مسیر مستقیم
هیولای پوشالی - #مسیرمستقیم
-منشأ رنجهای ذهنی، ایگو یا من-شخص است.
-ایگو هرگز در مقام رضا نیست و مدام در وضعیت عدم رضایت و ناکافی بودن به سر میبرد.
-ایگو از راههای مختلف شما را به الگوهای ذهنی و شرطی شدگیها بازمیگرداند.
-هرچه ما نسبت به عملکرد ایگو هشیار نباشیم آن قدرتمندتر میشود.
-علامت ایگو رنج است.
-اساس ایگو بر پندار و وهم بنا شده است، ماهیتی از خودش ندارد و درنتیجه هنگامیکه به دنبالش میگردیم هرگز پیدایش نمیکنیم.
-ایگو وهمی است که شما را رهسپار دنیای تصاویر و خیالات میکند.تو پیشاپیش سیرابی اما با توهمِ تشنگی تو را بهسوی سراب رهسپار میکند.
-ایگو برای مخفی ماندنِ ماهیتِ پوشالیاش مدام تو را به بیرون پرتاب میکند. و میگوید برو و آن بیرون چیزی پیدا کن تا آرامم کنی. میروی میگردی چیزی پیدا میکنی و برایش میاوری او نگاهی میکند و میگوید خوب است اما کافی نیست.
-بیا و برای یک بار هم شده در جهت عکس پرتابهایش عمل کن. این بار بهجای پرتاب به بیرون به درون پرتاب شو و با رنجت روبهرو شو. با رنج حال حاضرت بمان. به آن نگاه کن. نزدیک و نزدیکتر شو. وقتی بهاندازه کافی نزدیک شدی چیز مهمی میفهمی.
-این هیولا، صرفاً یک هیولای پوشالی است.
-دقت کنید که در اینجا منظور این نیست که به دنبال چیزها نباشیم بلکه هدف این است که تو متوجه باشی این توهمِ خوشبختی در عینیتهای بیرونی که مدام درون سرت زمزمه میکند خیالی بیش نیست. میتوانی با عینیتها در ارتباط باشی اما باید آگاه باشی که شادی حقیقی در جای دیگری است.
-موضوع اینجاست که ما در تجربه قبلیمان نسبت به این موضوع آگاه شده بودیم اما دوباره فراموشش کردیم و حالا این فراموشی دوباره به شکل رنج پدیدار شده. هشیار باش.
-ایگو هرگز در مقام رضا نیست و مدام در وضعیت عدم رضایت و ناکافی بودن به سر میبرد.
-ایگو از راههای مختلف شما را به الگوهای ذهنی و شرطی شدگیها بازمیگرداند.
-هرچه ما نسبت به عملکرد ایگو هشیار نباشیم آن قدرتمندتر میشود.
-علامت ایگو رنج است.
-اساس ایگو بر پندار و وهم بنا شده است، ماهیتی از خودش ندارد و درنتیجه هنگامیکه به دنبالش میگردیم هرگز پیدایش نمیکنیم.
-ایگو وهمی است که شما را رهسپار دنیای تصاویر و خیالات میکند.تو پیشاپیش سیرابی اما با توهمِ تشنگی تو را بهسوی سراب رهسپار میکند.
-ایگو برای مخفی ماندنِ ماهیتِ پوشالیاش مدام تو را به بیرون پرتاب میکند. و میگوید برو و آن بیرون چیزی پیدا کن تا آرامم کنی. میروی میگردی چیزی پیدا میکنی و برایش میاوری او نگاهی میکند و میگوید خوب است اما کافی نیست.
-بیا و برای یک بار هم شده در جهت عکس پرتابهایش عمل کن. این بار بهجای پرتاب به بیرون به درون پرتاب شو و با رنجت روبهرو شو. با رنج حال حاضرت بمان. به آن نگاه کن. نزدیک و نزدیکتر شو. وقتی بهاندازه کافی نزدیک شدی چیز مهمی میفهمی.
-این هیولا، صرفاً یک هیولای پوشالی است.
-دقت کنید که در اینجا منظور این نیست که به دنبال چیزها نباشیم بلکه هدف این است که تو متوجه باشی این توهمِ خوشبختی در عینیتهای بیرونی که مدام درون سرت زمزمه میکند خیالی بیش نیست. میتوانی با عینیتها در ارتباط باشی اما باید آگاه باشی که شادی حقیقی در جای دیگری است.
-موضوع اینجاست که ما در تجربه قبلیمان نسبت به این موضوع آگاه شده بودیم اما دوباره فراموشش کردیم و حالا این فراموشی دوباره به شکل رنج پدیدار شده. هشیار باش.
