مسیر مستقیم
9.19K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
"مِهری که در تمامی ذرات عالم است
جبران آن به عشقِ دمادم سپرده‌اند
تا صوت مهر در دو جهان جاودان شود
نخل امید در کفِ آدم سپرده‌اند"

دوستان عزیز، در طی این چند سال شاهد این بودید که این کانال به‌طور روزانه به تولید محتوا، ترجمه متون و زیرنویس ویدئوها مشغول بوده است. از طرفی برای اینکه این مطالب با کیفیت مناسب تهیه‌شده و در اختیار شما قرار بگیرد ساعت‌ها وقت و هزینه لازم است. همین‌طور که آگاهید تمام محتوای این دو کانال به‌طور رایگان و با کیفیت قابل‌قبول در اختیار شما قرار می‌گیرد طوری که چنانچه نیروی اصلی یعنی "نیروی عشق" نبود این کار مطلقاً هیچ توجیهی نداشت. همراهان عزیز، چنانچه تمایل دارید که این محتوا همچنان به روند خودش ادامه دهد نیاز است تا با رعایت قانون جبران شما هم در برکت این کار شریک شده و اجازه دهید تا با به جریان افتادن نیروی عشق، این آگاهی هرچه بیشتر شکوفا شود. این منابع را محدود به این روزگار ندانید بلکه تمام این‌ها برای مدت‌ها بعد از من و شما هم باقی‌مانده و کمک‌حالِ جستجوگرانِ حقیقت خواهند بود. شما هم در گسترش این آگاهی همراه باشید.
پیشاپیش از مهر، عشق و همراهی شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.

دوستان عزیز می‌توانند حمایت‌هایشان را به یکی از این شماره کارت‌ها واریز نمایند:

6362141123588478

6219861024932047
نیما پارسی

همچنین عزیزانی که ساکن خارج از ایران هستند نیز می‌توانند جهت دریافت اطلاعات پرداخت به این ای دی پیامی بفرستند.
@nimandoart
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این چیست که درون من رنج میکشد؟ - #روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
(این مطلب را در ارتباط با پست قبل درنظر بگیرید)

نگهبان و فانوس
در روزگار قدیم، اهالی روستایی در هند برای کاهش جرم و جنایت یک نگهبان شب استخدام کردند. او شب‌ها با یک فانوس فلزی در کوچه‌ها و خیابان‌ها نگهبانی می‌داد. نور فانوس (مثل چراغ‌قوه) فقط مسیر جلو را روشن می‌کرد به‌طوری‌که نگهبان فقط می‌توانست هرجایی که نور فانوس آنجا را روشن می‌کند را ببیند. هیچ نوری روی کسی که فانوس را حمل می‌کرد نمی‌افتاد، به‌نحوی‌که اگر می‌خواستی ببینی نگهبان چه کسی است باید از او می‌خواستی تا نور را به سمت خودش بچرخاند.
ماجرای ما هم مانند همین است!
چشم‌های ما (گوش‌ها، زبان و ...) همه رو به جلو هستند و مدام مشغول دیدن و احساس کردن چیزهای این دنیا هستند. خدا می‌گوید: اگر می‌خواهی مرا ببینی، نور را بچرخان و به درون نگاه کن و منشأ اصلی تمام نورها را پیدا کن.
#راماکریشنا
Forwarded from تفحص خویش
"The Watchman and the Lantern"
--------------------
"In olden days, the Indian village hired a night-watchman to keep down crime and accidents. He would go around the streets and lanes with a square metal lantern, open only at the front. The watchman could see, wherever the lantern cast its light. No rays of light fell on him, who carried the lantern. If you wanted to see who the watchman was, you had to ask him to turn the lamp back on his own face. We are like that!
Our eyes (ears, tongue, etc.) are all facing outward, looking at and feeling the things of the world. God says, "if you want to see me, turn the lamp around; look within and find the Source of all the light."
#Ramakrishna
Forwarded from تفحص خویش
افکار می‌آیند و می‌روند.
احساسات می‌آیند و می‌روند.
ببین این چیست که باقی می‌ماند.
#رامانا ماهارشی

Thoughts come and go.
Feelings come and go.
Find out what it is that remains.
#Ramana Maharshi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا چه چیز باقی میماند؟ - #روپرت_اسپایرا

