again, it means that you are still believing in wrong ideas. If you have eradicated them completely, they will not reappear. While these ideas are covering up the Self, you still need to do constant sadhana.
So, going back to your question, the Self does not need to stabilize itself. It is full and complete in itself. The mind can be stabilized or destabilized, but not the Self.
Question: By constant sadhana, do you mean self-inquiry?
Annamalai Swami: Yes. By strength of practice, by doing this sadhana, this veil will be removed completely. There will be no further hindrances. You can go to the top of Arunachala, but if you are not alert, if you are not paying attention, you may slip and end up at Easanya Math [a Hindu institution at the base of the hill].
You have to make an enormous effort to realize the Self. It is very easy to stop on the way and fall back into ignorance. At any moment you can fall back. You have to make a strong determined effort to remain on the peak when you first reach it, but eventually, a time will come when you are fully established in the Self. When that happens, you cannot fall. You have reached your destination and no further efforts are required. Until that moment comes, constant sadhana is required.
- Final Talks pp. 6, 7
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
«وقفه‌ای از بی‌فکری در بین دو فکر وجود دارد. آن وقفه، خویش (آتمن) است. آن صرفاً آگاهی محض است.»
جوگ باسشت

«سؤال: شما می‌گویید وجود حقیقی ما همیشه با ماست. چطور است که متوجه آن نمی‌شویم؟
ماهاراج: بله شما همیشه آن متعالی هستید؛ اما توجه شما متمرکز بر چیزهای فیزیکی یا ذهنی است. هنگامی‌که توجه شما از چیزی کنار می‌رود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید. هنگامی‌که از طریق تمرین تفکیک حقیقی از غیرحقیقی (Viveka) و رهایی از وابستگی‌ها (vairagya) دیدگاه خود نسبت به وضعیت‌های حسی و ذهنی را از دست بدهید، وجود یا بودن محض به‌عنوان وضعیت طبیعی ظاهر می‌شود.
پرسشگر: فرد چطور به این حس جدایی پایان بدهد؟
نیسارگاداتا ماهاراج: با متمرکز کردن ذهن روی «من هستم»، روی حس بودن، «من چنین و چنانم» از بین می‌رود و «من فقط شاهد هستم» باقی می‌ماند و همان هم در «من همه هستم» ادغام می‌شود آنگاه همه به یک‌چیز تبدیل شده و آن واحد یعنی خویش شما جدا از من نیست. این باور «من» مجزا را رها کن و آنگاه پرسش «این تجربه‌ی چه کسی است؟» برنمی‌خیزد.»
#نیسارگاداتا ماهاراج

«جایی که فکر اول تمام شده و فکر بعدی هنوز برنخاسته آن «آگاهی» است، آن رهایی است، آن جایگاه تو است، منزلگاه توست. تو همیشه آنجایی.
توجه‌ات را تغییر بده، مسیرِ تمرکزِ توجه‌ات را تغییر بده. به شکل نگاه نکن، به پس‌زمینه نگاه کن. اگر من یک ‌تخته‌سیاه بزرگ اندازه یک دیوار اینجا بگذارم و یک نقطه سفید روی آن بکشم و از شما بپرسم که چه می‌بینید؟ نود و نه درصد شما تخته‌سیاه را نمی‌بینید! و میگویید: "من یک نقطه سفید می‌بینم."
میبینید، تخته‌سیاه به این بزرگی دیده نمی‌شود اما یک نقطه سفید که تقریباً هم نامریی است دیده می‌شود. چرا؟
چون این الگوی ثابت ذهن است.
ذهن به نقش و فرم نگاه میکند و نه به تخته‌سیاه،
به ابرها نگاه میکند نه به آسمان،
به افکار نگاه میکند و نه به آگاهی.
تمام تعالیم درباره همین است. همیشه به آگاهی نگاه کن. همیشه به آگاهی نگاه کن و بدان که آگاهی همان چیزی است که تو هستی. منزلگاه و جایگاه تو همین‌جاست، همین‌جا بمان. در اینجا کسی نمی‌تواند تو را متأثر کند. چه کسی می‌تواند وارد اینجایی که تو هستی بشود؟ حتی ذهنت هم نمی‌تواند واردش شود.»
#پاپاجی

«شما دو فکر دارید.
فکر شماره یک پدیدارشده و ناپدید می‌شود.
فکر شماره دو پدیدارشده و ناپدید می‌شود.
ولی آیا در هیچ زمانی آگاهی ناپدید می‌شود.
پس چه چیزی بین این دو فکر وجود دارد و حاضر است؟!
- آگاهی

از دیدگاه فکر، این وقفه زمانی بین دو فکر چه مدت دوام میاورد؟
- فکر اصلاً چیزی دراین‌باره نمی‌داند.

فکر هیچ‌چیز دراین‌باره نمی‌داند، زیرا فقط چیزها هستند که می‌توانند در افکار ظاهر شوند و ازآنجایی‌که فکر نمی‌تواند چیزی در مورد فاصله‌ی بین افکار بداند، وجود آن را نفی می‌کند. درصورتی‌که اگر وجود نداشت، ارتباطی بین افکار و همچنین استمرار تجربه وجود نمی‌داشت.

بنابراین فاصله‌ی بین دو فکر در زمان رخ نمی‌دهد. زمان فقط در فکر موجود است. ازاین‌رو از دیدگاه فکر، فاصله‌ای بین دو فکر وجود ندارد. آنجا نه زمان وجود دارد و نه هیچ‌چیزی.

خواب عمیق فاصله‌ی بین دو وضعیت رؤیا است و وضعیت رؤیا تنها متشکل از دو فکر (دو رشته فکر) هست. حال این فاصله چه مدت طول می‌کشد؟
- این موضوع در قالب زمان روی نمی‌دهد.

این موضوع در قالب زمان روی نمی‌دهد. فکر هیچ‌چیز دراین‌باره نمی‌داند. به همین دلیل از دیدگاه فکر، تجربه غیرمادی خواب عمیق (که صرفاً فاصله‌ی بدونِ بعدِ بین دو تصویر یا دو فکر است) وجود ندارد، درست مانند فاصله‌ی بین دو فکر؛ اما بنا به تجربه شما، آگاهی مداوم و مستمر است. منظورم از تجربه‌ی شما، تجربه‌ی آگاهی است: من پیوسته هستم یا به‌طور دقیق‌تر، من همیشه حضور دارم و هستم. خواب عمیق بدون رؤیا چیزی نیست که در زمان رخ دهد. ابدیت است. آگاهی است.»
#روپرت_اسپایرا