Forwarded from تفحص خویش
نفس یا ایگو مانند شبح است، فرمی از خودش ندارد. اگر با تفحص «من کیستم؟» ببینید که ایگو چیست آن بهسادگی میگریزد. ذهن جوهر و فرمی ندارد و تنها در تخیل وجود دارد. اگر میخواهی از چیزی که تخیلی است رها شوی تنها کاری که باید انجام دهی: توقف تخیل است.
از سوی دیگر اگر بهطور مداوم آگاه باشید که ذهن و تمام آثارش فقط در تخیل شما وجود دارند آنها دست از فریب دادن شما برداشته و دیگر شما را به دردسر نمیاندازند.
برای مثال اگر یک شعبدهباز یک ببر را ظاهر کند نیاز نیست از آن بترسید چراکه میدانید شعبدهباز سعی میکند تا شما را گول بزند تا باور کنید که آن یک ببر خطرناک و واقعی است. اگر باور نکنید که آن ببر واقعی یا خطرناک است، نمیترسید.
زمانی که سینما برای اولین بار اینجا معرفی شده بود بعضی از روستاییان وقتی چیزهایی مانند آتش را روی پرده سینما میدیدند میترسیدند. آنها فرار میکردند زیرا باور داشتند که آتش میتواند شعلهور شده و تماشاخانه را بسوزاند.
وقتیکه بدانید تمام آنچه اتفاق میفتد فقط بر روی پرده آگاهی ظاهر میشوند و شما، خودِ شما همان پردهای هستید که روی آن تمام آنها ظاهر میشوند دیگر چیزی نمیتواند شما را متأثر کند یا آسیب برساند یا بترساند.
مردمی که به حقیقی بودن دنیا باور دارند وضعشان بهتر از کسانی که برای به دست آوردن آبی که در سراب میبینند روی آن سد میسازند، نیستند.
#آنامالای سوامی
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
The ego is just like a ghost, it has no real form or its own.
If you see what the ego really is by enquiring ‘Who am I?' it will simply run away. The mind has no substance and no form. It exists only in the imagination. If you want to get rid of something that is imaginary, all you have to do is cease to imagine it.
Alternatively, if you can be continuously aware that the mind and all its creations only exist in your imagination, they will cease to delude you and you will cease to be troubled by them.
For example, if a magician creates a tiger, you need not be afraid of it because you know that he is only trying to trick you into believing that it is a real and dangerous tiger. If you don't believe that the tiger is real or dangerous, you don't get afraid.
When the cinema was first introduced here some village people
became afraid when they saw things like fire on the screen. They ran away because they believed that the fire would spread and
burn the theatre down.
When you know that everything that is happening is only appearing on the screen of consciousness, and that you yourself are the screen on which it all appears, nothing can touch you, harm you or make you afraid.
People who believe in the reality of the world are really no
better than people who build dams to catch the water that they see in a mirage.
از سوی دیگر اگر بهطور مداوم آگاه باشید که ذهن و تمام آثارش فقط در تخیل شما وجود دارند آنها دست از فریب دادن شما برداشته و دیگر شما را به دردسر نمیاندازند.
برای مثال اگر یک شعبدهباز یک ببر را ظاهر کند نیاز نیست از آن بترسید چراکه میدانید شعبدهباز سعی میکند تا شما را گول بزند تا باور کنید که آن یک ببر خطرناک و واقعی است. اگر باور نکنید که آن ببر واقعی یا خطرناک است، نمیترسید.
زمانی که سینما برای اولین بار اینجا معرفی شده بود بعضی از روستاییان وقتی چیزهایی مانند آتش را روی پرده سینما میدیدند میترسیدند. آنها فرار میکردند زیرا باور داشتند که آتش میتواند شعلهور شده و تماشاخانه را بسوزاند.
وقتیکه بدانید تمام آنچه اتفاق میفتد فقط بر روی پرده آگاهی ظاهر میشوند و شما، خودِ شما همان پردهای هستید که روی آن تمام آنها ظاهر میشوند دیگر چیزی نمیتواند شما را متأثر کند یا آسیب برساند یا بترساند.
مردمی که به حقیقی بودن دنیا باور دارند وضعشان بهتر از کسانی که برای به دست آوردن آبی که در سراب میبینند روی آن سد میسازند، نیستند.
#آنامالای سوامی
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
The ego is just like a ghost, it has no real form or its own.