در تمثیل چراغ‌قوه، چراغ‌قوه به دلیل تمرکزِ توجه به چیزهایی که از آنها آگاه است رفته‌رفته حقیقت خودش را فراموش کرده و خودش را مجموعه چیزهایی می‌پندارد که از آنها آگاه است. یعنی به دلیل توجه مدام، خودش را بخشی از جعبه‌ای پاره، یک جعبه‌ابزار، دیواری نمور و بخشی از یک دوچرخه قدیمی می‌پندارد و چراغ‌قوه بودن را به فراموشی سپرده است.
این تمرین که بخشی از فرایند تفحص خویش است تلاش می‌کند تا چراغ‌قوه را از چیزهایی که از آنها آگاه است خالی کرده و توجه را به سمت خودش بیاورد.
یعنی چیزی مثل همان مطلب قبل از #راماناماهارشی:
افکار می‌آیند و می‌روند.
احساسات می‌آیند و می‌روند.
ببین این چیست که باقی می‌ماند.
Forwarded from تفحص خویش
من کیستم؟

در سکوت بنشینید و به‌آرامی بارها از خودتان بپرسید من کیستم؟ همین‌طور که عمیق‌تر به درون می‌روید لایه‌های سطحی به کناری می‌روند.

۱-من اسمی دارم اما من اسمم نیستم
من کیستم؟

۲-من بدنی دارم اما من بدنم نیستم
من کیستم؟

۳-من روابطی دارم اما من آن روابط نیستم
من کیستم؟

۴-من خاطرات واضحی از گذشته دارم اما من آن خاطرات نیستم
من کیستم؟

۵-من آرزوها و رؤیاهایی برای آینده دارم اما من آن افکار نیستم
من کیستم؟

۶-من شادی و غم، هیجان و ترس، عشق و خشم را احساس می‌کنم اما من این احساسات نیستم
من کیستم؟

۷-وقتی تمام چیزهایی که فکر می‌کنم خودم هستم محو شوند. چه چیز باقی می‌ماند؟
من کیستم؟

همین‌طور که هم هویت شدگی با بدن، افکار و احساسات را رها می‌کنید، آن آگاهیِ خالص باقی خواهید ماند، گسترده و خالی همچون آسمان...

* با توجه به تمثیل چراغ قوه، این مطلب چیزی مانند این است که چراغ قوه را از چیزهایی که از آنها آگاه است خالی کنیم تا در پرتو این خالی شدن، ماهیت حقیقی خودش که چراغ قوه بودن است را به یاد آورد.
Forwarded from تفحص خویش
Who Am I?

Sit still and quietly ask yourself, over and over again. Who Am I? Keep peeling back the subtle layers of your self as you dig deeper...

1.) I have a name, but I am not my name.

Who Am I?

2.) I have a body, but I am not my body.

Who Am I?

3.) I have relationships, but I am not those relationships.

Who Am I?

4.) I have vivid memories of the past, but I am not those memories.

Who Am I?

5.) I have compelling hopes and dreams for the future, but I am not those thoughts.

Who Am I?

6.) I feel happiness and sadness, excitement and fear, love and anger, but I am not those feelings.

Who Am I?

7.) When everything that I think I am falls away. What remains?

Who Am I?

As you dis-identify from your body, thoughts, and feelings, you’ll come to rest as pure Awareness itself, wide open and empty as a sky...
Forwarded from تفحص خویش
دوست عزیزی محبت کردند و مطلب بالا رو بصورت مراقبه درآورند و برای ما ارسال کردند. سپاس از محبت ایشان 🌸🙏
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سفر بازگشت – #روپرت_اسپایرا

این ویدئو صحبتهای روپرت اسپایرا در مستند Chasing the Present است.

*مطالب را همسو باهم درنظر بگیرید.
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
بی‌حوصلگی، خشم، غم، یا ترس مال شما نیستند، آن‌ها متعلق به شما نیستند. آن‌ها حالات یا وضعیتهای ذهن بشری هستند. می‌آیند و می‌روند. تو آن چیزی که می‌آید و می‌رود نیستی.
بطور مثال به جملات زیر دقت کن:
"حوصله‌ام سر رفته" چه کسی از این آگاه است؟
یا
"من عصبانی، غمگین و نگرانم" چه کسی این‌ها را میشناسد؟
تو آن «شناختن یا آگاهی» از این وضعیتها هستی و نه وضعیتهایی که شناخته می‌شوند.
#اکهارت تُله

"تو آسمانی.
و ابرها چیزهایی هستند که اتفاق میفتند، همان‌هایی که می‌آیند و می‌روند."
#اکهارت تُله