If you see what the ego really is by enquiring ‘Who am I?' it will simply run away. The mind has no substance and no form. It exists only in the imagination. If you want to get rid of something that is imaginary, all you have to do is cease to imagine it.
Alternatively, if you can be continuously aware that the mind and all its creations only exist in your imagination, they will cease to delude you and you will cease to be troubled by them.
For example, if a magician creates a tiger, you need not be afraid of it because you know that he is only trying to trick you into believing that it is a real and dangerous tiger. If you don't believe that the tiger is real or dangerous, you don't get afraid.
When the cinema was first introduced here some village people
became afraid when they saw things like fire on the screen. They ran away because they believed that the fire would spread and
burn the theatre down.
When you know that everything that is happening is only appearing on the screen of consciousness, and that you yourself are the screen on which it all appears, nothing can touch you, harm you or make you afraid.
People who believe in the reality of the world are really no
better than people who build dams to catch the water that they see in a mirage.
Forwarded from تفحص خویش
ایگو همان همهویتشدن با افکار یا یکی پنداشتن خودتان با افکار است؛ یعنی شما هر فکری که پدیدار میشود را باور میکنید. در این وضعیت شما خودتان را همان چیزی میپندارید که ذهن به شما میگوید و خودتان را بر اساس چیزی که ذهن میگوید حس میکنید. رهایی از ایگو، رهایی از افکار است.
#اکهارت تُله
The identification with thinking becomes ego. Which means simply that you believe in every thought that arises and you derive your sense of who you are from what your mind is telling you who you are. To become free of ego means becoming free of thought.
#Eckhart Tolle
#اکهارت تُله
The identification with thinking becomes ego. Which means simply that you believe in every thought that arises and you derive your sense of who you are from what your mind is telling you who you are. To become free of ego means becoming free of thought.
#Eckhart Tolle
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"توهم چشیدن آب از سراب" - بخشی از یک گفتگو
#مسیرمستقیم
پیشنهاد میکنم این مطلب را عمیق و با دقت تا انتها گوش کنید چون میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
*مطالب بعدی در ارتباط با این موضوع خواهند بود.
#مسیرمستقیم
پیشنهاد میکنم این مطلب را عمیق و با دقت تا انتها گوش کنید چون میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
*مطالب بعدی در ارتباط با این موضوع خواهند بود.
Forwarded from تفحص خویش
(در ارتباط با پست قبل)
خوشبختی چیست؟
خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختیای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان میکنیم که میتوانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون میرود رنج را تجربه میکند.
در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلیاش بازمیگردد و از شادیِ «خویش» لذت میبرد.
بهطور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه میکند. و همینطور هنگامیکه چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آورد یا چیزهایی که از آنها بیزار است از بین برود، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت میبرد.
بنابراین ذهن بیوقفه بهطور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمیگردد.
سایهی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما بسیار سوزان.
کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامیکه به سایه میرسد، احساس خنکی میکند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب میآید و دوباره به سمت سایه میرود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه میماند.
بهطور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را میشناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمیکند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا میچرخد و احساس بدبختی میکند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمیگردد تا خوشبختی را تجربه کند.
#رامانا ماهارشی
وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان میخرید یا دوستی را ملاقات میکنید خوشحال میشوید. چرا این چیزها برای شما شادی میاورند؟
شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمان خاصی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب میشوید.
این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه میاورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان میآورد.
هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص میدهید و از امیال و خواسته رها هستید.
هنگامیکه یک ماشین میخرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین میرود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک میکند. هنگامیکه با دوستی ملاقات میکنید میل شما برای دیدار با او از بین میرود. هنگامیکه آپارتمانی میخرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی میدهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی میبخشد آنگاه میتوانید همیشه ذهنتان را خالی نگهدارید. آنگاه در هرکجا که هستید میتوانید شاد باشید، هنگام راه رفتن، حرف زدن، نشستن، ایستادن، خوابیدن در هر وضعیتی میتوانید شاد باشید.
#پاپاجی
خوشبختی چیست؟
خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختیای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان میکنیم که میتوانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون میرود رنج را تجربه میکند.
در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلیاش بازمیگردد و از شادیِ «خویش» لذت میبرد.
بهطور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه میکند. و همینطور هنگامیکه چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آورد یا چیزهایی که از آنها بیزار است از بین برود، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت میبرد.
بنابراین ذهن بیوقفه بهطور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمیگردد.
سایهی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما بسیار سوزان.
کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامیکه به سایه میرسد، احساس خنکی میکند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب میآید و دوباره به سمت سایه میرود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه میماند.
بهطور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را میشناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمیکند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا میچرخد و احساس بدبختی میکند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمیگردد تا خوشبختی را تجربه کند.
#رامانا ماهارشی
وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان میخرید یا دوستی را ملاقات میکنید خوشحال میشوید. چرا این چیزها برای شما شادی میاورند؟
شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمان خاصی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب میشوید.
این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه میاورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان میآورد.
هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص میدهید و از امیال و خواسته رها هستید.
هنگامیکه یک ماشین میخرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین میرود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک میکند. هنگامیکه با دوستی ملاقات میکنید میل شما برای دیدار با او از بین میرود. هنگامیکه آپارتمانی میخرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی میدهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی میبخشد آنگاه میتوانید همیشه ذهنتان را خالی نگهدارید. آنگاه در هرکجا که هستید میتوانید شاد باشید، هنگام راه رفتن، حرف زدن، نشستن، ایستادن، خوابیدن در هر وضعیتی میتوانید شاد باشید.
#پاپاجی
Forwarded from تفحص خویش
What is happiness?
Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery.
A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness.
#RamanaMaharshi
You might purchase a car or buy an apartment or meet a friend and you are happy. Why do these things bring you happiness? You are attracted to a particular person, or to a particular car, or to a particular apartment made of bricks and cement. It is not the steel, the rubber, or the benzene that brings happiness with the car. Nor is it the bones, flesh, blood, or marrow in a person. When you are happy you recognize the Self within the self, and you are free of desire. When you get a car your hope is gone, your desire for the car has left you. When you meet a friend your desire for the meeting is no longer there. When you buy an apartment your wanting to have an apartment is no longer there. This emptiness without desire or hope has given you happiness. If you know that it is this emptiness from the hope and desire that brings you happiness then you can always keep your mind empty. Then where is the problem to be happy wherever you are - walking, talking, sitting, standing, sleeping - you can be happy.
#Papaji
Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery.
A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness.
#RamanaMaharshi
You might purchase a car or buy an apartment or meet a friend and you are happy. Why do these things bring you happiness? You are attracted to a particular person, or to a particular car, or to a particular apartment made of bricks and cement. It is not the steel, the rubber, or the benzene that brings happiness with the car. Nor is it the bones, flesh, blood, or marrow in a person. When you are happy you recognize the Self within the self, and you are free of desire. When you get a car your hope is gone, your desire for the car has left you. When you meet a friend your desire for the meeting is no longer there. When you buy an apartment your wanting to have an apartment is no longer there. This emptiness without desire or hope has given you happiness. If you know that it is this emptiness from the hope and desire that brings you happiness then you can always keep your mind empty. Then where is the problem to be happy wherever you are - walking, talking, sitting, standing, sleeping - you can be happy.
#Papaji
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همان جریان زندگی که شبانهروز در رگهایم جاری است، در جهان نیز در جریان است و با وزنی آهنگین میرقصد. این همان زندگیای است که از لابهلای گردوخاک زمین سرخوشانه به بیشمار چمن سرسبز جوانهزده و به امواج پرهیاهوی برگها و گلها تبدیل میشود.
رابیندرانات #تاگور
“The same stream of life that runs through my veins night and day runs through the world and dances in rhythmic measures. It is the same life that shoots in joy through the dust of the earth in numberless blades of grass and breaks into tumultuous waves of leaves and flowers.”
Rabindranath #Tagore
رابیندرانات #تاگور
“The same stream of life that runs through my veins night and day runs through the world and dances in rhythmic measures. It is the same life that shoots in joy through the dust of the earth in numberless blades of grass and breaks into tumultuous waves of leaves and flowers.”
Rabindranath #Tagore
Forwarded from تفحص خویش
یک انسان عادی نیازمندِ داشتنِ صبر و بردباری در برابر انسانهای دیگر است لیک انسانی که بهغایت کامل شده است نیازمندِ داشتنِ چیزی به اسم صبر و بردباری نیست، زیرا برای فرزانه مفهوم "دیگری" وجود ندارد. او از فردیت خویش دست شسته است و نیکی خویش را بیهیچ تبعیضی در همهی جهات میگستراند. هیچ نفرتی، هیچ مقاومتی و هیچ ستیزهجویی و رقابتی در او نیست. او در سادگی، همیشه حضور دارد و همیشه میآموزد. دوست داشتنها، نفرت ورزیدنها و چشمداشتها، همگی وابستگیاند و وابستگیها، موانعِ رشدِ وجودِ حقیقیمان. پس یک انسانِ بیعیب و نقص به چیزی وابسته نمیماند و با همهکس به شیوهی بیشکل ارتباط میگیرد و به همین دلیل وجودش برای همهچیز نافع است. او میداند آنچه که شکل دارد با آنچه که بیشکل است برابر است. آنچه که سرزنده و پرشور است با آنچه که ساکن است و آسوده، برابر است. این یک حقیقتِ ظریف است و نه یک بدعتِ مذهبی، لیک تنها آنان که بهغایت کامل شدهاند، آن را درخواهند یافت.