"چه ساده است یادآوری حقیقت و درنتیجه بازگشت به خانه، این حقیقت که:
من افکارم، احساساتم، ادراکات حسی و تجربیاتم نیستم.
من محتوای زندگی‌ام نیستم.
من خودِ زندگی‌ام.
من فضایی هستم که همه‌چیز در آن اتفاق میفتد. من آگاهی‌ام. من همان لحظه حالم.
من هستم.
#اکهارت تُله


پرسشگر: آیا تاکنون خوشحال یا غمگین بوده‌اید؟ آیا غم و شادی را می‌شناسید؟
نیسارگاداتا: آن‌ها برای شما وجود دارند، برای من آن‌ها فقط وضعیت‌های ذهنی هستند و من ذهن نیستم.
#نیسارگاداتا ماهاراج

" همانند زندگیِ شما، زندگی من نیز توالی اتفاقات است .فقط اینکه من از آنها جدا هستم و این نمایش گذرا را عینا همچون یک نمایش گذرا میبینم در حالیکه شما به چیزها میچسبید و همراه با آنها حرکت میکنید."
#نیسارگاداتا ماهاراج


"Boredom, anger, sadness, or fear are not "yours", not personal. They are conditions of the human mind. They come and go.
Nothing that comes and goes is you.
"I am bored." Who knows this?
"I am angry, sad, afraid." Who knows this?
You are the knowing, not the condition that is known."
#Eckhart Tolle
"How easy it is to remember the truth and thus return home:
I am not my thoughts, emotions, sense perceptions, and experiences.
I am not the content of my life.
I am Life.
I am the space in which all things happen.
I am consciousness.
I am the Now.
I Am"
#Eckhart Tolle

"You are the Sky.
the clouds are what happens, what comes and goes."
#Eckhart Tolle

Questioner: Are you ever glad or sad?
Do you know joy and sorrow?
To me they are states of mind only, and I am not the mind.
I Am That, Chapter 25

My life is a succession of events, just like yours. Only I am detached and see the passing show as a passing show, while you stick to things and move along with them.
#Nisargadatta Maharaj
Forwarded from تفحص خویش
۱. کسی که ذهنش فریفته‌یِ زیباییِ یک نقشِ تراش‌خورده در دل سنگ می‌شود، این حقیقت که اصل و اساس این نقش «سنگ» است را فراموش می‌کند.

۲. هنگامی‌که او بر این فریفتگی غلبه کند و بعد به آن نقش نگاه کند، آنگاه آن لایه زیرین یعنی سنگ که اصل و اساس آن نقش است را خواهد دید.

۳. به‌این‌ترتیب هنگامی‌که سنگ دیده شود و موردتوجه قرار گیرد آنگاه این سنگ، درون آن نقش نیز دیده خواهد شد و در این صورت این نقش چیزی جز همان سنگ مشاهده نمی‌شود.

۴. روشن‌شدگی به حقیقت نیز به همین شیوه است. آگاهی عمدتاً به خاطر شیفتگی و علاقه‌مندی فرد به عینیت‌های بیرونی کم سو و گنگ می‌شود.

۵. هنگامی‌که فرد بر این شیفتگی غلبه کند و آنگاه به عینیت‌ها نگاه کند مشخص خواهد شد که آن‌ها فقط از آگاهی برخاسته و در همان ساکن‌اند.

۶. به‌این‌ترتیب وقتی آگاهی موردتوجه قرار بگیرد، آن در عینیت‌ها نیز آشکار خواهد شد و آن عینیت‌ها نیز خودشان به وقتش به آگاهی تبدیل خواهند شد.

۷. ادراک حقیقت، همان ادراک خود و تمام جهان به‌عنوان یک آگاهی واحد است.

#آتماناندا کریشنا منون
Forwarded from تفحص خویش
1. He whose mind is captivated by the beauty of a figure sculptured in a piece of rock, forgets even the fact of the rock being its background.
2. When he rises above this captivation and looks at the figure, he sees the background, rock, which supports the figure.
3. When the rock thus receives attention, rock is seen also in the figure, and later on the figure is seen as nothing other than rock.
4. Enlightenment of truth also comes in this manner. Consciousness becomes dimmed chiefly through one’s captivation and abiding interest in external objects.
5. When one outgrows this interest and looks at the objects it will be found that they rise and abide in Consciousness alone.
6. When Consciousness thus begins to receive due attention, it becomes revealed in the objects as well, and they themselves will in due course become transformed into Consciousness.
7. It is the realisation of oneself and the entire world as one Consciousness that is known as realisation of Truth.
#Atmananda Krishna Menon