از متن کتاب هو آ هوچینگ (تعالیم نهانی لائوتسه)
از متن کتاب هو آ هوچینگ (تعالیم نهانی لائوتسه)
همهچیز بهطور ذاتی میل به دگرگونی دارد.
تمام فرمها و ساختارهای این عالم میل به دگرگونی دارند.
نهایتِ تمامِ دگرگونیها، بازگشت به خاستگاه یا منشأ است.
ساختارها بهطور مدام به دلیلِ تغییرِ آگاهیِ اجزایشان در حال دگرگون شدن هستند اما در این میان غایت و انتهای هر ساختاری رسیدن به بی ساختاری است. هر چه اجزای هر ساختار از جز بودن خالی شوند، ساختار بهغایتِ خود نزدیکتر میشود.
#مسیرمستقیم
تمام فرمها و ساختارهای این عالم میل به دگرگونی دارند.
نهایتِ تمامِ دگرگونیها، بازگشت به خاستگاه یا منشأ است.
ساختارها بهطور مدام به دلیلِ تغییرِ آگاهیِ اجزایشان در حال دگرگون شدن هستند اما در این میان غایت و انتهای هر ساختاری رسیدن به بی ساختاری است. هر چه اجزای هر ساختار از جز بودن خالی شوند، ساختار بهغایتِ خود نزدیکتر میشود.
#مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
Amazing evolution1.pdf
16.5 MB
تکامل شگفتانگیز (سفرِ زندگی) – آنا کلیبورن
*دوستان عزیز ازآنجاکه این کتاب در بازار موجود است لطفاً در صورت اشتیاق حتماً این کتاب را خریداری کنید.
مطالب مرتبط
*دوستان عزیز ازآنجاکه این کتاب در بازار موجود است لطفاً در صورت اشتیاق حتماً این کتاب را خریداری کنید.
مطالب مرتبط
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این اوست که در تمامی عالم،
در تمام حالات هستی،
در تمام فرمها وجود دارد.
تمام نامها، نام اوست.
تمام شکلها، شکل اوست.
تمام صفات و حالات هستی حقیقتاً از آنِ اوست.
تو خودت همان خویش آشکار و مبرهنی. جستجوها و یافتنها تمامشان درون خودت است.
#آناندامایی ما
In the whole universe, in all states of being, in all forms is He. All Names are His names. All shapes His shapes, all qualities and all modes of existence are truly His.
You are yourself the self-evident atma: seeking and finding is all in you.
#Anandamayi Ma
در تمام حالات هستی،
در تمام فرمها وجود دارد.
تمام نامها، نام اوست.
تمام شکلها، شکل اوست.
تمام صفات و حالات هستی حقیقتاً از آنِ اوست.
تو خودت همان خویش آشکار و مبرهنی. جستجوها و یافتنها تمامشان درون خودت است.
#آناندامایی ما
In the whole universe, in all states of being, in all forms is He. All Names are His names. All shapes His shapes, all qualities and all modes of existence are truly His.
You are yourself the self-evident atma: seeking and finding is all in you.
#Anandamayi Ma
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چطور میتوانم جهان را به عنوان آگاهی درک کنم؟ - #روپرت_اسپایرا
*دوستان عزیز این ویدئوی بسیار مهم میتواند پاسخ بسیاری از سوالات شما باشد پس لطفا با دقت زیاد چندین بار آن را ببینید.
مطالب مرتبط:
ماهیت حقیقی ما چیست و چه چیز مانع ادراک آن شده است؟
آگاه بودن از آگاهی
تمثیل مری و جین
فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاهِ آگاهی
*دوستان عزیز این ویدئوی بسیار مهم میتواند پاسخ بسیاری از سوالات شما باشد پس لطفا با دقت زیاد چندین بار آن را ببینید.
مطالب مرتبط:
ماهیت حقیقی ما چیست و چه چیز مانع ادراک آن شده است؟
آگاه بودن از آگاهی
تمثیل مری و جین
فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاهِ آگاهی